جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای تشخیصی

محسن شیرازی، یاسمین فرج‌زاده جلالی، حجت درویش‌پور،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: افراد مبتلا به شکاف کام و لب در دوران کودکی و نوجوانی نیاز به درمان‌های ارتودنسی دارند. از طرف دیگر لندمارک‌های مثلث تشخیصی تویید به همراه اندازه‌گیری‌های سفالومتریک، اطلاعات با ارزشی درباره الگوی اسکلتی برای طرح درمان و تشخیص در اختیار ارتودنیست‌ها قرار می‌دهد. تحقیق حاضر با هدف تعیین تغییرات سفالومتریک مثلث تویید در بیماران مبتلا به شکاف کام و لب در مقایسه با افراد نرمال انجام شد.

روش بررسی: تعداد 101 بیمار دارای شکاف لب و کام و 95 فرد نرمال همسان‌سازی شده از نظر سن (5 تا 16 سال)، جنس و نژاد انتخاب شدند. مبتلایان به شکاف کام و لب همگی دارای سوابق درمانی یکسان بوده‌اند. از کلیه‌ی بیماران رادیوگرافی تهیه شده و متعاقب تعیین لندمارک‌های آناتومیک در هر کلیشه رادیوگرافی‌ها تریس شدند. لندمارک‌های مورد بررسی شامل نقاط، خطوط و پلن‌های مختلف به همراه زوایای اسکلتی و دندانی و نیز نسبت اندازه‌های طولی در رادیوگرافی‌ها بوده است. مقادیر لندمارک‌ها در دو گروه با آزمون Student t مورد قضاوت قرار گرفت.

یافته‌ها: از نظر الگوی مورفولوژی مجموعه‌ی کرانیوفاسیال تفاوت‌های آشکاری بین مبتلایان به شکاف کام و لب و افراد نرمال دیده شد (001/0P<). جنس بیمار تأثیری در تغییرات شاخص‌های سفالومتری در مبتلایان شکاف کام و لب نداشت (به جزIMPA و FMIA). تغییرات زوایای تویید بین دو گروه نرمال و واجدین شکاف کام و لب در پسران بیشتر از دختران بوده است. رتروژن مندیبل (کاهش زاویه‌ SNB)؛ باز شدگی زاویه گونیال و افزایش شیب پلن مندیبل و ارتفاع قدامی صورت در افراد نرمال و واجدین شکاف کام و لب یکسان بوده و تفاوتی از نظر شاخص‌های مرتبط با کرانیوم در آن‌ها دیده نشد (05/0P>).

نتیجه‌گیری: در مجموع تفاوت‌های قابل توجهی در محدوده‌ی مثلث تویید شامل کاهش زاویه‌ IMPA و افزایش زوایای FMIA و FMA در بیماران مبتلا به شکاف لب و کام در مقایسه با افراد نرمال دیده شده و تفاوت دو گروه در سایر شاخص‌ها چندان قابل توجه نبوده است.


فرشته بقائی نائینی، شیوا گندمی، پویان امینی شکیب، نازنین مهدوی، منیر مراد زاده، محمد جواد خرازی فرد، مائده قربان پور،
دوره 31، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سازمان جهانی بهداشت (WHO= World health organization) در سال 1978 تعریف هیستوپاتولوژیکی را جهت تشخیص OLP (oral lichen planus) ارائه داد. مطالعات قبلی نشان دادند که این معیارها از پایایی کافی برخوردار نیستند. در سال 2003 معیارهای modified WHO توسط
van der Meij و همکاران ارائه شد که شامل معیارهای تجدید نظر شده بالینی و هیستوپاتولوژیک می باشد. هدف از این مطالعه بررسی پایایی درون مشاهده گر و بین مشاهده گر در ارزیابی هیستوپاتولوژیک  OLPبر اساس معیارهای  modified WHO بود.
روش بررسی: 55 لام میکروسکوپی که لیکن پلان و ضایعات لیکنوئیدی دهان در تشخیص بالینی آن‌ها مطرح بوده است، در 2 فاز اجرایی، با فاصله 3 ماه در اختیار 6 مشاهده‌گر قرار گرفت تا بر اساس معیارهای هیستوپاتولوژیک modified WHO، یکی از تشخیص‌های OLP و یا compatible with OLP را انتخاب کنند، سپس با اطلاعات حاصل، پایایی بین مشاهده‌گر و درون مشاهده‌گر از طریق آنالیزهای Kappa و ضریب تکرار پذیری (Repeatability coefficient) محاسبه شد.
یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که پایایی معیارهای modified WHO در بررسی بین مشاهده‌گر، قوی (77/0) و در بررسی درون مشاهده‌گر، متوسط تا قوی (82/0-58/0) می‌باشد.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه پایایی درون مشاهده‌گر و بین مشاهده‌گر در ارزیابی هیستوپاتولوژیک OLP بر اساس معیار‌های modified WHO، در مقایسه با نتایج مطالعات دیگر در مورد معیار‌هایWHO، قوی‌تر می‌باشد، اما پیشنهاد جایگزین کردن این معیارها با معیارهای WHO نیاز به مطالعات بیشتر با تعداد نمونه بیشتر و مقایسه این دو تکنیک با یکدیگر دارد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb