بیان مسأله: امروزه کنترل عفونت یکی از اصول حرفهای کار دندانپزشکی است و کمتر کسی در مورد ضرورت آن تردید دارد؛ بهعلاوه تمامی وسایل و دستگاههای دندانپزشکی میتوانند به عنوان منبع بالقوه انتقال عفونت محسوب شوند.
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان آلودگی تعدادی از مواد یک بار مصرف دندانپزشکی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی- توصیفی، چهار ماده مصرفی (رول پنبه، گوتاپرکا، سرساکشن و کارپول) به صورت تصادفی و با محیط کشت انتقالی (تریپتونسویبرات) انتخاب و پس از 24 ساعت قرار دادن در انکوباتور به سه محیط کشت افتراقی (مککانکی، شوکلات آگار، بلادآگار) منتقل شدند؛ پس از 24 ساعت، در صورت رشد کلنی، از باکتری به دست آمده، به شیوه رنگآمیزی gram لام تهیه شد و مورد مطالعه قرار گرفت. این بررسی به مدت 17 هفته به صورت نمونهگیری زمانبندی شده انجام شد.
یافتهها: تمام سرساکشنها، آلوده به باکتری باسیلوس سرئوس بودند. رول پنبهها در مجموع 2 مورد آلودگی باسیلوس سرئوس، 2 موردکوکسی گرم مثبت گوگلاز منفی (اپیدرمیدیس)، 1 مورد استرپتوکوک ویریدانس و 1 مورد آنتریوباکتر گروه A را نشان دادند؛ کارپولها 1 مورد آلودگی به استافیلوکوک اپیدرمیدیس و 2 مورد استرپتوکوک ویریدانس داشتند؛ در 2 مورد آلودگی به باسیلوس سرئوس در گوتاپرکاها مشاهده شد.
نتیجهگیری: بر اساسا نتایج این مطالعه، بیشترین میزان آلودگی مواد مصرفی دندانپزشکی در سرساکشن مشاهده شد؛ همچنین آلودگی با باسیلوس سرئوس بیش از سایر موارد بود.
بیان مسأله: آلودگی سطح عاج به خون در حین ترمیم دندانها میتواند استحکام اتصال مواد چسبنده به عاج را تحت تأثیر قرار دهد. روشهای مختلف پاکسازی خون نیز ممکن است تأثیر آلودگی را از بین ببرد و استحکام اتصال را افزایش دهد. هدف: مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر آلودگی خون بر استحکام باند برشی کامپوزیت و کامپومر به عاج با استفاده از ادهزیو
Promt L-Pop و مؤثر بودن اصلاحسازیهای مختلف سطح بر روی استحکام باند انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، سطح عاج اکلوزالی 120 دندان مولر سالم انسان با سنبـاده grit600 سائیـده شد؛ نمونهها به 5 گروه12 تایی (گروههای F1-F5) برای کامپومر و 5 گروه12تایی (گروههای Z1-Z5) برای کامپوزیت تقسیم شدند. پس از کاربرد ماده ادهزیو (3M -ESPE USA) Prompt L-Pop بر سطح عاجی تمام نمونهها، سطح آماده شده، به جز در مورد گروههای F1 و Z1 (شاهد) به خون تازه انسانی آغشته شد؛ نمونههای گروههای F2 و Z2 تحت هیچ عملیاتی قرار نگرفتند. نمونهها در گروههای F3 و Z3 با آب شسته شدند؛ در گروههای F4 و Z4 شستشو با آب انجام و از ادهزیو نیز استفاده شد؛ نمونههای گروههای F5 و Z5 با هیپوکلریت سدیم شسته شدند و برای آنها مجدداً از ادهزیو استفاده شد. با استفاده از قالبهای پلاستیکی، مواد ترمیمی کامپومر و کامپوزیت به ترتیب بر سطح عاجی آماده شده گروههای مختلف F و Z قرار داده و سخت شدند. پس از اعمال چرخههای حرارتی، استحکام اتصال، نوع شکست و مورفولوژی، فصل مشترک ماده ترمیمی و عاج مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات جمعآوری شده با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل واریانس عاملی، تحلیل واریانس یکطرفه، دانکن، t-student و Chi-Square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. 05/0P به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: ماده ترمیمی کامپومر به طور معنیداری استحکام باند بالاتری در مقایسه با کامپوزیت نشان داد (001/0P<). در گروههای کامپومر به جز تفاوت بین دو گروه F4 و F5 تفاوت بین تمام گروهها به طور دوبه دو معنیدار بود. در گروههای کامپوزیتی به جزتفاوت بین دوگروه Z1 وZ4 و همچنین بیندوگروه Z2 و Z3 تفاوت بین بقیهگروهها، به طور دوبهدو معنیدار بود. فروانی نوع شکست در گروه کامپومر 8/44% ادهزیو و 2/52% mixed و در کامپوزیت 60% ادهزیو و 40% mixed بود.
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه حاضر نشان داد که استحکام اتصال به عاج در ماده ترمیمی کامپومر به طور کلی و بخصوص بعد از شستشوی سطح با آب به طور مشخص بیش از کامپوزیت است. آلودگی سطح با خون باعث کاهش مشخص استحکام باند در هر دو ماده میگردد. شستنخون با آب و استفاده مجدد ادهزیو، استحکام باند کامپوزیت را به حد گروه شاهد و در کامپومر به طور مشخص به بیش از آن میرساند. شستن خون با هیپوکلریت سدیم و استفاده مجدد ادهزیو، استحکام باند هر دو ماده را به طور مشخص به بیش از گروه شاهد افزایش میدهد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی 21 دندان پرمولر سالم انسان که به منظور درمان ارتودنسی کشیده شده بودند، انتخاب و یک شیار استاندارد V شکل در سطوح باکال و لینگوال دندانها ایجاد گردید. سطوح باکال و لینگوال به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. در گروه کنترل، سیلانت بدون هیچگونه آلودگی بزاق کیور گردید. در گروه آزمایش، قبل از کیور کردن سیلانت دندان به مدت 10 ثانیه درون بزاق مصنوعی، غوطهور و سپس کیور شد. نمونهها بعد از ترموسایکلینگ، درون محلول فوشین 2% به مدت 24 ساعت غوطهور شدند. تمامی دندانها به وسیله یک دیسک الماسی در جهت باکو - لینگوالی برش داده شدند و در زیر استریومیکروسکوپ، به منظور تعیین میزان ریزنشت و نفوذ دای، بررسی شدند. آزمونهای گلموگروف- اسمیرنوف، t- استودنت زوجی، رتبه علامتدار ویلکاکسون برای تحلیل نتایج استفاده شد و 05/0> p به عنوان سطح معنیدار درنظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین 821 میکرون ریزنشت در گروه آزمایش و 630 میکرون در گروه کنترل مشاهده شد. بررسیهای آماری تفاوت معنیداری را میان میانگین میزان ریزنشت در دو گروه کنترل و آزمایش، نشان نداد (133/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه آلوده شدن دندانها به بزاق قبل از کیور شدن رزین، تأثیری بر میزان ریزنشت نداشته و نیازی به حذف سیلنت کیور نشده و تکرار مراحل سیلنت تراپی ندارد.
روش بررسی: دو نوع ماده MTA سفید (W) و خاکستری (G) در سه گروه بدون آلودگی (NC)، آلودگی سطح ماده با خون (BC) و اختلاط ماده با خون (MB) قرار گرفتند. در گروه بدون آلودگی مواد طبق دستور کارخانه سازنده آماده شدند. در گروه آلودگی سطحی بعد از آمادهسازی مواد طبق دستور کارخانه، سطح آنها به مدت 4 روز در تماس با خون قرار گرفت. در گروه سوم مواد به جای اینکه با آب مقطر آماده شوند با خون مخلوط شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که بیشترین میزان ریزسختی مربوط به گروه WNC (4/11±9/59) و کمترین ریزسختی مربوط به گروه GMB (8/7±45/18) بود. در نهایت نتایج حاصل توسط آزمون آماری post hoc Tamhane، one-way ANOVA و آزمون t-test آنالیز شد. در بررسی تأثیر آلودگی با خون بر روی ماده تفاوت بین سه گروه NC، BC و MB در مورد هر دو نوع MTA سفید و خاکستری از نظر آماری معنیدار بود (001/0>p). اختلاف دو نوع MTA سفید و خاکستری در گروههای بدون آلودگی (001/0>p) و گروههای آلودگی سطحی با خون (WBC و GBC) از نظر آماری معنیدار بود (043/0=p).
نتیجهگیری: در نهایت با توجه به نتایج این مطالعه توصیه میشود هنگام استفاده از هر دو نوع MTA سفید و خاکستری بهتر است از آلودگی ماده با خون جلوگیری شود.
روش بررسی: در این مطالعه بالینی 63 دندان از 35 دانشآموز 6-8 سال دارای دندانهای مولر اول دایمی تازه رویش یافته و سالم فک بالا انتخاب و به دو گروه تقسیم شدند. دریک گروه، عامل باندینگ Single Bond و در گروه دیگر SE Bond مورد استفاده قرار گرفت. با توجه به تازه رویش یافته بودن دندان و تماس ناحیه دیستوپالاتال با شیار لثه و عدم امکان ایزولاسیون این ناحیه، شیاردیستالی دندانها آلوده و ناحیه مزیالی که به خوبی قابلیت ایزولاسیون داشت، ایزوله محسوب گردید. درهر گروه پس از اچینگ، دندان یک سمت فیشورسیلانت و دندان سمت دیگر بعدازاستفاده ازعامل باندینگ فیشورسیلانت شد. لذا چهار گروه آلوده/ باند، ایزوله/ باند، آلوده/ کنترل و ایزوله/ کنترل برای هر نوع عامل باندینگ بوجودآمد. در معاینات 3، 6 و 12 ماهه نتایج درمان به صورت موفقیت و شکست بررسی و توسط آزمونهای Mc Nemar، Chi-square وCochran آنالیزشد.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که: 1- آلودگی به طور معنیداری باعث افزایش میزان شکست فیشورسیلانت میشود 2-(05/0>p) استفاده ازاین دو عامل باندینگ میزان موفقیت فیشور سیلانت را به طور معنیداری افزایش میدهد 3-(05/0>p ) استفاده ازاین دوعامل باندینگ میزان موفقیت فیشور سیلانت دندان آلوده را حتی از مواردی که دندان به طور ایزوله فقط فیشور سیلانت شده است، بیشتر افزایش میدهد4- (05/0>p) درمینای آلوده نتایج استفاده ازSE Bond نسبت به Single Bond درتمام طول تحقیق بهتربود (05/0>p)، درحالیکه در شرایط ایزوله نتایج استفاده از Single Bond بهتر بود (05/0>p).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه استفاده ازاین دو عامل باندینگ در درمان فیشور سیلانت را چه در موارد ایزوله و چه آلوده توصیه مینماید. بعلاوه به نظر میرسد SE Bond حساسیت کمتری نسبت به آلودگی نشان میدهد.
روش بررسی: 40 دندان انسیزور دائمی کشیده شده و سالم انتخاب شدند و سطح مینایی دندانها با یک ژل اسید فسفریک به مدت 20 ثانیه اچ شده و به مدت 30 ثانیه با جریان آب شسته و تا رسیدن به سطح گچی خشک شدند. در این مرحله دندانها به صورت تصادفی به 4 گروه درمانی 10تایی تقسیم شدند:
1- سیلنت نوری Deguseal از کارخانه Degussa برروی سطح مینا اچ شده به عنوان گروه کنترل قرار گرفت.
2- سطح اچ شده با یک لایه بزاق و سپس پرایمر و سیلنت نوری پوشانده شد و پس از 10 ثانیه پرایمر، Scotchbond Multe-Purpose از کارخانه 3M برروی سطح قرار گرفت و با پوار هوا پخش شد، سپس سیلنت نوری بکار رفت.
3- سطح اچ شده با برس مویی آغشته به آب مرطوب گشته و سپس پرایمر پوشانده شد و سیلنت نوری بکار رفت.
4- سیلنت روی مینای اچ شده و آلوده به بزاق و رطوبت بکار رفت. سپس کلیه دندانها طی مراحلی جهت مشاهده توسط SEM آماده شدند. در بزرگنمایی
1400 ´در 4 ناحیه به صورت تصادفی تگها شمارش گشتند. تجزیه و تحلیل دادهها توسط آنالیز واریانس یک طرفه انجام شد.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که پرایمر سبب نفوذ سیلنت در دندانهای آلوده به بزاق شد، ولی تگها از نظر تعداد و شکل قابل قیاس با گروه شاهد نبودند (001/0P<). در گروهی که پرایمر در سطح مرطوب بکار رفت، تگها شکل منظم داشته و از نظر تعداد نیز با گروه شاهد برابری میکردند (05/0P>). درصورت کاربرد سیلنت روی سطح مینای آلوده تگ رزینی تشکیل نشد.
نتیجهگیری: کاربرد پرایمر تا حدودی حساسیت سیلنت را به آلودگی بزاق کاهش میدهد ولی تعداد و شکل تگها تغییر مییابد و تعداد تگها کم میشود. بنابراین هنگامی که ایزولاسیون دقیق امکان پذیر نیست، کاربرد پرایمر تاحدی سودمند است اما ایزولاسیون در مورد سیلنت تراپی تأکید میشود.
| صفحه 1 از 1 |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی میباشد.
طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by: Yektaweb

