جستجو در مقالات منتشر شده


12 نتیجه برای آلیاژ

نیره رشیدان، حمید جلالی،
دوره 12، شماره 3 - ( 7-1378 )
چکیده

بررسی قدرت استحکام باند بین سطح فلز آماده شده و مینای دندان در Resin-bonded fixed partial dentures از موضوعات مهم در این نوع رستوریشن ها بوده که محققین زیادی به آن صورت In vivo و In vitro پرداخته اند. در این تحقیق استحکام باند برشی نمونه ای فلزی از آلیاژ Rexillium III به مینای دندان با استفاده از سه سیستم باندینگ Panavia Ex و Mirage FLc و سیستم کامپوزیت Marathon V بررسی شد. تعداد 30 نمونه فلزی آماده و به سه گروه 10 تایی تقسیم گردید؛ سپس هر گروه با یکی از سیستمهای فوق به مینای دندان مولر باند شد. نمونه های تهیه شده پس از نگهداری در آب (37 درجه سانتیگراد) به مدت 48 ساعت، در دستگاه اینسترون در معرض نیروی برشی قرار گرفتند. آنالیز واریانس نشان داد که تفاوت معنی داری بین میانگین سه گروه وجود دارد و آزمون بررسی تک تک تفاوتها، تفاوت معنی داری را بین گروههای باند شده با Mirage Flc Panavia Ex و Marathon V نشان داد. در این تحقیق مشخص شد که حداکثر قدرت باند مربوط به Panavia Ex است و پس از آن، Mirage FLc از استحکام خوبی برخوردار بود. سیستم Marathon v همراه با سیستم باندینگ Tenures استحکام بسیار کمی را نشان داد.


فریده گرامی پناه،
دوره 14، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده

وجود لایه اکسید در سطح آلیاژ، زمینه چسبندگی آن را به پرسلن فراهم می سازد. در سطح آلیاژهای بیس متال نسبت به آلیاژهای با طلای بالا، اکسید بیشتری ایجاد می شود. ممکن است تشکیل لایه اکسید زیاد، منجر به شکست باند گردد و ضخامت آن در اثر پخت مکرر پرسلن، افزایش یابد. هدف از این مطالعه تعیین اثر پخت مکرر پرسلن بر مقاومت باند دو آلیاژ بیس متال مینالوکس و وراباند 2 می باشد؛ به همین منظور شانزده صفحه فلزی (0.5×5×20) از هر گروه آلیاژ ریخته شد و سطح آنها مطابق دستور کارخانه آماده گردید. پرسلن با ضخامت یکسان (1 میلیمتر) در یک سوم میانی نمونه ها قرار داده شد. هر گروه از آلیاژ به سه زیر گروه تقسیم شد. گروه اول بعد از گلیز کنار گذاشته شد. گروه دوم و سوم 2 و 4 بار بیشتر پخت شدند و مقاومت باند آنها توسط روش خمش 3-Point مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد. نتایج حاصله اختلاف معنی داری را بین مقاومت باند نمونه ها در اثر پخت مکرر پرسلن و همچنین بین مقاومت باند دو آلیاژ در تعداد پخت مساوی نشان نداد. براساس یافته های این مطالعه، آلیاژهای مینالوکس و وراباند 2 از نظر باند به پرسلن مشابهت دارند.


سوسن میرمحمد رضایی، ابوالقاسم تقوی نیا،
دوره 15، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

اخیرا آلیاژ مینالوس (بیس متال عاری از بریلیوم) به بازار عرضه شده و برای آن لحیمی معرفی نشده است؛ از سوی دیگر بنا بر ادعای کارخانه سازنده، این آلیاژ مشابه وراباند 2 می باشد. این مطالعه با هدف بررسی مقاومت کششی دو آلیاژ لحیم شده با Verasolder انجام شد. تعداد 12 نمونه دمبلی شکل به طول 18 و قطر 3 میلیمتر از هر آلیاژ طبق دستور کارخانه سازنده ریخته شد. تعداد 6 عدد از نمونه های هر دو نوع آلیاژ فوق به وسیله دیسک از وسط برش داده شدند؛ سپس با استفاده از یک Jig مخصوص، به فاصله 3 میلیمتر از هم قرار گرفتند و توسط آلیاژ Verasolder به هم لحیم شدند و 6 عدد دیگر از هر دو نوع آلیاژ ایرانی و خارجی لحیم نشده، به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند؛ سپس نمونه ها تحت نیروی کششی قررا گرفتند و مقاومت کششی نمونه ها ثبت گردید. آنالیز واریانس دو طرفه، نشان داد که استحکام کششی آلیاژهای مینالوکس و وراباند 2 از نظر آماری دارای اختلاف معنی داری نمی باشند (Verasolder 686، مینالوکس723)؛ اما استحکام کششی دو نوع آلیاژ فوق بعد از استفاده از لحیم، دارای اختلاف معنی داری بودند (308 مینالوکس، 432 وراباند2). آلیاژ وراباند 2 نسبت به آلیاژ مینالوکس، استحکام کششی بیشتری را پس از لحیم کردن نشان داد.


عباس منزوی، شیرین لوّاف،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

ject id="ieooui" classid="clsid:38481807-CA0E-42D2-BF39-B33AF135CC4D" >بیان مسأله: امروزه به دلیل افزایش قیمت آلیاژهای با طلای بالا (High Gold) تمایل بسیار چشمگیری به استفاده از آلیاژهای بیس‌متال در ترمیم‌های فلز- سرامیک ایجاد شده است. یکی از آلیاژهای بیس‎متال تولیدشده در داخل کشور، آلیاژ مینالوکس می‎باشد. در بررسی یک آلیاژ دندانی، تطابق مارژین از مهمترین خصوصیاتی است که باید مورد ارزیابی قرار گیرد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی و مقایسه دو آلیاژ مینالوکس (ساخت شرکت موادکاران وابسته به جهاد سازندگی) و وراباند2 (Albadent Co. USA) از لحاظ تطابق لبه‎ای در مراحل حرارتی پخت پرسلن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، تعداد 24 عدد دای برنجی استاندارد با طرح Finishing Line چمفر º135 توسط دستگاه تراش Computer Numeric Controlled (CNC) تهیه گردید. مجموعه دای‎ها به دو دسته 12 عددی A و B تقسیم شدند. پس از Wax Up، نیمی از نمونه‎ها با آلیاژ مینالوکس و نیم دیگر با وراباند2 ریخته شدند و سپس مراحل پخت پرسلن بر روی آنها انجام گردید. در هر گروه چهار نمونه کنترل وجود داشت که ونیر پرسلن نشدند و تنها مراحل حرارتی پخت پرسلن بر روی آنها انجام شد. Marginal Gap تمامی نمونه‎ها پس از چهار مرحله (Casting، Degassing، پرسلن‎گذاری و Glazing) از ناحیه باکال و لینگوال توسط Scanning Electron Microscope (SEM) اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس چهار طرفه و آزمون مقایسات چند گانه با ملاک Tukey تحلیل شدند.
یافته‌ها: Marginal Gap دو آلیاژ مینالوکس (µm 8/7±10/31) و وراباند2 (µm96/6±27/30) با 95% اطمینان اختلاف معنی‎داری را نشان ندادند (43/0=P). در هر دو آلیاژ بیشترین تغییرات Marginal Gap پس از مرحله دگازینگ به وجود آمد (05/0P<). مجاورت پرسلن و ونیر پرسلن در آلیاژ مینالوکس, موجب تغییرات معنی‎دار در تطابق لبه‎ای ‎شد (05/0P<) ولی در آلیاژ وراباند2 تغییری در این مورد مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: طبق یافته‌های این مطالعه, تطابق لبه‌ای آلیاژ مینالوکس مشابه آلیاژ وراباند2 و Marginal Gap آلیاژ مینالوکس در محدوده کلینیکی قابل قبول می‌باشد و می‌توان با این آلیاژ تطابق لبه‌ای بسیار مناسبی را بدست آورد.


رضا خدادادی، شهین رکنی، محمد نجفی پور،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1383 )
چکیده

بیان مسأله: به منظور رفع مشکل نازیبایی طوق فلزی روکشهای متال‌سرامیک روشها و مواد مختلفی بکار رفته‌‌اند که تکنیک شولدر پرسلن یکی از روشهای پیشنهادی است.

هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر پختهای مکرر چینی بر تطابق مارژین شولدر پرسلن در روکشهای چینی- فلز ساخته شده از دو نوع آلیاژ نابل و بیس‌متال انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی, از چهارگروه ده تایی مدل (دای) برنجی, استفاده شد. سرپوشهای فلزی گروههای A و B با آلیاژ نابل و سرپوشهای فلزی گروههای C وD از آلیاژ بیس‌متال ریخته شدند. عرض شولدر در گروههای A و C یک میلیمتر و در گروههای B و D 5/1 میلیمتر بود. پس از انجام مراحل دگازینگ واپک گذاری، چینی شولدر پرسلن در ناحیه شولدر سرپوشها کامل گردید و میانگین فاصله عمودی مارژین با میکروسکوپ Reflective با بزرگنمایی 400 برابر اندازه‌گیری شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمونهای یک و دو طرفه ANOVA و دانکن تحلیل گردید.

یافته‌ها: در این تحقیق دو عامل نوع آلیاژ و عرض شولدر به طور همزمان اثرات متقابل (Interaction) ایجاد نکردند (709/0=P). نوع آلیاژ تأثیر معنی‌داری بر انطباق مارژین داشت (021/0 P=) و بهترین نوع آلیاژ از نظر تطابق مارژین شولدر پرسلن ,آلیاژ بیس‌متال بود. عرض شولدر نیز تأثیر معنی‌داری بر انطباق مارژین داشت (000/0P=)‍؛ چنان که با کاهش عرض شولدر تطابق مارژین شولدر پرسلن افزایش یافت.

نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های مطالعه حاضر, میزان انطباق شولدر پرسلن بخصوص با عرض شولدر 1 میلیمتر و آلیاژ بیس‌متال بهتر است.


فرشته شفیعی، زهره برهان حقیقی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1383 )
چکیده

بیان مسأله: به علت عدم چسبندگی آمالگام به ساختمان دندان، استفاده از سیمان‌های چسبنده در ترمیم‌های باندشونده آمالگام رواج یافته است.

هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه‌ای نقش سه نوع گلاس آینومر با آلیاژ نقره، گلاس آینومر معمولی و گلاس آینومر تغییر یافته با رزین به عنوان لاینر چسبنده در افزایش مقاومت شکست دندان ترمیم شده با آمالگام با یکدیگر و همچنین وارنیش به عنوان لاینر انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه‌ آزمایشگاهی, پس از جمع‌آوری 70 دندان کشیده‌شده پره‌مولرفک بالا، حفره‌های  MODتهیه شد. به استثنای یک گروه 10 تایی که دندانها دست نخورده (بدون حفره) به عنوان گروه شاهد مثبت در نظر گرفته شد. یک گروه 10 تایی نیز با حفره MOD بدون ترمیم (گروه شاهد منفی) نگه داشته شد. ترمیم با آمالگام اسفریکالgs.80 (SDI) در 5 گروه آزمایشی به ترتیب با لاینر گلاس آینومر, با آلیاژ نقره (Miracle Mix)، لاینر گلاس آینومر معمولی (خودسخت‌شونده Fuji II)، لاینر وارنیش، لاینرگلاس آینومرنوری (Fuji II LC) و لاینرگلاس آینومر نوری با تابش تأخیری انجام شد. بعد از گذشت 7 روز دوره نگهداری در آب ºC37، دندانها در دستگاه اینسترون تحت نیروی Compressive قرار گرفتند و در لحظه شکست میزان نیرو برحسب کیلوگرم ثبت شد و مقادیر حاصله مورد بررسی آماری قرار گرفت.

یافته‌ها: طبق آزمون ANOVA، تفاوت آماری در مقاومت شکست نمونه‌های ترمیم‌شده و نشده مشاهده گردید و آزمون Tukey HSD در مقایسه دو به دو گروهها نشان داد که لاینر گلاس آینومر نوری (Fuji II LC) تأثیر معنی‌داری در افزایش استحکام شکست دندان ترمیم شده داشته است (05/0P<). در بررسی نوع شکست نمونه‌ها، معمولاً یک کاسپ شکسته ولی کاسپی که سالم باقی مانده آمالگام به صورت باند شده به آن به جای مانده است.

نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این تحقیق، استفاده از لاینر گلاس آینومر نوری در دندانهای ترمیم شده با آمالگام در افزایش مقاومت شکست، تأثیر آماری معنی‌داری داشت.


معصومه کندی بیدگلی، علی میرفضائلیان، سید ناصر استاد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

بیان مسأله: یکی از محصولات دندانپزشکی تولیدشده در داخل کشور آلیاژ بیس‌متال مینالوکس می‌باشد که براساس آنالیز آلیاژ نیکل- کروم وراباند2 (VeraBond2) طراحی و تولید شده است. مطالعات انجام‌شده حاکی از امکان بروز عوارض بیولوژیک مختلف در حضور آلیاژهای بیس‌متال به دلیل پدیده خوردگی و متعاقب آن آزادسازی عناصر‌ی چون نیکل و کروم از آلیاژ می‌باشد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه آلیاژ مینالوکس با آلیاژ وراباند2 از نظر زیست‌سازگاری به صورت In-vitro انجام شد؛ همچنین میزان آزادسازی یون‌های نیکل و کروم از این دو آلیاژ اندازه‌گیری و مقایسه ‌شد؛ در ضمن در هر یک از دو آلیاژ میزان سیتوتوکسیسیتی در حالات مختلف پس از ریختگی، پس از پرداخت و پس از انجام مراحل پخت پرسلن، مقایسه گردید.
روش بررسی: در این تحقیق از سه آزمایش شمارش سلولی با Trypan Blue، MTT Assay و Neutral Red Assay جهت بررسی سیتوتوکسیسیتی استفاده شد. پس از تهیه نمونه‌ها در ابعاد مناسب و انجام مراحل آماده‌سازی و تمیزکردن، نمونه‌ها (3عدد) به روش تماس مستقیم در مجاورت سلول‌های فیبروبلاست Balb/c 3T3 به مدت 72 ساعت در انکوباتور (c37 و Co2 5%) قرار گرفتند. از تفلون به عنوان گروه شاهد استفاده شد. پس از خارج‌‌ساختن نمونه‌ها، با استفاده از سه روش فوق، میزان سیتوتوکسیسیتی بین دو آلیاژ مینالوکس و وراباند2 و نیز بین گروههای مختلف از هر دو آلیاژ با استفاده از آزمون آماری ANOVA یک‎طرفه مقایسه گردید. به منظور اندازه‌گیری آزادسازی نیکل و کروم از نمونه‌ها (2عدد)، از محلول سرم فیزیولوژیک استفاده شد و اندازه‌گیری به روش اسپکتروفتومتر‌ی جذب اتمی صورت گرفت.
یافته‌ها: آزمایشهای MTT و Trypan Blue اختلاف آماری مشخصی را بین گروههای مشابه از دو آلیاژ و نیز بین گروههای مختلف با گروه شاهد نشان نداد. در آزمایش Neutral Red اختلاف قابل توجهی میان آلیاژ مینالوکس و وراباند2 در گروههای مشابه وجود نداشت؛ در حالی که در آلیاژ مینالوکس، بین گروه As Cast با گروههای Polished (001/0P<) و Firing (02/0P=) و شاهد اختلاف معنی‌داری حاصل گردید. در آلیاژ وراباند2 ، اختلاف بین گروه As Cast با گروههای Polished (00/0P=) و Firing (034/0P=) و شاهد معنی‎دار بود؛ بین گروههای Polished و Firing از هر دو آلیاژ اختلاف آماری معنی‌داری به دست نیامد. در آزمایش آزادسازی عناصر، آزادسازی یون کروم قابل ثبت نبود (<1PPB)؛ در حالی که نیکل در تمام گروهها آزاد شد. بین آزادسازی نیکل از دو آلیاژ به جز در حالت As Cast (007/0=P) اختلاف آماری مشخصی وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که اختلاف قابل ملاحظه‌ای از نظر سیتوتوکسیسیتی بین دو آلیاژ مینالوکس و وراباند2 وجود ندارد و انجام مراحل پرداخت و نیز مراحل پخت پرسلن باعث کاهش سیتوتوکسیسیتی آلیاژ نسبت به وضعیت پس از ریختگی می‌گردد.


فرحناز نجاتی دانش، امید صوابی، محمد رضا آزاد،
دوره 18، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده

بیان مسأله: یکی از مشکلات ترمیم‏های ثابت متال- سرامیک، شکستن باند بین فلز و پرسلن می‎باشد. با تولید آلیاژهای دندانپزشکی در داخل کشور بررسی خصوصیات فیزیکی و کاری این مواد لازم به نظر می‎رسد.
هدف: با توجه به تولید آلیاژهای بیس‌متال در داخل کشور، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی باندینگ آلیاژ مینالوکس (ساخت ایران) به پرسلن به عنوان یک آلیاژ فاقد بریلیوم و مقایسه آن با یک آلیاژ بیس‎متال خارجی رایج (سوپرکست) به عنوان یک آلیاژ دارای بریلیوم انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی و آزمایشگاهی، از دو آلیاژ مینالوکس و سوپرکست 10 نمونه به شکل میله استوانه‏ای به طول 50 و قطر 2 میلیمتر تهیه گردید. به دنبال آمـاده‎سازی، سطح میله‏ها دگاز و سپس پرسلن‌گذاری (به صورت دیسکی به ضخامت 2 و قطر 8 میلمتر) انجام شد؛ سپس نمونه‏ها به نحوی درون یک مولد ویژه قرار گرفتند و توسط گچ محصور شدند که با اعمال نیرو توسط دستگاه اینسترون، نیرو تنها بر دیسک پرسلنی وارد و موجب جدا شدن پرسلن از فلز گردد. نیروی شکست برای هر نمونه ثبت گردید. اطلاعات جمع‌آوری شده با استفاده از آزمون آماری t مورد تحلیل قرار گرفتند. سطح معنی‌داری 05/0P< در نظر گرفته شد.
یافته‏ها: میانگین نیروی لازم برای شکست پرسلن نمونه‌های آلیاژ سوپرکست 4/6 ± 58/71 و برای آلیاژ مینالوکس 48/5±34/67 کیلوگرم نیرو و مقاومت باند پرسلن با آلیاژ مینالوکس 27/4±54/52 مگاپاسکال و با آلیاژ سوپرکست 99/4±85/55 مگاپاسکال به دست آمد که این اختلاف از نظر آماری معنی‏دار بود (001/0P<).
نتیجه‏گیری: نتایج این مطالعه، نشان داد که آلیاژ سوپرکست که یک آلیاژ نیکل کروم حاوی بریلیوم می‎باشد، نسبت به آلیاژ مینالوکس که فاقد بریلیوم می‎باشد، باند محکم‏‎تری با پرسلن ایجاد می‏کند.


حسن درریز، بانو ایلخان،
دوره 19، شماره 3 - ( 3-1385 )
چکیده

زمینه و هدف:  امروزه پلیمرها جایگاه بسیار ویژه‌ای را در تمامی رشته‌های دندانپزشکی دارا می‌باشند. با بهبود خواص فیزیکی و مکانیکی رزین‌ها و پیشرفتهای زیادی که در زمینه بهبود باند شیمیایی رزین به فلز صورت گرفته، رزین‌های لابراتواری نسل دوم، در شرایط کلینیکی خاص به عنوان ماده ترمیم انتخابی، مطرح هستند. برای بهره‌مندی از مزایای سیستم فلز- رزین باید این پیوند استحکام قابل قبولی در کلینیک داشته باشد، در غیر این صورت ترمیم مقاومتی در دهان نخواهد داشت. مطالعه حاضر با هدف مقایسه استحکام پیوند ماده سرومر تارجیس با دو آلیاژ noble (نقره، پالادیوم، طلا) و پایه (نیکل، کروم، بریلیوم) و نیز بررسی نقش شوک حرارتی بر روی پیوند تارجیس با آلیاژها، به صورت in vitro انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، برای تهیه نمونه‌های یکسان به کمک مولد فلزی نمونه‌های مومی آماده شد و عملیات سیلندرگذاری و ریختگی با آلیاژها انجام گرفت. از هر آلیاژ 10 نمونه تهیه شد و اتصال تارجیس به نمونه‌های فلزی توسط عامل باندینگ targis link که اسید بهینه ‌شده اسید فسفریک است، طبق توصیه کارخانه انجام گرفت. کل نمونه‌ها 24 ساعت در آب C37 نگهداری شدند و نیمی از نمونه‌های هر آلیاژ تحت 1000 سیکل حرارتی در دو دمای 5 و 55 درجه سانتیگراد قرار گرفتند. روش آزمایش برای بررسی استحکام باند، تست برشی پلانار بود. نمونه‌ها توسط دستگاه Instron با سرعت mm 5/0 در دقیقه تحت نیرو قرار گرفتند. سپس نیروی برشی از تقسیم نیرو بر سطح مقطع محاسبه گردید. برای مقایسه میانگین قدرت باند بین چهار گروه از آنالیز واریانس دوطرفه و برای مقایسه میانگین دو آلیاژ از آزمون t استفاده شد. برای تعیین چگونگی تداخل اثر ترموسایکلینگ و نوع آلیاژ بر قدرت باند، آزمون من‌ویتنی به کار برده و 05/0p< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: دو گروه آلیاژ (نجیب و پایه) بدون در نظر گرفتن شوک، اختلاف معنی‌دار آماری با یکدیگر نداشتند (136/0=P)، ولی در دو گروه شوک حرارتی اختلاف معنی‌دار بود (000/0P=). نوع آلیاژ و عامل شوک حرارتی دارای اثر متقابل (interaction) بودند، به عبارت دیگر ترکیب آلیاژ و شوک دارای اختلاف معنی‌دار بود (003/0=P). در آلیاژ نجیب اختلاف میانگین قدرت باند قبل و بعد از ترموسایکلینگ از نظر آماری معنی‌دار بود (009/0=P)، ولی در آلیاژ پایه اختلاف میانگین قدرت باند قبل و بعد از ترموسایکلینگ معنی‌دار نبود (29/0=P). بیشترین استحکام (09/19 مگاپاسکال) مربوط به گروه Degubond-4 قبل از ترموسایکلینگ یا شوک حرارتی بود. کمترین استحکام (21/8 مگاپاسکال) مربوط به گروه Degubond-4 بعد از شوک حرارتی بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که ترموسایکلینگ بسته به نوع آلیاژ، اثر مشخصی در کاهش قدرت باند دارد. در آلیاژ نجیب پس از ترموسایکلینگ قدرت باند کاهش قابل توجهی داشت که با توجه به یکسان‌ بودن نوع رزین و روش آماده‌سازی سطح آلیاژها، این امر مربوط به خواص حرارتی و ترکیبات متفاوت دو آلیاژ از نظر توانایی تولید اکسیدهای شرکت‌کننده در باند می‌باشد
.


اسماعیل یاسینی، صنم الماسی،
دوره 20، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده

 زمینه و هدف:در ترمیم‌های فلزی- سرامیکی غالباً شکستگی اتفاق می‌افتد. با توجه به هزینه‌بر بودن و صرف وقت زیاد برای ساخت مجدد، بهتر است این شکستگی‌ها ترمیم ‌شود. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثر عوامل شیمیایی مختلف برای آماده‌سازی سطحی فلزات غیرقیمتی جهت باند به کامپوزیت انجام شد. در این مطالعه استحکام باند برشی کامپوزیت به آلیاژ غیرقیمتی توسط 4 سیستم باندینگ با باند فلز-سرامیک مورد مقایسه قرار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، 50 عدد دیسک مسطح از آلیاژ غیرقیمتی Ni-Cr-Be (Silvercast, Fulldent) ریخته و توسط کاغذ سیلیکون کارباید شماره 120،400 و 600 به ترتیب پالیش و به 5 گروه 10 تایی تقسیم شدند. در گروه 1 یا کنترل بر روی فلز، پرسلن فلدسپاتیک (Ceramco2, Dentsply Ceramco) به کار رفت. بقیه نمونه‌ها به مدت 15 ثانیه توسط ذرات اکسید آلومینیوم 50 میکرونی تحت فشار 35 psiسندبلاست شده و برای 5 ثانیه با آب شسته و توسط هوای فشرده خشک شدند. گروه‌های 2، 3، 4 و 5 به ترتیب سیستم‌‌های باندینگ All-Bond2(Bisco)، Ceramic Primer (3M)، Metal Primer II (GC) وPanavia F2 (Kuraray) را دریافت نمودند. کامپوزیت اپکFoundation opaque و به دنبال آن کامپوزیت هیبرید Gradia Direct روی سطح فلز آماده شده قرار گرفت و هر کدام جداگانه توسط نور پلیمریزه شد. نمونه‌ها در آب مقطر ºC37 به مدت یک روز نگهداری و سپس برای 1000 چرخه ( ºC5-55) ترموسایکل شدند و سپس تحت آزمون استحکام باند برشی قرار گرفتند. نحوه شکست نمونه‌ها توسط استریومیکر.وسکوپ با بزرگنمایی 10 برابر برای ارزیابی نوع شکست بررسی شد. آزمون آماری ANOVA و Tukey's HSD بر روی داده‌ها انجام شد.
یافته‌ها: متوسط استحکام باند برشی در گروه فلز-سرامیک 2 6 /38 مگاپاسکال، گروه All-Bond285/2 06/17 مگاپاسکال، گروه Ceramic Primer 2/1 72/14 مگاپاسکال،، Metal primer II 2/2 04/19 مگاپاسکال، و گروه Panavia F2 1/2 37/21 مگاپاسکال بود. گروه کنترل به طور معنی‌داری استحکام باند بالاتری نسبت به بقیه گروه‌ها ایجاد نمود (001/0P<). استحکام باند گروه Panavia F2 به طور معنی‌دار از All-Bond 2 و Ceramic Primer بیشتر بود (05/0P<)، ولی با Metal Primer II تفاوت معنی‌دار نداشت. استحکام باند گروه Metal Primer II به طور معنی‌داری از Ceramic Primer بیشتر بود (05/0P<)، ولی با All-Bond2 تفاوت معنی‌دار نداشت.
نتیجه‌گیری: بر مبنای نتایج این مطالعه مطمئن‌ترین درمان شکستگی ترمیم‌های فلز- سرامیک تعویض پرسلن در شرایط ایده‌آل است. در صورت عدم امکان، استفاده از سمان‌های رزینی چسبنده حاوی فیلر و منومرهای فسفاته (به خصوص MDP) مانند Panavia F2 جهت چسبندگی کامپوزیت به آلیاژهای غیرقیمتی توصیه می‌شود.


رحیم اصغری صلوات، احد صمدی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: چسبندگی ضعیف بین پرسلن و بعضی از آلیاژ‌های دندانی یکی از چالش‌های اصلی در انتخاب آلیاژ مناسب برای رستوریشن دندانی می‌باشد.
هدف از این مطالعه ارزیابی چسبندگی چند نمونه از این آلیاژ‌ها به پرسلن بود که می‌تواند راه گشای جامعه دندانپزشکی در انتخاب درست آلیاژ باشد.

روش بررسی: استحکام چسبندگی برشی پرسلن به سه نمونه آلیاژ پایه نیکل دندانی پر مصرف در بازار ایران با اسامی تجاری Verabond، Damcast و Noritake مطابق استاندارد ASTM E4 اندازه‌گیری شده و بر مبنای آزمون آماری t مستقل با سطح معنی‌داری 05/0P< مورد تحلیل قرار گرفتند. فصل مشترک اتصال‌ها نیز با استفاده از میکروسکوب SEM مجهز به سیستم آنالیز عنصری EDX و پراش سنجی اشعه X مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌‌ها: میانگین استحکام چسبندگی پرسلن به آلیاژ‌های مورد مطالعه فوق الذکر به ترتیب حدود 48/5±54/27، 27/4±18/26 و 99/4±46/22 مگا پاسکال با 001/0P< تعیین شد که اختلاف آن‌‌ها از نظر آماری معنی‌داری بود. وجود عناصری نظیر Be و Al در ترکیب شیمیایی آلیاژ‌های Verabond و Damcast و ترغیب تشکیل اکسید‌های سطحی آن‌ها به جای Cr2O3 در فصل مشترک اتصال علاوه بر افزایش20 درصدی استحکام چسبندگی نسبت به آلیاژ Noritake با انجام پخت سیکلی تغییر رنگ غیر طبیعی در پرسلن نیز ایجاد گردید.
نتیجه‌گیری: در فرآیند توسعه آلیاژ‌های دندانی با رویکرد جایگزینی عناصر مضر توصیه می‌شود از عناصری استفاده شود که ضمن کنترل اکسیداسیون کروم بتوانند با ایجاد سطح ویژه بالا برای نفوذ پرسلن، باعث افزایش استحکام چسبندگی در فصل مشترک پرسلن- آلیاژ بشوند.

پویا جنتی، محمد ابراهیمی ساروی، تهمینه بامدادیان، فرهاد ثبوتی، سحر چپرلی، جمشید یزدانی چراتی، نسرین خاکی، صهبا امینی، عباس مسگرانی،
دوره 32، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهم‌ترین چالش‌های دندانپزشکان، تحویل روکشی با مارژینال فیت و مارژینال گپ مناسب به بیمار است. تراش ۱۳۵ درجه مزایایی چون سهولت تکنیکی و ثبت مناسب خط خاتمه تراش دارد. علی‌رغم این مزایا، تحقیقات گسترده‌ای بر روی این نوع تراش انجام نشده است. لذا بر آن شدیم تا در این مطالعه تراش ۱۳۵ درجه را با چمفر عمیق از نظر تطابق مقایسه نماییم.
روش بررسی: بر روی دو دندان مولر اول مندیبل با نسج تاجی سالم و اندازه مشابه، تراش چمفر عمیق و تراش ۱۳۵ درجه انجام شد. از هر دو دندان قالب تهیه شد و از روی هر دای، ۳۰ عدد روکش ساخته شد. نمونه‌های آغشته به fit checker توسط universal testing machine تحت نیروی ۴۰ نیوتن به مدت ۳ دقیقه قرار گرفتند و زیر لوپ با بزرگنمایی ۴۰ برابر در سه نقطه از هر بعد اندازه‌گیری و ثبت شدند. جهت آنالیز داده‎ها و مقایسه تطابق تراش‎ها از آزمون‎های آماری Kolmogorov-Smirnov و Wilcoxon در SPSS version24 استفاده گردید.
یافته‌ها: میانگین مارژینال فیت در تراش چمفر عمیق ۵۴۱۷/۴۸ میکرون و در تراش ۱۳۵ درجه ۳۳۳۳/۵۵ میکرون به دست آمد. مارژینال گپ، برای تراش چمفر عمیق ۴۸۳۳/۲ میکرون و برای تراش ۱۳۵ درجه ۰۰۸۳/۱ میکرون بود. P-value برای مارژینال گپ ۰۵۰/۰ بود که نشان دهنده وجود تفاوت معنی‌داری میان برتری تراش ۱۳۵ درجه بر تراش چمفر عمیق است. در مورد مارژینال فیت، P-value بالای ۰۵/۰ بود و برتری تراش 135 درجه از این حیث معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: تراش ۱۳۵ درجه بر چمفر عمیق از نظر مارژینال گپ برتری معنی‌دار داشت (05/0P≤). علی‌رغم اینکه تراش ۱۳۵ درجه بر چمفر از نقطه نظر مارژینال فیت نیز برتری داشت اما این تفاوت معنی‌دار نبود.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb