جستجو در مقالات منتشر شده


29 نتیجه برای عاج

شاهین کسرایی، محمد عطایی، خسرو مانی کاشانی، امیر قاسمی،
دوره 19، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: به دست آوردن چسبندگی مواد ترمیمی با عاج دندان به عنوان یک بستر مرطوب و دینامیک یکی از موضوعات مهم دندانپزشکی ترمیمی به خصوص دندانپزشکی محافظه‎کارانه است. چسبندگی اغلب سیستمهای باندینگ عاجی کنونی براساس تشکیل لایه هیبرید و ایجاد گیر میکرومکانیکال است. یافته‎های جدید در ارتباط با مکانیسم چسبندگی به عاج بیانگر افزایش پایداری باند در صورت برداشت کلاژن از سطح عاج دمینرالیزه می‎باشند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر برداشت کلاژن بر روی استحکام باند چهار سیستم باند عاجی یک جزیی با توجه به تفاوتهای ساختاری آنها انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به روش تجربی و با تکنیک مشاهده‌ای بر روی56 دندان پره‌مولر سالم انسان انجام گرفت. در سطوح باکال و لینگوال دندانها، سطح صافی از عاج ایجاد شد. نمونه‎ها به هشت گروه 14 تایی تقسیم شدند به نحوی که در هر گروه،7 سطح باکالی از 7 دندان و 7 سطح لینگوالی از 7 دندان پره‌مولر دیگر قرار گرفت. سطح عاج توسط اسید فسفریک 37% به مدت 15 ثانیه اچ و سپس شستشو داده شد. در چهار گروه به عنوان کنترل، سیستمهای باند یک جزیی(3M) Single Bond ،(Dentsply) Prime & Bond NT ،(Vivadent) Excite و (Bisco)One Step با تکنیک باند مرطوب به کار برده شد. سپس یک استوانه از کامپوزیت (3M)Z100 به قطر 3 میلیمتر و ارتفاع 2 میلیمتر به دندان باند گردید. در چهار گروه دیگر پس از دمینرالیزاسیون عاج با اسید، از هیپوکلریت سدیم 25/5% جهت برداشت مواد آلی سطح عاج به مدت یک دقیقه استفاده شد. پس از آن سیستمهای ذکر شده با روش باند مرطوب جهت باند استوانه کامپوزیتی به کار رفت. پس از یک هفته نگهداری در آب مقطر با دمای اتاق (24 درجه سانتیگراد) نمونه‎ها تحت 3000 سیکل حرارتی در حمام آب بین 5-55 درجه سانتیگراد قرار گرفتند. استحکام باند برشی نمونه‎ها به وسیله دستگاه تست مکانیکی اینسترون و توسط یک تیغه به فرم چیزل و با سرعت 5/0 میلیمتر در دقیقه اندازه‎گیری شد. داده‌ها به وسیله آزمونهایTwo Way ANOVA و Tukey HSD مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند و 05/0p< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‎ها: میانگین و انحراف معیار استحکام باند برشی به عاج (بر حسب Mpa) تمامی گروه‌ها به ترتیب زیر بود:
83/1 60/19One Step= 01/2 72/19One Step +H=
93/3 44/21Single Bond= 85/2 26/18Single Bond +H=
02/5 51/26= Prime & bond NT 70/5 98/26 Prime & bond NT+H=
85/3 78/29 Excite = 94/8 07/19Excite+H =
تجزیه و تحلیل داده‌‌ها نشان داد که استفاده از هیپوکلریت سدیم 25/5% به مدت 1 دقیقه در سطح عاج دمینرالیزه استحکام باند برشی سیستمهای Excite و Single Bond را به طور قابل ملاحظه‌ای کم نمود (05/0P<). استحکام باند برشی سیستمهای One Step وPrime & Bond NT با این روش افزایش یافت؛ ولی این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود (05/0P>).
نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های مطالعه حاضر، برداشت کلاژن سطح عاج دمینرالیزه با هیپوکلریت سدیم موجب کاهش معنی‌دار استحکام باند برشی سیستمهای با پایه آب/الکل می‌گردد؛ در حالی ‌که استحکام باند سیستمهای استونی تغییر نمی‌نماید، بنابراین بسته به نوع سیستم باندینگ و حلال آن، این روش، استحکام باند متفاوتی را ایجاد می‌نماید.


عباس مکارم، مرجانه قوام نصیری، معصومه   اسمعیلی،
دوره 19، شماره 4 - ( 11-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: نانولیکیج در دراز مدت می‌تواند موجب تغییر رنگ مارجین، پوسیدگیهای ثانویه، حساسیت بعد از ترمیم و در نهایت از دست رفتن ترمیم دندان گردد، بنابراین کفایت لایه هیبرید اهمیت اساسی در پیشگیری از بروز نانولیکیج در ترمیمهای چسبنده دارد. با توجه به تفاوتهای ساختاری در عاج دندانهای شیری و دائمی، لزوم بررسی نانولیکیج در دندانهای شیری که تاکنون انجام نگرفته است، از اهمیت بالائی برخوردار می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان نانولیکیج در ترمیمهای کامپوزیت متعاقب کاربرد مواد چسبنده عاجی سلف- اچ (iBond) و توتال- اچ (Gluma One Bond) در دندانهای شیری و دائمی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، حفرات Cl V در سطح باکال 20 دندان مولر دوم شیری و 20 دندان پره‌مولر کشیده شده، تراشیده شد. گروه‌های دندانی شیری و دائمی هر یک به طور تصادفی به 2 زیر گروه 10 تایی تقسیم شدند: در گروه اول از ماده چسبنده عاجی Gluma One Bond و در گروه دوم از ماده چسبنده عاجی iBond استفاده شد. بعد از رنگ‌آمیزی با نیترات نقره 50% وزنی، نمونه‌ها از وسط و در جهت باکولینگوالی برش داده شدند، پس از پالیش، نمونه‌ها جهت اندازه‌گیری نانولیکیج تحت بررسی با میکروسکوپ الکترونی قرارگرفتند. میزان نفوذ نیترات نقره به صورت فاصله عمودی لایه ادهزیو تا دورترین نقطه نفوذ نیترات نقره در عاج اندازه‌گیری و برحسب میکرون ثبت شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آنالیز واریانس سه عاملی و دانکن انجام و 05/0p< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.

یافته‌ها:تحلیل داده‌ها نشان داد که عوامل مورد بررسی بر روی هم تأثیر متقابل نداشتند. دندانهای شیری به طور معنی‌داری نانولیکیج بیشتری را نسبت به دندانهای دائمی داشتند (05/0>P). در دندانهای شیری میانگین نانولیکیج در مارجین سرویکال به طور معنی‌داری بیشتر از اکلوزال بود (05/0>P)، همچنین میانگین نانولیکیج در دندانهای شیری در ماده iBond به طور معنی‌داری بیشتر بود (05/0>P) و در دندانهای دائمی کمترین میزان نانولیکیج متعاقب کاربرد Gluma One Bond مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه حاکی از آن است که کاربرد ماده چسبنده عاجی توتال- اچ (Gluma One Bond) در دندانهای شیری و دائمی موجب کاهش بروز نانولیکیج در ترمیمهای چسبنده می‌گردد.


حسن رزمی، مرضیه علی‌قلی، سید داود صادقی،
دوره 19، شماره 4 - ( 11-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: میکروارگانیسم‌ها به عنوان عامل اصلی بیماریهای پالپ شناخته می‌شوند و تلاشهای زیادی جهت دستیابی به مواد و روشهای ایده‌آل به منظور حذف این میکروارگانیسم‌ها از کانال ریشه انجام شده است. تفاوت اثر ضدمیکروبی داروهای ضدعفونی کننده در محیط آزمایشگاه و در داخل کانال دندان، این تئوری را در ذهن ایجاد می‌نماید که شاید عاج دندانی بر خاصیت ضدباکتریایی محلولهای ضدعفونی کننده اثر مهاری داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر اجزاء مختلف عاج دندانی بر خاصیت ضدعفونی کنندگی محلولهای رایج ضدعفونی کننده در درمانهای اندودنتیک انجام شد.

روش‌ بررسی: در تحقیق تجربی- آزمایشگاهی حاضر، تأثیر 4 گروه آزمایشی بر خاصیت ضدعفونی ‌کننده‌ها بررسی شد: گروه 1- عاج دندانی، گروه 2- عاج دمینرالیزه شده با EDTA، گروه 3- ماتریکس عاجی و گروه 4- جزء معدنی عاج. محلولهای ضدعفونی کننده مورد استفاده در این مطالعه عبارت بودند از کلرهگزیدین با غلظتهای 2% و 2/0% و هیپوکلریت سدیم با غلظتهای 5% و 1% و باکتری مورد استفاده انتروکوک فکالیس بود. به مخلوط هر یک از 4 گروه آزمایشی و باکتری، یکی از غلظتهای محلولهای ضدعفونی کننده اضافه شد، سپس از مخلوط حاصل به فواصل صفر، یک ساعت و 24 ساعت نمونه برداری و کشت تهیه شد. پس از آن باکتریهای روی محیط کشت، شمارش شدند. نتایج به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون Tukey تحت بررسی آماری قرار گرفت و 05/0P< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: براساس نتایج این مطالعه، کلرهگزیدین 2% و 2/0% و همچنین هیپوکلریت سدیم 5% در تمام زمانهای مورد بررسی، باکتری را از محیط کشت حذف نمودند. هیپوکلریت سدیم 1% هم در زمانهای یک ساعت و 24 ساعت باکتری را حذف نموده بود. نتایج فوق از لحاظ آماری نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی‌داری داشت (05/0P<). هیپوکلریت سدیم 1% در زمان صفر به طور معنی‌داری باعث کاهش تعداد باکتریها شد، ولی کاملاً باکتری را حذف نکرد.

نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های مطالعه حاضر، محلولهای ضدعفونی کننده مورد بررسی طی مدت یک ساعت باکتری را حذف نمودند، بنابراین اثر مهاری قابل مشاهده‌ای از جانب اجزاء عاجی بر روی آنها اعمال نمی‌شود


سپیده بانوا، کاوه نجیب فرد، محمد حسین قهرمانی، سید ناصر استاد،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1386 )
چکیده

 زمینه و هدف: زیست‌سازگاری یکی از مهمترین ویژگی‌های هر عامل باندینگ است. از آنجا که عوامل باندینگ عاجی در حفرات دندانی با گسترش زیر لثه‌ای، در تماس نزدیک با بافتهای لثه‌ای و مخاطی قرار می‌گیرند، بنابراین سنجش واکنش بافتی به این مواد امری ضروری است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی زمایشگاهی اثر سمیت سلولی عامل باندینگ عاجی AdheSE بر سلول‌های فیبروبلاست لثه انسانی انجام شد.
روش بررسی: در ایـن تحقیـق آزمایشگاهی، سمیـت سلولـی ادهزیـو عاجـی AdheSE (باند و پرایمر) (Vivadent, Liechtenstein) به صورت پلیمریزه نشده و پلیمریزه شده، مورد بررسی قرار گرفت. جزء پرایمر به مدت 30 ثانیه، 300 ثانیه و 24 ساعت و جزء باند به صورت پلیمریزه نشده به مدت 20 ثانیه، 300 ثانیه و 24 ساعت، و هر دو به صورت پلیمریزه شده به مدت 24 و 48 ساعت در رقت‌های مختلف در مجاورت سلول‌های فیبروبلاست لثه انسانی اولیه قرار رفتند.سمیت سلولی ترکیبات مورد مطالعه بـا آزمایشهای MTT، شمـارش سلولـی و DNA condensation مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت آنالیز آماری داده‌های حاصله، از آنالیز ANOVA دو طرفه برای داده‌های تکراری استفاده و 05/0p< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌‌ها: آزمایش MTT، نشان داد که سمیت AdheSE Bond پلیمریزه نشده، پس از 20 ثانیه مجاورت، تنها در رقت 1-10 اختلاف معنی‌داری با گروه کنترل داشت (001/0P<) و با افزایش زمان مجاورت به 300 ثانیه و 24 ساعت، بیشترین میزان سمیت به ترتیب در رقت‌های 3-10 و 4-10 مشاهده گردید. اثر سمیت سلولی پرایمرAdheSE به صورت پلیمریزه نشده، پس از 30 و 300 ثانیه مجاورت از رقت 2-10، و پس از 24 ساعت مجاورت از رقت 3-10 شروع شد و در رقت 1-10 به حداکثر میزان خود رسید. آزمایش MTT نشان داد که جزء باند AdheSE در حالت پلیمریزه شده در 24 ساعت در رقت‌های 1:2 (001/0P<)، 1:4 و 1:6 (01/0P<)، اختلاف معنی‌داری با گروه کنترل نشان داد، در حالی که در آزمایش شمارش سلولی، این اختلاف تنها در رقت 1:2 معنی‌دار بود (001/0P<). با انجام آزمایشDNA condensation مشخص شد که آپوپتوز (شکل مشخصی از مرگ سلولی به لحاظ مورفولوژیکی و بیوشیمیایی، که turnover سلولی را تنظیم می‌کند) در تمامی ترکیبات مورد مطالعه چه به صورت پلیمریزه نشده و چه به صورت پلیمریزه شده، کمتر از 5% کل مرگ سلولی رخ داده را به خود اختصاص داد.
نتیجه‌گیری: عامل باندینگ عاجی AdheSE در هر دو جزء خود دارای اثر سمیت سلولی بر روی سلول‌های فیبروبلاست لثۀ انسانی بود. میزان سمیت، با رقت، زمان مجاورت و پلیمریزاسیون ارتباط داشت. ضروری است که اجزاء سمی این ماده شناسایی شده و با موادی با سازگاری نسجی بهتر جایگزین شوند.


سید محسن هاشم نیا، صادق نوروزی نسب،
دوره 20، شماره 2 - ( 2-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: در درمان ریشه دندان باید میکروارگانیسم‌های داخل کانال تا حد زیادی حذف ‌شوند. به این منظور استفاده از داروهای داخل کانال به عنوان یکی از مهمترین مراحل قبل از پرکردن کانال مورد توجه می‌باشد. خمیر هیدروکسید کلسیم به علت خاصیت آنتی‌باکتریال و حلالیت بافتی یکی از متداول‌ترین داروهایی است که امروزه استفاده می‌شود. این پودر با مواد مختلفی ترکیب می‌گردد تا به خمیری قابل استفاده در داخل کانال ریشه تبدیل شود. زمانی که این ترکیب در مجاورت عاج دیواره کانال قرار می‌گیرد، تغییرات سطحی در عاج ریشه ایجاد می‌کند. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تغییرات میکروهاردنس عاج در مجاورت ترکیب هیدروکسید کلسیم با گلیسیرین، نرمال سالین و آب مقطر در مدت زمان 7 و 14 روز انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، 15 دندان تازه کشیده شده سانترال و کانین ماگزیلا انتخاب شدند. بعد از قطع تاج و پاکسازی کانال ریشه دندانها، نمونه‌های دندانی به صورت عرضی و از 3/1 میانی برش داده شد و در پایان 30 نمونه جهت انجام مطالعه فراهم گردید. نمونه‌های مورد مطالعه به صورت تصادفی به 3 گروه 10 تایی تقسیم و سپس در مجاورت ترکیب هیدروکسید کلسیم با سه حامل گلیسیرین، نرمال سالین و آب مقطر برای مدت زمان 7 و 14 روز قرار داده شدند. میکروهاردنس نمونه‌های مورد مطالعه با شرایط کاملاً یکسان و در مدت زمان 7 و 14 روز با استفاده از دستگاه ویکرز و با وارد ساختن نیروی 200 گرم به مدت 15 ثانیه اندازه‌گیری شد. داده‌ها توسط آنالیز واریانس داده‌های مکرر، T زوج، آنالیز واریانس یک طرفه و LSD بررسی و 05/0p< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: آنالیز آماری نشان داد که هر سه ترکیب باعث کاهش میکروهاردنس عاج می‌شوند. در مدت زمان 7 روز، میزان کاهش میکروهاردنس عاج متعاقب استفاده از ترکیب هیدروکسید کلسیم و گلیسیرین بیشتر از دو ترکیب دیگر بود، ولی در 14 روز میزان کاهش در میکروهاردنس عاج متعاقب استفاده از ترکیب هیدروکسید کلسیم و آب مقطر به طور قابل ملاحظه‌ای بیشتر بود.

نتیجه‌گیری: استفاده از ترکیبات هیدروکسید کلسیم به عنوان داروی داخل کانال باعث نرم شدن عاج دیواره کانال می‌شود. براساس نتایج مطالعه حاضر، استفاده از ترکیب هیدروکسید کلسیم با گلیسیرین در مدت زمان 7 روز و همچنین ترکیب هیدروکسید کلسیم با آب مقطر در مدت زمان 14 روز بیشترین تأثیر را در کاهش میکروهاردنس عاج نشان می‌دهد.


اسماعیل یاسینی، منصوره میرزایی، ایوب پهلوان، مریم قوام، معصومه حسنی طباطبایی، سکینه آرامی، حمید کرمانشاه، شیرین طباطبایی،
دوره 21، شماره 2 - ( 8-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از متداول‌ترین مواد ترمیمی مورد استفاده در کلینیک جهت پرکردگی دندان‌های پوسیده آمالگام می‌باشد ولیکن این ماده دارای معایبی نیز است. که مهم‌ترین آن عود پوسیدگی در اطراف ترمیم به علت ریزنشت بین ترمیم‌ و سطح دندان است. لذا هدف ازاین تحقیق بررسی و مقایسه ریزنشت ترمیم آمالگام باند شونده با استفاده از سه نسل دنتین باندینگ بود.

روش بررسی: در این مطالعه in vitro 40 دندان مولر و پرمولر سالم انسانی و فاقد هرگونه پوسیدگی انتخاب شده به چهار گروه ده تایی تقسیم شدند. حفرات کلاس II آمالگام در سطح مزیال یا دیستال دندان‌ها تعبیه شدند در سه گروه، از سه نوع ماده چسبنده به عاج از سه نسل مختلف به نام‌هایScotch Bond Multi Purpose، Single Bond،iBond استفاده شد و در گروه چهارم هیچ ماده‌ای بکار نرفت. سپس حفرات توسط آمالگام high copper اسفریکال، ترمیم شدند. پس از ترموسایکلینگ و قرار گرفتن در معرض فوشین بازی 5/0% به مدت 24 ساعت، دو برش مزیودیستالی عمود برسطح اکلوزال دندان در Box تهیه شده، توسط دیسک الماسی داده شد. مقاطع آماده شده در زیر Stereomicroscope با بزرگنمایی 25X جهت میزان نفوذ رنگ مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌های این مطالعه با استفاده از آزمونKruskal-Wallis و مقایسه چندگانه Scheffe مورد بررسی قرار گرفتند و 05/0>p به عنوان سطح معنی‌دار درنظر گرفته شد.

یافته‌ها: نتایج مطالعات به طور مقایسه‌ای نشان داد که گروه شاهد کمترین میزان ریزنشت را بطور معناداری از لحاظ آماری (05/0>p) و سپس گروه iBond و بعد از آن Scotch Bond MP و سپس Single Bond نشت کمتری را در زیر ترمیم آمالگام نشان دادند.

نتیجه‌گیری: در بین سه نسل مواد چسبنده به عاج iBond نقش مؤثرتری را در کاهش ریزنشت نشان داد.استفاده ازمواد چسبنده به عاج نقش مؤثری را درکاهش ریزنشت درترمیم‌های آمالگام ایفا ‌نکردند.


فرزانه شیرانی، محمدرضا مالکی‌پور، فایقه آقایی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: دندان‌های شکسته شده قدامی ‌را می‌توان با اتصال قطعه شکسته شده به ساختار باقیمانده دندان بازسازی نمود. این مطالعه تجربی آزمایشگاهی تأثیر زمان‌های مختلف خشک شدن و مرطوب‌سازی مجدد قطعه شکسته شده را قبل از باند شدن به دندان، بر روی نیروی لازم جهت شکست دندان‌های بازسازی شده با روش اتصال مجدد، مورد بررسی قرار داد.

روش بررسی: 108 عدد دندان ثنایای فک پایین انسانی جمع‌آوری و به 9 گروه 12تایی تقسیم گردیدند و سپس تحت شکست قرار گرفتند. قطعه شکسته شده دندان در درجه حرارت اتاق در هوای آزاد قرار گرفت و قسمت اپیکال باقیمانده دندان‌ها در آب غوطه ور شد. زمان قرارگیری در معرض هوا در گروه‌های 1، 2 و 3 سی دقیقه، برای گروه‌های 4 و 5 شش ساعت، در گروه‌های 6 و 7 بیست و چهار ساعت و در گروه‌های 8 و 9 سه روز در نظر گرفته شد. قطعات شکسته شده در گروه‌های 2، 4، 6 و 8 به مدت 30 دقیقه در آب غوطه‌ور شدند و زمان قرارگیری در آب برای گروه‌های 3، 5، 7 و 9 بیست و چهار ساعت در نظر گرفته شد و قطعه شکسته در گروه1 بدون مرطوب‌سازی مجدد مورد استفاده قرار گرفت. بعد از آن تمام قطعات شکسته شده موجود در این گروه‌ها به قسمت اپیکال مربوط به خود توسط عامل باندینگ و کامپوزیت با ویسکوزیته پایین باند گردیدند و متوسط نیروی لازم جهت شکست توسط یک ماشین تست مکانیکی اندازه‌گیری شد و با استفاده از تست‌های آماری one way ANOVA و Tukey مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: آنالیزهای آماری نشان دادند که در بین گروه‌های مختلف مطالعه اختلاف معنی‌دار وجود دارد (001/0p<). بیشترین و کمترین نیروی لازم جهت شکست به ترتیب مربوط به گروه‌های 3 و 8 بود و نیروی لازم جهت شکست در گروه1 با اختلاف معنی‌داری از گروه‌های 2، 3، 5، 7 و 9 پایین‌تر و از گروه‌های 4، 6 و 8 بالاتر بود. در حالیکه اختلاف معنی‌داری بین گروه‌های 3، 5، 7 و 9 همچنین گروه‌های 4، 6 و 8 وجود نداشت، نیروی لازم جهت شکست نمونه‌ها در گروه‌های 2، 3، 5، 7 و 9 با اختلاف معنی‌داری بیشتر از گروه‌های 4، 6 و 8 بود.

نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که نیروی لازم جهت شکست توسط قرارگیری قطعات شکسته شده در معرض هوا قبل از باندینگ تحت تأثیر واقع می‌شود. همچنین مشخص گردید که با افزایش زمان خشک شدن قطعات شکسته شده، نیروی لازم جهت شکست کاهش می‌یابد و بعد از مدتی ثابت باقی می‌ماند. این مطالعه نشان داد که برای افزایش استحکام اتصال بعد از قرارگیری در معرض هوا قطعات شکسته شده باید در آب نگهداری شوند و بهترین نتایج زمانی حاصل می‌شود که قطعه شکسته شده حداقل برای 24 ساعت در آب قرار گیرد.


مریم قوام، محمد عطایی، محمد ایمانی، محمد رشاد،
دوره 22، شماره 2 - ( 8-1388 )
چکیده

زمینه وهدف: علیرغم پیشرفت‌های صورت گرفته در زمینه ادهزیوهای دندانی، هنوز مقاومت، دوام و پایداری باند به عاج، چالشی است که با آن مواجه هستیم. بر مبنای مطالعات اخیر بنظر می‌رسد بررسی نقش مهار کننده‌های MMP در کمک به افزایش دوام بالینی باندینگ‌ها و کاهش لیکیج و دوام ترمیم‌ها از اهمیت بسزایی برخوردار باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر داکسی سایکلین بعنوان یک مهارکننده MMP بر درجه تبدیل (DC) یک ادهزیو آزمایشگاهی است.

روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی ادهزیوهای دندانی با مخلوط کردن داکسی سایکلین مونوهیدرات (با درصدهای وزنی 0، 25/0، 5/0 و 1) با مونومرها تهیه شد. ادهزیوهای دندانی به چهار گروه برحسب درصد داکسی سایکلین تقسیم شدند. مونومر چسب‌ها شامل 12% وزنی Bis-GMA، 10% وزنی TMPTMA، 28% وزنیHEMA  و 50% وزنی اتانول برای کلیه گروه بود.کمفورکینون و آمین بعنوان آغازگر نوری بکار گرفته شدند. DC تمام ادهزیوها توسط FTIR اسپکتروسکوپی اندازه‌گیری شد. تجزیه و تحلیل آماری نتایج با استفاده از آزمون‌های آماری one way ANOVA وTukey  انجام گرفت.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که درجه  تبدیل مونومر به پلیمر با افزودن مقادیر مختلف وزنی داکسی سایکلین به ادهزیو بطور معنی‌داری نسبت به گروه کنترل 0/0% تغییر نمی‌کند (p>0.05).

نتیجه‌گیری: افزودن مقادیر 25/0%، 5/0% و 1% داکسی سایکلین به ادهزیو آزمایشگاهی اثر سوء بر DC ندارد.


حمیدرضا عظیمی، نیما بخشعلیان، حسین شاهون،
دوره 22، شماره 2 - ( 8-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این مطالعه بررسی هیستولوژیک میزان تاثیر عاج هموژن دمینرالیزه (HDDM) دندان خرگوش به همراه غشاء محافظ کلاژن (Paroguide) در ترمیم دیفکت‌های ایجاد شده در استخوان پاریتال خرگوش و همچنین مقایسه آن با تاثیر کاربرد غشاء محافظ به تنهایی می‌باشد.

روش بررسی: مطالعه بر روی 6 خرگوش سفید نژاد نیوزلندی انجام گرفت. در استخوان پاریتال هر خرگوش دو دیفکت ایجاد شد که یکی توسط قطعات یک میلی‌متری عاج هموژن دمینرالیزه پر و توسط غشاء کلاژن محافظت شد (گروه مورد آزمایش) و دیفکت دیگر تنها توسط غشاء کلاژن حفاظت شد (گروه شاهد). خرگوش‌ها در فواصل زمانی 15، 30، 45، 60، 75 و 90 روزه کشته شدند و نمونه برداری از دیفتک‌ها انجام گرفت. داده‌ها توسط آزمون آماری
 pair-t testو 03/0=p بررسی شد.

یافته‌ها: در بررسی هیستومورفومتریک، میزان استخوان جدید ساخته ‌شده در گروه مورد آزمایش نسبت به گروه شاهد تفاوت آماری نشان می‌دهد. هیچ واکنش التهابی در گروه مورد آزمایش یا گروه شاهد دیده‌ نشد.

نتیجه‌گیری: عاج دمینرالیزه هموژن سازگاری نسجی داشته و باعث القاء استخوان ‌سازی در دیفکت‌ها شده است. در طی روند Remodeling، عاج دمینرالیزه جذب گردیده و جای خود را به استخوان تازه تشکیل می‌دهد. سرعت ترمیم استخوان در دیفکت‌های پر شده با HDDM بیشتر از گروه شاهد بود.


طاهره سادات جعفرزاده کاشی، محمد عرفان، الهیار نزادی نیاسر،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: استحکام برشی پیوند و میزان ریزنشت مهم‌ترین خواص دنتین باندینگ‌ها می‌باشد زیرا در اتصال کامپوزیت‌ به نسج دندانی نقشی اساسی دارد. ریزنشت باعث نفوذ عوامل باکتریال به توبول‌های عاجی و سطوح مینایی شده که حساسیت و عود پوسیدگی را به واسطه از دست رفتن ترمیم کامپوزیتی به دنبال خواهد داشت. استحکام برشی ناکافی پیوند، باعث شکست زودهنگام ترمیم در اثر حداقل نیروهای مضغی می‌شود. هدف اصلی از انجام این مطالعه مقایسه میزان ریز نشت و استحکام برشی باندینگ یک ادهزیو آزمایشگاهی با یک ادهزیو اسکاچ باند بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 60 دندان مولر بدون پوسیدگی برای تست باند برشی استفاده شد که به چهار گروه 15 تایی تقسیم گردید. متغیرهای این مطالعه، نوع باندینگ‌، مینا و عاج بودند. جهت تست ریزنشت از 20 دندان استفاده شد و به دو گروه 10 تایی تقسیم گردید. مراحل بر اساس استانداردISO TR 11405 اجرا گردید. داده‌ها پس از انجام نرمالیتی تست با استفاده از آزمون‌های پارامتریک و غیرپارامتریک مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. به علاوه توزیع Weibull بر روی داده‌ها صورت پذیرفت.
یافته‌ها: داده‌های تست ریزنشت و استحکام باند برشی اختلاف آماری معنی‌داری را بین دو گروه باند آزمایشگاهی و SbMP نشان ندادند (05/0>P) .ریزنشت در دو باندینگ بین سطوح اکلوزال و ژینژیوال از لحاظ آماری تفاوت معنی‌داری نداشت (05/0>P).
نتیجه‌گیری: باندینگ آزمایشگاهی نتایج قابل قبول و مشابه SbMP نشان داد. می‌توان نتیجه گرفت که باندینگ آزمایشگاهی دارای کیفیت کاربردی بالا و قابل مقایسه با مشابه تجاری آن است.


حسن ترابزاده، امیر قاسمی، فرحناز اسدیان، علیرضا اکبرزاده باغبان،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از انجام این تحقیق in-vitro بررسی اثر Multiple adhesive coating براستحکام باند ریز برشی و ریز سختی سطح باند شده عاج پس از کاربرد چهار ادهزیو Single Bond 2, One Step, One Step Plus و Single Bond بود.

روش بررسی: از 100 عدد دندان مولر سوم دیسک‌های عاجی بدست آمد. جهت انجام تست استحکام ریز برشی، 60 عدد از دیسک‌ها به صورت تصادفی به 4 گروه 15تایی تقسیم شدند و در هر گروه از یک نوع ادهزیو استفاده شد. در یک نیمه از دیسک 2 لایه و در نیمه دیگر 6 لایه ادهزیو بکار برده شد و پس از طی مراحل باندینگ، استوانه‌ای از کامپوزیت به ارتفاع 1 میلی‌متر بر هر نیمه دیسک قرار گرفت و سخت گردید. نیروی برشی با سرعت  mm/min5/0 تا نقطه شکست بر آن وارد شد. جهت تست ریز سختی 40 عدد دیسک عاجی باقیمانده به 4 گروه 10تایی تقسیم شدند و دیسک‌ها همانند گروه‌های باندینگ آماده گشتند. سختی سطح عاج باند شده با دستگاه ویکرز محاسبه شد. نتایج با استفاده از آزمون‌های آماری Two-way ANOVA و Tukey مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. خطای نوع اول آزمون 05/0 در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: بیشترین و کم‌ترین استحکام باند ثبت شده به ترتیب  MPa74/5 ± 49/29 (6 لایه One Step Plus) و MPa 83/4 ± 23/21 (2 لایه
One Step Plus) بود. در 4 نوع ادهزیو تنها در One Step Plus استحکام باند 6 لایه بطور معنی‌دار بیشتر از 2 لایه بود و در 3 نوع ادهزیو دیگر تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. بیشترین و کمترین سختی عاج ثبت شده به ترتیب  VHN34/8 ± 08/39 (2 لایه Single Bond) و VHN 98/5 ± 53/28 (6 لایه One Step Plus) بود. در هیچ کدام از ادهزیوها سختی عاج در 6 و 2 لایه تفاوت معنی‌دار نداشت. وجود فیلر در ادهزیو اثر معنی‌داری بر استحکام باند نداشت در صورتیکه بطور معنی‌داری باعث کاهش سختی عاج باند شده گردید. همچنین نوع حلال ادهزیو اثر معنی‌داری بر استحکام باند داشت و استحکام باند در ادهزیوهای محتوی استن بیشتر از ادهزیوهای حاوی اتانل بود. در مقابل سختی ادهزیوهای حاوی اتانل بطور معنی‌داری بیشتر از ادهزیوهای حاوی استن بود.

نتیجه‌گیری: تعداد لایه‌های ادهزیو اثری بر استحکام باند ریز برشی و سختی سطح عاج نداشت و بیشتر وابسته به نوع ادهزیو بر اساس نوع فیلر و حلال آن بود.


مریم قوام، سکینه آرامی، محمد رشاد، محمد ایمانی، محمد عطایی، منصوره میرزایی، اسماعیل یاسینی، معصومه حسنی طباطبایی، ایوب پهلوان، حمید کرمانشاه،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: علیرغم پیشرفت‌های صورت گرفته در زمینه ادهزیوهای عاجی، هنوز مقاومت، دوام و پایداری باند به عاج چالشی است که با آن مواجه هستیم. بر مبنای مطالعات اخیر به نظر می‌رسد بررسی نقش مهار کننده‌های ماتریکس متالوپروتئینازها (MMP) در کمک به افزایش دوام بالینی باندینگ‌ها و کاهش لیکیج و دوام ترمیم‌ها از اهمیت بسزایی برخوردار باشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان و نحوه رهایش داکسی سلیکلین از ادهزیو آزمایشگاهی حاوی
داکسی سایکلین بود.

روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی نمونه‌های حاوی دارو در دو درصد مختلف بارگذاری شامل 25/0 و 5/0 درصد وزنی از داروی داکسی سایکلین تهیه شدند. نمونه‌ها در قالب‌های استوانه‌ای شکل به قطر 12 میلی‌متر و ضخامت تقریبی 2 میلی‌متر پخت شدند. مونومر چسب‌ها شامل 12% وزنی Bis-GMA، 10% وزنی TMPTMA، 28% وزنیHEMA  و 50% وزنی اتانول برای کلیه گروه بود. کمفورکینون و آمین بعنوان آغازگر نوری بکار گرفته شدند.

یافته‌ها: افزودن 25/0 و 5/0درصد وزنی داکسی سایکلین به ادهزیو رهایش خطی را در هر دو گروه نشان داد. با بارگذاری بیشتر، رهش بیشتر شد و در طول زمان مطالعه ادامه داشت.

نتیجه‌گیری: رهش داکسی سایکلین از ادهزیو آزمایشگاهی مشاهده شد. اما مطالعات بیشتر در این زمینه می‌تواند کمکی در جهت تولید سیستم‌های ادهزیو بادوام کلینیکی بیشتر باشد.


فریماه سرداری، مرجانه قوام نصیری، نسرین امینی، برهمن سبزواری،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی آزمایشگاهی استحکام باند برشی آمالگام به عاج با استفاده از 4 سیستم چسبنده عاجی بود.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 100 عدد دندان مولر انتخاب و پس از حذف مینا قرصی از عاج به ضخامت 3 میلی‌متر به دست آمد. هشتاد مورد از این قطعات با استفاده از آمالگام و 4 سیستم چسبنده (20=n) به ترتیب: گروه 1: Scotch Bond Multi-Purpose؛ گروه 2: One Coat Bond؛ گروه 3: PQ1 و
گروه 4: Panavia-F و 20 مورد با استفاده از آمالگام و وارنیش ترمیم شدند. سپس نمونه‌ها پس از ترمیم به مدت 24 ساعت در انکوباتور 37 درجه سانتی‌گراد قرار گرفتند و درنهایت استحکام باند برشی به روش Push out‌ اندازه‌گیری شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون‌های One Way ANOVA و Duncan مورد آنالیز قرار گرفتند.
یافته‌ها: میانگین استحکام باند برشی در گروه 1 معادل 9/8±03/21، در گروه 2 معادل 9±47/23، در گروه 3 معادل 8/8±16/13، در گروه 4 معادل 9/8±07/20 و در گروه 5 معادل 7/8±15/14 مگاپاسکال به دست آمد. نتایج آزمون آنالیز واریانس یک‌ طرفه نشان داد که بین گروه‌های تحت مطالعه تفاوت معنی‌دار آماری وجود داشت که براساس آزمون Duncan این تفاوت بین گروه‌های 1 و 3 (008/0P=)، گروه‌های 1 و 5 (019/0P=)، گروه‌های 2 و 5 (0008/0P=)، گروه‌های 4 و 3 (018/0P=) و گروه‌های 4 و 5 (042/0P=) از نظر آماری معنی‌دار بود.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که استحکام باند برشی در دندان‌هایی که توسط مواد ترمیمی و One Coat Bond به عنوان سیستم چسبنده ترمیم شده‌اند بیشتر از سایر سیستم‌های چسبنده بوده است.


علیرضا دانش کاظمی، عبدالرحیم داوری، سید مجید موسوی نسب، احسان گراوند،
دوره 25، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده مجدد از میکروبراش ممکن است بر روی استحکام باند ریزکششی ادهزیو به عاج تاثیر بگذارد. هدف از این مطالعه ارزیابی استفاده مجدد از میکروبراش روی استحکام باند ریزکششی ادهزیو به عاج بود.

روش بررسی: 30 دندان مولر انسان جمع‌آوری و مینای سطح اکلوزال آن‌ها حذف شد، تا عاج سطحی اکسپوز شود. عاج سطحی اچ، شسته و با پوار هوا خشک شد به طوریکه عاج کاملاً خشک نشود. سپس دندان‌ها براساس تعداد دفعات استفاده از میکروبراش به دو گروه تقسیم شدند: گروه اول: استفاده از میکروبراشی که قبلأ استفاده نشده بود. گروه دوم: استفاده از میکروبراشی که قبلأ دو بار استفاده شده بود.  باندینگ (FGM, Brazil) Ambar طبق دستور کارخانه و با استفاده از میکروبراش‌هایی که در بالا ذکر شد روی سطح عاج اچ شده به کار برده شد و تاج دندان‌ها با استفاده از کامپوزیت (FGM, Brazil) Llis بازسازی شد. سپس دندان‌ها در جهت باکولینگوال و در مقاطع 1 میلی‌متر برش داده شدند و سپس 50 نمونه به شکل ساعت شنی از30 دندان تهیه شد،به طوریکه هر گروه شامل 25 نمونه بود نمونه‌ها توسط دستگاه  MTD500 (SD Mechatronic, Germany) تحــت آزمون استحکام باند ریزکششی قرار گرفتند. نتایج توسط آزمون آماری T-test بررسی شد.

یافته‌ها: میانگین استحکام باند ریزکششی در گروه دوم برابر 06/9±61/23 مگاپاسکال و در گروه اول 18/7±49/30 مگاپاسکال بود که اختلاف معنی‌داری بین این دو گروه وجود داشت (005/0=P).

نتیجه‌گیری: هر میکروبراش نباید جهت ترمیم بیش از یک حفره استفاده شود.


علیرضا دانش‌کاظمی، عبدالرحیم داوری، مجید موسوی نسب، علیرضا زاهدی‌فر،
دوره 26، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: امروزه استفاده از سیستم‌‌های چسباننده، بخش عمده‌ای از اعمال دندانپزشکی ترمیمی را تشکیل می‌دهند. حلال باقی‌مانده در روی عاج بر روند باند مؤثر است. هدف از این مطالعه ارزیابی اثر زمان‌‌های مختلف خشک کردن ادهزیو با هوا بر استحکام باند ریزکششی Singlebond و کامپوزیت به عاج بود.

  روش بررسی: 15 دندان مولر سوم سالم انتخاب شدند. سطح اکلوزال دندان‌ها تا رسیدن به سطح صاف از عاج تراشیده شد. پس از آن براساس تبخیر حلال دندان‌ها به 5 گروه تقسیم شدند. پس از اچ نمودن به مدت 5 ثانیه و شستشو به مدت 15 ثانیه، دندان‌‌ها به مدت 3 ثانیه خشک شدند. سپس
Singlebond (3M) با زمان تبخیر حلال (0 و 2 و 5 و 10 و 30 ثانیه) استفاده و کیور شد. پس از قرار دادن و کیورینگ کامپوزیت Saremco
(Microhybrid low shrinkage /Switzerland) و 500 مرتبه ترموسایکل، دندان‌‌ها به مقاطع mm2 1 بریده و شکل ساعت شنی ایجاد شد. سپس نمونه‌ها تحت تأثیر آزمون استحکام باند ریزکششی تا زمان شکست قرار گرفته و یافته‌ها توسط آزمون‌‌های آماری ANOVA و Bonferroni بررسی شد.

  یافته‌‌‌ها: آزمون‌‌های آماری حاکی از اختلاف معنی‌دار بین قدرت اتصال باند بین گروه‌ها بود (002/0 P = ). میانگین استحکام باند ریزکششی برای گروهی که در آن 2 ثانیه تبخیر حلال صورت گرفت بیشترین و برای گروه 30 ثانیه کمترین مقدار بود.

  نتیجه‌گیری: در باندینگ Singlebond مناسب‌ترین زمان برای تبخیر حلال، کمترین زمان توصیه شده توسط کارخانه سازنده است که در آن استحکام باند ریزکششی حداکثر می‌باشد و با تبخیر بیشتر و یا کمتر استحکام باند به طور معنی‌داری کاهش می‌یابد.


نینا رهشناس، محمد حسن سالاری، سیده مریم کوکبی صالحی، مهشاد محبی،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: بیشترین علت عدم موفقیت کلینیکی درمورد کاربرد پست‌های فایبر در دندان‌های اندو شده، دباند شدن پست از عاج دندان می‌باشد. نوع سمان مصرفی و قدرت چسبندگی آن در کیفیت باندینگ تأثیر مستقیم دارد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر دو نوع سمان رزینی Starfill 2B Danvilleو سمان Panavia F2 Kuraray برگیر پست فایبر با عاج در شرایط in vitro انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی، تعداد 20 عدد دندان پرمولر اندو شده تک کاناله فک پایین تهیه گردید. دندان‌ها به طور تصادفی به 2 گروه A و B تقسیم شدند. پست‌ها در گروه اول با سمانStarfill 2B Danville و در گروه دوم با سمانPanavia F2 Kuraray سمان شدند. پس از مانت دندان‌ها در آکریل شفاف هر نمونه به 2 نمونه 4 میلی‌متری تقسیم شد. سپس Push-out test توسط دستگاه ZwickRoell Z050 انجام شد. نتایج با آزمون آماری T-test آنالیز و مورد قضاوت آماری قرار گرفت.

یافته‌ها:استحکام باند Starfill 2B Danville و Panavia F2 Kuraray به ترتیب (11/12±16/48) و (16/9±44/61) مگاپاسکال بود. بین گیر و استحکام باند برشی سمانStarfill 2B Danville و Panavia F2 Kuraray اختلاف معنی‌داری وجود داشت (P<0.05).

نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد نوع سمان بر میزان گیر و استحکام باند تأثیر دارد. اگر در سمان کردن پست فایبر از سمان Panavia F2 Kuraray استفاده کنیم، گیر و استحکام باند بیشتری نسبت به سمان Starfill 2B Danville با عاج خواهیم داشت.


زینب کدخدا، سحر رفیعی چوکامی، اعظم حسینی،
دوره 30، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش حساسیت سرویکالی دندان  (Cervical tooth hypersensitivity (CTH))به صورت یک درد تیز کوتاه مدت تعریف می‌شود که در عاج اکسپوز به محیط دهان رخ می‌دهد. هدف از این مطالعه ارزیابی کارایی خمیر دندان ضدحساسیت حاوی پتاسیم نیترات (Sensodyne®) در از بین بردن CTH، با کاربرد موضعی و یا به صورت خمیر دندان می‌باشد.

روش بررسی: 36 بیمار پریودنتال که پس از درمان جرمگیری مبتلا به CTH شده بودند وارد این مطالعه شدند. آن‌ها به صورت تصادفی به سه گروه - I مسواک زدن دندان بدون خمیردندان، - II استفاده موضعی از خمیردندان حاوی نیترات پتاسیم 5%،- III  مسواک زدن با خمیردندان حاوی نیترات پتاسیم %5 وارد شدند. ارزیابی CTH توسط محرک‌های سرما و تبخیری (با استفاده از اسپری آب و هوا)، در ابتدا، یک، سه و شش هفته پس از درمان انجام شد. جهت مقایسه تغییرات میزان درد در طول زمان، بدلیل وجود اثر متقابل بین متغیر گروه های مورد مطالعه و زمان، از آنالیز واریانس یک طرفه در هر مقطع زمانی استفاده شد. با توجه به اختلاف واریانس بین گروه‌ها برای مقایسه دو به دوی گروه‌ها از آزمون Dunnett T3 استفاده گردید.

یافته‌ها: در طول مدت مطالعه، هیچ عوارض جانبی مشاهده نشد. در هر سه گروه، درد به تدریج کاهش یافت. استفاده موضعی از خمیردندان مطلوب‌ترین اثر را بر CTH داشت به طوری که وقتی با گروه اول مقایسه شد درصد کاهش درد به لحاظ آماری معنی‌دار بود (03/0P=).

نتیجه گیری: استفاده موضعی از خمیردندان حاوی نیترات پتاسیم 5% به عنوان یک عنصر ضد حساسیت یک انتخاب خوب برای درمان CTH است.


راهله السادات میرسیفی نژاد نائینی، علیرضا دانش کاظمی، فهیمه شفیعی،
دوره 31، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش حساسیت دندانی یکی از مشکلات شایع در دندانپزشکی است. یکی از مکانیسم‌های درمان آن مسدود کردن توبول‌های عاجی است. هدف از این مطالعه مقایسه میانگین میزان بسته شدن توبول‌های عاجی تحت تأثیر دو خمیردندان حاوی هیدروکسی آپاتیت کربناته نانو ساختار و حاوی فلوراید با استفاده از SEM (scanning electron microscope) بود.
روش بررسی: مینای جینجیوالی قسمت باکالی تاج 42 دندان سالم پرمولر ماگزیلا حذف و از عاج اکسپوز شده قطعه 3×3 میلی‌متری تهیه گردید. نمونه‌ها پس از اچ، با آب مقطر شسته و به صورت تصادفی به 6 گروه تقسیم شدند. 3 گروه با خمیردندان هیدروکسی آپاتیت کربناته نانو ساختار و 3 گروه دیگر با خمیردندان Colgate، به مدت 3، 7 و 14 روز مورد مداخله قرارگرفتند. نمونه‌ها با SEM به منظور بررسی وضعیت توبول‌های عاجی طبق شاخص Hulsmann توسط دو محقق بررسی شدند. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS23 و آزمون آماری kruskal-wallis بررسی گردید. حد معنی‌داری معادل 05/0 در نظرگرفته شد.
یافته‌ها: میزان مسدود شدن توبول‌های عاجی در درمان با دو خمیردندان تفاوت معنی‌داری نشان داد، به طوری که این میزان در خمیردندان هیدروکسی آپاتیت بیشتر از فلوریده بود که به ترتیب (000/0، 004/0، 024/0P=) می‌باشد. بین درمان 3، 7 و 14 روزه خمیردندان هیدروکسی آپاتیت تفاوت معنی‌دار وجود نداشت (537/0، 069/0، 230/0P=).
نتیجه‌گیری: توان مسدود کردن توبول‌های عاجی در خمیردندان هیدروکسی آپاتیت کربناته نانو ساختار در مدت زمان کوتاه بیش از خمیر دندان Colgate است.

پریسا نوحی، محمد جعفر عبدخدائی، محمد حسین نکوفر، پاول دامر،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: نکروز پالپ در دندان‌های نابالغ رشد ریشه را مختل و دندان‌ها را مستعد شکستگی می‌کند. اندودنتیکس بازساختی روش درمانی جدیدی را ارائه می‌دهد که به موجب آن پالپ از دست رفته می‌تواند با بافتی تازه تشکیل شده با عملکرد شبیه بافت اولیه طبیعی جایگزین شود. بسیاری از مطالعات بالینی پتانسیل این استراتژی را در تکامل ریشه و بسته شدن آپیکال نشان داده‌اند. با این حال، نتایج بالینی وابسته به متغیرهای متعدد و غیر قابل پیش بینی هستند. توسعه پروتکل‌های قابل پیش ‌بینی از طریق تعامل سه عنصر اساسی مهندسی بافت، یعنی داربست، سلول‌های بنیادی و مولکول‌های سیگنال ‌دهی به دست می‌آید. به علاوه نحوه آماده سازی فضای درونی ریشه و نوع زیست ماده استفاده شده در بخش تاجی، به موفقیت بالینی این روش درمانی کمک می‌کنند. در پژوهش پیش رو، پیشرفت‌های اخیر در رویکردهای مبتنی بر مهندسی بافت برای بازساخت کمپلکس پالپ/عاج همراه با مزایا و محدودیت‌های آن‌ها مورد بحث قرار می‌گیرد.

مریم سعادت، مرضیه مرادیان، زهرا اکبری، پریسا قدرتی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: استحکام باند ترمیم مستقیم کامپوزیت به عاج تحت تأثیر پوسیدگی C‏aries Affected (Dentin) یک موضوع چالش برانگیز است. آماده سازی عاج با عامل آنتی باکتریال روشی برای ایجاد ترمیم چسببنده بادوام است. هدف از این مطالعه بررسی اثر کورکومین حساس به نور (Curcumin photosensitizer) بر استحکام باند ادهزیو یونیورسال به عاج تحت تأثیر پوسیدگی (CAD) بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی، 44 دندان مولر انسانی پوسیده انتخاب شدند. پس از برداشتن مینا و عاج سطحی توسط اره خنک شده با آب، عاج پوسیده میان تاجی توسط محلول آشکار ساز پوسیدگی رنگ آمیزی گردید. عاج عفونی سبزرنگ و نرم حذف شد. عاج CAD و سخت و سالم اطراف باقی گذاشته شد. سپس سطح عاجی باقیمانده توسط کاغذ سیلیکون کارباید 600 گریت پالیش شد. نمونه‌ها به دو گروه (22n=) تقسیم شدند: گروه پیش درمانی عاج توسط کورکومین و گروه عدم پیش درمانی عاج توسط کورکومین (کنترل). هر گروه بر اساس روش استفاده از ادهزیو All-Bond Universal
(Bisco, USA) (روش اچ و شستشو، روش سلف اچ) به دو زیر گروه تقسیم شدند. پس از قرار دادن کامپوزیت Aelite All Purpose Body (Bisco, USA)، تمامی نمونه‌ها در دستگاه تست یونیورسال برای تست استحکام باند ریزبرشی (µSBS) قرار گرفتند. حالت شکست سطوح جدا شده زیر استریومیکروسکوپ ارزیابی شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری از آنالیز ANOVA  دو طرفه استفاده شد.
یافته‌ها: بر اساس نتایج به دست آمده، مداخله در روش کاربرد ادهزیو و پیش درمانی سطحی با کورکومین تأثیر معنی‌ داری بر استحکام باند نداشت. همچنین تفاوت معنی داری در استحکام باند گروه کورکومین در هر دو حالت باادهزیو اچ و شستشو و سلف اچ (MPa 52/48±4/11SE= MPa, 56/27±3/11SE=) مشاهده نشد(847/0=P). در گروه بدون کورکومین نیز تفاوت معنی داری بین دو حالت مخثلف ادهزیو دیده نشد(187/0=P).
نتیجه گیری: نتایج به دست ‌آمده در مطالعه حاضر نشان داد که پیش درمانی عاج تحت تأثیر پوسیدگی با کورکومین حساس به نور وهمچنین، کاربرد یونیورسال ادهزیو با روش اچ وشستشو و یا سلف اچ هیچ تاثیری بر استحکام باند ریزبرشی ترمیم کامپوزیت به عاج ندارد.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb