جستجو در مقالات منتشر شده


71 نتیجه برای ژن

بهزاد سالاری، سیما شهابی، حسین باقری، مهسا یوسفی،
دوره 26، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: در این مطالعه اثر کلرهگزیدین 2%، سدیم هیپوکلریت 5/2% و هیدروژن پراکساید 3% به عنوان سه ماده ضدمیکروبی مؤثر که در دندانپزشکی استفاده می‌شوند، روی میزان میکرو لیکیج باندینگ‌های نسل هفتم به عنوان آخرین نسل باندینگ‌ها بررسی شد.

  روش بررسی: 45 دندان خلفی کشیده شده و بدون پوسیدگی جمع‌آوری و ضدعفونی شدند، سپس روی سطوح باکال و لینگوال آن‌ها حفره کلاسیک کلاس V تراشیده شد (90 حفره)، سپس به صورت اتفاقی به چهار گروه تقسیم شدند، سه گروه ده دندانی (20 حفره‌ای) برای مواد مورد آزمایش و یک گروه 5 دندانی (10 حفره‌ای) به عنوان گروه کنترل. دندان‌های هر گروه تحت تاثیر مواد ضدعفونی‌کننده قرار گرفتند و سپس با باندینگ نسل هفتم (Optibond all in one, kerr) تحت دستور کارخانه سازنده باند شده و درنهایت روی آن‌ها کامپوزیت فرم داده شده و پالیش شدند. در گروه کنترل قبل از باند کردن باندینگ هیچ‌گونه ماده ضدعفونی‌کننده‌ای استفاده نشد. پس از تحمل 1000 سیکل حرارتی (5 درجه و 55 درجه به مدت 30 ثانیه) دندان‌ها در محلول متیلن بلو 5% قرار گرفته و بعد از سکشن در جهت مزیودیستالی، هر حفره از لحاظ میزان نفوذ دای درون آن زیر استریومیکروسکوپ (Olympus, Japan) اندازه‌گیری شد و آنالیز داده‌ها توسط تست Kruskal-Wallis صورت گرفت.

  یافته‌ها: تست (05/0 a = ) Kruskal-Wallis نشان داد استفاده از مواد مورد استفاده در آزمایش (کلرهگزیدین 2%، هیدروژن پراکساید 3% و هیپوکلریت سدیم 5/2%) به طور معنی‌داری روی میانگین آماری تأثیری نداشته است. این نتایج چه در سطح اکلوزال حفره‌ها (12/0 P= ) و چه در سطح جنجیوال حفره‌ها (3/0) صدق می‌کرد.

  نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این مطالعه استفاده از کلرهگزیدین 2%، سدیم هیپو کلریت 5/2% و هیدروژن پراکساید 3% در حفره تراش در هنگام استفاده از باندینگ نسل هفتم (Optibond all in one, Kerr) تأثیر مخربی بر باند ادهزیو ندارد .


محسن شیرازی، حجت درویش‌پور، رضا ناطقی، امیرحسین میرهاشمی، بهزاد سالاری،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: امروزه بسیاری از بیماران به دلیل کراودینگ دندان‌های قدامی به ارتودنتیست‌ها مراجعه می‌کنند. هدف از انجام این مطالعه بررسی ارتباط تعدادی از شاخص‌های آناتومیکی فک پایین با میزان کراودینگ دندان‌های فک پایین در بیماران دارای مال اکلوژن کلاس II با منشاء مندیبل بود.

  روش بررسی: 108 مورد از پرونده‌های بیماران مراجعه کننده به بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی تهران که زاویه ANB بیش از دو درجه داشتند انتخاب و از روی پرونده، سن و جنس و از روی کست‌های دندانی، کمبود فضا و با کمک بررسی‌های رادیوگرافیک لترال سفالومتری، میزان زوایای SNB ، ANB ، SNA ، Gonial ، SN-Go.Gn و IMPA استخراج شد. ارتباط متغیرها توسط ضریب همبستگی و با استفاده از Correlation test بررسی و پس از بررسی توزیع متغیرها با استفاده از Normality test ، برای بررسی همبستگی متغیرهای دارای توزیع نرمال از ضریب Pearson استفاده گردید.

  یافته‌ها: نسبت طول کورپوس مندیبل به عرض راموس ارتباط معنی‌داری با شاخص کمبود فضا با و بدون احتساب IMPA داشت (05/0 P≤ ) اما این شاخص با دیگر شاخص‌ها تفاوت معنی‌داری ایجاد نکرد (26/0 P= ). در بررسی مجزا با توجه به جنسیت نمونه‌ها هم ارتباط معنی‌داری بین مشکل کمبود فضا با و بدون محاسبه IMPA با نسبت طول تنه مندیبل به عرض راموس در جنس مؤنث و مذکر وجود داشت (0001/0 P= ).

  نتیجه‌گیری: ارتباط معنی‌دار و تعیین کننده‌ای بین نسبت طول تنه به عرض راموس با مشکل کمبود فضا (با و بدون محاسبه IMPA ) در مندیبل در بیماران با مال اکلوژن کلاس II مقصر مندیبل وجود دارد، به طوری که با کاهش نسبت فوق، شاهد افزایش کراودینگ خواهیم بود.


الهیار گرامی، دکتر امیر حسین میرهاشمی، سحر رفیعی چوکامی، احمدرضا شمشیری،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: مال‌اکلوژن‌ Cl II یکی از ناهنجاری‌های شایع در جوامع مختلف انسانی بوده و استفاده از یک روش ساده، ارزان و قابل دسترس درمانی که بتوان آن را توسط دندانپزشک عمومی یا متخصص ارائه نمود، در پیشگیری از عوارض آتی مال‌اکلوژن بسیار حیاتی است. درمان ناهنجاری Cl II با استفاده از دستگاه‌های فانکشنال نظیر Twin block و بایت پلن شیب‌دار در مقایسه با درمان‌های ارتودنسی ثابت یا ارتوسرجری؛ هزینه، عوارض و پیچیدگی‌های کمتری دارد. تا به حال، تغییرات دنتواسکلتال ناشی از کاربرد دو دستگاه Twin block و بایت پلن قدامی شیب‌دار در بیماران واجد مال‌اکلوژن Class II ارزیابی نشده است. تحقیق حاضر با هدف تعیین تغییرات دنتواسکلتال ناشی از کاربرد دستگاه Twin block در مقایسه با بایت پلن قدامی شیب‌دار در درمان بیماران کلاس II گروه 1 در دوره‌ی دندانی مختلط انجام شد.

روش بررسی: در یک کوهورت گذشته‌نگر؛ تعداد 60 بیمار با تشخیص قطعی مال‌اکلوژن Class II div. 1 دارای زاویه ANB بزرگ‌تر از 2 درجه و زاویه FMA بین 30-20 درجه و بدون سابقه‌ی درمان قبلی یا ابتلاء به سندرم‌ها که با استفاده از دستگاه Twin block یا بایت پلن قدامی شیب‌دار درمان شده بودند، انتخاب و سفالومتری‌های قبل و بعد از درمان آنها تریس شدند. برخی شاخص‌های فاصله‌ای و زاویه‌ای قبل و بعد از درمان از روی سفالومتری‌ها با تکرارپذیری مناسب (953/0=ICC) محاسبه و تغییرات آن‌ها در دو گروه با آزمون Student t مورد قضاوت قرار گرفت.

یافته‌ها: اکثر لندمارک‌ها به دنبال استفاده از دستگاه‌های بایت پلن شیب‌دار و Twin block و به واسطه‌ی افزایش رشد مندیبل دچار تغییرات معنی‌داری شده (05/0P<) و دستگاه ها از طریق بهبود موقعیت و طول فک پایین، عدم تغییر شیب پلن مندیبل و بهبود روابط اسکلتی و دندانی ماگزیلا و مندیبل (کاهش ANB و کاهش اورجت) موجب تصحیح مال‌اکلوژن Class II شدند. در بیشتر لندمارک‌ها؛ تفاوت‌های آشکاری بین بایت پلن شیب‌دار و Twin block دیده نشده (05/0<P) و فقط تفاوت‌های معنی‌دار بین تغییرات شاخص‌های SNA (04/0=P)؛ اورجت (007/0=P) و شاخص Wits (004/0=P) در آن‌ها به ثبت رسید.

نتیجه‌گیری: علی‌رغم وجود شباهت‌های زیاد هر دو دستگاه در بهبود مال‌ اکلوژن Cl II div. 1 به دلیل مزایای دستگاه بایت پلن شیب‌دار به واسطه‌ی حجم کمتر، همکاری مناسب بیمار و مراحل ساخت لابراتواری راحت‌تر، استفاده از این دستگاه در دوره‌ی قبل از جهش رشد شاید بتواند جایگزینی برای دستگاه‌های پیچیده‌ی فانکشنال در درمان مال‌اکلوژن کلاس II باشد.


فرناز فراهت، عبدالرحیم داوری، مطهره امیری، ابراهیم مکاری‌زاده،
دوره 28، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: اروژن دندانی، از دست‌رفتن یا سایش شیمیایی ساختار دندان بدون دخالت عامل باکتریایی است که شیوع روزافزونی دارد و با توجه به مشکلات درمانی آن نیازمند توجه و پیگیری دقیق است. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان شیوع اروژن و عوامل ایجاد‌کننده آن در مراجعین به دانشکده دندانپزشکی یزد در سال 92-1391 انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 400 بیمار مراجعه‌کننده به دانشکده دندانپزشکی یزد در سال‌ 1392، به صورت تصادفی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. تمام دندان‌‌‌‌های آن‌ها در سه سطح باکال، لینگوال و اکلوزال مورد بررسی قرار گرفتند. ‌برای درجه‌بندی وسعت ضایعات، از شاخص ‌BEWE(Basic Erosive Wear Examination)  استفاده شد. همچنین پرسشنامه‌ای در اختیار بیماران قرار گرفت که شامل اطلاعات دموگرافیک بیمار و سوالاتی جهت بررسی علل اروژن بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری ‌‌SPSS17 و آزمون‌های Mann-Whiney test، Fisher Exact test و Chi-Square test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: در این مطالعه 138‌مرد و 261 زن با‌ میانگین سنی‌82/10±26/33 شرکت داشتند. در مجموع 84 نفر از بیماران ‌(1/21%) دارای اروژن و‌ 315 بیمار ‌(9/78%) فاقد اروژن بودند.بین ابتلا به اروژن دندانی و سن بیماران ارتباط ‌آماری مستقیم و معنی‌داری وجود داشت (001/0>P)، همچنین رابطه‌ مستقیمی بین اروژن دندانی با ترش کردن معده، مصرف لیموترش و ترشی، نوشابه، دلستر و آبمیوه دیده شد (001/0>P).

نتیجه‌گیری: مصرف موادی مثل لیموترش و ترشی، نوشابه، دلستر و آبمیوه احتمال اروژن را افزایش می‌دهند. بنابراین با توجه به شیوع حدود 21 درصد اروژن در بیماران مورد بررسی لازم است توجه بیشتری به آموزش علل اروژن و راهکارهای کاهش آن معطوف گردد.


سمانه بیات، شیرین سخدری، علی مختار، علی لطفی، مهدی امیری سیاوشانی،
دوره 28، شماره 4 - ( 11-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: فیبروم ادونتوژنیک مرکزی یک نئوپلاسم نادر برخواسته از اکتومزانشیم ادونتوژنیک می‌باشد. اغلب موارد آن در فک پایین و بین سنین 11 تا 39 سالگی رخ می‌دهد. تمایل قطعی به بروز در زنان با نسبت 2/2 به 1 وجود دارد و میزان عود آن بسیار کم است. هدف از این مقاله گزارش یک مورد از این ضایعه نادر بود که به صورت اتفاقی یافت شده بود.

گزارش مورد: دختری 11 ساله در طی درمان ارتودنسی و بدون هیچگونه شکایت و علایم بالینی، جهت بررسی جوانه دندان‌های دایمی، رادیوگرافی پانورامیک تهیه کرد. در کلیشه پانورامیک یک ضایعه رادیولوسنت تک حجره ای با حدود مشخص و Corticated در ناحیه سمت راست تنه فک پایین مشاهده شد. ضایعه به روش جراحی خارج شد. در نمای میکروسکوپیک، مشخصات هیستوپاتولوژیک Central Odontogenic Fibroma از نوع Simple مشاهده شد.

نتیجه گیری: اگرچه فیبرومای ادونتوژنیک مرکزی یک نئوپلاسم خوش خیم نادر است ولی از آنجاییکه ممکن است بیمار بدون علایم بالینی مانند تورم، درد و پاراستزی باشد، ارزیابی دقیق تصاویر رادیوگرافی برای تشخیص زود هنگام ضایعات دارای اهمیت است.


پیوند معینی، محمد شریف عسکری، فرهاد رئوفی، سارا زاهدی راد،
دوره 29، شماره 2 - ( 8-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: شیر سویا در رقابت با نوشیدنی‌های دیگر به عنوان یک نوشیدنی سالم و مغذی مطرح شده است. امروزه توسعه فرآیندهای جدید برای تولید شیر سویا با طعم مطلوب‌تر و مطرح شدن آن به عنوان جایگزین مناسبی به جای شیر گاوی در افرادی که عدم تحمل لاکتوز دارند، از مهم‌ترین عوامل گرایش به مصرف شیر سویا است. پتانسیل پوسیدگی‌زایی شیر معمولی و شیر سویا مورد استفاده توسط کودکان موضوع بسیاری از مطالعات در دهه گذشته بوده است. هدف از این مطالعه بررسی اثر دو نوع شیر گاوی و شیر سویا بر تغییرات pH پلاک دندانی بود.

روش بررسی: میزان جریان بزاق، عدم وجود پوسیدگی‌های فعال در دهان، عدم وجود بیماری سیستمیک خاص و شرکت کردند. pH پلاک دندانی در ناحیه اینترپروگزیمال بین دندا‌ن‌های پرمولر دوم و مولر اول در هر چهار کوادرانت قبل و در دقایق 2، 5، 7، 10، 15، 20، 30، 40، 50 و 60 پس از مصرف 3 ماده مورد آزمایش (شامل شیر سویا، شیر معمولی و محلول ساکارز 10% به عنوان کنترل مثبت) توسط میکروالکترود شیشه‌ای Metrohm و pH متر دیجیتال تعیین گردید. سپس منحنی pH برای هر ماده با توجه به زمان رسم گردید و تفاوت حداقل افت pH و ∆pH به دنبال مصرف نوشیدنی‌ها توسط آنالیز آماری
Repeated measure ANOVA (05/0P<) بین سه ماده مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها: از بین مواد مورد بررسی کمترین pH نشان داده شده به دنبال شستشوی دهان با محلول ساکارز 10% بوده است و در مرحله بعدی شیر سویا و در آخر شیر گاوی 5/1% چربی قرار داشتند. تمام مواد مورد بررسی از این نظر دارای اختلاف معنی‌داری با یکدیگر می‌باشند (05/0P<).

نتیجه‌گیری: شیر گاوی مورد مطالعه در هیچ یک از مقاطع زمانی pHپلاک را به پایین تر از pH پایه نزول نداد بلکه حتی به طور معنی داری pH پلاک را از حد پایه بالاتر برد. pH پلاک به دنبال مصرف شیر سویا در دقیقه 2 حداکثر افت را نشان داد اما در هیچ یک از مقاطع زمانی pH را به زیر حد بحرانی نرساند.


ارغوان کمالی، آمنه تقدیسی کاشانی، معصومه حیدرپور،
دوره 29، شماره 2 - ( 8-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: تروما به دندان‌ها از مشکلات رایجی است که در کودکان دیده می‌شود. جدا شدن کامل دندان از حفره خود (Avulsion)‌ از پیچیده‌ترین آسیب‌‌های دندانی است که درصورت عدم درمان به موقع مشکلات متعددی به دنبال دارد. از آنجایی که مدارس یکی از اصلی‌ترین مکان‌‌های وقوع حادثه برای کودکان است، و مربی بهداشت وظیفه انجام درمان‌‌های اورژانس دندانی این کودکان را بر عهده دارد. از این رو این مطالعه با هدف بررسی میزان آگاهی مربیان بهداشت مدارس ابتدایی در ارتباط با نحوه برخورد با Avulsion در شهر همدان در سال 94-1393 طرح‌ریزی شد.

روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، پس از مشاوره با آموزش و پرورش، کلیه مربیان مدارس ابتدایی شهر همدان در سال 94-1393 به روش سرشماری شناسایی شدند. پرسشنامه تنظیمی در اختیار ایشان قرار گرفت سپس اطلاعات گردآوری شده با نرم‌افزار SPSS19 با استفاده از آزمون‌های
 Chi-square Fisher, Levenes test, Kolmogrov Smirnov test, Exact test, T-testو One way مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند.

یافته‌‌ها: از بین 81 مربی بهداشت مورد بررسی، نسبت نمره آگاهی مربیان به حداکثر نمره آگاهی %1/43 به دست آمد و بین میزان آگاهی مربیان بهداشتی مدارس و سن و سابقه کاری آن‌ها ارتباط معنی‌داری وجود نداشت (P به ترتیب6/0 و 23/0.( میانگین نمره کسانی که درمورد درمان صدمات دندانی، آموزش قبلی دیده بودند بیشتر از کسانی بود که آموزش ندیده بودند (001/0>P).

نتیجه‌گیری: آگاهی مربیان مدارس ابتدایی از چگونگی برخورد با ترومای Avulsion درحد قابل قبول نمی‌باشد. بنابراین آموزش مربیان درمورد ترومای دندانی ضروری به نظر می‌رسد.


یلدا الهام، ندا مسلمی، هدا براتی،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده


زمینه و هدف: لیکن پلان بیماری التهابی پوستی مخاطی مزمن با اتیولوژی ناشناخته می‌باشد. یکی از تظاهرات شایع بیماران مبتلا به لیکن پلان دهانی، درگیری لثه به صورت نواحی اریتماتوز منتشر است. با توجه به شیوع بالای لیکن پلان در مراجعین به بخش بیماری‌های دهان، فک و صورت هدف از این مطالعه بررسی اثر کنترل پلاک و بهداشت دهان بر بهبود تظاهرات لثه‌ای بیماران مبتلا به لیکن پلان دهانی بود.
روش بررسی: موتورهای جستجوی PubMed، Ovid Medline، EM base، Google Scholar با استفاده از کلید واژه‌های مرتبط از ژانویه 1990 تا دسامبر 2017 بررسی شد. از تعداد 20 مقاله به دست آمده بعد از بررسی چکیده مقالات، در نهایت 7 مقاله مناسب در این مطالعه آورده شد.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج مطالعات بررسی شده کنترل پلاک مؤثر بخش اصلی درمان ضایعات و بهبود علایم و تظاهرات لثه‌ای لیکن پلان دهانی می‌باشد.
 

محمد نجفی، حسن سمیاری، رخساره صادقی، فاطمه مشهدی عباس، فرشته شانه‌ای،
دوره 32، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: بازسازی ضایعات استخوانی از اهداف ایده‌آل درمان های پریو دنتال و ایمپلنت‌های دندانی می‌باشد. بیومتریال‌های مختلفی به منظور دستیابی به این هدف استفاده شده و مطالعات زیادی سعی در مقایسه و معرفی بهترین آن‌ها داشته است. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر پیوند استخوانی منجمد خشک نسبتاً دمینرالیزه (PDFDB) و آلوگرفت استخوانی خشک منجمد (FDBA) بر رژنراسیون دیفکت‌های استخوانی کالواریای خرگوش بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، ۴۸ دیفکت مشابه با قطر ۸ میلی‌متر در کالواریای 16 خرگوش ایجاد شد. دو دیفکت با FDBA و PDFDB پر شدند و دیگری به عنوان گروه کنترل خالی باقی ماند. کلیه دیفکت‌ها با ممبران کلاژنی پوشانده شدند. 6 هفته و 12 هفته بعد از جراحی، ارزیابی‌های هیستولوژیک و هیستومورفومتریک انجام شد تا این متغیرها ارزیابی شوند: میزان تشکیل استخوان جدید و نوع آن، میزان ماده پیوندی باقیمانده، درجه التهاب و الگوی تشکیل استخوان. مقایسه درصد استخوان ‌سازی و بیومتریال باقی‌مانده با آزمون آنالیز واریانس تکراری انجام شد، در حالی که مقایسه متغیرهای کیفی توسط آزمون
غیر پارامتری
Friedman صورت گرفت.
یافته‌ها: به لحاظ میزان تشکیل استخوان جدید، تفاوت معنیدار قابل توجهی بین سه گروه مطالعه در گروه 6 هفته‌ای (۳۳/۰=P) و در گروه 12 هفته‌ای (۹۸/۰=P) دیده نشد. در نمونه‌های 6 هفته‌ای، میزان ماده پیوندی باقیمانده در گروه PDFDB به صورت قابل توجهی کمتر ازFDBA  (۰۴/۰=P) بود، اما این تفاوت در نمونه‌های 12 هفته‌ای قابل توجه نبود (۴۱/۰=P). کیفیت استخوان تفاوت قابل توجهی بین گروه‌های حاوی گرفت استخوانی و گروه کنترل پس از ۱۲ هفته نشان داد (۰۱/۰=P). بدین معنی که کلیه نمونه‌ها استخوان لاملار را پس از ۱۲ هفته نشان دادند در حالی که در گروه کنترل، تنها استخوان woven یا ترکیبی از woven و لاملار دیده شد.
نتیجه‌گیری: FDBA وPDFDB  اثر رژنراتیو مشابهی در دیفکت‌های استخوانی کالواریای خرگوش نشان دادند و بلوغ استخوانی را نسبت به دیفکت‌های بدون پیوند تسریع کردند.
 

علیرضا دانش کاظمی، عبدالرحیم داوری، مطهره امیری، فاطمه میرحسینی،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اروژن به حل شدن شیمیایی دندان به واسطه اسید بدون دخالت باکتری گفته می‌شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر رزین اینفیلترنت (Icon) وMI past plus  و لیزر Nd:YAG بر میکروهاردنس مینا بود.
روش بررسی: 40 نمونه مینایی از دندان مولر سوم تهیه شد. میکروهاردنس ابتدایی در همه نمونه‌ها اندازه‌گیری شد. با استفاده از اسید هیدورکلریک اروژن مصنوعی ایجاد شد. میکروهاردنس نمونه‌ها اندازه‌گیری شد. نمونه‌ها به طور تصادفی به چهار گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول: MI paste plus، گروه دوم: +MI paste plus لیزرNd:YA ، گروه سوم: رزین اینفیلترنت بدون اچ، گروه چهارم: رزین اینفیلترنت با اچ، با استفاده از اسید هیدروکلریک مجدداً اروژن ایجاد شد و سپس تحت ترموسیکل قرار گرفتند. در نهایت میکروهاردنس نمونه‌ها اندازه‌گیری شد. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS23 و آزمون‌های تحلیل واریانس یک طرفه و مقایسه‌های چندگانه توکی و T زوجی انجام شد و 05/0>P به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: میکروهاردنس در مرحله سوم نسبت به مرحله دوم در همه گروه‌ها افزایش معنی‌داری یافته بود (000/0P<) همچنین مقایسه مقدار افزایش میکروهاردنس بین گروه‌ها به جز گروه دوم با گروه چهارم از نظر آماری معنی‌دار بود.
نتیجه‌گیری: همه مواد به کار گرفته دراین مطالعه به طور معنیداری باعث افزایش میکروهاردنس مینای اروژن یافته شدند.

محدثه بغدادچی، الهام سیاسی تربتی، کیومرث امینی،
دوره 33، شماره 1 - ( 5-1399 )
چکیده

زمینه وهدف: بیماری پریودنتیت (periodontitis) یکی از عواملی است که باعث آسیب زدن به لثه‌ها و ساختارهای نگه دارنده‌ دندان‌ها می‌شود. پروتئین ماتریکس‌ متالوپروتئینازیک (Matrix-metallo-proteinase)، به عنوان کلاژناز بینابینی شناخته شده و کلاژناز فیبروبلاست(Fibroblast)  آنزیمی است که در انسان توسط ژن MMP-1 کد گذاری می‌شود. هدف از این مطالعه بررسی پلی‌مورفیسم 1G/2G در ژن MMP-1 و ارتباط آن با بیماری پریودنتال در جمعیت ایرانی بود.
روش بررسی: در این پژوهش 50 نفر بیمار مبتلا به بیماری پریودنتال و 50 نفر به عنوان گروه کنترل از شهر کرمان انتخاب شدند. DNA از نمونه‌ خون افراد با استفاده از کیت استخراج شد. پرایمرهای مورد نظر توسط سایت NCBI کنترل شدند. سپس با تکنیک Tetra arms PCR تکثیر پلی‌مورفیسم موردنظر انجام شد. در مرحله بعد نمونه‌ها بر روی ژل الکتروفورز منتقل و بررسی انجام پذیرفت. نتایج با نرم افزار SPSS آنالیز شد (83/0P<). در این تحقیق از آزمون T-test یا همان  Chi- (X2) Squerاستفاده شده است.
یافته‌ها: درصد ژنوتیپ 1G/1G در گروه بیمار 8% و در مقابل برای گروه کنترل 0%، درصد ژنوتیپ 2G/2G برای گروه بیمار 24% و برای گروه کنترل 18% و در نهایت درصد ژنوتیپ 1G/2G برای گروه بیمار 68/0% و گروه کنترل 82% گزارش شده است. نتایج Tetra-arms PCR ژنوتایپینگ نمونه‌ها با روش تعیین توالی تآیید شدند.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که در این پژوهش MMP-1-1607 1G/2G (rs1799750) با بیماری پریودنتال در جمعیت ایرانی رابطه معنی‌داری وجود ندارد. بهتر است برای تأیید نتایج نمونه‌گیری از نقاط مختلف ایران با تعداد نمونه‌های بیشتری انجام پذیرد.

پدرام عابدی، میثم میرزایی، صهبا امینی، محمد مهدی نقیبی سیستانی،
دوره 33، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: استخراج اطلاعات در مورد وضعیت مال‌ اکلوژن و سلامت دهان در کودکان نابینا به منظور برنامه ‌ریزی ارائه آموزش‌های ویژه در مراکز آموزشی بسیار حائز اهمیت است. از این رو هدف از این مطالعه بررسی وضعیت مال ‌اکلوژن و سلامت دهان را در کودکان و نوجوانان نابینا در استان مازندران بود.
روش بررسی: جامعه مورد مطالعه حاضر شامل 150 نفر از کودکان و نوجوانان نابینا 10 تا 18 سال بود که در سال 1398 به منظور شرکت در این مطالعه به مراکز دولتی (شامل بهزیستی) و خصوصی شهرستان‌های ساری، بابل، فریدون کنار و بابلسر استان مازندران مراجعه کرده بودند. اطلاعات مربوط به وضعیت ‌اکلوژن فک، شاخص‌ بهداشت دهان (OHI-S) و شاخص DMFT افراد از طریق معاینه بالینی استخراج شد. از آزمون‌های ANOVA و Chi-square جهت نحلیل دادها در نرم افزار SPSS23 استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین (انحراف معیار) DMFT نابینایان (67/4±) 25/10 بود. وضعیت بهداشت دهان  (OHI_S)%16 شرکت کنندگان خوب، 82% متوسط و %2 ضعیف بود. میان دختران و پسران از نظر وضعیت بهداشت دهان تفاوت معنی داری وجود نداشت (5/0=P). همچنین در ارتباط با وضعیت اکلوژن، 8/35% مال ‌اکلوژن کلاس I، 8/29% مال ‌اکلوژن کلاس II و 6/14% مال ‌اکلوژن کلاس III داشتند. مال اکلوژن کلاس II در دختران و کلاس I در پسران شایع‌تر بود (01/0P=).
نتیجه‌گیری: کودکان و نوجوانان نابینای ساکن استان مازندران پوسیدگی دندانی و همچنین میزان ناهنجاری‌های اکلوزالی فراوانی داشتند. رسیدگی به نیازهای دهان و دندان نابینایان می بایست در اولویت سیاست گذاران سلامت در استان قرار گیرد.

نوشین خندان دزفولی، مجید صادق پور، مژگان سرابی نوبخت، الهام استبرقی، کیومرث امینی،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: پریودنتیت یک بیماری عفونی شایع و التهابی است که باعث تخریب بافت‌های نگهدارنده دندان و متعاقب آن از دست رفتن دندان می‌شود. پریودنتال، بیماری‌ چند میکروبی و چند عاملی بوده و باکتری‌های مهم بی‌هوازی در عفونت پریودنتیت نقش دارند. TGF-1β یکی ازفاکتورهای رشد و سایتوکاین ضد التهابی است که در ترمیم ضایعات پریودنتال نقش تعیین کننده دارد. هدف از این مطالعه استفاده از روش
Tetra Arms-PCR با حساسیت و ویژگی بالا برای بررسی پلی مورفیسم ژنومی در بین نمونه‌های دهانی و نشان دادن ارتباط بین TGF-1β و بیماری پریودنتال بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت موردی شاهدی در بخش پریودنتولوژی دانشکده دندانپزشکی کرمان انجام شد. از بین 100 نفر نمونه شامل 50 نفر سالم و50 نفر مبتلا به عفونت پریودنتال میکروبی نمونه‌ گیری صورت گرفت. ژنوتایپ با استفاده از DNA استخراج شده از خون افراد بیمار باروش  Tetra Arms-PCR بررسی شد تا ارتباط بین پلی مورفیسم ژنومیTGF-1β و بیماری پریودنتیت مشخص گردد. آنالیز آماری با
نرم افزار
SPSS19 و با روش ANOVA یک طرفه (one way Anova) انجام شد.
یافته‌ها: تمامی نمونه‌ها کشت مثبت بوده و بیش از 65% از باکتری‌های جدا شده بی‌هوازی مطلق بود. باکتری‌های حاصله شامل: پورفیروموناس، فوزوباکتریوم، پپتواسترپتوکوک، پره ووتلا بی‌هوازی بود. نتایج حاصل از Tetra Arms-PCR  پس از انجام سکانسینگ فراوانی ژنوتیپ (25%)CC ، (%20)CT ، (%5)TT  بود. درصد گروه کنترل (20%)CC ، (%24) CT، (%6)TT  و فراوانی آلل های   C و  T در گروه بیمار70% و 30% و در گروه کنترل63% و %37 بود که تفاوت معنی‌داری بین دو گروه نبود (P=83/0).
نتیجه‌ گیری: با توجه به نتایج این مطالعه و بکارگیری شرایط بی‌هوازی، باکتری‌های بی‌هوازی اجباری را می‌توان از نمونه‌های بالینی عفونت‌های حفره دهان جدا کرد و با انجام Tetra Arms-PCR مشاهده گردید که ارتباط معنی‌‌داری  بین پلی مورفیسم ژنومیTGF-1β  و بیماری پریودنتیت وجود نداشت و تفاوت معنی‌داری  نیز در فراوانی آلل‌ها و ژنوتیپ‌ها در بین دو گروه کنترل و بیمار مشاهده نشد.

فروز کشانی، ندا کارگهی، مایده عمانی،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: کاتپسین D، یک پروتئاز پیش برنده تهاجم در ضایعات تومورال شناخته شده است. با توجه به مطرح شدن ماهیت نئوپلاسم کیستیک برای ادنتوژنیک کراتوسیست، هدف این مطالعه مقایسه بیان کاتپسین D در این ضایعه با یونی سیستیک آملوبلاستوما و کیست ادنتوژنیک ارتوکراتینیزه، به منظور شناخت بهتر رفتار این ضایعه می‌باشد.
روش بررسی: دراین مطالعه توصیفی- تحلیلی، بلوک‌های پارافینی موجود (8 نمونه یونی سیستیک آملوبلاستوما (UA)، 8 نمونه ادنتوژنیک کراتوسیست (OKC) و 8 نمونه کیست ادنتوژنیک ارتوکراتینیزه (OOC)) در آرشیو بخش پاتولوژی دهان و فک و صورت تحت رنگ آمیزی ایمنوهیستوشیمی کاتپسین D قرار گرفت. سپس لام‌ها توسط دو پاتولوژیست دهان از لحاظ شدت و الگوی رنگ پذیری سلول‌های اپیتلیالی و همبندی به طور هم زمان مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‌ها با نرم افزار SPSS20 و آزمون‌های
Kruskal-Wallis،  Mann-Whitneyو Chi-square تحلیل آماری شدند (05/0P=).
یافته‌ها: شدت رنگ پذیری در سلول‌های یونی سیستیک آملوبلاستوما به طور معنی‌داری بیشتر از دو گروه ادنتوژنیک کراتوسیست و کیست ادنتوژنیک اورتوکراتینیزه بود (02/0P=). شدت رنگ پذیری در سلول‌های استرومای همبندی نیز در گروه آملوبلاستومای یونی سیستیک بیشتر از دو گروه دیگر بود، هرچند این اختلاف از نظر آماری بین سه گروه معنی‌دار نبود (32/0P=). در مطالعه حاضر الگوی رنگ پذیری سلول‌ها در اپیتلیوم و استروما بین سه گروه مورد مطالعه تفاوت آماری معنی داری را نشان نداد (02/0، 15/0P=).
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر در خصوص شدت بیان کاتپسین D در سه ضایعه ادنتوژنیک بررسی شده احتمالاً می‌تواند شاهدی بر طبقه بندی جدید (WHO2017) از لحاظ قرار دادن دوباره ادنتوژنیک کراتوسیست در گروه کیست‌ها ی ادنتوژنیک باشد و یا در صورت نپذیرفتن این ماهیت می‌توان گفت احتمالاً رفتار مهاجم این کیست ارتباطی به بیان کاتپسین D نداشته و بررسی نشانگرهای دیگر موجود در اپیتلیوم و استروما به طور هم زمان، برای فهم بهتر ماهیت بیولوژیک آن پیشنهاد می‌شود.

کمیل رضا زاده، رضا فرجی، منوچهر رحمتی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به ارتباطات گسترده اجزاء آناتومیکی در ناحیه سر و گردن، انتظار می‌رود که تغییر در یکی از اجزای این واحد عملکردی، بر روی قسمت‌های دیگر اثراتی داشته باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر اصلاح رابطه کلاس III  اسکلتال با روش جراحی ارتوگناتیک بر زوایای بین مهره‌های گردنی بود.
روش بررسی: در این مطالعه گذشته نگر توصیفی- تحلیلی که در سال 1403 در بخش ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی بابل انجام شد، 30 فرد دارای ناهنجاری اسکلتال کلاسIII  در گروه سنی 18 تا 48 سال که جراحی ارتوگناتیک (تک فک یا دو فک) انجام داده بودند و کلیشه لترال سفالومتری با کیفیت مناسب داشتند، به روش تصادفی و در دسترس و بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. متغیرهای وابسته شامل 13 پارامتر در نواحی کرانیال
(زوایای SNA, SNB, ANB و Wits App)، سرویکال (زاویه بین خطوط OPT و CVT با یکدیگر و با خط عمود حقیقی) و کرانیوسرویکال (زاویه خطوط OPT و CVT با پلن‌های افقی سر شاملMandibular plan  و Palatal plane) سر و گردن جهت ارزیابی زوایای بین مهره‌های گردنی بودند و متغیر مستقل مطالعه، زمان ( قبل و بعد از جراحی) بود. نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS22 و با آزمون تی تست مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در این مطالعه در مجموع 30 نمونه مورد بررسی قرار گرفت. هیچ یک از مقادیر ارزیابی شده قبل و بعد از درمان پارامترهای ناحیه سرویکال، تغییر آماری معنی داری نداشت (05/0>P). اما با مقایسه زوایای بین مهره‌های گردنی قبل و بعد از جراحی زاویهPP/CVT  در ناحیه کرانیوسرویکال، تغییرات آماری معنی دار نشان داد (024/0P=) و همچنین بررسی مقادیر سایر زوایا (PP/OPT, MP/OPT, SN/CVT, MP/CVT) نیز بعد از جراحی افزایش نشان داد، اما از لحاظ آماری معنی دار نبودند، که به معنی افزایش نسبی کشش سر روی قسمت فوقانی ستون مهره‌های گردنی است.
نتیجه گیری: تغییر موقعیت فکین به دنبال جراحی ارتوگناتیک، احتمالاً باعث اکستنشن سر روی ستون مهره‌ها شود، اما بر وضعیت گردن در 4 مهره اول تأثیر کمی داشت.

عزت الله جلالیان، شیوا محبوبی، وریشه راستین،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات تمپورومندیبولار به مجموعه‌ای از مشکلات عضلانی اسکلتی اطلاق می‌شود که مفصل گیجگاهی- فکی (تمپورومندیبولار)، عضلات جونده و ساختارهای آناتومیک اطراف را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این اختلالات با علائمی از جمله درد، صدای مفصلی، آسیمتری یا کاهش بازشدگی مندیبل همراه می‌باشند. اتیولوژی بسیاری از اختلالات مفصل تمپورومندیبولار پیچیده است به همین دلیل درمان‌های اولیه باید قابل برگشت و غیر‌تهاجمی باشند. استفاده از اسپلینت‌های اکلوزالی در کاهش سمپتوم‌ها مؤثر واقع شده و به همین دلیل در درمان اولیه و حتی طولانی مدت بسیاری از این اختلالات مورد تجویز واقع می‌گردد. هدف این مقاله ارائه یک بررسی جامع ازانواع اسپلینت‌های اکلوزالی به زبان فارسی بود.
روش بررسی: برای یافتن مطالعات مرتبط جستجو در پایگاه اطلاعاتی Pubmed و Google scholar انجام شد و از کلید واژه‌های "اسپلینت‌های اکلوزالی" و "اختلالات تمپورومندیبولار" استفاده شد. معیار ورود مطالعه، مقالات چاپ شده به زبان انگلیسی، در زمینه انواع اسپلینت‌های اکلوزالی در محدوده سال‌های 1980 تا 2022 بود.
نتیجه گیری: در این مطالعه به معرفی اسپلینت‌های اکلوزالی و کاربردهای هر کدام از آن‌ها پرداخته شده است. موفقیت یا شکست درمان با اسپلینت‌های اکلوزالی به عواملی چون انتخاب صحیح بیماران جهت درمان، فرآیند ساخت و تنظیم اکلوزالی اسپلینت‌ها و نیز همکاری بیماران بستگی دارد.

نیما دهقانی، محدثه آذرسینا، زانیار محمودی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: تجویز نادرست آنتی ‌بیوتیک در عفونت‌های ادنتوژنیک می‌تواند جان بیماران را به خطر اندازد. این پژوهش با هدف تعیین الگوی تجویز آنتی ‌بیوتیک توسط دندانپزشکان عمومی تهران و مقایسه آن با الگوی پیشنهادی جراحان فک و صورت دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۳۹۹ انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ۱۴۱ دندانپزشک تهران به ‌صورت تصادفی انجام شد. دندانپزشکان با تکمیل پرسشنامه‌ای، آنتی ‌بیوتیک‌های تجویزی خود را در شرایط مختلف عفونت‌های ادنتوژنیک گزارش کردند. فراوانی آنتی ‌بیوتیک‌های تجویزی با توجه به شدت عفونت، حساسیت به پنی ‌سیلین، وضعیت بارداری و شیردهی زنان و کودکان محاسبه و با دستورالعمل‌های پیشنهادی ۱۵ متخصص جراحی فک و صورت دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران در سال 1399 مقایسه شد. از آنالیز توصیفی و آزمون رگرسیون لجستیک باینری استفاده شد. تحلیل داده‌ها با نرم ‌افزار SPSS نسخه ۲۵ انجام شد.
یافته‌ها: در بیماران حساس به پنی ‌سیلین با عفونت شدید، 61% از دندانپزشکان نسخه صحیح تجویز کردند. میزان تجویز صحیح در بیماران با عفونت شدید صفر درصد، در زنان باردار و شیرده با عفونت خفیف 82/24%، در کودکان با عفونت خفیف 24/65%، در بیماران با عفونت خفیف و حساس به پنی‌سیلین 41/62%، در کودکان با عفونت شدید 69/36% و در زنان باردار و شیرده با عفونت شدید 82/33% بود. نتایج نشان داد که با افزایش سن دندانپزشکان، میزان احتمال تجویز آنتی بیوتیک صحیح در عفونت‌ها ادنتوژنیک به طور معنی داری افزایش می‌یابد (036/0P=، 28/0B=).
نتیجه‌گیری: دندانپزشکان عمومی تهران در تجویز صحیح آنتی ‌بیوتیک برای کنترل عفونت‌های ادنتوژنیک عملکرد مطلوبی نداشتند. بنابراین، برگزاری دوره‌های آموزشی برای بهبود عملکرد آنان ضروری به نظر می‌رسد.

هادی کلانی، الهام عباسی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری کراس بایت خلفی یک اختلال شایع در سیستم دندان‌های شیری است که بر عملکرد جونده تأثیر می‌گذارد. بنابراین تشخیص و درمان زود هنگام دندان‌های کراس بایت برای جلوگیری از عوارض بیشتر دندانی و تضمین رشد مناسب فک بسیار مهم است. در این مطالعه یک سیستم تشخیصی معقول و کارآمد محاسباتی برای تشخیص ویژگی‌های بین کودکان با و بدون کراس بایت خلفی یک‌ طرفه در دندان شیری از طریق سیگنال الکترومایوگرافی سطحی ارائه شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه تجربی از نوع آزمایشگاهی است که در آن برای تشخیص بیماری کراس بایت از ترکیب روش ماشین بردار پشتیبان و سیگنال‌های الکترومایوگرام بهره گرفته شد. ایده اصلی روش ماشین بردار پشتیبان، یافتن ابر صفحه جداکننده بهینه است که حاشیه بین دو کلاس (وجود یا عدم وجود بیماری کراس بایت) در سیگنال الکترومایوگرام را به حداکثر برساند. در این پژوهش سیگنال الکترومایوگرام عضلات جونده در 40 کودک (4 تا 6 سال) در دو گروه سالم (20 نفر) و مبتلا به بیماری کراس بایت (20 نفر) طی دو توالی 20 ثانیه جویدن آدامس ثبت شد. سپس داده‌های خام پردازش و ویژگی‌های زمانی و فرکانسی آن‌ها استخراج شدند. در این پژوهش هجده ویژگی زمانی و نه ویژگی فرکانسی از سیگنال‌های عضلات استخراج شد. در انتها این ویژگی‌ها به عنوان ورودی به روش ماشین بردار پشتیبان برای طبقه بندی داده‌ها و تشخیص بیماری کراس بایت استفاده شد. به منظور یافتن بهترین روش ماشین بردار پشتیبان، از چهار نگاشت خطی، تابع پایه شعاعی، غیرخطی مرتبه 2 و غیر خطی مرتبه 3 بهره گرفته شد.
یافته‌ها: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، بیماری کراس‌بایت تأثیر معنی داری بر سیگنال‌های الکترومایوگرام داشت. نتایج نشان دادند که این بیماری بیش از آن‌که بر فرکانس سیگنال الکترومایوگرام مؤثر باشد، بر دامنه آن تأثیر گذار است. بر این اساس، روش ماشین بردار پشتیبان با استفاده از ویژگی‌های زمانی سیگنال‌های الکترومایوگرام، توانست پیش ‌بینی دقیق‌تری از بیماری کراس‌بایت را ارائه دهد. نتایج نشان دادند که بهترین ویژگی استخراج شده برای پیش بینی بیماری کراس بایت، ویژگی زمانی مقدار میانگین مطلق با 95 درصد دقت می‌باشد. همچنین از بین چهار نگاشت استفاده شده در پژوهش حاضر برای روش ماشین بردار پشتیبان، نگاشت پایه شعاعی عملکرد بهتری داشت.
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که ترکیب سیگنال الکترومایوگرام و روش ماشین بردار پشتیبان می‌تواند در کاربردهای بالینی برای تشخیص کراس بایت خلفی یک طرفه کودکان مورد استفاده قرار گیرد. نتایج نشان داد که بیماری کراس بایت بر روی فعالیت الکترومایوگرام عضلات صورت تاثیر گذار می‌باشد. به عبارت دیگر با استخراج ویژگی از سیگنال الکترومایوگرام و ترکیب آن با روش‌های یادگیری ماشین می‌توان این بیماری را تا حد مناسبی پیش بینی کرد.

زهرا سهرابی، یگانه بدری، فرزان سلطانی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: به تازگی استفاده از زائده کامی به عنوان منبع پیوند استخوان اتوژن مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به محدودیت آناتومیک این فضا ارزیابی استخوان در دسترس در این ناحیه می‌تواند نقش مهمی در طرح درمان درست داشته باشد. هدف این مطالعه، ارزیابی میزان و تراکم استخوان در دسترس، جهت تهیه پیوند اتوژن از ناحیه زایده کامی فک بالا با استفاده از CBCT (Cone Beam Computed Tomography) قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی مقطعی، با جمع آوری تصاویر CBCT از 78 بیمار مراجعه کننده به یکی از کلینیک‌های رادیولوژی فک و صورت کرمانشاه در سال‌های 1401 و 1402، که فاقد نشانه‌ای از تروما، دندان‌های نهفته، ضایعات پاتولوژیک، شکاف کام، پریودنتیت شدید و جراحی وسیع بوده و همچنین دارای تمام دندان های ناحیه مورد نظر (پرمولر اول راست تا پرمولر اول چپ) بوده و رشد استخوانی آن‌ها تکمیل شده بود (سن بالای 20 سال) انجام شد. تصاویر CBCT گردآوری و به کمک برنامه ondemand مورد بررسی قرار گرفت. شاخص‌های متفاوتی از قبیل مساحت هر برش مقطعی، حجم استخوان (متغیر اصلی) با کمک فرمول ریاضی، تراکم استخوان و قطر کانال incisive اندازه گیری شد. به منظور بررسی فرضیه ها برای بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنوف Smirnov-Kolmogorov استفاده شد و چون هیچ کدام از متغیرهای ما نرمال نبود، از آزمون‌های همبستگی اسپیرمن و من ویتنی استفاده شد.
یافته‌ها: این مطالعه بر روی 78 نفر با میانگین سنی 43 سال انجام شد که 39 نفر آن‌ها زن و 39 نفر آن‌ها مرد بودند. میانگین حجم استخوان به دست آمده برابر با cm3 84/1 بود. بالاترین تراکم استخوان در ناحیه دندان انسیزور لترال مشاهده شد و میانگین قطر کانال اینسیزیو 68/2 میلی متر گزارش شد. با توجه به نتایج آزمون اسپیرمن هیچ کدام از متغیرها با متغیر سن دارای رابطه معنی داری نبودند و با توجه به نتایج آزمون من- ویتنی تراکم استخوان در ناحیه دندان لترال، کانین و پره مولر در زنان و مردان تفاوت معنی داری نداشت. اما حجم استخوان در دسترس با جنسیت ارتباط داشت و این مقدار در مردان بیشتر از زنان محاسبه شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های این مطالعه میانگین حجم استخوان در ناحیه قدامی فک بالا برابر با cm3 51/1 و بیشترین تراکم استخوان مربوط به ناحیه دندان لترال بود. میانگین قطر کانال اینسیزیو cm3 68/2 بود و حجم استخوان در دسترس با جنسیت ارتباط داشته و این مقدار در مردان بیشتر از زنان بود. اما تراکم استخوان در مردان و زنان تفاوتی نداشت.

سیدرضا خسروانی، لیلا عظیمی، سعید مقدم زرندی، نرگس پناهنده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: برای پیشگیری از پوسیدگی دندان، تحقیقات بر یافتن عوامل ضد باکتری و ضد بیوفیلم جدید بدون معایب عوامل مصنوعی مورد استفاده فعلی متمرکز شده است. این مطالعه با هدف بررسی اثر عصاره متانولی زنجبیل بر بیان ژن‌های ویرولانس استرپتوکوکوس موتانس انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی که در سال 1402 در گروه میکروب شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد، عصاره متانولی گیاه زنجبیل با روش خیساندن به ‌دست آمد. 10 سویه بالینی استرپتوکوکوس موتانس از بیماران مبتلا به عفونت دندانی به دست آمد. حداقل غلظت بازدارنده (MIC) و حداقل غلظت ضد باکتری (MBC) عصاره در برابر استرپتوکوکوس موتانس با استفاده از روش میکروتیتر پلیت تعیین شد. اثر عصاره بر بیان ژن‌های ویرولانس relA، comDE، brpA، gtfC و spaP توسط سویه‌های بالینی با تکنیک Real Time PCR ارزیابی شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های Wilcoxon و Mann-Whitney مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت (05/0=alpha).
یافته‌ها: میانگین MIC و MBC عصاره متانولی زنجبیل در برابر استرپتوکوکوس موتانس به ترتیب 8/11±32 و 12±26/64 میلی گرم بر میلی لیتر بود. عصاره باعث کاهش بیان ژن‌های relA، comDE، brpA و gtfC به ترتیب به میزان 50%، 40%، 70% و 70% شد. همچنین این ترکیب باعث کاهش 4 برابری بیان ژن spaP شد.
نتیجه‌گیری: عصاره متانولی زنجبیل باعث کاهش معنی‌ دار ژن‌های بیماری زا gtfC، brpA، relA، comDE و spaP شد که نشان ‌دهنده کارایی بهینه آن در کنترل بیماری زایی استرپتوکوکوس موتانس است.


صفحه 3 از 4     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb