جستجو در مقالات منتشر شده


96 نتیجه برای دندانی

حسین روانمهر، مسعود رشیدی بیرگانی،
دوره 11، شماره 3 - ( 3-1377 )
چکیده

هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان شیوع ناهنجاریهای دندانی فکی در بین دانش آموزان با محدوده سنی 12-14 ساله تهرانی بود و تعداد 500 دانش آموز (شامل 250 دختر و 250 پسر) مورد مطالعه قرار گرفتند. در این تحقیق بیشتر ناهنجاریهای اصلی دندانی فکی مورد مطالعه قرار گرفتند. ترتیب فراوانی اکلوژن نرمال و مال اکلوژنها در بعد ساژیتال در هر دو جنس بطور کلی و نیز میزان ناهنجاریهای فوق به صورت جداگانه در دخترها و پسرها مورد مطالعه قرار گرفت، همچنین درصد شیوع یکسری از ناهنجاریهای دیگر شامل درهمی دندانها، دیپ بایت، وجود فاصله دندانی، انحراف مندیبل، کراس بایت خلفی یک طرفه و دو طرفه، اپن بایت قدامی، اپن بایت خلفی و آسیمتری بطور کلی و جداگانه در هر دو جنس مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت درصد شیوع ناهنجاریهای انفرادی دندانی به دست آمد.


محمدحسین فتحی، وجیه مرتضوی،
دوره 12، شماره 1 - ( 5-1378 )
چکیده

در این مطالعه میزان سایش مواد ترمیمی دندانی چون آمالگام دندانی در آزمونهای کلینیکی و آزمایشگاهی ارزیابی شد. در بخشی از پژوهش که نتایج آن در مقاله حاضر ارائه شده است، مقدار سایش 4 نوع آمالگام دندانی تولید داخلی و خارجی در آزمون سایش سه جسمی با روش میله بر روی صفحه اندازه گیری شد. از چینی برای ساخت صفحه استفاده گردید و موادی چون خمیر دندان، بزاق مصنوعی و بزاق طبیعی به عنوان جسم سوم شرکت کننده در سیستم تریبولوژیکی ایجاد شده، به کار برده شد. چند نوع خمیر دندان تولید داخلی و خارجی انتخاب گردید و در آزمون سایش سه جسمی آمالگام-خمیر دندان-چینی استفاده شد. نتایج حاصل ضمن آن که نشانگر تاثیر اساسی و شگرف نوع خمیر دندان بر مقدار سایش ایجاد شده در ماده ترمیمی بود، موید آن است که شکل ذرات پودر آلیاژ اولیه آمالگام، ترکیب و خواص آمالگام بر مقاومت سایشی آن تاثیر دارد.


وجیه السادات مرتضوی، محمدحسین فتحی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده

استفاده از پوششهای بیوسرامیکی بر روی ایمپلنت های دندانی و ارتوپدی در سالهای اخیر گسترش یافته است. پوششهای بیوسرامیکی چون کلسیم فسفات، هیدروکسی آپاتیت، فلوروآپاتیت و بایوگلاس بر حسب نوع عملکرد مورد نظر و خواص دلخواه انتخاب و به روشهای مختلف بر روی ایمپلنت ها نشانده شدند و نتایج حاصل در آزمونهای آزمایشگاهی و کلینیکی بررسی گردید. در این مقاله ضمن اشاره به انواع فصل مشترک بیوسرامیک، بافت و نوع تماس بیوسرامیک، بافت و بررسی پاسخ آن به ایمپلنت، خواص و ویژگیهای انواع پوششهای بیوسرامیکی مصرفی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند و نتایج پژوهشهای کلینیکی در بدن حیوانات و آزمونهای آزمایشگاهی ارائه شده است. پوششهایی چون تری کلسیم فسفات که قابل جذب است، می تواند توسط بافت جایگزین شود. پوشش متخلخل هیدروکسی آپاتیت بر روی فلز ایمپلنت می تواند امکان رشد بافت را فراهم سازد و با تثبیت بیولوژیکی سبب ایجاد پایداری و تثبیت سریعتر ایمپلنت در استخوان اطراف آن گردد و سرعت التیام را تسریع نماید. پوششهای بایوگلاس نیز می تواند در فصل مشترک ایمپلنت با بافت پیوند برقرار نماید. بررسیها نشان می دهد که روش پوشش دادن، ترکیب پوشش و میزان بلورینگی پوشش، عوامل مهمی در کسب نتایج مورد نظر و موفقیت ایمپلنت است.


فرشته بقایی نائینی، رضا حاجلو،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده

تاکنون مطالعه جامعی درباره گرانولوم پری اپیکال و کیست رادیکولر در ایران از نظر علائم کلینیکی (درد، تورم و فیستول)، متغیرهای زمینه ای و محل ضایعه انجام نشده است؛ در این مطالعه موارد فوق از پرونده های موجود در بایگانی بخش آسیب شناسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران استخراج گردید تا بدین ترتیب اطلاعات نسبتا کاملی از روشهای درمانی به کار برده شده و انتخاب مناسب ترین روش در اختیار قرار دهد. در بررسی 324 مورد از این ضایعات 59.3% کیست رادیکولر و 45.7% گرانولوم بود؛ بیشترین درصد وقوع این ضایعات در گروه سنی میانسال (25-24 سالگی) دیده شد و بیشترین محل وقوع در قست قدام فک بالا گزارش شد. در کل 74 نمونه دارای فیستول بودند که در 47.3% از این موارد قبلا درمان کانال ریشه انجام شده بود و در بقیه نمونه ها، این درمان انجام نشده بود؛ نکته قابل توجه این که تنها در 24% از بیماران، قبل از جراحی، درمان ریشه انجام شده بود. در ضایعات با اندازه های کوچکتر درصد گرانولوم و در ضایعات با اندازه های بزرگتر میزان کیست بیشتر بود. از 324 مورد 232 نمونه یکی از علائم درد، فیستول و یا تورم (درد 16%، تورم 35.8%، فیستول 22.8%) را داشتند و تنها 92 نمونه هیچگونه علامتی نشان ندادند.


شهین جعفری، ناصر ابراهیمی دریانی، سیروس زینلی، مینا مطلب نژاد،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1380 )
چکیده

هلیکوباکترپیلوری عامل ایجاد زخم معده و اثنی عشر می باشد و به دلیل وجود عودهای مکرری که به دنبال ریشه کنی این باکتری از معده گزارش شده است، احتمال وجود منبع آلوده کننده ای در دستگاه گوارش مطرح می گردد. هدف از این مطالعه، بررسی وجود هلیکوباکترپیلوری در پلاک دندانی بیمارانی است که معده آنها آلوده به این باکتری بوده است. با در نظر گرفتن این موضوع از پلاک دندانی 40 بیمار با آلودگی معده به هلیکوباکترپیلوری نمونه گیری انجام شد که نمونه ها توسط کشت و PCR) Polymerase Chain Reaction) بررسی شدند. نمونه گیری از پلاک دندانی زیر لثه ای به عمل آمد. کشت در محیط بروسلا آگار انجام و PCR با روش PCR Reamplification صورت گرفت. سن متوسط بیماران 40 سال شامل 24 نفر مرد (60%) و 16 نفر زن (40%) بود. نتیجه کشت و PCR مرحله اول منفی و نتیجه PCR Reamplification در 7 مورد (17.5%) مثبت بود. هلیکوباکترپیلوری را می توان در پلاک دندانی یافت و روش PCR Reamplification می تواند به عنوان روش حساستری برای تشخیص آن در پلاک دندانی بکار رود. مطالعات بیشتر برای اثبات ارتباط بین وجود هلیکوباکترپیلوری در پلاک دندانی و عود بیماریهای گوارشی لازم می باشد.


عباس منزوی، سوسن میرمحمد رضایی، حمید باجلان،
دوره 15، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

موارد استفاده از مومها در دندانپزشکی بسیار وسیع است؛ مومها مواد ترموپلاستیک می باشند که در اثر گرما و سرما تغییر شکل میدهند. دو خاصیت مهم مومهای بیس پلیت سیلان و ضریب انبساط حرارتی خطی می باشد. اخیرا مراکز متعددی در داخل کشور نسبت به تولید انواع مومهای دندانپزشکی اقدام نموده اند؛ در حالی که آنها را استاندارد نکرده اند و در نتیجه نارضایتی مصرف کنندگان را به دنبال داشته است. در این تحقیق دو عامل فوق در سه نوع موم ایرانی با موم خارجی کاوکس (Cavex) بر مبنای آزمایش شماره 24 استاندارد ADA مقایسه گردید. جهت اندازه گیری میزان سیلان در دماههای 23، 37 و 45 درجه سانتیگراد از آنالیز آماری Wilcoxon استفاده شد. نتایج نشان داد که در دمای 23 درجه سانتیگراد سیلان دو موم کاوکس و آذردنت مطابق استاندارد ADA بوده ولی دو نوع دیگر چنین نبوده است؛ در دمای 37 درجه سانتیگراد سیلان هیچ یک از مومها در حد استاندارد نبود و در دمای 45 درجه سانتیگراد سیلان آنها قابل قبول بود و ضریب انبساط حرارتی برای دو موم کاوکس و آذردنت مطابق استاندارد ADA بود.


مهدی قندهاری مطلق، پرویز فرجی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده

بیان مساله: شکست تاج دندانهای قدامی در دندانهای شیری و دائمی می تواند اثرات نامطلوب روحی در کودک و والدین داشته باشد؛ همچنین می تواند سبب ایجاد مال اکلوژن گردد. شناخت علل شکستگی دندانها در پیشگیری از عوارض آن حائز اهمیت می باشد. هدف: این مطالعه با هدف بررسی علل بروز شکستگی تاج دندانهای ثنایای دائمی در کودکان 7 تا 12 ساله انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه پرونده 218 کودک مراجعه کننده به بخش کودکان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در فاصله سالهای 1377 تا 1380 که دارای حداقل یک شکستگی در دندانهای قدامی بودند، مورد بررسی قرار گرفت و اطلاعات مربوط به علت، محل، زمان، نوع اکلوژن و نوع شکستگی دندانی ثبت گردید.

یافته ها: %45.4 از افراد مورد مطالعه به علت زمین خوردن و %21.6 آنها به علت برخورد با اجسام خارجی دچار شکستگی دندانهای ثنایای دائمی شده بودند. متوسط سن آنها 1.24±9.78 سال بود؛ 63.3% از آنها پسر و %41.3 فاقد پوشش کافی لب بودند. بیشترین دندان صدمه دیده، ثنایای میانی بالا بود و عمده شکستگیها، طبق سیستم درجه بندی Ellis، از نوع درجه 3 (52.7%) بود. تحلیل نتایج بین میزان اورجت و اوربایت با درجه شکستگی ارتباط معنی داری را نشان نداد.

نتیجه گیری: در بروز شکستگی تاج دندانها ناهنجاریهای دندانی فکی از جمله مال اکلوژن Div I و Cl II و پرتروژن ثنایای میانی و ضایعات تکاملی ساختمان دندانها به عنوان عوامل مستعد کننده نقش تعیین کننده ای دارند.


رامین مشرف، داود ابطحی، مصطفی پورربانی،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1382 )
چکیده

بیان مسأله: در بسیاری از درمانهای دندانپزشکی، تعیین خط وسط دندانها ضروری است. یکی از روشهای تعیین این شاخص مهم، استفاده از خط وسط صورت می‎باشد که محل آن بر اساس تعیین نقاط وسط پیشانی، بینی، لب بالا و چانه مشخص می‎گردد. اما در برخی از موارد امکان تعیین خط وسط دندانها بر این اساس به دلایل مختلف وجود ندارد. در این موارد، روشهای گوناگونی که اکثراً بر اساس بررسیهایی می‎باشد که در افراد بی‎دندان صورت گرفته، پیشنهاد شده است.

هدف: مطالعه حاضر با هدف تطابق شاخصهایی نظیر فرنوم لبی، پاپی ثنایایی و درز میانی کام با خط وسط دندانها و خط وسط صورت در افراد بادندان انجام شد تا دقت استفاده از این شاخصهای آناتومیک به منظور جایگزینی دندانهای مصنوعی مشخص گردد.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 96 دانشجوی دندانپزشکی که از نظر ارتوگناتیک مشکلی نداشتند و تمامی دندانهای دائمی آنها موجود بود، انتخاب شدند. پس از انجام قالبگیری آلژینات و تهیه کست‎های دندانی و ثبت اکلوژن مرکزی آنها توسط موم بایت، خط وسط صورت آنها روی قسمت قدامی این موم مشخص گردید؛ سپس به کمک این موم، فاصله خط وسط صورت با خط وسط دندانهای بالا، پاپی ثنایایی، فرنوم لبی و درز میانی کام به کمک دستگاهی که بدین منظور ساخته شده بود و پس از دو بار اندازه‌گیری با کولیس مشخص گردید. به منظور تحلیل نتایج از آزمونهای آماری Chi-square و t-student استفاده شد.

یافته‌ها: میانگین انحراف خط وسط صورت از خط وسط دندانهای بالا 60/0±83/0، از فرنوم لبی 54/0±67/0، از پاپی ثنایایی 63/0±83/0 و از درز میانی کام 62/0±81/0 میلیمتر حاصل گردید. فاصله میان خط وسط صورت و شاخصهای مورد بررسی در دو گروه زن و مرد تفاوت معنی داری نداشت و فرنوم لبی کمترین و پاپی ثنایایی دارای بیشترین میانگین انحراف از خط وسط صورت بودند؛ اختلاف معنی‎داری میان شاخصهای مورد بررسی از نظر تطابق یا عدم تطابق با خط وسط صورت مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: با توجه به درصد کم افراد دارای تطابق کامل, نسبت به کل جمعیت و عدم وجود تفاوت معنی‎دار بین این سه شاخص، (با این تعداد نمونه) می‎توان اذعان داشت که هیچ‌یک از این متغیرها در تعیین خط وسط صورت بر دیگری برتری ندارند؛ همچنین شباهت مقادیر مربوط به میانگین انحراف از خط وسط صورت در مورد پاپی ثنایایی و خط وسط دندانهای بالا نشان داد که احتمالاً در افراد بی‎دندان, استفاده از پاپی ثنایایی به منظور تعیین محل خط وسط دندانهای بالا وضعیت طبیعی‎تری به وجود می‎آورد.


احمد قهرمانلو، عباس یوسفی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

بیان مسأله: چینی دندانی یکی از بهترین موادی است که تاکنون در دندانپزشکی مورد استفاده قرار گرفته است. سازگاری عالی با نسج، زیبایی، حلالیت بسیار کم در محیط دهان، استحکام فشاری بالا و کمترین تجمع پلاک میکروبی روی چینی گلیزشده, از مزایای این ماده نسبت به سایر مواد دندانی است. شکنندگی چینی به علت پایین بودن استحکام کششی، ضربه‌ای و همچنین سایش مینای دندان طبیعی مقابل آن از معایب چینی‌های دندانی می‌باشد و از مهمترین خواص مکانیکی آن، استحکام خمشی است که در واقع توانایی مقابله پرسلن در برابر شکستن متعاقب نیرویی است که از بالا اعمال می‌شود. یکی از روشهایی که برای رفع شکنندگی و تقویت استحکام خمشی چینی پیشنهاد شده, پخت چینی روی فلز می‌باشد که بیش از سایر روشها مورد استفاده واقع شده است.
هدف: با توجه به این که ترمیم و جایگزینی دندانها با استفاده از ترمیم‌های Porcelain Fused to Metal (PFM) هنوز کاربرد فراوانی دارد, مطالعه حاضر با هدف بررسی استحکام خمشی چینی D4 Dentin از نوع باندشونده به فلز و مقایسه با چینی Dentin Vita انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی, برای اندازه‌گیری استحکام خمشی چینی Dentin، طبق استاندارد ISO 6872: 1995 (E), قالبی از فولاد زنگ‌نزن به ابعاد 2*5*25 میلیمتر ساخته شد؛ این قالبها با خمیر Dentin (VMK 68N) Vita و Dentin D4 پر شدند و پس از پخت در کوره Vita, از هر یک 10 بلوک تهیه گردید و استحکام خمشی نمونه‌ها تعیین شد. نمونه‌ها توسط مبدل مخصوص روی دستگاه تست خمشی سه‌نقطه‌ای قرار گرفتند و نیرو به قسمت وسط وارد گردید و استحکام خمشی نمونه‌ها تعیین شد. به منظور تحلیل آماری از آزمونهای t-student و آنالیز کواریانس استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین استحکام خمشی بلوک چینی D4 Dentin 35/1±40/53 مگاپاسکال و  Vita Dentin38/7 ±86/53 مگاپاسکال حاصل گردید. بین دو گروه اختلاف آماری معنی‌داری وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه با توجه به استاندارد ISO 6872: 1995 (E) ، نشان داد که استحکام خمشی تمام نمونه‌های
D4 Dentin بالای 50 مگاپاسکال و مطابق استاندارد مزبور می‌باشد.


احمدرضا طلایی پور، مهرداد پنج نوش، نجمه انبیائی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

بیان مسأله: Subtraction یک روش نوین تصویربرداری است که تغییرات جزئی دانسیته را نمایش می‌دهد؛ این تغییرات در رادیوگرافی معمولی قابل مشاهده نمی‌باشند.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان توانایی برنامه Subtraction نرم‌افزار Photoshop در نشان دادن تغییرات جزئی دانسیته رادیوگرافیک بین دو تصویر دندانی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که به صورت بررسی تست‎ها انجام شد, 5 عدد مندیبل خشک در موقعیت ثابت نگه داشته شد؛ ورقه‌های نازک آلومینیومی روی مندیبل در محل دندانهای 6 و 7 نصب گردیدند. از هر مندیبل یک تصویر بدون ورقه آلومینیومی به عنوان مرجع تهیه شد و متعاقب آن یک‌سری 20 تایی از تصاویر همراه با  ورقه‌های آلومینیومی به ضخامتهای 50 تا 1500 میکرون به وسیله دستگاه Radiovisiography (RVG) گرفته شد. هر یک از تصاویر اولیه مندیبل‌ها، به وسیله نرم‌افزار Photoshop، از تصاویر بعدی جدا (Subtract) شد. تفاوت در دانسیته در تصویر در محل دندانهای 6 و 7 مربوط به ورقه‌های آلومینیومی بود؛ همچنین دانسیته نوری ورقه‌های آلومینیومی به وسیله دستگاه دانسیتومتر مشخص گردید.
یافته‌ها: حداقل ضخامت 300 میکرون برای رویت واضح آلومینیوم در تمام نمونه‌ها لازم بود؛ در این مطالعه با استفاده از برنامه Subtraction نرم‌افزار Photoshop 6/6% تفاوت در دانسیته رادیوگرافیک (300 میکرون آلومینیوم) مشاهده شد. با گذاردن ششمین لایه و رسیدن به ضخامت 300 میکرون در همه نمونه‌ها (100% موارد) نشانه آلومینیومی به آسانی و با وضوح کامل قابل رویت شد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دقت برنامه Subtraction  نرم‌افزار Photoshop با دقت نرم‌افزارهای متداول Subtraction یکسان می‌باشد؛ همچنین دقت نرم‌افزار Photoshop برای بررسیهای کلینیکی تغییرات کوچک لوکالیزه در استخوان آلوئولار مناسب است.


تبسم هوشمند، علیرضا کشواد، کیوان محرم زاده،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1383 )
چکیده

بیان مسأله: با کاربرد صحیح سایلن (Silane) بدون نیاز به اچ ‌کردن سطوح سرامیکی با اسید هیدروفلوئوریک, اتصال (Bond) مطلوب کششی بین سرامیک ورزین حاصل می‌گردد. با توجه به اهمیت اتصال سرامیک به رزین کامپوزیتی در دندانپزشکی، امروزه بررسی بیشتر روش کاربردی صحیح سایلن با آزمونهای مناسب‌تردیگر ضروری به نظر می‌رسد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه Interfacial Fracture Toughness سطوح سرامیکی صاف و خشن باندشده با روش صحیح کاربرد سایلن به یک رزین انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی, 80 دیسک‌ سرامیکی به قطر 10 و ضخامت 2 میلیمتر تهیه گردید. به منظور Surface Treatment از چهار روش مختلف 1) پالیش سطوح سرامیکی تا 1 میکرون, 2) Gritblast با ذرات آلومینای 50 میکرون, 3) اچینگ با اسید HF 10% به مدت 2 دقیقه و 4) Gritblast و اچینگ استفاده شد. (در هر گروه 20 نمونه مورد بررسی قرار گرفت.) دیسک‌های سرامیکی داخل رزین PMMA قرار داده شدند و در ناحیه Adhesive، توسط نوار تفلون پوشانده شدند. یک سوراخ گرد به قطر 3 میلیمتر با زاویه 90 درجه روی نوار تفلون پانچ شد. سطوح سرامیکی Expose مانده, توسط روش بهینه‌شده کاربرد سایلن، Treat شدند و بعد از کاربرد یک Unfilled Resin, رزین استوانه‌ای به قطر 4 و طول 11 میلیمتر بر روی آن ساخته شد؛ سپس نمونه‌ها در دو محیط نگهداری مختلف (گروه A: آب مقطر 37 درجه سانتیگراد به مدت 24 ساعت و گروه B: آب مقطر 37 درجه سانتیگراد به مدت 30 روز) قرار گرفتند. (IC) Interfacial Fracture Toughness با سرعت mm/min1 اندازه‌گیری شد. نحوه شکست با استفاده از استریومیکروسکوپ و سطوح شکست با استفاده از میکروسکوپ الکترونی بررسی گردیدند. به منظور تحلیل داده‌ها از آنالیز واریانس یک‌طرفه و آزمون Independent-Samples t استفاده شد.
یافته‌ها: مقدار میانگین Interfacial Fracture Toughness به شرح زیر بود:
1) گروه A:          ±SD J/m2  8/127±4/379 (4، 8/169±5/364 (3، 2/109±5/304 (2، 8/114±1/317
2) گروه B:           ±SD J/m2  489±9/639 (4، 6/182±3/629 (3، 1/185±648 (2، 4/134±6/255
بین میانگین میزان GIC گروههای A1 تا A4 اختلاف معنی‌داری وجود نداشت (05/0P>). اما میانگین میزان GIC در گروه B1 به طور معنی‌داری با گروههای B2، B3 و B4 اختلاف داشت (05/0P<)؛ همچنین افزایش قابل ملاحظه‌ای در میزان GIC در گروههای اچ‌شده و Gritblastشده بعد از 30 روز نگهداری در آب مقطر 37 درجه سانتیگراد وجود داشت (05/0P<). نحوه شکست به‌طور غالب به‌صورت Interfacial و یا Cohesive در رزین بود.
نتیجه‌گیری: روش آزمون اندازه‌گیری Fracture Toughness مورد استفاده در این تحقیق می‌تواند برای ارزیابی ناحیه Adhesive در سیستم‌های سرامیک- رزین مناسب باشد و در صورت استفاده از روش مناسب کاربرد سایلن، گیرمیکرومکانیکال با Gritblast نمودن سطوح سرامیکی بدون نیاز به اچ کردن سطوح سرامیکی با HF کافی است.


مهری زرین قلم،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1383 )
چکیده

بیان مسأله: در برخی درمان‌ها, به عنوان مثال هنگام انتخاب بندهای مولر اول در ارتدنسی, گاهی در می‌یابیم که اندازه دندانها به میزان کمی در طرف چپ و راست تفاوت دارند.

هدف: مطالعه حاضر با هدف‌ اندازه‌گیری‌ پهنای‌ مزیودیستال‌ و بررسی قرینگی تک‌تک دندانها‌ در فک بالا و پایین و نیز مقایسه‌ آنها در طرف‌ چپ‌ و راست‌ فکین‌ با یکدیگردر افراد با اکلوژن نرمال و به تفکیک جنس انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه مقطعی, 60 دانش‌آموز (30 پسر و 30 دختر) با اکلوژن‌ نرمال‌ که در رده سنی‌ 16 تا 18 سال‌ بودند, انتخاب شدند. میانگین‌ سنی این افراد‌ 3/17 سال بود. این‌ افراد ‌از دبیرستانهای‌ مناطق‌ مختلف آموزش و پرورش شهر مشهد و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. پس از اندازه‌گیری عرض مزیودیستالی 1440 دندان, از مولر اول یک طرف تا دیستال مولر اول طرف دیگر در فک بالا و پایین بر روی قالب مطالعه، بررسیهای آماری انجام گردید. به منظور بررسی آماری دو گروه دختران و پسران به طور جداگانه از آزمون آماری Paired t و برای مقایسه آنها با یکدیگر از آزمون آماریIndependent Sample t  استفاده شد.

یافته‌ها: مقایسه دندانهای چپ و راست در کل افراد در فک بالا نشانگر کوچکتر بودن میانگین هر یک از دندانهای راست از میانگین قرینه خود در طرف چپ در همان فک بود؛ به استثنای دندان پرمولر دوم که در طرف راست بزرگتر از طرف چپ بود؛ ولی اختلاف در هیچ یک از دندانها معنی‌دار نبود. در فک پایین میانگین عرض مزیودیستالی دندانهای راست بزرگتر از دندان قرینه خود در طرف چپ بود؛ به استثنای دندانهای کانین و پرمولر دوم که در طرف راست کوچکتر از طرف چپ بودند؛ البته اختلاف در هیچ یک از دندانها معنی‌دار نبود. مقایسه عرض مزیودیستالی تک‌تک دندانهای فک بالا و نیز تک‌تک دندانهای فک پایین نشانگر بزرگتر بودن دندانهای پسران بود؛ در برخی دندانها، بخصوص مولرها و کانین‌ها، تفاوت معنی‌دار بود.

نتیجه‌گیری: طبق نتایج این مطالعه, عرض مزیودیستالی دندانها در طرف چپ و راست دارای تفاوت مختصری در فک بالا و پایین می‌باشد. در فک بالا بیشتر دندانها در طرف راست کوچکتر از طرف چپ و در فک پایین در طرف راست بزرگتر از طرف چپ بودند؛ بنابراین عدم تقارن دندانی در هر دو فک در طرف چپ و راست برعکس یکدیگر بود. در مقایسه بین دختران و پسران پهنای تک‌تک دندانها در پسران بزرگتر از دختران و در بعضی دندانها بخصوص کانین‌ها و اولین مولرها تفاوت بارز بود؛ بنابراین دندانها در طرف راست و چپ تفاوت مختصری دارند که در درمان ارتدنسی می‌بایست مد نظر قرار گیرد.


محمد حسین توده زعیم، حسین روانمهر،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1383 )
چکیده

بیان مساله: اهمیت بافت آدنوئید در ارتودنسی در سال 1954 مشخص شد. از آن زمان به بعد متخصصان ارتودنسی سعی کردند تا ارتباط بین بزرگی بافت آدنوئید و اکلوژن در حال تکامل و مورفولوژی صورتی را مورد بررسی قرار دهند.

هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر تنفس دهانی به دلیل بزرگی بافت آدنوئید بر روی معیارهای سفالومتریک دنتوفاسیال انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 92 نفر درگروه سنی 15-6 سال در دو گروه مورد و شاهد (در هر گروه 46 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. افراد گروه مورد (شامل 32 دختر و 14 پسر با میانگین سنی 26/11 سال) مبتلا به تنفس دهانی بودند و علت اصلی آن توسط متخصص ارتودنسی و گوش و حلق و بینی، بزرگی بافت ادنوئید تشخیص داده شده بود. افراد گروه شاهد (شامل 35 دختر و 11 پسر با میانگین سنی 33/11 سال) تنفس طبیعی از طریق بینی داشتند. رادیوگرافی‌‌های سفالومتری لترال دو گروه که در حالت اکلوژن سنتریک تهیه شده بودند، انتخاب گردید و بعد از انجام tracing و اندازه‌گیری دوازده متغیر دندانی صورتی، میانگین و انحراف معیار محاسبه گردید. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون t مورد تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: از دوازده متغیر اندازه گیری شده، میانگین شش متغیر اختلاف معنی‌داری را بین دو گروه نشان داد که با توجه به سطح معنی‌داری به ترتیب عبارت از:  زوایای SN-Me.Go، Axis-Y، o(Gonial) G، 1 to FH، SNB و PL-SN بودند. درگروه مورد‏‏ نسبت به گروه شاهد، میانگین سه متغیر اول و SN-PL افزایش معنی‌دار و میانگین متغیرهای1 to FH  وSNB کاهش معنی‌دار داشتند. میانگین سایر متغیرهای اندازه‌گیری شده، یعنی زوایای S، IMPA،SNA،‏ANB، Ar و ارتفاع تحتانی صورت (LH) اختلاف معنی‌داری را بین دو گروه نشان ندادند.

نتیجه‌گیری: انسداد فضای نازوفارنکس به دلیل بزرگی بافت آدنوئید بر روی مورفولوژی دنتوفاسیال تأثیر می‌گذارد و باعث الگوی رشدی عمودی صورت و رتروژن سانترال‌های بالا می‌شود.


ایوب پهلوان، محمد عطائی، امیرعلی زندی نژاد،
دوره 18، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده

بیان مسأله: با وجود پیشرفتهای صورت گرفته در زمینه کامپوزیت‌های دندانی، هنوز مقاومت، استحکام و پایداری این مواد برای استفاده در نقاط پرتنش نیاز به بررسی بیشتر دارد. تحقیق و نوآوری در زمینه فیلرها یکی از راههای بهینه‌سازی کامپوزیت‌های دندانی است.
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر نوع فیلر بر خواص مکانیکی کامپوزیت‌های دندانی انجام شد.
روش بررسی: در این ‌مطالعه ‌تجربی ‌برای‌ بررسی‌ اثر نوع فیلر بر کامپوزیت‌های دندانی، کامپوزیت‌های آزمایشی تهیه شدند. رزین مورد استفاده در تمام گروههای آزمایشی یکسان و شامل 70% وزنی Bis-GMA و 30% وزنی TEGDMA بود. برای بررسی نوع فیلر، فیلرهای شیشه، لوسیت و لیتیوم دی سیلیکات تهیه و پس از آغشته شدن به سایلن به روش دستی با رزین مخلوط شدند تا کامپوزیت‌ها ساخته شوند. برای تمامی گروههای آزمایشی 6 نمونه برای هر آزمون مکانیکی در نظر گرفته شد. آزمونهای مکانیکی شامل آزمون DTS و استحکام خمشی (flexural strength) بود که به روش استاندارد انجام شد. مدول خمشی (flexural modulus) نمونه‌ها نیز پس از آزمون خمش به دست آمد. اطلاعات جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS و آزمون One-way ANOVA مورد تحلیل آماری قرار گرفتند. 05/0P< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: نوع فیلر بر استحکام خمشی کامپوزیت مؤثر بود و فیلرهایی با استحکام بیشتر سبب افزایش استحکام خمشی کامپوزیت شد (05/0P<) ولی بر DTS اثر قابل ملاحظه‌ای نداشت. نوع فیلر بر مدول خمشی نیز تأثیر داشت. با افزایش استحکام فیلر (فیلرهای نوع high lucite و lithium disilicate) مدول خمشی بالاتر شد.
نتیجه‌گیری: استحکام خمشی از خصوصیات مهم ماده ترمیمی است که از طریق کاربرد فیلرهای سرامیکی در ساختمان کامپوزیت دندانی افزایش می‌یابد و نتایج این مطالعه می‌تواند کمکی در جهت تولید کامپوزیت‌های مقاومتر باشد تا استفاده از آنها در همه شرایط امکان‌پذیر شود.


حمید جلالی، فرزانه آقاجانی، فریدون شیرزادی،
دوره 18، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده

بیان مسأله: از مواد سرامیکی به طور وسیعی در دندانپزشکی استفاده می‌شود. این مواد از نظر زیبایی، بهترین جایگزین برای دندان طبیعی هستند. اشکال عمده این مواد، ماهیت شکننده آنها است؛ بنابراین برای تقویت پرسلن از روشهای مختلفی مانند زیرساختار فلزی، تقویت پرسلن با کوره‌های سرامیکی با استحکام بالا و همین طور مکانیسم‌های تقویت سطحی مانند گلیز، work hardening و تبادل یونی استفاده می‌شود.
هدف: مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثر پالیش بر استحکام flexural پرسلن فلدسپاتیک و مقایسه آن با اورگلیز و اتوگلیز انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، ماده مورد مصرف پرسلن فلدسپاتیک Colorlogic ساخت کارخانه سرامکو بود. تعداد 40 نمونه به ابعاد 3×6×25 میلیمتر طبق استاندارد ISO 6872 و ADA No.69 به شکل بار ساخته شد. نمونه‌ها به 4 گروه 10تایی تقسیم شدند. گروههای اتوگلیز و اورگلیز بر اساس دستور کارخانه و ‌گروه پالیش استاندارد با کاغذ سمباده‌ با gritهای مشابه طبق توصیه آکادمی دندانپزشکی زیبایی آمریکا آماده شد (P360، P400 و P1200) و درمرحله آخر این نمونه‌ها، با استفاده از کیت پالیش پرسلن ویتا (Vita Zahnfabrik Bad Sackingen) پالیش نهایی شدند؛ به طوری که یک سطح کاملاً براق و زنده روی پرسلن ایجاد شود. گروه پالیش کلینیک بر اساس آنچه در بعضی کلینیک‌های دندانپزشکی متداول است، آماده شد؛ سپس آزمون استحکام خمشی tree point bending انجام شد (Universal testing machine, Zwick1494, Germany). برای مقایسه گروهها از آنالیز واریانس یک‌طرفه و آزمون Post-hoc از نوع Scheffe با سطح معنی‌داری 05/0P استفاده شد.
یافته‌ها: آزمون ANOVA اختلاف آماری معنی‌داری را بین گروهها نشان داد (001/0P<). نتایج آزمون Post-hoc نشان داد که استحکام گروه اورگلیز و پالیش استاندارد به طور معنی‌داری بالاتر از دو گروه اتوگلیز و پالیش کلینیک بود (001/0P<). اما در مقایسه بین دو گروه اورگلیز و پالیش استاندارد،‌ اختلاف معنی‌داری حاصل نگردید. دو گروه اتوگلیز و پالیش کلینیک نیز اختلاف معنی‌داری نداشتند.
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های این تحقیق می‌توان نتیجه‌گیری کرد که پالیش استاندارد می‌تواند استحکام خمشی پرسلن فلدسپاتیک را به اندازه اورگلیز بالا ببرد؛همچنین انجام یک پالیش نرم (استاندارد و بر اساس آنچه که در این مطالعه انجام شد) می‌تواند جایگزین مناسبی برای روش متداول اتوگلیز باشد.


معصومه حسنی طباطبائی، فریده گلبابائی، بتول شریعتی،
دوره 19، شماره 3 - ( 3-1385 )
چکیده

زمینه و هدف:  دندانپزشکان به دلیل مواجهه شغلی با آمالگام دندانی در معرض استنشاق بخار جیوه هستند که در صورت تجمع بیش از حد مجاز جیوه در بدن، سلامتی آنها به مخاطره خواهد افتاد. اندازه‌گیری جیوه ادرار روشی قابل اعتماد برای ارزیابی میزان مواجهه با جیوه ناشی از آمالگام می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف اندازه‌گیری جیوه ادرار دندانپزشکان شهر تهران و تعیین تأثیر برخی عوامل شخصی و محیطی بر روی آن انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، 211 دندانپزشک از همه نقاط تهران (مرکز، شمال، جنوب، شرق و غرب) به صورت تصادفی در فاصله زمانی 1381-1383مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه ادرار در روز مورد نظر گرفته شد و پرسشنامه‌ای محتوی سؤالات درباره مشخصات فردی مانند سن و سابقه کار، طرز کار با آمالگام، مشخصات محیط کار و وضعیت سلامت، تکمیل گردید. نمونه‌های ادرار با استفاده از روش اسپکتروفوتومتری جذب اتمی بدون شعله آنالیز شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمونهای ناپارامتریک کروسکال والیس، من ویتنی و Kendall's استفاده و 05/0p< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: میانگین جیوه ادرار دندانپزشکان 95/3 ± 1/3 میکروگرم بر لیتر بود. بین ساعات کار در روز و جیوه ادرار و بین ساعات کار در هفته و جیوه ادرار همبستگی مثبت معنی‌داری وجود داشت (006/0P=). بین سن دندانپزشکان عمومی و میزان جیوه ادرار، ارتباط معنی‌دار بود (008/0P=). بین جیوه ادرار و تعداد پرکردگیها و تعویضها در متخصصان ترمیمی همبستگی معنی‌داری وجود داشت (039/0P=). بین جیوه ادرار و سابقه کار دندانپزشکان عمومی، ارتباط معنی‌دار بود (034/0P=). از نظر جیوه ادرار دندانپزشکان عمومی، بین کسانی که تعداد ترمیمهای آمالگام موجود در دهان آنها کمتر یا مساوی با پنج عدد بود با کسانی که تعداد بیشتر از پنج عدد داشتند، تفاوت معنی‌داری وجود داشت (027/0P=). بین میزان جیوه ادرار و نوع آمالگام مصرفی (کپسولی یا فله‌ای) ارتباط معنی‌داری وجود داشت (001/0P=). بین میزان جیوه ادرار و سایر عوامل مورد مطالعه مانند نحوه خارج کردن جیوه اضافی، نگهداری آمالگام سفت شده، نگهداری آمالگام خام، وجود و عدم وجود تهویه ارتباط معنی‌داری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این مطالعه میانگین جیوه ادرار دندانپزشکان شهر تهران از حد مجاز استانداردهای بین‌المللی (WHO-OSHA) کمتر بود که استفاده ازآمالگام‌های کپسولی و رعایت دقیق بهداشت جیوه در این مسأله تأثیر مستقیم دارد. با توجه به این که افراد مورد مطالعه در این تحقیق بیشتر دندانپزشکان شاغل در درمانگاه‌های دولتی و نیمه دولتی بودند، سطح بهداشت کلی و به تبع آن بهداشت جیوه در این مراکز در حد قابل قبولی قرار داشت.


مریم سقازاده، علی اوسط نویدی،
دوره 19، شماره 4 - ( 11-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه مسواک زدن هنوز مؤثرترین روش در کاهش پلاک دندانی می‌باشد، ولی به تنهایی برای حذف پلاک کافی نیست. با در نظر گرفتن محدویتهای کارآیی مسواک زدن در حذف پلاک، کمک گرفتن از روشهای شیمیایی پیشنهاد شده است. استفاده از بعضی از دهان شویه‌ها قبل از مسواک زدن دندانها، به منظور افزایش میزان برداشت پلاک میکروبی توسط مسواک، مطرح گردیده که در این راستا دهان شویه‌های مختلفی به بازار عرضه شده است. بررسی و مقایسه نتایج حاصل از استفاده از این نوع دهان شویه‌ها می‌تواند دندانپزشکان را در زمینه توصیه به استفاده از آنها راهنمایی نماید. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی و مقایسه کارآیی دو دهان شویه پلاکس و ایرشا در کاهش پلاک میکروبی، به صورت استفاده قبل از مسواک زدن صورت گرفت.

روش‌ بررسی: ‌مطالعه به صورت مداخله‌ای و سه سویه کور و با استفاده از طرح بلوک‌های کامل تصادفی صورت گرفت. برای 50 نفر داوطلب سالم با میانگین سنی 18-40 سال برگه پرسشنامه تکمیل و معاینه اولیه انجام شد. در نهایت براساس شرایط قبول/ رد، تعداد 30 نفر انتخاب شدند. در مورد هر داوطلب در صورت نیاز به جرمگیری و پالیشینگ حداقل 2 هفته قبل از شروع برنامه در این مورد اقدام ‌گردید و در طی برنامه هر داوطلب در چهار دوره متوالی (یک دوره مسواک زدن بدون استفاده از دهان شویه و سه دوره مسواک زدن پس از استفاده از دهان شویه) شرکت نمود. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS و کاربرد آزمونهای آنالیز فاکتوریال، واریانس و آزمون مقایسات چندگانه توکی صورت گرفت و 05/0p< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: مسواک زدن بدون استفاه از دهان‌شویه مقدار پلاک میکروبی را به صورت معنی‌داری کاهش داد (0001/0P<). استفاده از دهان‌شویه بدون مسواک زدن مقدار پلاک میکروبی را به صورت معنی‌داری کاهش داد (001/0P<). میزان پلاک باقیمانده پس از مصرف دهان‌شویه‌های مختلف (ایرشا، پلاکس، دارونما)، تفاوت آماری معنی‌داری نداشت (761/0P=). استفاده از دهان‌شویه‌ قبل از مسواک زدن، در نتیجه نهایی پس از مسواک زدن فاقد تأثیر معنی‌دار آماری بود (351/0P=).

نتیجه‌گیری: براساس تحقیق حاضر اگرچه استفاده از دهان‌شویه، صرف نظر از نوع آن، باعث کاهش مقدار پلاک میکروبی دندان می‌شود، ولی یک بار استفاده از دهان شویه قبل از مسواک زدن تأثیر معنی‌داری بر نتیجه عمل مسواک زدن ندارد.


حسن رزمی، مرضیه علی‌قلی، سید داود صادقی،
دوره 19، شماره 4 - ( 11-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: میکروارگانیسم‌ها به عنوان عامل اصلی بیماریهای پالپ شناخته می‌شوند و تلاشهای زیادی جهت دستیابی به مواد و روشهای ایده‌آل به منظور حذف این میکروارگانیسم‌ها از کانال ریشه انجام شده است. تفاوت اثر ضدمیکروبی داروهای ضدعفونی کننده در محیط آزمایشگاه و در داخل کانال دندان، این تئوری را در ذهن ایجاد می‌نماید که شاید عاج دندانی بر خاصیت ضدباکتریایی محلولهای ضدعفونی کننده اثر مهاری داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر اجزاء مختلف عاج دندانی بر خاصیت ضدعفونی کنندگی محلولهای رایج ضدعفونی کننده در درمانهای اندودنتیک انجام شد.

روش‌ بررسی: در تحقیق تجربی- آزمایشگاهی حاضر، تأثیر 4 گروه آزمایشی بر خاصیت ضدعفونی ‌کننده‌ها بررسی شد: گروه 1- عاج دندانی، گروه 2- عاج دمینرالیزه شده با EDTA، گروه 3- ماتریکس عاجی و گروه 4- جزء معدنی عاج. محلولهای ضدعفونی کننده مورد استفاده در این مطالعه عبارت بودند از کلرهگزیدین با غلظتهای 2% و 2/0% و هیپوکلریت سدیم با غلظتهای 5% و 1% و باکتری مورد استفاده انتروکوک فکالیس بود. به مخلوط هر یک از 4 گروه آزمایشی و باکتری، یکی از غلظتهای محلولهای ضدعفونی کننده اضافه شد، سپس از مخلوط حاصل به فواصل صفر، یک ساعت و 24 ساعت نمونه برداری و کشت تهیه شد. پس از آن باکتریهای روی محیط کشت، شمارش شدند. نتایج به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون Tukey تحت بررسی آماری قرار گرفت و 05/0P< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: براساس نتایج این مطالعه، کلرهگزیدین 2% و 2/0% و همچنین هیپوکلریت سدیم 5% در تمام زمانهای مورد بررسی، باکتری را از محیط کشت حذف نمودند. هیپوکلریت سدیم 1% هم در زمانهای یک ساعت و 24 ساعت باکتری را حذف نموده بود. نتایج فوق از لحاظ آماری نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی‌داری داشت (05/0P<). هیپوکلریت سدیم 1% در زمان صفر به طور معنی‌داری باعث کاهش تعداد باکتریها شد، ولی کاملاً باکتری را حذف نکرد.

نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های مطالعه حاضر، محلولهای ضدعفونی کننده مورد بررسی طی مدت یک ساعت باکتری را حذف نمودند، بنابراین اثر مهاری قابل مشاهده‌ای از جانب اجزاء عاجی بر روی آنها اعمال نمی‌شود


مریم خروشی، علیرضا عابدینی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1386 )
چکیده

زمینه و هدف:  امروزه استفاده از ترمیم‌های ترکیبی آمالگام- کامپوزیت در دندان‌های خلفی به منظور کاهش مشکلات ترمیم‌های آمالگام یا کامپوزیت به تنهایی توصیه می‌شود. نظر به این که در ترمیم‌های ترکیبی ریزنشت بین دو ماده از اهمیت بالایی برخوردار است، تحقیق حاضر با هدف ارزیابی اثر یک سمان چسبنده جدید به نام Rely-X ARC بر میزان ریزنشت فصل مشترک دو ماده مزبور انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 24 دندان پره‌مولر سالم ماگزیلا که به تازگی کشیده شده بودند، انتخاب شدند. پس از انجام تراش‌های مزیالی و دیستالی و متراکم کردن آمالگام تا 2 میلیمتری سرویکالی حفرات، دندان‌ها به طور تصادفی در 4 گروه 12 تایی به صورت زیر قرار داده شدند. در گروه اول بلافاصله کامپوزیت رزین قرار گرفت. در گروه دوم پس از کاربرد سمانARC Rely-X، کامپوزیت رزین قرار داده و کیور شد. در گروه‌های 3 و 4، 24 ساعت پس از متراکم کردن آمالگام به ترتیب بدون کاربرد سمان و با کاربرد آن کامپوزیت رزین قرارداده و کیور شد. پس از انجام عملیات سیکل حرارتی، نمونه‌ها برای بررسی میزان ریزنشت با تکنیک نفوذ رنگ (dye penetration) آماده شدند. سپس درجات نفوذ رنگ تعیین و با استفاده از آزمون آماری کروسکال والیس مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفته و 05/0p< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: فراوانی درجات نفوذ رنگ از بیشترین به کمترین به ترتیب در گروه‌های 3، 2، 1 و4 به دست آمد. بررسی نتایج حاصل از رتبه‌بندی نفوذ رنگ اختلاف معنی‌داری در میزان ریزنشت بین گروه‌ها نشان نداد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: هیچ‌کدام از شرایط مورد آزمایش به طور کامل از ریزنشت بین دو ماده آمالگام و کامپوزیت جلوگیری نکردند که این مسئله ممکن است به عوامل مختلفی مانند نوع سمان رزینی به کار رفته و عدم توانایی اتصال کافی بین دو ماده آمالگام و کامپوزیت ارتباط داشته باشد.


بهمن سراج، پوریا مطهری، مرجان فخری، راحیل احمدی،
دوره 20، شماره 2 - ( 2-1386 )
چکیده

ادنتوم شایعترین تومور ادنتوژنیک می‌باشد اما بندرت در سیستم دندانهای شیری مشاهده می‌گردد. ادنتوم توموری خوش خیم با منشأ دندانی است که رشدی آهسته دارد و همچنین اتیولوژی آن ناشناخته می‌باشد اما فاکتورهایی مثل ترومای موضعی، عفونت و فاکتورهای ژنتیکی به عنوان عوامل احتمالی مطرح می‌باشند. ادنتوم موجب اختلالاتی در رویش دندان‌ها مانند نهفتگی و یا تأخیر در رویش دندان‌های شیری و ناهنجاری در موقعیت دندان مثل tipping و یا جابجایی دندان‌های مجاور می‌گردد. در این مقاله، یک مورد ادنتوم کامپاند در دختر 5 ساله که به دلیل عدم رویش دندان کانین شیری مندیبل در سمت راست مراجعه کرده بود، گزارش می‌گردد.



صفحه 1 از 5    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb