138 نتیجه برای Ph
مهرداد پنجنوش، عباس شکری، مهدی حسینی پویا، محمدرضا دیوبند،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه اندازهگیری و مقایسه دوز جذبی اشعه در بافتهای بدن (غده تیروئید، غدد بزاقی، چشم و پوست) در طی تصویربرداری از ناحیه فک و صورت با تکنیکهای پانورامیک، توموگرافی خطی، CBCT و CT پزشکی بود.
روش بررسی: دوزیمتر ترمولومینسانس (TLD) در 14 ناحیه از فانتوم RANDO به منظور اندازهگیری میانگین دوز جذبی اشعه در غده تیروئید، غده بزاقی پاروتید، غده بزاقی تحت فکی، غده زیرزبانی، عدسی چشم و پوست ناحیه گونه قرار داده شد، سپس با دستگاه Promax (PLANMECA، فنلاند) تصویربرداریهای پانورامیک، توموگرافی خطی و CBCT و با دستگاه Spiral Hispeed/Fxi (جنرال الکتریک، آمریکا) تصاویر CT از فانتوم تهیه گردید. با استفاده از میانگین دوز جذبی، دوز معادل و دوز موثر هرارگان محاسبه گردید.
یافتهها: محدوده دوز جذبی در تکنیک پانورامیک از mGY038/0 (پوست ناحیه گونه) تا mGY308/0 (غده بزاقی تحت فکی)، در توموگرافی خطی از mGY 048/0 (عدسی چشم) تا mGY510/0 (غده بزاقی تحت فکی)، در CBCT از mGY322/0 (غده تیروئید) تا mGY144/1 (غده بزاقی پاروتید) و در تکنیک CT از mGY495/2 (غده بزاقی زیرزبانی) تا mGY424/3 (غده بزاقی تحت فکی) متغیر بود. میزان دوز موثر کلی در تکنیک CBCT تقریباًٌ 5 برابر پانورامیک و 4 برابر توموگرافی خطی، و در تکنیک CT، 30 برابر پانورامیک و 22 برابر توموگرافی خطی بود. دوز موثر کلی در تکنیک CT تقریباً 6 برابر CBCT بود.
نتیجهگیری: برای به دست آوردن اطلاعات سه بعدی در ناحیه ماگزیلوفاشیال، روش تصویربرداری CBCT دوز جذبی و دوز موثر بسیار کمتری نسبت به CT پزشکی دارد. همچنین در طی تصویربرداری از ناحیه دهان و فک و صورت، غدد بزاقی بیشترین دوز جذبی را دارا هستند.
داریوش گودرزیپور، آکام سعیدی، نغمه بهرامی،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: کانینهای فک بالا بعد از دندانهای مولر سوم بیشترین شیوع نهفتگی را داشته و شیوع آن برحسب جامعه مورد مطالعه از 1% تا 3% گزارش شده است. تعیین موقعیت قرارگیری باکالی یا پالاتالی دندانهای کانین در استخوان فک میتواند طرح درمان را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو تکنیکهای متعددی برای تعیین موقعیت دندان کانین نهفته فک بالا معرفی شده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین دقت تکنیک رادیوگرافی پانورامیک، تکنیک tube shift و رادیوگرافی پانورامیک به همراه لمس ناحیه در تعیین موقعیت دندان کانین نهفته فک بالا انجام شد.
روش بررسی: 47 بیمار (20 زن و 27 مرد با میانگین سنی 4/25 سال) با سن بیشتر از 12 سال که به دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه نموده و حداقل یک دندان کانین نهفته داشتند وارد مطالعه شدند. یک متخصص رادیولوژی فک و صورت در ابتدا با استفاده از پانورامیک و سپس توسط تکنیک تیوب شیفت موقعیت کانین را تشخیص داد. سپس یک جراح فک و صورت توسط پانورامیک و لمس ناحیه بدون اطلاع از نتایج رادیوگرافی، دندان کانین را تعیین موقعیت نمود. نتایج حاصل از تشخیص دو متخصص با نتیجه بدست از آمده از مشاهد دندان کانین حین جراحی مقایسه شد. آنالیز آماری توسط محاسبه حساسیت و ویژگی انجام گردید.
یافتهها: براساس نتایج به دست آمده از جراحی دندانها (استاندارد طلایی)، 11 دندان از 47 دندان کانین نهفته فک بالا (4/23%) دارای موقعیت باکالی و 36 مورد (6/76%) نیز دارای موقعیت پالاتالی بودند. نتایج مطالعه بیانگر حساسیت (توانایی تکنیک در تعیین نهفتگی با موقعیت پالاتال) برابر سه روش (100%) و ویژگی (توانایی در تعیین نهفتگی با موقعیت باکال) بیشتر tube shift (100%) نسبت به تکنیکهای دیگر (0%) است.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد تکنیک tube shift بیشترین دقت تشخیصی را در تعیین موقعیت نهفتگی کانینها داشته است. میتوان گفت رادیوگرافی پانورامیک و پانورامیک به همراه لمس ناحیه نمیتوانند به عنوان تکنیک قابل قبول در شناسایی موقعیت نهفتگی کانینهای فک بالا مورد استفاده قرار گیرند و استفاده از آنها باید به عنوان یک روش کمکی در کنار روشهای معتبر دیگر محدود شود.
معصومه حسنی طباطبایی، زهرا حسنی، سکینه آرامی،
دوره 23، شماره 1 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف اصلی این مطالعه تعیین اثر فایبرهای پلی اتیلن و کامپوزیتهای ونیردهنده روی اپسیتی (Contrast Ratio) درکامپوزیتهای تقویت شده با فایبر (FRC) بود.
روش بررسی: نمونهها به چهارگروه تقسیم شدند. دو گروه به عنوان گروههای کنترل بدون فایبر ساخته شدند. فایبرهای پلی اتیلن (Fibre-Braid) به همراه کامپوزیت Basement توصیه شده توسط کارخانه سازنده به عنوان مواد فریم ورک وکامپوزیتهای Filtek Z250 و گرادیا (shade A2)، به عنوان مواد ونیردهنده استفاده شدند. نمونهها باضخامت کلی3 میلیمتر و قطر 13 میلیمتر بودند و در مولد فلزی دیسکی شکل آماده شدند. عمل کیورکامپوزیتها طبق دستور کارخانه سازنده انجام شد. Contrast Ratio (CR) هر نمونه با قراردادن آن بر روی زمینه سفید و سیاه توسط اسپکتروفوتومتر انعکاسی تعیین شد. انعکاس با گامهای 10 نانومتر و از طول موج 400 تا 750 نانومتر اندازهگیری شد. آنالیز دادهها به وسیله آزمون تحلیل واریانس دو طرفه Two-way ANOVA و تست Tukey HSD انجام گرفت.
یافتهها: اختلاف در CR بین گروههای مختلف از لحاظ آماری معنیدار بود (05/0P>). کامپوزیت Z250 دارای کمترین مقدار در CR بودند و همچنین CR با افزایش طول موج از 400 تا 750 نانومتر تمایل به کاهش نشان داد. به عبارت دیگر بیشترین تفاوت در مقدار CR بین گروهها، در طول موجهای بالاتر مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که فایبرهای پلی اتیلن میزان ترنسلوسنسی را در نمونههای FRC کاهش میدهند. این نتیجه نیز به دست آمد که خواص انعکاس نوری، شامل وابستگی به طول موج، نقش مهمی در CR ترمیمهای FRC دارند.
سید محمد هاشم حسینی، جواد چلیپا، سید مصطفی فاطمی، فاطمه حیدری،
دوره 23، شماره 2 - ( 8-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اهداف اصلی در درمان ارتودنسی نرمال کردن موقعیت دندانها در هر سه پلن فضایی است که شامل تمایل محوری صحیح مزیودیستال نیز میباشد. جهت شناخت میزان صحیح این تمایل، در این مطالعه، تمایل محوری مزیودیستال دندانهای خلفی در هر چهار نیم فک، در کلاس II اسکلتودنتال بررسی و تغییرات حاصله با افراد کلاس I مقایسه شد.
روش بررسی: در این پژوهش، تعداد 78 عدد کلیشه رادیوگرافی پانورامیک متعلق به بایگانی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران از افراد دارای اکلوژن کلاس I اسکلتی در محدوده سنی 12-24 سال و 78 عدد کلیشه رادیوگرافی پانورامیک در افراد دارای مال اکلوژن کلاس II اسکلتی در محدوده سنی 12-19 سال انتخاب شد. نمونههای انتخاب شده همه در دوران دندانهای دائمی و فاقد Missing، نهفتگی، دندان کشیده شده و کرادینگ خلفی بودند. پس از تعیین رفرنس برای فک بالا (خط واصل تحتانیترین نقطه ریم اربیت دو طرف) و فک پایین (خط واصل مرکز فورامن منتال چپ و راست)، محور طولی دندانها تعیین و رسم شد: (در دندان تک ریشه: تصویر کانال ریشه در بلندترین ناحیه، در پره مولرهای بالا: میانگین کانال باکال و پالاتال، درمولرهای پایین: میانگین تصویر کانال مزیال و دیستال و در مولرهای بالا: تصویر کانال پالاتال). میانگینهای به دست آمده کلاس I و کلاس II اسکلودنتال با استفاده از آزمون T-test مقایسه شدند.
یافتهها: آنالیز آماری مقایسه بین دو گروه اسکلتی کلاس I و کلاس II نشان داد که تفاوت معنیداری (05/0P<) در زاویه قرارگیری دندانها از بعد مزیودیستالی بین دندانهای 15، 16، 17، 25، 26 و 27 در فک بالا در نمونههای کلاس II در مقایسه با همین دندانها در کلاس I وجود داشت و این زوایا در افراد کلاس II مزیالیتر بود. همچنین در فک پایین زوایای دندانهای 36 و 46و 47 نیز در کلاس II اسکلتودنتال نسبت به کلاس I اسکلتودنتال مزیالیتر شدند. دندانهای دیگر در مقایسه تفاوت آماری معنیداری را بین دو کلاس فکی نشان ندادند (05/0P>).
نتیجهگیری: دندانهای پرمولر دوم به بعد در فک بالا در افراد کلاس I نسبت به کلاس I تمایل مزیالی بیشتری دارند. در فک پایین این تمایل تنها در مولرها دیده میشود.
مهرداد پنج نوش، مریم میرزایی، مجید تاری،
دوره 23، شماره 2 - ( 8-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی رادیوگرافیک قبل از جایگذاری ایمپلنت اغلب با توموگرافی برای مشخص کردن موقعیت ساختار آناتومیک حیاتی و ارزیابی استخوان کامل میشود. هدف از این مطالعه بررسی دقت توموگرافی خطی با استفاده از فیلم و Photostimulable Phosphor Plate جهت ارزیابی کمیت استخوان مندیبل برای استفاده در طرح درمان ایمپلنت بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع بررسی روشها بود. توموگرامهایی از 2 مندیبل خشک انسانی با استفاده از توموگرافی خطی با فیلم وPhotostimulable Phosphor Plate تهیه شد. در هر مندیبل 10 ناحیه انتخاب گردید و با گوتاپرکا علامتگذاری شد. فاصله بین کرست فوقانی تا کانال مندیبل، ارتفاع کلی و پهنای مندیبل در هر توموگرام اندازهگیری شده و همینطور در مقاطع مندیبل نیز اندازهگیری شد. مقادیر حاصل از مقاطع توموگرافیک با اندازههای واقعی فواصل مورد نظر روی مقاطع استخوانی مقایسه شد.
یافتهها: با اصلاح مقادیر بدست آمده روی مقاطع توموگرافیک توسط ضریب بزرگنمایی عنوان شده توسط کارخانه سازنده دستگاه، میانگین مطلق اختلاف با واقعیت در توموگرافی خطی با استفاده از فیلم و Photostimulable Phosphor Plate برای تعیین ارتفاع مندیبل به ترتیب 59/0 میلیمتر (45/0SD=) و 65/0میلیمتر (72/0SD=) و میانگین مطلق اختلاف با واقعیت در توموگرافی خطی با استفاده از فیلم و Photostimulable Phosphor Plate برای تعیین پهنای مندیبل به ترتیب 34/0 میلیمتر (33/0SD=) و 31/0 میلیمتر (33/0SD=) بود. میانگین مطلق اختلاف با واقعیت در توموگرافی خطی با استفاده از فیلم و Photostimulable Phosphor Plate برای تعیین موقعیت کانال مندیبولار به ترتیب 54/0میلیمتر (30/0SD=) و 52/0 میلیمتر (56/0SD=) محاسبه شد. در توموگرافی خطی با استفاده از فیلم 100% از اندازهگیریها جهت تعیین موقعیت کانال، 80% از اندازههای ارتفاع استخوان و 95% از اندازههای پهنای استخوان در محدوده خطای 1± میلیمتر واقع شده بودند. در توموگرافی خطی با Photostimulable Phosphor Plate 75% از اندازهگیریها جهت تعیین موقعیت کانال، 75% از اندازهگیریهای ارتفاع استخوان و 95% از اندازهگیریهای پهنای استخوان در محدوده خطای 1± میلیمتر واقع شده بودند. در تعیین موقعیت کانال مندیبولار و تخمین ارتفاع و پهنای مندیبل بین توموگرافی خطی با استفاده از فیلم و Photostimulable Phosphor Plate اختلاف معنیداری مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: دقت توموگرافی خطی با استفاده از فیلم و Photostimulable Phosphor Plate در اندازهگیری ارتفاع و پهنای مندیبل و تعیین موقعیت کانال مندیبولار در محدوده قابل قبول است.
یدالله سلیمانی شایسته، افشین خورسند، سمانه مهویدی زاده، مجید نصیری،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: ضایعات استخوانی اینترابونی (Intra bony) یکی از مشکلات مهم بیماریهای پریودنتال میباشد. در چند سال اخیر مواد رژنراتیوسنتتیک ازجمله Cerasorb به عنوان عامل احتمالی افزایش بازسازی پریودنتال جهت درمان این ضایعات مورد توجه قرار گرفته است. هدف از مطالعه حاضر بررسی درمان ضایعات استخوانی دو به سه دیواره پریودنتال بااستفاده از Cerasorb (بتا- تری کلسیم فسفات خالص) درمقایسه با Bone Graft Autogenous (A.B.G)
(به عنوان استاندارد طلایی) بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مداخلهای (Interventional) یا کارآزمایی بالینی (Randomized Clinical Trial) میباشد. 24 ضایعه استخوانی دو به سه دیواره پریودنتال به طریقه Double blind انتخاب شدند. ضایعات به طور تصادفی با انداختن سکه به دو گروه (تست و کنترل) تقسیم شدند. در گروه کنترل ضایعات با روش Bone Graft Autogenous و در گروه تست با استفاده از Cerasorb درمان شدند. در زمان جراحی و 3 ماه، 6 ماه و یک سال بعد پیگیری انجام گرفت و ارزیابی کلینیکی و رادیوگرافیک انجام شد. به وسیله آزمون آماری Paired t-test تفاوت اندازهگیریهای قبل و بعد از عمل و توسط آزمون t مستقل تغییرات پارامتریک اندازهگیری شده بین دو گروه مقایسه شدند. متغیرهای غیر پارامتریک توسط آزمون Wilcoxon و Mann- Whitenyمورد بررسی قرارگرفتند. 05/0>P به عنوان سطح معنیداری درنظر گرفته شد.
یافتهها: متوسط تغییرات حاصل در چهار متغیر عمق پاکت (PPD)، سطح چسبندگی کلینیکی (PAL)، ارتفاع کرست استخوان از CEJ (Bone level) و دانستیه استخوان (Bone Density) در ارزیابیهای 3 ماه و 6 ماه و یک سال پس از جراحی درگروه تست و کنترل اختلاف معنیداری نشان نداد (05/0P>). همچنین در هر گروه اختلاف معنیداری قبل و بعد از جراحی در 4 پارامتر مشاهده شد (05/0P<).
نتیجهگیری: از آنجا که نتایج حاصل از درمان با Cerasorb در تمام پارامترهای بررسی شده مشابه با A.B.G میباشد در نتیجه میتوان استفاده از Cerasorb را به عنوان یکی از روشهای مناسب جهت درمان ضایعات دو به سه دیواره پریودنتال پیشنهاد نمود.
علیرضا فرهاد، بهناز برکتین، احمد موحدیان عطار، عذرا نیکنام، پرنیان علوی نژاد،
دوره 23، شماره 4 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: نیاز به استفاده از داروهای داخل کانال در دندانهای با پالپ نکروز مشخص است. هیدروکسید کلسیم به دلیل خصوصیات مطلوبش پیشنهاد اول به شمار میآید. MTA (Mineral Trioxide Aggregate) به عنوان ماده پر کننده دایمی نیز دارای خصوصیات مطلوب است و در مواردی میتواند همان کاربردهای هیدروکسید کلسیم را داشته باشد. هدف از این مطالعه مقایسه pH و غلظت یون کلسیم انتشار یافته پس از استفاده از هیدروکسید کلسیم و دو نوع MTA به عنوان پر کننده کانال به محیط اطراف ریشه بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی پس از پاکسازی و گشادسازی 52 دندان تک کاناله، دیفکتهای خارجی در سطح یک سوم میانی ریشهها ایجاد شدند. EDTA 17% (Ethylenediaminetetra acetic acid) و هیپوکلرید 5% جهت حذف لایه اسمیر استفاده شد. تمام سطح ریشه به جزء دیفکت خارجی سیل گردید و دندانها در نرمال سالین قرار داده شدند. 10 دندان به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند و 42 دندان دیگر به 3 گروه 14 تایی تقسیم شد (گروههای A، B، C). گروه A با Pro Root MTA، گروه B با Angelus MTA و گروه C با هیدروکسید کلسیم پر شدند. تمام نمونهها پس از سیل شدن در نرمال سالین قرار گرفتند. غلظت یون کلسیم و pH نرمال سالین بعد از 24 ساعت، 48 ساعت و یک هفته در تمام گروهها اندازهگیری شد و نتایج با آنالیز Repeated Measure ANOVA و Pair T-test ارزیابی گردید.
یافتهها: بیشترین غلظت یون کلسیم و pH در گروه C وجود داشت که تفاوت آن با گروههای A و B در هر سه زمان معنیدار بود(001/0P<). این اختلاف بین دو گروهA و B معنیدار نبود (05/0P>).
نتیجهگیری: در موارد وجود دندان ضایعهدار و نکروزه با اندیکاسیون استفاده از MTA، (اپکس باز، پرفوریشن) بهتر است قبل از قرار دادن MTA، کانال دندان توسط هیدروکسید کلسیم پانسمان گردد.
حوریه باشی زاده فخار، اکبر عباس زاده،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازهگیری دقیق استخوان توسط رادیوگرافی برای تعیین ابعاد ایمپلنت ضروری است. رادیولوژیست بایستی برای نیل به موفقیت، از اثر موقعیت سر بر روی ابعاد تصویر در روشهای مختلف تصویربرداری آگاهی کافی داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان اثر تغییر زاویه پلن مندیبل بر روی دقت ابعادی تصاویر توموگرافی خطی مندیبل بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع بررسی روشها و in vitro بود. جهت بررسی اثر موقعیت سر روی ابعاد تصاویر توموگرافی خطی، تصاویری با تغییر زاویه پلن مندیبل در جهات طرفی و قدامیخلفی از 3 مندیبل خشک تهیه و با واقعیت مقایسه شده است. یک سری تصویر در حالت زاویه صفر درجه و 16 سری تصویر با ایجاد شیب 5، 10، 15 و 20 درجه در پلن مندیبل در جهات فوقانی، تحتانی، لترال و مدیال تهیه و فواصل عمودی از رأس کرست تا حاشیه فوقانی کانال مندیبل در خلف و از رأس کرست تا حاشیه تحتانی مندیبل در قدام در 12 ناحیه از هر مندیبل در هر توموگرام اندازهگیری و با اندازههای واقعی در مندیبل برش خورده در نواحی مشخصی که با نشانگرهای رادیواپک علامتگذاری شده بودند مقایسه شده است. برای تحلیل دادهها از آنالیز Repeated measure ANOVA استفاده گردید.
یافتهها: آنالیز نشان داد که بین حالت استاندارد و شیب قدامی خلفی 15 درجه به سمت بالا اختلاف معنیدار وجود داشت (001/0P=). همچنین بین حالت استاندارد و شیبهای طرفی 10 درجه (008/0>P)، 15 درجه (001/0>P) و 20 درجه (001/0>P) به سمت بالا اختلاف معنیدار وجود داشت. میانگین قدر مطلق خطا در حالت استاندارد یعنی شیب صفر درجه برای همه نواحی یکسان و به میزان (mm 19/0±22/0) بود و بیشترین میانگین قدر مطلق خطا در حالت استاندارد در ناحیه پرمولرها (mm 19/0±44/0) دیده شد. بیشترین میانگین قدر مطلق خطا در تغییر شیب قدامی خلفی در شیب 20 درجه به سمت پایین در ناحیه کانینها (mm 88/0±1) مشاهده گردید. بیشترین میانگین قدر مطلق خطا در تغییر شیب طرفی نیز در شیب 20 درجه به سمت بالا در ناحیه کانینها
(mm 2±9/2) به دست آمد.
نتیجهگیری: در تصاویر توموگرافی مندیبل، به طور کلی بدون در نظر گرفتن ناحیه کانینها در بیشتر موارد میانگین قدر مطلق خطا در شیب های 5 تا 20 درجه در جهت قدامی خلفی و طرفی در حد یک میلیمتر یا کمتر یعنی در محدوده قابل قبول قرار داشته است. هر چند این اثر در شیب طرفی بیشتر از شیب فوقانی تحتانی، در خلف مندیبل بیشتر از قدام آن و در شیب به سمت پایین بیش از شیب به سمت بالا بوده است.
داریوش گودرزیپور، سحرناز نجات، اکبر فتوحی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: در اکثر مراکز رادیولوژی کشور ما تبدیل سیستمهای تصویربرداری به سیستم دیجیتال با بهرهمندی از تکنولوژی Computed Radiology (CR) در حال انجام است. در صورتی که قابلیت پانورامیک دیجیتال برای بررسی ضایعات کوچک دندان به اثبات برسد، در مواردی که تهیه کلیشههای داخل دهانی مشکل است با اطمینان بیشتری میتوان از سیستم پانورامیک به روش CR استفاده کرد. هدف از این تحقیق بررسی حساسیت و ویژگی رادیوگرافی پانورامیک دیجیتال در تشخیص پوسیدگیهای پروگزیمال در مقایسه با رادیولوژی بایت وینگ بود.
روش بررسی: در این مطالعه 100 بیمار مراجعه کننده به یکی از مرکز خصوصی رادیولوژی دهان و فک و صورت که برای آنها هر دو تکنیک بایت وینگ و پانورامیک تجویز شده بود، وارد مطالعه شدند. ابتدا کلیشه پانورامیک و سپس بایت وینگ توسط متخصص رادیولوژی دهان، فک و صورت بر روی نگاتوسکوپ مشاهده شده و پوسیدگیهای بین دندانهای خلفی به تفکیک محل پوسیدگی ثبت گردید. حساسیت و ویژگی پانورامیک دیجیتال با یافتههای حاصل از مشاهده بایت وینگ به عنوان استاندارد طلایی سنجیده شد. همچنین برای حساسیت و ویژگی به دست آمده حدود اطمینان 95% محاسبه شد.
یافتهها: در این تحقیق حساسیت و ویژگی روش پانورامیک در کل دهان به ترتیب 7/62% (حدود اطمینان 95% برابر 5/67% -7/57%) و 0/91% (حدود اطمینان 95% برابر 5/92% -2/89%) به دست آمد.
نتیجهگیری: در این مطالعه مشخص شد روش پانورامیک نسبت به روش بایت وینگ حتی علیرغم استفاده از مزایای دستکاری دیجیتال آن قبل از پرینت فیلم از حساسیت کمتری برخوردار است. از این رو تکنیک بایت وینگ به منظور مشاهده پوسیدگیهای بین دندانی برتر است.
امیر اسکندرلو، رقیه بردال، مهدیه دهقانی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف:Cone beam computed tomography (CBCT) اطلاعات خوبی در زمینه تشخیص و درمان پریودنتال ارائه میدهد. با توجه به میزان کم تحقیقات در اندازهگیری استخوان پریودنتال با استفاده از CBCT، هدف از این مطالعه بررسی دقت CBCT در اندازهگیری ضایعات مختلف استخوانی و مقایسه آن با روش رادیوگرافی داخل دهانی و پروب بود.
روش بررسی: 218 ضایعه استخوانی مصنوعی (اینفرابونی سطح باکال- لینگوال، اینترپروگزیمال، افقی، کریتر، Dehiscence و Fenestration) در روی 13 مندیبل خشک انسانی ایجاد شد. مندیبلها در جعبهای از جنس پلکسی گلاس پر از آب جهت شبیه سازی با بافت نرم قرار داده شدند. اسکنهای CBCT، تصاویر رادیوگرافی داخل دهانی به روش موازی و اندازهگیری مستقیم با پروب WHO انجام شد و نتایج با اندازهگیریهای رفرنس (کالیبردیجیتال) مقایسه شدند. با استفاده از Intra class correlation coefficient و Pearson correlation، میزان توافق بین مشاهدهگرها محاسبه گردید.
یافتهها: توافق بین مشاهدهگرها در اندازهگیری کلی ضایعات برای تکنیک CBCT و پروب بالا (88% (ICC) Intra class correlation coefficient) و در روش فیلم داخل دهانی متوسط )54%(ICC= بود. اختلاف آماری معنیداری بین مشاهدهگرها در انواع روشها مشاهده نشد (05/0P>). براساس نتایج Paired T-test اختلاف از میانگین نسبت به رفرنس در CBCT (mm01/0) کمتر از پروب (mm04/0) و فیلم (mm62/0) به دست آمد. CBCT قادر به اندازهگیری انواع ضایعات بود، در حالیکه فیلم برای اندازهگیری ضایعات سطوح باکال و لینگوال محدودیت داشت.
نتیجهگیری: هر سه تکنیک برای اندازهگیری ضایعات پریودنتال مفید هستند. در اندازهگیری انواع ضایعات پریودنتال، CBCT از دقت بیشتری نسبت به پروب و فیلم برخوردار بود.
جلیل مدرسی، مهدی دستورانی، فضلالله سلیمانی نجفآبادی، فاطمه عزالدینی،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی رادیوگرافیک یک مرحله ضروری در تشخیص شکستگیهای افقی ریشه میباشد. هدف از این مطالعه تعیین حساسیت و ویژگی یک رادیوگرافی پریآپیکال واحد در تشخیص شکستگی افقی ریشه بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی از 30 دندان قدامی تازه کشیده شده انسان استفاده شد. دندانها با استفاده از چکش و گیره به طور تصادفی به دو قطعه تقسیم شدند. سپس دو قطعه با چسب سیانوآکریلات به هم چسبانده شد. در مرحله بعدی دو رادیوگرافی یکی از دندان به تنهایی و یکی از دندان به همراه یک قطعه استخوان مندیبل انسانی به عمل آمد. رادیوگرافها توسط سه دندانپزشک متخصص با استفاده از یک دستگاه نمایش اسلاید خوانده شد. پس از جمعآوری اطلاعات، آنالیز دادهها توسط آزمون قطعی فیشر انجام شد.
یافتهها: حساسیت و ویژگی تشخیصی یک فیلم رادیوگرافی پریآپیکال واحد در تشخیص شکستگی افقی ریشه در رادیوگرافیهایی که از دندان به تنهایی به عمل آمده بود 100% بود و در رادیوگرافیهایی که از دندان همراه با استخوان به عمل آمده بود به ترتیب 7/82% و 100% بود.
نتیجهگیری: طبق نتایج این مطالعه، در اکثر موارد با استفاده از یک فیلم رادیوگرافی پریآپیکال واحد میتوان شکستگی افقی ریشه را تشخیص داد.
فاطمه مختاری، امیرمحمد مهابادی، نعیمه غفاریان، علیرضا قاطع، علیرضا رضوی،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین طول دقیق کانال ریشه و باقی ماندن در محدوده آن در طی معالجه ریشه از اهمیت خاصی برخوردار است. اخیراً اپکس یابهای الکترونیکی برای تعیین طول و کاهش تعداد رادیوگرافی استفاده میشوند. هدف از این مطالعه مقایسه کلینیکی رادیوگرافی و اپکس یابهای الکترونیکی
Root ZX و Novapex بود.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 73 دندان تک کانال مربوط به بیماران مراجعهکننده به بخش اندودنتیکس دانشکده دندانپزشکی یزد مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا بر روی دندان مزبور حفره دسترسی تهیه شد و طول کانال ریشه توسط دستگاههای Apex locator از نوع Novapex، Root ZX تعیین و سپس با قرار دادن فایل در داخل کانال، رادیوگرافی پریاپیکال به روش موازی گرفته شد. سپس اندازههای به دست آمده از دستگاههای Apex locator و رادیوگرافی پریاپیکال مقایسه شد و با آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، ویلکاکسون و T زوج شده آنالیز گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه پس از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که دستگاه الکترونیکی Root ZX در 6/46% موارد انطباق صد در صد و با پذیرش mm5/0 خطا در 8/91% موارد نسبت به رادیوگرافی پریاپیکال قادر به نشان دادن اندازههای قابل قبول بود و اختلاف معنیداری بین میانگین طولهای اندازهگیری شده توسط Root ZX و رادیوگرافی پریاپیکال مشاهده نشد (17/0=P). دستگاه Novapex در 5/20% موارد انطباق صد در صد و با پذیرش mm5/0 خطا در 4/64% موارد نسبت به رادیوگرافی پریاپیکال قادر به نشان دادن اندازههای قابل قبول بود و از لحاظ آماری بین میانگین طولهای اندازهگیری شده توسط Novapex و رادیوگرافی پریاپیکال اختلاف معنیدار بود (017/0=P). بین دو دستگاه Apex locator اختلاف معنیداری مشاهده نشد (061/0=P).
نتیجهگیری: با توجه به دقت دستگاههای Novapex و Root ZX کاربرد آنها همراه با سایر روشها و یا به تنهایی در خانمهای باردار با وضعیتهای خاص آناتومیک و به خصوص بیمارانی که مشکلات عدم تعادل عضلانی دارند بسیار سودمند است و استفاده از آن به عنوان مکملی برای رادیوگرافی پریاپیکال در تعیین طول کانال توصیه میگردد.
آرش عزیزی، سمیرا شاه سیاه، اسماء مدهنی،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: آفت راجعه دهانی یک بیماری التهابی محدود به مخاط دهان میباشد. تقریباً 20% کل جمعیت به این بیماری مبتلا هستند علت آفت کاملاً شناخته نشده است. آنتیاکسیدان مادهای است که دارای توانایی برای حفظ مولکولها از آسیب است و میتواند شروع آن را به تاخیر اندازد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه ظرفیت کلی آنتیاکسیدان در بیماران مبتلا به آفت دهانی راجعه و افراد سالم بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مورد مقطعی- تحلیلی بود. افراد مطالعه به صورت دو گروه انتخاب شدند: 25 بیمار مبتلا به آفت به عنوان گروه مورد و 25 شخص غیرمبتلا به آفت به عنوان گروه شاهد. هر دو گروه از لحاظ سن و جنس مشابه شدند. ظرفیت تام آنتیاکسیدان بزاق این افراد به روش اسپکتروفتومتری در دو گروه اندازهگیری شد. در نهایت دادهها با آزمون Independent sample t-test آنالیز شدند.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار ظرفیت تام آنتیاکسیدان بزاق در گروه مورد µmol/L 64/0±64/1 و در گروه شاهد µmol/L 3/0±49/1 بود و ما بین دو گروه اختلاف معنیداری مشاهده نشد (464/0P=).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه تفاوت معنیداری بین ظرفیت تام آنتیاکسیدان بزاق در بیماران مبتلا به آفت دهانی و افراد سالم نشان نداد.
سینا حقانیفر، ولیالله آرش، فرهاد ثبوتی، نسیم جعفری،
دوره 25، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از عوارض جانبی استفاده از دستگاه ثابت ارتودنسی در درمان ناهنجاریهای دندانی یا Camouflage تحلیل ریشه است که در دندانهای مختلف دیده میشود. اگر تحلیل در انتهای اپیکالی ریشه باشد قابل ترمیم نیست، لذا بنا به اهمیت این موضوع در درمانهای ارتودنسی و پیشگیری از کاهش و تحلیل پیش رونده طول ریشه، مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان تحلیل ریشه در بیماران درمان شده با دستگاه Slot 018 Standard Edgewise انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کلیشههای پانورامیک استاندارد قبل و بعد از درمان 63 بیمار نیازمند درمان ثابت ارتودنسی فکین بررسی شدند. 24 دندان از هر بیمار شامل دندانهای مولر اول یک سمت تا مولر اول سمت مقابل هر دو فک مورد بررسی قرار گرفتند. درجه تحلیل ریشه به صورت 3 درجه (درجه 0: بدون تحلیل، درجه 1: تحلیل مختصر به همراه ریشههایی با نوک گرد شده تا تحلیل حداکثر 4/1 طول ریشه، درجه 2: تحلیل متوسط تا شدید در حد بیشتر از 2/1 تا 4/1 طول ریشه) بیان شد. رابطه میزان تحلیل ریشه با جنس توسط تست Mann-Whitney و رابطه میزان تحلیل ریشه با طول درمان توسط ضریب همبستگی اسپیرمن مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از 1542 دندان بررسی شده، 345 دندان دارای تحلیل درجه 1 بودند و موردی از تحلیل درجه 2 یافت نشد. بیشترین میزان تحلیل ریشه
درجه 1 در دندان لترال فک پایین مشاهده شد. میزان تحلیل ریشه چه در جنس مونث و چه در جنس مذکر در فک پایین به طور معنیداری بیشتر از فک بالا بوده است، همچنین میزان تحلیل ریشه دردندانهای جنس مذکر به طور معنیداری بیشتر از دندانهای جنس مونث بوده است (05/0>P). رابطه معنیداری نیز با طول مدت درمان و همچنین دندانهای سمت راست و چپ فکین یافت نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: باتوجه به یافتههای حاصل از این مطالعه، هیچگونه ارتباطی بین طول مدت درمان و سمت فکی با میزان تحلیل ریشه وجود ندارد، اما تحلیل ریشه در فک پایین و در جنس مذکر بیشتر رخ میدهد.
امیر علیرمضانی، محمدحسین سالاری، محمدرضا پورمند، زینب کدخدا، عباس رحیمی فروشانی، فرزانه امین هراتی، صدیقه قورچیان، زهرا پاکباز، سید سعید اشراقی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: پریودونتیت یکی از شایعترین بیماریهای دهان و دندان میباشد که میزان شیوع آن در جوامع مختلف متغیر بوده و باکتریهای زیادی در اتیولوژی این بیماری دخیل هستند. هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان فراوانی و شناسایی باکتریهای غالب پریودونتوپاتوژن در مبتلایان به پریودونتیت با استفاده از دو روش کشت و مولکولی بود.
روش بررسی: در این بررسی صد نمونه از صد بیمار مبتلا به پریودونتیت بالغین شامل 62 نفر زن و 38 نفر مرد با دامنه سنی 75-24 سال (میانگین 5/11±49 سال) مراجعهکننده به بخش پریودنتیکس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران برداشت و با استفاده از دو روش کشت و مولکولی مورد بررسی قرار گرفت. آنالیز دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمون McNemar صورت گرفت.
یافتهها: در این مطالعه 63 مورد به روش کشت، مثبت شدند که به ترتیب از 29 بیمار اگریگاتی باکتر اکتینومایستم کومیتنس (Aa)، از 20 بیمار پورفیروموناس ژنژیوالیس (Pg) و پروتلا اینترمدیا (Pi) جدا شد. به علاوه از 14 بیمار دو یا چند گونه باکتری به صورت هم زمان جدا شد. در روش مولکولی از این تعداد نمونه بیمار 64 مورد مثبت شد که به ترتیب از 18 بیمار Aa، از 13 بیمار Pg و Pi جدا شد، به علاوه از 33 بیمار دو یا چند گونه باکتری تواماً جدا گردید.
نتیجهگیری: در این پژوهش فراوانی باکتریهای جدا شده در هر دو روش کشت و مولکولی به ترتیب مربوط به Aa، Pg و نیز Pi به دست آمد. اگر چه در این مطالعه اختلاف معنیداری بین روش کشت و مولکولی مشاهده نشد، ولی در تشخیص باکتریهای مذکور روش مولکولی دارای دقت، اطمینان و سرعت قابلتوجه میباشد. به هر حال برحسب شرایط و امکانات آزمایشگاه میتوان از یک یا هر دو روش در تشخیص باکتری استفاده نمود.
کلید واژهها: پریودنتیت؛ کشت؛ PCR (Polymerase Chain Reaction)؛ باکتریهای بیهوازی (پورفیروموناس ژنژیوالیس، پروتلا اینترمدیا)؛ باکتری کاپنوفیل (اکتینومایستم کومیتنس)
حوریه باشیزاده فخار، ندا مولایی، علی تیمورینژاد،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: رادیوگرافی پانورامیک یکی از تکنیکهای معمول در تصویربرداری از ایمپلنت است. با وجود برخی محدودیتهای این تکنیک، رادیوگرافی پانورامیک، همچنان رادیوگرافی انتخابی جهت بررسی اولیه در درمان ایمپلنت میباشد. از معایب این رادیوگرافی میتوان به عدم وجود دقت ابعادی آن اشاره کرد. مطالعات زیادی برای تعیین میزان بزرگنمایی تصاویر پانورامیک انجام گرفته است که عمده آنها بر روی فانتوم یا اسکال خشک بوده است. اخیراً در این مطالعات از CT یا CBCT (Cone Beam CT) به عنوان استاندارد طلایی استفاده میشود. هدف از این مطالعه تعیین بزرگنمایی عمودی تصاویر پانورامیک در نواحی قدام و خلف با استفاده از مقاطع کراس سکشنال بازسازی شده در CT بود.
روش بررسی: تعداد 30 کلیشه پانورامیک تهیه شده با دستگاههای Planmeca EC or CC Proline از پرونده بیماران بخش ایمپلنت انتخاب شد و لندمارکهای خاص روی آنها مشخص شد. ابعاد عمودی لندمارکها روی رادیوگرافی پانورامیک و تصاویر بازسازی شده کراس سکشنال CT توسط کالیپر اندازهگیری و بزرگنمایی عمودی تصاویر پانورامیک به صورت نسبت ابعاد تصویر به ابعاد واقعی محاسبه شد. آنالیز آماری دادهها با استفاده از آزمون آماری Generalized Estimation Equation با Exchangeable correlation matrix و مدل Linear انجام شد.
یافتهها: میانگین بزرگنمایی عمودی تصاویر پانورامیک در نواحی قدامی فک بالا 02/0±22/1، در نواحی خلفی فک بالا 02/0±16/1، در نواحی قدام فک پایین 02/0 ± 20/1 و در نواحی خلفی فک پایین 02/0±13/1 بود. اختلاف بزرگنمایی بین ماگزیلا و مندیبل معنیدار بود (001/0>P). اختلاف بزرگنمایی بین نواحی قدام و خلف در فک بالا و فک پایین معنیدار نبود (11/0=P).
نتیجهگیری: بزرگنمایی عمودی تصاویر پانورامیک (دستگاه Planmeca EC or CC Proline) در نواحی مختلف دو فک بین 13/1 تا 22/1 درصد متفاوت است.
آزیتا کاویانی، اسداله احمدزاده، مریم زارعی،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: تغییر رنگ ترمیمهای کامپوزیتی عمدهترین عامل در تعویض این ترمیمها است. هدف از این مطالعه ارزیابی ثبات رنگ کامپوزیت پس از Rebonding با استفاده از دو ماده چسبنده مختلف بود.
روش بررسی: تعداد 45 نمونه دیسک کامپوزیتی تهیه و سطح نمونهها با استفاده از دیسک و لاستیک پرداخت شدند. سپس نمونهها به سه گروه تقسیم شدند (15=n). در گروه اول: هیچ مرحله دیگری انجام نشد. در گروه 2: دیسکهای کامپوزیتی با ارتوفسفریک اسید 37% اچ شدند، سپس از عامل باندینگ Margin-bond جهت Rebonding استفاده شد. در گروه 3: مراحل کار مانند گروه 2 بود، اما بعد از اچ، در سطح دیسک از ماده Permaseal استفاده شد. بعد از اندازهگیری اولیه اسپکتروفتومتریک، نمونهها جهت aging به مدت 3 هفته در قهوه قرار گرفتند. سپس اندازهگیری مجدد اسپکتروفتومتریک انجام شد. جهت آنالیز آماری دادهها از تست ANOVA و تست Tukey با سطح معنیداری 05/0P< استفاده شد.
یافتهها: طبق نتایج به دست آمده، میانگین تغییرات کلی رنگ E)Δ( در گروه 1: (34/0±4/1)، گروه 2: ( 51/1±24/5) و گروه 3: (34/1±44/7) بود. در مقایسه دو دویی گروهها با همدیگر (001/0>P) اختلاف کاملاً معنیدار بود.
نتیجهگیری: درصورتیکه از مواد چسبنده ذکر شده جهت Rebonding نمونهها استفاده شود، باعث افزایش ثبات رنگ ترمیمهای کامپوزیتی نمیگردد.
سحر قدسی بوشهری، فرزانه خواجه، سمیه حیدری، شهلا مومنی دانایی،
دوره 26، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص و درمان مال اکلوژنهای اسکلتی کلاس III یکی از پیچیدهترین و سختترین موارد در ارتودنسی محسوب میشود. مشکلات مربوط به ظاهر صورت و اکلوژن باعث میشود که این بیماران خیلی زود در جستجوی درمان باشند. هدف از این مطالعه ارزیابی نتایج درمان زود هنگام این بیماران با فیسماسک در مقایسه با بیمارانی که هیچگونه درمانی دریافت نکردهاند، بود.
روش بررسی: این مطالعه گذشتهنگر بر روی 38 بیمار در حال رشد با متوسط سنی 5/8 سال شامل مال اکلوژن دنتواسکلتال کلاس III انجام شده که به دو گروه تقسیم شدند. 23 بیمار که تحت درمان با فیسماسک قرار گرفتند و 15 بیمار که هیچ درمانی دریافت نکرده بودند به عنوان گروه کنترل درنظر گرفته شد. سفالومتری لترال قبل و بعد از درمان بیماران جهت ارزیابی تغییرات دنتواسکلتال مورد بررسی قرار گرفت. نتایج توسط تست آماری
Wilcoxon signed ranks آنالیز شدند.
یافتهها: نتایج مطالعه حرکت معنیدار به سمت جلو استخوان ماگزیلا و اینسیزورهای قدامی آن (001/0 P< ) و حرکت چرخشی به سمت پایین و عقب مندیبل (001/0 P< ) را در گروه تحت درمان با فیسماسک نشان داد. افزایش ارتفاع تحتانی صورت در هر دو گروه درمان شده و درمان نشده دیده شد. به هر حال، در گروه کنترل بعضی اندازهگیریها، حرکت به سمت جلو کمپلکس ماگزیلا را نشان داد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد در بیماران کلاس III درمان با فیسماسک گزینه بهتری نسبت به چین کپ باشد و تصمیمگیری درمورد درمان زود هنگام بیماران کلاس III باید جدی تلقی شود. به هر حال، دقت خاص به نوع دیسکرپانسی اسکلتی بیمار ضروری است. به نظر میرسد که در بیماران کلاس III ، استفاده از فیسماسک گزینه بهتری نسبت به سایر وسایل باشد.
اسحق علی صابری، فریدون سرگلزایی اول، محمد رضا عرب، صدیقه ابراهیمیپور،
دوره 26، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه، پوشش مستقیم پالپ دندان گربه توسط دو ماده اکتا کلسیم فسفات (OCP) و کلسیم هیدروکسید (CH) و ارزیابی پاسخهای بافتی به آنها بود.
روش بررسی : در این تحقیق 72 دندان پرمولر 9 قلاده گربه انتخاب و به سه گروه (دو گروه آزمایشی و گروه کنترل) تقسیم گردیدند. در گروههای آزمایشی، عمل پوشش پالپ توسط دو ماده OCP و CH انجام شد و در گروه کنترل ، از هیچ ماده پوشانندهای استفاده نگردید. تمامی حفرههای ایجاد شده پس از پوشش پالپ، با گلاسآینومر نوری ترمیم شد. نمونهبرداری در طی هفتههای دوم، چهارم و هشتم پس از پوشش مستقیم پالپ انجام و پس از طی مراحل آمادهسازی بافتی، بلوکهای پارافینی تهیه گردید. پس از تهیه مقاطع و انجام رنگآمیزی، متغیرهای مربوطه توسط میکروسکوپ نوری اندازهگیری و با استفاده از تستهای Mann-Whitney و Chi-square مورد ارزیابی قرار گرفت (05/0= α ).
یافتهها : در نمونههای دو هفتهای، در هر سه گروه التهاب خفیف تا شدید ملاحظه گردید و در گروههای آزمایشی نسج سخت (پل عاجی) در هر دو گروه تشکیل شد که در گروه CH بارزتر بود و دارای تفاوت معنیدار آماری با گروه OCP بود (001/0> P ). در نمونههای چهار هفتهای میزان نسج سخت ساخته شده بیشتری در هر دو گروه آزمایشی مشاهده شد و در گروه CH بارزتر و دارای تفاوت معنیدار آماری (003/0> P ) همانند گروههای دو هفتهای بود. در نمونههای هشت هفتهای ٌُْ، علیرغم افزایشْ ضخامت نسج سخت در هر دو گروه، تفاوت معنیدار آماری در بین آنها دیده نشد (05/0 < P )، اما در گروه OCP از پیوستگی بهتری نسبت به گروه CH برخوردار بود.
نتیجهگیری : به نظر میرسد نسج سخت ساخته شده در گروه کلسیم هیدروکساید با پیشرفت زمان به دلیل ایجاد تخلخل در آن، از سیل مناسبی جهت حفاظت پالپ در مقایسه با گروه اکتا کلسیم فسفات برخوردار نمیباشد.
محسن امین سبحانی، حسن رزمی، مونا صادق،
دوره 26، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت در درمان کانال ریشه نیازمند دانش کامل از آناتومی دندان و مورفولوژی کانال ریشه است. برای دندانهای پرمولر دایمی مندیبل تنوع زیادی در تعداد و شکل کانالها در هر ریشه، تعداد ریشهها و بروز فیوژن ریشه در منابع گزارش شده است. روشهای مختلفی برای بررسی آناتومی و مورفولوژی سیستم دندانی استفاده شده است یکی از این روشها استفاده از (CBCT) Cone Beam Computed Tomography است که از محدودیتهای رادیوگرافی دو بعدی کاسته و اشعه کمتری نسبت به سایر تصویربرداریهای سه بعدی دارد. هدف از این مطالعه بررسی آناتومی و مورفولوژی دندانهای پرمولر اول و دوم مندیبل بیماران با استفاده از تصاویر تهیه شده با (CBCT) در یک جمعیت ایرانی بود.
روش بررسی: در این طرح برای بررسی آناتومی و مورفولوژی دندانهای پرمولر مندیبل از 400 (CBCT) (افراد 20-60 سال) که به دلایل مختلف تهیه شده است، استفاده گردید و دندانهای موجود در این تصاویر (CBCT) در سه بعد Axial, Coronal, Sagital مورد بررسی قرار گرفتند. طول دندانها، تعداد ریشهها، تعداد کانالها، تایپ کانالها، جهت و میزان انحراف ریشه دندانها و تأثیر جنسیت در هر کدام از موارد مذکور بررسی شدند. برای بررسی تحلیلی از آزمون T دادههای مستقل استفاده گردید .
یافتهها: میانگین طول پرمولر اول و دوم مندیبل به ترتیب 7/22 و 8/22 میلیمتر به دست آمد. تعداد ریشهها و کانالها در دندان پرمولر اول و دوم مندیبل به ترتیب 4/98% و 2/98% تک ریشه و 3/87% و 1/93% تک کانال بودند. در دندان پرمولر اول و دوم مندیبل میزان بروز تعداد کانالها براساس تقسیمبندی ورتوچی به ترتیب تایپ 1 :7/90% و 8/90%، تایپ 2:0/2% و 8/2%، تایپ 3:4/3% و 1/3%، تایپ 4:6/1% و 1/2% و تایپ 5:3/2% و 5/1% بود. در هیچیک از موارد بالا تفاوت آماری معنیداری بین دو جنس زن و مرد دیده نشد (001/0> P ).
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه تاکید دارد که دندانپزشک میتواند اطلاعات ارزشمندی درمورد آناتومی و مورفولوژی کانالها با استفاده از CBCT به دست آورد.