25 نتیجه برای آموزش
مهکامه میرکریمی، فاطمه اربابی کلاتی، علیرضا انصاری مقدم،
دوره 24، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین جنبههای آموزش دانشجویان گروه پزشکی، آموزش مهارتهای عملی میباشد. هدف از این مطالعه مقایسه دو روش نمایش فیلم و آموزش زنده در آموزش نحوه قرار دادن صحیح فیشورسیلنت بر دندانهای مولر دایمی بود.
روش بررسی: تعداد 30 نفر از دانشجویان ترم 8 دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان (90-1389) به صورت تصادفی به دو گروه 15 نفری تقسیم گردیدند. در گروه 1 نحوه قرار دادن صحیح فیشورسیلنت توسط استاد بخش کودکان به صورت زنده بر روی بیمار آموزش داده شد و در گروه 2 دانشجویان نحوه قرار دادن صحیح فیشورسیلنت را در فیلم مشاهده نمودند. پس از آموزش هر دانشجو یک مورد فیشورسیلنت بر روی دندان مولر دایمی بیمار انجام داده و درستی انجام هر مرحله توسط دندانپزشک متخصص کودکان کنترل گردیده و نمرهگذاری شد. برای مقایسه دو گروه با یکدیگر از لحاظ نمره عملی از آزمون T-test و برای مقایسه میزان رضایت دانشجویان از آزمون Chi square استفاده گردید.
یافتهها: میانگین نمرات دانشجویان در گروه Video tape برابر 5/16 و در گروه آموزش زنده 53/16 بوده است و در مقایسه دو گروه با یکدیگر بین دو روش آموزشی ذکر شده براساس نمره کلی دانشجویان از لحاظ آماری تفاوت معنیداری مشاهده نشد (05/0
نتیجهگیری: هر دو روش آموزشی نمایش فیلم و آموزش زنده در تدریس نحوه قرار دادن فیشورسیلنت نتایج یکسانی داشته است. بنابراین روش نمایش فیلم میتواند به همراه یا به عنوان جایگزین روش آموزش زنده مطرح گردد.
سیمین زهرا محبی، مهری اسفندیار،
دوره 24، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی روند آموزش از ملزومات آموزش موفق است. هدف از این مطالعه تاثیر واحد جامعهنگر نظری بر دانش، نگرش و عملکرد (خود اظهار) دانشجویان در حیطه دندانپزشکی پیشگیرانه در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران و رضایت آنان از نحوه ارایه این واحد درسی بود.
روش بررسی: گروه مداخله دانشجویان سال چهارم دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و گروه مقایسه دانشجویان سال چهارم دانشکده دندانپزشکی دانشگاه شهید بهشتی بودند. پرسشنامه شامل سوالهای زمینهای و سوالهای مربوط به دانش، نگرش و عملکرد در حیطه پیشگیری و رضایتمندی دانشجویان بود. مداخله شامل 17 جلسه هفتگی (یک ساعته) واحد جامعهنگر نظری بود. مجموع امتیازات سوالات دانش، نگرش و عملکرد محاسبه شد و تغییرات صورت گرفته توسط مدل جنرال خطی تحلیل آماری شدند.
یافتهها: میانگین امتیازات دانش گروه مداخله در ابتدا 9/16 (0/4) و بعد از مداخله 7/23 (4/3) و گروه مقایسه در ابتدا 3/16 (5/3) و بعد از مداخله 17 (3/3) بود. مدل جنرال خطی نشان داد که مداخله در افزایش معنیدار (0001/0>P) امتیاز دانشجویان در دانش مرتبط با پیشگیری موفق بوده است. بیشتر دانشجویان (92%) از یادگیری موارد جدید در طی ارایه این واحد درس احساس رضایت کردند.
نتیجهگیری: دانش دانشجویان در زمینه پیشگیری با گذراندن واحد جامعهنگر نظری که با شیوه استاد- محور سخنرانی ارایه گردید به طور موفقیتآمیزی افزایش پیدا کرد. با استفاده از مزایای روشهای دانشجو محور ممکن است موجب تغییر نگرش و عملکرد در حیطه پیشگیری در دانشجویان شد.
سیمین زهرا محبی، رضا یزدانی، سیده طاهره میر مولایی، زینب تارتار، آتوسا جانشین،
دوره 26، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: ماماها در انتقال اطلاعات مرتبط با سلامت دهان میتوانند نقش مهمی داشته باشند چراکه مادران باردار بیشتر با این گروه در ارتباط هستند. هدف ما بررسی تأثیر یک مداخله آموزشی بر دانش و آمادگی ارایه مراقبتهای سلامت دهان مادران باردار در دانشجویان مامایی بود.
روش بررسی: در این کارآزمایی تصادفی گروه مداخله شامل دانشجویان سال سوم مامایی پردیس مرکزی (29 نفر) و گروه مقایسه (33 نفر در پردیس همت) پرسشنامهای شامل 8 سؤال دموگرافیک، 18 سؤال مرتبط با دانش و 1 سؤال مربوط به آمادگی را تکمیل کردند. سپس مداخله آموزشی با بهرهگیری از روشهای سخنرانی، آموزش نحوه مسواک زدن و ایفای نقش انجام شد و به فاصله 3 ماه پرسشنامهها مجدداً تکمیل شد. آنالیزآماری توسط Mann-Whitney Test ، T-test ، Chi-Square test ، ANOVA و Regression با نرمافزار SPSS انجام گرفت.
یافتهها: میانگین نمره دانش در گروه مداخله و مقایسه در پیشآزمون 7/26 و 8/24 بود که در پسآزمون به 5/48 و 1/29 تغییر یافت (001/0> P ). در قسمت آمادگی در به کارگیری اطلاعات ارتقاء سلامت دهان در گروه مداخله و مقایسه به ترتیب 6/52% و 4/36% گزینه خیلی زیاد را انتخاب کردند که این اعداد پس از مداخله به ترتیب 2/68% و 7/41% بودند.
نتیجهگیری: نتایج امیدبخش مداخله آموزشی حاضر که به صورت تلفیقی از دو روش استاد محور و دانشجو محور انجام شده بود، نشان داد که بهبود دانش و افزایش آمادگی دانشجویان امکانپذیر است و بر لزوم گنجاندن واحد درسی مرتبط در آموزش مامایی دلالت دارد.
محمدرضا خامی، آرزو ابن احمدی، مینا احمدیان، سمانه رازقی، رضا یزدانی،
دوره 27، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: :مصرف دخانیات موجب مرگ سالانه 5 میلیون نفر در جهان میشود که این رقم در ایران طبق آمار وزارت بهداشت به 70 هزار نفر میرسد. با توجه به اینکه اکثریت مردم به طور مرتب به دندانپزشکان مراجعه میکنند ، میتوان از این فرصت مناسب برای ارایه مشاورههای ترک دخانیات استفاده کرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی دانش، نگرش و مهارت دانشجویان سال آخر دندانپزشکی دانشگاههای علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی در خصوص کنترل دخانیات در مطب دندانپزشکی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، جامعه مورد بررسی دانشجویان سال آخر دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی بود و روش نمونهگیری در این مطالعه به روش سرشماری بود و از پرسشنامه برای جمعآوری دادهها استفاده شد. پرسشنامه به تک تک دانشجویان شرکت کننده داده شد (93 نفر) که طی آن دانش، نگرش و مهارت دانشجویان دندانپزشکی بررسی گردید. جهت تحلیل نتایج از آزمون T-test استفاده گردید.
یافتهها: در مجموع 93 دانشجو در این مطالعه شرکت کرده بودند (میزان پاسخ دهی 100%) میانگین نمره دانش در دو دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران و شهید بهشتی (به ترتیب 5/17و 4/18، 09/0 P= )، و همچنین نگرش (به ترتیب 5/33 و 1/33، 80/0 P= ) با هم تفاوت معنیدار نداشت، اما در بخش مهارت
(به ترتیب: 9/11 و 6/16، 002/0 P= ) تفاوت نمره معنیدار بود.
نتیجهگیری: علیرغم نگرش نسبتاً خوب دانشجویان دندانپزشکی در زمینه مشاوره ترک دخانیات، دانش و مهارت آنان در این زمینه دچار ضعف است. باید در دانشکدههای دندانپزشکی برنامههای آموزشی مناسب در این زمینه اجرا شود.
مهدی قندهاری مطلق، جلال پورهاشمی، سارا قدیمی، فریده بقایی،
دوره 27، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: محیط دندانپزشکی یکی از مکانهای استرسآور برای کودکان به شمار میآید که در بسیاری موارد والدین ترس و نگرانی خود را در اولین ملاقات دندانپزشکی به کودک خود منتقل میکنند. مادران به عنوان نزدیکترین فرد به کودک احتمالاً نقش مهمی بر همکاری کودک در درمان دندانپزشکی دارند. هدف از این مطالعه بررسی اثر بخشی پمفلت آموزشی برای مادران بر رفتار و همکاری کودکان 7-3 سال در اولین ملاقات دندانپزشکی بود.
روش بررسی: اثر بخشی پمفلت آموزشی برای مادران، بر روی 238 مادر از میان مراجعهکنندگان به بخش کودکان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران که کودک 7-3 سال داشتند و کودک خود را برای اولین بار به مرکز دندانپزشکی میبردند، بررسی شد . شرکت کنندگان در مطالعه بطور تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. همکاری کودکان از طریق پرسشنامهای که بر اساس مقیاس 4 درجهای فرانکل تهیه شده بود سنجیده شد. این پرسشنامه حاوی 5 قسمت بود: جدایی کودک از مادر، ورود به اتاق و قرارگیری روی صندلی دندانپزشکی، باز کردن دهان، ارتباط با دندانپزشک وگرفتن جایزه. دادههای مطالعه با آزمون Chi-square ارزیابی گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد پمفلت فقط در مرحله جدایی کودک از مادر تأثیرگذار است بطوری که در گروه مداخله رفتار و همکاری کودکان بهتر از گروه شاهد بود (006/0= P ). در گروه مداخله 2/96% کودکان دارای رفتار خوب و خیلی خوب بودند و در گروه شاهد 8/90% کودکان دارای رفتار خوب و خیلی خوب بودند که این تفاوت معنیداری نبود (11/0= P ).
نتیجهگیری: اگرچه پمفلت در مرحله جدایی کودک از مادر تأثیرگذار بود، اما میزان همکاری در دو گروه مقایسه و مداخله در اولین جلسه دندانپزشکی تفاوت معنیداری نداشت.
عیسی محمدی زیدی، امیر پاکپور حاجی آقا، اصغر کاربرد، بنفشه محمدی زیدی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ارتباط مستمر بیماران با دندانپزشکان، توانایی تشخیص عوارض اولیه مصرف تنباکو بر سلامت دهان و سلامت عمومی بدن، کلینیکهای دندانپزشکی را تبدیل به بستری مناسب برای ارایه مشاورههای ترک سیگار کرده است. هدف از این مطالعه تعیین کارآیی مداخله آموزشی بر ترک سیگار در بیماران مراجعه کننده به کلینیکهای دندانپزشکی با کاربرد مدل مراحل تغییر بود.
روش بررسی : مطالعه حاضر یک پژوهش شبه تجربی بود که در سال 1392 انجام شد. 40 بیمار سیگاری در درمانگاههای تخصصی در هر یک از گروههای مداخله و مقایسه پرسشنامه خود ایفای شامل سؤالات عمومی و دموگرافیک، مراحل تغییر، فرآیندهای تغییر، خودکارآمدی، توازن تصمیمگیری قبل و بعد از 6 ماه آموزش را تکمیل کردند. گروه مداخله 2 جلسه آموزشی به شیوه بحث گروهی به مدت 60 دقیقه را دریافت کرد. دادهها با آزمونهای آماری کای اسکوئر، تی زوجی و مستقل، من ویتنی و ویلکاکسون آنالیز شدند.
یافتهها: از حیث توزیع بیماران در مراحل تغییر (پیش تفکر، تفکر و آمادگی) بین گروههای مداخله (5/42، 35 و 5/22 %) و مقایسه (5/37، 35 و 5/27%) قبل از آموزش اختلاف معنیداری وجود نداشت (55/0= P ). پس از آموزش در گروه مداخله به ترتیب 20 و 10 درصد بیماران مراحل اجرا و نگهداشت ترک سیگار را گزارش کردند (001/0> P ). بعد از آموزش شاهد افزایش میانگین سازه فرایندهای تجربی، فرایندهای رفتاری، منافع و خودکارآمدی و کاهش میانگین سازه هزینهها در گروه مداخله بودیم (001/0> P ) .
نتیجهگیری : یافتهها نشانگر اثربخشی آموزش با استفاده از مدل مراحل تغییر در افزایش موارد ترک سیگار بیماران بود. لذا آشنایی دندانپزشکان با آموزش در قالب مدل مراحل تغییر به منظور ترک سیگار توصیه میشود.
آرش منصوریان، شیوا شیرازیان، محمد جلیلی، مهدی وطن پور، لیلا پور مومن اعرابی،
دوره 29، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه طراحی چک لیست و تعیین میزان رضایتمندی اعضاء هیأت علمی و دانشجویان از این روش، در مقایسه با روش معمولی global rating برای ارزیابی مهارتهای بالینی دانشجویان ترم 7 دندانپزشکی در درس بیماریهای دهان و صورت عملی بوده است.
روش بررسی: ابتدا چک لیست، در جلسات بحث گروهی متخصصان طراحی شد. سپس روایی و پایایی آن به وسیله ضریب CVI و بازآزمایی ارزیابی شد. دانشجویان (66 نفر) در دو گروه، با یکی از دو روش چک لیست و روش معمول global rating ارزیابی شدند. در پایان دوره میزان رضایتمندی ارزیابان و دانشجویان با آزمون ویلکاکسون و من ویتنی و میانگین نمرات دانشجویان با آزمون Paired T test تحلیل گردید.
یافتهها: روایی محتوایی کل چک لیست براساس ضریب CVI 88/0 و ضریب پایایی ان 9/0 بود. میزان رضایتمندی ارزیابان از دو روش مورد مطالعه تفاوت معنیداری نداشت (Wilcoxon P=0.06). علیرغم فقدان اختلاف معنیدار در میزان رضایتمندی دانشجویان، روش چک لیست بیشتر مورد پذیرش آنها بود. میانگین نمرات دانشجویان در روش چک لیست برابر 61/9±69/89 و در روش global rating برابر 85/10±27/86 بود ولی این اختلاف معنیدار نبود (06/0P≤).
نتیجهگیری: باتوجه به رضایت بالاتر دانشجویان از روش چک لیست و توجه بیشتر به اجزای مورد ارزیابی و عینیتر بودن این روش و همچنین با توجه به عدم اختلاف معنیدار نمرات در دو روش به نظر میرسد که روش چک لیست روش مناسبی برای ارزیابی عملکرد دانشجویان میباشد.
سمانه رازقی، سارا قدیمی، سیمین زهرا محبی، فاطمه اقبالی مقدم،
دوره 29، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از روشهای موثر در کاهش شیوع پوسیدگی، آموزش سلامت دهان است. هدف این مطالعه ارزیابی تأثیر دو مداخله آموزشی در رابطه با پیشگیری از پوسیدگی زودرس کودکی بر عملکرد خود اظهار والدین کودکان 5-2 ساله دریافت کننده درمان دندانپزشکی تحت بیهوشی عمومی بود.
روش بررسی: در این مطالعه مداخلهای 37 زوج کودک و مادر در دو گروه مداخله شامل گروه پمفلت و گروه پمفلت همراه با یادآور ارزیابی شدند. پرسشنامه استاندارد در دو نوبت در آغاز مطالعه و سه ماه پس از انجام مداخلات، توسط مادران تکمیل شد. فرم معاینه وضعیت دهان و دندان کودکان، شامل شاخص بهداشت دهان ساده شده، وضعیت پوسیدگی دندان، و وجود ضایعات سفید، قبل از شروع درمان دندانپزشکی و سه ماه بعد از درمان تحت بیهوشی، برای کلیه کودکان تکمیل شد. در این فاصله زمانی در یکی از گروهها یادآوری به صورت تماس تلفنی هر ماه یکبار صورت میگرفت. نتایج درنهایت به منظور مقایسه پاسخها در پیش و پس آزمون مورد آنالیز آماری قرار گرفت. از نرمافزار SPSS V22 برای ورود اطلاعات و آزمونهای آماری Wilcoxon Signed Ranks Test و Mann-Whitney Test استفاده شد.
یافتهها: مقایسه هر یک از گروهها قبل و بعد از مداخله نشان داد که در هر دو گروه توانایی خود اظهار مادر در رابطه با وادار کردن کودک به دوبار مسواک زدن در روز و نیز دفعات مسواک زدن کودک بیش از یک بار در روز به طور معنیداری افزایش یافته است (001/0=P و 03/0=P). شاخص بهداشت دهان ساده شده بعد از مداخلات بین دو گروه تفاوت معنیداری نداشت. اما در هر دو گروه سه ماه پس از مداخلات به طور معنیداری کاهش یافته بود (003/0=P). میانگین تعداد white spot در ابتدا و انتهای مطالعه در هر دو گروه به طور معنیداری کاهش داشت. در زمینه عملکرد خود اظهار مادران پس از مداخلات تفاوت معنیداری بین دو گروه مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: کاربرد ابزار آموزشی پمفلت با یا بدون یادآوری اثر مشابهی در طول سه ماه بر بهبود عملکرد خود اظهار مادران در خصوص بهداشت دهان و دندان کودکان داشت.
محمد رضا خامی، هومن کشاورز، سمانه رازقی،
دوره 30، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: نظرات دانشجویان در مورد محتوا، ساختار و کیفیت آموزشهای دریافتی جزیی اساسی در ارزیابی همه جانبه برنامه آموزشی است و منبع اطلاعاتی مهمی برای سیاست گزاریها به شمار میرود. در این مطالعه سعی ما بر این بوده است تا با ارزیابی نظرات دانشجویان سال آخر دانشکدههای دندانپزشکی کشور درباره برنامه آموزشی دوره عمومی دندانپزشکی تا حد امکان به تدوین، پایش و ارزیابی برنامه آموزشی جدید به صورت مطلوب کمک کنیم.
روش بررسی: این مطالعه به صورت یک مطالعه مقطعی پرسشنامهای در سال تحصیلی 90-1389 انجام شد. جمعیت مورد مطالعه، دانشجویان سال آخر رشته دندانپزشکی در 15 دانشکده دولتی سطح کشور بودند. در دانشکدههای مورد مطالعه، همه دانشجویان سال آخر برای شرکت در مطالعه دعوت شدند. آنالیزهای آماری به وسیله آزمون کای دو انجام شد.
یافتهها: در مجموع 432 دانشجو (4/68 درصد دختر) در مطالعه شرکت کردند. 4/72 درصد از پاسخ دهندگان (7/60 درصد از پسران و 6/77 درصد از دختران، 001/0P=) اعتقاد داشتند که آموزش دوره دندانپزشکی عمومی کاملاً ناکافی یا ناکافی بوده است. فقط حدود یک سوم از دانشجویان معتقد بودند که روشهای تدریس مناسب یا کاملاً مناسب هستند.
نتیجهگیری: به طور کلی، به نظر میرسد که آموزش دوره دندانپزشکی عمومی از دید دانشجویان دندانپزشکی، هم از لحاظ محتوا و هم از لحاظ روشهای تدریس وضعیت مناسبی نداشته است. این مسأله لزوم بازنگری برنامه آموزشی دندانپزشکی عمومی را بیش از پیش روشن میسازد.
مهدی عباسی، عقیل رحمانی، لادن رنجبر عمرانی، زهره مرادی، معصومه حسنی طباطبایی، سارا ولیزاده،
دوره 31، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: رنگ یکی از مهمترین و پیچیدهترین اجزا در دندانپزشکی زیبای است. تطابق رنگ دندان با ترمیم از سختترین کارها در دندانپزشکی ترمیمی محسوب میشود. یکی از جنبههای مهم آموزش دندانپزشکی آموزش و فراگیری تطابق رنگ است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر روش آموزش بر بهبود توانایی تعیین رنگ توسط دانشجویان دندانپزشکی بود.
روش بررسی: در این طرح 40 نفر از دانشجویان دوره بالینی دندانپزشکی شرکت داشتند که به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. گروه اول به طور حضوری و عملی مورد آموزش روشهای تطابق رنگهای دندانی قرار گرفتند. در گروه دوم از جزوه آموزشی جهت آموزش استفاده شد. از دانشجویان هر گروه قبل، بعد و همچنین پس از 1 ماه خواسته شد که با استفاده از سری تعیین رنگ ویتا کلاسیک، به تعیین رنگ نمونهها بپردازند. ارزیابی توانایی تعیین رنگ توسط دانشجویان، با آزمون Pearson Chi-Square با حجم نمونه 18 یا 20 و با سطح اطمینان 95% انجام شد.
یافتهها: گروه آموزش با جزوه در تعیین رنگ نمونه چهارم، به طور معنیداری موفقتر عمل نمود (003/0P=). در هیچ یک از گروههای مورد مطالعه و در هیچ یک از نمونههای رنگی مورد استفاده، نتایج یک ماه بعد از آموزش بهتر از نتایج قبل از شروع آموزش نبود. همچنین درکل ارتباط معنیداری بین دقت تعیین رنگ با جنسیت دانشجویان و استفاده از عینک مشاهده نشد.
نتیجهگیری: آموزش با جزوه در بهبود دقت تعیین رنگ مؤثرتر از آموزش عملی برای دانشجویان دندانپزشکی بود. همچنین، استفاده از عینک و جنسیت تأثیری بر دقت تعیین رنگ نداشت.
فاطمه شاهسواری، مریم جولهر، محمد جواد خرازی فرد، شاهرخ عرفان منش،
دوره 32، شماره 1 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از کامپیوتر و اینترنت در جامعه مدرن و دیجیتالی امروزه یک ابزار کارآمد برای به روز شدن و حذف شکاف اطلاعاتی است. هدف این مطالعه، بررسی استفاده از کامپیوتر و اینترنت در میان دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی تهران در سال 1395 بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی جهت بررسی میزان دسترسی و بهره گیری از کامپیوتر و اینترنت در دانشجویان دندانپزشکی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بر روی 401 دانشجوی دندان پزشکی انجام شد. روایی و اعتبار پرسشنامه بررسی و تأیید شد (کاپا=82/0). دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS22 و آنالیز رگرسیون لجستیک و آمار توصیفی بررسی گردید.
یافتهها: در این مطالعه بیش از (95%) دانشجویان به کامپیوتر و اینترنت دسترسی داشتند. مهارت استفاده از کامپیوتر در (6/45%) دانشجویان پایهای بود. عمدهترین کاربرد کامپیوتر، استفاده از اینترنت بود و تنها (2/13%) دانشجویان از برنامههای Microsoft Office استفاده میکردند (9/34%). دانشجویان به صورت ماهانه و (4/29%) هفتگی از اینترنت برای مطالعه مباحث دندانپزشکی استفاده میکردند. تنها (7/9%) از دانشجویان در کارگاههای آموزشی در رابطه با نحوه جستجو، شرکت کرده بودند. بیشترین محدودیت در استفاده از اینترنت محدودیت سرعت بود. ارتباط مثبت و معنیداری بین وضعیت سکونت افراد (001/0P<)، وضعیت اقتصادی (0/05=P)، ترم تحصیلی (0/038=P) و استفاده از کامپیوتر و اینترنت (چه به لحاظ دسترسی بیشتر و چه به لحاظ استفاده جهت بهبود اطلاعات و دانش خود) مشاهده شد.
بحث و نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، سطح اقتصادی بالاتر، ترم تحصیلی بالاتر و مالکیت ملک شخصی، دسترسی بهتر و استفاده بهینه از کامپیوتر و اینترنت را فراهم میآورد. گرچه پیشنهاد میگردد در برنامههای آموزشی تمرکز بیشتری بر روی آموزش مهارتهای کامپیوتری در میان دانشجویان باشد.
محمدرضا خامی، شیما قربانی، مهدی حسن پور،
دوره 32، شماره 2 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان مرگ و میر بالا و هزینههای درمان بیماریهای ناشی از آن موجب شد تا سازمان جهانی بهداشت بر نقش دندانپزشک در ترک دخانیات بیماران تأکید ویژهای داشته باشد. هدف این مطالعه بررسی دانش دانشجویان نسبت به پیامد استعمال دخانیات بر سلامتی، نگرش آنها نسبت به فعالیتهای ترک دخانیات و برنامه آموزشی آنها در این زمینه بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی جامعه مورد بررسی دانشجویان سال آخر دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی، آزاد و شاهد بود. از پرسشنامه برای جمع آوری دادهها استفاده شد که علاوه بر اطلاعات زمینهای، دانش، نگرش و آموزش دانشجویان در زمینه مشاوره ترک دخانیات در کار دندانپزشکی بررسی گردید. روش نمونهگیری سرشماری بود. برای به دست آوردن میانگین نمرات هر بخش از آزمون One-way ANOVA استفاده شد. سپس برای مقایسه میانگین نمرات به صورت دو به دو از آزمون Turkey HSD استفاده شد.
یافتهها: در مجموع 138 دانشجو در این مطالعه شرکت کرده بودند (میزان پاسخ دهی 100%). از حداکثر نمره قابل کسب در بخش دانش (28 نمره)، میانگین نمره دانش در دانشگاه تهران 8/22، شهید بهشتی 31/20، آزاد 31/22 و شاهد 16/22 بود (027/0P=) که تفاوت آماری در این زمینه معنیدار بود، اما میانگین نمره نگرش و برنامه آموزشی دانشجویان تفاوت آماری معنیداری با هم نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: اکثر دانشجویان دانش کافی در مورد خطرات استعمال دخانیات و نگرش مثبت نسبت به مشاوره ترک دخانیات به بیماران داشتند. دانشجویان هنگامی اصول مشاوره ترک دخانیات را در کار آینده خود مورد توجه قرار خواهند داد که به آن اعتقاد داشته باشند. بنابراین برای بهتر شدن عملکرد دانشجویان، باید اهمیت و روشهای ترک دخانیات در همه حیطهها در دانشکدهها و همچنین در بازآموزیها برای دندانپزشکان آموزش داده شود تا دندانپزشکان نقش مؤثری در مشاوره ترک دخانیات در بیماران ایفا کنند.
آرزو خبازیان، پویا فدایی تهرانی، علی توکلی، سید امیرمحمد خیرالسادات،
دوره 32، شماره 2 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف دخانیات در بسیاری از کشورهای در حال توسعه یکی از مهمترین معضلات بهداشتی و موانع توسعه میباشد. این مسئله در طولانی مدت، دلیل رفتاری اصلی مرگهای زودرس و ناتوانیهایی است که سالانه باعث مرگ حدود ۴ میلیون نفر در جهان میشود. مطالعه حاضر با هدف بررسی آگاهی و نگرش دانشجویان دو سال آخر دندانپزشکی دانشکده شهید صدوقی یزد درباره مشاوره ترک دخانیات انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی میزان آگاهی و نگرش دانشجویان دو سال آخر دانشکده دندانپزشکی یزد بررسی شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد جمعآوری و توسط نرمافزار SPSS18 و آزمون من ویتنی و ضریب همبستگی Pierson مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در مجموع ۱۱۰ دانشجو در این مطالعه شرکت کردند. میانگین نمره آگاهی دانشجویان دختر ۳۸/۱۸، دانشجویان پسر ۶۶/۱۷، میانگین نمره نگرش دانشجویان دختر ۰۶/۳۱ و دانشجویان پسر ۴۵/۳۲ بود. بر اساس ضریب همبستگی آگاهی با سن (۱۱۲/۰)، ترم تحصیلی (۰۰۱/۰-) و معدل (۰۷۶/0) به دست آمده، میتوان نتیجه گرفت که آگاهی با افزایش سن و معدل افزایش و با افزایش ترم کاهش مییابد. بر اساس ضریب همبستگی نگرش با سن (۰۱۳/۰)، ترم تحصیلی (۰۱۸/۰) و معدل (۰۰۸/۰) میتوان نتیجه گرفت که نگرش با افزایش سن، ترم تحصیلی و معدل بهبود مییابد.
نتیجهگیری: علیرغم نگرش نسبتاً خوب دانشجویان دندانپزشکی در زمینه مشاوره ترک دخانیات، آگاهی آنان ضعیف بود. بنابراین نیاز به تجدید نظر در برنامههای کلان آموزشی و گامهایی در زمینه تقویت آموزش در دانشکدهها احساس میشود.
فیروزه نیلچیان، شیوا مرتضوی، مریم کاشانی،
دوره 33، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسیدگی دندانی یکی از بیماریهای رایج دوران کودکی است که بر کیفیت زندگی تأثیر قابل توجهی دارد. با وجود مشکلات متعدد و چالشهایی که برای ارائه خدمات دندانپزشکی برای نابینایان وجود دارد ضرورت آموزش بهداشت دهان و دندان به کودکان نابینا کاملاً مشخص میباشد. هدف از این مطالعه بررسی وضعیت بهداشت دهان کودکان نابینا قبل و بعد از آموزش با استفاده از روشهای آموزشی مخصوص نابینایان است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی 50 کودک نابینای 8 تا 12 ساله به روش سیستماتیک انتخاب شده و به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل (25 نفر در هر گروه) تقسیم شدند. سپس پلاک ایندکس Sillness&Loe در همه 50 نفر اندازهگیری شد و پس از آموزش روش چرخشی مسواک زدن در 3 جلسه با فواصل دو هفته به روش hand over hand و بریل به گروه مداخله، در آخر مجددا پلاک ایندکس هر دو گروه ثبت شد. از آزمونهای آماری ANOVA, T-test, Mann -Whitney استفاده شد (05/0=α).
یافتهها: در ابتدا میانگین پلاک ایندکس گروه مداخله 52/0±03/2و در انتهای مطالعه 34/0±23/1بود (001/0P<). شاخص مذکور در گروه کنترل قبل از مداخله 49/0±26/2 و در انتهای مطالعه 44/0±19/2 بود. تغییرات پلاک ایندکس بین دو گروه نیز معنیدار بود (001/0P<).
نتیجهگیری: آموزش بهداشت سبب تغییرات مطلوب پلاک ایندکس در کودکان نابینا میشود.
بیتا حیدر زاده، بهاره طحانی، ایمانه عسگری،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: معلمان مدارس ابتدایی نقش کلیدی در فراهم کردن اطلاعات پایهای در خصوص سلامت برای دانش آموزانشان دارند و آگاهی، نگرش و عملکرد آنان بر سلامت دهان و شکل گیری رفتارهای بهداشتی دانش آموزان مؤثر است. هدف این مطالعه ارزیابی تأثیر مداخله آموزشی بر آگاهی، نگرش و عملکرد آموزگاران در خصوص سلامت دهان و دندان در قالب طرح مدارس دوستدار سلامت دهان بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت نیمه تجربی قبل و بعد، در سال 1398 در 5 مدرسه طرح دوستدار سلامت دهان شهر اصفهان انجام شد. پرسشنامه سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد معلمان در 4 قسمت دموگرافیک، آگاهی، عملکرد و نگرش بر اساس پرسشنامه پایا و روای قبلی شامل 24 سؤال آگاهی، 9 سؤال نگرش و 5 سؤال عملکرد تهیه شد. اطلاعات از 63 نفر از معلمان در 5 دبستان گروه مداخله قبل و دو ماه بعد از برگزاری دو کارگاه آموزشی- نگرشی جمع آوری شد. پس از تکمیل، اطلاعات با آزمونهای ویلکاکسون برای مقایسه قبل و بعد و کراسکال- والیس برای ارتباط با عوامل زمینه ای در نرم افزار SPSS21 آنالیز گردید (05/0=α).
یافتهها: بعد از اجرای مداخله آموزشی، نمره آگاهی از 8/3±1/14 به 7/3±5/18 افزایش یافت (001/۰>P). در حدود 34 درصد از معلمان در ابتدای مطالعه دانش بالای حد تسلط داشتند که در نهایت به 76% ارتقاء یافت. نگرش معلمان از 5±6/34 به 6/4±4/31 کاهش معنیداری یافت (001/۰>P). در ابتدای مطالعه %89 از آنان دارای نگرش مثبتی به برنامههای سلامت دهان بودند که در پایان طرح به 84% کاهش یافت. در قسمت عملکرد 5/63% از معلمان به فلوراید موجود در خمیردندان خود دقت میکردند که پس از برگزاری کارگاه به 3/87% رسید و نمره عملکردی معلمان بعد از مداخله از 07/3 به 39/3 افزایش یافت (012/۰>P).
نتیجه گیری: بسته مداخلهای آموزشی معلمان در مدارس دوستدار سلامت دهان باعث بهبود سطح دانش و عملکرد شد، ولی سطح نگرش را به میزان اندکی کاهش داد. با این وجود، به دلیل اهمیت تغییر نگرش در معلمان و وجود موانع ساختاری و برنامهای در ادغام مسائل بهداشتی در آموزش مدارس، مدلهای دیگری نیز باید ارزیابی و مقایسه شود.
سارا ولی زاده، سمانه رضایی دهنمکی، حمید رضا خدایار، احمد رضا شمشیری، زهره مرادی،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: به دلیل بازنگری برنامه آموزشی دوره عمومی دندانپزشکی، بررسی رضایتمندی دانشجویان نسبت به این کوریکوم ضرورت داشت. هدف از تحقیق حاضر تعیین میزان رضایتمندی دانشجویان از کوریکولوم آموزشی جدید وزارت بهداشت و درمان در بخش ترمیمی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سالهای 99-1398 بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 72 دانشجوی دندانپزشکی سال ششم دانشگاه تهران که واحدهای ترمیمی را طبق کوریکولوم جدید گذرانده بودند، بررسی شدند. پرسشنامهای طراحی و برای تأیید اعتبار، در اختیار 5 استاد قرار گرفته و تغییراتی در آن انجام شد. برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آزمون- بازآزمون استفاده شد. پرسشنامه به 30 نفر از افراد گروه اصلی در یک جلسه و دو هفته بعد داده شد و درصد توافق و شاخص کاپا محاسبه شد. بعد از انجام فرآیند آزمون و باز آزمون، سوالات با نرم افزار STATA مورد آنالیز آماری قرار گرفتند. برای محاسبه توافق، درصد توافق وزن داده شده و آماره کاپای وزن داده شده محاسبه و گزارش گردید.
یافتهها: بیشترین رضایتمندی از کاربردی بودن مبحث اصول تراش و ترمیم حفرات کلاس I آمالگام (به ترتیب، 94/81% و 39/76%) و اصول ترمیم حفرات کلاس II آمالگام روی دنتیک (22/72%) در درس مبانی ترمیمی دیده شد. کمترین رضایتمندی هم درباره واحدهای نظری 1 و 2 شامل گزینههای کاربردی بودن مبحث ترمیمهای هم رنگ دندان (22/47%)، کاربرد اینله و آنله (22/47%) و اصول تهیه و ترمیم حفرات کلاس II هم رنگ دندان (61/48%) دیده شد. میزان ) P-valueیا خطای نوع اول) در تمامی سؤالات 001/0> گزارش گردید.
نتیجهگیری: با توجه به محدودیتهای مطالعه حاضر، رضایتمندی دانشجویان سال آخر دندانپزشکی دانشگاه تهران از واحدهای نظری دندانپزشکی ترمیمی در کوریکولوم سال 1396 متوسط و از مبانی واحدهای عملی آن زیاد بود.
سارا پورشهیدی، شیوا شیرازیان، پریسا ترابیان، سمانه رازقی، احمدرضا شمشیری،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: دندانپزشکان با بیشترین خطر ابتلا در دوران پاندمی کوید مواجه بودند. تربیت دانشجویان توانمند اولین وظیفه دانشکده دندانپزشکی است، برای غلبه بر مشکلات ایجاد شده، ضروری است کاستیهای آموزشی ایجاد شده شناخته شوند. هدف از این مطالعه تعیین دیدگاه دانشجویان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران سال 1400-1399 در خصوص توانمندیهای مورد انتظار کسب شده در مقطع بالینی دوره دندانپزشکی عمومی در دوران پاندمی کرونا بوده است تا در دوران پساکرونا بتوان در راستای جبران نقایص موجود برنامه ریزیهای آموزشی لازم را انجام داد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی توصیفی در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران سال 1399-1400، در ۳ مرحله طراحی چک لیست، روان سنجی (که توسط تیمی متشکل از 4 نفر از مسؤولین آموزشی دانشکده (شامل معاون آموزشی دانشکده، مدیر دفتر توسعه آموزش، کارشناس آموزش و کارشناس دفتر توسعه آموزش) و دو نفراز اعضای هیات علمی دانشکده دندانپزشکی و متخصص در حوزه آموزش پزشکی انجام شد) و نظر سنجی از دانشجویان سالهای سوم، چهارم، پنجم و ششم دندانپزشکی عمومی در مورد واحد دندانپزشکی عمومی در مورد واحدهای درسی پری- کلینیک/بالینی انجام شد. روایی محتوایی با استفاده از نظر متخصصان و پایایی با ضریب همبستگی درون خوشهای (ICC) بررسی شد. سپس پرسشنامههای طراحی شده به صورت گوگل فرم و به روش سرشماری در اختیار کلیه دانشجویان دوره عمومی دندانپزشکی در مقطع بالینی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران قرار گرفت. در نهایت پس از جمع آوری دادهها، آنالیز اماری با استفاده از دادههای توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار ارایه شد و نتایج به مدیران گروه ارسال شد.
یافتهها: روایی محتوایی به صورت کیفی با استفاده از نظر متخصصان و پایایی با ضریب همبستگی درون خوشهای (ICC) بالای بررسی شد که نشان دهنده روایی و پایایی مطلوب (بالای 79/0) بود. 122 دانشجو (نرخ پاسخ دهی: 53%) در مقطع بالینی فرمهای مربوط به واحدهای پیش- بالینی/بالینی گذرانده شده در دوران کوید را تکمیل کردند. دروس مبانی- پروتز-پارسیل، جراحی 1 و ترمیمی 3 بیشترین نیاز به آموزش بیشتر را داشتهاند و مبانی - پروتز - پارسیل، جراحی 1 و جراحی 4 با وجود آموزش کافی، بیشترین نیاز به تمرین عملی را جهت کسب توانمندی لازم داشته اند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه دروسی که دانشجویان در آنها نیاز به تمرین بیشتر احساس کردند در سطوح مختلفی از پری کلینک و کلینیک بودند، این موضوع مبین این است که شاید مشکل مواجهه با بیمار به دلیل کرونا تنها علت موجود نباشد. لذا ضمن برنامه ریزی آموزشی جهت رفع نیاز دانشجویان شرکت کننده تکرار مطالعات مشابه در شرایط پسا کرونا هم ضروری به نظر میرسد. از سوی دیگر این روش برای نیاز سنجی آموزشی برای دورههای آموزش مداوم نیز میتواند کمک کننده باشد.
نگار کمالی، فریماه سرداری، مصطفی صادقی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت خواب نقش بسزایی در عملکرد تحصیلی دانشجویان دندانپزشکی به ویژه در سالهای بالینی دارد؛ شناسایی و درمان دانشجویان در معرض خطر اختلالات خواب باعث میشود که افت عملکرد تحصیلی کاهش یافته یا محدود شود. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط کیفیت خواب با عملکرد آموزشی دانشجویان دندانپزشکی رفسنجان (ایران) بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی- توصیفی- تحلیلی بود که در بین تمامی دانشجویان دندانپزشکی رفسنجان انجام شد. این مطالعه به روش پرسشنامه به صورت آنلاین در سایت پرس لاین برای تمامی دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان - ایران ارائه شد. پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک و شماره دانشجویی به همراه پرسشنامه استاندارد کیفیت خواب پیتزبرگ بود. پرسشنامه پیتزبرگ، کیفیت خواب را در بازه صفر تا ۲۱ بررسی میکند. لینک پرسشنامه از طریق تلگرام در دسترس دانشجویان قرار گرفت و معدل کل دانشجویان با استفاده از شماره دانشجویی از معاونت آموزش دانشگاه به دست آمد. دادهها با نرمافزار SPSS26 تجزیه و تحلیل شدند. ابتدا دادهها با آزمون کولموگراف اسمیرونوف تحلیل شدند. نتایج این آزمون نشان داد که توزیع دادهها نرمال نمیباشد (05/0
یافتهها: ۱۵۱ دانشجو در پرسشنامه شرکت داشتند که از این تعداد ۷۳ نفر مرد (۳/48%) و ۷۸ نفر زن (۷/51%) بودند. میانگین و انحراف معیار سنی افراد مورد مطالعه۳/۲ ± ۱۱/۲۲ سال بود. میانگین نمره کلی کیفیت خواب دانشجویان دندانپزشکی برابر با ۱۳/۸ بود که طبق پرسشنامه، دانشجویان، کیفیت خواب ضعیفی را تجربه میکنند. ۱/۸۶% دانشجویان، دارای کیفیت خواب ضعیف بودند. بررسی همبستگی کیفیت خواب با عملکرد تحصیلی نشان داد که بین آنها ارتباط معنی داری وجود ندارد. کیفیت خواب با جنسیت، تأهل، محل سکونت و سال ورودی ارتباط معنی داری نداشت (۰۵/۰
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که اکثر دانشجویان دندانپزشکی رفسنجان، کیفیت خواب پایینی داشتند. با اینکه بین کیفیت خواب و عملکرد تحصیلی ارتباطی وجود نداشت اما توجـه بـه وضـعیت خواب این دانشجویان به منظور ارتقاء کیفیت خواب آنها که عاملی مهم در ارتقاء سـلامت آنهاسـت از سـوی مـدیران و برنامـه ریـزان بهداشتی ضروری به نظر میرسد.
سید حسین طباطبایی، الهه ابراهیمی، سارا حیدری، فاطمه اولیاء،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان خودکارآمدی دانشجویان نقش مهمی در ارزیابی سیستم آموزشی دارد. هدف از این مطالعه به بررسی خودکارآمدی دانشجویان دندانپزشکی یزد در تشخیص و مدیریت ضایعات پاتولوژیک دهان و فک بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در میان دانشجویان دندانپزشکی از نیم سالهای 6 تا 12 انجام شد. در مجموع، ۲۵۰ پرسشنامه خودکارآمدی که با هدف ارزیابی توانایی دانشجویان در مدیریت ضایعات طراحی شده بود. پرسشنامهای محقق ساخته شامل فرآیند نمونه برداری، عوامل مرتبط در حوزههای طبقه بندی بالینی ضایعات، ارزیابی و تشخیص بالینی ضایعات، تشخیص افتراقی و برنامه ریزی درمانی توزیع شد. دادهها به صورت خود اظهاری جمع آوری و با نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شدند. آزمونهای آماری مختلف برای بررسی رابطه بین متغیرها، شامل ترم تحصیلی، جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل استفاده شد. با توجه به میانگین و انحراف معیار به دست آمده در مطالعه، نمرات به شکل کیفی تقسیم بندی شد.
یافتهها: میزان پاسخ گویی پرسشنامه 6/91% بود. میانگین نمره خودکارآمدی دانشجویان 72/14±30/80 از 150 بود، که سطح متوسطی از خودکارآمدی را نشان میداد. انجام نمونه برداری کمترین میزان خودکارآمدی را داشت، در حالی که دانشجویان در تشخیص و مدیریت زخمهای دهانی خودکارامدی بیشتری نشان دادند. دانشجویان نیمسالهای بالاتر خودکارآمدی بهمراتب بیشتری از خود نشان دادند (018/0=P)، در حالیکه تفاوتهای مربوط به جنسیت، سن، عملکرد تحصیلی و وضعیت تأهل از نظر آماری معنی دار نبود (05/0<P). افزایش مواجهه با موارد بالینی و دانش نظری، به مرور زمان موجب بهبود خودکارآمدی گردید.
نتیجهگیری: به طور کلی، سطح خودکارآمدی دانشجویان متوسط ارزیابی شد و تجربه بالینی و دانش نظری در طول زمان خودکارآمدی آنها را افزایش داد. حوزههایی مانند بیوپسی و تشخیص ضایعات پیش سرطانی نیازمند توجه بیشتر هستند. بهبود روشهای آموزشی و افزایش فرصتهای تمرین بالینی میتواند دانشجویان را برای چالشهای عملی بهتر آماده کند.
وحید هرندی، فهیمه رشیدی میبدی، فاطمه کارآمد،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع فناوریهای دیجیتال در دندانپزشکی، ارزیابی سطح آگاهی و نگرش دندانپزشکان نسبت به این تحول ضروری است. هدف این مطالعه، بررسی آگاهی و نگرش دندانپزشکان عمومی شهر یزد نسبت به دندانپزشکی دیجیتال در سال ۱۴۰۳ بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، ۱۳۵ دندانپزشک عمومی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه آنلاین شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالات مرتبط با آگاهی و نگرش جمع آوری و با نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. آزمونهای من ویتنی، کروسکال- والیس و کای اسکوئر برای بررسی متغیرها استفاده گردید.
یافتهها: ۵۹ مرد و ۷۶ زن با میانگین سنی 87/7 ± 92/31 سال در مطالعه شرکت کردند. میانگین نمره آگاهی 77/2 ± 76/7 از ۱۲ بود. آگاهی بیشتر و نگرش مثبتتر با سن بالاتر، سابقه کاری بیشتر و جنسیت مرد مرتبط بود (05/0P<) 1/%74 از شرکت کنندگان نسبت به دستگاه CAD/CAM شناخته شده آگاهی نداشتند و 8/74% از پاسخ دهندگان با نرم افزارهای مربوط به ایمپلنت دیجیتال آشنا نبودند و 60% نیز نسبت به کاربرد صحیح اسکنرهای داخلدهانی آگاهی نداشتند. 5/81% نگرش کلی مثبت داشتند، اما تنها 9/11% دانش خود را هماهنگ با فناوریهای نوین میدانستند.
نتیجهگیری: دندانپزشکان عمومی از سطح آگاهی متوسطی برخوردارند و شکافهای دانشی موجود نیازمند توجه بیشتر در آموزش دانشگاهی و مداوم است. ارتقای دانش گروههای خاص مانند دندانپزشکان جوان، کم سابقه و بانوان ضروری است. تفاوتهای معنی داری در نگرش بر اساس سن، جنسیت و سابقه کاری مشاهده شد.