اخیرا با کاربرد ترمیمهای همرنگ غیرمستقیم، تحقیقات جهت یافتن ماده مناسب جهت چسباندن این ترمیمها وسعت زیادی یافته است. سیمانهای رزینی به لحاظ استحکام، زیبایی، و ضخامت لایه ای مطلوب، کاربرد مناسبی در این زمینه دارند و انواع آنها با سیستمهای مختلف پلیمریزاسیون (شیمیایی، نوری، Dual) بدین منظور توصیه شده اند؛ لیکن سیمانهای Dual cure به دلیل ادعای کارخانه ها مبنی بر این که پس از قطع نور، پلیمریزاسیون ادامه می یابد و در مناطقی که نور با شدت کافی نرسیده است، پلیمریزاسیون قادر به انجام است، توجه بیشتری را به خود جلب نموده است. استحکام و دوام ترمیمهای زیبایی غیرمستقیم تا حد زیادی به پلیمریزاسیون کافی سیمان چسباننده اش بستگی دارد و در صورتی که سیمان نوری و یا Dual cure مصرف شده، پلیمریزاسیون کافی نیابد، دوام ترمیم به خطر می افتد؛ لذا بررسی روند پلیمریزاسیون این سیمان در زمانهای پس از قطع نور و مقایسه آن با سیستمهای Self cure حائز اهمیت است. در این مطالعه روند پلیمریزاسیون سیمان Dual cure در دو حالت تحت تابش نور و بدون تابش نور مورد بررسی قرار گرفت و با رزینهای Self cure و Light cure مقایسه شد. نمونه هایی از سه ماده به ابعاد 1×5×10 میلیمتر ساخته شد. از هر گروه 3 نمونه و در مجموع 12 نمونه تهیه گردید. نمونه های Dual cure با تابش نور و Light cure به مدت 60 ثانیه تحت تابش نور از ورای بلوک پرسلنی به ابعاد 2×6×12 میلیمتر قرار گرفتند. نمونه ها در زمانهای مشخص Post mixing شامل 5، 10، 20، 30، 45 و 60 دقیقه و نیز 24 ساعت با روش طیف سنجی مادون قرمز (FTIR) مورد بررسی قرار گرفتند؛ سپس میانگین DC) Degree of Conversion) هر گروه محاسبه شد. با استفاده از آزمون آنالیز واریانس و آزمون Tukey-HSD با P<0.05 نتایج زیر به دست آمد: پلیمریزاسیون رزین Light cure پس از قطع نور بطور معنی دار ادامه پیدا نکرد، سیمان Dual cure پس از قطع نور به واکنش پلیمریزاسیون ادامه داد و روند آن با رزین Light cure و Self cure متفاوت بود. سیمان Dual cure بدون تابش نور به میزان محدودی پلیمریزه شد؛ ولی با نمونه Dual cure با تابش نور تفاوت معنی دار داشت. روند پلیمریزاسیون سیمان Dual cure با تابش نور با نمونه بدون تابش نور متفاوت بود؛ بنابراین رسیدن مقدار کافی نور برای پلیمریزه شدن سیمان Dual cure لازم است.
تغییر رنگ کامپوزیت رزین ها که دراثر تغییرات شیمیایی در رزین و یا در اثر جذب آب و مواد رنگی رخ می دهد، می تواند در دراز مدت منجر به شکست درمان شود. هدف از این مطالعه بررسی ثبات رنگ کامپوزیت IDM خود سخت و نورسخت (IS) و (IL) در شرایط استاندارد Aging است. نمونه هایی از کامپوزیتهای خود سخت و نورسخت IDM و کامپوزیت DL) Definite) و (Degufill (DS از شرکت دگوسا تهیه و به سه گروه کنترل (الف) و آزمایش (ب و ج) تقسیم شدند. تمام نمونه ها مطابق دستورالعمل استاندارد تهیه و آزمایش شدند. ابتدا رنگ همه نمونه ها توسط دستگاه اسپکتروفتومتر Data Flash مشخص شد؛ سپس گروه کنترل یک هفته در دمای 37 درجه سانتی گراد و در محیط تاریک نگهداری شد. گروه «ب» پس از پوشیده شدن با آلومینیوم فایل، 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد و رطوبت 100% دردستگاه زنوتست و بعد 6 روز در تاریکی و دمای 37 درجه سانتیگراد نگه داشته شد و گروه «ج» به مدت 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد و در رطوبت 100% تحت نور لامپ زنون، در دستگاه زنوتست قرار گرفت و سپس 6 روز در محیط تاریک و 37 درجه سانتیگراد نگهداری شد؛ سپس رنگ نمونه ها مجددا اندازه گیری شد. تغییرات مربوط به رنگ با استفاده از سیستم CIE L* a* b* در مقیاسهای ?E و ?l و ?a و ?b بررسی گردید. بیشترین تغییر رنگ مربوط به کامپوزیت IL بود (19.52=?E .(IL با DL و IS اختلاف قابل ملاحظه ای داشت. میزان تغییر رنگ کامپوزیت IS در شرایط «الف، ب و ج» قابل ملاحظه نبود
بیان مساله: ساخت مواد دندانپزشکی در داخل کشور، در حال توسعه و پیشرفت می باشد. رزین های آکریلی سرماسخت از جمله این موارد می باشند که در مراحل ساخت پروتزهای متحرک از آنها استفاده می شود. هدف: این مطالعه با هدف بررسی تغییرات ابعادی آکریل سرماسخت ساخت داخل و مقایسه آن با یک نمونه خارجی (ملیودنت) انجام شد.
روش بررسی: تعداد 40 نمونه دیسک آکریلی با قطر 13.7 میلیمتر از آکریل ملیودنت و آکروپارس ساخته شد (هر گروه 20 نمونه)؛ سپس هر گروه به طور تصادفی به دو قسمت تقسیم شدند؛ گروه اول در محیط معمولی قرار گرفت و نمونه های گروه دوم به مدت 5 دقیقه در آب جوشانده شد. تغییرات ابعادی نمونه ها در فواصل زمانی مختلف تا 7 روز پس از سخت شدن توسط میکروسکوپ نوری اندازه گیری و ثبت گردید. برای تحلیل نتایج از آنالیز واریانس استفاده شد.
یافته ها: آکریل آکروپارس نسبت به آکریل ملیودنت دارای تغییرات ابعادی قابل توجه و از نظر آماری دارای اختلاف معنی داری بود. جوشاندن این آکریل در آب جوش به مدت 5 دقیقه باعث کاهش قابل توجه تغییرات ابعادی آن شد. با گذشت 24 ساعت از زمان سخت شدن این آکریل حداکثر انقباض آن رخ داد.
نتیجه گیری: توصیه می شود در صورت استفاده از تری ساخته شده از آکریل آکروپارس پس از گذشت 24 ساعت از زمان سخت شدن آن، قالبگیری انجام شود.
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیرکاربرد کامپوزیت نوری وشیمیایی بر باندگلاس آینومر نوری به عاج دندان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی (In- vitro), 40 دندان پرمولر انسانی انتخاب و به چهار گروه زیر تقسیم شدند. در گروه 1, فقط گلاس آینومر نوری با ضخامت 1 میلیمتر بر روی سطح عاج قرار گرفت. در گروه 2, گلاس آینومر نوری با ضخامت 1 میلیمتر و کامپوزیت شیمیایی ضخامت 2 میلیمتر و به صورت توده قرارداده شد. در گروه 3, گلاس آینومر نوری با ضخامت 1 میلیمتر- کامپوزیت نوری به ضخامت 2 میلیمتر و به صورت دو لایه 1میلیمتری قرار گرفت. در گروه 4, گلاس آینومر نوری با ضخامت 1 میلیمتر- اچینگ با اسید فسفریک 37% به مدت 10 ثانیه- کامپوزیت نوری به ضخامت 2 میلیمتر و به صورت 2 لایه 1 میلیمتری قرار گرفت. اندازه درز در حد فاصل گلاس آینومر دندان و گلاس آینومر-کامپوزیت با استفاده از میکروسکوپ الکترونی مشخص گردید و با آزمونهای آماری ANOVA وt-student تجزیه و تحلیل شد. نمونهها از نظر بروز ترک درمواد نیز بررسی شدند.
یافتهها: درگروههای 1 و2 هیچ درزی در حدفاصل گلاس آینومر- عاج دندان و ترک در گلاس آینومر مشاهده نشد. در گروه 3 در حد فاصل گلاس آینومر- کامپوزیت نوری، درز مشاهده شد ولی ترک در همه نمونهها در گلاس آینومرنوری مشاهده شد. در گروه 4 در هردو حد فاصل, درز وجود داشت و ترکهای شدیدی نیز در گلاس آینومرنوری مشاهده گردید. کمترین میزان درز مربوط به گروه 1 و2 و بیشترین میزان مربوط به گروه 4 بود و بین میزان درز در گروههای 3 و 4 با گروه شاهد و گروه 2 اختلاف معنیداری وجود داشت (05/0P<)
نتیجهگیری: با توجه به شرایط این تحقیق، با کاربرد کامپوزیت شیمیایی بر روی گلاس آینومر نوری, هیچگونه درز و ترکی بروز نکرد و ترمیم کاملاً یکپارچه بود؛ اما کاربرد کامپوزیت نوری و نیز اچ کردن گلاس آینومر نوری قبل از کاربرد کامپوزیت نوری, بروز درز و ترک را تشدید نمود.
ازمینه و هدف:کریلها یکی از پراستفادهترین مواد در دندانپزشکی هستند که از خصوصیات مهم آنها قابلیت انحلال و جذب آب میباشد. با توجه به اینکه تاکنون در مورد این دو خصوصیت اکریل ایرانی تحقیقی صورت نگرفته، مطالعه حاضر با هدف اندازهگیری و مقایسه میزان قابلیت انحلال و جذب آب اکریل گرما سخت ایرانی اکروپارس با اکریل گرماسخت ملیودنت (مورد تأیید ADA)، انجام شد.
روش بررسی: مطالعه آزمایشگاهی حاضر، مطابق با استاندارد شماره 2571 مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران و استاندارد شماره 12 ADA و استاندارد شماره 1567 ISO انجام گرفت. از هر نوع اکریل 6 نمونه به شکل دیسک با ابعاد 5/0×50 میلیمتر تهیه گردید. نمونهها ابتدا در دسیکاتور و سپس داخل oven به مدت 24 ساعت نگهداری شده و پس از آن توزین گردید؛ سپس در داخل آب غوطهور شده و 7 روز در oven نگهداری و دوباره توزین گردیدند. نمونهها به مدت 24 ساعت در دسیکاتور و داخل oven قرار داده شدند تا مجدداً خشک شوند و سپس دوباره وزن آنها اندازهگیری شد. پس از جمعآوری اطلاعات در رابطه با میزان جذب آب و قابلیت انحلال، دادهها با استفاده از آزمون من ویتنی و One sample t مورد تجزیه و تحلیل آماری قرارگرفت و 05/0P< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین جذب آب در اکریل ملیودنت mg/cm2 01/0±76/0 یا µg/mm31/±5/30 و در اکریل اکروپارس mg/cm2 009/0±77/0 یا µg/mm3 87/0±7/30 بود. همچنین میانگین قابلیت انحلال در اکریل اکروپارس mg/cm2001/0±062/0 یا µg/mm3 13/0±5/2 و در اکریل ملیودنت mg/cm2 001/0±042/0 یا µg/mm3 097/0±7/1 بود. بررسیهای آماری نشان داد که میانگین جذب آب آکریلهای اکروپارس وملیودنت با یکدیگر تفاوت معنیداری نداشت (9/0P=)؛ ولی میانگین قابلیت انحلال این دو نوع اکریل تفاوت معنی داری نشان داد (002/0P=).
نتیجهگیری: میزان جذب آب اکریل اکروپارس مطابق با استانداردهای موجود میباشد، در صورتی که قابلیت انحلال آن بیشتر از حد استانداردهای موجود است. این مسئله احتمالاً ناشی از بیشتر بودن میزان مونومر باقیمانده بعد از پخت، نوع و میزان عوامل cross linking و پلاستیسایزرها و یا بیشتر بودن مواد افزودنی محلول در آب موجود در ترکیب اکریل اکروپارس میباشد. در خصوص آکریل ملیودنت نیز میزان جذب آب مطابق با استانداردهای موجود و میزان قابلیت انحلال کمی بیشتر از حد استاندارد است.
زمینه و هدف: عدم پلیمریزاسیون کافی سیمانهای رزینی منشا اثرات زیانباری از جمله کاهش خواص مکانیکی و فیزیکی و افزایش اثرات سوء بیولوژیکی میباشد. با کاربرد سیمانهای رزینی دوالکیور جهت چسباندن پستهای همرنگ، پخت آن در نواحی عمقی کانال دندان از جهات مختلف قابل بررسی است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی درجه پلیمریزاسیون سیمانهای رزینی دوالکیور جهت چسباندن فایبر پستهای ترانسلوسنت و اپک در عمقهای متفاوت انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، درجه تبدیل دو سیمان رزینی دوالکیور، Rely X ARC (3M, ESPE) و (Kerr, USA) Nexus 2 همراه با کاربرد دو پست فایبری همرنگ دندان، (RTD فرانسه) DT- Light و DT-White در عمقهای مختلف اندازهگیری شد. دستگاه لایتکیور مورد استفاده،Optilux 501 با شدت 700-650 و مدت تابش 60 ثانیه بود. درجه تبدیل در 3 عمق مختلف (4، 6 و 8 میلیمتر) توسط روش FTIR (Fourier Transform Infra Red) اندازهگیری شد.اطلاعات، توسط آزمونهای ANOVA و Post hoc مورد ارزیابی قرار گرفت و 05/0p< به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: درجه تبدیل سیمان Rely Xبا هر دو پست DT-Light و DT-White در عمقهای مختلف تفاوت معنیداری نداشت (05/0P>). در مورد سیمان Nexus با پست DT-Light، درجه تبدیل در عمق 8 میلیمتر به طور معنیداری کمتر از عمق 4 و 6 میلیمتر بود (05/0P<). سیمان Nexus با پست DT-White در عمق 8 میلیمتر کاهش معنیداری نسبت به 4 میلیمتر داشت. در هر دو سیمان گروه کنترل، در عمق 4 میلیمتر %DC بیشتری نسبت به عمقهای 6 و 8 میلیمتر داشت (05/0P<). پست DT-White نسبت به گروه بدون پست و DT-Light در عمق 4 میلیمتر کاهش معنیداری در DC ایجاد کرد. پست DT-Light در عمق 6 میلیمتری افزایش معنیدار DC سیمان Rely X را نسبت به پست DT-White و گروه بدون پست ایجاد نمود. در سیمان Nexus 2 در هر دو عمق 6 و 8 میلیمتر پست DT-Light نسبت به دو گروه دیگر افزایش معنیداری در DC ایجاد کرد.
نتیجهگیری: براساس نتایج حاصل از این مطالعه، به کار بردن پستهای فایبری ترانسلوسنت در مقایسه با انواع اپک، پخت بیشتری در رزین ایجاد میکند و برای اطمینان از دوام ترمیم بهتر است از این نوع پست بهره جست.
روش بررسی: شصت حفره کلاس دو با لبه لثهای 1میلیمتر زیر محل اتصال سمان به مینا درسطح مزیال و دیستال 30 دندان مولر کشیده شده تراش داده شد. دندانها به طور تصادفی به پنج گروه (12=N) تقسیم گردیدند. در گروه کنترل هر دندان با استفاده از کامپوزیت تتریک سرام به صورت لایه به لایه(Incremental) ترمیم شد. در گروههای دوم و چهارم به ترتیب کامپوزیت قابل جریان Tetric Flow و سمان کامپوزیتی با سخت شدگی دوگانه Rely X ARC به صورت یک لایه یک میلیمتری قبل از قرار گرفتن کامپوزیت مورد استفاده قرار گرفت و کیور شد، در حالیکه در گروههای سوم و پنجم به ترتیب لاینرهای کامپوزیت قابل جریان و سمان کامپوزیتی با سخت شدگی دوگانه همراه با تکه اول کامپوزیت قابل فشردن کیور شدند و به طور جداگانه کیور نشدند. دندانهای ترمیم شده برای یک هفته در آب مقطر و در درجه حرارت 37 درجه سانتی گراد قرار گرفتند و سپس بین درجه حرارتهای 5 و 55 درجه سانتیگراد ترموسیکل شدند. در مرحله بعد پس از پوشانیدن سطوح دندان تا 1میلیمتری لبه لثهای نمونهها توسط لاک ناخن در فوشین 2% برای 24 ساعت قرار گرفتند. نفوذ رنگ با استفاده از استریومیکروسکوپ با بزرگنمایی 28 مورد ارزیابی قرار گرفت و اطلاعات با استفاده از آزمون غیر پارامتریک کروسکال والیس ارزیابی آماری قرار گرفتند (05/0>p).
یافتهها: یافتههای مطالعه نشان داد که اختلاف معنیدار آماری بین گروههای کنترل با لاینر قابل جریان با کیورینگ جداگانه و لاینر قابل جریان بدون کیورینگ جداگانه و سمان کامپوزیتی با کیورینگ جداگانه وجود دارد. اما هیچ اختلاف معنیداری بین گروه کنترل با سمان کامپوزیتی بدون کیورینگ جدا، لاینر قابل جریان با کیورینگ جداگانه و سمان کامپوزیتی با کیورینگ مجزا و لاینر قابل جریان بدون کیورینگ جداگانه-سمان کامپوزیتی بدون کیورینگ مجزا مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که هیچیک از روشها نمیتواند ریزنشت را به طور کامل در کفه لثهای حفره محدود نماید. با وجود این مشخص شد لاینر قابل جریان یا سمان کامپوزیتی با سخت شدگی دوگانه بر روی کاهش ریزنشت ماده ترمیمی مورد آزمایش تأثیر قابل ملاحظه آماری داشته است.
روش بررسی: تعداد 40 عدد دندان تک کانال یک هفته در محلول تیمول 1/0% و سپس در آب مقطر نگهداری شد. تاج دندان از فاصله 2 میلیمتری از CEJ قطع شد. سپس تمام دندانها تا شماره 70 فایل شدند. شستشوی کانالها در نیمی از دندانها به صورت تصادفی با هیپوکلریت 6/2% و در نیم دیگر با نرمال سالین انجام شد. سپس دندانها خشک و با گوتاپرکا به روش تراکم جانبی شدند. پس از تهیه فضای پست ، D.T. light در یک زیر گروه با سیمان و باندینگ Multi link و در زیر گروه بعدی با سیمان رزینی Seal bond cement dual II و باندینگ Seal bond ultima در کانال قرار گرفت. پس از ترمو سایکل به فاصله 1سانتیمتری CEJ به سمت آپکس دندان قطع و طول باقیمانده به نه قسمت مساوی تقسیم شد و هر قسمت توسط دستگاه universal testing machine در معرض نیروی shear قرارگرفت. تنش لازم برای جدا شدن پست از دیواره ریشه محاسبه شد. از آنالیز واریانس سه طرفه و تست post hoc برای بررسی نتایج استفاده شد و 05/0>p بعنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد. سپس مدل شکست نمونهها توسط استریو میکروسکوپ بررسی گردید. در انتها میزان %DC سیمان ها در شرایط مورد آزمایش توسط دستگاه FTIR اندازه گیری شد.
یافتهها: عمق و نوع سیمان اثر معنی داری بر میزان استحکام باند داشت: به ترتیب (001/0p=) و (03/0p=)، ولی محلول شوینده کانال اثر معنیداری بر میزان استحکام باند نداشت(46/0=p). میزان باند با افزایش عمق کاهش یافت و سیمان dual-cure استحکام بالاتری از سیمان self-cure ایجاد نمود. همچنین %DC (درجه پخت سیمان) در سیمانdual-cure در عمق های مختلف دارای اختلاف معنیدار بود.
نتیجهگیری: در پست D.T. Light استحکام باند سیمان dual-cure از سیمان self-cure بیشتر بود و این میتواند به علت خاصیت انتقال نور از طریق پست باشد. کاربرد هیپوکلریت سدیم6/2 % تاثیری در باند نداشت.
زمینه و هدف: پلیمریزاسیون آهستهتر در مراحل ابتدایی تابش نور به کامپوزیت سبب جا به جایی و وارد شدن بیشتر مونومرها در شبکه پلیمری و خواص مکانیکی مطلوبتر میگردد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر روشهای تابش نور فوری، تأخیری 5 و 10 دقیقه در دو نوع سمان رزینی دوالکیور بر استحکام باند Push-out یک نوع فایبرپست در مناطق مختلف کانال ریشه بود.
روش بررسی: در 60 دندان کشیده شده تک کانال انسان پس از برش از محل اتصال تاج و ریشه و درمان ریشه، فایبرپست FRC postec plus توسط دو سمان رزینی Duolink و Variolink2 به سه روش نوردهی فوری و بعد از 5 و 10 دقیقه چسبانده شد و بعد از 24 ساعت نگهداری در محیط تاریک، به سه قطعه کرونالی، میانی و اپیکالی برش خورده و تست Push-out در دستگاه Universal testing انجام گرفت. الگوی شکست زیر استریومیکروسکوپ مشاهده و دادهها با تستهای ANOVA و Tukey post hoc بررسی شد. P<0.05 به عنوان سطح معنیداری درنظر گرفته شد (0.05>P).
یافتهها: در سمان Duolink استحکام باند نوردهی فوری به طور معنیداری بالاتر از دو روش تأخیری بود. در روش فوری استحکام باند Duolink از Variolink 2 به طور معنیداری بالاتر بود (P=0.02). در روش تأخیری 5 و 10 دقیقه میان دو نوع سمان تفاوت معنیداری مشاهده نشد (0.05>P). در همه زیر گروهها از کرونال به آپیکال کاهش در استحکام باند مشاهده شد و بیشترین شکست، از نوع مخلوط درحد فاصل سمان- فایبر پست بود.
نتیجهگیری: تآخیر 5 و 10 دقیقهای سبب کاهش استحکام باند در Duolink گردید ولی در Variolink 2 اثری نداشت.
| صفحه 1 از 1 |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دندانپزشکی میباشد.
طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by: Yektaweb

