14 نتیجه برای دندانپزشکان
یدالله سلیمانی شایسته،
دوره 12، شماره 1 - ( 5-1378 )
چکیده
در نتایج تحقیقات کشورهای جهان اول به این نکته اشاره کرده اند که با آموزش بهداشت می توان از 80% موارد بیماریهای دهان و دندان جلوگیری نمود. در مطالعه حاضر که به بررسی میزان آگاهی (Knowledge)، نگرش (Attitude) و عملکرد (Practice) دندانپزشکان شهرستان ارومیه پیرامون چگونگی ارائه بهداشت دهان و دندان پرداخته شده است، نتایجی بدین شرح حاصل شد: در این بررسی مشخص شد که میزان آگاهی و دانش دندانپزشکان از روشهای بهداشتی و روابط اتیولوژیک آنها با بیماریهای دهان و دندان حدود 95% می باشد. اما علی رغم این اطلاعات بالا، میزان نگرش آنها به مسائل بهداشت و اهمیت آن حدود 53.48% می باشد و عجیب تر این که میزان عملکرد دندانپزشکان مورد مطالعه در ارائه خدمات بهداشتی 66.17% می باشد که حدود 13% بیش از نگرش خود، عملکرد دارند. علت اختلاف نتایج فوق را می توان یا به علت عدم صداقت کامل در جوابگویی پرسشها از سوی عده ای از دندانپزشکان و یا به دلیل این که آگاهیهای تئوری دندانپزشکان در سطح بالایی می باشد، دانست که بطور غیرمستقیم با وجود کمبود نگرش و اعتقاد باطنی، بر روی عملکرد و کارهای کلینیکی دندانپزشکان مورد مطالعه اثر گذاشته و باعث شده است که عملکرد دندانپزشکان در حدود 13% بیشتر از نگرش آنها شود.
محمدعلی بهناز، فاطمه بهناز، محمود محمدزاده،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده
بیان مسأله: هپاتیت C عفونت نسبتاً شایعی است که یکی از راههای انتقال آن ورود اتفاقی سوزن آلوده میباشد و دندانپزشکان از این نظر پیوسته در معرض خطر میباشند.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع هپاتیت C و سنجش آگاهی دندانپزشکان شهر یزد در مورد انتقال و پیشگیری از بیماری هپاتیت انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی که به صورت مقطعی (1381) انجام شد، از تمامی دندانپزشکان شاغل در شهر یزد نمونه خون (104 مورد) گرفته شد و در آزمایشگاه سازمان انتقال خون شهر یزد، ابتدا به روش ELISA نسل اول از نظر Anti HCV و در صورت مثبت بودن آزمایش Riba برای تأیید انجام شد؛ در این بررسی همچنین پرسشنامهای توسط هر دندانپزشک تکمیل گردید که به وسیله آن میزان آگاهی وی نسبت به بیماری هپاتیت سنجیده شد. پس از استخراج نتایج، نمرات آگاهی در سطو ح متغیرهای مستقل و با استفاده از آزمونهای آنالیز واریانس و t مقایسه شدند.
یافتهها: هیچ یک از 104 نمونه گرفتهشده از نظر Anti HCV مثبت نبودند؛ میانگین کلی آگاهی دندانپزشکان در مورد هپاتیت 08/14 در مقیاس 20 بود؛ آگاهی 1/92% از این افراد، در حد متوسط و بالا بود بین آگاهی افراد مورد مطالعه با متغیرهای سن، جنس و سابقه کار از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: طبق یافتههای مطالعه حاضر، نبودن آلودگی به هپاتیت C در دندانپزشکان شهر یزد ناشی از شیوع کم این هپاتیت در جامعه شهری یزد و نیز نشانگر آگاهی و عملکرد مطلوب در مورد راههای جلوگیری از عفونتهای قابل انتقال از طریق خون و دهان میباشد.
جلال پورهاشمی، فاطمه مهندس، احمدرضا طلاییپور،
دوره 21، شماره 1 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص پوسیدگیهای شیارهای اکلوزال در مراحل ابتدایی بسیار دشوارتر از سایر پوسیدگیها بوده و نیاز به مهارت و دقت دندانپزشکان و کاربرد ابزارهای پیشرفته و روشهای جدید دارد. هدف از این مطالعه ارزیابی میزان تنوع تشخیص پوسیدگیهای اکلوزال به وسیله دندانپزشکان عمومی بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی در سال 1385 با معاینه دندانهای کودکان 10-8 ساله مراجعهکننده به بخش کودکان تعداد 6 دندان مولر اول دایمی با پوسیدگی شیارهای اکلوزال در درجات 1 و 2 و 3 (طبق روش Espelid) که به تائید پنج دندانپزشک متخصص رسیده بود انتخاب شد. فتوگرافی رنگی سطح اکلوزال و رادیوگرافی بایتوینگ این دندانها از طریق رایانه بر روی مانیتور به نمایش درآمد و از 157 دندانپزشک عمومی که به طور تصادفی سیستماتیک انتخاب شده بودند خواسته شد پس از مشاهده تصاویر مربوطه با تکمیل پرسشنامه تشخیص خود را مبنی بر وجود یا عدم پوسیدگی و میزان پیشرفت آن در مینا و عاج اعلام نمایند. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون آماری chi-square تجزیه و تحلیل شد. 05/0>p به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: تشخیص دندانپزشکان در مورد پوسیدگیهای اکلوزال به ترتیب زیر بود: در پوسیدگیهای درجه 1، 3/94% از دندانپزشکان هیچگونه پوسیدگیای تشخیص ندادند و 8/3% پوسیدگی در مینا (تشخیص صحیح) و 9/1% پوسیدگی در حد عاج تشخیص دادند. پوسیدگیهای درجه 2، 7/15% از دندانپزشکان هیچگونه پوسیدگیای تشخیص ندادند و 7/60% پوسیدگی در حد مینا (تشخیص صحیح)، 31/22% در حد عاج و 3/1% نیز درگیری پالپ را گزارش نمودند. در پوسیدگیهای درجه 3، 7% از دندانپزشکان هیچگونه پوسیدگی تشخیص ندادند. در حالیکه 2/27% پوسیدگی در حد مینا و 9/58% پوسیدگی در حد عاج (تشخیص صحیح) و 1/6% درگیری پالپ را گزارش نمودند و 3/0% پاسخی ندادند. موارد تشخیص صحیح به وسیله دندانپزشکان زن در مقایسه با مردان به صورت معنیداری بیشتر بود (013/0=p)
نتیجهگیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر اگرچه تشخیص صحیح پوسیدگی اکلوزال به وسیله دندانپزشکان در حد قابل قبولی است ولی پراکندگی زیادی که در تشخیص این پوسیدگیها بین دندانپزشکان وجود دارد نشان دهنده نیاز آنها به آموزش روشهای جدید تشخیص و کاربرد ابزارهای پیشرفته در این زمینه می باشد.
عبداله فرهادی نسب، علی شکفتهراد، خسرو مانی کاشانی،
دوره 21، شماره 1 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از جنبههای تندرستی پرداختن به سلامت دهان و دندانها است، اما گاهی حضور در مطب دندانپزشکی چنان با ترس و وحشت توأم میشود که انجام و ارائه خدمات دندانپزشکی غیر ممکن میگردد. این موضوع از سویی باعث کاهش اعتماد به نفس دندانپزشکان شده و از سوی دیگر شاخصهای بهداشتی جامعه را دچار تغییرات منفی میسازد. شناخت عوامل فزاینده و کاهنده اضطراب میتواند در بهبود این وضعیت مؤثر واقع شود. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف ارزیابی وجود و علل اضطراب در مراجعین مطبهای دندانپزشکی عمومی شهر همدان صورت گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی و تحلیلی، مراجعین به مطبهای دندانپزشکان عمومی که بالای 9 سال سن داشتند به صورت تصادفی انتخاب و طی دو مرحله مورد پرسش قرار گرفتند. در مرحله اول با یک پرسشنامه 17 سؤالی استاندارد براساس مقیاس DAS(Dental Anxiety Scale) مشخص شد که آیا مراجعه کننده اضطراب دارد یا خیر. سپس افرادی که دچار اضطراب و بالغ بر 400 نفر بودند با یک پرسشنامه 64 سؤالی که براساس مقیاس اضطرابی Corah تنظیم شده بود مورد پرسش قرار گرفتند. دادههای جمعآوری شده تحت بسته نرمافزاری SPSS ویرایش سیزدهم و براساس مدل آماری تحلیل واریانس چند متغیره آنالیز و 05/0p< بعنوان سطح معنیداری درنظر گرفته شد.
یافتهها: مطالعه حاضر نشان داد عوامل مربوط به محیط مطبهای دندانپزشکی با فراوانی 1/31%، عوامل مربوط به تصورات شخصی با فراوانی 4/19% و عوامل مربوط به مدیریت مطب و درمان دندانپزشکی هریک با فراوانی 1/19% در شکلگیری اضطراب مراجعین به مطب دندانپزشکی نقش داشتهاند. شاخصترین عوامل مربوط به محیط مطب نامطلوب بودن سرویس بهداشتی (3/46%)، وجود لکههای خون در محیط (5/44%) و کثیف بودن روپوش دندانپزشک (8/43%) گزارش گردید. امکان سرایت بیماری مهمترین علت موجد اضطراب در مجموعه عوامل ناشی از تصورات شخصی به حساب میآمد (3/67%). برخورد عصبی دندانپزشک با فراوانی 8/47% و بیتوجهی دندانپزشک به بیمار با فراوانی 8/46% از بارزترین علل موجد اضطراب در بین عوامل ناشی از مدیریت مطب محسوب شدند. در مجموعه علل ناشی از درمان دندانپزشکی، خارج نمودن دندان، تزریق بیحسی و درمان ریشه هریک به ترتیب با فراوانی 3/48%، 5/44% و 3/44% از مهمترین علل به محسوب گردیدند. تجربه قبلی درمان دردناک با فراوانی 3/47% و وضعیت نامناسب بهداشت دهان دندانپزشک با فراوانی 5/34% جزء سایر علل موجد اضطراب گزارش گردید. تعدد عوامل اضطراب در همه زمینههای مذکور به طور معنیداری در زنان بیشتر از مردان بود.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد بیشترین حیطه ایجاد اضطراب در مراجعین به مطبهای دندانپزشکی به تصورات شخصی آنها مربوط میشود که این موضوع در زنان به مراتب بیشتر از مردان مطرح میباشد.
ندا بابایی، آرش پورستار بجهمیر، حامد سراجپور،
دوره 26، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: رخ دادن اورژانسهای پزشکی در مطب دندانپزشکی نسبتاً شایع میباشد. اولین و مهمترین قدم در کنترل اورژانسهای پزشکی، توانایی ارائه اقدامات حیاتی پایه میباشد که مستلزم داشتن آگاهی، مهارت و تجهیزات موردنیاز درصورت وقوع اینگونه حوادث میباشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی آگاهی دندانپزشکان در زمینه شناخت و درمان اورژانسها و تمایل آنها به برگزاری کارگاههای آموزشی در این زمینه بود.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی- مقطعی بر روی 132 دندانپزشک عمومی و متخصص شهر بابل در سال 90-1389 صورت گرفت. پرسشنامه معتبر (پایایی آگاهی و نگرش: آلفای کرونباخ به ترتیب 79% و 84%) شامل 17 سؤال آگاهی (امتیاز 17-14 عالی، 14-11 : خوب، 11-8 : متوسط و زیر 8 : ضعیف) و 3 سؤال نگرش و دادههای دموگرافیک توزیع شد. دادهها با آمارهای مربع کای، آزمون T و پیرسون در نرمافزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: 119 نفر (9/91%) پرسشنامه را تکمیل کردند. میانگین سنی آنها (5/7 ± ) 6/38 سال بود که (6/70%) 84 نفر مرد و (4/29%) 35 نفر زن بودند. میانگین نمره آگاهی (31/2 ± ) 31/9 از 17 بود که با سن (03/0-= r ) و سال فارغالتحصیلی (43/0-= r ). ارتباط منفی داشت. در میان شرکتکنندگان 94% موافق برگزاری کارگاه آموزشی، 75% موافق تجهیز کامل مطب و ترالی اورژانس بودند و 9/ 84% آنها از آموزش دوران دانشجویی در این زمینه ناراضی بودند.
نتیجهگیری: آگاهی دندانپزشکان شهر بابل در زمینه اورژانسهای پزشکی کافی نیست که نیازمند مداخله در جهت ارتقاء و به روزرسانی از طریق برگزاری کارگاه آموزشی و برنامههای آموزشی مداوم میباشد.
سعید وحید تازه کند، آسیه افتخاری،
دوره 33، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: رادیوگرافی یکی از مهمترین روشهای پاراکلینیکی در تشخیص صحیح و انتخاب درمان در دندانپزشکی است. به دلیل خطرات احتمالی اشعه X برای بیماران، مسئولیت حرفهای دندانپزشک ایجاب میکند که از انجام رادیوگرافیهای غیر ضروری پرهیز گردد. هدف این مطالعه بررسی آگاهی دندانپزشکان شهر زنجان نسبت به اصول حفاظت در برابر اشعه در سال 1398 بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی- توصیفی، به 107 دندانپزشک عمومی و متخصص شاغل در شهر زنجان مراجعه و پرسشنامههای طراحی شدهای بین آنها توزیع گردید. سطح آگاهی دندانپزشکان در 27 سؤال از موارد تجویز رادیوگرافی ارزیابی و در هر یک از سؤالات مذکور، آگاهی آنها بر حسب جنس، سن، سابقه کاری، شرکت در دوره بازآموزی، داشتن دستگاه اشعه ایکس در محل طبابت و نوع فعالیت مقایسه گردید. پس از جمعآوری دادهها، با کمک آزمون Chi-square، T مستقل و ANOVA توسط نرم افزار SPSS ورژن 22 تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان آگاهی دندانپزشکان عمومی (08/3±35/14) از اصول حفاظت در برابر اشعه نسبت به دندانپزشکان متخصص (35/2±19/17) کمتر بود و افرادی که در کارگاههای بازآموزی شرکت کرده بودند (99/2±85/13) آگاهی کمتری نسبت به افرادی که شرکت نکرده بودند (3±97/15) داشتند که از نظر آماری معنیدار بود (05/0>P) اما تفاوت معنیداری از نظر آماری در آگاهی دندانپزشکان نسبت به اصول حفاظت در برابر اشعه بر اساس جنس، سن، نوع فعالیت، داشتن دستگاه اشعه ایکس در محل طبابت و سابقه تجربه کلینیکی مشاهده نگردید (05/0≤P).
بحث و نتیجهگیری: آگاهی دندانپزشکان، به تفکیک در حیطههای مختلف مورد بررسی، در سطح متوسط بود. لذا طراحی و برگزاری هدفمندتر دورههای بازآموزی جهت حفظ و ارتقاء سطح آگاهی دندانپزشکان با توجه به دستورالعملهای ارائه شده توسط مراجع، کماکان لازم به نظر میرسد.
فاطمه شیخ شعاعی، شیما مرادی، سیده سنا علوی نیاکو،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دندانپزشکی به عنوان تخصصی مهم در تأمین سلامت جسم و روح جایگاه ویژهای در تولیدات علمی رشتههای پزشکی دارد. هدف از این پژوهش تحلیل هم استنادی و هم رویدادی واژگان مقالات ایرانی حوزه دندانپزشکی بر اساس مدارک نمایه شده در پایگاه Web of Science در طول سالهای 2018-2014 بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر توصیفی- مقطعی است که با تکنیک علم سنجی، هم استنادی و هم رویدادی واژگان انجام شده است. در این پژوهش 1079 عنوان مقاله از پایگاه Web of Science مورد بررسی قرار گرفتهاند، و دادهها با نرم افزارهای Ucinet و VOSViewer تحلیل شدهاند.
یافتهها: تولیدات حوزه دندانپزشکی ایران در طی سالها مورد بررسی، بیشتر با همکاری آمریکا صورت گرفته است. بر اساس تحلیل شبکه هم استنادی، بیشترین مقاله منتشر شده در این پایگاه، بالاترین مرکزیت درجه (degree centrality)، مرکزیت مقادیر ویژه (Eigen centrality) و مرکزیت بینیت (Betweenness centrality) متعلق به وحید رخشانی بود. بالاترین مرکزیت نزدیکی (Closeness Centrality) به ناصر امین آبادی، و بیشترین وزن استناد (20) به مسعود پریرخ تعلق داشت. موضوع جراحی بیشتر مورد توجه پژوهشگران این حوزه بود و نشریه اندودنتیکس بیشترین استناد در شبکه هم استنادی مقالات را داشت.
نتیجه گیری: انتشار مقاله در این حوزه در میان متخصصان دندانپزشکی ایرانی روند رو به افزایش داشته است. اصلیترین تولیدات حوزه دندانپزشکی در سالهای مورد بررسی در حوزههای جراحی دهان و دندان،
علم مواد و اطفال بودهاند و در واقع مؤثرترین و تعیین کنندهترین ارتباطات علمی در این حوزه را در شبکه علمی دندانپزشکی ایران تشکیل دادهاند.
محمد علی روزگار، محمد نبی صالحی، پریسا صالحی، خدیجه ابدال،
دوره 34، شماره 0 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در زندگی همه افرادی که دارای شغل هستند فرسودگی شغلی و استرس وجود دارد و به گونههای مختلف بر آنها فشار روانی وارد میکند و فرد را دچار هیجانات منفی، آشفتگی، نگرانی و اضطراب مینماید. لذا تنظیم شناختی هیجان میتواند نقش مهمی در مقابله با فرسودگی شغلی و سازگاری با وقایع استرسزای زندگی ایفا کند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی و فرسودگی شغلی در دندانپزشکان شهر ایلام انجام گرفت.
روش بررسی: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دندانپزشکان شهر ایلام در سال 1398 بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 81 نفر از دندانپزشکان شهر ایلام به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم شناختی هیجانی (CERQ-P) و پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش (MBI) بود. دادهها به وسیله نرم افزار SPSS22 در سطح آمار توصیفی توسط شاخصهای میانگین و انحراف استاندارد، و در سطح استنباطی توسط آزمون ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی سازگارانه و فرسودگی شغلی در دندانپزشکان رابطه منفی و معکوس معنیداری وجود دارد (000/0, P<862/0-r=). همچنین بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی ناسازگارانه و فرسودگی شغلی در دندانپزشکان رابطه مثبت و مستقیم معنیداری وجود دارد (000/0, P<829/0r=).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، به نظر میرسد دندانپزشکان به منظور پیشگیری و کاهش فرسودگی شغلی، باید بیشتر به مؤلفههای تنظیم هیجانی و هیجانات اهمیت بدهند.
مهدیه پاشاپور، رضا فرجی، ولی الله آرش، سیدعلی سیدمجیدی،
دوره 37، شماره 0 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان نمایش دندانهای فرد در حالات مختلف صورت متفاوت میباشد که تأثیر به سزایی در میزان زیبایی قسمت تحتانی و کل صورت دارد. میزان ایده آل نمایش انسیزوری تحت تأثیر مورفولوژی لب بوده و بخش مهمی از طرح درمان دندانپزشکی میباشد. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی میزان ایده آل نمایش انسیزوری در حالت استراحت در زنان با فرمهای مختلف لب توسط دندانپزشکان و افراد عادی بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی بود که در سال 1403 در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گردید. 46 نفر دندانپزشک و 92 نفر از مردم عادی به صورت آسان و در دسترس انتخاب و وارد مطالعه شدند. فاصله بین بالاترین ناحیه از لبه تحتانی ورمیلیون لب بالا تا خط فرضی بین دو کامیشور برای طبقه بندی فرم لب افراد استفاده شد که در سه دسته مستقیم (۳-۰ میلی متر)، متوسط (۶-۳ میلی متر) و بلند (بیش از ۶ میلی متر) قرار گرفتند و تصویر لبخند سه زن در بازه سنی 30-15 سال تهیه شد. با استفاده از نرم افزار فتوشاپ از هر تصویر، شش تصویر جدید با میزان متفاوت نمایش انسیزوری (مجموعاً 18 تصویر) طراحی شد. تصاویر طراحی شده به صورت تصادفی در دفترچهای قرار گرفت و به شرکت کنندگان در مطالعه داده شد تا به هر تصویر بر اساس نظر شخصی نمرهای بین صفر تا 100 بدهند. دادهها توسط نرم افزار SPSS نسخه 22 و با استفاده از زمون Mann-Whitney در سطح معنی داری 05/0 آنالیز شدند.
یافتهها: در این مطالعه 138 شرکت کننده حضور داشتند که 46 نفر دندانپزشک (3/33%) شامل 17 مرد (37%) و 29 زن (%63) و 92 نفر مردم (7/66%) عادی شامل 46 مرد (50%) و 46 زن (50%) بودند. مردم عادی به تصاویر مستقیم و متوسط امتیاز بیشتری دادند که این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود (05/0P>)، هرچند دندانپزشکان به طور معنی داری نسبت به مردم عادی امتیاز بالاتری به تمام تصاویر مربوط به فرم لب بلند دادند (05/0P<). علاوه بر این در مردم عادی، مردان نسبت به زنان به تصاویر مربوط به فرم لب مستقیم و متوسط امتیاز بالاتری دادند که از نظر آماری معنی دار بود (05/0P<).
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد میزان ایده آل نمایش انسیزوری در حالت استراحت در بانوان با فرم لب مستقیم از نظر هر دو گروه دندانپزشکان و مردم عادی 5/2 میلی متر بود. به طور کلی میتوان به این نتیجه رسید که با تغییر فرم لب از مستقیم تا بلند ترجیحی برای افزایش میزان نمایش انسیزال در حالت استراحت وجود دارد.
مصطفی صادقی، نیلوفر جعفری، محمدحسین کافی، علی رستمی،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: توسعه و استفاده منظم از سیستمهای ادهزیو سبب تحولی بزرگ در بسیاری از جنبههای دندانپزشکی ترمیمی و پیشگیری شده به طوری که موفقیت ترمیمهای ادهزیو بسیار به کاربرد صحیح آنها وابسته است. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین دانش دندانپزشکان شهر رفسنجان (ایران) در زمینه انتخاب سیستمهای ادهزیو در سال 1402 انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی تمامی دندانپزشکان شاغل در شهر رفسنجان به صورت سرشماری انتخاب شدند. دادهها توسط پرسشنامهای روا و پایا و به صورت الکترونیکی جمع آوری گردیدند که شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیکی (جنسیت، سن، محل کار و سال فارغالتحصیلی) و 12 پرسش چهارگزینهای با هدف ارزیابی دانش پاسخ دهندگان در مورد انتخاب مواد ادهزیو در ترکیب با کامپوزیتهای سلفکیور یا دوال کیور، ترمیمهای کامپوزیت قدامی و خلفی، فایبرپست، فیشورسیلانت، دندانهای شیری، ونیرکامپوزیتهای قدامی و لمینیتهای سرامیکی و ضایعات غیر پوسیده سرویکالی بود. نحوه نمره دهی این پرسشنامه بدین صورت بود: صفر تا سه پاسخ صحیح = سطح دانش ضعیف؛ چهار تا شش پاسخ صحیح= سطح دانش متوسط؛ هفت تا نه پاسخ صحیح = سطح دانش خوب و 10 تا 12 پاسخ دهی صحیح = سطح دانش خیلی خوب رتبه بندی شدند. چهار گزینه پاسخ شامل "اچ و شست و شو (سه مرحلهای)"، "اچ و شست و شو (دو مرحلهای)"، "سلف اچ (دو مرحلهای)" و "سلف اچ (همه در یک بطری)" بود. سپس دادهها توسط آزمونهای پارامتریک (ANOVA، t-test و Pearson) تجزیه و تحلیل شدند (05/0>α).
یافتهها: از 91 نفر دندانپزشک شهر رفسنجان، 79 نفر (8/86 درصد) در مطالعه شرکت کردند که 35 نفر (3/46 درصد) آنان مرد بودند؛ میانگین سابقه کار در مردان 96/3±49/3 و در زنان 73/3±98/2 سال بود. میانگین نمره دانش 38/4±16/2 از 12 به دست آمد که در مردان 23/2±29/4 و در زنان 12/2±45/4 بود. نتایج نشان داد که بین نمره دانش با جنسیت، سن، سابقهکار و محل کار ارتباط معنی داری وجود نداشت (05/0
نتیجهگیری: با توجه نتایج که نشاندهنده دانش ناکافی دندانپزشکان رفسنجان در زمینه انتخاب صحیح سیستمهای ادهزیو بود، پیشنهاد میشود در دانشکدههای دندانپزشکی توجه بیشتری به آموزش انتخاب سیستمهای ادهزیو مبذول گردد. در مورد دندانپزشکان فارغ التحصیل نیز با تشکیل برنامه آموزش مداوم اطلاعات جدید و کاربردی در مورد انتخاب سیستمهای ادهزیو در اختیار آنان قرار گیرد.
عادله نظری، رضا فرجی، منوچهر رحمتی کامل، تانیا قاسمی، هدی شیرافکن،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دیدگاه دندانپزشکان (متخصص و عمومی) درباره زیبایی لبخند که غالباً به صورت آکادمیک و بر مبنای معیارها و روابط استاندارد بافت نرم و سخت شکل گرفته، با دیدگاه عموم جامعه و بیماران ممکن است متفاوت باشد و انتظارات بیماران از درمان را برآورده نکند. هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه دیدگاه دندانپزشکان متخصص، عمومی، و سایر افراد جامعه در مورد شیبهای متفاوت لبیوپالاتالی دندانهای انسیزور ماگزیلا روی زیبایی لبخند بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 1403 و بر روی مردم عادی و دندانپزشکان انجام شد. دندانپزشکان عمومی و متخصصین شاغل به کار در سطح استان مازندران وارد مطالعه شدند. مردم عادی نیز از بین بیماران مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی شهر بابل و به صورت آسان و در دسترس انتخاب گردیدند. یک زن و یک مرد بر اساس معیارهای بالینی و لترال سفالومتری انتخاب شدند و دو تصویر با حالت چهره خنثی و همراه با لبخند از آنان گرفته شد و پس از ویرایش تصاویر، 5 تصویر نهایی از هر فرد در قالب یک پرسشنامه تهیه شد تا دیدگاه شرکت کنندگان را در مورد تأثیر شیبهای متفاوت لبیوپالاتالی دندانهای انسیزور ماگزیلا روی زیبایی لبخند بر اساس مقیاس لیکرت 5 درجهای مورد سنجش قرار گیرد. دادهها توسط نرم افزار تحلیل آماری SPSS و آزمونهای آماری تی مستقل و آنووا آنالیز شدند.
یافتهها: 92 نفر مردم عادی، 47 نفر دندانپزشک عمومی و 141 نفر دندانپزشک متخصص (47 نفر از هر یک از متخصصین ارتودنسی، ترمیم و جراحی فک و صورت) در مطالعه شرکت کردند. از نظر هر سه گروه دندانپزشکان عمومی، متخصص و مردم عادی، جذاب ترین لبخند در تصاویر مرد مربوط به عکس 5- درجه (منفی متوسط) و در عکس زن به عکس صفر درجه بود. همچنین غیر جذاب ترین لبخند بین هر سه گروه به عکس 10- درجه (منفی زیاد) زن، داده شد. عکسهای با شیب 10- درجه هم برای مردان و هم زنان کمترین امتیاز را دریافت کردند. میانگین نمره متخصصین به تصاویر با زاویه صفر درجه نسبت به دندانپزشکان عمومی و مردم عادی کمتر بود.
نتیجهگیری: متفاوت بودن دیدگاه دندانپزشکان نسبت به مردم عادی در مورد تأثیر شیبهای متفاوت لبیوپالاتالی دندانهای انسیزور ماگزیلا روی زیبایی لبخند، لزوم توجه بیشتر به انتظارات و اهداف بیماران درباره درمان را بیشتر میکند.
مبینا رحمانی، راحله غفاری، ابراهیم محمد علی نسب فیروزجاه،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی- عضلانی شایعترین و پرهزینهترین آسیبهای شغلی هستند و دندانپزشکان بیش از سایر شاغلین حرفه پزشکی در معرض ابتلا به مشکلات اسکلتی- عضلانی قرار دارند. پژوهش حاضر با هدف تأثیر یک دوره مداخلات اصلاحی بر راستای ستون فقرات پشتی و تعادل زنان دندانپزشک با کایفوز افزایش یافته انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود که به صورت میدانی انجام شد. بنابراین 30 نفر از زنان دندانپزشک شهرهای آمل و بابل با کایفوز افزایش یافته با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (15 نفر) و مداخله (15 نفر) قرار گرفتند. در پیش آزمون میزان زاویه قوس پشتی، تعادل ایستا و تعادل پویا به ترتیب با استفاده از خط کش منعطف، آزمون تعادل لک لک و آزمون تعادل پویای Y ارزیابی شد. سپس گروه مداخله مداخلات را به مدت شش هفته انجام دادند و افراد گروه کنترل تنها به فعالیتهای روزانه پرداختند. پس از اتمام مداخلات پس آزمون به عمل آمد. برای مقایسه تفاوتهای بین گروهی و درون گروهی از آزمونهای تحلیل کوواریانس و تی زوجی استفاده شد.
یافتهها: نتایج اختلاف معنی داری بین دو گروه در نتایج زاویه قوس پشتی (001/0=P)، تعادل ایستا (001/0=P) و تعادل پویا (001/0=P) نشان داد. به طوری که میزان این مؤلفهها در گروه مداخله بهبود معنی داری نسبت به گروه کنترل داشته است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میشود مداخلات اصلاحی زیر نظر متخصص در برنامه ورزش هفتگی زنان دندانپزشک با کایفوز افزایش یافته قرار گیرد.
امین شهسوار میستانی، علیرضا بابایی درزی، محمد تقیپور، سیدعلی سیدمجیدی، میثم مرادی،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی- عضلانی (MSD) از مشکلات شایع شغلی در بین دندانپزشکان محسوب میشوند. با توجه به تأثیر این اختلالات بر سلامتی و عملکرد دندانپزشکان، مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان عمومی و متخصص شاغل در شهر بابل انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، پرسشنامه استاندارد نوردیک مشتمل بر بخشهای عمومی و اختصاصی، به صورت حضوری و پس از تماس تلفنی و اعلام تمایل به همکاری در مطالعه، بین دندانپزشکان شاغل شهر بابل بر اساس آمار اخذ شده از نظام پزشکی شهرستان، توزیع شد. این پرسشنامه حاوی سؤالاتی در خصوص احساس درد و ناراحتی در اندامهای مختلف شامل گردن، شانه و پایین پشت میباشد. فراوانی شرکت کنندگان مبتلا به MSD براساس جنسیت، راست/چپ دست بودن، تخصص، ورزش کردن و فعالیت در یک رشته ورزشی خاص ارزیابی شد. همچنین میانیگن سن، وزن، قد، شاخص توده بدنی، میزان ساعت کاری هفتگی و سابقه کار دندانپزشکان با و بدون MSD مورد مقایسه قرار گرفت. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تی در نمونههای مستقل، مجذور کای و تست دقیق فیشر نرم افزار SPSS در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافتهها: از ۱۸۲ دندانپزشک مراجعه شده، ۱۷ نفر تمایلی به شرکت نداشتند و ۵ نفر واجد معیارهای خروج از مطالعه بودند، در نهایت ۱۶۰ نفر با میانگین سابقه کاری ۲۶/۹ ± ۶۵/۱۵ سال وارد مطالعه شدند که 100 نفر از ایشان (5/62%) مذکر. ۹۵ نفر (4/59%) دندانپزشک عمومی و ۶۵ نفر (6/40%) متخصص بودند. شیوع کلی MSD در این جمعیت 90% گزارش شد. بیشترین محل درد مربوط به ناحیه گردن (4/76%) و کمترین آن در ناحیه قوزک پا (3%) بود. تنها بین انجام فعالیت ورزشی منظم و کاهش بروز MSD ارتباط آماری معنی دار مشاهده شد (001/P<) و با سایر متغیرها همچون جنسیت، راست/چپ دست بودن، ورزش کردن، تخصص و رشته تخصصی ارتباط آماری معنی داری نداشت (05/0
نتیجهگیری: اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان دندانپزشکان شهر بابل بسیار شایع است. با توجه به شیوع بالای این اختلالات، طراحی و اجرای دورههای آموزشی در زمینه ارگونومی و توصیه به فعالیت ورزشی هدفمند ضروری به نظر میرسد.
وحید هرندی، فهیمه رشیدی میبدی، فاطمه کارآمد،
دوره 39، شماره 0 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع فناوریهای دیجیتال در دندانپزشکی، ارزیابی سطح آگاهی و نگرش دندانپزشکان نسبت به این تحول ضروری است. هدف این مطالعه، بررسی آگاهی و نگرش دندانپزشکان عمومی شهر یزد نسبت به دندانپزشکی دیجیتال در سال ۱۴۰۳ بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، ۱۳۵ دندانپزشک عمومی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه آنلاین شامل اطلاعات دموگرافیک و سؤالات مرتبط با آگاهی و نگرش جمع آوری و با نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. آزمونهای من ویتنی، کروسکال- والیس و کای اسکوئر برای بررسی متغیرها استفاده گردید.
یافتهها: ۵۹ مرد و ۷۶ زن با میانگین سنی 87/7 ± 92/31 سال در مطالعه شرکت کردند. میانگین نمره آگاهی 77/2 ± 76/7 از ۱۲ بود. آگاهی بیشتر و نگرش مثبتتر با سن بالاتر، سابقه کاری بیشتر و جنسیت مرد مرتبط بود (05/0P<) 1/%74 از شرکت کنندگان نسبت به دستگاه CAD/CAM شناخته شده آگاهی نداشتند و 8/74% از پاسخ دهندگان با نرم افزارهای مربوط به ایمپلنت دیجیتال آشنا نبودند و 60% نیز نسبت به کاربرد صحیح اسکنرهای داخلدهانی آگاهی نداشتند. 5/81% نگرش کلی مثبت داشتند، اما تنها 9/11% دانش خود را هماهنگ با فناوریهای نوین میدانستند.
نتیجهگیری: دندانپزشکان عمومی از سطح آگاهی متوسطی برخوردارند و شکافهای دانشی موجود نیازمند توجه بیشتر در آموزش دانشگاهی و مداوم است. ارتقای دانش گروههای خاص مانند دندانپزشکان جوان، کم سابقه و بانوان ضروری است. تفاوتهای معنی داری در نگرش بر اساس سن، جنسیت و سابقه کاری مشاهده شد.