جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای پالیش

حمید جلالی، فرزانه آقاجانی، فریدون شیرزادی،
دوره 18، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده

بیان مسأله: از مواد سرامیکی به طور وسیعی در دندانپزشکی استفاده می‌شود. این مواد از نظر زیبایی، بهترین جایگزین برای دندان طبیعی هستند. اشکال عمده این مواد، ماهیت شکننده آنها است؛ بنابراین برای تقویت پرسلن از روشهای مختلفی مانند زیرساختار فلزی، تقویت پرسلن با کوره‌های سرامیکی با استحکام بالا و همین طور مکانیسم‌های تقویت سطحی مانند گلیز، work hardening و تبادل یونی استفاده می‌شود.
هدف: مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثر پالیش بر استحکام flexural پرسلن فلدسپاتیک و مقایسه آن با اورگلیز و اتوگلیز انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، ماده مورد مصرف پرسلن فلدسپاتیک Colorlogic ساخت کارخانه سرامکو بود. تعداد 40 نمونه به ابعاد 3×6×25 میلیمتر طبق استاندارد ISO 6872 و ADA No.69 به شکل بار ساخته شد. نمونه‌ها به 4 گروه 10تایی تقسیم شدند. گروههای اتوگلیز و اورگلیز بر اساس دستور کارخانه و ‌گروه پالیش استاندارد با کاغذ سمباده‌ با gritهای مشابه طبق توصیه آکادمی دندانپزشکی زیبایی آمریکا آماده شد (P360، P400 و P1200) و درمرحله آخر این نمونه‌ها، با استفاده از کیت پالیش پرسلن ویتا (Vita Zahnfabrik Bad Sackingen) پالیش نهایی شدند؛ به طوری که یک سطح کاملاً براق و زنده روی پرسلن ایجاد شود. گروه پالیش کلینیک بر اساس آنچه در بعضی کلینیک‌های دندانپزشکی متداول است، آماده شد؛ سپس آزمون استحکام خمشی tree point bending انجام شد (Universal testing machine, Zwick1494, Germany). برای مقایسه گروهها از آنالیز واریانس یک‌طرفه و آزمون Post-hoc از نوع Scheffe با سطح معنی‌داری 05/0P استفاده شد.
یافته‌ها: آزمون ANOVA اختلاف آماری معنی‌داری را بین گروهها نشان داد (001/0P<). نتایج آزمون Post-hoc نشان داد که استحکام گروه اورگلیز و پالیش استاندارد به طور معنی‌داری بالاتر از دو گروه اتوگلیز و پالیش کلینیک بود (001/0P<). اما در مقایسه بین دو گروه اورگلیز و پالیش استاندارد،‌ اختلاف معنی‌داری حاصل نگردید. دو گروه اتوگلیز و پالیش کلینیک نیز اختلاف معنی‌داری نداشتند.
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های این تحقیق می‌توان نتیجه‌گیری کرد که پالیش استاندارد می‌تواند استحکام خمشی پرسلن فلدسپاتیک را به اندازه اورگلیز بالا ببرد؛همچنین انجام یک پالیش نرم (استاندارد و بر اساس آنچه که در این مطالعه انجام شد) می‌تواند جایگزین مناسبی برای روش متداول اتوگلیز باشد.


اسماعیل یاسینی، حمید کرمانشاه، منصوره میرزایی، بهاران رنجبر امیدی،
دوره 24، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: ایجاد تطابق لبه‌ای در حفره‌های کلاس V و شناخت بهترین ماده ترمیمی برای کاهش میزان ریزنشت، یکی از چالش‌های مهم در دندانپزشکی ترمیمی است. هدف این مطالعه بررسی اثر زمان پرداخت بر ریزنشت سه نوع ماده ترمیمی همرنگ دندان درحفرات کلاس V و ارزیابی تطابق لبه‌ای آنها توسط SEM بود.
روش بررسی: در این مطالعه آزمایشگاهی از 30 دندان سانترال گاو با ایجاد حفره‌های C‏l V در ناحیه باکال و لینگوال استفاده شد (60 حفره). دندان‌ها به 3 گروه 10 تایی (20حفره) تقسیم شدند: گروه یک: کامپوزیت Z350، گروه دو: Fuji IX/G Coat Plus (CGIC) و گروه سه: (RMGI)Fuji II LC. نیمی از ترمیم‌های هر گروه (20n=) فوراً و نیمی دیگر بعد از 24 ساعت پرداخت شدند. همه دندان‌ها تحت 2000 سیکل حرارتی قرار گرفتند. رپلیکای اپوکسی رزین 12نمونه (2 ترمیم از هر زیرگروه) تحت SEM بررسی و درصد درزهای بینابینی محاسبه شد. در نهایت دندان‌ها در فوشین بازی 5/0% به مدت 24 ساعت ودر دمای اتاق قرار گرفتند و سپس دندان‌ها و برش داده شده وتحت استریو میکروسکوپ مشاهده شدند. آنالیز آماری با استفاده از تست های Kruskal-Wallis و Mann-Whitney انجام شد و ریزنشت انسیزال و سرویکال با تست Wilcoxon مقایسه شد.
یافته‌ها: میزان ریزنشت سرویکال و انسیزال در هیچ کدام از 3 ماده ترمیمی تحت تأثیر زمان پرداخت قرار نگرفت (05/0P>). ریزنشت سرویکال، به طور معنی‌داری فقط در Fuji IX با پرداخت فوری، بیشتر از ریزنشت انسیزال محاسبه شد (05/0>P). تفاوت ریزنشت انسیزال و همچنین تفاوت ریزنشت سرویکال بین مواد ترمیمی مختلف چه با پرداخت فوری چه تأخیری، معنی‌دار نبود (05/0P>).
نتیجه‌گیری: پرداخت فوری در ترمیم‌های کلاسV همرنگ دندان توصیه می‌شود.


ایوب پهلوان، تبسم هوشمند، منصوره میرزایی، هدی صفایی،
دوره 26، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه لابراتواری مقایسه دو نوع مختلف آماده‌سازی سطحی بر روی نسبت کنتراست سرامیک IPS e.max Press قبل و بعد از قرارگیری در معرض Accelerated aging بود.

روش بررسی: 10 نمونه دیسکی شکل (10×5/1 میلی‌متر) از سرامیک‌های IPS e.max press براساس دستورالعمل کارخانه سازنده ساخته شد. نمونه‌ها به صورت تصادفی به دو گروه گلیز و پالیش تقسیم شدند (تعداد=5). نسبت کنتراست نمونه‌ها قبل و بعد از Aging با دستگاه اسپکتروفوتومتر مورد بررسی قرار گرفت. نسبت کنتراست (CR=Yb/Yw) به صورت نسبت شدت روشنایی نمونه‌ها روی پس زمینه سیاه (Yb) و پس زمینه سفید (Yw) تعریف می‌شد. آنالیز داده‌های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو طرفه انجام گرفت.

یافته‌ها: پس از 300 ساعت Aging همه نمونه‌های IPS e.max Press افزایش معنی داری در نسبت کنتراست خود نشان دادند (005/0P=). سرامیک‌های پرداخت شده در مقایسه با سرامیک‌های گلیز شده افزایش معنی‌داری در اپاسیته خود داشتند (018/0P=).

نتیجه‌گیری: با توجه به محدودیت‌های مطالعه حاضر از یافته‌های به دست آمده می‌توان نتیجه گرفت که سرامیک‌های گلیز شده در مقایسه با سرامیک‌های پرداخت شده دارای ثبات ترانسلوسنسی بالاتری پس از Aging می‌باشند.


فاطمه کاظمی بید هندی، مهشید محمدی بصیر، محمد باقر رضوانی، علی خدابخش، حسین لباف، محمد امین فهیمی،
دوره 35، شماره 0 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: اتمام و پرداخت کامپوزیت‌ها یک مرحله مهم و تأثیر گذار در موفقیت کلینیکی ترمیم‌ها می‌باشد. هدف ازاین مطالعه بررسی تأثیر و مقایسه دوام دو نوع پالیش مایع بر روی دو نوع کامپوزیت بود.
روش بررسی: 80 نمونه استاندارد دیسکی شکل (mm 2×4) از دو نوع نانو کامپوزیت (هر کامپوزیت 40 عدد) شامل یک کامپوزیت نانوفیل (Filtek Z350 XT-3M ESPE) و یک کامپوزیت نانو هیبرید (Aelite Aesthetic Enamel-Bisco, Inc. Schaumburg, USA) تهیه شد. نمونه‌ها بر اساس روش اتمام و پرداخت به صورت تصادفی به 4 زیرگروه (10n=) تقسیم شدند، M : به عنوان گروه کنترل نمونه‌ها با پلیمریزاسیون زیر نوار سلولوئیدی (Mylar). S: اتمام و پرداخت توسط توالی دیسک‌های Sof-Lex (3M ESPE, USA)، SP: اتمام و پرداخت با دیسک‌های Sof-Lex و استفاده از پالیش مایع Permaseal (Ultradent products, Inc. USA)، SB: اتمام و پرداخت با دیسک‌های Sof-Lex و استفاده از پالیش مایع Bis cover (Bisco, Inc. Schaumburg, USA). نمونه‌ها تحتpH cycling  و Brusihing machine قرار گرفتند و سپس میانگین خشونت سطحی نمونه‌ها (Ra) و میانگین تغییرات پروفایل در طول ناحیه مورد نظر (Rz) توسط دستگاه پروفیلومتر اندازه گیری شد، برای مقایسه میانگین خشونت سطحی در گروه‌های مورد بررسی از آنالیز واریانس دو طرفه و یک طرفه (ANOVA) استفاده شد. سپس از آزمون Tukey برای شناسایی گروه‌های مسئول تفاوت و از آزمون T-test برای مقایسه میانگین خشونت سطحی استفاده شد.
یافته‌ها: نوع کامپوزیت و روش پرداخت تأثیری بر روی میانگین Ra نداشت (733/0=P) اما بر روی فاکتور Rz1 دارای تأثیر معنی‌دار بود (025/0=P).
نتیجه گیری: استفاده از پالیش مایع پس از کاربرد دیسک‌های پرداخت، تأثیری بر روی دوام پرداخت نانو کامپوزیت‌ها ندارد.

عبدالرحیم داوری، فرناز فراهت، مرجان مهرآوران، علی محمد دوست حسینی، نگار اطمینان،
دوره 38، شماره 0 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: یافتن روشی ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮای ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻛﻪ بتواند در ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ زﻣﺎن ﺑﺎ ﻫﺪف اﻓﺰاﻳﺶ ﻃﻮل ﻋﻤﺮ، زﻳﺒﺎﻳﻲ ﺗﺮﻣﻴﻢ و راﺣﺘﻲ دﻧﺪاﻧﭙﺰﺷﻚ مورد استفاده قرار گیرد از اﻫﻤﻴﺖ زﻳﺎدی ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. هدف از این ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ بررسی اﺛﺮ روشﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺎﻟﻴﺶ ﺑﺮ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖﻫﺎی ﻧﺎﻧﻮﻫﻴﺒﺮﻳﺪ به صورت آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎﻫﻲ ﺑود.
روش بررسی: در اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ، 42 ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ دﻳﺴﻚ ﺑﺎ ﻗﻄﺮ 6 ﻣﻴﻠﻲ ﻣﺘﺮ و ﺿﺨﺎﻣﺖ 3 ﻣﻴﻠﻲ ﻣﺘﺮ (ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﻧﺎﻧﻮﻫﻴﺒﺮﻳﺪ Charisma Kulzer و EvoCeram Tetric IPS ﻫﺮ ﻛﺪام 21 ﻧﻤﻮﻧﻪ) ﺑﺎ ﭘﻚ ﻛﺮدن ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﻛﻴﻮرﻧﺸﺪه در ﻳﻚ ﻗﺎﻟﺐ داﻳﺮه‌ای از ﺟﻨﺲ ﭘﻠﻲ ﻓﻠﻮرواﺗﻴﻠﻦ (ﻫﻤﻪ Shaded A2) ﺗﻬﻴﻪ و ﺟﻬﺖ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی از ﺣﺒﺎب ﻧﻮارﻫﺎی ﻣﻴﻼر روی ﻫﺮ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻗﺮار داده ﺷﺪ. ﺑﺎری ﺑﻪ اﻧﺪازه 2 ﻛﻴﻠﻮ ﮔﺮم ﺑﻪ ﻣﺪت 30 ﺛﺎﻧﻴﻪ روی ﻫﺮ ﻧﻤﻮﻧﻪ اﻋﻤﺎل و ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ اﺿﺎﻓﻪ ﺧﺎرج ﺷﺪ. ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ از ﻗﺎﻟﺐ ﺧﺎرج و ﺑﻪ ﻣﺪت 7 روز در آب دﻳﻮﻧﻴﺰه در دﻣﺎی اﺗﺎق و در ﺗﺎرﻳﻜﻲ ذﺧﻴﺮه ﺷﺪﻧﺪ. ﭘﺲ از اﻳﻦ دوره 7 روزه ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺷﺒﻴﻪ ﺳﺎزی پرداخت در ﺑﺎﻟﻴﻦ ﺑﺎ ﻓﺮز ﻛﺎرﺑﺎﻳﺪ پرداخت و 7 ﻧﻤﻮﻧﻪ از ﻫﺮ ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ به طور ﺗﺼﺎدﻓﻲ ﺑﺎ ﻳﻜﻲ از روشﻫﺎی System Gloss Composite LUCIDA، دﻳﺴﻚﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ EVE و دﻳﺴﻚﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ EVE + ﺧﻤﻴﺮ ﭘﺎﻟﻴﺶ Cosmedent ﭘﺎﻟﻴﺶ ﺷﺪ. ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ ﺗﻮﺳﻂ دﺳﺘﮕﺎه ﭘﺮوﻓﻴﻠﻮﻣﺘﺮی اﻧﺪازه ﮔﻴﺮی ﺷﺪ و ﺑﺎ ﻣﻴﻜﺮوﺳﻜﻮپ روﺑﺸﻲ ﻣﻮرد ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ. داده‌ﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮم اﻓﺰار آﻣﺎری SPSS25 و آزمون‌‌های آﻣﺎری t‐test ANOVA, و Benferroni post hoc test آﻧﺎﻟﻴﺰ ﺷﺪﻧﺪ.
یافته‌ها: روش دو ﻣﺮﺣﻠﻪ‌ای ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از دﻳﺴﻚﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ EVE ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﻴﺰان ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ را در ﻫﺮ دو ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﻧﺸﺎن داد (0001/0>P) ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﺑﺮ روی ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ اولیه اﺛﺮ ﻣﻌﻨﻲ داری ﻧﺪاﺷﺖ (067/0=P)، اﻣﺎ ﺗأﺛﻴﺮ روش ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻛﺮدن ﺑﺮ روی ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ ﻣﻌﻨﻲ دار ﺑﻮد (0001/0>P). ﺗﻔﺎوت ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ در ﻫﺮ دو ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ ﺑﺎ روش ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻣﻌﻨﻲ دار بود (0001/0>P). ﻧﺘﺎﻳﺞ آزﻣﻮن آﻣﺎری t‐test در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ دو ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ جداگانه ﺑﺎ هر یک از روش ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻧﺸﺎن داد که ﺗﻔﺎوت آﻣﺎری ﻣﻌﻨﻲ داری ﺑﻴﻦ دو ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ وﺟﻮد ﻧﺪاﺷﺖ (05/0P>) ﺑﻪ ﺟﺰ در روش ﺳﻴﺴﺘﻢ ﭘﺮداﺧﺖ LUCIDA ﻛﻪ در دو ﮔﺮوه ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﻲ داری را ﻧﺸﺎن داد.
نتیجه‌گیری: ﺗأﺛﻴﺮ روش ﭘﺎﻟﻴﺶ ﻛﺮدن ﺑﺮ روی ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ کامپوزیت ها ﻣﻌﻨﻲ دار ﺑﻮد. اﺳﺘﻔﺎده از دﻳﺴﻚﻫﺎی ﭘﺮداﺧﺖ EVE ﺑه ﻄﻮر ﻗﺎﺑﻞﺗﻮﺟﻬﻲ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﻄﺤﻲ را در ﻫﺮ دو ﻧﻮع ﻛﺎﻣﭙﻮزﻳﺖ IPS Tetric EvoCeram و Kulzer Charisma ﻛﺎﻫﺶ داد.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb