جستجو در مقالات منتشر شده


15 نتیجه برای بافت

مژگان پاک نژاد، یداله سلیمانی شایسته، زهرا محمدزاده،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1379 )
چکیده

روش بازسازی توسط هدایت بافتی یا GTR) Guided Tissue regeneration) جدیدترین و رایجترین روش درمان ضایعات درجه II فورکا می باشد؛ اما به علت گران بودن غشا، کاربرد آن محدودیت دارد. از طرفی روش قرار دادن فلپ در موقعیت تاجی یا CPF) Coronally Position Flap) نیز با هدف دور ساختن سلولهای اپی تلیالی از ناحیه جراحی همان هدف را دنبال می کند. این مطالعه به منظور مقایسه درمان ضایعات درجه II فورکا با استفاده از دو روش GTR (همراه با غشای قابل جذب کلاژن Biomend) و CPF (همراه با اسید سیتریک) بر روی 9 بیمار انجام شد. ضایعات دو طرفه بودند که به طور تصادفی در یکی از دو گروه فوق قرار گرفتند. اندازه گیریهای پایه و شش ماه بعد از عمل براساس متغیرهای ذیل برای هر بیمار ثبت می شد. آزمون آماری مورد نظرpaired t بود. شش ماه بعد از عمل به ترتیب در گروههای GTR و CPF کاهش عمق پاکت 1.55 و 1.88 میلیمتر، کاهش عمق افقی فورکا در حالت بسته 3.33 و 2.66 میلیمتر، کاهش عمق افقی فورکا در حالت باز 1.55 و 2.11 میلیمتر، کاهش ارتفاع یا عمق عمودی فورکا 0.33 و 1.11 میلیمتر، کاهش عرض فورکا به طور مساوی در هر دو روش 0.22 میلیمتر، میزان پر شدن فورکا (Bone Fill) توسط استخوان 33% و 51% و چسبندگی نوین 0.77 و 1.67 میلیمتر محاسبه شد. تحلیل لثه در گروه GTR مشاهده نشد ولی در گروه CPF برابر 0.11 میلیمتر بود. کاهش عرض لثه چسبنده نیز 0.34 و 0.78 میلیمتر بود؛ بدین ترتیب مقایسه سایر متغیرها (روز صفر و 180) در هر گروه به تنهایی حاکی از موثر بودن روشهای مذکور جهت بازسازی فورکا بود؛ همچنین تجزیه وتحلیل آماری نتایج شش ماهه دو گروه با هم (به جز در مورد متغیر عمق افقی فورکا در حالت بسته که به نفع گروه CPF بود)، تفاوت معنی دار نداشت؛ بنابراین با توجه به این نتایج شاید بتوان روش CPF را که مستلزم صرف هزینه کمتر و عدم وابستگی به موارد خاصی مثل غشا می باشد، به عنوان جایگزینی مناسب برای روش GTR قلمداد کرد.


حسن رزمی، داود شریفی، فرهنگ ساسانی، مجتبی اقدامی،
دوره 14، شماره 3 - ( 6-1380 )
چکیده

مرحله پاکسازی و شکل دهی کانال ریشه از مهمترین مراحل درمانهای اندودنتیکس می باشد. در بسیاری از موارد، فرایندهای فیزیولوژیک و یا پاتولوژیک بر کانال ریشه اثر می گذارند و این مجرا را بسیار باریک می کنند؛ بنابراین استفاده از وسایل و موادی که بتوان با آنها، عمل پاکسازی و شکل دهی کانال را حتی در کانالهای بسیار باریک، بخوبی انجام داد، ضروری به نظر می رسد. هدف از این مطالعه بررسی اثر دو ماده Chelating ساخت داخل و خارج بر روی بافتهای پری رادیکولر دندانهای گربه می باشد. در این تحقیق مواد RC-Prep تولید داخل و خارج، پس از تهیه و آماده سازی کانالهای هجده دندان کانین فک پایین گربه، بطور مساوی در دو گروه نه تایی، دراین کانالها قرار داده شدند و Patency ناحیه اپیکال برای نفوذ طبیعی این مواد به بافت پری رادیکولر، حفظ گردید؛ همچنین در سه دندان کانین دیگر گربه، به عنوان کنترل مثبت، ماده اسید فسفریک قرار داده شد و در سه دندان دیگر، به عنوان کنترل منفی پس از تهیه و آماده سازی کانال، هیچ ماده ای قرار داده نشد. پس از سیل تاج دندانها، گربه ها در سه دوره زمانی 1، 21 و 42 روزه پس از انجام وایتال پرفیوژن کشته شدند. نمونه های دندانی همراه با مقداری از استخوان اطراف آنها در سه گروه هشت عددی، جدا شدند و پس از تهیه لامهای هیستولوژیک، پاسخ بافتی نسبت به این مواد از طریق شمارش سلولهای آماسی مترشحه انجام شد و آنالیز مرفومتریک آنها، انجام گردید. واکنش آماسی دو نوع RC-Prep، در هیچ یک از دوره های زمانی مطالعه، تفاوت معنی داری نداشت؛ اما هر یک از دو ماده با نمونه های کنترل مثبت و منفی، تفاوت معنی دار داشتند.


امیر خاوری، صغری یاسائی،
دوره 14، شماره 4 - ( 11-1380 )
چکیده

هدف از این تحقیق ارزیابی تغییراتی بود که در نیمرخ بافت نرم یک سوم تحتانی صورت متعاقب بیرون آوردن پرمولرها و رترکشن دندانهای انسیزور به وجود می آید؛ به همین منظور سفالومتری لترال قبل و بعد از درمان 40 بیمار مونث، دارای مال اکلوژن Cl. II و Div.I (بیست و نه بیمار) و Bialveolar Protrusion (یازده بیمار) از آرشیو بخش ارتدنسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، انتخاب شد. میانگین سنی بیماران 18 سال و 10 ماه (با محدوده 24-15 سال) در شروع درمان بود. تمامی سفالومتری ها با استفاده از روش مرسوم و مورد تایید Combination Analysis ارزیابی شدند. نتایج این بررسی نشان داد که Tension لبها عامل بسیار موثری در نحوه پاسخگویی بافت نرم به درمان ارتدنسی می باشد؛ به طوریکه در بیماران دارای Lip Strain افزایش زاویه نازولبیال به صورت کاملا معنی داری بیشتر از گروه فاقد Lip Strain بود؛ همچنین از نظر افزایش ضخامت Vermilion لب بالا، اختلاف قابل توجهی بین دو گروه مورد مطالعه مشاهده شد و در افراد دارای Lip Strain، با در آوردن پرمولرها و Retraction دندانهای قدامی، Strain موجود در لبها حذف و یا کاهش یافت و ضخامت ناحیه Vermilion لب بالا افزایش نشان داد؛ همچنین شیب بردر تحتانی بینی در گروه دارای Lip Strain، با رترکشن انسیزورها کاهش یافت؛ در حالی که درگروه فاقد Lip Strain افزایش شیب این ناحیه مشاهده شد.


مهرداد لطف آذر، شریعه فقیهی،
دوره 15، شماره 3 - ( 3-1381 )
چکیده

تاکنون روشهای متعددی جهت پوشش سطوح عریان ریشه ها ارائه و آزمایش گردیده است. در بیشتر این مطالعات پوشش تحلیل لثه ای کلاس I و II میلر مورد بررسی قرار گرفته اند. این مطالعه با هدف مقایسه نتایج کلینیکی دو تکنیک پیوند آزاد بافت همبندی (CTG) و بازسازی هدایت شده نسجی (GTR) با غشای قابل جذب در پوشش سطوح عریان ریشه ها در نواحی تحلیل لثه ای کلاس III میلر انجام شد. تعداد 6 بیمار دارای یک جفت ناحیه تحلیل لثه ای قرینه، به روش تصادفی مورد درمان قرار گرفتند. شاخصهای کلینیکی قبل از جراحی و با فواصل 1، 2، 4، 6، 12 و 18 ماه بعد از جراحی اندازه گیری شدند. جهت تحلیل آماری، نتایج هر گروه درمانی (قبل از درمان با ماه ششم و قبل از درمان با ماه هیجدهم) و به منظور مقایسه دو گروه درمانی در مقاطع زمانی (قبل از درمان و ماههای 6، 12 و 18) از آزمون Paired t و به منظور مقایسه دو روش درمانی در طول زمان از آزمون واریانس سه طرفه استفاده شد. هر دو روش درمانی به طور معنی داری در پوشش سطح ریشه ها موثر بودند. میانگین پوشش سطح ریشه در دو تکنیک CTG و GTR بعد از 18 ماه به ترتیب 55% و 47/5% بود. نتایج نشان داد روش CTG نسبت به GTR در کاهش عمق و عرض ناحیه تحلیل و افزایش عرض لثه کراتینیزه به طور معنی داری موفق تر است؛ همچنین گذشت زمان (18 ماه) به عنوان یک عامل مجزا از روشهای درمانی، به طور معنی داری در افزایش عرض لثه کراتینیزه و افزایش سطح چسبندگی کلینیکی نقش دارد.


داریوش گودرزی‌پور، شکوفه شهرابی فراهانی، هوشمند واحدی گشنیانی،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1383 )
چکیده

بیان مسأله: یکی از ضایعات دندانی که معمولاً با استفاده از کلیشه‌های پری‌اپیکال تشخیص داده می‌شود، تحلیل اپیکالی ریشه دندان می‌باشد. تشخیص وجود و مقدار این عارضه می‌تواند در نحوه درمان ریشه و پیش‌آگهی درمان تأثیرگذار باشد.

هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان کارایی پرتونگاری پری‌‌اپیکال در تشخیص تحلیل اپیکالی ریشه انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی (In-vitro) 60 دندان که قبل از خارج شدن، از آنها پرتونگاری تهیه شده بود، مورد مطالعه بافت‌شناسی قرار گرفتند و نتیجه بررسیهای پرتوشناختی و بافت‌شناختی از نظر وجود و شدت تحلیل اپیکالی ریشه با استفاده از آزمون تعمیم‌یافته فیشر با یکدیگر مقایسه شدند.

یافته‌ها: نتایج این مطالعه اختلاف معنی‌داری را بین دو روش پرتوشناختی و بافت‌شناسی نشان داد (0003/0P=). تنها در 33/53% از موارد ارزیابی این دو روش با یکدیگر منطبق بودند که از این تعداد 23% واجد تحلیل ریشه بودند.عدم هماهنگی در 46% از موارد مشاهده شد؛ همچنین هیچ‌گونه اختلافی بین شیوع تحلیل اپیکالی در دندانهای فک بالا و پایین وجود نداشت (233/0P=). میزان حساسیت پرتونگاری پری‌اپیکال در تشخیص تحلیل اپیکال ریشه در این تحقیق 3/57 % تعیین شد.

نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های این مطالعه، به نظر می‌رسد تکنیک پری‌اپیکال برای تشخیص تحلیل اپیکالی ریشه دندان، از کارایی مطلوبی برخوردار نمی‌باشد و لازم است محدودیت آن مورد توجه قرار گیرد.


فریده حقیقتی، سولماز اکبری،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه به علت افزایش تقاضای بیماران برای تأمین حداکثر زیبایی، پوشش سطح عریان ریشه، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. از میان تکنیک‌های ارائه شده، بیشترین احتمال بازسازی انساج پریودنتال با استفاده از اصول (GTR) Guided Tissue Regeneration اتفاق می‌افتد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه بالینی روش GTR-based root coverage با غشای کلاژنه و پیوند استخوان و روش (SCTG) Subepithelial Connective Tissue Graft (کنترل مثبت) در درمان تحلیلهای لثه‌ای انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 11 بیمار (9 زن و 2 مرد، 25-52 ساله) با 31 تحلیل لثه‌ای کلاس I و II میلر (عمق تحلیل  2میلیمتر) مورد بررسی قرار گرفتند. ضایعات جهت درمان تحلیل لثه به صورت تصادفی در دو گروه SCTG و GTR تقسیم شدند. متغیرهای مطالعه شامل عمق تحلیل (RD)، سطح چسبندگی بالینی(CAL) و عمق پروبینگ (PD) در مید باکال و عرض تحلیل در سطح CEJ بودند که قبل از مداخله و 6 ماه بعد اندازه‌گیری شدند، یافته‌ها توسط آزمون آماریIndependent t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و 05/0P< به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: با مقایسه نتایج اولیه و 6 ماه بعد مشاهده شد، هر دو روش به صورت معنی‌داری باعث کاهش عمق تحلیل (=GTR 1/2 میلیمتر، =SCTG3/2 میلیمتر، 0001/0P<) و بهبود سطح چسبندگی بالینی (GTR= 1/2 میلیمتر، =SCTG 5/2 میلیمتر، 0001/0P<) شدند. بعد از 6 ماه متوسط پوشش ریشه با روش GTR، 62% و با روش SCTG، 74 % به دست آمد.
نتیجه‌گیری: براساس مطالعه حاضر، در هر دو روش، نتایج کلینیکی مشابه هم بودند. استفاده از غشای کلاژنه و یک پیوند استخوان، ممکن است نیاز به برداشت بافت پیوندی از خود بیمار را برطرف نماید.


مژگان پاک‌نژاد، امیررضا رکن، پوریا مطهری، رضا میرزا طلوعی،
دوره 19، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

 زمینه و هدف: امروزه بیومتریال‌های مخلتفی برای بازسازی ضایعات داخل استخوانی ارائه شده‌اند و در این میان Bio-Oss یکی از قابل‌ قبولترین مواد می‌باشد؛ ممکن است Neo-Oss اولین و تنها ماده رژنراتیو ساخت ایران باشد که البته مطالعات اندکی در مورد آن انجام شده است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی بافت شناختی Neo-Oss در مقایسه با Bio-Oss در ضایعات جمجمه خرگوش انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مداخله‌ای in vivo ‌بود. پس از کنار زدن فلپ موکوپریوستئال 18 ضایعه استاندارد (3×6 میلیمتر) در ناحیه ‌استخوان ‌فرونتال و پاریتال توسط فرز روند در جمجمه 6 خرگوش ‌نیوزلندی ایجاد شد. ضایعات در هر خرگوش به صورت تصادفی توسط یکی از روشهای زیر درمان شد:
1- بدون پیوند (کنترل) 2- پیوند Bio-Oss3- پیوند Neo-Oss. پس از 4 هفته، حیوانات کشته شده و مقاطع آماده شده تحت بررسی بافت‌شناختی قرار گرفتند. شاخصها شامل آماس، نوع استخوان، ضخامت ترابکولاسیون و واکنش جسم خارجی بودند. داده‌ها با استفاده از آزمون Friedman مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و 05/0p< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: مطالعه حاضر نشان داد که Bio-Oss در بازسازی استخوان مؤثر بود ولی آماس و واکنش جسم خارجی در گروه Neo-Oss به صورت معنی‌داری بیشتر از گروه Bio-Oss بود (به ترتیب 026/0=P و 002/0=P)؛ همچنین ضخامت ترابکول‌ها در Neo-Oss (نازک 7/66%) اختلاف معنی‌داری باBio-Oss (ضخیم 100%) و گروه کنترل (ضخیم 50% نازک 50%) داشت (006/0P=). در گروه Neo-Oss بافت گرانولوماتوز حاوی سلولهای ژانت مشاهده شد و سرعت تحلیل نیز در 4 هفته بالا بود.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، ظرفیت‌ ترمیم Neo-Oss در مقایسه باBio-Oss جهت بازسازی ‌استخوان‌ قابل‌ قبول‌ نیست.


مهوش موسوی جزی، فریده حقیقتی، گلاره صعوه،
دوره 22، شماره 2 - ( 8-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: تا به امروز از روش‌های جراحی متعددی جهت پوشش سطح ریشه‌های عریان استفاده گردیده است. در این خصوص روش Subepithelial Connective Tissue Graft (SCTG) به عنوان روشی مؤثر شناخته شده است. از میان جراحی‌های موکوژنژیوال Semilunar Coronally Positioned Flap (SCPF) تکنیکی ساده جهت پوشش سطح ریشه بوده که در آن نیازی به جراحی دوم جهت برداشتن بافت از کام بیمار نمی‌باشد. هدف این مطالعه، مقایسه نتایج این دو روش در پوشش سطح ریشه است.

روش بررسی: مطالعه بر روی 40 تحلیل لثه باکالی کلاس Miller I (mm2 ) انجام گرفت. نمونه‌ها به طور تصادفی در دو گروه SCTG، SCPF قرار گرفتند. ارتفاع تحلیل (RH)، عرض تحلیل (RW)، عرض بافت کراتینیزه (WKT)، عمق پروبینگ (PD)، حد چسبندگی کلینیکی (CAL)، در ابتدای مطالعه و 1، 3 و 6 ماه پس از جراحی اندازه‌گیری شدند. اطلاعات حاصله از مطالعه با استفاده از آنالیز آماری "Independent t-test" و "Repeated measure ANOVA" بررسی و مقایسه شدند.

یافته‌ها: متوسط پوشش ریشه در SCPF و SCTG به ترتیب 88% و 71% بود، پوشش ریشه به ترتیب 55% و 45% موارد به صورت کامل بود. هیچگونه تفاوت آماری آشکاری بین دو گروه از نظر میزان WKT, CAL, PD, RW وجود نداشت (به استثناء WKT که در ماه سوم پس از جراحی در گروه SCPF اندکی بیشتر بود). کاهش RH به طور آشکاری از ماه دوم تا انتهای مطالعه در گروه SCPF مشاهده گردید که در ارتباط با میزان پوشش بیشتر در این گروه می‌باشد.

نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این مطالعه در صورتی که لثه از ضخامت کافی برخوردار بوده و عرض لثه کراتینیزه در آن کافی باشد، روش SCPF می‌تواند به عنوان جایگزین روش SCTG در درمان ضایعات Miller class I به کار رود.


رزا حقگو، فرید عباسی،
دوره 23، شماره 1 - ( 4-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: فرموکرزول یکی از معمول‌ترین داروها در پالپوتومی دندان‌های شیری است. با توجه به عوارض سیستمیک و موضعی این دارو جایگزینی آن با مواد دیگر ضروری به نظر می‌رسد. هدف از این مطالعه ارزیابی تغییرات پالپ دندان‌های شیری پس از پالپوتومی با فرموکرزول و هیپوکلریت سدیم بود.

روش بررسی: در این مطالعه که به روش کارآزمایی بالینی تصادفی انجام گرفت، 22 دندان نیش که می‌بایست در طی درمان ارتودنسی خارج می‌شدند انتخاب گردیدند. دندان‌ها به طور تصادفی به 2 گروه برای پالپوتومی با فرموکرزول و هیپوکلریت سدیم تقسیم شدند (11n=). دندان‌ها بعد از دو ماه خارج شدند و پاسخ پالپی بر اساس میزان التهاب و وسعت درگیری پالپ ارزیابی شد. تشکیل پل عاج نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. نهایتاً داده‌ها با آزمونMann-Withney آنالیز گردید.

یافته‌ها: در گروه فرموکرزول التهاب خفیف در 4 دندان و التهاب متوسط در 3 مورد و التهاب شدید در 4 دندان دیده شد. در گروه هیپو کلریت سدیم التهاب خفیف در 6 مورد و التهاب متوسط در 4 مورد و التهاب شدید در 1 مورد دیده شد. آزمون من ویتنی نشان داد که این اختلاف معنی‌دار نبود (05/0P>). در گروه فرموکرزول نکروز در 5 دندان مشاهده شد و آبسه و تحلیل در هیچ موردی دیده نشد. در گروه هیپو کلریت سدیم در 3 دندان تحلیل داخلی دیده شد. آبسه و نکروز در هیچ موردی دیده نشد. آزمون من ویتنی نشان داد که اختلاف دو گروه در مورد نکروز از نظر آماری معنی‌دار بود )02/0(P=. در این گروه در 3 مورد پل عاجی تشکیل شد. در گروه فرموکرزول تشکیل پل عاجی دیده نشد. آزمون من ویتنی اختلاف معنی‌داری را نشان نداد (05/0P>).

نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می‌توان در پالپوتومی دندان‌های شیری از هیپوکلریت سدیم استفاده کرد.


فهیمه سادات طباطبایی،
دوره 25، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده

علم دندانپزشکی تاکنون بر اصلاح و بهبود خصوصیات مواد مصنوعی استوار بوده است. اما ظهور مهندسی بافت دندان، منجر به تغییر چارچوب محصولات اصلی، مانند مواد ترمیمی و ایمپلنت‌ها خواهد شد. بدون شک، علم زیست مواد با پذیرش این تکنولوژی جدید، در مرحله‌ای بزرگ از گذار تاریخی خود قرار دارد. هدف از این مقاله بررسی کاربردهای مهندسی بافت در شاخه‌های مختلف دندانپزشکی می‌باشد. برای رسیدن به این هدف، با استفاده از کلید واژه‌های dental stem cells، teeth tissue engineering، regenerative dentistry، oral surgery، periodontal regeneration و regenerative endodontics مروری بر مقالات موجود در پایگاه مدلاین انجام شد. محدوده جستجوی مقالات، عمدتاً از سال 2000 به بعد بود. براساس این مطالعه مروری می‌توان پیش‌بینی نمود که هرچند مشکلات عمده‌ای بر سر راه مهندسی بافت‌های دندانی وجود دارد، اما به زودی این تکنیک، کاربردهای فراوانی در دندانپزشکی خواهد یافت.


فرزانه جباری، جواد محمد نژاد، کمال یاوری،
دوره 27، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: در دهه گذشته مطالعات فراوانی استخراج جمعیت‌های سلول بنیادین را از منابع گوناگون دندانی گزارش کرده‌اند، در حالیکه هنوز ماهیت مزانشیمی آن‌ها مورد بحث است. هدف از این مطالعه معرفی انواع روش‌های جداسازی سلول از پالپ دندان برای تعیین ماهیت مزانشیمی آن‌ها قبل از تمایزشان بود.

  روش بررسی: یکی از بهترین منابع برای سلول‌های بنیادین، بافت پالپ دندان است. سلول‌های بنیادین بافت پالپ دندان مناسب‌ترین منبع سلول‌های بنیادین خواهد بود زیرا در طول زندگی، دندان‌ها قابلیت بازیابی و جایگزینی را دارند. پالپ بافت تخصصی همبند شامل خون، رگ‌ها و عروق لنفی و اعصاب و مایع میان بافتی است. سلول‌های بنیادین بافت پالپ در ناحیه غنی از سلول در بافت پالپ یافت می‌شوند. این سلول‌ها برای نخستین بار در سال 2000 توسط شخصی به نام گرانتوس استخراج گردید و پتانسیل تمایز به سلول‌های ادونتوبلاست، ادیپوسیت و سلول‌های عصبی را از خود نشان دادند. گرانتوس سلول‌ها را به دو روش استخراج نمود: روش هضم آنزیمی و روش دوم روش فرعی بود. این سلول‌ها قابلیت نگهداری و ذخیره‌سازی درون نیتروژن مایع را داشتند. همچنین نشان داده شده است که سلول‌های بنیادین پالپ دندان انسان می‌توانند ساختارهای پیچیده مانند پالپ دندان یا استخوان Woven را در داخل بدن تشکیل دهند.

  نتیجه‌گیری: سلول‌های بنیادین پالپ دندان از قسمت Cranial neural crest سرچشمه می‌گیرند و ویژگی‌های عصبی مانند بیان نوتروفین را دارند بنابراین این سلول‌ها می‌توانند منبعی برای درمان اختلالات عصبی باشند. ویژگی این سلول‌ها و تعیین پتانسیل آن‌ها در واکنش‌های احیایی پایه و اساس توسعه روش‌های درمانی جدید را تشکیل می‌دهند اگرچه این روش مستلزم به کارگیری مستقیم سلول‌ها در ناحیه آسیب دیده برای بازسازی و یا بهره‌گیری همراه یک داربست مناسب برای مهندسی بافت است. این روش‌ها خلاقیت و نسل جدید درمان‌های بالینی بر مبنای پدیده‌های بیولوژیکی را برای بیماری‌های دندان فراهم خواهند نمود.


عباس مجدآبادی، منا احدی، رضا فکر آزاد،
دوره 29، شماره 1 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه لیزرها به علت کاهش درد و خونریزی به عنوان جایگزینی برای برش دندان استفاده می‌شوند. هدف از این مطالعه بررسی بر همکنش لیزر اگزایمر ArF با بافت سخت مینا و عاج دندان بود.

روش بررسی: در این تحقیق تعدادی دندان آسیا عاری از هر نوع پوسیدگی یا ترمیم دندانی و ترک مینایی استفاده شد. از آن جا که پرتودهی بر روی مینا و عاج دندان مدنظر بوده است برخی از نمونه‌های دندانی را برش دادیم تا به سطح عاج دسترسی پیدا کنیم. در این پرتودهی انرژی‌های لیزر برای مینا 50، 70 و 95 میلی‌ژول و برای عاج دندان 50، 70 و 80 میلی‌ژول بودند. سپس به ازای هر مقدار انرژی تعداد پالس‌ها 200، 400، 600، 800، 1000 و 1500 تنظیم شدند. بر روی مینا و عاج دندان کندگی بدون حضور اسپری آب آن جام شد. نهایتاً با استفاده از دوربین متصل به کامپیوتر ابعاد کندگی‌ها اندازه‌گیری شد و نتایج در قالب نمودار ارایه شد.

یافته‌ها: به ازای هر مقدار انرژی با افزایش تعداد پالس، ابعاد کندگی افزایش یافت. عمق کندگی در عاج بیشتر از مینا بوده است چراکه بافت عاج نرم‌تر است. روند کلی نمودارها برای مینا و عاج مشابه بوده‌اند. تصاویر SEM مربوط به انرژی 95 میلی‌ژول برای مینای دندان و انرژی 80 میلی‌ژول برای عاج دندان نشان داد لبه‌های کندگی تیز بودند.

نتیجه‌گیری: با افزایش انرژی عمق کندگی افزایش می‌یابند اما در هر انرژی با افزایش تعداد پالس‌ها عمق کندگی به میزان انتظار، افزایش نمی‌یابد. علت این پدیده را می‌توان نبودن اسپری آب در هنگام پرتودهی ذکر کرد.


عباس مجدآبادی، منا احدی، رضا فکر آزاد،
دوره 29، شماره 2 - ( 8-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه لیزرها به علت کاهش درد و استرس به عنوان جایگزینی برای برش دندان استفاده می‌شوند. هدف از این مطالعه بررسی برهمکنش لیزر اگزایمر Er,Cr:YSGG با بافت سخت مینا و عاج دندان بود.

روش بررسی: در این تحقیق تعدادی دندان مولر عاری از هر نوع پوسیدگی یا ترمیم دندانی و ترک مینایی استفاده شد. از آنجا که پرتودهی بر روی مینا و عاج دندان مدنظر بوده است، برخی از نمونه‌های دندانی را برش دادیم تا به سطح عاج دسترسی پیدا کنیم. در این پرتودهی مقادیر توان لیزر برای مینای دندان 5/0، 1، 5/1، 2، 5/2، 3، 5/3، 4، 5، 5/5 و 6 وات و برای عاج دندان 5/0، 1، 5/1، 2، 5/2، 3، 5/3 و 4 وات تنظیم شدند. بر روی مینا و عاج دندان کندگی همراه با اسپری آب انجام شد. نهایتاً با استفاده از دوربین متصل به کامپیوتر ابعاد کندگی‌ها اندازه‌گیری شد و نتایج در قالب نمودار ارایه شد.

یافته‌ها: با افزایش مقادیر توان، حجم کندگی برای مینا و عاج افزایش یافته است. همچنین با افزایش مقدار انرژی محاسبه شده در هر گام، روند افزایش عمق کندگی مینا و عاج صعودی بوده است. تصاویر SEM مربوط به توان‌های 5/3 و 4 وات برای مینا و توان‌های 1 و 5/1 وات برای عاج دندان نشان دادند که کندگی‌های ایجاد شده لبه‌های تیزی ندارند.

نتیجه‌گیری: با افزایش انرژی لیزر، حجم کندگی‌ها افزایش داشته است. همچنین با افزایش توان، عمق کندگی‌ها با روند مناسبی افزایش داشته‌اند. احتمالاً این روند مناسب، حاصل وجود اسپری آب حین پرتودهی و همچنین جذب مناسب این پرتو توسط بافت بوده است.


پریسا نوحی، محمد جعفر عبدخدائی، محمد حسین نکوفر، پاول دامر،
دوره 36، شماره 0 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: نکروز پالپ در دندان‌های نابالغ رشد ریشه را مختل و دندان‌ها را مستعد شکستگی می‌کند. اندودنتیکس بازساختی روش درمانی جدیدی را ارائه می‌دهد که به موجب آن پالپ از دست رفته می‌تواند با بافتی تازه تشکیل شده با عملکرد شبیه بافت اولیه طبیعی جایگزین شود. بسیاری از مطالعات بالینی پتانسیل این استراتژی را در تکامل ریشه و بسته شدن آپیکال نشان داده‌اند. با این حال، نتایج بالینی وابسته به متغیرهای متعدد و غیر قابل پیش بینی هستند. توسعه پروتکل‌های قابل پیش ‌بینی از طریق تعامل سه عنصر اساسی مهندسی بافت، یعنی داربست، سلول‌های بنیادی و مولکول‌های سیگنال ‌دهی به دست می‌آید. به علاوه نحوه آماده سازی فضای درونی ریشه و نوع زیست ماده استفاده شده در بخش تاجی، به موفقیت بالینی این روش درمانی کمک می‌کنند. در پژوهش پیش رو، پیشرفت‌های اخیر در رویکردهای مبتنی بر مهندسی بافت برای بازساخت کمپلکس پالپ/عاج همراه با مزایا و محدودیت‌های آن‌ها مورد بحث قرار می‌گیرد.

شقایق کهزادی، زهرا محمدی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

بازسازی هدایت ‌شده استخوان و بافت، یکی از روش‌های رایج در فرآیند درمان نواحی اطراف دندان طبیعی و نیز در درمان به کمک ایمپلنت‌های دندانی می‌باشد. در این فرآیند، غشاءهای سدی به کار می‌روند تا فضایی مناسب برای رشد استخوان جدید ایجاد کرده و از ورود سلول‌های غیرمطلوب به این محیط جلوگیری نمایند. ویژگی‌هایی از قبیل سازگاری با بافت زنده، ساختار پایدار، عمر مطلوب و سهولت در استفاده، از جمله معیارهای اصلی در انتخاب غشاءهای مناسب برای این کاربرد تلقی می‌شوند. از طرف دیگر، انتخاب نوع مناسب غشاءها، با توجه به تنوع بالای آن‌ها از لحاظ منبع تأمین، جنس، ساختار و خواص، به شرایط بالینی بیمار و نوع درمان مورد نظر نیز وابسته است و از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد. در سال‌های اخیر، غشاءهای الیافی به دلیل خواص منحصر به ‌فرد، توجه خاصی را به خود جلب کرده‌اند. این غشاءها که به‌ وسیله الیاف طبیعی یا سنتزی تولید می‌شوند معمولاً دارای تخلخل بالایی هستند که به آسان‌تر شدن نفوذ رگ‌های خونی و سلول‌های استخوان ‌ساز کمک شایانی می‌نمایند. با توجه به میزان تخلخل و انعطاف ‌پذیری این نوع غشاءها، از آن‌ها برای ترمیم بافت‌های فک و دندان به طور گسترده استفاده شده که در افزایش حجم استخوان باز تولید، هدایت رشد آن و همچنین جلوگیری از ورود بافت نرم به ناحیه ترمیم بسیار مؤثر می‌باشد و در واقع، نهایتاً بر نتایج درمان تأثیر مثبت خواهد داشت. از طرف دیگر، به دلیل پیچیدگی و گستردگی عفونت‌های دهانی، در سال‌های اخیر رویکردهای جدید نانوتکنولوژیکی برای بازسازی مواضع عفونی در دندانپزشکی مطرح شده‌اند. این استراتژی‌ها، با هدف قراردادن موضع خاص و با دارا بودن ویژگی‌های غیرسمیت می‌توانند به انتقال مولکول‌های ضد میکروبی، بازسازی بافت و حفظ سلامت دهان کمک نمایند. در این راستا، غشاءهای نانو الیافی به‌ عنوان ساختارهای چند منظوره، هم در آزاد سازی مولکول‌های ضد میکروبی و هم به‌ عنوان داربست برای تشکیل بافت جدید نقش آفرین خواهند بود. به ‌طور کلی، غشاءهای الیافی با شبیه ‌سازی شرایط طبیعی بدن، محیطی ایده‌آل برای رشد و ترمیم بافت‌های استخوان فراهم می‌آورند و در نتیجه، باعث موفقیت بیشتر در درمان‌های دندانپزشکی می‌گردند. مقاله حاضر به تفصیل به بررسی جامع غشاءهای الیافی پلیمری و کامپوزیتی دارای پتانسیل رهایش دارو اختصاص یافته است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb