وجود لایه اکسید در سطح آلیاژ، زمینه چسبندگی آن را به پرسلن فراهم می سازد. در سطح آلیاژهای بیس متال نسبت به آلیاژهای با طلای بالا، اکسید بیشتری ایجاد می شود. ممکن است تشکیل لایه اکسید زیاد، منجر به شکست باند گردد و ضخامت آن در اثر پخت مکرر پرسلن، افزایش یابد. هدف از این مطالعه تعیین اثر پخت مکرر پرسلن بر مقاومت باند دو آلیاژ بیس متال مینالوکس و وراباند 2 می باشد؛ به همین منظور شانزده صفحه فلزی (0.5×5×20) از هر گروه آلیاژ ریخته شد و سطح آنها مطابق دستور کارخانه آماده گردید. پرسلن با ضخامت یکسان (1 میلیمتر) در یک سوم میانی نمونه ها قرار داده شد. هر گروه از آلیاژ به سه زیر گروه تقسیم شد. گروه اول بعد از گلیز کنار گذاشته شد. گروه دوم و سوم 2 و 4 بار بیشتر پخت شدند و مقاومت باند آنها توسط روش خمش 3-Point مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد. نتایج حاصله اختلاف معنی داری را بین مقاومت باند نمونه ها در اثر پخت مکرر پرسلن و همچنین بین مقاومت باند دو آلیاژ در تعداد پخت مساوی نشان نداد. براساس یافته های این مطالعه، آلیاژهای مینالوکس و وراباند 2 از نظر باند به پرسلن مشابهت دارند.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسهای نقش سه نوع گلاس آینومر با آلیاژ نقره، گلاس آینومر معمولی و گلاس آینومر تغییر یافته با رزین به عنوان لاینر چسبنده در افزایش مقاومت شکست دندان ترمیم شده با آمالگام با یکدیگر و همچنین وارنیش به عنوان لاینر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی, پس از جمعآوری 70 دندان کشیدهشده پرهمولرفک بالا، حفرههای MODتهیه شد. به استثنای یک گروه 10 تایی که دندانها دست نخورده (بدون حفره) به عنوان گروه شاهد مثبت در نظر گرفته شد. یک گروه 10 تایی نیز با حفره MOD بدون ترمیم (گروه شاهد منفی) نگه داشته شد. ترمیم با آمالگام اسفریکالgs.80 (SDI) در 5 گروه آزمایشی به ترتیب با لاینر گلاس آینومر, با آلیاژ نقره (Miracle Mix)، لاینر گلاس آینومر معمولی (خودسختشونده Fuji II)، لاینر وارنیش، لاینرگلاس آینومرنوری (Fuji II LC) و لاینرگلاس آینومر نوری با تابش تأخیری انجام شد. بعد از گذشت 7 روز دوره نگهداری در آب ºC37، دندانها در دستگاه اینسترون تحت نیروی Compressive قرار گرفتند و در لحظه شکست میزان نیرو برحسب کیلوگرم ثبت شد و مقادیر حاصله مورد بررسی آماری قرار گرفت.
یافتهها: طبق آزمون ANOVA، تفاوت آماری در مقاومت شکست نمونههای ترمیمشده و نشده مشاهده گردید و آزمون Tukey HSD در مقایسه دو به دو گروهها نشان داد که لاینر گلاس آینومر نوری (Fuji II LC) تأثیر معنیداری در افزایش استحکام شکست دندان ترمیم شده داشته است (05/0P<). در بررسی نوع شکست نمونهها، معمولاً یک کاسپ شکسته ولی کاسپی که سالم باقی مانده آمالگام به صورت باند شده به آن به جای مانده است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این تحقیق، استفاده از لاینر گلاس آینومر نوری در دندانهای ترمیم شده با آمالگام در افزایش مقاومت شکست، تأثیر آماری معنیداری داشت.
هدف: مطالعه حاضر با هدف اندازهگیری مقاومت فشاری، زمان سختشدن و ارزیابی قابلیت انحلال و تجزیهپذیری سیمانهای اوژنول- اکسید روی، فسفات روی و پلیکربوکسیلات محصولات تولید داخل انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی، نمونههای مورد استفاده از تولیدات یک شرکت داخلی به عنوان نمونههای آزمون و نمونههای شرکت Harvard آلمان به عنوان شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. برای اندازهگیری مقاومت فشاری هر سه نوع سیمان، با استفاده از محاسبات آماری از یازده نمونه استفاده شد. برای اندازهگیری زمان سخت شدن سیمان اوژنول- اکسید روی، از شانزده نمونه و برای دو نوع سیمان دیگر از یازده نمونه استفاده شد. اندازهگیری قابلیت انحلال و تجزیهپذیری فقط برای سیمان اوژنول- اکسید روی و با استفاده از یازده نمونه انجام شد. نتایج حاصل با مقادیراستاندارد مربوطه مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین مقاومت فشاری سیمانهای اوژنول- اکسید روی، فسفات روی و پلی کربوکسیلات روی به ترتیب 3/1± 58/12،
5±21/37 و1/2± 86/35 مگاپاسکال حاصل گردید که هیچیک با مقادیر استاندارد مطابقت نداشت. زمان سختشدن سیمانهای مذکور به ترتیب 71/0±04/29، 55/0±41/5 و 06/0±50/2 دقیقه بود که فقط دو نوع آخر با مقادیر استاندارد مطابقت داشتند. قابلیت انحلال و تجزیهپذیری سیمان اوژنول- اکسید روی 1/1± 44/8% بود؛ این ویژگی نیز حائز شرایط استاندارد نبود.
نتیجهگیری: با توجه به مقادیر به دست آمده و مقایسه با مقادیر شاهد و استاندارد، نتایج حاصل بیانگر آن است که هیچ یک از سیمانهای مورد آزمایش دارای شرایط استاندارد نمیباشند؛ بنابراین استفاده از آنها توصیه نمیشود.
زمینه و هدف: عرفی کامپوزیتهای packable در سالهای اخیر، امکان ترمیم دندانهای خلفی با این مواد را فراهم آورده است. هرچند کاهش انقباض پلیمریزاسیون و نزدیکی ضریب انبساط حرارتی آنها به دندان، استرس وارده به ساختمان دندان را کاهش میدهد؛ اما ویسکوزیتۀ بالا، ممکن است سبب تطابق کمتر شود؛ بنابراین به طور واضح نمیدانیم که آیا این مواد میتوانند سبب استحکام ساختمان دندان شوند یا خیر؟ هدف از مطالعه حاضر ارزیابی مقاومت به شکست دندانهایی است که به روشهای مختلف جایگزینی و curing، با کامپوزیت packable یا هیبرید ترمیم شدهاند.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی- مداخلهای 75 دندان پرهمولر سالم به صورت تصادفی به 5 گروه 15 تائی تقسیم شدند.گروه اول به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد و بر روی بقیۀ دندانها ابتدا حفرات مزیواکلوزودیستال مشابه یکدیگر تراش داده شد. در گروه دوم، دندانها با کامپوزیت اسپکتروم (هیبرید) به روش incremental و با شدت نوری 2mw/cm500 پر شدند. در گروه سوم، از کامپوزیت (packable) Surefil ، با روش incremental و شدت نوری mw/cm500 استفاده شد. دندانهای گروه چهارم و پنجم با کامپوزیت Surefil و روش bulk پر شدند. با این تفاوت که در گروه چهارم شدت نوری 2mw/cm500 و در گروه پنجم روش
ramp (2mw/cm900-100) به کار رفت. بعد از ترموسایکل، نیروی مقاومت به شکست توسط Universal Testing Machine ارزیابی شد. برای تعیین درجۀ تبدیل مونومر به پلیمر (DC یا Degree of Conversion) در عمیقترین ناحیه از روش FTIR (Fourier Transformation Infrared) استفاده شد که روش کار در گروههای مورد آزمایش (A-D) مشابه با گروههای آزمایش مقاومت به شکست (2-5) بود. از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و Tukey HSD برای بررسی نتایج استفاده و 05/0P< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: مقاومت به شکست در گروه کنترل به صورت معنی داری بیش از سایر گروهها بود؛ ولی در بین گروههای ترمیم شده تفاوتی از لحاظ آماری وجود نداشت. DC برای کامپوزیت اسپکتروم به طور قابل توجهی بیشتر از Surefil بود. روش bulk و شدت نوری 2mw/cm500 سبب کاهش DC گردید. DC در روش bulk و شدت نوری بالا به روش ramp با روش incremental و شدت نوری 2mw/cm500 تفاوت معنی داری نداشت.
نتیجهگیری: روش جایگزینی، شدت و نحوه تابش و نوع کامپوزیت بر مقاومت دندانها به شکست، اثری نداشت. استفاده از کامپوزیت packable به روش bulk و با شدت نور 2mw/cm 500 یا کمتر در حفرات به عمق 4 میلیمتر و یا بیشتر به دلیل عدم حصولDC مناسب توصیه نمیشود.
زمینه و هدف: بازسازی صحیح دندان بدون پالپ برای اطمینان از موفقیت درمان ریشه، بسیار قابل اهمیت است. استفاده از پست و کور اغلب برای گیر و تقویت رستوریشن نهائی در این دندانها توصیه میگردد، ولی یکی از مهمترین مشکلات در درمان دندانهای درمان ریشه شده، زمانی است که ریشهها به عللی دارای کانالهای گشاد بوده و امکان استفاده از پست فراهم نباشد. دیواره نازک ریشه پروگنوز موفقیتآمیز طولانی مدت دندان را خدشه دار مینماید. به نظر میرسد، استفاده از مواد و تکنیکهای چسبنده، ریشه دندانهای نابالغ با دیواره نازک را تقویت نموده و استفاده از پست در آنها میسر میگردد. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی امکان تقویت داخل ریشهای با استفاده از روشهای مختلف تقویت ریشه بود.
روش بررسی: در این بررسی آزمایشگاهی، 72 دندان سنترال ماگزیلای سالم که در اندازه، شکل و آناتومی ریشه مشابه بودند، انتخاب شدند. پس از درمان ریشه در 60 عدد از دندانها از یک فرز لابراتواری آکریلی به منظور نازک کردن ناحیه سرویکالی ریشه و شبیهسازی آن به دیوارههای عاجی نازک دندانهای نابالغ استفاده شد. تراش سرویکالی ریشه از طریق حفره دسترسی پالاتالی صورت گرفت و تا 5 میلیمتر زیر CEJ گسترش پیدا کرد. 12 دندان باقیمانده در ناحیه سرویکالی ریشه تضعیف نشدند (کنترل مثبت). سپس ترمیم دندانها به این صورت انجام گرفت: در گروه کنترل مثبت ترمیم حفره دسترسی با کامپوزیت رزین همراه با عامل چسباننده عاجی (Dentin Bonding Agent) انجام شد. در گروه دوم حفره دسترسی با کامپوزیت و عامل چسباننده عاجی به تنهایی تا حد CEJ ترمیم گردید (گروه کنترل منفی). در گروه سوم ناحیه سرویکالی تضعیف شده با سمان رزینی (Enforce) و یک پست پیش ساخته تا 5 میلیمتری زیر CEJ تقویت گردید. در گروه چهارم ناحیه سرویکالی تضعیف شده با کامپوزیت رزین همراه با عامل چسباننده عاجی توسط یک پست پلاستیکی شفاف آماده شده، تقویت شد. در گروه پنجم ناحیه سرویکالی تضعیف شده با کامپوزیت رزین و عامل چسباننده عاجی همراه با یک پست ریختگی و در گروه ششم ناحیه سرویکالی تضعیف شده با کامپوزیت رزین و عامل چسباننده عاجی همراه با یک پست پیش ساخته تقویت شد. تمام نمونهها پس از مانت کردن، تحت آزمایش شکست قرار گرفتند. نیروی لازم برای شکست در نمونهها با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و دانکن مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و 05/0p< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: مقاومت به شکست در گروه اول و دوم اختلاف آماری معنیداری را با سایر گروهها نشان داد. طبق یافتههای این مطالعه بالاترین مقاومت به شکست برای گروه اول ثبت شد، در حالی که پایینترین مقاومت به شکست برای گروه دوم به دست آمد. تمامی روشها با اختلاف قابل ملاحظهای نسبت به گروه کنترل منفی مقاومت به شکست بالاتری را نشان دادند. مقاومت به شکست گروههای سوم و چهارم و پنجم اختلاف آماری معنیداری با یکدیگر نداشت و گروه ششم با اختلاف معنیداری بالاتر از سایر گروهها قرار گرفت.
نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، استفاده از یک عامل چسباننده عاجی و کامپوزیت رزین، ریشه دندانهای نابالغ با دیوارههای نازک را تقویت میکند و استفاده از پست را در آنها آسان مینماید.
زمینه و هدف: با توجه به استحکام خمشی کامپوزیت تقویت شده با فایبر (FRC) و نیز نقش حفرههای محافظهکارانه در حفظ نسج سالم دندانهای پایه، این مطالعه با هدف ارزیابی میزان مقاومت به شکست بریجهای قدامی بالا و خلفی پایین در شرایطin vitro انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش به روش تجربی در شرایط آزمایشگاهی انجام شد. از 44 دندان تازه و سالم کشیده شده انسان برای ساخت 22 اینله بریج ثابت، شامل 11 اینله بریج سه واحدی قدامی بالا با مدل کلینیکی جایگزینی سانترال و 11 اینله بریج خلفی پایین با مدل کلینیکی جایگزینی مولر اول استفاده شد. نمونههای فوق از کامپوزیت تقویت شده با فایبر تهیه شدند. بریجهای ثابت قدامی و خلفی مذکور به همراه PDL مصنوعی در آکریل خود پخت مانت شدند، سپس توسط دستگاه شبیهسازی دهان مصنوعی load cycle گردیدند و بعـد در دستگـاه Instron با سرعت mm/min1 تحت نیروی نهایی قرار گرفتند، تا شکست در تمام نمونههای قدامی بالا و خلفی پائین روی داد و منحنی اعمال نیرو ثبت گردید. آنالیز آماری اعداد بدسـت آمده توسط آزمـونهای
Kolmogorov- Smirnov و Independent Sample T و Kaplan - Meier انجام و05/0P< به عنوان سطح معنیداری درنظر گرفته شد.
یافتهها: با توجه به آزمون آماری، اعداد به دست آمده از شکست بریجهای قدامی بالا و خلفی پائین از توزیع نرمال تبعیت میکردند. حدود اطمینان 95% میانگین مقاومت به شکست برای بریجهای قدامـی بالاN450-N562 و برای بریجهای خلفی پائین N1473-N1761 بود. مقاومت به شکست در نمونههای هر دو گروه (قدامی و خلفی) در برابر نیروهای جویدن بالا بود همچنین شکستگی در هر دو گروه در پوشش سطحی کامپوزیت، بدون آسیب به فریم ورک صورت گرفت. بیشترین درصد شکستگی در نمونههای خلفی از میانه پونتیک به سمت کانکتور دیستالی و در نمونههای قدامی در کانکتور لترالی (بین پونتیک سانترال و اباتمنت لترال) مشاهده شد. بین دو گروه بریجهای قدامی بالا و خلفی پائین، اختلاف آماری معنیداری دیده شد(001/0>(P. بدین صورت که مقاومت به شکست در نمونههای قدامی کمتر از نمونههای خلفی بود.
نتیجهگیری: با در نظر گرفتن نتایج مطالعه حاضر، مبنی بر بالا بودن مقاومت به شکست نمونههای قدامی ( N500) و نمونههای خلفی ( N1600) در برابر نیروهای جویدن در هر دو ناحیه، میتوان به کارگیری اینله بریجهای FRC قدامی بالا و خلفی پایین را به صورت کلینیکال توصیه نمود. تردیدی نیست که مطالعات بیشتر تجربی و کلینیکی در این مورد ضروری است.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی 30 دندان مولر سالم به صورت تصادفی به 3 گروه 10تایی تقسیم شدند: یک گروه به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد (دندانهای سالم). بر روی بقیه دندانها حفرات کلاس یک مشابه، با اندرکات استاندارد در دیواره باکال و لینگوال در زاویه خطی اگزیوپالپال تراش داده شد. در گروه دوم اندرکات با استفاده از گلاس آینومر Vitremer (3M USA) حذف شد. پس از تهیه قالب از گروه 2 و 3 و تهیه دای، اندرکات در گروه3 روی دای و قبل از ساخت اینله حذف شد. اینلههای (Vitadur-Alpha) آماده و با سمان Rely X ARC (3M USA) در دو گروه سمان گردید. پس از 24 ساعت نمونهها تحت ترموسایکل قرار گرفتند و سپس نیروی مقاومت به شکست توسط universal testing machine ارزیابی شد. و با استفاده از آزمون یکطرفه ANOVA و Tukey HSD مورد تحلیل آماری قرار گرفت. شکل شکست نمونهها توسط استریومیکروسکوپ با بزرگ نمایی 40 بررسی شد. 05/0p< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: مقاومت به شکست در 2 گروه ترمیم شده بصورت معنیداری از گروه کنترل کمتر بود (05/0>p). بین دو گروه ترمیم شده تفاوتی از لحاظ آماری وجود نداشت (199/0=p).
بحث و نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل از مطالعه حاضر، روش حذف اندرکات در دو گروه بر مقاومت به شکست دندانهای ترمیم شده اثری نداشت. شکست در گروه2 نسبت به گروه3 شدت تخریب کمتری داشت.
روش بررسی: در این مطالعه ۳۰ دندان ثنایای مندیبل انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شد گروه اول گروه کنترل بود.گروه دوم، گروه تراش Window بود که دندانها ۳/۰ میلیمتر در سرویکال، ۵/۰ میلیمتر در ناحیه میانی و ۰/۷ میلیمتر در انسیزال تراش داده شد. گروه سوم گروه Incisal lap بود که علاوه بر تراش فوق، ۲ میلیمتر لبه انسیزال کوتاه شد. سپس ۲۰ ونیر با پرسلن فلدسپاتیک آماده شد که با سمان دوال کیور چسبانده شدند. نمونهها در معرض نیروهای cyclic (۷۲۰۰۰۰سیکل، فرکانس Hz٣/۱، نیروی ۳۰ نیوتن) و ترموسایکلینگ (۵۵-۵ درجه با فاصله زمانی ۶۰ ثانیه، ۵۰۰سیکل) قرار گرفتند. سپس نمونهها در دستگاه Universal testing machine با سرعت mm/min 1تست شدند تا شکست اتفاق افتاد.
یافتهها: ۵ نمونه از گروه Window، یک نمونه از گروه Incisal lap و دو نمونه ازگروه شاهد در طول Cyclic laod دچار شکست شدند. میانگین نیروها تحت دستگاه Universal testing machine (بر حسب مگا پاسکال): گروه Window: ۱۰/۳۹۴ (۹۲/۲۴۸-۳۳/۶۴۱)، گروهIncisal lap: ۴۷/۲۷۳(۴۵/۱۳۵-۸۰/۴۷۹) و گروه کنترل: ۹۶/۷۶۸ (۰۱/۵۶۱- ۱۱۱۵/۰۸). لازم به ذکر است که اعداد داخل پرانتز دامنه دادهها میباشد. جهت تحلیل یافتهها از تستهای آماری، LSD، chi2،ANOVA استفاده شد.
نتیجهگیری: تفاوت آماری بین گروهها معنیدار بود. تحت نیروهای ممتد مقاومت به شکست گروه شاهد بیشتر از گروه Window و Incisal lap و همچنین گروه Window از گروه Incisal lap بیشتر بود. قبل از اینکه نمونهها تحت فشارهای ممتد زیر دستگاه Universal testing machine قرار بگیرد نیروهای متناوب به آنها وارد و مشخص شد که تراش lap Incisal نسبت به تراش window دارای مقاومت بیشتری برابر شکستگی ناشی از خستگی میباشد.
روش بررسی: این تحقیق به روش تجربی (Experimental) و به صورت Invitro انجام شد. در این تحقیق تعداد بیست دندان پره مولر فک پایین که به دلایل ارتودنسی از قوس خارج شده بودند و هیچگونه شکستگی، ترک یا پوسیدگی در تاج و ریشه نداشتند، جمعآوری و به صورت تصادفی به دو گروه ده تایی تقسیم شدند. در گروه شاهد تاج دندانها از 3 میلیمتر بالای CEJ و در گروه مورد از 1 میلیمتر بالای CEJ عمود بر محور طولی دندان قطع شدند و دندانها به روش معمول روت کانال شدند. در دو گروه فضای پست تهیه شد و پستهای فایبر کوارتز DT light با سمان رزینی Panavia F2 سمان شدند، سپس کور کامپوزیتی Biscore و کراون تمام فلزی ساخته و توسط سمان زینک فسفات سمان شدند. پس از آن دندانها در آکریل خودپخت با PDL مصنوعی مانت شدند. نمونهها با زاویه 45 درجه نسبت به محور طولی دندان، تحت نیروی cyclic با فرکانس 4 ضربه در ثانیه قرار گرفتند تا شکست یا جابجایی رخ دهد. سپس دادهها توسط آزمون t-test مورد ارزیابی آماری قرار گرفت.
یافتهها: میزان سیکل در گروه با فرول برابر 425±7310 و در گروه بدون فرول 316±4190 بود. در گروه با فرول میانگین نسبت به گروه بدون فرول،3120 سیکل بیشتر بود. اختلاف مقاومت به شکست در گروه با فرول و گروه بدون فرول از نظر آماری معنیدار بود (05/0>p).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این تحقیق وجود فرول مقاومت به شکست دندانهای بازسازی شده با پستهای فایبر کوارتز را تحت cyclic loading، بالا میبرد.
روش بررسی: 40 دندان مولر و پرمولر انسان به 20 جفت (یک پرمولر - یک مولر) تقسیم شدند. 10 جفت برای بریج سه واحدی FRC به صورت Full coverage و 10 جفت برای بریج سه واحدی تمام سرامیک زیرکونیا مطابق دستورالعمل تراش داده شدند. هر جفت در فاصله 5/7 میلیمتر از هم ثابت گشتند. بریجها ساخته شدند و مطابق دستورالعمل با سمان رزینی روی دندانها سمان شدند. سپس به مدت 30 روز در آب مقطر 37 درجه سانتیگراد قرار داده شدند. با استفاده از Mechanical testing machine نیروی عمودی به سطح اکلوزال وارد و در نهایت مقاومت به شکست آنها محاسبه شد. دادهها با Independent sample T test آنالیز گردیدند.
یافتهها: مقاومت به شکست نمونههای سرامیکی زیرکونیا به طور معنیداری بالاتر از نمونههای FRC (034/0= (Pو شکست در نمونههای سرامیکی بیشتر از نوع Cohesive و در پونتیک بود و شکست در نمونههای FRC بیشتر از نوع Adhesive و در پونتیک بود.
نتیجهگیری: بریجهای هر دو گروه مواد مورد آزمایش قابلیت استفاده در مناطق خلفی را داشتند.
زمینه و هدف: هدف از این تحقیق آزمایشگاهی، بررسی مقاومت در مقابل شکستگی ترمیمهای آمالگام با پوشش کاسپی تاج دندانهای درمان ریشه شده در مقایسه با سایر روشهای ترمیمی مستقیم بود.
روش بررسی: در این تحقیق از 40 دندان پریمولار اول ماگزیلای سالم در 4 گروه آزمایشی استفاده شد (10 دندان در هر گروه). بدین ترتیب که پس از درمان ریشه حفرههای MOD تراش داده شده و فقط در گروه چهارم کوتاه کردن کاسپها در هر دو کاسپ انجام شد. گروه 1 (S) : شامل دندانهای سالم (شاهد). گروه 2 (Co) : شامل ترمیم حفرههای MOD توسط باندینگ و کامپوزیت. گروه 3 (Am-B) : شامل ترمیم حفرههای MOD توسط باندینگ و آمالگام و گروه4 (Am-CC) : ترمیم دندانها با آمالگام و پوشش کاسپی بود. پس از ترمیم دندانها به مدت 100 روز در آب معمولی و دمای محیط نگهداری شده، سپس Thermocycling به تعداد 500 طسیکل بین دو دمای (1 ± 5/5) و (1 ± 55) انجام شد. سپس نمونهها در دستگاه سنجش خواص مکانیکی مواد
(Instron, 1195 UK) با اعمال تنش فشاری با سرعت 5/0 میلیمتر در دقیقه و در محدوده نیروی N 2000 نیوتن، تحت آزمایش سنجش مقاومت در مقابل شکستگی قرار گرفتند. طرح شکستگی در 4 گروه مورد بررسی توسط استریوسکوپ بررسی شد. پس از انجام آزمون توزیع نرمال میانگین انحراف معیار و ضریب تغییرات برای تمامی گروهها محاسبه شده و آزمون آنالیز آماری واریانس یک طرفه و سپس آزمون مقایسه چندگانه دادهها (Scheffe) انجام شد.
یافتهها: بیشترین مقاومت در مقابل شکستگی در گروه 4 (Am-cc) N) 27/23 ± 976) مشاهده شد که با دندان سالم تفاوت معنیداری نداشت (05/0 P> ). کمترین مقاومت در مقابل شکستگی در گروه 2 (Co) N) 40/137 ± 384) مشاهده شد که با گروه 3 (Am-B) تفاوت معنیداری نداشت (05/0 P> ) میزان مقاومت در مقابل شکستگی در گروه آمالگام با پوشش کاسپی به صورت معنیداری از گروههای 2 و 3 بالاتر بود (05/0 P< ). طرح شکستگی در گروه 1 (s) به صورت cohesive در دندان، در گروه 2 (Co) به صورت adhesive و cohesive ، در گروه 3 (Am-B) به صورت adhesive و cohesive ، در گروه 4 (Am-cc) به صورت cohesive در ماده ترمیمی مشاهده شد.
نتیجهگیری: بیشترین مقاومت در مقابل شکستگی در دندانهای ترمیم شده با آمالگام به فرم پوشش کاسپی مشاهده شد.
زمینه و هدف: مقاومت به شکست ریشه دندانهای اندو شده، به مقدار زیادی به گونه پست مورد استفاده بستگی دارد . بررسیهای انجام شده بر وجود تناقضهایی در میزان مقاومت به شکست ریشه در استفاده از انواع پستهای غیرفلزی دلالت دارد. هدف از انجام این بررسی مقایسه اثر 2 گونه پست غیرفلزی باند شونده با ضریب الاستیسیتی متفاوت بر مقاومت به شکست دندانهای اندو شده در برابر نیروهای فشاری بود.
روش بررسی: این بررسی به روش تجربی و در شرایط آزمایشگاهی بر روی 20 دندان پرهمولر فک پایین که تاج آنها قطع شده و تحت درمان ریشه قرار گرفتند انجام شد. دندانها به صورت تصادفی به 2 گروه 10 تایی تقسیم شدند . پس از تهیه فضای پست پستهای فایبر RTD و پستهای FRC با پوشش زیرکونیا ICE LIGHT در کانال دندانها سمان شدند. تاج دندانها با کامپوزیت بازسازی گردید، نمونهها پس از بازسازی لیگامان پریودنتال و مانت در رزین آکریلی در دستگاه آزمون استحکام تحت نیروی فشاری با زاویه 90 درجه نسبت به محور طولی دندان با سرعت 1mm/min قرار گرفتند. بعد از مشخص شدن نرمال بودن توزیع دادهها جهت قضاوت آماری از آنالیز آماری One-way ANOVA و T-test استفاده شد.
یافتهها: میانگین مقاومت به شکست در گروه ICE LIGHT (N) 24/106 ± 18/865 و در گروه گلاسفایبر (N) RTD 74/156 ± 11/1083 بود. بالاترین میانگین مقاومت به شکست در گروه گلاسفایبر RTD مشاهده گردید و اختلاف معنیداری ازنظر آماری بین دو گروه مشاهده گردید (0001/0> P ).
نتیجهگیری: پستهای FRC با پوشش زیرکونیا به علت ایجاد شکستگیهای نامطلوب در دندان باید با احتیاط استفاده شوند بنابراین استفاده از پستهای گلاسفایبر برتری دارد.
| صفحه 1 از 1 |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی میباشد.
طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by: Yektaweb

