جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای انطباق

عباس منزوی، شیرین لوّاف،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

ject id="ieooui" classid="clsid:38481807-CA0E-42D2-BF39-B33AF135CC4D" >بیان مسأله: امروزه به دلیل افزایش قیمت آلیاژهای با طلای بالا (High Gold) تمایل بسیار چشمگیری به استفاده از آلیاژهای بیس‌متال در ترمیم‌های فلز- سرامیک ایجاد شده است. یکی از آلیاژهای بیس‎متال تولیدشده در داخل کشور، آلیاژ مینالوکس می‎باشد. در بررسی یک آلیاژ دندانی، تطابق مارژین از مهمترین خصوصیاتی است که باید مورد ارزیابی قرار گیرد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی و مقایسه دو آلیاژ مینالوکس (ساخت شرکت موادکاران وابسته به جهاد سازندگی) و وراباند2 (Albadent Co. USA) از لحاظ تطابق لبه‎ای در مراحل حرارتی پخت پرسلن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، تعداد 24 عدد دای برنجی استاندارد با طرح Finishing Line چمفر º135 توسط دستگاه تراش Computer Numeric Controlled (CNC) تهیه گردید. مجموعه دای‎ها به دو دسته 12 عددی A و B تقسیم شدند. پس از Wax Up، نیمی از نمونه‎ها با آلیاژ مینالوکس و نیم دیگر با وراباند2 ریخته شدند و سپس مراحل پخت پرسلن بر روی آنها انجام گردید. در هر گروه چهار نمونه کنترل وجود داشت که ونیر پرسلن نشدند و تنها مراحل حرارتی پخت پرسلن بر روی آنها انجام شد. Marginal Gap تمامی نمونه‎ها پس از چهار مرحله (Casting، Degassing، پرسلن‎گذاری و Glazing) از ناحیه باکال و لینگوال توسط Scanning Electron Microscope (SEM) اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس چهار طرفه و آزمون مقایسات چند گانه با ملاک Tukey تحلیل شدند.
یافته‌ها: Marginal Gap دو آلیاژ مینالوکس (µm 8/7±10/31) و وراباند2 (µm96/6±27/30) با 95% اطمینان اختلاف معنی‎داری را نشان ندادند (43/0=P). در هر دو آلیاژ بیشترین تغییرات Marginal Gap پس از مرحله دگازینگ به وجود آمد (05/0P<). مجاورت پرسلن و ونیر پرسلن در آلیاژ مینالوکس, موجب تغییرات معنی‎دار در تطابق لبه‎ای ‎شد (05/0P<) ولی در آلیاژ وراباند2 تغییری در این مورد مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: طبق یافته‌های این مطالعه, تطابق لبه‌ای آلیاژ مینالوکس مشابه آلیاژ وراباند2 و Marginal Gap آلیاژ مینالوکس در محدوده کلینیکی قابل قبول می‌باشد و می‌توان با این آلیاژ تطابق لبه‌ای بسیار مناسبی را بدست آورد.


رباب فرهنگ، مهرنوش کاویانی، مائده امینیان، عزیز کامران، مهدی فتحی، زهرا حیدرپور،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: از پایه‌های یک درمان ریشه موفق، تطابق کافی گوتا پرکا با دیواره کانال و برقراری یک سیل آپیکالی غیر قابل نفوذ است. با وجود استفاده متداول دندانپزشکان از فایل‌های روتاری M3 و neoniti، در مورد بررسی تطابق گوتاپرکا در کانال‌های انحنا دار آماده سازی شده با فایل‌های M3 و Neoniti توسط CBCT مطالعه‌ای تاکنون انجام نپذیرفته است. مطالعه‌ حاضر با هدف بررسی تطابق گوتاپرکا در کانال‌های انحنا دار آماده سازی شده با فایل‌های M3 و Neoniti توسط CBCT طراحی و تدوین گردید.
روش بررسی: این مطالعه آزمایشگاهی تصادفی کنترل ‌شده به‌صورت ex vivo روی ۳0 عدد دندان دایمی مولر اول انسانی انجام پذیرفت. دندان‌ها به‌ طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند (گروه اول با M3 و گروه دوم با neoniti )، پس از یافتن و تثبیت مسیر مناسب کانال با فایل‌های روتاری مورد بررسی، همه گروه‌ها به روش Single Cone با استفاده از گوتاپرکای F2 و سیلر AH26، آبچوره گردید. پس از این که انطباق گوتاها با استفاده از معیارهای بالینی (بصری و رادیوگرافی) ارزیابی شد، نمونه‌ها تحت CBCT ارزیابی شدند. تمام تصاویر به دست آمده از CBCT به فرمت JPEG و سپس وارد نرم‌ افزار image J گردید و فاصله موجود بین دیوارهای کانال و گوتا را در هر کانال اندازه ‌گیری شد و داده‌های به ‌دست ‌آمده با استفاده از آزمون Mann–Whitney U تحلیل گردید.
یافته‌ها: نتایج بررسی نشان داد که میانگین و انحراف استاندارد فاصله (گپ) در فایل‌های M3 (089/0 ± 181/0) بیشتر از فایل Neoniti (033/0 ± 173/0) بود، اما تفاوت معنی‌ داری در انطباق گوتاپرکا در کانال‌های انحنا دار آماده سازی شده با فایل‌های M3 و Neoniti مشاهده نگردید (05/0 نتیجه‌گیری: با توجه به انطباق قابل ‌قبول گوتاپرکا در کانال‌های آماده سازی شده با فایل‌های M3 و Neoniti، بنابراین استفاده از این دو فایل جهت استفاده در کانال‌های انحنا دار پیشنهاد می‌گردد.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb