22 نتیجه برای رنگ
ژاله محمودیان، علی کوثری، شیوا مرتضوی،
دوره 13، شماره 2 - ( 2-1379 )
چکیده
مینای دندان محصول نهایی فرایند آملوژنز می باشد که در طی سه مرحله مرتبط با یکدیگر تشکیل می گردد. زمانی که وقایع پیچیده سلولی و فیزیکوشیمیایی ساخته شدن مینا تحت تاثیر عوامل موضعی یا سیستمیک قرار گیرد، عمل سلولهای میناساز به طور دائم یا موقت دچار اختلال می شود و در نتیجه مینا از نظر کمی و کیفی دچار نقص خواهد شد؛ این نقائص می تواند از تغییر رنگ مختصر مینا تا فقدان کامل آن متفاوت باشد. در این تحقیق که با هدف بررسی شیوع و مقایسه علل تغییر رنگهای سیستمیک در کودکان 7 تا 12 ساله شهر اصفهان (<0.2-03 PPMF-) انجام شده است، 1637 دانش آموز با استفاده از شاخص DDE) Development Defects of Enamel) مورد معاینه قرار گرفتند. طبق نتایج به دست آمده از این تحقیق 27% کودکان دارای نقص در یک دندان یا بیشتر بودند و دندانهای سانترال فک بالا و پس از آن مولرهای اول بیش از همه مبتلا بودند. سطح باکال بیش از سطح لینگوال و دندانهای فک بالا بیش از فک پایین دچار نقص شده بودند. شیوع هیپوپلازی در دندانهای مولر اول بیش از همه بود و خطوط و لکه های منتشر با حدود نامشخص در دندانهای پرمولر و کانین شیوع بیشتری داشتند.
مریم قوام، محسن پورحقیقی، مهناز محمدی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1379 )
چکیده
تغییر رنگ کامپوزیت رزین ها که دراثر تغییرات شیمیایی در رزین و یا در اثر جذب آب و مواد رنگی رخ می دهد، می تواند در دراز مدت منجر به شکست درمان شود. هدف از این مطالعه بررسی ثبات رنگ کامپوزیت IDM خود سخت و نورسخت (IS) و (IL) در شرایط استاندارد Aging است. نمونه هایی از کامپوزیتهای خود سخت و نورسخت IDM و کامپوزیت DL) Definite) و (Degufill (DS از شرکت دگوسا تهیه و به سه گروه کنترل (الف) و آزمایش (ب و ج) تقسیم شدند. تمام نمونه ها مطابق دستورالعمل استاندارد تهیه و آزمایش شدند. ابتدا رنگ همه نمونه ها توسط دستگاه اسپکتروفتومتر Data Flash مشخص شد؛ سپس گروه کنترل یک هفته در دمای 37 درجه سانتی گراد و در محیط تاریک نگهداری شد. گروه «ب» پس از پوشیده شدن با آلومینیوم فایل، 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد و رطوبت 100% دردستگاه زنوتست و بعد 6 روز در تاریکی و دمای 37 درجه سانتیگراد نگه داشته شد و گروه «ج» به مدت 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد و در رطوبت 100% تحت نور لامپ زنون، در دستگاه زنوتست قرار گرفت و سپس 6 روز در محیط تاریک و 37 درجه سانتیگراد نگهداری شد؛ سپس رنگ نمونه ها مجددا اندازه گیری شد. تغییرات مربوط به رنگ با استفاده از سیستم CIE L* a* b* در مقیاسهای ?E و ?l و ?a و ?b بررسی گردید. بیشترین تغییر رنگ مربوط به کامپوزیت IL بود (19.52=?E .(IL با DL و IS اختلاف قابل ملاحظه ای داشت. میزان تغییر رنگ کامپوزیت IS در شرایط «الف، ب و ج» قابل ملاحظه نبود
سیمیندخت زراتی، مهناز نظری مرزجرانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده
زیبایی یک نیاز طبیعی در همه انسانها است و بازسازی نمای طبیعی پروتز، مساله مهمی در دندانپزشکی محسوب می شود. بازسازی نمای طبیعی در پروتزهای متحرک و یا به اصطلاح Characterize کردن و رنگ آمیزی قاعده پروتز، از جمله عوامل مهم در این زمینه به شمار می رود. در پروتزهای متحرک عوامل زیادی در زیباسازی موثر می باشند که از جمله آنها می توان به انتخاب و چیدن دندانهای مصنوعی، نحوه طراحی و شکل دادن (مدلاژ) و نحوه رنگ آمیزی Base آکریلی اشاره نمود که هدف از تمامی این تلاشها رسیدن به زیبایی به معنای دستیابی به نمای طبیعی دست دندان می باشد. در رعایت تمامی این نکات مساله محدودیتهای درمان، در نظر گرفتن تفاوت در نیازهای شخصی و توجه به اصول سلامت عمومی را باید در نظر داشت. دراین مقاله ضمن اشاره مختصری به نمای طبیعی بخشی از مخاط دهان که توسط قاعده دست دندان جایگزین می شوند، به مواد رنگی که به عنوان رنگدانه در رنگ آمیزی آکریلها قابل استفاده می باشند و ملاحظات لازم در مورد آنها و نکات مطرح در رنگ آمیزی آکریلها و انواع روشهای ارائه شده مورد بحث قرار می گیرد.
حمید جلایی، سیامک مرادیان، درسا جلالی،
دوره 18، شماره 3 - ( 2-1384 )
چکیده
زمینه و هدف: هرچند ارائه سیستمهای بدون فلز و باندینگ رزینی دندانپزشک را قادر ساخته تا با حداقل تراش و استفاده از یک لامینیت پرسلنی, خواسته بیماران خود را تأمین کند, اما امکان دیده شدن زمینه تغییر رنگ یافته دندان از ورای ترمیم هنوز به عنوان مشکلی باقی مانده است. به نظر میرسد یکی از راههای رفع این مشکل کاربرد مواد shade modifier برای خنثیکردن تغییر رنگ زمینه دندان در زیر ترمیمهای لامینیت پرسلنی باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین توانایی مواد shade modifier افزوده شده به سیمانهای رزینی در زیر لامینیتهای پرسلنی برای پوشاندن تغییر رنگهای دندانی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، 60 عدد دیسک پرسلنی با ضخامتهای 7/0 و 2 میلیمتر (30 عدد از هر ضخامت) و قطر 20 میلیمتر از پودر پرسلن سرامکو ساخته شد. 40 دیسک در رنگ A2 و 20 عدد از مخلوط پودر پرسلن A2 و رنگ تهیه گردیدند. از دیسکهای با ضخامت 7/0 میلیمتر به عنوان لامینیت و از دیسکهای با ضخامت 2 میلیمتر به عنوان زمینه عاجی استفاده شد؛ سپس هر دیسک لامینیت بر روی دیسکهای 2 میلیمتری با شرایط زیر سیمان شدند:
1- گروه اول (شاهد): 10 عدد دیسک لامینیت + سیمان رزینی + 10 عدد دیسک 2 میلیمتری با رنگ A2
2- گروه دوم (کنترل): 10 عدد دیسک لامینیت + سیمان رزینی + 10 عدد دیسک 2 میلیمتری رنگی.
3- گروه سوم (مداخله): 10 عدد دیسک لامینیت + سیمان رزینی + shade modifier + 10 عدد دیسک 2 میلیمتری رنگی
سپس رنگ 30 نمونه حاصل با دستگاه اسپکتروفتومتر در دو حالت با محاسبه انعکاس آینهای و بدون محاسبه انعکاس آینهای و هر حالت با دو پسزمینه سیاه و سفید B) و (W اندازهگیری و ثبت شد؛ سپس اختلاف رنگ (E) موجود بین هر یک از نمونههای گروه مورد و کنترل با نمونههای همشماره از گروه شاهد محاسبه گردید. اطلاعات جمعآوری شده با استفاده از آزمون آماری Paired sample t مورد تحلیل آماری قرار گرفت. 05/0P< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: پس از سیمانشدن نمونهها، اندازهگیری شاخصها در وضعیت SCIW نشان داد که فقط شاخص L بین تمام گروهها به جز گروه اول و سوم معنیدار بود. در وضعیت SCEW تمام شاخصها اختلاف معنیداری نشان دادند؛ در وضعیت SCIB، E بین گروه دوم و سوم معنیدار نبود. شاخص h، بین گروه اول و سوم و c بین هر سه گروه نیز معنیدار نبود. در وضعیت SCEB، E بین گروه دوم و سوم اختلاف معنیدار نداشت.
نتیجهگیری: براساس نتایج آماری، shade modifier نتوانسته است رنگ نمونههای گروه مورد را به طور کامل با رنگ نمونههای گروه شاهد همرنگ کند؛ اما تفاوت رنگ این دو گروه از نظر چشمی در محدوده قابل قبولی قرار دارد؛ به همین دلیل کاربرد مواد shade modifier در زیر ترمیمهای ونیر میتواند دندانپزشک را در اصلاح رنگ ترمیم بر روی دندانهای تغییر یافته یاری دهد.
شکوفه شهرابی، بهناز عبداللهی، حکیمه احدیان، حسین فلاح زاده،
دوره 18، شماره 3 - ( 2-1384 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که رابطه علت و معلولی آشکاری بین مصرف سیگار و ایجاد سرطان دهان وجود دارد؛ اخیرا سیتولوژی دهانی به عنوان روشی در غربالگری افراد high risk برای تشخیص زودرس تغییرات سلولی در مخاط دهان مطرح شده است و رنگآمیزی نقره (تکنیک AgNOR) میتواند به عنوان روشی ارزشمند جهت کشف تغییرات اولیه سلولی محسوب گردد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی و مقایسه میانگین شمارش AgNORs در سلولهای اسمیرهای تهیه شده از مخاط نرمال دهانی افراد سیگاری و غیر سیگاری انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، اسمیرهای سیتولوژی از مخاط نرمال 19 فرد سیگاری و 19 فرد غیرسیگاری، از سه ناحیه آناتومیک زبان، گونه و کف دهان گرفته شد و با استفاده از روش AgNORs رنگآمیزی گردید. شمارش AgNORs در هر اسمیر بر روی 100 سلول انجام شد و اختلاف شمارش AgNORs در هر دو گروه توسط آزمونهای آماری Levens، Paired t، Student t و Factorial مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. 05/0P< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: AgNORs در هر دو گروه به صورت نقاطی گرد و با طرح تجمعی (خوشهای) دیده شد. اختلاف شمارش AgNORs در گروه سیگاری در مقایسه با گروه غیرسیگاری از نظر آماری معنیدار بود (05/0P<)؛ همچنین تفاوت معنیداری بین شمارش AgNORs در کف دهان و دو ناحیه دیگر از نظر آماری وجود داشت. در این مطالعه، ارتباطی بین جنس و شمارش AgNORs یافت نشد.
نتیجهگیری: بررسی AgNORs در این مطالعه نشان داد که ممکن است رابطهای بین مصرف سیگار و افزایش میزان پرولیفراسیون سلولی در سلولهای مخاط دهان وجود داشته باشد.
مریم خروشی، علیرضا عابدینی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه استفاده از ترمیمهای ترکیبی آمالگام- کامپوزیت در دندانهای خلفی به منظور کاهش مشکلات ترمیمهای آمالگام یا کامپوزیت به تنهایی توصیه میشود. نظر به این که در ترمیمهای ترکیبی ریزنشت بین دو ماده از اهمیت بالایی برخوردار است، تحقیق حاضر با هدف ارزیابی اثر یک سمان چسبنده جدید به نام Rely-X ARC بر میزان ریزنشت فصل مشترک دو ماده مزبور انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 24 دندان پرهمولر سالم ماگزیلا که به تازگی کشیده شده بودند، انتخاب شدند. پس از انجام تراشهای مزیالی و دیستالی و متراکم کردن آمالگام تا 2 میلیمتری سرویکالی حفرات، دندانها به طور تصادفی در 4 گروه 12 تایی به صورت زیر قرار داده شدند. در گروه اول بلافاصله کامپوزیت رزین قرار گرفت. در گروه دوم پس از کاربرد سمانARC Rely-X، کامپوزیت رزین قرار داده و کیور شد. در گروههای 3 و 4، 24 ساعت پس از متراکم کردن آمالگام به ترتیب بدون کاربرد سمان و با کاربرد آن کامپوزیت رزین قرارداده و کیور شد. پس از انجام عملیات سیکل حرارتی، نمونهها برای بررسی میزان ریزنشت با تکنیک نفوذ رنگ (dye penetration) آماده شدند. سپس درجات نفوذ رنگ تعیین و با استفاده از آزمون آماری کروسکال والیس مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفته و 05/0p< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: فراوانی درجات نفوذ رنگ از بیشترین به کمترین به ترتیب در گروههای 3، 2، 1 و4 به دست آمد. بررسی نتایج حاصل از رتبهبندی نفوذ رنگ اختلاف معنیداری در میزان ریزنشت بین گروهها نشان نداد (05/0P>).
نتیجهگیری: هیچکدام از شرایط مورد آزمایش به طور کامل از ریزنشت بین دو ماده آمالگام و کامپوزیت جلوگیری نکردند که این مسئله ممکن است به عوامل مختلفی مانند نوع سمان رزینی به کار رفته و عدم توانایی اتصال کافی بین دو ماده آمالگام و کامپوزیت ارتباط داشته باشد.
شهریار شاهی، امین مولایی اصل،
دوره 21، شماره 1 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از مواد ترمیم موقت بین جلسات درمانی یکی از فاکتورهایی است که موفقیت یا شکست درمانهای اندودنتیک را تعیین میکند. هدف از این مطالعه مقایسه ریزنشت کرونالی چهار نوع ماده ترمیم موقت زونالین، زمهریر، کلتوزول و IRM بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، تعداد 120 دندان آسیای اول فک بالا و پایین بدون پوسیدگی که به دلیل مشکلات پریودنتال کشیده شده بودند، بکار گرفته شدند. حفره دسترسی استاندارد تهیه شد و آمادهسازی کانال دندانهای مورد مطالعه با روش step-back انجام گرفت. کانالها با گوتاپرکا و سیلر AH26 با تکنیک تراکم جانبی پر شدند. سپس دندانها به طور تصادفی به چهار گروه آزمایشی 25 تایی و دو گروه کنترل مثبت ومنفی 10 تایی تقسیم شدند. در هر گروه حفره دسترسی با یکی از مواد مورد مطالعه زمهریر، زونالین، کلتوزول و IRM پر شد. در گروه کنترل مثبت حفره دسترسی با هیچ مادهای پر نشد و در گروه کنترل منفی حفره دسترسی با موم چسب پر شد. از روش نفوذ رنگ برای ارزیابی میزان ریزنشت استفاده شد. اندازهگیری خطی نفوذ رنگ به کمک استریومیکروسکوپ صورت گرفت. دادههای بدست آمده بوسیله آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی Tukey مورد بررسی و تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. 05/0p< به عنوان سطح معنیداری درنظر گرفته شد.
یافتهها: همه گروههای مورد آزمایش نفوذ رنگ را نشان دادند. زونالین بیشترین و کلتوزول کمترین میزان نفوذ رنگ را داشت که از نظر آماری معنیدار بود (001/0>p). تفاوت میزان نفوذ رنگ بین زمهریر با IRM وکلتوزول با IRM معنیدار نبود (05/0
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه استفاده از کلتوزول به عنوان ماده ترمیم موقت بدلیل سیل بهتر پیشنهاد میشود.
مجید مهران، مهشید محمدی بصیر، صدیقه جعفری،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: تغییر رنگ سیاه دندانهای کودکان به دنبال مصرف ترکیبات آهن همواره مورد نگرانی والدین بوده است. هنوز مکانیسم دقیقی برای نقش آهن در ایجاد تغییر رنگ ارائه نشده است. در این مطالعه به بررسی اثر دو نوع قطره آهن (خوارزمی-ایران و Fer-in-Sol- USA) بر تغییرات رنگ، میزان جذب اتمیک و تغییرات ساختار مینای دندانهای شیری، پرداخته شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی تعداد 93 عدد دندان شیری قدامی سالم و در محدوده رنگ طبیعی، به 5 گروه تقسیم شدند. در دو گروه دندانها قبل از تأثیر آهن، در محیط پوسیدگیزای مصنوعی(Artificial Caries Challenge) ، قرار گرفتند:گروه1 (NS): محیط نرمال سالین (NS)(13 دندان). گروه2(NS-KH) : محیط نرمال سالین (NS)، قطره آهن خوارزمی (KH)(20 دندان). گروه3(ACC-KH) : محیط پوسیدگیزای مصنوعی، قطره آهن خوارزمی (20 دندان). گروه4 (NS-F-in-S): محیط نرمال سالین، قطره آهن Fer-in-Sol (20 دندان)، گروه5 (ACC-F-in-S): محیط پوسیدگیزای مصنوعی، قطره آهن Fer-in-Sol (20 دندان). سپس تغییرات رنگ توسط یک نفر متخصص ترمیمی به صورت بصری، میزان جذب اتمیک با دستگاهICP (Vista-pro, Australia) و تغییرات ساختاری با دستگاه میکروسکوپ الکترونی (SEM, Philips, Netherland)، مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات به دست آمده از میزان تغییر رنگ دندانها با آزمون Kruskal-Wallis و مقایسه چندگانه توسط آزمون Bonferroni type و اطلاعات به دست آمده از میزان جذب اتمیک آهن با آزمون oneway ANOVA و مقایسه چندگانه توسط آزمون Tukey HSD مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: تغییرات رنگ در دندانهای گروههای 3 و 5 (ACC-KH, ACC-F-in-S) که درمحیط پوسیدگیزای مصنوعی قرار گرفته بودند بیشتر از دندانهای سالم گروههای 2و 4 (NS-KH,NS-F-in-S) بود (001/0>p). همینطور در دندانهایی که در محیط ACC قرار گرفته بودند، قطره آهن خوارزمی تغییر رنگ شدیدتری را نسبت به قطره آهن Fer-in-Sol ایجاد کرد (018/0=p). در بررسی جذب اتمیک آهن، سطوحی از دندانهای گروههای 3و5، که درمحیط پوسیدگیزای مصنوعی بودند (ACC-KH, ACC-F-in-S)، آهن بیشتری را نسبت به سطوح سالم دندانهای گروههای 2 و 4 (NS-KH, NS-F-in-S)، جذب کردند (001/0>p) و این مقدار برای قطره آهن خوارزمی بیشتر بود (001/0>p). در تصاویر SEM، در دندانهای سالم در بزرگنمایی کم، در سطح مینا پری کیماتا با الگویی منظم دیده شد. در گروه دندانهایی که در محیط پوسیدگیزای مصنوعی بودهاند، در بزرگنمایی کم، سطح مینا دارای ترکها و شکستگیهایی بود که در گروه 3 (ACC-KH) ترکها بیشتر و عمیقتر بود.
نتیجهگیری: قرارگیری در محیط پوسیدگیزای مصنوعی منجر به ایجاد افزایش جذب آهن و نیز تغییرات رنگ و ساختار مینای دندانهای شیری گردید. این تغییرات پس از استفاده از قطره آهن خوارزمی بیشتر از قطره آهن Fer-in-SOL بود.
مرضیه علیخاصی، حکیمه سیادت، عباس منزوی، محمد علی ناصری، صدیقه شیخ زاده، فرنوش تقوی،
دوره 24، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: باند بین کور و ونیرها ضعیفترین قسمت در رستوریشنهای تمام سرامیک زیرکونیایی میباشند. با توجه به احتمال تأثیر رنگ آمیزی کورها و نوع ونیر، هدف از این مطالعه بررسی این دو عامل در استحکام باند ریز کششی کور زیرکونیایی با دو نوع ونیر پرسلنی با رنگ آمیزی و بدون رنگ آمیزی بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، نمونههای دیسک شکل با استفاده از کور زیرکونیایی Zirkonzahn (MAD/MAM) ساخته شد. برای ونیر این نمونهها سرامیکهای Ceram Kiss و Zirkonzahn ICE مورد استفاده قرار گرفت. نیمی از نمونهها با محلول 2A رنگ آمیزی شدند. سپس دیسکها در هر گروه برش خوردند (به تعداد 30میکروبار) و باند ریز کششی در هر گروه ارزیابی شد. نمونهها با SEM مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت دادهها با روش آنالیز واریانس دو طرفه و Student T-test بررسی شدند.
یافتهها: نوع ونیر و تأثیر متقابل ونیر و رنگ آمیزی اثر معنیدار بر استحکام باند ریزکششی داشت )001/0(P<، در حالیکه رنگ آمیزی نتوانست اثر معنیداری بر استحکام باند بگذارد )69/0(P=.
نتیجهگیری: با توجه به اثر مشخص نوع ونیر در استحکام باند ونیر-کور، انتخاب درست این مواد برای دست یافتن به استحکام باند کافی بین کور و ونیر برای جلوگیری از لایه لایه شدن و پریدن رستوریشنهای ونیری زیرکونیا لازم به نظر میرسد.
مرضیه علیخاصی، راضیه خان محمدی، سمیه نیاکان،
دوره 26، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : با پیشرفت در مواد دندانی و تکنیکهای جدید ساخت سرامیکها، خواستههای زیبایی بیماران و تمایل آنان برای داشتن رستوریشنهای همرنگ دندان افزایش یافته است. امروزه سیستمهای زیرکونیایی، بسیار مورد توجه قرار گرفته ولی علیرغم استحکام بالا یکی از مشکلاتش اپک نما بودن رستوریشن و شکست در حصول رنگ موردنظر میباشد. با توجه به محدود بودن مطالعات انجام شده درمورد تأثیر رنگآمیزی روی خصوصیات زیرکونیا، تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر رنگآمیزی بر روی استحکام خمشی سرامیک Rainbow با بیس زیرکونیا صورت گرفت .
روش بررسی: در این مطالعه تجربی - آزمایشگاهی از بلوکهای سرامیکی Rainbow (Dentium, Korea) ، 40 عدد نمونه دیسکی شکل (به قطر 15 میلیمتر و ضخامت 1 میلیمتر) تهیه شد و نمونهها جهت رنگآمیزی به 4 گروه 10 تایی تقسیم شدند. سه گروه از نمونهها براساس نمونه رنگ ویتا و طبق زمان پیشنهادی کارخانه (3 ثانیه) با رنگهای D3, B3, A3 رنگآمیزی شدند و 10 نمونه نیز جهت کنترل بدون رنگ باقی ماندند. استحکام خمشی Biaxial نمونهها ارزیابی شد و به منظور بررسی ترکیب عناصر موجود در رنگ مورد استفاده برای رنگآمیزی سرامیک، نمونهها پس از شکست تحت آنالیز EDX
(Energy Dispersive X-ray Microanalysis) قرار گرفتند. سپس تمامی دادهها توسط آزمون آماری One-way ANOVA و تستهای Post-hoc مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: استحکام خمشی در نمونههای بدون رنگآمیزی، در سرامیکهای رنگآمیزی شده با رنگ A3 ، دیسکهای رنگآمیزی شده با رنگ B3 و نمونههای رنگآمیزی شده با رنگ D3 به ترتیب 93/1061 ، 16/819، 10/1100و 48/825 مگاپاسکال برآورد گردید و بین گروهها اختلاف آماری معنیدار یافت شد (001/0> P ). بیشترین مقادیر استحکام خمشی در دیسکهای رنگآمیزی شده با رنگ B3 و گروه کنترل گزارش گردید که تفاوت آماری مشخصی با نمونههای A3 و D3 نشان دادند و آنالیز EDX هم تفاوت مشخصی را بین ترکیب عناصر رنگهای مختلف نشان داد.
نتیجهگیری: استحکام شکست سرامیک Rainbow تحت تأثیر عامل رنگآمیزی یا نوع رنگ به کار رفته در بیس آن میباشد.
شراره موسوی زاهد، کمال امینی، مریم زارع جهرمی،
دوره 28، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: برای اطمینان از موفقیت درمان کانال ریشه، میکروبیوتای اندودنتیک باید به طور مؤثری کاهش یابند. اخیراً وسایل شستشو دهنده مختلفی با هدف بهبود بخشیدن به سطح ضد عفونی کانال ریشه معرفی شدهاند. هدف از این مطالعه ارزیابی اثر شویندگی RinsEndo در کاهش انتروکوکوس فکالیس در مقایسه با روش شستشو با سرنگ دستی در کانالهای ریشه عفونی شده بود.
روش بررسی: 60 دندان قدامی تک کاناله کشیده شده، توسط میکروب انتروکوکوس فکالیس آلوده شدند و به 3 گروه شستشو با RinsEndo ، سرنگ شستشوی دستی و کنترل تقسیم شدند. میزان کلونی انتروکوکوس فکالیس در هر 3 گروه قبل و بعد از شستشو در محیط کشت اندازهگیری شد. نتایج به دست آمده توسط آنالیز واریانس و آزمون Kruskal Wallis مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین رشد انتروکوک فکالیس بعد از شستشو، در گروه شستشو با سرنگ دستی 103×(33/1 ± 50/3) CFU ، در گروه شستشو با RinsEndo ، 103×(36/1 ± 04/2) و در گروه کنترل 106 × (11/0 ± 11/6) بود . کاهش انتروکوک فکالیس بعد از شستشو در هر 3 گروه به صورت معنیداری اتفاق افتاد (001/0 P< ). میزان کاهش در گروههای شستشو با سرنگ دستی و RinsEndo به صورت معنی داری بیشتر از گروه کنترل (001/0 P< ) و در گروه شستشو با RinsEndo به صورت معنیداری بیشتر از گروه شستشو با سرنگ دستی بود (001/0 P< ) .
نتیجهگیری: شستشو با دستگاه RinsEndo در حذف انتروکوک فکالیس از کانال ریشه مؤثرتر از شستشو با سرنگ دستی بود.
فاطمه مختاری، مرضیه میرزایی،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف꞉ مهر و موم ناکافی کانال ریشه، مهمترین فاکتور شکست درمان ریشه عنوان شده است. از طرف دیگر، متداولترین روش ارزیابی ریزنشت، روش نفوذ رنگ میباشد. با توجه به احتمال اثر جهت برش در ارزیابی ریزنشت، مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان نفوذ رنگ در دو جهت متفاوت برش ریشه دندان انجام شد.
روش بررسی꞉ در این مطالعه آزمایشگاهی از 40 دندان تک کانال انسان استفاده شد. بر روی نمونهها درمان ریشه انجام شد و پس از رنگآمیزی با محلول 2% متیلن بلو نمونهها به دو گروه تقسیم شدند. نمونههای گروه اول به صورت باکولینگوالی و گروه دوم به صورت مزیودیستالی جهت ارزیابی میزان ریزنشت برش داده شدند. میزان نفوذ رنگ در زیر استریومیکروسکوپ با درشت نمایی 40% اندازهگیری شد. دادهها با استفاده نرمافزار آماری SPSS17، آزمونهای Kolmogorov-Smirnov (K.S) و Mann-Whitney مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها꞉ میانگین میزان ریزنشت در بعد باکولینگوال 08/2±78/3 و در بعد مزیودیستال 55/1±43/2 میلیمتر بود. میان میانگین ریزنشت در دو بعد تفاوت آماری معنیدار وجود داشت (03/0=P).
نتیجهگیری꞉ میزان ریزنشت در بعد باکولینگوال و بعد مزیودیستال متفاوت بود، لذا جهت برش میتواند نتیجه ارزیابی ریزنشت را تحت تأثیر قرار دهد.
فرزانه فرید، پدرام اعتمادی، فرهاد شفیعی،
دوره 30، شماره 2 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر به دلیل توجه بیشتر به شاخص زیبایی، سیستمهای مختلفی با استفاده از مواد سرامیکی همرنگ دندان، در ساخت رستوریشن ثابت استفاده میشوند. هدف از مطالعه حاضر تعیین مشابهت مختصات رنگ سه سیستم رایج، با نمونه رنگ A2 از مجموعه انتخاب رنگ Vita classic بود.
روش بررسی: در این مطالعه سیستم متال- سرامیک (MCR) (mm 5/0 کور فلزی نیکل- کروم و mm1 لایه ونیر Ceramco lll) سیستم تمام سرامیک (CE) (mm 5/0کور زیرکونیا Cercon و mm 1 لایه ونیر Cercon ceram) و سیستم تمام پرسلن (VM7) (mm 5/1پرسلنVita VM7) مورد بررسی قرار گرفتند. از هر سیستم 15 نمونه به شکل دیسک با قطر mm 10 و ارتفاع mm 5/1 به رنگ Vita A2 ساخته شد. پارامترهای رنگ L*a*b* نمونهها با استفاده از اسپکتروفتومتری تعیین و تفاوت رنگ E)Δ( هر سیستم با نمونه رنگ مرجع محاسبه گردید. آنالیزهای آماری با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و مقایسههای متعدد Tukey انجام شد.
یافتهها: اختلاف مختصات رنگ هر سیستم با نمونه رنگ مرجع معنیدار بود (05/0P<). مختصات رنگ نمونه مرجع 11/14b*=، 59/1 = a*، 48/72L*= بود. میانگین این مختصات برای گروه MCR به ترتیب 64/0±51/15، 24/0±88/2، 38/0±61/72، برای گروه CE 61/51±0/14،17/77±0/2، 46/42±0/76، و برای گروه VM7 61/9±0/17، 19/15±0/2، 6/13±0/75 بود. اختلاف رنگ گروه MCR(98/1E=Δ) در محدوده قابل قبول و برای دو گروه CE(38/5E=Δ) و VM7 (72/4E=Δ) غیر قابل قبول بود.
نتیجهگیری: تحت شرایط این مطالعه نمونههای متال- سرامیک کمترین اختلاف را با نمونه رنگ مرجع داشتند.
لادن رنجبر عمرانی، معصومه حسنی طباطبایی، سوما فریدی، الهام احمدی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر دو نوع دهانشویه حاوی فلوراید بر تغییر رنگ دو نوع کامپوزیت متفاوت میباشد.
روش بررسی: 27 نمونه (2×4×5) از 2 نوع کامپوزیت میکروفیلد (Gradia,GC) و نانوهیبرید (Grandio) برای این مطالعه ساخته شدند. نمونهها با استفاده از دیسکهای سافلکس(Soflex) fine و superfine پرداخت شده و در بزاق مصنوعی در دمای 37 درجه سانتیگراد به مدت 24 ساعت نگهداری شدند. رنگ اولیه (L, a, b) با استفاده از یک اسپکتروفوتومترEasyshade و سیستم CIELab اندازهگیری شد. نمونهها در 20 میلی لیتر از هر دهانشویه قرار داده شد و در دمای37 درجه سانتیگراد برای مدت 12 ساعت انکوبه شدند و رنگ نمونهها مجدداً اندازهگیری شد و تغییرات رنگ نمونهها (ΔE) به دست آمد. دادهها با آزمون آماری آنالیز واریانس دو طرفه در سطح معنیداری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: هیچ یک از دهانشویهها باعث تغییر رنگ قابل درک کلینیکی در نمونهها نشدند. تفاوتی بین 2 نوع کامپوزیت از نظر رنگپذیری وجود نداشت (330/0=P). هیچ تفاوت معنیداری در اثر متقابل بین دهانشویه و نوع ماده ترمیمی وجود نداشت (05/0<P).
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه دهانشویههای حاوی فلوراید باعث تغییر رنگ در رزین کامپوزیتها نشد.
سیده فاطمه بصری، رفعت باقری، مریم السادات توانگر،
دوره 31، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین علل عدم موفقیت ترمیمهای کامپوزیتی شکستن و تغییر رنگ این ترمیمها میباشد. لذا هدف از این مطالعه بررسی میزان نیروی چقرمگی شکست و تغییر رنگ 3 کامپوزیت نانوهیبرید در محیط خشک و مرطوب به مدت 60 روز بود.
روش بررسی: سه نوع کامپوزیت رزینی انتخاب شد. برای هر ماده ۳۶ نمونه مستطیلی آماده شد و به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شده و در دمای ۳۷ درجه سانتیگراد در محیط خشک یا درون آب مقطر قرارداده شدند. در هر گروه نمونهها بر اساس مدت زمان نگهداری (۱، ۷ و ۶۰ روز) به سه زیرگروه کوچکتر تقسیم شدند (۶n=). پس از هر دوره زمانی به منظور انجام آزمایش نیروی چقرمگی شکست، نمونهها در دستگاه تست فشار قرار داده شدند و با سرعت 5/0 میلیمتر در دقیقه تحت نیروی فشاری قرار گرفتند. رنگ اولیه و نهایی نمونهها نیز توسط دستگاه اسپکتروفتومتر ثبت شد. دادههای به دست آمده با آزمونهای آماری ANOVA و Kruskal-Wallis ارزیابی شد.
یافتهها: میانگین نیروی چقرمگی شکست همه مواد در بازه زمانی 60 روز در محیط مرطوب کمتر از محیط خشک بود. اما بجز در مورد aura Bulkfil (001/0P=). برای بقیه تفاوت معنی دار نبود. تغییر رنگ برای Tetric Evoceram Bulkfilو حتی به میزان بیشتری برای aura Bulkfil در محیط مرطوب و خشک به طور معنیداری متفاوت بود (004/0P=). بالاترین ثبات رنگ درaura وکمترین در Tetric Evoceram دیده شد.
نتیجهگیری: نگهداری نمونهها در محیط مرطوب نسبت به محیط خشک، میزان استحکام به شکست کمتر و تغییر رنگ بیشتری را نشان دادند.
مهدی عباسی، عقیل رحمانی، لادن رنجبر عمرانی، زهره مرادی، معصومه حسنی طباطبایی، سارا ولیزاده،
دوره 31، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: رنگ یکی از مهمترین و پیچیدهترین اجزا در دندانپزشکی زیبای است. تطابق رنگ دندان با ترمیم از سختترین کارها در دندانپزشکی ترمیمی محسوب میشود. یکی از جنبههای مهم آموزش دندانپزشکی آموزش و فراگیری تطابق رنگ است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر روش آموزش بر بهبود توانایی تعیین رنگ توسط دانشجویان دندانپزشکی بود.
روش بررسی: در این طرح 40 نفر از دانشجویان دوره بالینی دندانپزشکی شرکت داشتند که به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. گروه اول به طور حضوری و عملی مورد آموزش روشهای تطابق رنگهای دندانی قرار گرفتند. در گروه دوم از جزوه آموزشی جهت آموزش استفاده شد. از دانشجویان هر گروه قبل، بعد و همچنین پس از 1 ماه خواسته شد که با استفاده از سری تعیین رنگ ویتا کلاسیک، به تعیین رنگ نمونهها بپردازند. ارزیابی توانایی تعیین رنگ توسط دانشجویان، با آزمون Pearson Chi-Square با حجم نمونه 18 یا 20 و با سطح اطمینان 95% انجام شد.
یافتهها: گروه آموزش با جزوه در تعیین رنگ نمونه چهارم، به طور معنیداری موفقتر عمل نمود (003/0P=). در هیچ یک از گروههای مورد مطالعه و در هیچ یک از نمونههای رنگی مورد استفاده، نتایج یک ماه بعد از آموزش بهتر از نتایج قبل از شروع آموزش نبود. همچنین درکل ارتباط معنیداری بین دقت تعیین رنگ با جنسیت دانشجویان و استفاده از عینک مشاهده نشد.
نتیجهگیری: آموزش با جزوه در بهبود دقت تعیین رنگ مؤثرتر از آموزش عملی برای دانشجویان دندانپزشکی بود. همچنین، استفاده از عینک و جنسیت تأثیری بر دقت تعیین رنگ نداشت.
مجید مهران، رزا حقگو، محسن عشوریون، الهام سیفعلی، نسرین تک زارع،
دوره 32، شماره 2 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اکثر کودکان در هنگام مراجعه به دندانپزشکی دچار ترس و اضطراب زیادی میشوند. مهمترین عامل ترس کودک در ابتدای درمان مشاهده سرنگ و سرسوزن میباشد. روشهای مقابله با این اضطراب میتواند تکنیکهای کنترل رفتاری مانند بازسازی ذهنی، پرت کردن حواس و تلقین باشد. هدف از این انجام این مطالعه مقایسه درد و اضطراب در کودکان در زمان استفاده از سرنگ معمولی و سرنگ با پوشش سرسوزن اسباب بازی شکل بود.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی 20 کودک 8-5 ساله انجام گرفت که بیش از نیمی از آنها بر اساس تستهای تشخیصی اضطراب Cfss-Ds (Dental Subscale of the Children's Fear Survey Schedule) و FIS (Facial Image Scale) مضطرب و بقیه غیر مضطرب تشخیص داده شده بودند. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول بیحسی موضعی با یک سرنگ معمولی و گروه دوم با استفاده از سرنگ با پوشش
سرسوزن اسباب بازی شکل دریافت کردند. در ادامه، گروه اول بیحسی موضعی با استفاده از سرنگ با پوشش سرسوزن اسباب بازی شکل و گروه دوم توسط یک سرنگ معمولی دریافت کردند. اندازهگیری ضربان قلب و تست ارزیابی درد انجام شد. مطالعه حاضر اولین مطالعهای است که از پوشش سرسوزن اسباب بازی شکل استفاده کرده است. تجزیه و تحلیل دادههای ضربان قلب و سنجش اضطراب توسط آزمون غیر پارامتری wilcoxonsianed Ranks T-test انجام شد (P-value در حد 001/0 معنیدار در نظر گرفته شد).
یافتهها: میانگین میزان درد اندازهگیری شده بعد از استفاده سرنگ با پوشش سرسوزن اسباب بازی شکل و هنگام استفاده از سرنگ بدون پوشش، دارای تفاوت معنیدار 20/5 بین دو گروه بود. درد در کودکانی با استفاده از سرنگ با پوشش سرسوزن اسباب بازی شکل دریافت کرده بودند، کاهش پیدا کرد (001/0P<).
نتیجهگیری: ظاهر فیزیکی دستگاه تزریق نقش مهمی در اضطراب و درد تزریق در کودکان دارد.
عبدالرحیم داوری، علیرضا دانش کاظمی، مهسان ششمانی، هاله کرمی، الهام مطلبی،
دوره 32، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مواد بلیچینگ میتوانند موجب تغییر رنگ و ترنسلوسنسی کامپوزیتها شوند. با توجه به استفاده روز افزون ازکامپوزیتهای دارای ذرات نانو و بابیس سایلوران، هدف از این مطالعه بررسی تغییرات رنگی و ترنسلوسنسی این مواد بعد از کاربرد مواد بلیچینگ بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی تعداد 198 دیسک به سه گروه 66 تایی شامل کامپوزیت میکروهیبرید Z250، کامپوزیت نانوهیبریدZ350 و کامپوزیت با بیس سایلوران P90 تقسیم شدند. روی نیمی از نمونهها در هر گروه بعد از اچینگ، ریباندینگ انجام شد. سپس ارزیابی رنگ و ترنسلوسنسی پایه نمونهها با دستگاه اسپکتروفتومتر انعکاسی با سیستم CIELAB، اندازهگیری شد. هر گروه کامپوزیتی به سه زیر گروه بلیچینگ هیدروژن پراکساید 40% و بلیچینگ کاربامید پراکساید 20% و کنترل تقسیم شدند. سپس ارزیابی نهایی رنگ و ترنسلوسنسی نمونهها بر اساس سیستم CIE l*a*b* با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر انعکاسی (II-X Rite, USA) انجام و تغییرات آنها محاسبه گردید. آنالیز دادهها با استفاده از تستهای آماری Mann-Whitney و Kruskal Wallis انجام شد.
یافتهها: اثر نوع کامپوزیت و ماده بلیچینگ و استفاده از ماده باندینگ، بر سطح نمونهها معنیدار بود (001/0P<). تغییرات رنگی در کامپوزیت میکروهیبرید از نانوهیبرید و سایلوران بیشتر بود (001/0P<). همچنین تغییرات رنگی در گروه بلیچینگ کاربامید پراکساید 20% به صورت معنیداری از گروه هیدروژن پراکساید %40 و کنترل بیشتر بود (001/0P<) (3/3E>∆). نتایج تغییر ترنسلوسنسی و تغییرات رنگ همسو بودند.
نتیجهگیری: بر اساس این مطالعه بیشترین تغییرات رنگ و ترنسلوسنسی در کامپوزیت میکروهیبرید بعد از اعمال کاربامید پراکساید 20% ایجاد شد. نمونههای ریباند شده کمتر تحت تأثیر بلیچینگ قرار گرفتند. کمترین نتایج تغییر رنگ و نسلوسنسی مربوط به کامپوزیت نانوهیبرید بود.
منصوره امامی ارجمند، سیده سحر معصومی، هاله حشمت، زهرا نورعلی زاده،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به کاربرد پیشگیرانه و درمانی اینفیلترانت رزین و ناشناخته بودن اثرات بلیچینگ بر مینای درمان شده با اینفیلترانتهای رزینی هدف از این مطالعه آزمایشگاهی بررسی اثر بلیچینگ برثبات رنگ ضایعات مینایی درمان شده با اینفیلترانت رزینی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی از30 عدد دندان مولر سوم کشیده شده انسان که فاقد پوسیدگی، ترک و یا نقایص مینایی بودند، نمونههای مینا- عاج در ابعاد 3×5×5 میلی متر از سطح باکال و لینگوال توسط دستگاه میکروتوم قطع گردید. نمونهها به 3 گروه 10 تایی 1- مینای سالم 2- مینای دمینرالیزه 3- مینای دمینرالیزه + اینفیلترانت رزینی تقسیم شدند. ضایعات لکه سفید به صورت مصنوعی با قرار دادن نمونهها به مدت 4 روز در ژل دمینرالیزه هیدروکسی اتیل سلولز اسیدی با 5/4pH= ایجاد شدند و سپس نمونهها در گروه 3 تحت درمان ICON RI قرار گرفتند. رنگ اولیه با استفاده از اسپکتروفتومتر ارزیابی و سپس ژل هیدروژن پراکساید 35% در سه سیکل و هر بازه زمانی 10 دقیقه روی نمونهها قرار گرفت. پس از پایان آخرین سیکل نمونهها به مدت 1 دقیقه کاملاً شستشو شده و پس از رنگ سنجی یافتهها با استفاده از آزمون One way ANOVAمورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: بیشترین میزان تغییر رنگ در گروه دمینرالیزه به میزان 003/2±3/6ΔE= بود، در حالی که کمترین میزان تغییر رنگ در گروه ضایعات مینایی درمان شده با اینفیلترانتهای رزینی به میزان 98/0±54/3ΔE= و در گروه مینای سالم 14/1±13/4ΔE= بود. بین گروه دمینرالیزه و ضایعات مینایی درمان شده با رزین انفیلترانت اختلاف معنیدار وجود دارد (005/0P=)، در حالی که بین گروه کنترل و گروه با ضایعات مینایی درمان شده با رزین اینفیلترانت اختلاف معنیدار دیده نشد (54/0P=).
نتیجه گیری: بلیچینگ باعث تغییر رنگ کمتری در ضایعات اینفیلتره در مقایسه با گروه دندانهای دمینرالیزه میشود.
فاطمه مختاری، محمد محمدحسینی، نوشین فخاری، علیرضا یزدانی رستم،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی تغییر رنگ دندان ناشی از تماس با سرامیک سرد در مقایسه با MTA Angelus در مجاورت با محلولهای شستشو دهنده مانند هیپوکلریت سدیم و نرمال سالین بود.
روش بررسی: تعداد 50 نمونه دندان قدامی ماگزیلا کشیده شده انسانی انتخاب شد. پس از تهیه حفره دسترسی به 4 گروه آزمایشی و 1 گروه کنترل (10 عدد در هر گروه) تقسیم شدند. قبل از قرار دادن مواد داخل تاج، حفره دسترسی دندانهای گروه ۲ و ۴ با هیپوکلریت سدیم ۲۵/۵% و دندانهای گروه ۱ و۳ با سالین شستشو داده شده و پس از خشک شدن، ضخامت ۳ میلی متری از سرامیک سرد (گروه ۱ و ۲) و MTA Angelus (گروه ۳ و ۴) درون حفره دسترسی دندانها قرار داده شد. بعداز ست شدن مواد، تمام نمونهها با رزین مودیفاید گلس آینومر ترمیم شدند. بر اساس سیستم CIE Lab، تغییر رنگ کل E)Δ( هر نمونه در بازه زمانی قبل از کار، ۱ و 90 روز بعد از کار به دست آمد و با استفاده از تست ویلکاکسون مورد آنالیز آماری قرار گرفت.
یافتهها: طبق نتایج این پژوهش اختلاف میانگین تغییر رنگ در گروههای پر شده با سرامیک سرد و در بازههای زمانی مختلف تفاوت آماری معنیداری نداشت (05/0P>)، در حالی که در گروههای پر شده با MTA Angelus مقادیر آماری برای این معیار (اختلاف میانگین تغییر رنگ) در 90 روز پس از کار به طور معنیداری بالاتر از یک روزه بعد از کار بود (05/0P<).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که سرامیک سرد نسبت به MTA Angelus تغییر رنگ کمتری با گذشت زمان در دندان ایجاد میکند، در نتیجه میتوان آن را به عنوان جایگزین مناسبتری نسبت به MTA Angelus پیشنهاد داد.