طول تنه ریشه (Root Trunk) دندانهای مولر به عنوان یک شاخص مهم در تشخیص، پیش آگهی و طرح درمان گرفتاریهای فورکا مطرح می باشد. هدف از این تحقیق ارائه یک شاخص نرمال از طول تنه ریشه در مولرهای اول و دوم فک بالا و پایین در سطوح مختلف و مقایسه آنها با یکدیگر است. مطالعه حاضر از نوع Case series می باشد. جهت انجام این بررسی 351 دندان کشیده شده از چند مرکز در سطح شهر تهران، در فاصله زمانی سالهای 73 تا 75 جمع آوری شدند. پس از حذف نسوج نرم و برداشتن جرمها، طول تنه ریشه مولرهای اول و دوم فکین توسط کولیس با دقت 0.1 میلیمتر اندازه گیری شد. نتایج حاصل از اندازه گیری طول تنه ریشه در سطوح مختلف به شرح زیر بود: 1) در فک بالا سمت مزیال 0.15±3.88 میلیمتر، باکال 0.17±4.7 میلیمتر، دیستال 0.13±4.87 میلیمتر؛ بدین ترتیب با P?0.05، طول تنه ریشه باکال و دیستال بلندتر از مزیال و دیستال نیز بلندتر از مزیال بود. 2) در فک پایین سمت باکال 0.11±2.73 میلیمتر و لینگوال 0.13±4.03 میلیمتر که با P?0.01 نتیجه گرفتیم در طول تنه ریشه در سمت لینگوال با باکال اختلاف معنی دار دارد و بلندتر می باشد؛ بدین ترتیب براساس تقسیم بندی Ochsenbine دندانهای مولر تحت مطالعه در این تحقیق دارای طول تنه ریشه متوسط تا بلند هستند؛ پس توصیه شود در جراحیهای پریودنتال به منظور درمان کریترها روش Ochsenbine بخصوص براساس طول متوسط و بلند تنه ریشه در مراکز دانشگاهی بطور صحیح آموزش داده شود؛ زیرا احتمال استفاده از این روش با توجه به نتایج فوق بیشتر است. نکته بعدی این که به علت کوتاهتر بودن طول تنه ریشه در سمت باکال مولر پایین، لازم است در جراحیهای Resective و بخصوص در هنگام Osteotomy، در سمت باکال دقت بیشتری مبذول گردد. در پایان با توجه به کثرت دندانها و نیز به علت عدم وابستگی طول تنه ریشه به عوامل زمینه ای نظیر سن، محل سکونت و ... میتوان ادعا نمود که نتایج حاصل از این تحقیق قابل تعمیم به شهر تهران می باشد.
یکی از اهداف اصلی جراحی پری رادیکولار ایجاد یک Apical Seal مناسب در آپکس ریشه می باشد. این عمل به وسیله قطع 2 تا 3 میلیمتر از انتهای ریشه، ایجاد یک حفره کلاس 1 در انتهای ریشه و پر کردن آن با یک ماده سازگار با بافتها و با توانایی ایجاد Seal مناسب انجام می شود. هدف از انجام این مطالعه جستجوی این حقیقت بود که آیا استفاده از دستگاههای اولتراسونیک در تهیه حفره انتهای ریشه باعث تغییراتی در سطح و ساختمان سطوح قطع شده ریشه، متفاوت از تغییرات ایجاد شده به وسیله روشهای معمول می گردد یا خیر؟ بدین منظور تعداد 85 دندان تک ریشه ای کشیده شده به پنج گروه مشابه تقسیم شدند. بعد از Instrumentation و پر کردن کانال به روش تراکم جانبی، حدود 3 میلیمتر از انتهای ریشه ها قطع شدند؛ حفره های انتهای ریشه ها در دو گروه به وسیله انگل و فرز روند ½ و در دو گروه دیگر با بالاترین درجه قدرت دستگاه اولتراسونیک Dentsplay و نوک TFI-10 و در یک گروه با بالاترین درجه قدرت دستگاه اولتراسونیک Neosonic و نوک الماس CT-1 تهیه شد. انتهای ریشه ها به وسیله استریومیکروسکوپ با بزرگنمایی 50 برابر جهت وجود هر گونه ترک یا تغییراتی در سطح قطع شده انتهای ریشه مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مطالعه نشان داد که استفاده از قدرتهای بالای دستگاههای اولتراسونیک جهت تهیه حفره احتمال ایجاد ترک در عاج دندان را افزایش می دهد.
سطوح ریشه ای دندانهای افراد مبتلا به پریودنتیت، هیپرمینرالیزه هستند و با مواد سیتوتوکسیک و عوامل بیولوژیکی فعال دیگر آلوده شده اند. به دنبال RP) Root Planing) همراه یا بدون فلپ، سطوح ریشه ای توسط لایه اسمیر پوشیده می شوند که با شستشو با سالین از بین نمی روند؛ ولی احتمالا به وسیله عواملی چون اسیدها (اسید سیتریک) تتراسیلکین ها، (Ethylene Diamin Tetraacetic Acid (EDTA و لیزر قابل برداشت هستند. بطور کلی محلولهایی که دارای pH پایین هستند (مثل اسید سیتریک) و در جراحیهای پریودنتال به کار می روند، دو اثر دارند؛ بعد از مجاورت کوتاه مدت با سطح ریشه موجب تحلیل لایه اسمیر می شوند و نیز ادعا شده است که بطور انتخابی مقداری از سطح ریشه را برداشت می کنند که منجر به عریان شدن کلاژن به میزانهای مختلف می شود. ظاهرا سطح ریشه ای که دارای کلاژن اکسپوز است، برای اتصال فیبروبلاست بهتر است و این پدیده ای است که ترمیم زخم پریودنتالی را موفقیت آمیز می کند. چند مطالعه قدرت تتراسیکلین هیدروکلراید (TTC-HCL) را در ژنراسیون پریودنتال نشان داده است. احتمالا pH اسیدی تتراسیکلین به عنوان عامل دمینرالیزه کننده و بردارنده لایه اسمیر و عریان کننده ماتریکس کلاژن عاج عمل می کند. ظاهرا عوامل شلات کننده (EDTA) در pH خنثی به علت عریان کردن فیبرهای کلاژن و تشکیل کلنی اولیه ترمیم زخم، عوامل بهتری هستند. به علاوه گزارش شده که pH خنثی برای حفظ حیات بافت مجاور بهتر است؛ زیرا در اثر pH پایین فلپ و پریودنشیوم مجاور نکروز می شود. مطالعات کلینیکی و پاراکلینیکی مشخص کرده است که امواج لیزر قادر هستند جرم، پلاک باکتریال و اپی تلیوم پاکت را بردارند و سطح ریشه را استریل و کلاژن عاج را اکسپوز کنند و توبولهای عاجی را عریان نمایند و باعث کاهش چشمگیری در عمق پروبینگ نمودن در اطراف دندانهایی شوند که مبتلا به پریودنتیت بوده اند. در این مقاله خواص عوامل ذکر شده در بالا مورد بحث قرار می گیرد.
تاکنون مطالعه جامعی درباره گرانولوم پری اپیکال و کیست رادیکولر در ایران از نظر علائم کلینیکی (درد، تورم و فیستول)، متغیرهای زمینه ای و محل ضایعه انجام نشده است؛ در این مطالعه موارد فوق از پرونده های موجود در بایگانی بخش آسیب شناسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران استخراج گردید تا بدین ترتیب اطلاعات نسبتا کاملی از روشهای درمانی به کار برده شده و انتخاب مناسب ترین روش در اختیار قرار دهد. در بررسی 324 مورد از این ضایعات 59.3% کیست رادیکولر و 45.7% گرانولوم بود؛ بیشترین درصد وقوع این ضایعات در گروه سنی میانسال (25-24 سالگی) دیده شد و بیشترین محل وقوع در قست قدام فک بالا گزارش شد. در کل 74 نمونه دارای فیستول بودند که در 47.3% از این موارد قبلا درمان کانال ریشه انجام شده بود و در بقیه نمونه ها، این درمان انجام نشده بود؛ نکته قابل توجه این که تنها در 24% از بیماران، قبل از جراحی، درمان ریشه انجام شده بود. در ضایعات با اندازه های کوچکتر درصد گرانولوم و در ضایعات با اندازه های بزرگتر میزان کیست بیشتر بود. از 324 مورد 232 نمونه یکی از علائم درد، فیستول و یا تورم (درد 16%، تورم 35.8%، فیستول 22.8%) را داشتند و تنها 92 نمونه هیچگونه علامتی نشان ندادند.
دیسپلازی عاجی تیپ I بیماری ارثی نادری است که به صورت اتوزومال غالب منتقل می شود. میزان بروز آن در حدود 100.000: 1 نفر است. این بیماری هر دو سری دندانهای شیری و دائمی را تحت تاثیر قرار می دهد و دندانهای درگیر از نظر اندازه، شکل و قوام نرمال هستند. گاهی رنگ این دندانها کهربایی است. از عمده ترین نماهای بالینی این بیماری، بی نظمی و نابجا قرار گرفتن دندانها می باشد که به دنبال لقی بیش از حد آنها به دلیل عدم تشکیل طبیعی ساختمان ریشه رخ می دهد. در رادیوگرافی، ریشه این دندانها به صورت نوک تیز، کلفت و مخروطی دیده می شود یا در هر دو سری دندانی وجود ندارد و گاهی ضایعات پری اپیکال رادیولوسنت به صورت چند تایی بدون وجود ضایعات پوسیدگی در رادیوگرافی دیده می شود. درمانی برای این ناهنجاری وجود ندارد و هدف درمان، افزایش مدت باقی ماندن این دندانها در دهان بیمار است. در این مقاله دو مورد از دیسپلازی عاجی تیپ I در یک خانواده گزارش می شود.
بیان مساله: برای انجام جراحیهای اندودنتیکس استفاده از مواد مختلفی پیشنهاد شده است. یکی از خصوصیات این مواد سازگاری نسجی آنها می باشد. هدف: این مطالعه با هدف بررسی سازگاری چهار ماده پرکننده انتهای ریشه انجام شد.
روش بررسی: در این بررسی تعداد 20 خوکچه هندی نر از نژاد Short Hair انگلیسی با وزنی بین 600 تا 700 گرم انتخاب و به دو گروه تقسیم شدند. در گروه اول آمالگام و کامپوزیت و در گروه دوم MTA و گلاس آینومر مورد آزمایش قرار گرفتند. مواد آزمون به صورت استوانه هایی به قطر 1 و ارتفاع 1.5 میلیمتر درآمدند؛ بعد از بیهوش کردن حیوانات روی سمفیز آنها در دو طرف خط وسط 2 سوراخ به قطر 1 و عمق 2 میلیمتر ایجاد شد؛ سپس مواد از پیش آماده شده در داخل این حفره ها قرار گرفتند و در نهایت فلپ بخیه شد. بعد از گذشت 80 روز حیوانات کشته شدند و قطعات استخوانی همراه با مواد آزمون داخل آنها از نظر هیستولوژیک بررسی شدند. جهت تحلیل نتایج از آزمونهای Kruskal Wallis و X² استفاده شد.
یافته ها: یافته های هیستولوژیک هیچ گونه اختلاف معنی داری را بین گروههای مختلف از نظر درجه التهاب و نوع سلولهای التهابی مجاور ماده مورد آزمایش نشان نداد؛ پاسخ نسجی بافت استخوان فک خوکچه هندی در مدت 80 روز نسبت به این چهار ماده تقریبا یکسان بود.
نتیجه گیری: استفاده از آمالگام، کامپوزیت، MTA و گلاس آینومر در جراحیهای اندودنتیکس از نظر زیست سازگاری با یکدیگر تفاوتی ندارند.
بیان مساله: معالجه ریشه دندان، به منظور پاکسازی شیمیایی و مکانیکی تمامی فضای پالپ و پر کردن آن با یک ماده خنثی انجام می گردد. در طی این مراحل پیدا نکردن یک کانال و یا پاکسازی ناکامل آن، منجر به شکست درمان خواهد شد؛ بنابراین دندانپزشک باید جهت انجام یک درمان موفقیت آمیز از مورفولوژی کانال ریشه دندان آگاهی کامل داشته باشد. هدف: این مطالعه با هدف بررسی تعداد و نوع کانال های ریشه دندانهای اینسیزور فک پایین انجام شد.
روش بررسی: جهت انجام این مطالعه توصیفی-مشاهده ای که به روش In-vitro انجام گرفت. تعداد 68 دندان اینسیزور سالم کشیده شده، از درمانگاههای سطح شهر یزد جمع آوری گردید. دندانها پس از قرار گرفتن در رنگ، دکلسیفیه شدند و بعد از شفاف سازی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: دندانها در %55.9 موارد دارای دو کانال مجزا بودند که در %51.5 موارد، کانال ها قبل از اپیکال فرامن به هم رسیده و به یک کانال تبدیل شده بودند و فقط در %4.4 این نمونه ها، دو کانال در کل طول ریشه مجزا بودند.
نتیجه گیری: با توجه به درصد بالای احتمال دو کاناله بودن این دندانها، انجام جستجوی بیشتر برای یافتن کانال دوم در هنگام تهیه حفره دسترسی مورد تاکید می باشد.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان و درصد ریشههای باقیمانده، دندانهای نهفته و موارد مشکوک به پاتولوژی، در رادیوگرافیهای پانورامیک بیماران مراجعهکننده به بخش پروتزهای متحرک چهار مرکز دانشگاهی و پنج مرکز درمانی عمومی انجام شد.
روش بررسی: با استفاده از روش بررسی بیماران Case Series پرونده مراجعهکنندگان به چهار دانشکده دندانپزشکی و پنج مرکز درمانی عمومی بررسی شدند و در این میان 1232 رادیوگرافی پانورامیک از نظر وجود ریشههای باقیمانده, دندانهای نهفته و حالات پاتولوژیک مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: از 850 رادیوگرافی پانورامیک مربوط به بیماران متقاضی دریافت درمان پروتز کامل 3/1% دارای دندانهای نهفته، 5/9% دارای ریشههای باقیمانده و 4/0% دارای ضایعات پاتولوژیک بودند. از 382 رادیوگرافی پانورامیک بیماران متقاضی درمان پروتز پارسیل متحرک، 9/2% دندان نهفته، 11% ریشه باقیمانده و 1/0% ضایعات پاتولوژیک داشتند.
نتیجهگیری: پس با توجه به معنیدار و محسوس بودن درصد مشکلات در ریجهای باقیمانده که به این موارد باید وضعیتهای پاتولوژیک مربوط به ساختمانهای دندانهای باقیمانده و انساج نگهدارنده آنها که باید پایه پروتز پارسیل قرار گیرند را نیز افزود. مجدداً بر ضرورت تجویز رادیوگرافی پانورامیک در بیماران بیدندان و نیمهبیدندان تأکید میگردد.
هدف: این تحقیق با هدف بررسی کلینیکی اثر درمان ریشه در بهبود نسوج پریودنتال در دندانهای مبتلا به پریودنتیت مزمن پیشرفته انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی کنترلشده تصادفی, 32 دندان که بر اساس آزمونهای حیات پالپ دچار نکروز یا پالپیت غیرقابل برگشت بودند، به صورت Split Mouth از 7 بیمار مبتلا به پریودنتیت مزمن پیشرفته بامعیارهای خاصی انتخاب شدند. دندانها به طور تصادفی به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند و شاخصهایی چون عمق پاکت، سطح چسبندگی کلینیکی، لقی و نوع تحلیل استخوان در هر دو گروه ثبت شد. ریشه دندانهای گروه مورد درمان شدند. هر دو گروه وارد مرحله اول درمان پریودنتال (جرمگیری) شدند. شاخصهای عنوان شده در فواصل یک و سه ماه بعد نیز در هر دو گروه اندازهگیری شدند. به منظور مقایسه عوامل مورد بررسی از آزمونهای آماری مناسب هر بخش شامل Paired t, Wilcoxon و Mann-Whitney استفاده شد.
یافتهها: در گروه مورد سطح چسبندگی کلینیکی در دوره یک ماهه بر خلاف دوره سهماهه کاهش معنیداری را نشان داد؛ در گروه شاهد سطح چسبندگی کلینیکی در دوره یک ماهه کاهش یافت ولی از نظر آماری معنیدار نبود؛ افزایش این شاخص در فاصله زمانی یک تا سه ماه در گروه شاهد رخ داد امّا از نظر آماری معنیدار نبود. در این زمینه در مقایسه بین دو گروه اختلاف معنیداری در دوره سه ماهه و فاصله زمانی یک تا سه ماه ایجاد شد (05/0P<). شاخصهای دیگر اختلاف معنیداری را درهر گروه و بین گروهها نشان ندادند.
نتیجهگیری: معنیدار شدن تغییرات شاخص سطح چسبندگی در مقایسه بین گروهی میتواند نشانگر تأثیر احتمالی پاتوژنهای با منشأ پالپ در پیشرفت بیماری پریودنتال باشد؛ بنابراین در نمونههای پیشرفته پریودنتیت بالغین، ارزیابی حیات پالپ و احتمال نیاز به انجام درمان ریشه برای حذف پاتوژنهای مخرب قبل از درمانهای پریودنتال میتواند مؤثر باشد.
هدف این مقاله مرور مطالعات و تحقیقات مختلفی است که در زمینه اثر درمانهای ارتودنسی روی پالپ دندان و نقش آنها در تحلیل ریشه، تأثیر سابقه تروما و درمان ریشه در حرکت و میزان تحلیل ریشه دندان هنگام درمان ارتودنسی، چگونگی انجام درمانهای ریشه در دندانهای تحت درمان ارتودنسی و نقش نیروهای ارتودنسی در پیش آگهی این درمانها انجام شده است تا در هر مورد تا حد امکان اطلاعات مستند و قابل کاربرد در کلینیک در اختیار همکاران دندانپزشک قرار گیرد. تأثیر حرکات ارتودنسی به طور عمده روی سیستم عصبی- عروقی پالپ متمرکز است که میتواند باعث ایجاد پاسخهای دژنراتیو و یا التهابی در پالپ شود. اگر چه اغلب این تغییرات قابل برگشت است ولی به نظر میرسد دندانهایی که فورامن آپیکال آنها بسته شده است و یا در اثر تروما، پوسیدگی، ترمیم یا بیماری پریودنتال آسیب دیدهاند به تغییرات پالپی غیر قابل برگشت مستعدتر میباشند. در دندانهایی که درمان ریشه شدهاند و کانال ریشه آنها به طور کامل تمیز و شکل داده شده و به طور سه بعدی پر شده است، تمایل کمتری جهت تحلیل آپیکالی ریشه هنگام حرکات ارتودنتیک وجود دارد. این موفقیت به عدم نشت میکروبی در این دندانها بستگی دارد. یک دندان تروماتیزه (در صورتی که پالپ آن دچار آسیب جدی مثل نکروز یا عفونت نشده باشد) میتواند با حداقل خطر تحلیل با وسایل ارتودنسی حرکت کند. اگر علائمی از آسیب پالپ وجود داشته باشد، درمان ریشه باید قبل از درمان ارتودنسی صورت گیرد. اگر در دندان تروماتیزه شواهدی از تحلیل وجود داشته باشد، احتمال افزایش روند تحلیل هنگام حرکت ارتودنسی وجود دارد. اگر دندانی به شدت تروماتیزه شده باشد (Intrusion, Avulsion) احتمال وقوع تحلیل ریشه هنگام حرکت دندان بیشتر است. اگر دندانی هنگام حرکت ارتودنسی نیاز به درمان ریشه داشته باشد، توصیه میشود بعد از تمیز کردن و شکل دادن، کانال با هیدروکسید کلسیم به طور موقت پر شود و بعد از تکمیل درمان ارتودنسی کانال ریشه به طور دائم با گوتاپرکا پر گردد. دندانهایی که ریشه آنها درمان میشود، میتوانند همانند دندانهای با پالپ زنده حرکت کنند. برای انجام درمانهای اندودنتیک نظیر آپکسیفیکاسیون ممکن است نیازی به تأخیر یا توقف درمان ارتودنسی نباشد.
زمینه و هدف : هدف اصلی درمان ریشه پاکسازی و شکلدهی کامل کانال تا ناحیه تنگشدگی اپیکالی و پرکردن سهبعدی آن میباشد. برای اندازهگیری طول دندان از روشهای متعددی استفاده میشود که رایجترین آنها رادیوگرافی (معمولی و دیجیتال) است. رادیوگرافی دیجیتال در بسیاری موارد از جمله کاهش دوز دریافتی توسط بیمار و بهداشت اشعه، امکان تغییر کنتراست و کیفیت تصاویر، توانایی ذخیره تصویر در رایانه و انتقال آن به سایر مراکز، عدم نیاز به فیلم، مراحل ظهور و ثبوت و آمادهشدن سریع تصویر، نسبت به رادیوگرافی معمولی ارجح است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دقت رادیوگرافی دیجیتال و معمولی در ارزیابی طول کانالهای انحنادار در دندانهای مولر اول فک پایین انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که به روش بررسی تستها انجام شد، 40 دندان مولر اول فک پایین کشیده شده انسان که انحنای ریشه داشتند، انتخاب شدند. نمونهها به دو گروه با انحنای کمتر از 25 درجه و بیشتر از 25 درجه تقسیم شدند؛ سپس همه نمونهها در بلوکهای گچی ثابت شدند و طول کانال با استفاده از سیستم رادیوگرافی دیجیتال و رادیوگرافی معمولی اندازه گیری شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی مورد ارزیابی قرار گرفت و 05/0P< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: دقت رادیوگرافی معمولی در کانالهای با انحنای کمتر از 25 درجه، بیشتر از رادیوگرافی دیجیتال و در کانالهای با انحنای بیشتر از 25 درجه، کمتر از رادیوگرافی دیجیتال بود؛ امّا از نظر آماری هیچگونه اختلاف معنیداری بین دو روش رادیوگرافی دیجیتال و معمولی در تخمین طول کانالهای انحنادار وجود نداشت.
نتیجهگیری: امروزه کیفیت تصاویر تهیه شده با استفاده از رادیوگرافی دیجیتال برای تخمین طول کانالهای انحنادار از نظر میزان دقت با رادیوگرافی معمولی قابل مقایسه است.
زمینه و هدف: تاکنون مواد زیادی جهت پر کردن انتهای ریشه در حین جراحی اندودنتیک مورد استفاده قرار گرفته است. خواص مطلوب Pro Root MTA در مطالعات مختلف in-vitro و in-vivo ثابت شده است. از سوی دیگر، بر اساس مطالعات انجامشده Root MTA (MTA ساخت ایران) و سیمان پرتلند از نظر خواص فیزیکی و بیولوژیک، مشابه Pro Root MTA میباشند. مطالعه حاضر با هدف تعیین نشت باکتریال (درصد و متوسط زمان نشت) چهار ماده پر کننده انتهای ریشه انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 76 دندان تکریشهای مستقیم کشیدهشده انسان انتخاب شدند. آمادهسازی کانالها به روش step- back انجام شد؛ سپس 3 میلیمتر انتهای ریشهها با زاویه 90 درجه، قطع و با استفاده از دستگاه اولتراسونیک حفرهای به عمق 3 میلیمتر در انتهای ریشه تهیه شد. دندانها به طور تصادفی به شش گروه تقسیم شدند. در چهار گروه حفرهها با Gray Pro Root MTA، White Pro Root MTA، Root MTA و Portland Cement (I) پر شدند. دو گروه نیز به عنوان شاهد مثبت و شاهد منفی در نظر گرفته شدند. سطوح جانبی ریشهها به جز سطح قطعشده، به منظور جلوگیری از نشت باکتری از طریق توبولهای عاجی و کانالهای جانبی با دولایه لاک ناخن پوشانده شدند. نمونهها از درپوش لاستیکی ویالهای شیشهای رد شدند؛ سپس کل سیستم با اتوکلاو استریل گردید. 3-4 میلیمتر اپیکال ریشهها در محیط کشت phenol red with 3% lactose broth غوطهور شد. سوسپانسیون Streptococcus sanguis (ATCC 10556) از قسمت کرونال به داخل کانالها تلقیح شد. نمونهها هر 24 ساعت جهت بررسی تغییر رنگ محیط کشت مشاهده میشدند. این بررسی به مدت 60 روز به طول انجامید. دادههای این مطالعه با استفاده از آزمون آماری Log- Rank مورد بررسی قرار گرفتند و 05/0P< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: در پایان دوره آزمایش در 50% از نمونههای Gray Pro Root MTA, 25/56% از نمونههای White Pro Root MTA, 25/56% از نمونههای Root MTA و 50% از نمونههای سیمان پرتلند نشت باکتری مشاهده شد. متوسط زمان نشت به ترتیب
29/6±19/37، 81/5±44/36، 97/5±69/37 و 67/6±81/34 روز بود. بین میزان نشت (درصد و متوسط زمان نشت) در چهار گروه مورد مطالعه، اختلاف آماری معنیداری مشاهده نشد (9958/0=(P
نتیجهگیری: طبق نتایج این مطالعه، از نظر میزان نشت (درصد و متوسط زمان نشت) اختلاف آماری معنیداری بین چهار گروه مورد بررسی وجود نداشت و میتوان استفاده از Root MTA و سیمان پرتلند را به دلیل مقرون به صرفهبودن پیشنهاد نمود.
زمینه و هدف: تحلیل خارجی آپیکال ریشه یک پیامد رایج در درمان ارتودنسی است. در زمینه تغییرات طول ریشه در دوران بعد از درمان تناقضاتی وجود دارد. اگرچه تعداد زیادی از محققان اعتقاد دارند که بعد از توقف حرکت فعال دندان وضعیت تحلیل ثابت خواهد بود؛ ولی اطلاعات کمّی، نادر است. هدف از این مطالعه ارزیابی کمّی تغییرات طول ریشههای ثنایای بالا در دوران بعد از درمان ارتودنسی ثابت بود؛ همچنین تأثیر جنس و بعضی عوامل مرتبط با درمان فعال بر روی آن مورد ارزیابی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه case cross over بر روی 80 بیمار (52 دختر و 28 پسر) 13- 22 ساله انجام شد. تمام بیماران در مرحله دباندینگ و شروع فاز ریتنشن بودند. ریتینرهای مورد استفاده بیماران در فک بالا از نوع Hawley بود. 3 و 7 ماه بعد از دباندینگ رادیوگرافیهای پریآپیکال با تکنیک استاندارد موازی تهیه شد؛ سپس با استفاده از نرمافزار کامپیوتری طول تاج و ریشه دندانهای قدامی فک بالا اندازهگیری شد. تغییرات طول ریشهها با در نظر گرفتن ضرایب تصحیح اندازه تصاویر، تعیین گردید؛ همچنین ارتباط بین موارد زیر با تغییرات طول ریشه انسیزورهای بالا در دوران ریتنشن ارتودنسی بررسی شد:
1- جنس بیمار
2- نوع طرح درمان (non-extraction/extraction)
3- نوع تکنیک (مکانوتراپی) انجام شده (standard edgewise/straight-wire edgewise)
4- طول مدت درمان فعال (از زمان شروع درمان فعال در فک بالا تا زمان دباندینگ به صورت کمتر از 2 سال/2سال و بیشتر)
آنالیز آماری به کار رفته آزمون t و 4-way ANOVA بود و در تمامی موارد 05/0P به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
یافتهها: تحلیل آپیکال ریشه سانترال های بالا در دوران پس از درمان با افزایش زمان پیگیری ارتباط معنی داری نداشت. تحلیل آپیکال ریشه لترال های بالا در دوران بعد از درمان با افزایش زمان پیگیری ارتباط معنی داری داشت. تغییرات طول ریشه انسیزورهای بالا در دوران بعد از درمان با جنس، نوع طرح درمان، نوع تکنیک درمان و طول مدت درمان فعال ارتباط معنی داری نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: با توجه به کاهش بیشتر طول ریشه دندانهای لترال بالا در دوران بعد از درمان، بهتر است اقدامات پیشگیرانه در این رابطه برقرار یا تشدید شوند.
زمینه و هدف: امروزه به علت افزایش تقاضای بیماران برای تأمین حداکثر زیبایی، پوشش سطح عریان ریشه، اهمیت ویژهای پیدا کرده است. از میان تکنیکهای ارائه شده، بیشترین احتمال بازسازی انساج پریودنتال با استفاده از اصول (GTR) Guided Tissue Regeneration اتفاق میافتد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه بالینی روش GTR-based root coverage با غشای کلاژنه و پیوند استخوان و روش (SCTG) Subepithelial Connective Tissue Graft (کنترل مثبت) در درمان تحلیلهای لثهای انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 11 بیمار (9 زن و 2 مرد، 25-52 ساله) با 31 تحلیل لثهای کلاس I و II میلر (عمق تحلیل 2میلیمتر) مورد بررسی قرار گرفتند. ضایعات جهت درمان تحلیل لثه به صورت تصادفی در دو گروه SCTG و GTR تقسیم شدند. متغیرهای مطالعه شامل عمق تحلیل (RD)، سطح چسبندگی بالینی(CAL) و عمق پروبینگ (PD) در مید باکال و عرض تحلیل در سطح CEJ بودند که قبل از مداخله و 6 ماه بعد اندازهگیری شدند، یافتهها توسط آزمون آماریIndependent t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و 05/0P< به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
یافتهها: با مقایسه نتایج اولیه و 6 ماه بعد مشاهده شد، هر دو روش به صورت معنیداری باعث کاهش عمق تحلیل (=GTR 1/2 میلیمتر، =SCTG3/2 میلیمتر، 0001/0P<) و بهبود سطح چسبندگی بالینی (GTR= 1/2 میلیمتر، =SCTG 5/2 میلیمتر، 0001/0P<) شدند. بعد از 6 ماه متوسط پوشش ریشه با روش GTR، 62% و با روش SCTG، 74 % به دست آمد.
نتیجهگیری: براساس مطالعه حاضر، در هر دو روش، نتایج کلینیکی مشابه هم بودند. استفاده از غشای کلاژنه و یک پیوند استخوان، ممکن است نیاز به برداشت بافت پیوندی از خود بیمار را برطرف نماید.
زمینه و هدف: هدف از درمان اندودانتیک ایجاد مهر و موم مناسب در طول پرکردگی کانال ریشه میباشد. در برخی موارد نتیجه قابل قبول از طریق درمان غیر جراحی حاصل نمیشود که در این صورت به جراحی نیاز است. هدف از انجام درمان جراحی رتروگرید که یکی از معمولترین جراحیهای اندودانتیک میباشد، جلوگیری از ریزنشت آپیکال با استفاده از موادی است که قابلیت مهر و موم کنندگی خوبی دارند. علاوه بر خصوصیات مواد پر کننده انتهای ریشه، مطالعات مختلف نشان دادهاند که میزان زاویه قطع ریشه نیز در میزان ریزنشت مؤثر است، به طوری که با افزایش زاویه، میزان ریزنشت نیز افزایش مییابد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی توانایی مهر و موم کنندگی آمالگام به عنوان یک ماده رایج پر کننده انتهای ریشه و MTA انجام گرفت و همچنین اثر زاویه قطع ریشه بر میزان ریز نشت نیز با استفاده از روش نفوذ رنگ، مورد ارزیابی قرار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، آزمایشگاهی 148 دندان تک کاناله خارج شده انسان انتخاب شد. پس از آماده سازی کانالها و پر کردن آنها به روش تراکم جانبی با گوتاپرکا و سیلر، دندانها به دو گروه تقسیم و 3 میلیمتر انتهای ریشهها با دو زاویه صفر و 45 درجه قطع شد. با استفاده از دستگاه اولتراسونیک حفرات انتهای ریشه تهیه گردید؛ سپس هر گروه به دو زیر گروه تقسیم و با آمالگام یا
pro root MTA پر شد. پس از 72 ساعت انکوباسیون، کلیه سطوح دندانها به جز 3 میلیمتر آپیکال با دو لایه لاک ناخن پوشانیده شد، همچنین بخش تاجی دندانها توسط گلاس آینومر ترمیم گردید؛ سپس نمونهها به مدت 48 ساعت در متیلن بلوی 2% با PH=7 قرار گرفت. پس از شستشوی دندانها با آب، به وسیله دیسک الماس و هندپیس، از جهت مزیودیستال اقدام به مقطعگیری دندانها گردید. مقاطع زیر استریو میکروسکوپ با بزرگنمایی 50 برابر خوانده شد. دادههای مطالعه با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس دو طرفه و Tukey مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و 05/0p< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که نوع ماده پر کننده انتهای ریشه به طور معنیدار در ریز نشت تأثیر داشت؛ به طوری که ریز نشت MTA نسبت به آمالگام کمتر بود، ولی میزان زاویه قطع ریشه اثر معنیداری بر ریز نشت نداشت.
نتیجهگیری:طبق نتایج مطالعه حاضر به نظر میرسد، استفاده از MTA به جای آمالگام، درصد موفقیت درمان جراحی را به علت توانایی برتر در مهر و موم ناحیه اپیکال، بالا میبرد؛ در حالی که زاویه قطع ریشه بسته به نظر جراح و محل مورد نظر میتواند افزایش یا کاهش یابد.
زمینه و هدف: بازسازی صحیح دندان بدون پالپ برای اطمینان از موفقیت درمان ریشه، بسیار قابل اهمیت است. استفاده از پست و کور اغلب برای گیر و تقویت رستوریشن نهائی در این دندانها توصیه میگردد، ولی یکی از مهمترین مشکلات در درمان دندانهای درمان ریشه شده، زمانی است که ریشهها به عللی دارای کانالهای گشاد بوده و امکان استفاده از پست فراهم نباشد. دیواره نازک ریشه پروگنوز موفقیتآمیز طولانی مدت دندان را خدشه دار مینماید. به نظر میرسد، استفاده از مواد و تکنیکهای چسبنده، ریشه دندانهای نابالغ با دیواره نازک را تقویت نموده و استفاده از پست در آنها میسر میگردد. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی امکان تقویت داخل ریشهای با استفاده از روشهای مختلف تقویت ریشه بود.
روش بررسی: در این بررسی آزمایشگاهی، 72 دندان سنترال ماگزیلای سالم که در اندازه، شکل و آناتومی ریشه مشابه بودند، انتخاب شدند. پس از درمان ریشه در 60 عدد از دندانها از یک فرز لابراتواری آکریلی به منظور نازک کردن ناحیه سرویکالی ریشه و شبیهسازی آن به دیوارههای عاجی نازک دندانهای نابالغ استفاده شد. تراش سرویکالی ریشه از طریق حفره دسترسی پالاتالی صورت گرفت و تا 5 میلیمتر زیر CEJ گسترش پیدا کرد. 12 دندان باقیمانده در ناحیه سرویکالی ریشه تضعیف نشدند (کنترل مثبت). سپس ترمیم دندانها به این صورت انجام گرفت: در گروه کنترل مثبت ترمیم حفره دسترسی با کامپوزیت رزین همراه با عامل چسباننده عاجی (Dentin Bonding Agent) انجام شد. در گروه دوم حفره دسترسی با کامپوزیت و عامل چسباننده عاجی به تنهایی تا حد CEJ ترمیم گردید (گروه کنترل منفی). در گروه سوم ناحیه سرویکالی تضعیف شده با سمان رزینی (Enforce) و یک پست پیش ساخته تا 5 میلیمتری زیر CEJ تقویت گردید. در گروه چهارم ناحیه سرویکالی تضعیف شده با کامپوزیت رزین همراه با عامل چسباننده عاجی توسط یک پست پلاستیکی شفاف آماده شده، تقویت شد. در گروه پنجم ناحیه سرویکالی تضعیف شده با کامپوزیت رزین و عامل چسباننده عاجی همراه با یک پست ریختگی و در گروه ششم ناحیه سرویکالی تضعیف شده با کامپوزیت رزین و عامل چسباننده عاجی همراه با یک پست پیش ساخته تقویت شد. تمام نمونهها پس از مانت کردن، تحت آزمایش شکست قرار گرفتند. نیروی لازم برای شکست در نمونهها با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و دانکن مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و 05/0p< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: مقاومت به شکست در گروه اول و دوم اختلاف آماری معنیداری را با سایر گروهها نشان داد. طبق یافتههای این مطالعه بالاترین مقاومت به شکست برای گروه اول ثبت شد، در حالی که پایینترین مقاومت به شکست برای گروه دوم به دست آمد. تمامی روشها با اختلاف قابل ملاحظهای نسبت به گروه کنترل منفی مقاومت به شکست بالاتری را نشان دادند. مقاومت به شکست گروههای سوم و چهارم و پنجم اختلاف آماری معنیداری با یکدیگر نداشت و گروه ششم با اختلاف معنیداری بالاتر از سایر گروهها قرار گرفت.
نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، استفاده از یک عامل چسباننده عاجی و کامپوزیت رزین، ریشه دندانهای نابالغ با دیوارههای نازک را تقویت میکند و استفاده از پست را در آنها آسان مینماید.
زمینه و هدف: مواد پرکننده کانال ریشه باید سازگاری بیولوژیک داشته باشند و به خوبی توسط بافتهای اطراف ریشه تحمل شوند، زیرا این مواد معمولاً به مدت طولانی در تماس نزدیک با بافتهای زنده اطراف ریشه قرار دارند. مواد جهشزا پتانسیل القای آسیب به DNA را دارند و احتمالاً میتوانند تغییرات بدخیمی در سلولها ایجاد کنند. مواد سایتوتوکسیک میتوانند باعث ایجاد پاسخهای التهابی و آسیب بافتی شوند. مطالعه تجربی حاضر با هدف ارزیابی جهشزایی و سمیت سلولی چهار سیلر مختلف AH Plus(Dentsply, DeTrey)، Ketac-Endo Aplicap (3M ESPE)، Sankin Apatite III (Sankin K.K) و Tubli-Seal EWT (Kerr) انجام شد.
روش بررسی: در این تحقیق تجربی آزمایشگاهی سیلرها در دو حالت تازه مخلوط شده و سخت شده مورد بررسی قرار گرفتند. جهت بررسی سمیت سلولی، مواد به مدت 1، 2 و 7 روز در محیط کشت قرار گرفتند. سپس رقتهای مختلف از عصارههای حاصل تهیه و به صورت 1، 2 و 7 روز در تماس با سلولهای فیبروبلاست L929 قرار داده شدند. سمیت سلولی به روش رنگ سنجی MTT ارزیابی شد. جهت بررسی جهشزایی مواد، سیلرها داخل بافر فسفات (PBS) به مدت 1، 2 و 7 روز قرار داده شدند و جهشزایی به کمک آزمایش sos-umuبا استفاده از باکتری سالمونلا تیفی موریوم TA1535PSK1002 بررسی شد. دادهها با استفاده از آزمونهای ANOVA یکطرفه ,Kruskall Wallis Mann Whitney و Post hoc مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و 05/0 P<به عنوان سطح معنیداری درنظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که عصاره تمام سیلرها وقتی تازه مخلوط شدهاند، سایتوتوکسیک هستند. سیلر Ketac-Endo Aplicap و به دنبال آن
Sankin Apatite III کمترین سمیت و سیلر Tubli-Seal بیشترین سمیت را نشان دادند. برخلاف سیلرهای دیگر سمیت Tubli-Seal EWT با گذشت زمان کاهش نیافت. فعالیت آنزیم بتاگالاکتوزیداز توسط سیلرها به طور قابل توجهی افزایش نیافت و هیچ کدام از سیلرها در هیچ حالتی جهشزا نبودند.
نتیجهگیری: از بین سیلرهای بررسی شده، Tubli-Seal EWT بیشترین سمیت در زمانهای طولانی را نشان داد و سمیت بقیه سیلرها با گذشت زمان کاهش یافت. هیچ کدام از سیلرها فعالیت جهشزایی نشان ندادند.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی میباشد.
طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by: Yektaweb

