زمینه و هدف: حرکات قطعه پروگزیمال در پی عقب راندن قطعه دیستال در استئوتومیهای راموس از پیامدهای ناخواسته جراحی ارتوگناتیک است. استئوتومی ورتیکوساژیتال داخل دهانی روش نسبتاً جدیدی از استئوتومیراموس است که به نظر میرسد از نظر تئوریک قادر باشد تا حرکات قطعه پروگزیمال را به حداقل برساند. در این مطالعه تغییرات عرض اینترگونیال مندیبل و زاویه flaring راموسها در پی انجام دو تکنیک استئوتومی با یکدیگر مقایسه شده است.روش بررسی: در این تحقیق که به صورت کارآزمایی بالینی انجام شد، 20 بیمار با پروگناتیسم مندیبل بدون آسیمتری انتخاب شدند. 10 بیمار تحت جراحی Intraoral Verticosagittal Ramus Osteotomy (IVSRO)و 10 بیمار تحت جراحی Bilateral Sagittal Split Ramus Osteotomy (BSSRO) به منظور set-back فک پایین قرار گرفتند. عرض اینترگونیال و زاویه flaring راموسها در رادیوگرافیهای قبل از عمل و یک و 12 هفته بعد عمل اندازهگیری و ثبت شد. مقادیر تغییرات با استفاده از آزمون آماری کوواریانس بین دو گروه با 05/0P< به عنوان سطح معنیداری مقایسه گردید.
یافتهها: تغییرات عرض اینترگونیال و زاویه flaring راموس در هر گروه بعد از عمل به فاصله یک و 12 هفته معنیدار بود. در زمانهای یک و 12 هفته پس از جراحی تغییرات عرض اینترگونیال در دو گروه تفاوت معنیداری نداشت (5/0P=). تغییرات ایجاد شده در flaring راموسها نیز بعد از یک و 12 هفته بین دو گروه اختلاف معنیداری نداشت (به ترتیب 9/0 P=و 3/0P=).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر دو تکنیک مورد مطالعه از نظر تغییرات عرض مندیبل و زاویه flaring راموسها بعد از عمل اختلاف قابل توجهی با یکدیگر ندارند.