جستجو در مقالات منتشر شده


40 نتیجه برای یون

عباس منزوی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1379 )
چکیده

شاغلین حرفه دندانپزشکی در تماس مداوم با وسایل مختلف در اندازه های متفاوت، تیز، داغ، محرک، دوار می باشند. فرز گیت گلیدن (Gate Glidden) که برای آماده سازی داخل کانال یا تخلیه گوتای داخل کانال به کار می رود، از جمله این وسایل است. در این مقاله شکسته شدن بسیار نادر یک نمونه آن و باقی ماندن Shaft آن در ساعد دندانپزشک و عدم تشخیص به موقع آن گزارش می گردد.


شیوا مرتضوی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1379 )
چکیده

  پیوند مغز استخوان یک درمان مطرح برای بیماران مبتلا به بیماریهایی که مغز استخوان را به صورت مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار داده‌اند، می‌باشد. به دلیل سرکوب ایمنی ایجادشده در این نوع درمان , هر نوع مشکلی که در دهان این بیماران به وجود آید، می‌تواند تهدیدکننده حیات آنها باشد؛ طول مدت بستری‌شدن در بیمارستان را افزایش دهد و باعث ناراحتی بیمار و بالارفتن هزینه‌ها شود. حفره دهان محل تجمع میکروارگانیسم‌ها‌ست که با کاهش تعداد این عوامل از طریق مراقبت مطلوب در بیمار با ایمنی سرکوب شده , احتمال عفونتهای سیستمیک تهدیدکننده حیات با منشأ دهانی کاهش می‌یابد و موفقیت پیوند به حداکثر می‌رسد. دندانپزشک کودکان از طریق پیشگیری و درمان مشکلات حاد دهانی که اغلب در کودکان مبتلا به این بیمار ی مشاهده می‌شود، می‌تواند نقش مهم و منحصر به فردی در تیم پیوند مغز استخوان داشته باشد.


حسن رزمی، منصور صلواتی زاده،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1380 )
چکیده

تمایل و اندیشه استفاده از ترکیبات شیمیایی جهت رفع موانع انسدادی عاج دیواره کانال از دیرباز وجود داشته و در حال حاضر نیز تحقیقات و تلاشها در این زمینه بی نتیجه نبوده است؛ دراین رابطه RC-Prep بهتر از بقیه مواد، دندانپزشکان را یاری نموده است. هدف از این مطالعه بررسی میزان قدرت دکلسیفیکاسیون دو نوع ماده Chelating در مرحله آماده سازی کانال می باشد. در این مطالعه از 40 دندان کانین کشیده شده، استفاده شد که نمونه ها به سه گروه B ،A و C تقسیم شدند. در گروه A از Primer. USA) RC-Prep) و در گروه B از RC-CTF) RC-PreP) تولید داخل و در گروه C به عنوان شاهد بدون هیچگونه RC-Prep در مرحله فایل و فلر استفاده شد. پس از طی مراحل تهیه کانال به روش استاندارد و شستشوی لازم توسط هیپوکلریت سدیم 5% دندانها توسط دستگاه برش به دو قسمت مزیالی و دیستالی تقسیم شدند و پس از پرداخت سطوح برش خورده میزان کلسیم توسط Electron Beam Probe اندازه گیری شد. میانگین مقدار کلسیم در گروههای مختلف توسط آنالیز واریانس یکطرفه مورد ارزیابی قرار گرفت. مقدار کلسیم در گروه A برابر 1129±28713، در گروه B برابر 680±39441 و در گروه C برابر 2024±54458 بود. بین گروه A با سایر گروهها و گروههای B و C اختلاف معنی دار وجود داشت. نتایج نشان داد که قدرت دکلسیفیکاسیون RC-Prep) Primer و USA) بیش از RC-CTF) RC-Prep) می باشد.


مریم قوام، طاهره جعفرزاده، پرنیان علیزاده اسکویی،
دوره 14، شماره 3 - ( 6-1380 )
چکیده

انقباض پلیمریزاسیون کامپوزیت رزینها منجر به بروز مشکلاتی در ترمیمهای زیبایی و محافظه کارانه شده است. در این مطالعه (in-vitro)، متوسط درصد انقباض پلیمریزاسیون خطی دو نوع کامپوزیت لایت کیور IDM و تتریک سرام مورد بررسی قرار گرفت؛ همچنین به طور همزمان، درجه تبدیل و درصد فیلر معدنی دو کامپوزیت اندازه گیری شد. تعداد ده نمونه به شکل دیسک به ابعاد 1.547×8 میلیمتر از هر کامپوزیت روی لام میکروسکوپ و در مرکز رینگ فلزی متصل به آن تهیه شد. نمونه ها از قسمت تحتانی لام به مدت 60 ثانیه تحت تابش نور قرار گرفتند و بعد از 30 دقیقه تغییرات ضخامت نمونه ها با میکرومتر Helios اندازه گیری و درصد انقباض خطی هر نمونه محاسبه شد. جهت بررسی نتایج از روش t-test استفاده شد (P<0.05)؛ در عین حال متوسط درجه تبدیل نمونه ها با FTIR و محتوای فیلر معدنی به وسیله سوزاندن در کوره الکتریکی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که بین درصد انقباض خطی دو نمونه کامپوزیت تفاوت معنی داری وجود ندارد و درجه تبدیل و محتوای فیلر معدنی در تتریک سرام بیشتر از IDM می باشد. به نظر می رسد درجه تبدیل پایین در IDM به ترکیب شیمیایی و محتوای فیلر آن مربوط باشد و تشابه انقباض خطی پلیمریزاسیون IDM با تتریک سرام می تواند ناشی از درجه تبدیل پایین آن باشد.


مهرداد لطف آذر، شریعه فقیهی،
دوره 15، شماره 3 - ( 3-1381 )
چکیده

تاکنون روشهای متعددی جهت پوشش سطوح عریان ریشه ها ارائه و آزمایش گردیده است. در بیشتر این مطالعات پوشش تحلیل لثه ای کلاس I و II میلر مورد بررسی قرار گرفته اند. این مطالعه با هدف مقایسه نتایج کلینیکی دو تکنیک پیوند آزاد بافت همبندی (CTG) و بازسازی هدایت شده نسجی (GTR) با غشای قابل جذب در پوشش سطوح عریان ریشه ها در نواحی تحلیل لثه ای کلاس III میلر انجام شد. تعداد 6 بیمار دارای یک جفت ناحیه تحلیل لثه ای قرینه، به روش تصادفی مورد درمان قرار گرفتند. شاخصهای کلینیکی قبل از جراحی و با فواصل 1، 2، 4، 6، 12 و 18 ماه بعد از جراحی اندازه گیری شدند. جهت تحلیل آماری، نتایج هر گروه درمانی (قبل از درمان با ماه ششم و قبل از درمان با ماه هیجدهم) و به منظور مقایسه دو گروه درمانی در مقاطع زمانی (قبل از درمان و ماههای 6، 12 و 18) از آزمون Paired t و به منظور مقایسه دو روش درمانی در طول زمان از آزمون واریانس سه طرفه استفاده شد. هر دو روش درمانی به طور معنی داری در پوشش سطح ریشه ها موثر بودند. میانگین پوشش سطح ریشه در دو تکنیک CTG و GTR بعد از 18 ماه به ترتیب 55% و 47/5% بود. نتایج نشان داد روش CTG نسبت به GTR در کاهش عمق و عرض ناحیه تحلیل و افزایش عرض لثه کراتینیزه به طور معنی داری موفق تر است؛ همچنین گذشت زمان (18 ماه) به عنوان یک عامل مجزا از روشهای درمانی، به طور معنی داری در افزایش عرض لثه کراتینیزه و افزایش سطح چسبندگی کلینیکی نقش دارد.


حسین افشار، بهمن سراج، آوا عمادالساداتی،
دوره 16، شماره 2 - ( 2-1382 )
چکیده

بیان مساله: تجربیات قبلی و مشاهدات کلینیکی حاکی از آن است که هیپوپلازی و هیپوکلسیفیکاسیون دندانهای مولر اول دائمی در کودکانی که به روش سزارین به دنیا آمده اند، شایعتر از کودکانی است که به روش طبیعی تولد یافته اند؛ همچنین دندان مولر اول دائمی تنها دندانی است که دقیقا در حول و حوش زایمان، کلسیفیکاسیون راس کاسپ های آن آغاز می شود. هدف: این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین نوع زایمان و وضعیت کلینیکی اولین مولر دائمی انجام شد؛ همچنین تفاوت تاثیر Elective یا Selective بودن زایمانهای سزارین بر وضعیت اولین مولر دائمی بررسی گردید.

روش بررسی: با مراجعه به مطب پزشک جراح و متخصص زنان و زایمان، پرونده های زایمان مربوط به سالهای 1373 و قبل از آن استخراج شد؛ تعداد 100 بیمار با زایمان طبیعی و 50 بیمار با زایمان سزارین Selective و 50 بیمار با زایمان سزارین Elective انتخاب شدند تا وضعیت دندانهای مولر اول دائمی فرزندان آنها بررسی شود. پس از تماس با بیمار برای معاینه فرزند 6 سال به بالای آنها هماهنگی شد. اطلاعات پزشکی مادر از پرونده پزشکی وی استخراج گردید و در مورد اطلاعات مربوط به فرزند، از مادر سوال شد. به منظور تحلیل نتایج از آزمون X² استفاده شد.

یافته ها: نقایص مینایی (هیپوپلازی و هیپوکلسیفیکاسیون) دندان مولر اول دائمی در فرزندان متولد شده به روش سزارین به طور معنی داری با زایمان طبیعی اختلاف داشت (P=0.0002)؛ در ضمن میزان شیوع این نقایص مینایی در زایمانهای سزارین Selective بیشتر از زایمانهای سزارین Elective بود (17% در برابر 9%) ولی از نظر آماری در این مورد اختلاف معنی داری وجود نداشت (P=0.07).

نتیجه گیری: لازم است پزشکان متخصص زنان و زایمان، متخصص کودکان و دندانپزشک متخصص کودکان آگاهی لازم را در این زمینه به والدین ارائه نمایند تا آنها ضمن مراجعه به موقع، توجه کافی برای حفظ این اولین دندان دائمی کودک که کلید اکلوژن وی محسوب می شود، مبذول دارند.


معصومه حسنی طباطبایی، محمد عطایی، هنگامه صفرچراتی،
دوره 16، شماره 2 - ( 2-1382 )
چکیده

بیان مساله: اخیرا محققان روشهایی را برای کاهش انقباض پلیمریزاسیون ترمیم های کامپوزیتی ارائه نموده اند و مدعی هستند با قدرتهای بالاتر انرژی دستگاههای لایت کیور و تغییر الگوی تابش اشعه خواص مکانیکی ترمیم و بهبود می یابد و در عین حال ریزنشت آن نیز کاهش می یابد. هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر دو روش سخت کنندگی Soft-Start و Pulse-Delay بر میزان ریزنشت و درجه تبدیل ترمیم های کامپوزیتی انجام شد.

روش بررسی: به منظور بررسی ریزنشت از روش نفوذ رنگ در حفره های کلاس 5، در 30 دندان مولر کشیده شده انسان استفاده گردید و سخت نمودن ترمیم های کامپوزیتی به سه روش Conventional و Soft-Start و Pulse-Delay انجام شد. برای ارزیابی درجه تبدیل در این سه گروه از روش طیفی سنجی FTIR بلافاصله پس از سخت شدن نمونه ها استفاده گردید؛ مقایسه گروهها با استفاده از آزمونهای آماری Kruskal-Wallis و Mann-Whitney انجام گردید.

یافته ها: میزان ریزنشت در سه گروه در عاج و مینا تفاوت معنی داری نداشت. میزان ریزنشت در دیواره های اکلوزالی و ژنژیوالی در گروههای Pulse-Delay با (P=0.001) و Soft-Start با (P=0.28) دارای اختلاف معنی داری بود؛ به نحوی که ریزنشت در دیواره ژنژیوالی بیشتر از اکلوزالی بدست آمد، اما در گروه Conventional این اختلاف معنی دار نبود؛ میزان درجه تبدیل نیز در سه گروه تفاوت معنی داری را نشان نداد (P=0.909).

نتیجه گیری: روش سخت نمودن Soft-Start و Pulse-Delay با شدت نور آغازگر کم، تطابق لبه ای ترمیم های کامپوزیتی را در حفرهای کلاس 5 بهبود نمی بخشد، اما درجه پلیمریزاسیون نیز در روشهای مذکور کاهش نمی یابد.


بهناز عبادیان، رامین مشرف، محسن ابراهیمی،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1382 )
چکیده

بیان مسأله: آکریل ایرانی آکروپارس یکی از تولیدات داخلی می‌باشد که در حال حاضر موارد کاربرد متعددی در ساخت پروتزهای دندانی دارد. یکی از مشکلات آکریل‌های سرماسخت ایرانی تغییرات ابعادی آن است که به نظر می‌رسد از نمونه مشابه خارجی بیشتر باشد. این مسأله در ساخت بیس‌های موقت رکوردگیری و نیز تری‌های قالبگیری محسوس می‌باشد. برای ساختن یک بیس رکوردگیری با کمترین تغییرات  ابعادی با استفاده از آکریل سرماسخت آکروپارس به تحقیق بیشتری نیاز است تا بتوان تکنیکی ارائه نمود که بیس ساخته شده، کمترین تغییرات ابعادی ناشی از پلیمریزاسیون را نشان دهد.

هدف مطالعه حاضر با هدف مشخص‌نمودن روشی که طی آن آکریل‌های سرماسخت ایرانی کمترین انقباض را از نظر تغییرات ابعادی به دست آورند و در نتیجه بهترین تطابق بیس موقت را با کست حاصل نمایند, انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی و آزمایشگاهی، 40 رکورد بیس بر روی 40 کست استونی حاصل از یک مدل، ساخته شد و در چهار گروه ده تایی قرار گرفت. هر گروه با یک روش پلیمریزاسیون، پلیمریزه شد تا میزان انقباض آنها در سه نقطه مشخص شود. برای پلیمریزاسیون از روشهای زیر استفاده گردید:

1- پلیمریزه شدن در محیط آزمایشگاه 2- پلیمریزه شدن در زیر یک لایه وازلین 3- پلیمریزه شدن در محیط اشباع از مونومر
4- پلیمریزه شدن در محیط آبیºC 100 (آب جوش)

پس از سخت شدن کامل بیس‌های رزینی، فاصله سه نقطه در لبه خلفی بیس (دو نقطه روی قله ریج و یک نقطه میدپالات ) با کست به وسیله میکروسکوپ نوری مدرج اندازه گیری شد. اطلاعات به دست آمده با آنالیز واریانس و آزمون Post-Hoc از نوع دانکن تحلیل شد.

یافته‌ها: کمترین میزان انقباض در روش پلیمریزاسیون در محیط اشباع از مونومر و بیشترین انقباض در تکنیک آب جوش مشاهده شد ولی بین گروه محیط اشباع از مونومر و دو گروه دیگر تفاوت معنی‌داری وجود نداشت؛ همچنین بین سه روش دیگر تفاوت معنی‌داری مشاهده نگردید.

نتیجه‌گیری: در این مطالعه، تغییرات ابعادی اکریل‌های سرماسخت آکروپارس در محیط اشباع از مونومر با شرایط محیط آزمایشگاه و پوشش وازلین تفاوت آماری شاخصی نشان نداد ولی به لحاظ عددی نتایج بهتری حاصل گردید و تطابق بیس و کست بیشتر بود؛ بنابراین شاید بتوان به عنوان راهی برای ساخت بیس‌های موقت با تطابق بیشتر آن را پیشنهاد نمود.


ایوب پهلوان، سپیده بانوا،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1382 )
چکیده

بیان مسأله: طی چند سال اخیر کاربرد کامپوزیت‌ها برای ترمیم دندانها بویژه دندانهای خلفی رایج شده است. یکی از مشکلات موجود در مورد ترمیم دندانها با رزین‌های کامپوزیت, بروز درز در حد فاصل کامپوزیت با دندان می‌باشد؛ از جمله روشهای مقابله با این مشکل، استفاده از روش ساندویچ یعنی کاربرد گلاس آینومر به عنوان بیس, قبل از کاربرد رزین کامپوزیت می‌باشد. از آنجا که الگوی پلیمریزاسیون در کامپوزیت‌های سخت‌شونده به طور شیمیایی وکامپوزیت‌های سخت‌شونده با نور متفاوت است، به نظر می‌رسد تأثیرات متفاوتی بر باند گلاس آینومر با عاج دندان داشته باشند.

هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیرکاربرد کامپوزیت نوری وشیمیایی بر باندگلاس آینومر نوری به عاج دندان انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی (In- vitro), 40 دندان پرمولر انسانی انتخاب و به چهار گروه زیر تقسیم شدند. در گروه 1, فقط گلاس آینومر نوری با ضخامت 1 میلیمتر بر روی سطح عاج قرار گرفت. در گروه 2, گلاس آینومر نوری با ضخامت 1 میلیمتر و کامپوزیت شیمیایی ضخامت 2 میلیمتر و به صورت توده قرارداده شد. در گروه 3, گلاس آینومر نوری با ضخامت 1 میلیمتر- کامپوزیت نوری به ضخامت 2 میلیمتر و به صورت دو لایه 1میلیمتری قرار گرفت. در گروه 4, گلاس آینومر نوری با ضخامت 1 میلیمتر- اچینگ با اسید فسفریک 37% به مدت 10 ثانیه- کامپوزیت نوری به ضخامت 2 میلیمتر و به صورت 2 لایه 1 میلیمتری قرار گرفت. اندازه درز در حد فاصل گلاس آینومر دندان و گلاس آینومر-کامپوزیت با استفاده از میکروسکوپ الکترونی مشخص گردید و با آزمونهای آماری ANOVA وt-student تجزیه و تحلیل شد. نمونه‌ها از نظر بروز ترک درمواد نیز بررسی شدند.

یافته‌ها: درگروههای 1 و2 هیچ درزی در حدفاصل گلاس آینومر- عاج دندان و ترک در گلاس آینومر مشاهده نشد. در گروه 3 در حد فاصل گلاس آینومر- کامپوزیت نوری، درز مشاهده شد ولی ترک در همه نمونه‌ها در گلاس آینومرنوری مشاهده شد. در گروه 4 در هردو حد فاصل, درز وجود داشت و ترکهای شدیدی نیز در گلاس آینومرنوری مشاهده گردید. کمترین میزان درز مربوط به گروه 1 و2 و بیشترین میزان مربوط به گروه  4 بود و بین میزان درز در گروههای 3 و 4 با گروه شاهد و گروه 2 اختلاف معنی‌داری وجود داشت (05/0P<)

نتیجه‌گیری: با توجه به شرایط این تحقیق، با کاربرد کامپوزیت شیمیایی بر روی گلاس آینومر نوری, هیچ‌گونه درز و ترکی بروز نکرد و ترمیم کاملاً یکپارچه بود؛ اما کاربرد کامپوزیت نوری و نیز اچ کردن گلاس آینومر نوری قبل از کاربرد کامپوزیت نوری, بروز درز و ترک را تشدید نمود.


نادر ابوالفضلی، امیر اسکندری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1383 )
چکیده

بیان مسأله: روشهای درمانی رژنراتیو یکی از راههای درمانی ضایعات پریودنتال می‌باشند که سعی در بازیافت انساج پریودنتال از دست رفته در اثر بیماری در اطراف دندان را دارند.

هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه‌ای اثر EMP به تنهایی و همراه با پیوند استخوانی اتوژن (Autogenous Bone Graft) در درمان ضایعات پریودنتال انسانی داخل استخوانی دو دیواره انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه که به روش کار آزمایی بالینی یک سو کور و به صورت Split Mouth انجام شد، هشت جفت ضایعه پریودنتال داخل استخوانی دو دیواره مشابه با عمق پروبینگ 5 میلیمتر یا بیشتر و عمق ضایعه استخوانی 3 میلیمتر یا بیشتر به دنبال مرحله اول درمان مورد تحقیق قرار گرفتند. در سمت شاهد از EMP و در سمت مورد از EMP به همراه پیوند استخوانی اتوژن استفاده شد. داده‌های حاصل از اندازه‌گیریهای متغیرها قبل و بعد از درمان با استفاده از آزمون آماری t-paired غیر پارامتریک ویلکاکسون ارزیابی شدند. برای مقایسه میزان تأثیر دو روش با یکدیگر اختلاف میانگین هر یک از روشها با هم مقایسه شدند.

یافته‌ها: ابتدا دو گروه از نظر ایندکس پلاک و ایندکس لثه‌ای و متغیرهای بافت نرم و سخت اختلافی نداشتند. پس از شش ماه هر دو روش درمانی باعث کاهش معنی‌دار عمق پروبینگ و حصول چسبندگی شدند. تشکیل استخوان در هر دو گروه معنی‌دار بود ولی روش درمانی توأم به طور معنی‌داری باعث تشکیل بیشتر و Resolution بیشتر ضایعه استخوانی شد (تشکیل استخوان 75/2 میلیمتر در مقایسه با 67/1 میلیمتر). میزانResorption Crestal  در هر دو گروه تقریباً یکسان بود و اختلاف آن معنی‌دار نبود.

نتیجه‌گیری: با توجه به محدودیتهای مطالعه حاضر، هر دو روش درمانی باعث بهبود شاخصهای بالینی شدند. استفاده توأم EMP به همراه پیوند استخوانی اتوژن باعث تشکیل بیشتر استخوان و Resolution بیشتر ضایعه استخوانی شد. لازم به ذکر است محدودیت در میزان پیوند استخوانی اتوژن قابل برداشت از منابع داخل دهانی از معایب این روش محسوب می‌گردد.


طاهره‎سادات جعفرزاده کاشی، محمد عرفان،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

بیان مسأله: میزان باندهای دوگانه باقیمانده در پلیمریزاسیون نقش مهمی در خواص مکانیکی، فیزیکی و شیمیایی رزین‌های ترمیمی دارد. پلیمریزه‌شدن ناکافی در لایه هیبرید، دلیلی برای تفاوت در کیفییت این لایه و قدرت باند کمتر می‎باشد که می‎تواند به عنوان منبعی برای آزادسازی مونومر عمل کند و اثرات سمّی داشته باشد.

هدف: مطالعه حاضر با هدف اندازه‎گیری درجه تبدیل مونومر به پلیمر سه نسل از دنتین باندینگ‌های  3Mو یک دنتین باندینگ آزمایشگاهی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی با استفاده از طیف جذبی مواد قبل و بعد از پلیمریزه شدن توسط دستگاه FT-IR ،درجه تبدیل به دست آمد. برای اندازه‎گیری درجه تبدیل از باندینگ‌های ScotchBond MP Plus Adhesive، SingleBond،
Prompt L-Pop و یک باندینگ آزمایشگاهی استفاده شد. شش نمونه از هر باندینگ مورد تحقیق قرار گرفت. زمان سخت شدن 120 ثانیه بود. مقایسه گروهها با استفاده از آزمونهای Kruskal-Wallis و Mann-Whitney انجام گردید. سطح معنی‌داری 05/0P< در نظر گرفته شد.

یافته‎ها: نتایج اختلاف معنی‌داری را بین گروهها نشان داد (P<0.01). SingleBond در مقایسه با Prompt L-Pop و
ScotchBond MP و دنتین باندینگ تجاری در درجه تبدیل افزایش نشان داد. بین درجه تبدیل در سایر گروهها اختلاف معنی‎داری مشاهده نشد. بین دنتین باندینگ آزمایشگاهی و ScotchBond MP اختلاف معنی‌داری مشاهده نگردید (P=1.00).

نتیجه‎گیری: فناوری استفاده از دنتین باندینگ به سمت ساده‎ترشدن پیش می‎رود؛ اما در این مطالعه PromptL-Pop به عنوان ادهزیوی که توانایی اچ‌کردن را دارد، درجه تبدیل بالایی را از خود نشان نداد. استفاده از باندینگ‌های با مراحل ساده‎تر نیاز به بررسی بیشتری دارد.


سعید رحیمی، بهفر جدیری،
دوره 18، شماره 3 - ( 2-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از درمان ریشه، سیل کامل و سه‌بعدی سیستم کانال ریشه از دهانه تا تنگه اپیکال می‌باشد؛ از این‌رو پرفوراسیون‌های حین درمان ریشه، به دلایل پوسیدگی، درمان غلط یا تحلیل‌ها باید به وسیله مواد مناسب بسته و مهر و موم گردند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه بافت‌شناختی اثر دو ماده از جنس mineral trioxide aggregate با نامهای Root MTA و Pro Root MTA، جهت ترمیم پرفوراسیون‌های فورکا در دندانهای تکامل‌یافته سگ انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 30 دندان پره‌مولر دوم، سوم و چهارم از پنج قلاده سگ نر نژاد ژرمن انتخاب شدند. دو گروه آزمایشی (مورد) Root MTA و Pro Root MTA هر کدام شامل 6 دندان برای فاصله زمانی یک ماهه و 6 دندان برای فاصله زمانی سه ماهه و همچنین 3 دندان به عنوان شاهد مثبت و 3 دندان به عنوان شاهد منفی (در مجموع 30 دندان) مورد مطالعه قرار گرفتند. در گروه شاهد مثبت پرفوراسیون‌ها ترمیم نشدند و گروه شاهد منفی شامل دندانهای دست‌نخورده بودند. در گروههای آزمایشی پرفوراسیون‌های ایجادشده پس از یک هفته باز ماندن به محیط دهان با مواد Root MTA و Pro Root MTA ترمیم شدند. پس از یک و سه ماه، حیوانات با عمل وایتال پرفیوژن کشته شدند و مقاطع بافت‌شناختی از دندانها و نواحی فورکا تهیه شد و مورد مطالعه قرار گرفت. اطلاعات جمع‌آوری شده با استفاده از آزمونهای آماری Mann-Whitney و Chi-Square مورد تحلیل قرار گرفتند؛ 05/0P< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: میزان التهاب کمتر و تشکیل نسج سخت بیشتر، به طور معنی‌داری در گروه سه ماهه در مورد هر دو ماده Root MTA و Pro Root MTA نسبت به یک ماهه ایجاد شد (05/0P<). میزان التهاب و تشکیل نسج سخت در اطراف ماده Root MTA نسبت به Pro Root MTA در هر فاصله زمانی اختلاف معنی‌داری نداشت (05/0P>).
نتیجه‌گیری: Mineral trioxide aggregate ماده مناسبی جهت سیل پرفوراسیون‌های فورکا در دندانهای تکامل‌یافته سگ می‌باشد. از طرف دیگر از Root MTA می‌توان با هزینه‌ کمتر و خواص مشابه به عنوان جایگزین Pro Root MTA استفاده کرد.


جمشید آیت‌اللهی، رضوان بحرالعلومی، فاطمه آیت‌اللهی،
دوره 18، شماره 3 - ( 2-1384 )
چکیده

دندانپزشکان و سایر کارکنانی که با دهان و دندان سر وکار دارند، همیشه در معرض تعدادی عوامل عفونی هستند که می‌توانند منجر به عفونتهای شدید شوند؛ از جمله این عفونتها ویروس‌های HIV، هپاتیت B و هپاتیت C می‌باشند ولی عوامل منتقله در محیط کار دندانپزشکی محدود به این عوامل نمی‌باشد و بیماریهایی مانند سرخک، سرخجه و اوریون و غیره نیز می‌توانند از بیمار به دندانپزشک و سایر کارکنان دندانپزشکی منتقل شوند؛ به همین علت تمامی دندانپزشکان و مراقبین بهداشت دهان و دندان باید با این عوامل عفونی و راههای پیشگیری و مبارزه با آن- بخصوص در مواردی که واکسن مؤثر بر علیه این عوامل عفونی وجود دارد- آشنا شوند و موارد کاربرد آنها را بدانند. در این مقاله مروری با استفاده از کلید واژه‌های oral health care, immunization, vaccination و dentist مقالات موجود در مدلاین بررسی و از تعدادی از منابع فارسی در دسترس نیز استفاده شد.


فرزین هروی، رویا ناصح،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: recycling براکت‌ها به دلیل کاهش قابل توجه هزینه دستگاه‌های ثابت ارتودنسی، از دیرباز مورد توجه متخصصان ارتودونسی بوده است. با این وجود اگر باند این براکت‌ها در طی درمان مستعد شکست شود، این مزیت اولیه از بین می‌رود؛ بنابراین داشتن اطلاعات کافی در این زمینه ضروری به نظر می‌رسد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر روش recycling شیمیایی بر روی استحکام برشی پیوند براکت‌های فلزی ارتودنسی و تعیین الگوی شکست این براکت‌ها انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 60 دندان پره‌مولر اول تازه کشیده شده فک بالا، بااستفاده از کامپوزیت No-Mix مورد مطالعه قرار گرفتند؛ به نحوی که در دو مرحله استحکام برشی پیوند براکت‌های recycled و بررسی الگوی شکست آنها اندازه‌گیری و با براکت‌های نو مقایسه شد مقادیر به دست آمده با استفاده از آزمون ANOVA و Duncan مقایسه و محل شکست پیوند با استفاده از آزمون Chi-Square Pearson مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. 05/0P< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: میانگین استحکام پیوند گروه براکت نو، 00/12 مگاپاسکال، براکت recycled، 94/9 مگاپاسکال و براکت‌هایی که دوبار recycle شده بودند، 00/10 مگاپاسکال بود. ارزیابی شاخص Adhesive Remnant Index (ARI) نشان داد که در براکت‌های نو، اغلب کامپوزیت بر روی براکت و در گروه recycled بیشتر بر روی سطح دندان قرار داشت. پس از دفعه اول recycling، کاهش معنی‌داری (حدود 18%) در استحکام پیوند براکت‌های فلزی دیده شد؛ ولی recycling بار دوم تأثیری در میزان استحکام پیوند براکت‌ها نداشت. میزان کامپوزیت باقیمانده بر روی سطح دندان بعد از جدا نمودن براکت‌های recycled، به طور معنی‌داری، بیشتر از براکت‌های نو بود که نشانه‌ صرف زمان بیشتر برای تمیز نمودن بعد از debonding این براکت‌ها بود.
نتیجه‌گیری: باتوجه به نتایج مطالعه حاضر، قبل از اقدام به استفاده از براکت‌های r‏ecycled ، جنبه‌های متفاوت مزایا ومعایب آن باید درنظر گرفته شود.


حمید محمودهاشمی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

ازمینه و هدف:ساخت کارپول‌های دندانپزشکی در کارخانه‌های متعددی در دنیا انجام می‌شود که در ایران این کار توسط شرکت داروپخش صورت می‌گیرد. مطالعه حاضر، با هدف مقایسه کیفی و کمی کارپول داروپخش و دو کارپول وارداتیSeptodont (ساخت فرانسه) و Ecocaine (ساخت ایتالیا) از نظر قدرت و پایداری بی‌حسی و نیز بررسی کیفیت فیزیکی، انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی،70 فرد سالم مراجعه کننده به درمانگاه جراحی فک و صورت بیمارستان شریعتی انتخاب و پس از گرفتن رضایت نامه آگاهانه، در قسمت فوقانی پیشانی آنها با استفاده از هر کدام از کارپول‌های بی‌حسی، به میزان 1/0 سی‌سی تزریق انجام شد. در زمانهای معین وسعت بی‌حسی توسط جراح دهان و فک و صورت اندازه‌گیری گردید و نیز کیفیت تزریق با کارپول‌های یاد شده توسط 11 جراح مقایسه و بررسی شد؛ سپس ابعاد مختلف کارپول‌ها با هم مقایسه گردید. جهت مقایسه آماری بین وسعت ناحیه بی‌حس شده توسط سه فرآورده در هر مقطع زمانی (فاز I) از آزمونRepeated measure ANOVA و جهت مقایسه میزان رضایتمندی جراحان(فاز II) از آزمون Friedman استفاده شد. 05/0P< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: از نظر وسعت و طول مدت بی‌حسی، هیچگونه اختلاف معنی‌داری بین سه کارپول یاد شده وجود نداشت. رضایتمندی جراحان از کاربرد آنها تقریباً یکسان بوده و هر سه نوع کارپول قابلیت آسپیراسیون داشتند.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، سه نوع کارپول مورد بررسی دارای کیفیت یکسان بودند.


فریده حقیقتی، سولماز اکبری،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه به علت افزایش تقاضای بیماران برای تأمین حداکثر زیبایی، پوشش سطح عریان ریشه، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. از میان تکنیک‌های ارائه شده، بیشترین احتمال بازسازی انساج پریودنتال با استفاده از اصول (GTR) Guided Tissue Regeneration اتفاق می‌افتد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه بالینی روش GTR-based root coverage با غشای کلاژنه و پیوند استخوان و روش (SCTG) Subepithelial Connective Tissue Graft (کنترل مثبت) در درمان تحلیلهای لثه‌ای انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 11 بیمار (9 زن و 2 مرد، 25-52 ساله) با 31 تحلیل لثه‌ای کلاس I و II میلر (عمق تحلیل  2میلیمتر) مورد بررسی قرار گرفتند. ضایعات جهت درمان تحلیل لثه به صورت تصادفی در دو گروه SCTG و GTR تقسیم شدند. متغیرهای مطالعه شامل عمق تحلیل (RD)، سطح چسبندگی بالینی(CAL) و عمق پروبینگ (PD) در مید باکال و عرض تحلیل در سطح CEJ بودند که قبل از مداخله و 6 ماه بعد اندازه‌گیری شدند، یافته‌ها توسط آزمون آماریIndependent t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و 05/0P< به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: با مقایسه نتایج اولیه و 6 ماه بعد مشاهده شد، هر دو روش به صورت معنی‌داری باعث کاهش عمق تحلیل (=GTR 1/2 میلیمتر، =SCTG3/2 میلیمتر، 0001/0P<) و بهبود سطح چسبندگی بالینی (GTR= 1/2 میلیمتر، =SCTG 5/2 میلیمتر، 0001/0P<) شدند. بعد از 6 ماه متوسط پوشش ریشه با روش GTR، 62% و با روش SCTG، 74 % به دست آمد.
نتیجه‌گیری: براساس مطالعه حاضر، در هر دو روش، نتایج کلینیکی مشابه هم بودند. استفاده از غشای کلاژنه و یک پیوند استخوان، ممکن است نیاز به برداشت بافت پیوندی از خود بیمار را برطرف نماید.


مژگان پاک‌نژاد، امیررضا رکن، پوریا مطهری، رضا میرزا طلوعی،
دوره 19، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

 زمینه و هدف: امروزه بیومتریال‌های مخلتفی برای بازسازی ضایعات داخل استخوانی ارائه شده‌اند و در این میان Bio-Oss یکی از قابل‌ قبولترین مواد می‌باشد؛ ممکن است Neo-Oss اولین و تنها ماده رژنراتیو ساخت ایران باشد که البته مطالعات اندکی در مورد آن انجام شده است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی بافت شناختی Neo-Oss در مقایسه با Bio-Oss در ضایعات جمجمه خرگوش انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مداخله‌ای in vivo ‌بود. پس از کنار زدن فلپ موکوپریوستئال 18 ضایعه استاندارد (3×6 میلیمتر) در ناحیه ‌استخوان ‌فرونتال و پاریتال توسط فرز روند در جمجمه 6 خرگوش ‌نیوزلندی ایجاد شد. ضایعات در هر خرگوش به صورت تصادفی توسط یکی از روشهای زیر درمان شد:
1- بدون پیوند (کنترل) 2- پیوند Bio-Oss3- پیوند Neo-Oss. پس از 4 هفته، حیوانات کشته شده و مقاطع آماده شده تحت بررسی بافت‌شناختی قرار گرفتند. شاخصها شامل آماس، نوع استخوان، ضخامت ترابکولاسیون و واکنش جسم خارجی بودند. داده‌ها با استفاده از آزمون Friedman مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و 05/0p< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: مطالعه حاضر نشان داد که Bio-Oss در بازسازی استخوان مؤثر بود ولی آماس و واکنش جسم خارجی در گروه Neo-Oss به صورت معنی‌داری بیشتر از گروه Bio-Oss بود (به ترتیب 026/0=P و 002/0=P)؛ همچنین ضخامت ترابکول‌ها در Neo-Oss (نازک 7/66%) اختلاف معنی‌داری باBio-Oss (ضخیم 100%) و گروه کنترل (ضخیم 50% نازک 50%) داشت (006/0P=). در گروه Neo-Oss بافت گرانولوماتوز حاوی سلولهای ژانت مشاهده شد و سرعت تحلیل نیز در 4 هفته بالا بود.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، ظرفیت‌ ترمیم Neo-Oss در مقایسه باBio-Oss جهت بازسازی ‌استخوان‌ قابل‌ قبول‌ نیست.


همایون علاقه‌مند، هنگامه صفرچراتی، فرامرز قاسم‌زاده آذر،
دوره 19، شماره 3 - ( 3-1385 )
چکیده

 زمینه و هدف: یکی از فاکتورهای بسیار مهم و حیاتی در به دست آوردن خواص فیزیکی و کارآیی کلینیکی مواد ترمیمی ‌هم‌رنگ دندان، پلیمریزاسیون کافی می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی میزان سایش کامپوزیت‌های سخت شده توسط دستگاه لایت کیور LED (Light Emitting Diodes) و مقایسه آن با سیستمهای لایت کیور هالوژن انجام شد.
روش بررسی:در این مطالعه آزمایشگاهی،20 نمونه کامپوزیت لایت کیور Tetric Ceram رنگ A3 به ضخامت 2 میلیمتر و طول و عرض 10 میلیمتر در مولد برنجی، با زمان تابش نور به مدت 40 ثانیه و با فاصله یک میلیمتر از سطح تهیه شد. 10 نمونه توسط دستگاه LED (دیودهای تابنده نور) و 10 نمونه توسط دستگاه هالوژن پلیمریزه شدند. جهت انجام عمل سایش دستگاه سایش با قابلیت اعمال بار ساخته شد. پس از قرارگیری به مدت 10 روز در آب مقطر، نمونه‌ها در دستگاه سایش به ترتیب در دورهای سایشی 5000، 10000، 20000، 40000، 80000 و 120000 سیکل تحت نیروی 2 کیلوگرم و با ساینده‌ای از جنس کروم کبالت با قطر12/1 میلیمتر سائیده شد و قبل و بعد از پایان هر دور سایشی توسط ترازوی الکترونیکی با دقت 4-10 وزن شدند. آزمونهای t وpaired samples t برای بررسی نتایج مورد استفاده قرار گرفت.
یافته‌ها: میانگین وزن نمونه‌ها در هر دو گروه پس از انواع دورهای سایشی با قبل از سایش تفاوت آماری معنی‌داری را نشان داد (05/0P<). در گروه هالوژن دورهای سایشی 5000 و 10000 با دورهای سایشی 40000، 80000 و 120000 اختلاف معنی‌داری داشتند. در گروه LED دور سایشی 5000 با 20000 و دور سایشی 20000 با 120000 اختلاف معنی‌داری را نشان داد. میزان سایش در کامپوزیت‌های سخت شده توسط نور هالوژن با LED اختلاف معنی‌داری نداشت (05/0P>).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دستگاه‌های LED و هالوژن از نظر مقاومت به سایش ترمیم کامپوزیتی اختلاف معنی‌داری با یکدیگر نشان نمی‌دهند.


مسعود فلاحی نژاد قاجاری، سپیده نبوی رضوی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1386 )
چکیده

زمینه و هدف:  مصرف وسیع و مکرر نوشابه‌های اسیدی یکی از علل اصلی اروژن دندانی در انسان می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی مقایسه میزان اروژن مینای دندان ناشی از دو نوشابه ایرانی و مقایسه آن با دو نمونه خارجی موجود در بازار ایران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی ده بطری از نوشابه‌های زمزم ‌کولا و پرتقالی و ده قوطی پپسی و میراندا تهیه و میانگین کلسیم محتوای آنها (در سه نوبت) اندازه‌گیری شد. تعداد 120 پره‌مولر سالم که به منظور ارتودنسی کشیده شده بودند، به طور تصادفی به سه گروه 40 تایی A، B و C برحسب زمان اکسپوژر و هر یک از این گروه‌ها به چهار زیر گروه ده تایی برحسب نوشابه مورد بررسی، تقسیم شدند. در سطح باکال هر دندان نیم‌دایره‌ای به قطر 5 میلی‌متر انتخاب و بقیه سطح دندان با ماده مقاوم به اسید پوشانده شد، سپس دندان‌ها در 20 میلی‌لیتر از نوشابه‌های مورد نظر غوطه‌ور شدند. مدت زمان تماس گروه اول، 15 دقیقه، گروه دوم، 45 دقیقه و گروه سوم، 12 ساعت بود. سپس از هر زیرگروه 3 نمونه به طور تصادفی انتخاب و میزان کلسیم نوشابه اندازه‌گیری شد. محاسبه انحلال کلسیم هر دندان بر مبنای تفاوت کلسیم قبل و بعد از آزمایش صورت گرفت و سپس داده‌ها توسط آزمون‌های آماری 2 way ANOVA، one way ANOVA و Tukey HSD آنالیز شدند.
یافته‌ها: براساس آزمون 2 way ANOVA بین میزان کلسیم رها شده در انواع نوشابه‌ها اختلاف معناداری دیده شد. همچنین زمان اندازه‌گیری نیز اثر معناداری داشت، ضمن این که برهم کنش این دو عامل نیز معنادار بود (05/0P<)، به ترتیبی که بیشترین میزان اروژن در زمان 12 ساعت هر 4 نوع نوشابه دیده شد و اروژن در 15 دقیقه در زمزم نارنجی و در 45 دقیقه و 12 ساعت در پپسی به طور معناداری بیشتر از سایر نوشابه‌ها بود (05/0P<).
نتیجه‌گیری: در مقایسه بین 4 نوشابه، پپسی بیشترین و زمزم کولا‌ کمترین اثر اروژن را روی مینای دندان‌ها نشان دادند و در برآیند کلی نوشابه‌های خارجی نسبت به انواع ایرانی اثر اروزیو بیشتری داشتند، ولی به هر حال در این زمینه نیاز به مطالعات بیشتری است.


مریم قوام، حمید کرمانشاه، محمد عطائی، نیلوفر شادمان،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1386 )
چکیده

 زمینه و هدف: عدم پلیمریزاسیون کافی سیمان‌های رزینی منشا اثرات زیانباری از جمله کاهش خواص مکانیکی و فیزیکی و افزایش اثرات سوء بیولوژیکی می‌باشد. با کاربرد سیمان‌های رزینی دوال‌کیور جهت چسباندن پست‌های هم‌رنگ، پخت آن در نواحی عمقی کانال دندان از جهات مختلف قابل بررسی است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی درجه پلیمریزاسیون سیمان‌های رزینی دوال‌کیور جهت چسباندن فایبر پست‌های ترانسلوسنت و اپک در عمق‌های متفاوت انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، درجه تبدیل دو سیمان رزینی دوال‌کیور، Rely X ARC (3M, ESPE) و (Kerr, USA) Nexus 2 همراه با کاربرد دو پست فایبری هم‌رنگ دندان، (RTD فرانسه) DT- Light و DT-White در عمق‌های مختلف اندازه‌گیری شد. دستگاه لایت‌کیور مورد استفاده،
Optilux 501 با شدت 700-650 و مدت تابش 60 ثانیه بود. درجه تبدیل در 3 عمق مختلف (4، 6 و 8 میلیمتر) توسط روش FTIR (Fourier Transform Infra Red) اندازه‌گیری شد.اطلاعات، توسط آزمون‌های ANOVA و Post hoc مورد ارزیابی قرار گرفت و 05/0p< به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: درجه تبدیل سیمان Rely Xبا هر دو پست DT-Light و DT-White در عمق‌های مختلف تفاوت معنی‌داری نداشت (05/0P>). در مورد سیمان Nexus با پست DT-Light، درجه تبدیل در عمق 8 میلیمتر به طور معنی‌داری کمتر از عمق 4 و 6 میلیمتر بود (05/0P<). سیمان Nexus با پست DT-White در عمق 8 میلیمتر کاهش معنی‌داری نسبت به 4 میلیمتر داشت. در هر دو سیمان گروه کنترل، در عمق 4 میلیمتر %DC بیشتری نسبت به عمق‌های 6 و 8 میلیمتر داشت (05/0P<). پست DT-White نسبت به گروه بدون پست و DT-Light در عمق 4 میلیمتر کاهش معنی‌داری در DC ایجاد کرد. پست DT-Light در عمق 6 میلیمتری افزایش معنی‌دار DC سیمان Rely X را نسبت به پست DT-White و گروه بدون پست ایجاد نمود. در سیمان Nexus 2 در هر دو عمق 6 و 8 میلیمتر پست DT-Light نسبت به دو گروه دیگر افزایش معنی‌داری در DC ایجاد کرد.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج حاصل از این مطالعه، به کار بردن پست‌های فایبری ترانسلوسنت در مقایسه با انواع اپک، پخت بیشتری در رزین ایجاد می‌کند و برای اطمینان از دوام ترمیم بهتر است از این نوع پست بهره جست.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb