جستجو در مقالات منتشر شده


138 نتیجه برای Ph

علی تقوی زنوز، رفعت ثبوتی، شهین جعفری، بهروز نیک بین،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1382 )
چکیده

بیان مسأله: آفت عودکننده دهانی, بیماری شایعی است که با وجود انجام تحقیقات گسترده، همچنان عوامل ایجاد آن ناشناخته باقی مانده‌اند؛ نکته‌ای که در اغلب تحقیقات به آن اشاره شده نقش بسیار مؤثر توارث در ایجاد این بیماری است.

هدف: مطالعه حاضر به منظور بررسی دقیقتر اثراث و ارزیابی وجود Human Leukocyte Antigen (HLA) مرتبط با آفت انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، 60 بیمار مبتلا به آفت برای HLA- A و HLA- B و 37 نفر از بین آنان برای HLA- DR و HLA- DQ مورد آزمایش قرار گرفتند و نتایج با 25 نفر افراد بالای 30 سال که هرگز علائمی از آفت و یا سایر بیماریها نداشتند، با استفاده از آزمون دقیق فیشر مقایسه شدند.

یافته‌ها: نتایج حاصله، نشانگر کاهش معنی‌دار در فراوانی برخی از آنتی‌ژن‌ها بخصوص HLA-DQW3 و HLA- A26 در گروه مورد بود‍‍‍؛ بنابراین بر حسب مطالعه حاضر، آنتی‌ژن‌های یادشده به عنوان آنتی‌ژن‌های مقاومت در برابر ابتلا به آفت عودکننده دهانی مطرح می‌باشند؛ اما در مقابل افزایش معنی‌داری در فراوانی هیچ‌یک از آنتی‌ژن‌های HLA در گروه بیماران نسبت به گروه شاهد مشاهده نشد. لازم به ذکر است که این نکته بر خلاف گزارشهای متعدد در مورد بیماری بهجت می‌باشد. (در مبتلایان به بهجت اغلب افزایش فراوانی آنتی‌ژن HLA-B51 گزارش شده است.)

نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این مطالعه, پاتوژنز ایجاد آفت در بیماری بهجت و آفت عودکننده دهانی متفاوت می‌باشد؛ البته برای اثبات این نظریه (عدم ارتباط این دو نوع آفت) انجام مطالعات دقیقتر ضروری است.


احمدرضا طلایی پور، مهرداد پنج نوش، نجمه انبیائی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

بیان مسأله: Subtraction یک روش نوین تصویربرداری است که تغییرات جزئی دانسیته را نمایش می‌دهد؛ این تغییرات در رادیوگرافی معمولی قابل مشاهده نمی‌باشند.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان توانایی برنامه Subtraction نرم‌افزار Photoshop در نشان دادن تغییرات جزئی دانسیته رادیوگرافیک بین دو تصویر دندانی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که به صورت بررسی تست‎ها انجام شد, 5 عدد مندیبل خشک در موقعیت ثابت نگه داشته شد؛ ورقه‌های نازک آلومینیومی روی مندیبل در محل دندانهای 6 و 7 نصب گردیدند. از هر مندیبل یک تصویر بدون ورقه آلومینیومی به عنوان مرجع تهیه شد و متعاقب آن یک‌سری 20 تایی از تصاویر همراه با  ورقه‌های آلومینیومی به ضخامتهای 50 تا 1500 میکرون به وسیله دستگاه Radiovisiography (RVG) گرفته شد. هر یک از تصاویر اولیه مندیبل‌ها، به وسیله نرم‌افزار Photoshop، از تصاویر بعدی جدا (Subtract) شد. تفاوت در دانسیته در تصویر در محل دندانهای 6 و 7 مربوط به ورقه‌های آلومینیومی بود؛ همچنین دانسیته نوری ورقه‌های آلومینیومی به وسیله دستگاه دانسیتومتر مشخص گردید.
یافته‌ها: حداقل ضخامت 300 میکرون برای رویت واضح آلومینیوم در تمام نمونه‌ها لازم بود؛ در این مطالعه با استفاده از برنامه Subtraction نرم‌افزار Photoshop 6/6% تفاوت در دانسیته رادیوگرافیک (300 میکرون آلومینیوم) مشاهده شد. با گذاردن ششمین لایه و رسیدن به ضخامت 300 میکرون در همه نمونه‌ها (100% موارد) نشانه آلومینیومی به آسانی و با وضوح کامل قابل رویت شد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دقت برنامه Subtraction  نرم‌افزار Photoshop با دقت نرم‌افزارهای متداول Subtraction یکسان می‌باشد؛ همچنین دقت نرم‌افزار Photoshop برای بررسیهای کلینیکی تغییرات کوچک لوکالیزه در استخوان آلوئولار مناسب است.


حوریه باشی زاده، سیداحمد فاطمی تبار،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

 

  بیان مساله: در بسیاری از تحقیقات دندانپزشکی، تعیین میزان تخریب یا ساخت استخوان در اثر پیشرفت بیماری یا موفقیت درمان، از اهداف اصلی بشمار می‌رود. از آنج که چشم انسان قادر به تشخیص تغییرات اندک دانتسیته رادیوگرافیک نیست، برای محاسبات کمی، از روشهای دقیق‌تری چون دانسیتومتری دیجیتال مستقیم و غیرمستقیم یا دانسیتومتری اپتیک استفاده می‌شود.

  هدف: مطالعه حاضر با اهداف تعیین دقت دانسیتومتری با یک روش جدید دیجیتال یعنی Photoshop اصلاح شده انجام گردید.

  روش بررسی: در این مطالعه که از نوع بررسی تست‌ها بود، از 37 نمونه محلول اوروگرافین با سه غلظت 5/12، 25 و 5/37% با شرایط یکسان روی فیلم‌های شماره 2 دندانی تصویر رادیوگرافیک، تهیه و توسط اسکنر دیجیتایز شد. از هر تصویر منطقه‌ایی به ابعاد 800×800 پیکسل جدا و با فرمت JPEG فشرده و ذخیره گردید. میانگین ارزش پیکسلی هر تصویر به صورت عددی بین 0 تا 255 با استفاده از الگوریتم نوشته شده در MATLAB 6.1 محاسبه گردید. همبستگی بین غلظت نمونه و مقادیر عددی محاسبه شده برای هر تصویر با آنالیز رگرسیون و معنی‌داری اختلاف عددی محاسبه شده برای غلظت‌های مختلف با استفاده از آنالیز واریانس یک‌طرفه (ANOVA) بررسی شد. برای آزمون اختلاف گروه‌ها به صورت دو به دو از Tukey HSD استفاده گردید؛ همچنین از آزمون آلفا کرونباخ برای بررسی تکرارپذیری روش در اندازه‌گیری‌های سه‌گانه استفاده شد.

  یافته‌ها: آنالیز رگسیون همخوانی بین غلظت و میانگین ارزش پیکسلی محاسبه شده را قوی (882/0 r= ) نشان داد؛ اختلاف میانگین ارزش پیکسل‌ها برای غلظت‌های مختلف نیز معنی‌دار بود (0001/0 P= )؛ همچنین ضریب تکرارپذیری مناسبی در مورد بررسی‌های مکرر یک نمونه (96/99= α ) و نمونه‌های مشابه (98/99= α ) حاصل گردید.

  نتیجه‌گیری: دانسیتومتری به روش Photoshop اصلاح شده، به علت دقت بالا، سهولت استفاده و عدم نیاز به دانسیتومتری می‌تواند جایگزین مناسبی برای روش دانسیتومتری معمولی یا اپتیک باشد.

 


داریوش گودرزی‌پور، شکوفه شهرابی فراهانی، هوشمند واحدی گشنیانی،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1383 )
چکیده

بیان مسأله: یکی از ضایعات دندانی که معمولاً با استفاده از کلیشه‌های پری‌اپیکال تشخیص داده می‌شود، تحلیل اپیکالی ریشه دندان می‌باشد. تشخیص وجود و مقدار این عارضه می‌تواند در نحوه درمان ریشه و پیش‌آگهی درمان تأثیرگذار باشد.

هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان کارایی پرتونگاری پری‌‌اپیکال در تشخیص تحلیل اپیکالی ریشه انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی (In-vitro) 60 دندان که قبل از خارج شدن، از آنها پرتونگاری تهیه شده بود، مورد مطالعه بافت‌شناسی قرار گرفتند و نتیجه بررسیهای پرتوشناختی و بافت‌شناختی از نظر وجود و شدت تحلیل اپیکالی ریشه با استفاده از آزمون تعمیم‌یافته فیشر با یکدیگر مقایسه شدند.

یافته‌ها: نتایج این مطالعه اختلاف معنی‌داری را بین دو روش پرتوشناختی و بافت‌شناسی نشان داد (0003/0P=). تنها در 33/53% از موارد ارزیابی این دو روش با یکدیگر منطبق بودند که از این تعداد 23% واجد تحلیل ریشه بودند.عدم هماهنگی در 46% از موارد مشاهده شد؛ همچنین هیچ‌گونه اختلافی بین شیوع تحلیل اپیکالی در دندانهای فک بالا و پایین وجود نداشت (233/0P=). میزان حساسیت پرتونگاری پری‌اپیکال در تشخیص تحلیل اپیکال ریشه در این تحقیق 3/57 % تعیین شد.

نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های این مطالعه، به نظر می‌رسد تکنیک پری‌اپیکال برای تشخیص تحلیل اپیکالی ریشه دندان، از کارایی مطلوبی برخوردار نمی‌باشد و لازم است محدودیت آن مورد توجه قرار گیرد.


علی اکبر خوشخونژاد، افشین خورسند، فهیمه رستگار،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1383 )
چکیده

بیان مسأله: معمولاً برای کنترل درد پس از جراحیهای پریودنتال در بیشتر موارد از مسکن‌های سیستمیک استفاده می‌شود که از جمله معایب این درمان دیر اثر بودن آنها و خطر عوارض جانبی می‌باشد. دهانشویه‌ بنزیدامین هیدروکلراید، داروی ضدالتهاب غیراستروئیدی با اثر بی‌حس‌کنندگی موضعی می‌باشد. عوارض جانبی آن نادر و شامل کرختی و سوزش مخاط می‌باشد. بنزیدامین  اثرات دارویی خود را بسیار سریع بروز می‌دهد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه‌ بنزیدامین و استامینوفن کدئین در کاهش درد پس از جراحیهای پریود‌نتال انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که به روش کارآزمایی بالینی انجام شد, 18 بیمار از مراجعه‌کنندگان به بخش پریودنتیکس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب شدند. این بیماران مبتلا به پریودنتیت مزمن اولیه یا متوسط بودند و حداقل در دو ناحیه از دهان نیاز به جراحی داشتند. ضایعات در دو ناحیه تا حد امکان با هم مشابه بودند. برای بیماران پس از مرحله اول جراحی, دهانشویه بنزیدامین هیدروکلرید و پس از مرحله دوم جراحی (ناحیه بعدی) استامینوفن کدئین تجویز شد. میزان کاهش درد با استفاده از نمودارVisual Analog Scale (VAS) سنجیده شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمونهای آماری غیرپارامتری Wilcoxon-Signed,Mann Whitney انجام شد.
یافته‌ها: بین اثر ضددرد بنزیدامین هیدروکلراید و استامینوفن کدئین پس از جراحیهای پریودنتال اختلاف معنی‌داری وجود داشت؛ به عبارت دیگر میزان درد به دنبال مصرف استامینوفن کدئین کمتر از موقعی بود که بنزیدامین استفاده شده بود (008/0P=). بین اثر ضددرد بنزیدامین ‌هیدروکلراید و استامینوفن‌کدئین پس‌از‌جراحی در بیماران مبتلا به پریودنتیت مزمن اولیه (1/0P=) و در بیمارانی که استئوپلاستی برای آنها انجام شد (31/0P= و یا در مواردی که تصحیح استخوان انجام‌نشد (18/0P=), اختلاف معنی‌داری وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: در بیمارانی که احتمال درد کمی پس از جراحی در آنها وجود دارد, مثل بیماران مبتلا به پریودنتیت اولیه، بیمارانی که برای آنها استئوپلاستی انجام شده و یا بیمارانی که تصحیح استخوان برای آنها انجام نشده است, می‌توان بنزیدامین را به عنوان مسکن تجویز نمود؛ در سایر موارد جراحی, بهتر است به منظور کاهش در مصرف مسکن سیستمیک، دهان‌شویه بنزیدامین هیدروکلراید را به همراه استامینوفن کدئین تجویز نمود.


زینب کدخدا، ساحل سنجابی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1383 )
چکیده

بیان مساله: حذف باکتری Porphyromonas Gingivalis (P.g)  از محیط زیر لثه جهت دستیابی به نتایج موفقیت‌آمیز درمان در بیماران مبتلا به Aggressive Periodontitis (AP) امری ضروری به نظر می‌رسد.

هدف: مطالعه حاضر با هدف ارزیابی قدرت تأثیر درمان غیر جراحی در کاهش باکتری از پاکت‌های عمیق این بیماران انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه Clinical Trial, 49 بیمار از بین مراجعه‌کنندگان به بخش تخصصی پریودنتیکس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران به طور تصادفی انتخاب شدند. این افراد پس از تشخیص بالینی Aggressive Periodontitis و اثبات وجود p.g پس از نمونه‌برداری از حداقل یک پاکت با عمق بیش از 5 میلیمتر از هر کوادرانت از دهان بیمار وارد مطالعه شدند. در مرحله اول درمان غیر جراحی، پس از آموزش کامل و دقیق OHI به بیماران، درمان جرمگیری و صاف‌کردن سطح ریشه (SRP) به همراه شستشوی داخل پاکت توسط کلرهگزیدین انجام شد. در مرحله دوم بلافاصله یک هفته بعد، درمان آنتی‌بیوتیکی شامل آموکسی‌سیلین 500 میلیگرمی به همراه مترونیدازول 250 میلیگرمی به مدت 10 روز (روزی سه بار) برای بیماران آغاز گردید. در روز اول مطالعه، هفته اول، هفته ششم و ماه سوم پس از آغاز درمان کشت میکروبیولوژیکی P.g به همراه سه شاخص کلینیکی
Bleeding on Probing (Bop), Plakue Index (PI) Probing Pocket depth (PPD)  هر بیمار ثبت گردید. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمونهای آماری t و Wilcoxon تحلیل گردید.

یافته‌ها: نتایج اختلاف معنی‌داری را بین کلونی باکتریایی پس از هر دو مرحله درمان (هفته اول و ششم) در مقایسه با Base Line نشان داد؛ اما در ماه سوم مجدداً تعداد کلونی‌ها افزایش یافت که البته در مقایسه با زمان Base Line بسیار کمتر بود؛ اما اختلاف معنی‌داری از نظر آماری وجود نداشت. در هر سه گروه سنی عمده کاهش کلونی پس از مرحله اول مشاهده شد. این کاهش به دنبال مرحله دوم درمان همچنان ادامه یافت؛ اما در گروه سنی 23-18 سال مشخص‌تر از گروه 35-30 سال بود. شاخصهای کلینیکی BOP، PI، PPD نیز در هفته اول و ششم پس از درمان نسبت به زمان شروع مطالعه بهبود نشان دادند و از نظر آماری دارای اختلاف معنی‌داری بودند؛ اما در ماه سوم پس از درمان شاخص BOP بر خلاف دو شاخص PI، PPD  اختلاف معنی‌داری را با Base Line نشان نداد.

نتیجه‌گیری: کارایی درمان غیر جراحی مکانیکی به همراه مترونیدازول و آموکسی‌سیلین در حذف P.g از عمق پاکت‌های پریودنتال بیماران A.p رضایت‌بخش بود؛ اما ممکن است پس از سه ماه حتی با وجود بهداشت مناسب (شاخص پلاک پایین) احتمال عود بیماری در برخی از بیماران وجود داشته باشد که لزوم درمان مجدد را مشخص می‌سازد. مسلماً مطالعات کلینیکی با زمان پیگیری طولانی‌تر و گروههای مورد درمان متنوع‌تر جهت تأیید این نتایج ضروری به نظر می‌رسد.


محمد تقی چیت سازی، فرزانه کاویانی، جواد یزدانی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1383 )
چکیده

بیان مسأله: با وجود محدودیتهای رادیوگرافی، تشخیص مناسب ضایعات پریودنتال بدون در اختیار داشتن رادیوگرافی‌های دقیق امکان‌پذیر نمی‌باشد؛ زیرا رادیوگرافی، تصویر قابل مشاهده‌ای از استخوان پشتیبان را در اختیار قرار می‌دهد و به عنوان معیار ثابتی از مقدار استخوان پشتیبان در طی مطالعه عمل می‌نماید.

هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه دقت سه نوع رادیوگرافی پری‌اپیکال، بایت‌وینگ و پانورامیک در تعیین فاصله کرست استخوان آلوئول تا محل (Cementoenamel Junction)  CEJ دندانها انجام شد.

روش بررسی: در این تحقیق مقطعی، 120سطح اینترپروگزیمالی دندانها به هنگام جراحی توسط پروب پریودنتال اندازه‌گیری و با عنوان اندازه واقعی ثبت گردید. قبل از جراحی 40 سطح تحت رادیوگرافی بایت‌وینگ، 40 سطح تحت رادیوگرافی پری‌اپیکال و 40 سطح تحت رادیوگرافی پانورامیک قرار گرفته بودند و فاصله CEJ تا کرست استخوان آلوئول بر روی نگاره رادیوگرافی توسط پروب پریودنتال اندازه‌گیری و ثبت شده بود. هر روش در گروهی جداگانه مورد تحلیل آماری قرار گرفت و ضریب همبستگی Pearson برای داده‌ها مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها: هنگامی که ضخامت استخوان باقیمانده برای جراح در حد میلیمتر هم حائز اهمیت باشد، رادیوگرافی بایت‌وینگ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ ولی هنگامی که تحلیل استخوان در حد متوسطی است، رادیوگرافی پانورامیک به دلیل این که در 89% موارد، تغییرات استخوانی را نزدیک به میزان واقعی نشان می‌دهد، می‌تواند مورد قبول باشد. همچنین بین میزان واقعی فاصله CEJ تا کرست استخوان و این فاصله در رادیوگرافی پری‌اپیکال همبستگی زیادی وجود داشت (94/0r= و 000/0P<). همبستگی Pearson در رادیوگرافی بایت‌وینگ و میزان واقعی نیز بسیار زیاد بود )98/0r= و 000/0P<). این همبستگی در بین رادیوگرافی پانورامیک و میزان واقعی نسبت به روشهای رادیوگرافی بایت‌وینگ و پری‌اپیکال کمتر بود (72/0r = و 000/0P<). از طرفی در نواحی قدامی برای اندازه‌گیری تغییرات استخوان، روش رادیوگرافی پری‌اپیکال با ضریب همبستگی93/0 نسبت به روش رادیوگرافی پانورامیک با ضریب همبستگی72/0 برتری دارد و پیشنهاد می‌گردد برای یررسی تغییرات استخوانی در این نواحی از رادیوگرافی پری‌اپیکال استفاده شود.

نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد، در مواردی که تغییرات استخوانی در حد شدید یا متوسط باشد، رادیوگرافی بایت‌وینگ از اهمیت ویژه‌ای در تعیین تشخیص برخوردار است؛ اما در مواردی که تحلیل استخوان اندکی وجود داشته باشد، می‌توان از رادیوگرافی پانورامیک استفاده نمود تا بیمار در معرض تشعشع بیشتری قرار نگیرد.


محمدباقر توکلی، رضا تبارک، انوشه‌ زرگر،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1383 )
چکیده

بیان مسأله: سیمان‌های‌ حاوی‌ عنصر روی،‌ دسته‌ مهمی‌ از سیمان‌های‌ دندانپزشکی‌ هستند که‌ کاربردهای‌ متنوعی‌ در دندانپزشکی‌ ترمیمی‌ دارند. با توجه‌ به‌ اهمیتی‌ که‌ استاندارد بودن‌ سیمان‌ها در امر درمان‌ دارد، ارزیابی مستمر‌ محصولات‌ شرکتهای‌ تولیدکننده‌ ضروری به نظر می‌رسد.

هدف: مطالعه حاضر با هدف اندازه‌گیری‌ مقاومت‌ فشاری‌، زمان‌ سخت‌شدن‌ و ارزیابی قابلیت‌ انحلال‌ و تجزیه‌پذیری‌ سیمان‌های‌ اوژنول‌- اکسید روی‌، فسفات‌ روی‌ و پلی‌کربوکسیلات‌ محصولات تولید داخل‌ انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، نمونه‌‌های مورد استفاده از تولیدات یک‌ شرکت‌ داخلی به عنوان نمونه‌های آزمون و نمونه‌های شرکت Harvard آلمان به عنوان شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. برای‌ اندازه‌گیری‌ مقاومت‌ فشاری‌ هر سه‌ نوع‌ سیمان‌، با استفاده‌ از محاسبات‌ آماری‌ از یازده نمونه‌ استفاده‌ شد. برای‌ اندازه‌گیری‌ زمان‌ سخت‌ شدن‌ سیمان‌ اوژنول- اکسید روی‌، از شانزده نمونه‌ و برای‌ دو نوع‌ سیمان‌ دیگر از یازده نمونه‌ استفاده‌ شد. اندازه‌گیری‌ قابلیت‌ انحلال‌ و تجزیه‌پذیری‌ فقط‌ برای‌ سیمان‌ اوژنول‌- اکسید روی‌ و با استفاده‌ از یازده نمونه‌ انجام‌ شد.  نتایج حاصل با مقادیراستاندارد مربوطه مقایسه گردید.

یافته‌ها: میانگین‌ مقاومت‌ فشاری‌ سیمان‌های‌ اوژنول- اکسید روی‌، فسفات‌ روی‌ و پلی‌ کربوکسیلات‌ روی‌ به‌ ترتیب 3/1± 58/12،
5±21/37 و1/2± 86/35 مگاپاسکال‌ حاصل گردید که‌ هیچ‌یک‌ با مقادیر استاندارد مطابقت‌ نداشت. زمان‌ سخت‌شدن‌ سیمان‌های‌ مذکور به‌ ترتیب‌ 71/0±04/29، 55/0±41/5 و 06/0±50/2 دقیقه‌ بود که‌ فقط‌ دو نوع‌ آخر با مقادیر استاندارد مطابقت‌ داشتند. قابلیت‌ انحلال‌ و تجزیه‌پذیری‌ سیمان‌ اوژنول‌- اکسید روی 1/1±‌ 44/8%  بود؛‌ این‌ ویژگی‌ نیز حائز شرایط‌ استاندارد نبود.

نتیجه‌گیری: با توجه‌ به‌ مقادیر به دست‌ آمده‌ و مقایسه‌ با مقادیر شاهد و استاندارد، نتایج حاصل بیانگر آن است که هیچ‌ یک‌ از سیمان‌های‌ مورد آزمایش‌ دارای‌ شرایط‌ استاندارد نمی‌باشند؛ بنابراین استفاده‌ از آنها توصیه‌ نمی‌شود.


محمد حسین توده زعیم، حسین روانمهر،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1383 )
چکیده

بیان مساله: اهمیت بافت آدنوئید در ارتودنسی در سال 1954 مشخص شد. از آن زمان به بعد متخصصان ارتودنسی سعی کردند تا ارتباط بین بزرگی بافت آدنوئید و اکلوژن در حال تکامل و مورفولوژی صورتی را مورد بررسی قرار دهند.

هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر تنفس دهانی به دلیل بزرگی بافت آدنوئید بر روی معیارهای سفالومتریک دنتوفاسیال انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 92 نفر درگروه سنی 15-6 سال در دو گروه مورد و شاهد (در هر گروه 46 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. افراد گروه مورد (شامل 32 دختر و 14 پسر با میانگین سنی 26/11 سال) مبتلا به تنفس دهانی بودند و علت اصلی آن توسط متخصص ارتودنسی و گوش و حلق و بینی، بزرگی بافت ادنوئید تشخیص داده شده بود. افراد گروه شاهد (شامل 35 دختر و 11 پسر با میانگین سنی 33/11 سال) تنفس طبیعی از طریق بینی داشتند. رادیوگرافی‌‌های سفالومتری لترال دو گروه که در حالت اکلوژن سنتریک تهیه شده بودند، انتخاب گردید و بعد از انجام tracing و اندازه‌گیری دوازده متغیر دندانی صورتی، میانگین و انحراف معیار محاسبه گردید. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون t مورد تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: از دوازده متغیر اندازه گیری شده، میانگین شش متغیر اختلاف معنی‌داری را بین دو گروه نشان داد که با توجه به سطح معنی‌داری به ترتیب عبارت از:  زوایای SN-Me.Go، Axis-Y، o(Gonial) G، 1 to FH، SNB و PL-SN بودند. درگروه مورد‏‏ نسبت به گروه شاهد، میانگین سه متغیر اول و SN-PL افزایش معنی‌دار و میانگین متغیرهای1 to FH  وSNB کاهش معنی‌دار داشتند. میانگین سایر متغیرهای اندازه‌گیری شده، یعنی زوایای S، IMPA،SNA،‏ANB، Ar و ارتفاع تحتانی صورت (LH) اختلاف معنی‌داری را بین دو گروه نشان ندادند.

نتیجه‌گیری: انسداد فضای نازوفارنکس به دلیل بزرگی بافت آدنوئید بر روی مورفولوژی دنتوفاسیال تأثیر می‌گذارد و باعث الگوی رشدی عمودی صورت و رتروژن سانترال‌های بالا می‌شود.


نوشین جلایر نادری، سید محمود لطیفی، فرزانه احمدی‌نژاد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

 

بیان مسأله: جاینت سل گرانولوما، ضایعه‌ای راکتیو یا شبه تومورال است که وقوع آن در دهان به فکها و غشای مخاطی لثه محدود می‌شود. با وجود طبقه‌بندی این ضایعه به انواع محیطی و مرکزی هر دو گروه نمای بافت‌شناختی مشابهی دارند. انواع داخل استخوانی آن از نظر موضعی مهاجم بوده و باعث تخریب استخوان، درد و لقی دندانها می‌شود و انواع محیطی آن گاهی تورم‌های زخمی‌ ایجاد می‌‌کنند که از نظر بالینی به پیوژنیک گرانولوما و فیبروم اسیفیه محیطی شباهت زیادی دارند. از آنجا که بروز انواع مرکزی و بخصوص محیطی جاینت سل گرانولوما، شایع است، بنابراین آگاهی دندانپزشکان از متغیرهای وقوع این بیماری به منظور تشخیص صحیح بالینی آن امری مهم تلقّی می‌گردد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین توزیع فراوانی متغیرهای سن، جنس و محل ضایعات جاینت سل گرانولومای محیطی و مرکزی در بیماران مراجعه‌کننده به بخش آسیب‌شناسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر به روش مقطعی، توصیفی با استفاده از پرونده‌های موجود انجام گرفت. جامعه آماری بیماران مراجعه‌کننده به بخش آسیب‌شناسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سالهای 79-1365 بودند که تشخیص آسیب‌شناختی ضایعه دهانی آنها جاینت سل گرانولومای محیطی یا مرکزی گزارش شده بود. از مجموع پرونده‌های موجود در این بخش پرونده بیماران مبتلا به انواع محیطی و مرکزی جاینت سل گرانولوما استخراج شد و اطلاعات مربوط به سن، جنس، نوع ضایعه (محیطی و مرکزی) و محل وقوع آن در فرم‌های از پیش تهیه شده ثبت گردید؛ اطلاعات جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: از مجموع 737 نمونه گزارش‌شده با عنوان جاینت سل گرانولوما، 573 مورد محیطی و 164 نمونه مرکزی بودند. طیف سنی نمونه‌ها در انواع محیطی 2-90 سال و در انواع مرکزی 4-70 سال بود. قلّه وقوع ضایعات جاینت سل گرانولومای محیطی در مردان در دهه اول، در زنان در دهه چهارم و در انواع مرکزی در مردان و زنان در دهه دوم بود. از نظر محل وقوع ضایعات 246 (94/42%) از نمونه‌های محیطی در فک بالا و 327 مورد (06/57%) در فک پایین رخ داده بود. در نوع مرکزی 54 مورد (93/32%) در فک بالا و 110 مورد ( 07/67 % ) در فک پایین گزارش شده بود. در نوع محیطی 272 (30/47 %) از نمونه‌ها در زنان و 302 مورد (70/52%) در مردان و در نوع مرکزی 103 مورد (88/62%) از نمونه‌ها در زنان و 61 مورد (19/37%) در مردان گزارش شده بود.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه نوع محیطی در مردان در دهه چهارم و فک پایین و نوع مرکزی در زنان در دهه دوم و فک پایین بیشتر مشاهده شد.


مژگان پاک‌نژاد، سعید اشراقی، مریم جعفری قاجار،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

بیان مسأله: یکی از بهترین روشها برای درمان پریودنتیت مهاجم شناسـایی و حـذف عوامل اتیولوژیک بخصوص دو میکروارگانیسم
Actinobacillus Actinomycetemcomitans (Aa) و Porphyromonas Gingivalis (Pg) در بیماران حامل آنها می‌باشد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین فراوانی Pg و Aaو ارتباط آن با سن، جنس، تعداد افراد خانواده و عمق پاکت در نواحی فعال بیماران مبتلا به پریودنتیت مهاجم انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 54 ناحیه (پاکت با عمق بیش از 5 میلیمتر) در 15 بیمار برای کشت میکروبی در نظر گرفته شد. ابتدا مارجین لثه خشک شد و سپس با استفاده از Paper Point شماره 30 نمونه‌برداری انجام شد. محیط کشت اختصاصی
Aa، Trypticase Soy Agar-Bacitracin-Vancomycin (TSBV)و در مورد Pg بروسلا آگار بود. اطلاعات جمع‌آوری‌شده، با استفاده از آزمونهای آماری Fisher و Chi-Square با سطح معنی‌داری 05/0P< مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: تعداد 13 بیمار یا 38 ناحیه (4/70%)Aa مثبت و 3 بیمار یا 10 ناحیه (4/18%)Pg مثبت شناخته شدند. رابطه آماری معنی‌داری بین فراوانی Aa و جنس و سن مشاهده نشد. Pg در مردان بیش از زنان مشاهده شد (001/0P<) اما در مورد سن اختلاف معنی‌داری وجود نداشت. Aa با عمق پاکت همبستگی آماری معنی‌داری داشت (02/0P=)؛ به عبارت دیگر با افزایش عمق پاکت، احتمال حضور Aa نیز بیشتر می‌شد ولی در مورد Pg چنین نبود؛ همچنین Aa نسبت معکوس با تعداد افراد خانواده داشت؛ به طوری که با افزایش تعداد افراد خانواده، تعداد نواحی Aa مثبت کاهش می‌یافت.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این تحقیق، فراوانی Aa در پاکت‌های عمیق بیماران مبتلا به AP، نسبت به Pg بیشتر است.


حمید کرمانشاه، محمد جواد خرازی فرد، هلنا یشاریم،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

بیان مسأله: ترمیم‌های پرسلنی بسیار مستعد شکستگی هستند و یکی از راههای ترمیم آنها استفاده از کامپوزیت و سایلن بر روی پرسلن اچ‌شده است؛ از طرفی، برخی از مطالعات، اچ‌کننده معمول و کارای پرسلن یعنی اسیدهیدروفلوئوریک را برای بافتهای بدن مضر دانسته‌اند.
هدف: مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر دو ماده Aciduted Phosphated Fluoride (APF) و Phosphoric Acid (PHA) بر روی پرسلن در مقایسه با Hudro Fluoric Acid (HF) و نیز تأثیر Unfilled Resin و Dentin Bonding بر استحکام باندکامپوزیت پرسلن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی،120 بلوک پرسلنی به ابعاد 2×5×5 میلیمتر تهیه شد و سطح باند بلوک‌ها سندبلاست گردید؛ سپس نمونه‌ها به سه گروه چهل‌تایی تقسیم شدند؛ گروه اول با HF 5/9% اولترادنت به مدت یک دقیقه اچ شد؛ گروه دوم با APF،23/1% ایرانی کیمیا به مدت 10 دقیقه و گروه سوم با PHA 37% ایرانی کیمیا به مدت یک دقیقه اچ شد؛ سپس در هر گروه، در سطح نیمی از نمونه‌ها سایلن اولترادنت به کار برده شد و در سطح نیم دیگر از سایلن استفاده نشد. در مرحله بعد به نیمی از نمونه‌های دارای سایلن Unfilled Resin و به نیم دیگر Dentin Bonding زده شد؛ در مورد نمونه‌هایی که سایلن نداشتند نیز به همین منوال عمل شد؛ یعنی بر سطح نیمی از نمونه‌های فاقد سایلن هر گروه Unfilled Resin و بر سطح نیم دیگر Dentin Bonding به کار برده شد؛ سپس بر روی تمام نمونه‌ها استوانه کامپوزیتی به ابعاد 2*4 میلیمتر گذاشته شد. نمونه‌ها به مدت 24 ساعت در آب مقطر 37 درجه سانتیگراد نگهداری شدند و سپس 500 سیکل حرارتی را گذراندند و پس از آن در دستگاه اینسترون، استحکام باند کامپوزیت- پرسلن مورد آزمون قرار گرفت. پس از آن نوع شکست با استفاده از استریومیکروسکوپ با بزرگنمایی 40 برابر تعیین گردید. داده‌ها با استفاده از آزمونهای آماری 3 Way ANOVA، Kaplan- Maier و Tukey- HSD و با سطح معنی‌داری 05/0P< مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: در بررسی سطح پرسلن‌های اچ شده، مشخص شد که PHA وAPF فقط قادرند به طور مختصری سطح پرسلن را خشن سازند و هیچ میکرواندرکاتی برای بهبود استحکام باند پرسلن- کامپوزیت ایجاد نمی‌کنند؛ در حالی که HF بخوبی سطح پرسلن را اچ می‌کند و میکرواندرکات‌هایی برای گیر ایجاد می‌کند؛ همچنین با توجه به نتایج حاصل از آزمون استحکام برشی باند نمونه‌ها، HF در بهبود استحکام باند پرسلن- کامپوزیت نقش داشت (05/0P<) اما سایلن اولترادنت هیچ نقش معنی‌داری در بهبود استحکام باند کامپوزیت- پرسلن نداشت (05/0P>).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج حاصل از مطالعه حاضرکاربرد سایلن اولترادنت بر روی سطح پرسلن سندبلاست‌شده و اچ‌شده با PHA یا APF نمی‌تواند جایگزین کاربرد همین سایلن بر روی سطح سندبلاست شده و اچ شده با HF گردد.


احمدرضا طلایی‌پور، ساندرا مهرعلی‌زاده، ابوالحسن مسگر‌زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

بیان مسأله: رادیوگرافی به عنوان ابزار اصلی بررسیهای پیش از جراحی ایمپلنت محسوب می‌شود. در حال حاضر از روش سی‌تی‌اسکن به عنوان دقیقترین روش برای این بررسیها به منظور مطالعه کیفیت و کمّیت استخوانهای فکین استفاده می‌شود. با این حال در سالهای اخیر میزان دوز دریافتی بیمار که در روش سی‌تی‌اسکن نسبت به روشهای عادی تا چندین برابر بیشتر است، ایده کاربرد دقیقتر روشهای عادی و یا استفاده از روشهای جدید با میزان دوز پایین‌تر را تقویت نموده است.
هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه دقت روش توموگرافی عادی با روش داخل دهانی دیجیتال رادیوویزیوگرافی (RVG) در اندازه‌گیری ارتفاع استخوان فک پایین انجام شد.
روش بررسی: در این تحقیق که از نوع بررسی آزمونها بود، اندازه فاصله لبه کرست آلوئول تا بوردر فوقانی فورامن منتال در 16 مورد که طرح درمان جراحی ایمپلنت در این ناحیه داشتند، با روشهای توموگرافی عادی و رادیوویزیوگرافی تعیین گردید. برای تعیین ضریب بزرگنمایی نگاره‌های رادیوگرافیک از Stent آکریلی با نشانه‌های سربی‌گوی مانند با قطر معلوم استفاده شد؛ سپس در مرحله جراحی فاصله ذکر شده توسط پروب بر روی استخوان فک بیمار به طور مستقیم اندازه‌گیری گردید. برای بررسی سطح معنی‌داری اختلاف بین یافته‌های رادیوگرافی و استاندارد طلایی از آزمون توزیع دو جمله‎ای استفاده شد.
یافته‌ها: در اندازه‌های حاصل از روش RVG با روش بصری مستقیم اختلاف معنی‌داری مشاهده شد (05/0P<)؛ اندازه‌های حاصل از روش توموگرافی نیز اختلاف معنی‌داری با روش بصری درحین جراحی داشتند.
نتیجه‌گیری: در مقایسه دو روش توموگرافی و رادیوویزیوگرافی برای اندازه‌گیری، به نظر می‌رسد، روش رادیوویزیوگرافی (RVG) نتایج دقیقتری داشته باشد.


فریدون سرگلزائی، علیقلی سبحانی، بهروز نیک‌نفس، شیر احمد سارانی، غلامحسین سرگزی، عبدالله سبحانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

بیان مسأله: برای بهبود ترمیم استخوان از روشهای مختلفی از جمله کاربرد ژلاتین ماتریکس استخوانی (BMG) استفاده می‌شود.

هدف: مطالعه‌حاضر باهدف ارزیابی روند القای استخوان‌سازی و تعیین حجم استخوان جدید پس از کاشت اکتاکلسیم فسفات (OCP) و ژلاتین ماده زمینه‌ای استخوان (BMG) به تنهایی و یا در حالت ترکیب با یکدیگر در محل ضایعات استخوانهای پهن موش صحرایی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 100 سر موش صحرایی جوان بالغ (5-6 هفته‌ای) با وزن متوسط 120-150 گرم از جنس نر و از نژاد Sprague Dawley مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه‌ها به طور تصادفی به گروههای آزمایشی (مورد) (OCP/BMG, BMG ,OCP) و شاهد تقسیم شدند. در گروههای آزمایشی، ضایعه‌ای به قطر 5 میلیمتر بر روی استخوان پاریتال ایجاد شد و مقدار 5 میلیگرم OCP و BMG به تنهایی و یا حالت ترکیب OCP/BMG (به نسبت 1:4) در محل ضایعه کشت داده شد. در گروه شاهد از هیچ ماده‌ای در محل ضایعه استفاده نشد. به منظور بررسی روند القای استخوان‌سازی و اندازه‌گیری حجم استخوان جدید، 5، 7، 14، 21 و 56 روز پس از کاشت، نمونه‌برداری انجام شد. پس از آماده‌سازی بافتی نمونه‌ها, تهیه مقاطع و رنگ‌آمیزی آنها با استفاده از هماتوکسیلین- ائوزین (H&E) و آلسین‌بلو، درصد حجمی استخوان جدید ساخته‌شده در تمامی گروهها به وسیله میکروسکوپ نوری و عدسی چشمی مدرج و نیز روش هیستومورفومتری, مورد بررسی و سنجش قرار گرفت. اطلاعات جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار آماری SAS و آزمون آماری ANOVA مورد تحلیل قرار گرفتند؛ علاوه بر آنالیز واریانس برای هر متغیر به طور جداگانه میانگین، انحراف معیار، خطای معیار و ضریب تغییرات نیز محاسبه گردید. مقایسه بین میانگین اندازه‌های به‌دست آمده در گروههای آزمایشی با یکدیگر و با گروه شاهد با استفاده از آزمون چند دامنه‌ای Duncan و در سطح 05/0 انجام شد.

یافته‌ها: روند القای استخوان‌سازی در گروههای آزمایشی (مورد) 5-14 روز پس از کاشت آغاز شد. در طی روزهای بعد، ضمن افزایش تدریجی حجم استخوان جدید, با ظهور حفره‌های مغز استخوان و تشکیل مغز استخوان خون‌ساز, استخوان جدید از تکامل بیشتری برخوردار شد و همزمان مواد کاشته شده نیز به مرور جذب شدند. در گروه شاهد، 56 روز پس از عمل, محل ضایعه به وسیله بافت همبند متراکم، اشغال شد و جزایر کوچکی از استخوان جدید در مجاورت و چسبیده به حاشیه ضایعه و استخوان میزبان مشاهده گردید. طبق نتایج حاصل از مطالعه هیستومورفومتری، بیشترین میانگین حجم استخوان جدید ساخته‌شده مربوط به گروه آزمایشی OCP/BMG بود؛ پس از آن گروههای آزمایشی OCP و BMG دارای بیشترین و گروه شاهد دارای کمترین حجم استخوان جدید بودند. حجم استخوان جدید در تمامی گروههای آزمایشی نسبت به گروه شاهد از افزایش معنی‌دار آماری برخوردار بود (05/0P<).

نتیجه‌گیری: ترکیب OCP/BMG در تمایز سلول‌های استئوبلاست, القای استخوان‌سازی و در نهایت استخوان‌سازی جدید از قدرت بیشتری برخوردار می‌باشد؛ به نظر می‌رسد استفاده از ترکیب این دو ماده می‌تواند در ترمیم نقائص استخوانی جمجمه مفید واقع گردد.


جواد فاریابی،
دوره 18، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده

بیان مسأله: از دست دادن بینایی متعاقب صدمات وارده به ناحیه فک و صورت یکی از بدترین عوارضی می‌باشد که در صورت عدم درمان و دائمی‌شدن، آینده بیمار را به طور جدی تحت تأثیر قرار خواهد داد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین فراوانی اختلال شدید بینایی (کوری) متعاقب صدمات ناحیه میانی صورت انجام شد.روش بررسی: این تحقیق توصیفی و گذشته‌نگر بر روی 207 بیمار دارای صدمات ناحیه میانی صورت مراجعه‌کننده به بیمارستان باهنر کرمان از مهر ماه سال 1375 تا مهرماه سال 1381 انجام شد.
یافته‌ها: خطر وقوع کوری یک طرفه متعاقب شکستگی‌های ناحیه میانی صورت 3/5% و عامل اتیولوژیک وقوع کوری در بیشتر بیماران (8/81%) حوادث جاده‌ای بود. شایعترین نواحی دارای شکستگی همراه با از دست دادن بینایی بیمار در این تحقیق شکستگی‌های لفورت III، لفورت II و NOE بود.
نتیجه‌گیری: فراوانی وقوع کوری متعاقب صدمات ناحیه میانی صورت در این مطالعه با بیشتر مطالعات انجام‌شده مشابه بود اما از نظر عامل اتیولوژیک با کشورهای پیشرفته متفاوت ولی با کشورهای در حال توسعه مشابه بود.


امیرحسین فخرایی، فرشته جبل‌عاملی، گلاره قبادی،
دوره 18، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده

بیان مسأله: در اغلب موارد استفاده از آنتی‌بیوتیک به منظور پروفیلاکسی در بیمارانی که سیستم دفاعی آنها تضعیف شده است، قبل از جراحی توصیه می‌شود که در این صورت نفوذ و غلظت مؤثر آنتی‌بیوتیک در محل حفره دندان کشیده‌شده و محل جراحی به منظور جلوگیری از عفونت اهمیت بسزایی دارد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین غلظت دو آنتی‌بیوتیک سفالکسین و آموکسی‌سیلین که به طور شایع و به منظور پروفیلاکسی از آنها استفاده می‌شود، در سرم خونی حفره دندانهای کشیده شده انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که به روش مداخله‌ای انجام شد، 80 نفر از افراد سالم، از هر دو جنس (40 نفر مرد و 40 نفر زن) و در سنین مختلف که برای کشیدن دندان به بخش جرّ‌احی دهان و فک و صورت دانشکده‌ دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در فاصله زمانی مهرماه تا دی‌ماه سال 1382مراجعه کرده بودند، به صورت تصادفی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای افراد یک گروه، 1 گرم آموکسی‌سیلین خوراکی (گروه اول) و برای گروه دیگر 1 گرم سفالکسین خوراکی (دو کپسول 500 میلی‌گرم بصورت همزمان) تجویز شد (گروه دوم). بعد از گذشت زمانهای 30، 60، 90، 120 و 180 دقیقه پس از مصرف دارو، خارج‌نمودن دندان انجام و از خون حفره آلوئول نمونه‌گیری شد. نمونه‌ها در آزمایشگاه میکروب‌شناسی و طبق روشهای استاندارد به منظور سنجش غلظت آنتی‌بیوتیک‌ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. اطلاعات جمع‌آوری شده با استفاده از آزمونهای آماری one way ANOVA، Post-hoc از نوع Duncan مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند؛ 05/0P< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: میانگین حداکثر غلظت سرمی به دست آمده در گروه اول g/ml 1006/10، در زمان 120 دقیقه و در گروه دوم g/ml 5467/41، در زمان 90 دقیقه پس از مصرف دارو بود. MIC محاسبه شده بر علیه استرپتوکوک سنگوئیس در گروه اول g/ml 1 و در گروه دوم g/ml 2 بود.
نتیجه‌گیری: طبق یافته‌های این تحقیق مشخص شد که میانگین حداکثر غلظت سرمی سفالکسین تقریباً 20 برابر MIC آن و آموکسی‌سیلین 10 برابر MIC این دارو بود.


فاطمه عزالدینی اردکانی، داریوش گودرزی‌پور، مهدی سلطانی محمدآبادی، ،
دوره 18، شماره 3 - ( 2-1384 )
چکیده

زمینه و هدف : هدف اصلی درمان ریشه پاکسازی و شکل‌دهی کامل کانال تا ناحیه تنگ‌شدگی اپیکالی و پرکردن سه‌بعدی آن می‌باشد. برای اندازه‌گیری طول دندان از روشهای متعددی استفاده می‌شود که رایجترین آنها رادیوگرافی (معمولی و دیجیتال) است. رادیوگرافی دیجیتال در بسیاری موارد از جمله کاهش دوز دریافتی توسط بیمار و بهداشت اشعه، امکان تغییر کنتراست و کیفیت تصاویر، توانایی ذخیره تصویر در رایانه و انتقال آن به سایر مراکز، عدم نیاز به فیلم، مراحل ظهور و ثبوت و آماده‌شدن سریع تصویر، نسبت به رادیوگرافی معمولی ارجح است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دقت رادیوگرافی دیجیتال و معمولی در ارزیابی طول کانال‌های انحنادار در دندانهای مولر اول فک پایین انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که به روش بررسی تست‌ها انجام شد، 40 دندان مولر اول فک پایین کشیده شده انسان که انحنای ریشه داشتند، انتخاب شدند. نمونه‌ها به دو گروه با انحنای کمتر از 25 درجه و بیشتر از 25 درجه تقسیم شدند؛ سپس همه نمونه‌ها در بلوک‌های گچی ثابت شدند و طول کانال با استفاده از سیستم رادیوگرافی دیجیتال و رادیوگرافی معمولی اندازه گیری شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی مورد ارزیابی قرار گرفت و 05/0P< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: دقت رادیوگرافی معمولی در کانال‌های با انحنای کمتر از 25 درجه، بیشتر از رادیوگرافی دیجیتال و در کانال‌های با انحنای بیشتر از 25 درجه، کمتر از رادیوگرافی دیجیتال بود؛ امّا از نظر آماری هیچ‌گونه اختلاف معنی‌داری بین دو روش رادیوگرافی دیجیتال و معمولی در تخمین طول کانال‌های انحنا‌دار وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: امروزه کیفیت تصاویر تهیه شده با استفاده از رادیوگرافی دیجیتال برای تخمین طول کانال‌های انحنادار از نظر میزان دقت با رادیوگرافی‌ معمولی قابل مقایسه است.


حمیدرضا عبدالصمدی، مینا حامیان ،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1384 )
چکیده

زمینه وهدف: زبان جغرافیایی ضایعه نسبتاً شایعی است که معمولاً بدون علامت بوده و در طی معاینات معمول مشاهده می‎گردد. ضایعات اغلب به صورت منفرد یا متعدد دیده می‎شود و در بیشتر موارد محدود به سطح پشتی و کناره‎های زبان می‎باشد. گاهی بیماران ممکن است از احساس سوزش و درد شکایت داشته باشند و از این جهت نیاز به درمان دارند. اگر چه علت این ضایعه مشخص نیست ولی کمبود روی به عنوان یکی از عوامل احتمالی در ایجاد ضایعات مطرح می‌باشد. هدف از این مطالعه, ارزیابی اثر درمانی سولفات روی در بیماران مبتلا به زبان جغرافیایی است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی بود که به صورت دو سویه کور انجام شد. تعداد بیماران 40 نفر بود که به 20 بیمار گروه آزمایش، سولفات روی و به 20 بیمار گروه کنترل، دارونما تجویز گردید. در روز اول معاینه از ضایعات اسلاید گرفته شد. بعد از 10 روز بیماران در دو گروه بهبودی یا عدم بهبودی قرار گرفتند. اطلاعات جمع‌آوری شده با استفاده از آزمون آماری chi-square با سطح معنی داری 05/0P< مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: از 20 بیمار گروه آزمایش, در 16 بیمار و از 20 بیمار گروه کنترل, در 3 بیمار علایم بهبودی مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نقش روی در سلامت بافت‌های اپی‌تلیالی و تکامل پاپی‌های نخی شکل و نتایج مثبت قابل توجه داروی سولفات روی در درمان ضایعه زبان جغرافیایی، علاوه بر امکان تجویز آن در درمان این ضایعه، مطالعات بر روی اثر دارو در درمان سایر ضایعات مخاطی پیشنهاد می‌شود.


زهرا دلیلی، صدیقه رهرو تابان، سید محمد علی واحدی،
دوره 19، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: کودکان در حالت طبیعی آدنوئید بزرگی دارند و با افزایش سن، آدنوئید به تدریج تحلیل می‌رود. بزرگی آدنوئید باعث اختلال تنفسی ناشی از انسداد بخشی از راه هوایی نازوفارنکس می‌گردد و به دنبال افزایش مقاومت در مسیر جریان هوای بینی، کودک به سمت تنفس دهانی پیش می‌رود. از آنجایی که نیازهای تنفسی، موقعیت فکین و زبان و به میزان کمتر موقعیت سر را تعیین می‌کند؛ بنابراین منطقی است که تنفس دهانی بتواند تعادل فشارهای وارده بر فکین و دندانها را تغییر داده و رشد فکین و موقعیت دندانها را تحت تأثیر قرار دهد. اگر این تغییرات باقی بماند منجر به ناهنجاریهای فکی با عنوان Adenoid face می‌گردد. ارزیابی رادیوگرافیک فضای نازوفارنکس در رادیوگرافی لترال سفالومتری، روشی ساده و قابل تکرار برای به دست آوردن اندازه، شکل و موقعیت آدنوئید است. فضای نازوفارنکس توسط استخوان اسفنوئید پوشیده شده است؛ بنابراین به نظر می‌رسد که تغییر مقاومت مسیر تنفسی به وسیله هیپرتروفی آدنوئید بر روی تغییرات زاویه قاعده جمجمه بی‌تأثیر نباشد. در تحقیق حاضر ضمن تعیین میزان فراوانی هیپرتروفی آدنوئید، به ارزیابی ارتباط بین هیپرتروفی آدنوئید و تغییرات زوایای سفالومتریک قاعده جمجمه پرداخته شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت گزینش سریال (Case series)، رادیوگرافی‌های لترال سفالومتری از پرونده بیماران 7-14 سال که بعد از سال 1377 به مراکز تخصصی ارتودنسی شهرستان رشت مراجعه نموده بودند، انتخاب شدند. نسبت بافت آدنوئید به فضای نازوفارنکس (A/N) به روش Fujioka مشخص گردید. سپس زاویه قاعده جمجمه (N.S.Ar) در همان رادیوگرافی لترال سفالومتری اندازه‌گیری شد. براساس اطلاعات حاصل از نسبت A/N، بیماران به سه‌گروه A (8/0 A/N)، B (8/0>A/N >5/0) و C (5/0 A/N) تقسیم شدند. زاویه قاعده جمجمه به سه گروه بزرگتر از حد نرمال، نرمال و کوچکتر از حد نرمال تقسیم شد. همچنین زاویه گونیال، نسبت ارتفاع خلفی به ارتفاع قدامی صورت، مجموع سه زاویه گونیال، آرتیکولار و saddle وکلاس‌بندی اسکلتی تعیین شد. داده‌ها با استفاده از آزمونهای Chi-Squareو ضریب همبستگی پیرسون با 05/0p< مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته‌ها: از مجموع 206 لترال سفالومتری مورد بررسی 66% هیپرتروفی آدنوئید (گروه‌های A وB) را نشان داد و 34% فاقد هیپرتروفی آدنوئید (گروه C) بودند. 28% بیماران با زاویه قاعده جمجمه کوچکتر از حد نرمال،30% نرمال و 42% بزرگتر از حد نرمال بودند. براساس آزمون آماری مجذور کای (Chi-Square) ارتباط آماری معنی‌داری بین وجود یا عدم وجود هیپرتروفی با زوایای مختلف قاعده جمجمه مشاهده شد؛ در ضمن براساس ضریب همبستگی پیرسون بین نسبت A/N و زوایای مختلف قاعده جمجمه همبستگی مشاهده گردید (2/0=R).
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که بین نسبت A/N و زوایای مختلف قاعده جمجمه همبستگی وجود دارد. ضمن این که مطالعات بیشتری برای یافتن ارتباط بین ژنتیک و عوامل محیطی با زوایای قاعده جمجمه لازم است.


سیدمحمد رضوی، اردشیر طالبی، بیژن موحدیان عطار، ایمانه عسگری،
دوره 19، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

 زمینه و هدف: ژآنت سل گرانولوما از ضایعات نسبتاً شایع می‎باشد که به دلیل شیوع بیشتر آن در جنس مؤنث و رشد آن طی دوران حاملگی، فرضیه تأثیر هورمونهای جنسی زنانه (استروژن و پروژسترون) بر این ضایعه مطرح شده است. در این مطالعه وجود رسپتورهای خاص این هورمونها با روش یمونوهیستوشیمی بررسی و با بافت مخاط دهان مقایسه شد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی Expression رسپتورهای استروژن و پروژسترون در ضایعات ژآنت سل گرانولومای فک انجام شد.
روش بررسی: در این بررسی مقطعی، تعداد 25 نمونه از ضایعات ژآنت سل گرانولومای مرکزی و محیطی، به ترتیب شامل 12 مورد ضایعه مرکزی و 13 مورد ضایعه محیطی، از آرشیو آزمایشگاه پاتولوژی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انتخاب و بلوک پارافینه آن استخراج شد. همچنین جهت تعیین گروه شاهد، به همین تعداد از بافت سالم مخاطی دهان نمونه‎هایی برداشته و به طور مشابهی بلوک پارافینی آنها تهیه شد. به منظور تأیید صحیح بودن تکنیک مورد استفاده و کنترل اختصاصی بودن روش رنگ‌آمیزی، در تمام مراحل از شاهد مثبت و شاهد منفی استفاده گردید. کلیه موارد پس از طی مراحل خاص، برای رسپتورهای استروژن و پروژسترون رنگ‎آمیزی ایمونوهیستوشیمیایی شد. در این تکنیک روش بیوتین- استرپتاویدین مورد استفاده قرار گرفت. اطلاعات با استفاده از نرم‌آفزار SPSS تجزیه و تحلیل آماری شد.
یافته‌ها: پس از بررسی لام‌ها، در کلیه موارد شامل ضایعات ژآنت و بافت سالم مخاطی هیچ‌گونه رنگ‎پذیری هسته‎ای برای این رسپتورها مشاهده نگردید؛ همچنین کلیه دسته‎های سلولی اعم از ژآنت سل، سلولهای استروما، اندوتلیال عروق و سلولهای اپیتلیوم به طور تقریباً مشابهی ER/PR منفی گزارش شدند. 
 نتیجه‌گیری:با وجود فرضیه‌ تأثیر هورمونهای جنسی بر ضایعات ژآنت سل گرانولوما به دلیل شیوع بیشتر آن در زنان و رشد یا عود آن در دوران حاملگی، طی این مطالعه و با به کارگیری یک روش استاندارد IHC، Expression این رسپتورها منفی و امکان تأثیر هورمون به طور مستقیم رد شد؛ بنابراین انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه با روشهای حساستر ضروری به نظر می‌رسد.



صفحه 2 از 7     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb