جستجو در مقالات منتشر شده


14 نتیجه برای اضطراب

عبداله فرهادی نسب، علی شکفته‌راد، خسرو مانی کاشانی،
دوره 21، شماره 1 - ( 7-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از جنبه‌های تندرستی پرداختن به سلامت دهان و دندان‌ها است، اما گاهی حضور در مطب دندانپزشکی چنان با ترس و وحشت توأم می‌شود که انجام و ارائه خدمات دندانپزشکی غیر ممکن می‌گردد. این موضوع از سویی باعث کاهش اعتماد به نفس دندانپزشکان شده و از سوی دیگر شاخص‌های بهداشتی جامعه را دچار تغییرات منفی می‌سازد. شناخت عوامل فزاینده و کاهنده اضطراب می‌تواند در بهبود این وضعیت مؤثر واقع شود. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف ارزیابی وجود و علل اضطراب در مراجعین مطب‌های دندانپزشکی عمومی شهر همدان صورت گرفت.

روش بررسی: در این مطالعه مقطعی و تحلیلی، مراجعین به مطب‌های دندانپزشکان عمومی که بالای 9 سال سن داشتند به صورت تصادفی انتخاب و طی دو مرحله مورد پرسش قرار گرفتند. در مرحله اول با یک پرسشنامه 17 سؤالی استاندارد براساس مقیاس  DAS(Dental Anxiety Scale) مشخص شد که آیا مراجعه کننده اضطراب دارد یا خیر. سپس افرادی که دچار اضطراب و بالغ بر 400 نفر بودند با یک پرسشنامه 64 سؤالی که براساس مقیاس اضطرابی Corah تنظیم شده بود مورد پرسش قرار گرفتند. داده‌های جمع‌آوری شده تحت بسته نرم‌افزاری SPSS ویرایش سیزدهم و براساس مدل آماری تحلیل واریانس چند متغیره آنالیز و 05/0p< بعنوان سطح معنی‌داری درنظر گرفته شد.

یافته‌ها: مطالعه حاضر نشان داد عوامل مربوط به محیط مطب‌های دندانپزشکی با فراوانی 1/31%، عوامل مربوط به تصورات شخصی با فراوانی 4/19% و عوامل مربوط به مدیریت مطب و درمان دندانپزشکی هریک با فراوانی 1/19% در شکل‌گیری اضطراب مراجعین به مطب دندانپزشکی نقش داشته‌اند. شاخص‌ترین عوامل مربوط به محیط مطب نامطلوب بودن سرویس بهداشتی (3/46%)، وجود لکه‌های خون در محیط (5/44%) و کثیف بودن روپوش دندانپزشک (8/43%) گزارش گردید. امکان سرایت بیماری مهم‌ترین علت موجد اضطراب در مجموعه عوامل ناشی از تصورات شخصی به حساب می‌آمد (3/67%). برخورد عصبی دندانپزشک با فراوانی 8/47% و بی‌توجهی دندانپزشک به بیمار با فراوانی 8/46% از بارزترین علل موجد اضطراب در بین عوامل ناشی از مدیریت مطب محسوب ‌شدند. در مجموعه علل ناشی از درمان دندانپزشکی، خارج نمودن دندان، تزریق بی‌حسی و درمان ریشه هریک به ترتیب با فراوانی 3/48%، 5/44% و 3/44% از مهم‌ترین علل به محسوب گردیدند. تجربه قبلی درمان دردناک با فراوانی 3/47% و وضعیت نامناسب بهداشت دهان دندانپزشک با فراوانی 5/34% جزء سایر علل موجد اضطراب گزارش گردید. تعدد عوامل اضطراب در همه زمینه‌های مذکور به طور معنی‌داری در زنان بیشتر از مردان بود.

نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد بیشترین حیطه ایجاد اضطراب در مراجعین به مطب‌های دندانپزشکی به تصورات شخصی آنها مربوط می‌شود که این موضوع در زنان به مراتب بیشتر از مردان مطرح می‌باشد.


جلیل مومن بیت‌‌الهی، مهناز صاحب جمعی، آرش معنوی، ترانه فرخ‌نیا، علیرضا ظهیرالدین، بنفشه گلستان،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم اختلال عمل دردناک عضلات جونده (MPDS) یکی از شایع‌ترین اختلالات ناحیه صورتی است که بسیاری از بیماران از درد، حساسیت به لمس یک یا چند عضله جونده و محدودیت حرکت رنج می‌برند. فاکتورهای روانی- اجتماعی نقش مهمی در روند بیماری ایفا می‌کنند. اضطراب و افسردگی با افزایش کشش عضله می‌توانند اختلال عمل دردناک عضلانی ایجاد کنند. همچنین می‌توانند به همراه بیماری و یا در نتیجه درد مزمن و ناتوانی بارز شوند. با وجود درمان‌های متعدد برای این سندرم اولویت با درمانی است که با حداقل تهاجم و آسیب و با در نظر گرفتن مشکلات زیر بنایی باشد. آرامش‌سازی پیش‌رونده عضلانی PMR)) بطور عمده در درمان اضطراب و افسردگی بکار می‌رود. در این روش فرد می‌تواند با انقباض و رها کردن عضلات و بر مبنای ایجاد تمایز بین این دو احساس ضمن از بین بردن انقباض‌های عضلانی آرامش عمیقی را تجربه کند. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر Progressive Muscle Relaxation در بهبود علائم بالینی مبتلایان به MPDS بود.

روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی - بالینی، قبل و بعد، 33 بیمار مبتلا به MPDS)) که اضطراب و یا افسردگی خفیف (بر اساس آزمون بک) داشتند با PMR به مدت 1 ماه درمان شدند. پیگیری دو ماهه پس از درمان انجام شد. در تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های paired t-test/wilcoxon-sign-rank test/Shapiro-wilks استفاده شد.

یافته‌ها: شدت درد، حساسیت به لمس عضلات جونده، حداکثر باز شدگی دهان با درد و بدون درد، اضطراب و افسردگی پس از درمان نسبت به قبل بهبودی معنی‌داری نشان داد (001/0>p).

نتیجه‌گیری: آرامش‌سازی پیش‌رونده عضلانی در بهبود علائم و نشانه‌های مبتلایان به MPDS مؤثر است. بنابراین وضعیت روانشناختی باید در طرح درمان این بیماران در نظر گرفته شود.


مهوش موسوی جزی، مهسا تراشی، مریم عبدالرازقی،
دوره 26، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: اثر بیماری‌های پریودنتال بر تمام افراد جامعه به یک شکل نمی‌باشد. در بعضی افراد ریسک فاکتور‌هایی وجود دارد که آن‌ها را نسبت به پیشرفت بیماری حساس‌تر می‌کند. ابتلا به پاتوژن‌های خاص، سیگار، دیابت کنترل نشده، ریسک ابتلا به پریودنتیت را افزایش می‌دهند. سایر فاکتور‌ها مثل استرس، افسردگی و اضطراب، هنوز به عنوان ریسک فاکتور قطعی درنظر گرفته نمی‌شوند. توجیه بیولوژیک این ارتباط به این صورت بیان می‌شود که شرایط روانی و مواجهه با عوامل استرس‌آور می‌تواند پاسخ ایمنی را تغییر دهد و فرد را در برابر پیشرفت بیماری حساس‌تر کند. هدف از این مطالعه مروری بر رابطه پریودنتال با فاکتور‌های روانی اضطراب و افسردگی بود.

  روش بررسی: تحقیق به روش مروری (Review Article) انجام گرفت. با کلمات کلیدی Periodontal disease, Anxiety, Depression در اینترنت سایت‌های مرتبط با مجلات دندانپزشکی و عمدتاً مجلات معتبر پریودنتولوژی و در Pubmed از سال‌های 1990 تا 2010 جستجوی مقالات و تحقیقات انجام شد.

  نتیجه‌گیری: بیشتر مطالعات منتشر شده از یک ارتباط مثبت بین پریودنتیت و فاکتور‌های روانی، اجتماعی متعدد حمایت می‌کنند. روش‌های مختلف زندگی، شرایط استرس‌آور، تغییرات هورمونی، سهل‌انگاری در رعایت بهداشت د‌هان و عادات نامناسب مثل سیگار کشیدن به عنوان عوامل مستعدکننده در بیماری‌های پریودنتال محسوب می‌گردد.


ابراهیم اکبری، علی مشهدی، زینب عظیمی، راحله عباس نژاد، احمد امیری پیچاکلایی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: علی‌رغم اطلاعات زیادی که در مورد عوامل خطرزا در شروع یک بیماری در دست می‌باشد، هنوز شکاف‌هایی در درک عوامل ‌مؤثر بر پیشرفت بیماری‌ها وجود دارند. با توجه به نقش مهم عوامل روانشناختی در بیماری‌های جسمانی، هدف پژوهش حاضر مقایسه نظم جویی شناختی هیجان، تنیدگی، افسردگی، اضطراب، و تنیدگی ناشی از رویدادهای زندگی در مبتلایان به بیماری‌های پریودنتال و شاهدهای همسان شده بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی- تحلیلی بود. جامعه پژوهش را کلیه مراجعه‌ کنندگان به کلینیک‌های دندانپزشکی شهر لامرد و مهر تشکیل ‌می‌دادند که از بین آن‌ها 50 نفر زن و مرد با دامنه سنی 15 تا 49 ساله دچار بیماری پریودنتال و 50 نفر زن و مرد 15 تا 49 ساله فاقد بیماری پریودنتال به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. گروه فاقد بیماری پریودنتال از نظر ویژگی‌های جمعیت شناختی با گروه بیمار همسان شدند. هر دو گروه پرسشنامه نظم‌ جویی شناختی هیجان (CERQ)، مقیاس افسردگی اضطراب تنیدگی (DASS) و پرسشنامه رویدادهای زندگی را تکمیل کردند. تحلیل داده‌ها به کمک نرم افزار SPSS نسخه 17 و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند طرفه (MANOVA) صورت گرفت.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها نشان داد که تنیدگی، افسردگی، اضطراب و تنیدگی ناشی از رویدادهای زندگی افراد مبتلا به بیماری پریودنتال بیشتر از شاهدهای همسان شده بود و دو گروه تفاوت معنی‌داری در مؤلفه‌های مقصر دانستن خود، نشخوار فکری، توجه مثبت به ارزیابی و فاجعه سازی دارند (05/0>P). افراد مبتلا به بیماری پریودنتال نمره بیشتری در زمینه مقصر دانستن خود، نشخوار فکری و فاجعه سازی و نمره پایین‌تری در زمینه توجه مثبت به ارزیابی در مقایسه با شاهدهای همسان شده به به دست آوردند.
نتیجه گیری: افرادی که در طول زندگی نسبت به شرایط تنیدگی‌زا، افسردگی و اضطراب آسیب پذیرند و همچینین از راهبردهای ناسازگارانه نظم جویی شناختی هیجان استفاده می‌کنند، بیشتر مستعد بیماری‌های پریودنتال خواهند بود

مجید مهران، رزا حقگو، محسن عشوریون، الهام سیفعلی، نسرین تک زارع،
دوره 32، شماره 2 - ( 7-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: اکثر کودکان در هنگام مراجعه به دندانپزشکی دچار ترس و اضطراب زیادی می‌شوند. مهم‌ترین عامل ترس کودک در ابتدای درمان مشاهده سرنگ و سرسوزن می‌باشد. روش‌های مقابله با این اضطراب می‌تواند تکنیک‌های کنترل رفتاری مانند بازسازی ذهنی، پرت کردن حواس و تلقین باشد. هدف از این انجام این مطالعه مقایسه درد و اضطراب در کودکان در زمان استفاده از سرنگ معمولی و سرنگ با پوشش سرسوزن اسباب بازی شکل بود.
روش بررسی: این مطالعه کار‌آزمایی بالینی بر روی 20 کودک 8-5 ساله انجام گرفت که بیش از نیمی از آن‌ها بر اساس تست‌های تشخیصی اضطراب Cfss-Ds (Dental Subscale of the Children's Fear Survey Schedule) و FIS (Facial Image Scale) مضطرب و بقیه غیر مضطرب تشخیص داده شده بودند. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول بی‌حسی موضعی با یک سرنگ معمولی و گروه دوم با استفاده از سرنگ با پوشش
سرسوزن اسباب بازی شکل دریافت کردند. در ادامه، گروه اول بی‌حسی موضعی با استفاده از سرنگ با پوشش سرسوزن اسباب بازی شکل و گروه دوم توسط یک سرنگ معمولی دریافت کردند. اندازه‌گیری ضربان قلب و تست ارزیابی درد انجام شد. مطالعه حاضر اولین مطالعه‌ای است که از پوشش سرسوزن اسباب بازی شکل استفاده کرده است. تجزیه و تحلیل داده‌های ضربان قلب و سنجش اضطراب توسط آزمون غیر پارامتری wilcoxonsianed Ranks T-test انجام شد (P-value در حد 001/0 معنی‌دار در نظر گرفته شد).
یافته‌ها: میانگین میزان درد اندازه‌گیری شده بعد از استفاده سرنگ با پوشش سرسوزن اسباب بازی شکل و هنگام استفاده از سرنگ بدون پوشش، دارای تفاوت معنی‌دار 20/5 بین دو گروه بود. درد در کودکانی با استفاده از سرنگ با پوشش سرسوزن اسباب بازی شکل دریافت کرده بودند، کاهش پیدا کرد (001/0P<).
نتیجه‌گیری: ظاهر فیزیکی دستگاه تزریق نقش مهمی در اضطراب و درد تزریق در کودکان دارد.

رحیم یوسفی، عذرا محمد پناه اردکان، نفیسه بینش، عاطفه صابری، پگاه طباطبایی،
دوره 33، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اضطراب از مشکلات شایع در مراجعه کنندگان به کلینیک‌های دندانپزشکی است که با عوامل زیر‌بنایی شخصیت ارتباط دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش صفات شخصیتی در پیش‌بینی اضطراب دندانپزشکی انجام یافت.
روش بررسی: نوع مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری مراجعه‌کنندگان به کلینیک‌های دندانپزشکی شهر تبریز در سال 97 بود. در این تحقیق، نمونه 211 نفر (110 مرد و 101 زن) از مراجعه کنندگان به کلینیک‌های دندانپزشکی شهرستان تبریز، به روش نمونه‌‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه شخصیتی نئو- فرم کوتاه و پرسشنامه اضطراب دندانپزشکی بود و داده‌ها از طریق روش آماری همبستگی و رگرسیون در نرم افزار SPSS22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد میانگین سنی زنان مراجعه کننده 30 و میانگین سنی مردان 31 بود. 49 درصد مراجعان مجرد و 51 درصد متأهل بودند و تحصیلات اغلب مراجعین زیردیپلم بود. همچنین یافته‌های تحلیل رگرسیون نشان داد اضطراب دندانپزشکی با عامل شخصیتی روان ‌رنجوری به صورت مثبت (49/0=r، 01/0=P) و با عوامل برون‌گرایی (19/0-=r، 05/0=P)، دلپذیر بودن (21/-0=r، 01/0=P) و با وجدان بودن (35/-0=r، 01/0=P) رابطه منفی معنیداری دارد. دو عامل روان‌ رنجوری (71/4=t، 01/0=P) و با وجدان بودن (44/2=t، 01/0=P) توانستند اضطراب دندانپزشکی را پیش‌بینی کنند (05/0>P).
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌ها می‌توان بیان کرد اضطراب منتشر با احساس خطر که در بسیاری از افراد در مواجهه با مداخلات دندانپزشکی مشاهده می‌شود، از درون افراد بر می‌خیزد که با شناخت عوامل ریشه‌ای، می‌توان تا حدودی با تقویت عوامل شخصیتی بازدارنده و ضربه‌گیر برای اضطراب، بهترین استفاده را از خدمات دندانپزشکی برد و از اجتناب افراد برای مراجعه به دندانپزشکی پیشگیری نمود.ش

یوسف احمدپور، سیمین زهرا محبی، سمانه رازقی،
دوره 33، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: ترس و اضطراب دندانپزشکی می‌تواند مانعی برای مراقبت‌های دندانپزشکی و در نتیجه سلامت ناکافی دهان و دندان در افراد باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین میزان اضطراب و ترس از دندانپزشکی در بالغین مراجعه کننده به کلینیک تخصصی دانشکده‌ دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران با وضعیت پوسیدگی‌های دندانی و عواقب بالینی پوسیدگی‌های درمان نشده بود.
روش بررسی: تحقیق به صورت مقطعی و توصیفی- تحلیلی روی مراجعین بالای 18 سال در سال 1398-1397 انجام شد. برای تعیین میزان ترس و اضطراب دندانپزشکی به ترتیب از دو پرسشنامه‌ استاندارد شامل شاخص ارزیابی ترس از دندانپزشکی (Dental Fear Scale) و شاخص اندازه گیری اضطراب دندانپزشکی اصلاح شده (Modified Dental Anxiety Scale) استفاده شد. متغیرهای دموگرافیک بیماران ثبت گردید و وضعیت پوسیدگی‌های دندانی و عواقب بالینی پوسیدگی‌های درمان نشده، به ترتیب با شاخص‌های DMFT (Decayed, Missing, and Filled Teeth) و PUFA (Pulpal involvement, Ulceration caused by dislocated tooth fragments, Fistula and Abscess) ندازه‌ گیری شدند. به منظور آنالیز آماری داده‌ها از آزمون همبستگی Pearson و مدل رگرسیون خطی چند گانه با روش Backward استفاده شد.
یافته‌ها: در مجموع 283 فرد بالغ با میانگین سنی 8/11±6/38 سال در این تحقیق ارزیابی شدند. میانگین نمرات اضطراب و ترس دندانپزشکی افراد به ترتیب برابر 49/4±04/12 و 87/33±16/41 بود. میزان تحصیلات به صورت معکوس (03/0=P، 14/0-=β) و وضعیت تأهل به صورت مستقیم (01/0=P، 17/0=β) رابطه معنی‌داری با میزان اضطراب داشتند. همچنین تأهل در میزان ترس از دندانپزشکی اثر معنی‌دار داشت (001/0>P، 25/0=β). همبستگی مستقیم و معنی‌داری بین اضطراب دندانپزشکی و اجزای D (001/0>P، 36/0=r) و M (02/0=P، 14/0=r) از شاخص DMFT دیده شد و ارتباط اضطراب دندانپزشکی و جزء U از شاخص PUFA معکوس و معنی‌دار (045/0=P،  12/0-=r) بود. ارتباط بین ترس دندانپزشکی با اجزای D (001/0>P، 36/0=r) و M (001/0>P، 23/0=r) از شاخص DMFT معنی‌دار و مستقیم بود.
نتیجه‌گیری: اضطراب دندانپزشکی در حد متوسط بود، اما ترس از دندانپزشکی چندان شایع نبود. اضطراب و ترس با وضعیت پوسیدگی دندان‌ها ارتباط داشت. با افزایش نمرات اضطراب و ترس، شاخص‌های پوسیدگی دندانی در نمونه‌ها افزایش می‌یافت.

آذین شیشه ‌ساز، رضا یزدانی،
دوره 33، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: پوسیدگی دندانی فرزندان می‌تواند متأثر از ترس و اضطراب مادران باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط عوامل دموگرافیک و ترس و اضطراب دندانپزشکی مادران با پوسیدگی دندان در فرزندان آنان بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی که به صورت مقطعی انجام گرفت، 374 نفر از مادرانی که جهت درمان‌های دندانپزشکی فرزندان خود به بخش کودکان پردیس بین الملل دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران در سال 1398 مراجعه کرده بودند، وارد مطالعه شدند. علاوه بر فرم جمع آوری داده مربوط به ترس (Dental fear survey) و اضطراب (Modified dental anxiety survey)، اطلاعات دموگرافیک افراد شامل سن، وضعیت تأهل، درآمد خانواده، میزان تحصیلات نیز ثبت شد. الگوهای مراجعه به دندانپزشکی و تجربه دردناک دندانپزشکی قبلی مادران نیز جمع آوری گردید. dmft/DMFT (decayed, missed, filled teeth) فرزندان نیز با توجه به معیار‌های WHO ثبت شد. برای سنجش ارتباط بین متغیر‌ها از آزمون‌های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چند خطی و از نرم افزار SPSS25 استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین سنی مادران 75/15±66/35 سال بود. بین ترس مادران از دندانپزشکی و dmft/DMFT فرزندان آن‌ها رابطه معنی‌داری گزارش نشد (738/0=P). بین سن مادران و ترس و اضطراب آن‌ها از دندانپزشکی رابطه‌ معنی‌داری وجود نداشت (943/0=P). تجربه دردناک قبلی و تحصیلات بر ترس بر دندانپزشکی ارتباط داشتند (02/0=P).
نتیجه‌گیری: اضطراب و ترس مادران ارتباطی با شاخص dmft فرزندان نداشت. تحصیلات بیشتر با اضطراب کمتر مرتبط بود. تجربه‌ بد دندانپزشکی قبلی مادران از عوامل اصلی مرتبط با ترس و اضطراب مادران است.
 

آسیه افتخاری، مریم بختیاری، امیر سام کیانی مقدم،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات نشان داده‌اند اضطراب دندانپزشکی ممکن است توسط عوامل مختلفی از جمله
خلق و خو، سن کودک، بلوغ عاطفی یا سابقه اضطراب دندانپزشکی مادر و سبک‌های فرزند پروری ایجاد شود. لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی رابطه احتمالی بین سبک فرزند پروی والدین و اضطراب دندانپزشکی کودکان و پیش بینی پذیر بودن این متغیر از طریق انواع سبک‌های فرزند پروی بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر cross-sectional (مقطعی) از نوع همبستگی بود. جامعه مورد مطالعه، کودکان 7 الی 12 ساله مراجعه کننده به درمانگاه‌های دندانپزشکی شهر تهران بودند که نمونه گیری از یکی از درمانگاه‌ها به صورت تصادفی انجام شد. تعداد 100 پرسشنامه اضطراب دندانپزشکی و سبک فرزند پروی در اختیار کودکان و والدین آن‌ها قرار گرفت و از این تعداد 95 عدد آن‌ها قابل تحلیل بود. پرسشنامه‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS22 و آزمون‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که اضطراب دندانپزشکی با سبک فرزند پروی مقتدرانه ارتباط منفی و معنی‌دار (286/0r=، 01/0P<) و با سبک فرزند پروی مستبدانه ارتباط مثبت و معنی‌دار (342/0r=، 01/0P<) دارد. سبک فرزند پروی مستبدانه می‌تواند پیش بینی کننده میزان اضطراب دندانپزشکی باشد.
نتیجه ‌گیری: دانستن پیش بینی کننده‌های اضطراب دندانپزشکی می‌تواند به دندانپزشک کودکان کمک کند بداند چه کسی بیشتر مستعد ابتلا به آن است. بر اساس این رویکرد یک رابطه مبتنی بر اعتماد بین دندانپزشک و والدین کودک می‌تواند ایجاد شود تا توصیه‌های لازم به والدین در هنگام حضور در مطب انجام شود، اضطراب در کودکان کاهش پیدا کند و شرایط بهداشت دهان و دندان بهبود یابد.

مصطفی مطلبی، مریم صادقی پور، نیکا مهرنیا، محمد بهناز، ناهید محمدنیا،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه اضطراب آزمون یکی از مهم‌ترین مشکلات دانش آموزان سال آخر دبیرستان می‌باشد. اضطراب علاوه بر تأثیرات سیستمیک، می‌تواند با ایجاد اخلال در رفتارهای بهداشتی دهان و دندان، بر روی سطح سلامت دهان و دندان تأثیرگذار باشد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی ارتباط اضطراب با متغیرهای مرتبط با سلامت دهان در دانش آموزان سال آخر دبیرستان پیش از آزمون کنکور بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، سطح اضطراب و متغیرهای مرتبط با سلامت دهان در 180 دانش آموز سال آخر دبیرستان، در سه مقطع زمانی در طول سال تحصیلی 1398-1397 در شهر تهران، توسط پرسشنامه و یک بار معاینه بالینی اندازه گیری شد. دو پرسشنامه اضطراب آزمون فریدمن و پرسشنامه استاندارد شده رفتارها و عادات سلامت دهان و دندان توسط آزمون‌های Friedman Bonferroni و Generalized estimating Equations با نرم افزار SPSS تحلیل شدند.
یافته‌ها: با نزدیک شدن به کنکور، برخی متغیرهای مرتبط با سلامت دهان مانند: الگوی استفاده از مسواک، خواب روزانه، دفعات مصرف غذای فوری (فست فود) و مصرف میان وعده‌های شیرین تغییر می‌کنند (05/0>P) تغییرات خواب روزانه با تغییرات اضطراب ارتباط معنی‌دار دارد (022/0=P). با توجه به نتایج تحلیل اندازه‎های تکرار شونده (Repeated Measures Analysis)، تغییرات معنی‌داری بین میانگین نمره جنبه خطای شناختی سه زمان مشاهده شد (001/0>P)، همچنینن با توجه به نتایج آزمون بنفرونی (Bonferroni Test) این تغییرات معنی‌دار مربوط به تفاوت میانگین نمره خطای شناختی 6 ماه قبل از کنکور و 3 ماه قبل از کنکور (001/0>P))، 6 ماه قبل از کنکور و 1 ماه قبل از کنکور (001/0>P) و 3 ماه قبل از کنکور و 1 ماه قبل از کنکور (001/0>P) می‎باشد که در هر سه حالت با نزدیک شدن به زمان کنکور نمره خطای شناخت به طور معنی‌داری کاهش یافته است و با توجه به اینکه نمره پایین‌تر در این شاخص نشان دهنده سطح اضطراب آزمون بالاتر است، هرچه به کنکور نزدیک‌تر شویم سطح اضطراب آزمون در بعد خطای شناختی بیشتر می‌شود.
نتیجه گیری: اضطراب تحصیلی کنکور سراسری می‌تواند بر روی برخی از متغیر‌های سلامت دهان مانند خواب روزانه تأثیر گذار باشد، اما با سایر متغیر‌ها ارتباط ندارد.

زهره دلیرثانی، مریم امیرچقماقی، مهشید ملکوتی سمنانی، مهدی طالبی، سید اسحاق‌ هاشمی، محمد تقی شاکری،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: درد آتیپیک صورت (atypical facial pain) (AFP) بیماری مزمنی است که با درد موضعی در ناحیه جمجمه‌ای- صورتی همراه است. طیف گسترده‌ای از درمان ها شامل درمان دارویی، روش‌های روانشناختی و عمل جراحی باز برای درمان آن استفاده می‌شود. اپیورفین یک پنتا پپتید است که می‌تواند مانع از درد شود و همچنین اثرات ضد افسردگی ثابت شده دارد. این مطالعه با هدف بررسی غلظت اپیورفین در بیمارانAFP و مقایسه آن با افراد سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 30 بیمار AFP و 40 نفر فرد سالم انجام شد. از هر دو گروه بزاق غیر تحریکی به روش spitting (تف کردن) تهیه شد. برای کلیه بیماران و افراد گروه شاهد پرسشنامه HAD-A (Hamilton Anxiety Test) و(Hamilton Depression Test) HAD-D  تکمیل شده و مصاحبه و آنالیز روانشناختی بیماران جهت تعیین درجه اضطراب و افسردگی آنان انجام شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS  (نسخه 24) انجام شد.
یافته‌ها: بیماران دو گروه از نظر متغیر سن و جنس همگن بودند. میانگین غلظت اپیورفین بزاق در کل بیماران گروه مورد و گروه شاهد،  به ترتیب 2923/0±8050/1 و 3682/0±8032/1 نانو گرم در میلی لیتر بود. با توجه به نتیجه T-test در میانگین غلظت اپیورفین بین گروه AFP و شاهد اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد (000/1P=). آزمون پیرسون نشان داد که ارتباط معنی‌داری بین سن، جنس، نمره اضطراب و افسردگی در گروه بیماران و افراد شاهد وجود ندارد (05/0P>). همچنین ارتباط معنی‌داری بین VAS اولیه، مدت ابتلا به بیماری و انجام درمان قبلی در گروه بیماران با غلظت اپیورفین وجود ندارد (05/0P>). ارتباط معنی‌داری بین شروع دوره یائسگی زنان در گروه بیماران و افراد شاهد با غلظت اپیورفین اولیه نیز یافت نشد (05/0P>).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد اکثر بیماران AFP درجاتی از اضطراب و افسردگی داشتند، هر چند غلظت اپیورفین بزاقی در مبتلایان به AFP افزایش معنی‌داری نداشت.

پگاه راهبر، لیلا بصیر، نازیلا کیانی، میلاد سروری،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اضطراب یکی از مهم‌ترین مشکلات در محیط دندانپزشکی برای کودکان است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر موسیقی بر میزان اضطراب و همکاری کودکان طی درمان دندانپزشکی بود.
روش بررسی: در این مطالعه 58 کودک 6 تا 8 ساله به طور تصادفی به دو گروه مورد (پخش موسیقی) و شاهد (بدون پخش موسیقی) تقسیم شدند. اضطراب کودکان با استفاده از آزمون تصویری ونهام و طبقه ‌بندی رفتاری فرانکل و همچنین ضربان قلب آن‌ها ارزیابی شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که در گروه مورد، میزان اضطراب بر اساس آزمون ونهام و طبقه‌ بندی فرانکل به طور معنی ‌داری کمتر بود. همچنین ضربان قلب کودکان در این گروه حین درمان پایین‌تر بود (05/0P<).
نتیجه گیری: براساس یافته‌های این مطالعه، استفاده از موسیقی به عنوان روش غیردارویی می‌تواند در کاهش اضطراب و بهبود همکاری کودکان در محیط دندانپزشکی مفید باشد.

محمد حسن سمندری، عباس حقیقت، هستی سرابی کیا، مریم براتی، الهام السادات ببیننده،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: دندانپزشک و پرستاران به دلیل ماهیت حرفه خود در فاصله‌ نزدیکی با بیماران قرار می‌گیرند و ریز قطرات بیماران آلوده خطر انتقال متقابل و افزایش ابتلا به بیماری‌های ویروسی به ویژه کووید- 19 را افزایش می‌دهد. لذا هدف از این مطالعه ارزیابی میزان اضطراب و آگاهی دانشجویان دو سال اخر پرستاری و دندانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پیرامون کووید- 19 بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی به بررسی همه‌ دانشجویان مشغول به تحصیل در دو سال آخر رشته‌های دندانپزشکی و پرستاری پرداخت، پرسشنامه اضطراب بک (Beck Anxiety Inventory) و پرسشنامه سنجش آگاهی به صورت آنلاین در اختیار دانشجویان قرار گرفت. متغیرهای این پژوهش شامل سال تحصیل، رشته، اضطراب و آگاهی بود. پس از جمع آوری اطلاعات با استفاده از آزمون کای اسکوئر و جداول توزیع فراوانی اقدام به تحلیل نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 23 و در سطح خطای 05/0 شد.
یافته‌ها: تعداد 429 دانشجو در مطالعه شرکت کردند که بیشتر آن‌ها دانشجوی رشته پرستاری (7/58%) بودند و بیشترین فراوانی دانشجویان مربوط به سال ورودی 1397 (6/29%) بود. میانگین اضطراب دانشجویان پرستاری، ورودی 1396 (12/31 در سطح شدید) ورودی 1397 (53/28 در سطح متوسط)، میانگین اضطراب دانشجویان دندانپزشکی، ورودی 1394 (93/33 در سطح شدید) و ورودی 1395 (65/36 در سطح شدید) بود. همچنین میزان آگاهی دانشجویان پرستاری در اکثر سؤالات مورد بررسی در مورد آگاهی از کرونا از دانشجویان دندانپزشکی بالاتر بود و اختلاف معنی داری بین دانشجویان مشاهده گردید (05/0P<).
نتیجه گیری: سطح آگاهی دانشجویان پرستاری نسبت به دانشجویان دندانپزشکی بالاتر بود و میزان اضطراب در دانشجویان دندانپزشکی بالا بود. با شناخت محدودیت‌های این مطالعه مقطعی، می‌توان نتیجه گرفت که تنها تعداد کمی از دانشجویان دندانپزشکی از دانش خوبی در مورد روش‌های انتقال، منشا، روش پیشگیری کووید- 19 برخوردار بودند. دانشجویانی که سال بالاتری تحصیل داشتند، بیشتر پاسخ صحیح داده بودند. تقویت دانش در مورد ایمنی زیستی در طول آموزش حرفه‌ای دانشجویان دندانپزشکی به منظور کاهش خطرات آلودگی و عفونت متقاطع در طول مراقبت از بیمار مهم است. لزوم برگزاری دوره‌های آموزشی در خصوص افزایش میزان آگاهی و کاهش اضطراب دانشجویان توصیه می‌شود.

پویان زرافشان، میثم مرادی، میثم میرزایی، پژمان هادی نژاد، همت قلی نیا،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اضطراب دندانپزشکی یکی از رایج‌ترین موانع در مسیر بهره‌مندی از خدمات سلامت دهان و دندان به‌ شمار می‌رود که می‌تواند منجر به تأخیر در مراجعه، اجتناب از درمان و تشدید مشکلات دهانی گردد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی سطح اضطراب دندانپزشکی در بیماران مراجعه‌کننده به مطب‌های دندانپزشکان عمومی شهر بابل بود.
روش بررسی: این مطالعه‌ توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1399 بر روی 400 بیمار بالای 18 سال مراجعه کننده به مطب‌‌های خصوصی دندانپزشکان عمومی شهر بابل، که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها، نسخه فارسی پرسشنامه استاندارد اضطراب دندانپزشکی (DAI) مشتمل بر 36 گویه در مقیاس لیکرت پنج گزینه‌ای (محدوده نمرات از 36 تا 180) بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبلی تأیید شده است. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری تی در نمونه‌های مستقل و آنالیز واریانس نرم‌افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: میانگین سنی شرکت‌کنندگان 03/9 ± 61/31 سال بود و 8/61% ایشان مؤنث بودند. میانگین نمره اضطراب دندانپزشکی 04/31 ± 52/129 (از 180 نمره) گزارش شد که نشان‌دهنده سطح نسبتاً بالای اضطراب در جامعه مورد بررسی است. اضطراب در زنان و افراد مجرد به طور معنی داری بیشتر بود (به ترتیب 002/0=P و 007/0=P)، اما بین گروه‌های سنی، شغل، تحصیلات و تعداد مراجعات تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0<P).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که سطح اضطراب دندانپزشکی در مراجعین به مطب‌های دندانپزشکان عمومی شهر بابل بالا بود. لذا توجه به مداخلات آموزشی، روانشناختی و ارتقاء ارتباط حرفه‌ای در محیط‌های درمانی دندانپزشکی به ‌منظور کاهش اضطراب بیماران، ضروری به نظر می‌رسد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb