140 نتیجه برای Ph
بابک عموئیان، شقایق نوریبیات، زهرا مولانا، علیاکبر مقدمنیا، فریبا اصغرپور،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: پورفیروموناس ژینژیوالیس همواره یکی از اصلیترین عوامل ایجاد بیماری پریودنتال بوده که برای مهار آن به صورت رایج از آنتیبیوتیکها استفاده میگردد. عوارض متعدد داروهای سنتتیک و نیز گسترش مقاومت دارویی موجب تمایل به مواد ضدمیکروبی با منشاً طبیعی مثل گیاهان شده است. هدف از این تحقیق بررسی اثر آنتیباکتریال اسانس دارچین در رشد این باکتری، در پاکتهای عمیق بیماران مبتلا به پریودنتایتیس مزمن بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی پس از نمونهبرداری از پاکتهای عمیق بیماران مبتلا به پریودنتایتیس مزمن پیشرفته ، کشت و تشخیص باکتری با رنگآمیزی گرم و تست بیوشیمیایی انجام شد. اسانس دارچین در غلظتهای گوناگون ( mg/ml 1500و750،500،250، 250،10،50،100) با حلال روغنی تهیه و توسط دیسک در محیط کشت قرار داده شد. از دیسک آنتیبیوتیکهای آموکسیسیلین، مترونیدازول، سیپروفلوکسازین، آمیکاسین و جنتامایسین به عنوان کنترل مثبت و از دیسک بلانک آغشته به روغن (حلال) به عنوان کنترل منفی استفاده شد. سپس هاله عدم رشد در اطراف دیسکها براساس متد انتشار دیسک و حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC) و حداقل غلظت کشندگی (MBC) تعیین گردید. برای مقایسه نتایج از تست One-way ANOVA استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که اسانس دارچین در غلظ ت mg/ml 750 MIC= ، اثر مهارکنندگی باکتری و در غلظت mg/ml 1500 MIC= اثر کشندگی نشان داد که البته این اثر در مقایسه با آنتیبیوتیکهای رایج مورد استفاده (آموکسیسیلین، مترونیدازول)، بسیار ضعیفتر بوده است ( 001/0 P< ).
نتیجهگیری: بر طبق یافتهها، اسانس دارچین در محیط آزمایشگاهی اثر آنتیمیکروبیال بر روی میکروارگانیسم پورفیروموناس ژینژیوالیس حاصل از بیماران مبتلا به پریودنتایتیس دارد.
فاطمه مختاری، محمد حسین یوسفی، علی قرائتی جهرمی،
دوره 27، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان ریشه قسمت مهمی از کار یک دندانپزشک عمومی است. هدف از این مطالعه بررسی رادیوگرافیک کیفیت درمان ریشه انجام شده توسط دانشجویان عمومی دانشکده دندانپزشکی یزد بود.
روش بررسی: پروندههای مراجعهکنندگان به بخش درمان ریشه بین سالهای 1390 تا 1392، که توسط دانشجویان عمومی تحت درمان قرار گرفته بودند، براساس تعداد کانال به سه گروه تقسیم شدند و از هر گروه تعداد 80 پرونده به صورت تصادفی مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی کیفیت کار انجام شده از معیارهای طول پرکردگی، تقارب و تراکم استفاده شد و خطاهای حین درمان ریشه انجام شده نیز ثبت شدند. جهت مقایسات آماری از آزمونهای Fisher exact test و Chi-square استفاده شد.
یافتهها: براساس نتایج این مطالعه 155 (6/64%) پرونده طول پرکردگی مناسب داشتند، در حالیکه 55 (9/22%) نمونه با طول کوتاه و30 (5/12%) نمونه با طول بلند پر شده بودند و تفاوت به دست آمده بین سه گروه از نظر آماری معنیدار بود (001/0> P ). 187 (9/77%) پرونده تقارب کافی و 157 (4/65%) پرونده تراکم کافی داشتند. اختلاف به دست آمده بین سه گروه در بررسی تقارب (98/0= P ) و تراکم (88/0= P ) معنیدار نبود. در کل 2/39% از کل نمونهها همه خصوصیات درمان ریشه مناسب را داشتند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر میتواند با شناسایی نقاط ضعف درمان صورت گرفته در گروههای مختلف آموزشی، به برنامهریزی مناسب جهت بهبود کیفیت درمان ریشه در بخش عمومی دانشکده دندانپزشکی یزد، کمک نماید.
هانیه نوجه دهیان، مریم ترشابی، فهیمه سادات طباطبایی،
دوره 27، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون انواع مختلفی از داربستها در مهندسی بافتهای سخت معرفی شدهاند و تحقیقات در جهت شناسایی بهترین داربستهای ممکن همچنان ادامه دارد. هدف از این تحقیق بررسی اثر افزودن درصدهای مختلف ژلاتین به دو نوع داربست کیتوسان بتا تری کلسیم فسفات و کیتوسان بتا تری کلسیم فسفات هیدورکسی آپاتیت، بر روی مورفولوژی و میزان جذب آب داربستها و همچنین چسبندگی و درصد حیات سلولهای بنیادی پالپ دندان بر روی داربستها بود.
روش بررسی: داربستهای حاوی درصدهای مختلف ژلاتین به روش خشکاندن انجمادی تهیه شد. سپس به منظور تعیین میزان جذب آب در داربستها از تست نسبت تورم استفاده شد. چسبندگی سلولها و درصد حیات سلولها بر روی داربستها با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی و تست MTT (Dimethyl-thiazol-diphenyltetrazolium bromide) مورد بررسی قرار گرفت. از آزمونهای آماری واریانس یک طرفه (ANOVA) و پس آزمون Tukey جهت مقایسه نتایج استفاده شد و 05/0 P< معنیدار درنظر گرفته شد.
یافتهها: داربست C/TCP و داربستهای حاوی 20% ژلاتین میزان تورم خوبی را نشان دادند. ساختار تخلخلهای متفاوتی در داربستها مشاهده شد. چسبندگی، تکثیر و شکل سلولهای بنیادی پالپ دندان بر روی داربستهای C/TCP ، C/TCP حاوی 20% ژلاتین و C/TCPHA در مقایسه با سایر داربستها به طور معنیداری بیشتر بود ) 05/0 (P< .
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه و با درنظر گرفتن محدودیتهای مطالعات آزمایشگاهی، افزودن ژلاتین به داربستهای C/TCP و C/TCPHA باعث افزایش چسبندگی و پرولیفراسیون سلولهای بنیادی پالپ دندان بر روی این داربستها نخواهد شد.
مهرداد پنج نوش، فرنوش تقوی دامغانی، احمدرضا شمشیری،
دوره 27، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : هنگام جراحی دندانهای مولر سوم نهفته در صورت نزدیکی عصب آلوئولار تحتانی به این دندان ریسک آسیب به این عصب وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر عوامل مختلف بر میزان این آسیبپذیری توسط تصویربرداری (Cone Beam Computed Tomography) CBCT بود.
روش بررسی : رادیوگرافی CBCT از 191 بیمار مراجعهکننده برای ارزیابی دقیقتر رابطه کانال مندیبولار و مولر سوم نهفته مندیبل انتخاب و موقعیت این دو ساختار آناتومیک در نقطه تماس آنها ارزیابی شد. نقش احتمالی متغیرهای جنس، فرم نهفتگی مولر سوم مندیبل، رابطه آناتومیکی مولر سوم با کانال مندیبل و تفاوت سنی ارزیابی گردید. دادهها توسط آزمونهای Chi-square و Student’s t-test آنالیز شد.
یافتهها : در 7/81% بیماران بین کانال مندیبولار و دندانهای مولر سوم نهفته تماس وجود داشته است. موارد تماس دو ساختار در زنان بیشتر از مردان (01/0 P= ) بوده و در آنهایی که رابطه آناتومیکی مولر سوم و کانال مندیبل به صورت لینگوالی قرار داشته، به صورت معنیداری بیشتر از موقعیتهای باکالی و تحتانی مشاهده گردید (001/0 P< ). با این حال، سن و فرم نهفتگی تأثیر قابلتوجهی بر رابطه این دو ساختار نداشتند (05/0 P> ).
نتیجهگیری : در استفاده از روش تصویربرداری CBCT ، ریسک آسیب به عصب مندیبولار یا اکسپوز آن در زنان و در موارد موقعیت لینگوالی کانال مندیبولار نسبت به مولر سوم مندیبل در بیماران دارای تماس نزدیک بین این دو ساختار در تصاویر پانورامیک، بیشتر بوده و جراح باید دقت لازم را در این موارد هنگام جراحی دندان مولر سوم داشته باشد.
پیمانه حسینی دستنایی، مازیار ابراهیمی دستگردی،
دوره 27، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در موارد نیاز به درمان مجدد ریشه یا تعویض ترمیم، یکی از راههای خارج کردن پست از کانال دندان، استفاده از اولتراسونیک است. هدف از این مطالعه تعیین اثر زمانهای مختلف اعمال اولتراسونیک بر گیر پستهای سمان شده با دو سمان گلاس آینومر و زینک فسفات میباشد.
روش بررسی: 96 دندان پرمولر پایین سالم انتخاب شدند. پس از قطع قسمت تاجی و درمان ریشه نمونهها، در هر نمونه، فضای پستی با طول 9 میلیمتر ایجاد شد. سپس پاراپستهای استیل XP در نیمی از نمونهها با سمان زینک فسفات و در نیمی دیگر با گلاس آینومر سمان شدند. پس از 1 هفته، هر گروه به 4 زیرگروه 12 تایی تقسیم شدند. پستهای زیرگروههای اول (کنترل) اولتراسونیک نشدند، اما زیرگروههای دوم تا چهارم به ترتیب به مدت 4، 8 و 12دقیقه اولتراسونیک شدند. سپس نمونهها تحت کشش قرار گرفته و دادهها با تستهای ANOVA و آزمون Tukey HSD آنالیز شدند.
یافتهها: گیر نمونههای کنترل و 4 دقیقه در دو گروه زینک فسفات و گلاس آینومر با یکدیگر اختلاف معنیداری نداشت (372/0= P ). اما در گروه زینک فسفات پس از 8 و 12 دقیقه و برای گلاس آینومر پس از 12 دقیقه اعمال اولتراسونیک، کاهش گیر مشاهده شد (01/0= P ).
نتیجهگیری: با وجود آن که پستهای سمان شده با گلاس آینومر و زینک فسفات، بدون اعمال اولتراسونیک میزان گیر یکسانی داشتند، پس از اعمال زمانهای مختلف اولتراسونیک میزان کاهش گیر پستها، بین دو سمان با یکدیگر متفاوت بود. پستهای سمان شده با زینک فسفات در برابر اولتراسونیک در زمان کمتر و به میزان بیشتری دچار کاهش گیر شدند.
داریوش گودرزیپور، احمد سوداگر، الهام رموزی، حسام میکاییلی خیاوی، بهزاد شیخ فعال،
دوره 27، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : خطای فاصله بین زبان و کام در رادیوگرافی پانورامیک در صورتی ایجاد میشود که بیمار نتواند زبان را به طول کامل به سقف دهان بچسباند. در صورت بروز این خطا، تفسیر رادیوگرافیک ناحیه به سختی انجام شده و رادیوگرافی ممکن است از ارزش تشخیصی هم برخوردار نباشد. تحقیق حاضر با هدف تعیین ارتباط خطای فاصله بین زبان و کام در رادیوگرافیهای پانورامیک با نوع رابطه اسکلتال فکی انجام شد.
روش بررسی: در یک تحقیق توصیفی- مقطعی، 494 رادیوگرافی پانورامیک از بایگانی بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی تهران انتخاب و وجود یا عدم وجود خطای فاصله بین زبان و کام در آنها تعیین گردید. ارتباط وجود خطا و جنس، گروه سنی و نوع مالاکلوژن بیماران با استفاده از آزمون Chi-square از نظر آماری بررسی شد .
یافتهها : از کل تصاویر؛ 346 مورد (0/70%) دارای خطای فاصله میان زبان و کام و 148 مورد (0/30%) فاقد این خطا بودهاند. 1/74% رادیوگرافیهای بیماران مذکر و 9/66% تصاویر رادیوگرافی افراد مؤنث دارای خطای فاصله بین زبان و کام بودهاند. در افراد واجد مالاکلوژنهای Cl I (3≥ ANB ˂1)؛ Cl II و Cl III به ترتیب 6/65%، 1/73% و 4/67% نمونهها دارای خطا بودند. همچنین، فراوانی خطای فاصله بین زبان و کام در گروه سنی 14-5 سال و 15 سال یا بالاتر هم برابر 2/72% و 8/58% بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج تحقیق، تفاوتهای معنیداری از نظر وجود خطای فاصله بین زبان و کام برحسب جنس و نوع مالاکلوژن دیده نشد ولی با افزایش سن بیماران؛ موارد خطای فاصله بین زبان و کام در رادیوگرافیهای پانورامیک به صورت معنیداری کاهش پیدا کرده بود.
مهسا مهریاری، نازنین مرتضوی، فاطمه صیادی، سامان محسنی توکلی، شقایق زاهد پاشا، هادی مرتضوی امیری، علی بیژنی، حامد حسین کاظمی، مینا مطلب نژاد،
دوره 27، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه، مروری بر تحقیقات انجام یافته در زمینه وضعیت اکسیدان/ آنتی اکسیدانی در سرم و بزاق بیماران مبتلا به آفت راجعه دهانی (RAS) بود.
روش بررسی: با استفاده از واژههای کلیدی استوماتیت آفتی راجعه، آنتی اکسیدان، بزاق، هماتینیک و هماتینیک اسید، مقالات 10 سال گذشته و به طور عمده 3 سال اخیر (2010 تا 2013) استخراج شدند. از مجموع 37 مطالعه کلینیکی مورد بررسی، 18 مقاله موردی شاهدی بر روی بیماران مبتلا به RAS که حداقل 3 بار در سال دچار حملات آفتی میشدند، انتخاب گردیدند. مقالات مربوط به بیماریهای سیستمیک و پریودنتال، کم خونی فقر آهن، مصرف داروها و استعمال دخانیات از مطالعه خارج گردیدند.
بحث و نتیجهگیری: تقریباً در تمامی تحقیقاتی که پراکسیداسیون چربیها را بررسی نمودهاند، غلظتهای سرولوژیکی و بزاقی MDA در بیماران آفتی نسبت به افراد سالم، افزایش مشهودی داشته و نقش ROS در اتیولوژی بیماری را نشان میدهند. از بین عناصر کمیاب خون، کاهش عناصر روی و سلنیوم و افزایش عنصر مس در بیماران در مقایسه با موارد کنترل مشاهده شده است. تحقیقات همگی حاکی از کاهش میزان SOD در سرم و افزایش این شاخص در بزاق بیماران مبتلا به RAS بوده است. تغییرات میزان کاتالاز و اسید اوریک در بیماران متناقض بوده، شاخصهای آنتی اکسیدانی پاراکسوناز، آریل استراز و نیز ویتامینهای A, E, C در سرم بیماران RAS نسبت به موارد کنترل پایینتر بوده است.
ساندرا مهرعلیزاده، پیمان مهرورزفر، سیما تقیزاده، مریم عدالت، مهشاد محبی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص شکستگی عمودی ریشه دندان اغلب یک معضل کلینیکی ایجاد میکند . تشخیص آن در کلیشه رادیوگرافی داخل دهانی، جز در مواردی که اشعه عمود بر مسیر شکستگی باشد نیز مشکل است. عدم تشخیص اغلب به تصمیمگیری نادرست در مورد طرح درمان آتی دندان منجر میشود . هدف از انجام این مطالعه تعیین دقت تشخیصی گزینه نرم افزاری کنتراست معکوس رادیوگرافی دیجیتال و مقایسه آنها با تصاویر اولیه جهت یافتن روش ی مناسب جهت تشخیص شکستگی عمودی ریشه دندان بود.
روش بررسی: در این مطالعه تشخیصی از 40 دندان تک ریشه خارج شده تصاویر رادیوگرافی با گیرنده Phosphor plate تهیه شد. از هر دندان در حالت سالم و شکسته، تصاویر اولیه و کنتراست معکوس تهیه و ذخیره شد. 2 مشاهدهگر با تجربه تصاویر را دو بار و با فاصله دو هفته مشاهده کردند. شاخصهای تشخیصی (Accuracy, PPV, NPV, Specificity, Sensitivity) به صورت Absolute و Complete برای هر مشاهدهگر و هر نما محاسبه شد. مقادیر
Inter and intra observer reliability توسط آزمون Mc-Nemar به دست آمد .
یافتهها: اختلاف آماری معنیداری برای Inter-observer reliability در دو نمای اولیه و کنتراست معکوس نشان داده نشد (05/0 P> )، ولی در
Intra-observer Reliability در دو نمای مورد مشاهده، اختلاف معنیدار بود (05/0 P< ) . برای دقت، حساسیت، ویژگی تشخیصی و PPV در دو نمای مورد استفاده اختلاف معنیداری دیده نشد (05/0 P> ) ، در حالی که شاخص NPV اختلاف آماری معنیداری را بین دو نما گزارش کرد (05/0 P< ) .
نتیجهگیری: کاربرد گزینهی نرمافزار ی کنتراست معکوس جهت تشخیص شکستگی عمودی ریشه اختلافی با نمای اولیه نشان نمیدهد.
محسن شیرازی، یاسمین فرجزاده جلالی، حجت درویشپور،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: افراد مبتلا به شکاف کام و لب در دوران کودکی و نوجوانی نیاز به درمانهای ارتودنسی دارند. از طرف دیگر لندمارکهای مثلث تشخیصی تویید به همراه اندازهگیریهای سفالومتریک، اطلاعات با ارزشی درباره الگوی اسکلتی برای طرح درمان و تشخیص در اختیار ارتودنیستها قرار میدهد. تحقیق حاضر با هدف تعیین تغییرات سفالومتریک مثلث تویید در بیماران مبتلا به شکاف کام و لب در مقایسه با افراد نرمال انجام شد.
روش بررسی: تعداد 101 بیمار دارای شکاف لب و کام و 95 فرد نرمال همسانسازی شده از نظر سن (5 تا 16 سال)، جنس و نژاد انتخاب شدند. مبتلایان به شکاف کام و لب همگی دارای سوابق درمانی یکسان بودهاند. از کلیهی بیماران رادیوگرافی تهیه شده و متعاقب تعیین لندمارکهای آناتومیک در هر کلیشه رادیوگرافیها تریس شدند. لندمارکهای مورد بررسی شامل نقاط، خطوط و پلنهای مختلف به همراه زوایای اسکلتی و دندانی و نیز نسبت اندازههای طولی در رادیوگرافیها بوده است. مقادیر لندمارکها در دو گروه با آزمون Student t مورد قضاوت قرار گرفت.
یافتهها: از نظر الگوی مورفولوژی مجموعهی کرانیوفاسیال تفاوتهای آشکاری بین مبتلایان به شکاف کام و لب و افراد نرمال دیده شد (001/0P<). جنس بیمار تأثیری در تغییرات شاخصهای سفالومتری در مبتلایان شکاف کام و لب نداشت (به جزIMPA و FMIA). تغییرات زوایای تویید بین دو گروه نرمال و واجدین شکاف کام و لب در پسران بیشتر از دختران بوده است. رتروژن مندیبل (کاهش زاویه SNB)؛ باز شدگی زاویه گونیال و افزایش شیب پلن مندیبل و ارتفاع قدامی صورت در افراد نرمال و واجدین شکاف کام و لب یکسان بوده و تفاوتی از نظر شاخصهای مرتبط با کرانیوم در آنها دیده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: در مجموع تفاوتهای قابل توجهی در محدودهی مثلث تویید شامل کاهش زاویه IMPA و افزایش زوایای FMIA و FMA در بیماران مبتلا به شکاف لب و کام در مقایسه با افراد نرمال دیده شده و تفاوت دو گروه در سایر شاخصها چندان قابل توجه نبوده است.
فرشید شمس، فهیمه سادات سناعی، نسیم عزیزی، علی پیمانی، زینب داوودمنش،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نگرانی از خطاهای تکنیکی در رادیوگرافیهای داخل دهانی و گزارشهایی مبنی بر تأثیر مثبت نشانگر لیزری اشعه مرکزی بر میزان خطاهای تکنیکی دانشجویان و کاستیهای تحقیقات قبلی و به منظور تعیین تأثیر استفاده و عدم استفاده از نشانگر لیزری در خطاهای تکنیکی، این پژوهش در بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی واحد تهران در سال 92 انجام پذیرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک پژوهش Clinical trials بود که در بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد واحد تهران توسط دو گروه 40 نفره دانشجو که در حال گذراندن درس عملی رادیولوژی 1 بودند انجام شد. دانشجویان به دو گروه مداخله و مقایسه تقسیمبندی شدند. گروه مداخله با نشانگر لیزری و گروه مقایسه بدون نشانگر لیزری تمرین کردند و در آخر از هر دو گروه بدون استفاده از نشانگر آزمون گرفته شد. به طور کلی560 کلیشه تهیه شد. فیلمها از نظر وجود خطاهای تکنیکی و کیفیت بررسی شدند و یافتهها با استفاده از آنالیز آماری Chi-squareو Mann-Whitneyدرسطح معنیداری 05/0=&alpha مقایسه شدند.
یافتهها: در این بررسی با استفاده از تیوب رادیوگرافی با و بدون نشانگر لیزری اشعه مرکزی، خطاهای کن کات((Cone cut (001/0>P) همپوشانی تصویرOverlap)) (001/0>P) اختلاف معنیداری نشان دادند. در بررسی کیفیت(عالی، قابل اقماض و نیاز به تکرار)، فیلمهای تهیه شده با استفاده از دو روش فوق اختلاف معنیداری داشتند (03/0=P).
نتیجهگیری: استفاده از نشانگر لیزری اشعه مرکزی باعث سهولت یادگیری دانشجویان مبتدی در تنظیم اشعه مرکزی وکاهش اشکالات تکنیکی خطاهای کن کات ((Cone cut و همپوشانی تصویر((Overlap میشود و نیاز به تکرار رادیوگرافیها کاهش مییابد.
مهران بهرامی، مریم معماریان، فریناز خداداد کاشی،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تحلیل ریج باقیمانده روندی غیرقابل پیشبینی، اجتناب ناپذیر و وابسته به زمان است که در بیماران استفاده کننده از دست دندان مصنوعی به ویژه در مندیبل به علت سطح مقطع ساپورت کننده کمتر، وجود زبان و تحلیل بیشتر مشکلساز است. استفاده از ایمپلنت در بسیاری از این بیماران مستلزم استفاده از گرفت استخوان و پرداخت هزینه گزاف اوردنچر میباشد. چسب دندان مصنوعی به عنوان آخرین راهکار برای بهبود گیر و توانایی جویدن برای بیماران مسن دارای تحلیل شدید آلوئول مورد استفاده قرار میگیرد. در حال حاضر تعداد محدودی چسب دندان مصنوعی در ایران به کار میروند که اطلاعات زیادی در مورد ویژگیهای استاندارد آنها شامل pH، قدرت چسبندگی و قابل شستشو بودن وجود ندارد. هدف از این مطالعه بررسی ویژگیهای فوق در چهار چسب دندان مصنوعی رایج در ایران به نامهای (Corega, Fittydent, Fixodent, Professional) بود تا مناسبترین چسب دندان مصنوعی موجود از نظر کاربرد بالینی در شرایط مختلف معرفی گردد.
روش بررسی: کلیه توصیههای ISO 10873:2010 جهت انجام تستها به کار گرفته شد. جهت انجام تست اندازهگیری pH مقدار 1/0±1 گرم از هر چسب دنچر با 5 گرم پروپیلن گلیکول رقیق شده با آب مخلوط شد و با کمک دستگاه pH سنج، pH هر گروه به طور جداگانه و 4 مرتبه برای هر گروه اندازهگیری و ثبت شد. جهت انجام تست قابل شستشو بودن ابتدا 4 دنچر نمونه ساخته شد و سپس هر گروه از چسب دنچر به صورت مسطح و طبق راهنمایی سازنده بر روی هر کدام از دنچرها قرار گرفت. به منظور شبیهسازی محیط دهان نمونهها درون یک گرم کننده در حمام آب در دمای 2±37 درجه سلسیوس و به مدت 1 ساعت نگهداری شده و پس از شستشو با یک برس پلاستیکی میزان شسته شدن چسبها توسط مشاهده بررسی شد. به منظور انجام تست قدرت چسبندگی ابتدا به آرامی سوراخ نگهدارنده نمونه با چسب دنچر پر شده و اتصال بازوی حساس به فشار دستگاه سنجش قدرت چسبندگی روی آن قرار گرفت، سپس مجموعه نمونه و نگه دارنده نمونه در 300 میلی لیتر آب در دمای 2±37 درجه و به مدت 10 دقیقه غوطهور شد. مجموعه نمونه و نگهدارنده نمونه خارج شده و به منظور خارج شدن آب از سطح آن تکان داده شد و سپس در محل قرارگیری نمونه روی دستگاه سنجش قدرت چسبندگی (Santam, STM 20) قرار داده شد و نیرویی معادل 10 نیوتون با سر متقاطع با سرعت 5 میلی متر در دقیقه به وسیله شفت حساس به فشار به مرکز نمونه وارد شد. این نیرو برای 30 ثانیه حفظ شده و سپس بازوی دستگاه به سمت بالا کشیده شد و حداکثر نیروی اندازهگیری شده به وسیله شفت حساس به فشار بر اساس مقیاس کیلوپاسکال توسط نرم افزار کامپیوتری (Santam Machine Controller v4.19, Iran) محاسبه شد. تست برای هر نمونه 8 بار انجام شد و 8 نتیجه به دست آمد. برای بررسی آماری قدرت چسبندگی از تست ANOVA استفاده شد.
یافتهها: براساس نتایج این مطالعه، pH چسبهای Professional و Corega به pH خنثی نزدیکتر بوده و pH چسبهای Fittydent و Fixodent اسیدیته بیشتری داشتند. در تست قابلیت شستشو در هیچ گروه از چسبها توده باقیماندهای مشاهده نشد و از لحاظ آماری تفاوتی بین گروهها وجود نداشت (05/0P>). در تست قدرت چسبندگی چسبهای Fittydent و Corega نسبت به Professional و Fixodent قدرت چسبندگی بالاتری داشتند که این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار بود (05/0>P).
نتیجهگیری: pH چسبهای Professional و Corega نسبت به pH چسبهای Fittydent و Fixodent اسیدیته کمتری داشته و تأثیر منفی کمتری بر مخاط دهان داشتند و لذا در بیمارانی که سطح تحمل مخاط آنها به دلایلی از قبیل دیابت، کم خونی فقر آهن، افزایش فشار خون کاهش یافته است، ارجح هستند. تمام گروهها از نظر قابلیت شستشو مورد قبول بودند. Fittydent و Corega نسبت به Professional و Fixodent قدرت چسبندگی بالاتری داشتند و لذا در
استفاده کنندگان از دنچر که به دلیل تحلیل شدید ریج، ماکروتروما و عدم سازش پذیری نیاز به گیر بیشتری داشته باشند، انتخاب کلینیکی بهتری به نظر میآیند.
رضا مسائلی، طاهره سادات جعفر زاده کاشی، فرهاد شفیعی،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
پلی لاکتیک کو گلایکولیک اسید یک پلیمر زیست تخریب پذیر است که در گستره وسیعی از کاربردهای پزشکی استفاده میگردد. پلیمر PLGA به طور ویژهای در زمینه دندانپزشکی در شکلهای مختلفی از جمله scaffold، ممبران، میکرو ذرات و نانو ذرات ساخته شده اند. غشاهای PLGA با نتایج امیدوار کنندهای در فرایند درمان ترمیم استخوان به صورت تنها و در ترکیب با مواد دیگر مورد مطالعه قرار گرفته است. Scaffoldهای PLGA برای بازسازی بافت آسیب دیده به همراه سلولهای بنیادی مورد استفاده قرار گرفتهاند. شواهد قطعی وجود دارد که توسعه نانوپارتیکول PLGA میتواند در گستره وسیعی از رشتههای دندانپزشکی مانند اندو، جراحی، ایمپلنت دندانی و پریودنتولوژی مفید باشد. هدف از این مقاله مروری بر دستاوردهای اخیر استفاده از PLGA و کاربردهای آن در زمینه دندانپزشکی با جستجوی مقالات مرتبط در بازه زمانی سالهای 2004 تا 2016 در پایگاههای داده ScienceDirect و PubMed میباشد.
مهدی نیکنامی، مریم مصطفوی، الهام رموزی، حسام میکاییلی خیاوی،
دوره 28، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به اهمیت شناسایی محل و موقعیت کانال ثنایایی قبل از قرار دادن ایمپلنتهای داخل استخوانی و جراحی برداشت استخوان سمفیز و به منظور پیشگیری از عوارض و اختلالات پس از جراحی های این ناحیه، باید از روشهای مناسب تصویربرداری استفاده شود. باتوجه به دقت اندازهگیری بالا و کیفیت بالای تصاویر توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی cone beam computed tomography (CBCT) و همچنین دوز اشعه دریافتی پایین، هدف این مطالعه بررسی موقعیت کانال ثنایایی با استفاده از CBCT بود.
روش بررسی: در این مطالعه تصاویر CBCT فک پایین 60 بیمار شامل 32 زن و 28 مرد با میانگین سنی 5/2±3/41 که دارای کیفیت تصویری مناسب بود جهت تشخیص و تعیین موقعیت کانال ثنایایی مندیبل توسط سه مشاهده گر به طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات به دست آمده در 20SPSS وارد شد و با آزمون های آماری Chi-square و Fisher's exact test آنالیز شدند.
یافتهها: ارزیابی عمودی و افقی کانال ثنایایی مستقل از جنس بیماران بود. کانال در 8/89% موارد قابل تشخیص بود. در بعد عمودی موقعیت کانال در 5/57% موارد در یک سوم تحتانی و 25 /32% در یک سوم میانی قرار داشت. همچنین در بعد افقی کانال در 75/14% موارد در یک سوم باکالی، 75/52% موارد در یک سوم میانی و ودر 25/22% موارد در یک سوم لینگوالی قرار داشت.
نتیجهگیری: کیفیت تصویربرداری CBCT، دقت و رزولوشن آن در تشخیص و تعیین موقعیت کانال ثنایایی کارایی بسیار بالایی دارد.
سیده طاهره محتویپور، سمیه نعمتی، عالیه سادات جوادزاده حقیقت، سیده سعیده محتویپور، مینا سادات میرخانی،
دوره 28، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: طویل شدگی زایده استایلویید ممکن است منجر به بروز سندرم ایگل و علایم مرتبط شود. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی زایده استایلویید طویل شده و ارزیابی ارتباط شیوع آن با جنسیت و سن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه از رادیوگرافی های پانورامیک دیجیتال مربوط به بیماران مراجعه کننده به بخش رادیولوژی دهان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه گیلان استفاده گردید. طول زایده استایلویید اندازه گیری شد و به انواع طویل شده، سودوآرتیکولار و قطعهای طبقهبندی شد. الگوهای کلسیفیکاسیون A، B، C و D تعیین گردید. طول مساوی یا بیش از 30 میلیمتر به عنوان زایده استایلویید طویل شده در نظر گرفته شد. دادهها توسط SPSS و با استفاده از آزمونهای استفاده از آزمونهای t-test، chi-square،Pearson و Spearman تجزیه و تحلیل شد (05/0>P).
یافتهها: تصاویر رادیوگرافی 505 بیمار شامل 227 مرد (45%) و 278 زن (55%) از 10 تا 72 سال (9/12±1/40) مورد بررسی قرار گرفت. زایده استایلویید طویل شده در 230 نفر (5/45%) مشاهده شد. تفاوت شیوع ESP بین مردها (09/46%) و زنها (91/53%) معنیدار نبود (63/0=P). از میان انواع ESP، تایپ I و الگوی کلسیفیکاسیون B در مقایسه با سایر موارد فراوانی بیشتری نشان دادند.
نتیجهگیری: مطابق با یافتههای این مطالعه، زایده استایلویید طویل شده در جمعیت مورد بررسی شایع بود و با سن ارتباط قابل توجهی داشت.
سمانه بیات، شیرین سخدری، علی مختار، علی لطفی، مهدی امیری سیاوشانی،
دوره 28، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: فیبروم ادونتوژنیک مرکزی یک نئوپلاسم نادر برخواسته از اکتومزانشیم ادونتوژنیک میباشد. اغلب موارد آن در فک پایین و بین سنین 11 تا 39 سالگی رخ میدهد. تمایل قطعی به بروز در زنان با نسبت 2/2 به 1 وجود دارد و میزان عود آن بسیار کم است. هدف از این مقاله گزارش یک مورد از این ضایعه نادر بود که به صورت اتفاقی یافت شده بود.
گزارش مورد: دختری 11 ساله در طی درمان ارتودنسی و بدون هیچگونه شکایت و علایم بالینی، جهت بررسی جوانه دندانهای دایمی، رادیوگرافی پانورامیک تهیه کرد. در کلیشه پانورامیک یک ضایعه رادیولوسنت تک حجره ای با حدود مشخص و Corticated در ناحیه سمت راست تنه فک پایین مشاهده شد. ضایعه به روش جراحی خارج شد. در نمای میکروسکوپیک، مشخصات هیستوپاتولوژیک Central Odontogenic Fibroma از نوع Simple مشاهده شد.
نتیجه گیری: اگرچه فیبرومای ادونتوژنیک مرکزی یک نئوپلاسم خوش خیم نادر است ولی از آنجاییکه ممکن است بیمار بدون علایم بالینی مانند تورم، درد و پاراستزی باشد، ارزیابی دقیق تصاویر رادیوگرافی برای تشخیص زود هنگام ضایعات دارای اهمیت است.
نصراله جباری، سید رضا موسوی، کمال فیروزی،
دوره 28، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش استفاده از اسکنهای توموگرافی کامپیوتری در دندانپزشکی، به ویژه برای ایمپلنت ممکن است پرتوگیری و خطرات آن را به طور قابل ملاحظهای افزایش دهد. در طی سالهای اخیر توموگرافی کامپیوتری پرتو مخروطی به عنوان یک مدالیته تصویربرداری دندانپزشکی معرفی شده است. هدف این مطالعه مروری ارایه اطلاعات جامعی بود که تا به امروز در باره دوز پرتوی و کیفیت تصاویر توموگرافی کامپیوتری مولتی اسلایس (MSCT) معمولی، توموگرافی کامپیوتری پرتو مخروطی (CBCT) و رادیوگرافی پری اپیکال در تصویربرداری دندانپزشکی منتشر شده است.
روش بررسی: مروری بر متون با جستجو در بانکهای اطلاعاتی PubMed, Google Scholar, Science Direct and Scopus با استفاده از واژگان کلیدی (CBCT, MSCT, Periapical radiography, radiation dose of dentistry) انجام شد. محدوده جستجوی مقالات بین سالهای 1993 تا 2015 بود.
نتیجهگیری: در مقایسه با MSCT زمان اسکن کوتاه و دوز پرتوی کمی داشته، اما در مقایسه با رادیوگرافی پریاپیکال دوز پرتوی بالاتری داشت. در عوض CBCT با آشکارساز صفحه مسطح نسبت به MSCT از قدرت تفکیک فضایی بالاتری برخوردار بود. همچنین رادیوگرافی پری اپیکال کنتراست تصویر خوب و قدرت تفکیک نسبتاً بالایی داشت. به طور کلی، CBCT برای تصویربرداری از بافتهای سخت مناسب بوده و MSCT برای تصویربرداری از بافتهای نرم ترجیح داده میشود.
مجید صاحبی، مرضیه علیخاصی، فرشاد موافق، وحیده نظری،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: در پاسخ به نیازهای زیبایی و استفاده از اباتمنتهای سرامیکی، تشخیص عدم تطابق در محل اتصال اباتمنت- ایمپلنت، اهمیت ویژهای مییابد. هدف این مطالعه بررسی حساسیت و ویژگی تصاویر رادیوگرافی در تشخیص عدم تطابق اباتمنتهای زیرکونیایی و تیتانیومی در سه نوع ناحیه اتصال بود.
روش بررسی: از هر کدام از سیستمهای Branemark، Noble active و Replace یک ایمپلنت با قطر متوسط در مدلهای آکریلی مانت شد. اباتمنتهای تیتانیومی و زیرکونیایی یک بار با انطباق صحیح و یک بار با فاصله 0.5 میلیمتر به ایمپلنتها متصل شدند. از دوازده حالت به دست آمده، تصاویر رادیوگرافی دیجیتال با زوایای عمودی و افقی صفر درجه تهیه شد و برای ارزیابی وجود یا عدم وجود شکاف، به ده نفر متخصص در درمان ایمپلنت در دو نوبت زمانی نشان داده شد. آنالیز آماری توسط انالیز کاپا صورت گرفت.
یافتهها: ضریب همبستگی بین طبقهای (ICC) نوبتهای اول و دوم به ترتیب 52/0 و 72/0 بود (P<0.01). حساسیت تشخیص شکاف در گروههای مطالعه قابل قبول بود (100-95%)، به جز در Noble active با اباتمنت تیتانیومی که کمترین میزان را داشت (35%). ویژگی تمام گروهها قابل قبول بود (95-80%) غیر از Noble active و Replace با اباتمنتهای زیرکونیایی که به ترتیب 45% و 30% بود و در Branemark با اباتمنت تیتانیومی بیشترین مقدار را داشت (95%).
نتیجهگیری: حساسیت تصاویر رادیوگرافی در تشخیص عدم تطابق تنها در Noble active با اباتمنت تیتانیومی قابل قبول نمیباشد. ویژگی تصاویر رادیوگرافی در موارد عدم وجود شکاف در اباتمنتهای تیتانیومی مطلوبتر است.
سیده طاهره محتویپور، سیده سعیده محتویپور، عالیه سادات جوادزاده حقیقت، شیوا صادقی، مریم رضوانی، بهار محمود خالصی،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی طول کانال برای دستیابی به درمان اندودنتیک مناسب، ضروری میباشد. هرگونه خطا و محاسبه نادرست در ارزیابی طول کارکرد به خصوص در کانالهای انحناءدار منجر به عوارض حین و بعد از درمان ریشه میگردد. ظهور رادیوگرافی دیجیتال امکان اندازهگیری دیجیتال طول کانالهای انحناءدار را برای ما فراهم ساخته است. هدف از این مطالعه بررسی ابزار کالیبراسیون سیستم دیجیتالComplementary Metal Oxide Semiconductor (CMOS) در ارزیابی طول کارکرد کانال بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، ابتدا 80 دندان مولر کشیده شده مندیبل انتخاب شدند، سپس براساس زاویه انحناء کانال و رادیوس 45 دندان در سه گروه درنظر گرفته شدند. سیم ارتودنسی به طول 5 میلیمتر در سطح لترال ریشه قرار داده شد. پس از قرار دادن فایل اندودنتیک در یک سوم اپیکال، از دندانهای رادیوگرافی با فیلم معمولی تهیه شد. رادیوگرافیها اسکن و به نرمافزار سیستم دیجیتال CMOS وارد شدند. طول فایل توسط دو مشاهدهگر با و بدون ابزار کالیبراسیون نرمافزار اندازهگیری دیجیتال ارزیابی شد. ابتدا همبستگی مشاهدهگرها ارزیابی شد. سپس دادهها توسط Paired t- test آنالیز آماری شدند.
یافتهها: توافق بین مشاهدهگرها مطلوب بود. بین میانگین مقادیر اندازهگیری شده کالیبره شده و طول واقعی فایل براساس انحنا کانال اختلاف معنیدار وجود نداشت (0.001<P). اما بین میانگین مقادیر اندازهگیری کالیبره نشده و طول واقعی فایل براساس انحناء کانال اختلاف معنیدار یافت شد (0.001>P).
نتیجهگیری: اندازهگیریهای کالیبره شده طول فایل نسبت به اندازهگیریهای غیرکالیبره شده از دقت بالاتری برخوردار بودند.
افشین یادگاری نایینی، مسعود وطنی، بهاره بطلانی یادگار،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با توجه به پیشرفتهای فراوان در مدیریت آسیبهای تروماتیک، عفونتهای ایجاد شده به دنبال این حوادث به عنوان یک چالش جدی مطرح و آنتیبیوتیکها به منظور پروفیلاکسی، به طور شایع در راستای کاهش عفونتها تجویز میگردد. علیرغم حضور باکتریها در اغلب نواحی بدن، میزان عفونتهای شدید پس از درمان در ناحیه سر و گردن در قیاس با سایر نواحی، در افراد سالم پایین میباشد. هدف از این مطالعه، مروری بر لزوم تجویز منطقی پروفیلاکسی آنتیبیوتیکها در آسیبهای تروماتیک ناحیه فک و صورت بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مروری و با استناد به مقالات موجود در پایگاههای اطلاعاتی PubMed و Google Scholer از سال 2000 تا 2014 که فقط مرتبط با کاربرد پروفیلاکسی آنتیبیوتیکها در آسیبهای تروماتیک ناحیه فک و صورت بودند طرحریزی گردید.
یافتهها: در ارتباط با زخمهای دهان و صورت، برای پارگیها و زخمهای کوچک و تمیز آنتیبیوتیک توصیه نشده ولی برای زخمهای دهانی وسیع که با پوست صورت ارتباط داشتند، پروفیلاکسی درنظر گرفته شد. در شکستگیهای ناحیه فک و صورت، برای شکستگیهای کامپاند فک پایین و شکستگیهای پیچیده سایر نواحی صورت یک دوره آنتیبیوتیک به مدت حداقل 24 ساعت کافی و برای موارد ساده شکستگیها آنتیبیوتیک ضرورت ندارد. با توجه به شدت و پیچیدگی آسیب به منطقه موردنظر در فک و صورت و ارتباط آن با محیط خارج یا داخل دهانی، پروفیلاکسی در یک دوره زمانی کوتاه قبل یا بعد از عمل توصیه و انجام مطالعات با جزییات دقیق جهت دسترسی به نتایج کاملتر پیشنهاد میشود.
حبیبه فرزدقی، محمد باقر توکلی، شهاب اعتمادی، آرش قدوسی،
دوره 29، شماره 3 - ( 8-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: مشخص کردن جنسیت از اهمیت اساسی در تعیین هویت برخوردار است. جمجمه شناسی نیز جزیی از این مقوله است و هدف از این مطالعه، اندازهگیری حجم سینوس اسفنویید با استفاده از تصاویر سی تی مولتی اسلایس به منظور تفکیک هویت جنسی بود.
روش بررسی: برای اندازهگیری حجم سینوس از تصاویر سی تی اگزیال سینوسهای پارانازال با ضخامت اسلایس 3 میلیمتر استفاده شد. برای این مطالعه 80 تصویر (40 مرد و 40 زن مسنتر از 18 سال) انتخاب شد. برای سنجش حجم سینوس اسفنوئید بیماران، از نرمافزار Digimizer که مخصوص آنالیز تصاویر دیجیتال است استفاده شد. حجم سینوس با استفاده از فرمول ]حجم= مجموع (ضخامت هر مقطع × مساحت هر مقطع)[ محاسبه شد و از آزمون آماری
Indipendant T-test برای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد.
یافتهها: میانگین حجم سینوس اسفنویید در مردان به صورت معنیداری بیشتر از زنان بود (001/0P=). نقطه برش cm3 35/9 به دست آمد، به این معنا که 4/%63 حجمهای اندازهگیری شده بیشتر از نقطه برش، مرد و 1/64% حجمهای محاسبه شده کمتر از این مقدار، زن هستند.
نتیجهگیری: باتوجه به سطح زیر منحنی راک که 1/65% محاسبه شد حجم سینوس اسفنویید نمیتواند معیار مناسبی برای تفکیک مرد و زن از یکدیگر باشد. به عبارتی پیشگویی از روی نقطه برش cm335/9 درحد 1/65% به واقعیت نزدیکتر است.