کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
15 نتیجه برای موضوع مقاله:
سید محمد احسان فرح آبادی، مهدی یوسفی، نجمه بهمن زیاری، فاطمه فریدونی، سمیه فضایلی،
دوره 10، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
سابقه وهدف: کسب اطمینان از ارایه ی بهترین و کیفی ترین خدمات بهداشتی درمان ی مستلز م ارزیاب ی عملکرد بخش سلامت؛ و ارزیابی کارایی اولین گام در ارزیابی عملکرد می باش د. مراکز بهداشتی درمانی شهری اولین واحد ارایه خدمات به جمعیت شهری می باشند. لیکن ارایه خدمات در شهرها به صورت فعالنمی باشد. لذا این مطالعه ضمن ایجاد تصویری از میزان کارایی هر یک از واحدهای مذکو ر، به ارایه راهکارهای مناسبی در جهت حداکثر سازی استفاده از منابع موجود پرداخته است.
مواد و روشها: مطالعه به روش توصیفی _تحلیلی صورت پذیرفته اس ت. مراکز بهداشتی درمانی شهری وابسته به مرکز بهداشت شماره 2 شهرستان اصفهان جامعه آماری بررسی را تشکیل می دهن د. متغیرهای نهاده در این مطالعه شامل تعداد نیروی انسانی به تفکیک مدرک تحصیلی، تعداد واحد ها و پایگاه های موجود و متغییرهای ستانده شامل خدمات به تفکیک واحدهای ارایه دهنده ی خدما ت برای سال 1387 می باشد. داده ها از طریق فرم های محقق ساخته جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها به صورت ورودی محور تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: میانگین کارایی فنی، کارایی مدیریتی و کارایی مقیاس کل مراکز مورد مطالعه به ترتیب برابر 87 درصد، 91 درصد و 95 درصد محاسبه شده است. همچنین یافته ها نشان گر این نکته است که 60 درصد مراکز مورد مطالعه در مقیاس بهینه فعالیت کرده اند و مابقی در مقیاس بهینه نبوده اند.
نتیجه گیری: استفاده از تکنیک های مناسب در تحلیل کارایی باعث می شود مدیران نسبت به چگونگی استفاده از منابع در واحدهای زیرمجموعه خود اطلاع کسب کنند و بتوانند پیشنهادات اصلاحی لازم را بر مبنای تحقیقات علمی و در جهت ارتقای کارایی واحدهای مربوطه ارایه دهند. نتایج این پژوهش نیز نشان می دهد که استفاده از سیاست های تشویقی برای مدیران مراکزی که دارای کارایی مدیریتی بالاتری هستند و همچنین برنامه ریزی مناسب برای ارتقای کارایی مراکزی که دارای کارایی کمتر از سایر واحدها بوده اند می تواند در ارتقای کارایی کل موثر باشد. کلمات کلیدی: کارایی فنی، کارایی مدیریتی، کارایی مقیاس، تحلیل پوششی داده ها ، مراکز بهداشتی درمانی شهری
عبدالله کشاورز، روح اله کلهر، امیر جوادی، سعید آصف زاده،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: سازمان جهانی بهداشت حفاظت مردم در برابر هزینه های بیماران را به عنوان یکی از3 هدف اصلی نظام سلامت تعیین کرده است. نگرانی در مورد هزینه های سلامت مردم امروزه توجه سیاستگذاران و دانشگاهیان را در بسیاری از کشورها به خود جلب کرده است. این مطالعه با هدف برآورد پرداخت مستقیم از جیب بیماران برای هزینه های درمان در شهر قزوین در سال 1388 بر مبنای دهکهای درآمدی انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1388 بر روی 384 خانوار شهر قزوین انجام شد. ابزار اندازه گیری پرسش نامه ای شامل 25 سوال بود که روایی و پایایی آن توسط پژوهشگران سنجیده شد. سپس پرسش نا مه ها بین خانوارها توزیع و در نهایت داده ها توسط آمار توصیفی با استفاده از برنامه spss تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: میانگین پرداخت از جیب بیماران نسبت به کل هزینه پزشکی در مدت مطالعه 59/7درصد بوده که بیشترین میزان مربوط به دهک اول (67/5 درصد) و کمترین میزان مربوط به دهک پنجم (45/5 درصد). میانگین کل پرداخت از جیب به میانگین کل درآمد خانوارها 7/3 درصد می باشد که بیشترین مقدار مربوط به دهک اول (کمترین میزان درآمد) با 19 درصد و کمترین میزان3/6درصد در دهک دهم می باشد.
نتیجه گیری: علی رغم پوشش بیمه پایه، پرداخت مستقیم از جیب در خانوارهای مورد مطالعه شهری (59/7 درصد) بالا بوده و در بین دهکهای پایین درآمدی (دهک اول) درصد قابل توجهی (19 درصد) از درآمد خانوار را تشکیل می دهد.
هانا حسنی، رفعت محبی فر، آمنه باریکانی،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: درک انتظارات و ادراکات بیمار یکی از الزامات برای بهبود کیفیت خدمات سلامت می باشد هدف مطالعه حاضر ارزیابی شکاف بین ادراکات وانتظارات بیماران بستری در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین در پنج بعد کیفیت خدمات می باشد.
مواد وروش ها : این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی است که بر روی 298 بیمار بستری در 6 بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین جهت ارزیابی کیفیت خدمات بر اساس ادراکات و انتظارات مشتری جهت شناسایی نقاط ضعف و قوت کیفیت خدمات انجام گرفت. جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه اساندارد سروکوال بود که پایایی و روایی این پرسشنامه قبلا بوسیله مطالعات انجام شده در ایران و سایر کشورها تایید شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.
نتایج: نتایج بیانگر آن بود که بین انتظارات و ادراکات بیماران در کلیه ابعاد کیفیت ارتباط معنی داری وجود دارد(05/0pvalue<). بعد اعتبار با نمره 36/2 و تضمین با نمره 24/2 دارای بیشترین شکاف وبعد پاسخگویی با نمره 98/1 دارای کمترین شکاف می باشد. همچنین مراکز Aو D بیشترین شکاف کیفیت را دارند و مرکز C دارای کمترین شکاف می باشد.
نتیجه گیری: شکاف های منفی (انتظارات بالاتر از ادراکات) در تمام ابعاد کیفیت نشان داد که ارتقای کیفیت در همه ی ابعاد لازم و ضروری می باشد. جهت کاهش دادن شکاف پنج بعد کیفیت و ارائه خدمات مطلوب به بیماران، پیشنهاد می شود که مدیران بیمارستان ها با برنامه ریزی و مدیریت بهینه خود توجه ویژه ای به نیاز های بیماران داشته باشند.
سیدسعید طباطبایی، محمدرضا قمری، طاهره شریفی، روح اله کلهر، محبوبه اسدی،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ایمنی بیمار یکی از شاخص های مهم در کنترل کیفیت خدمات سلامت است . شایعترین علت تهدید کننده این ایمنی، خطاهای پزشکی بویژه اشتباهات دارویی می باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان و نوع خطاهای داروئی پرستاران انجام شد.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی و مقطعی بود که در یکی از بیمارستانهای غیردولتی شمال شرق کشور انجام گرفت. بیمارستان مورد مطالعه، با 180 تخت فعال در بخش های جراحی عمومی، زنان و زایمان، نوزادن، قلب، آنژیوگرافی،سی سی یو، آی سی یو و ان آی سی یو است. به علت محدود بودن جامعه آماری، کلیه پرستاران شاغل در بخشهای بستری ( 97نفر) به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود که از دو قسمت اصلی (اطلاعات دموگرافیکی و اطلاعات مربوط به خطاهای دارویی) تشکیل شده بود. این پرسشنامه از نظر پایایی و روایی به تایید رسید. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری تحلیلی نظیر T-TEST و ANOVA با استفاده از نرم افزار آماریSPSS نسخه 15 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: از بین پرستاران مورد مطالعه،76 نفر(3/78%) زن و 21 نفر (7/21%) مرد بودند. میانگین سن و سابقه کار پرستاران به ترتیب 3/29 و 7/8 سال بود. سه خطایِ دادن دارو به بیمار بدون تجویز پزشک، عدم توجه به عوارض ناشی از خطاهای دارویی و دادن دارو دیرتر یا زودتر از موعد مقرر به ترتیب با اختصاص اعداد 136(7/23%)، 134(4/23%) و 128(4/22%) بیشترین فراوانی و دادن دارو تاریخ انقضاء گذشته به بیمار، دادن داروی اشتباه به بیمار و ندادن داروی تجویز شده به بیمار به ترتیب با اختصاص اعداد 4(7/0%)، 5(9/0%) و 6(1/1%) کمترین فراوانی را در بین خطاهای دارویی به خود اختصاص دادند.
نتیجه گیری: مدیران پرستاری باید جهت کاهش خطاهای دارویی به برگزاری کلاس های ضمن خدمت برای پرستاران، اصلاح فرآیندهای پرستاری و ارتقاء نگرش آنها نسبت به اهمیت ایمنی بیمار توجه بیشتری داشته باشند.
دکتر حمید رواقی، دکتر سیما رفیعی، دکتر مریم محسنی، دکتر پیغام حیدرپور، دکتر محمد عرب،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: حاکمیت بالینی چارچوبی است که سازمانهای ارائه دهنده خدمات سلامت را موظف به پاسخگویی در برابر حفظ و ارتقای کیفیت خدمات بالینی مینماید. هدف این مطالعه تعیین چالشهای موجود در مسیر ارزیابی برنامه حاکمیت بالینی از دیدگاه ارزیابان کشوری این برنامه بود.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع پژوهش کیفی بوده که در سال 1392 با مشارکت ارزیابان کشوری برنامه حاکمیت بالینی انجام گرفته است. دادهها از طریق مصاحبه چهره به چهره با ارزیابان جمعآوری شد و به روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافتههای مطالعه در سه تم اصلی شامل مشکلات مرتبط با استانداردهای حاکمیت بالینی، چالشهای موجود در مسیر ارزیابی برنامه و پیشنهاداتی جهت بهبود فرایند ارزیابی طبقهبندی شد. از نقطه نظر ارزیابان، مهم ترین چالشهای موجود در مسیر ارزیابی برنامه حاکمیت بالینی نبود دانش و مهارتهای کافی در برخی ارزیابان، فقدان هماهنگیهای لازم میان تیم ارزیاب، مقاومت برخی دانشگاهها و مراکز ارزیابی شونده از فرایند ارزیابی و نبود دستورالعملی جامع با هدف پاسخگویی به ابهامات موجود در مسیر ارزیابی و هدایت هر چه موثرتر ارزیابان بود.
نتیجه گیری: تقویت فرهنگ ارتقای کیفیت در بیمارستان ها و افزایش حساسیت کارکنان نسبت به استمرار برنامه، انتخاب صحیح ارزیابان و اطمینان از آگاهی آنان نسبت به مسئولیتها و اختیارات خود، به روز نگاه داشتن آموزشهای ارائه شده به ارزیابان و اعمال شاخصهای یکسان در ارزیابی پیشرفت برنامه حاکمیت بالینی به بهبود فرایند ارزیابی و رفع مشکلات مرتبط با آن کمک شایان توجهی می کند.
دکتر افسانه کرامت، دکتر فروزان الفتی، دکتر سعید آصف زاده، دکتر نسرین چنگیزی، دکتر مسعود یونسیان،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه وهدف: بدلیل سیاستهای جمعیتی کنونی در ایران و به دنبال آن افزایش تعداد تولد ، این مطالعه با هدف تعیین وضع موجود زایمان ایمن و ارائه الگو بر اساس حاکمیت بالینی جهت ارتقا کیفیت آن انجام شد.
مواد و روش ها: این یک مطالعه ترکیبی اکتشافی Mixed Method ) ) بود که در سال 1393 دربلوک زایمان چهار بیمارستان در استانهای قزوین و سمنان انجام شد و شامل دو مرحله بود. مرحله اول ، بررسی وضع موجود:تبیین زایمان ایمن، بررسی متون، تهیه دو چک لیست، ارزیابی وضع موجود بر اساس ارزیابی ارتقا مستمر کیفیت و تضمین کیفیت و مرحله دوم ارائه الگو: ارائه الگوی زایمان ایمن بر اساس نتایج مرحله قبل در 7 محور حاکمیت بالینی، تایید الگو در پانل به شیوه گروه اسمی بود.
نتایج: درتضمین کیفیت، بیمارستان (4) بیشترین امتیاز (1431) وبیمارستان (2) کمترین امتیازراکسب نمود (1237).بیمارستانها در ارزیابی مستمر کیفیت، بستری در بخش مراقبتهای ویژه (001/ 0 )، مادران با پیامد شدید بارداری (004/0 P=) و از 27 خطا در 16 مورد اختلاف آماری معنی داری داشتند.
نتیجه گیری:جهت ارتقاء کیفیت در بلوک زایمان، اعتبار بخشی بیمارستانها باید بر اساس اصول حاکمیت بالینی انجام شود. علاوه بر ارزیابی به روش تضمین کیفیت و اعتبار بخشی سالانه، ارزیابی به روش ارتقا مستمر کیفیت براساس حاکمیت بالینی ضروری است. الگوی زایمان ایمن در 7 محور حاکمیت بالینی ارائه شد.
دکتر روح الله عسکری، نعیمه کی قبادی، فاطمه جعفری ندوشن، دکتر سیما رفیعی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اصول اساسی در مراقبت کل نگر در پرستاری توجه به معنویت و مراقبت معنوی از بیماران میباشد که به عنوان عامل مهمی در موفقیت فرایندهای مراقبتی مطرح شده است. هدف از مطالعه حاضر تعیین نگرش پرستاران نسبت به معنویت و مراقبت معنوی در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1395 بود.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی بوده که به صورت مقطعی در سال 1395 بر روی 133 نفر از پرستاران شاغل در سه بیمارستان آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد انجام پذیرفت. جمعآوری دادهها در این مطالعه با استفاده از پرسشنامه استاندارد SSCRS (The Spirituality and Spiritual Care Rating Scale ) انجام گرفت که دارای دو بخش معنویت شامل 15 سؤال و مراقبت معنوی شامل 8 سؤال بود. داده های بدست آمده از پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 در سطح معناداری کمتر از 05/0 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.
نتایج: میانگین نمره نگرش پرستاران نسبت به معنویت و مراقبت معنوی به ترتیب 89/7+15/31 و 5/5 ± 05/21 بدست آمد. میان نگرش پرستاران نسبت به معنویت و مراقبت معنوی و عواملی چون رده شغلی(03/0 p=) و جنسیت(01/0=p) تفاوت معنادار آماری مشاهده شد. در حالیکه میان نگرش آنان با سایر ابعاد سن، تحصیلات، وضعیت استخدامی و وضعیت تأهل رابطه معناداری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: بر اساس یافتههای بدست آمده از مطالعه، نگرش پرستاران نسبت به معنویت در مقایسه با مراقبت معنوی وضعیت مطلوبتری داشت. بنابراین با وجود نگرش مثبت پرستاران نسبت به معنویات، آموزش و اطلاعرسانی بیشتر در این خصوص به آنان میتواند تاثیرات بالقوه موثری بر مراقبتهای بالینی و کیفیت درمان گذارد.
دکتر سیما رفیعی، محمد زکریا کیائی، پژمان صادقی، وحید مختومی، دنیا اصغری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عواملی که بر عملکرد شغلی پرستاران در محیطهای کاری اثر گذاشته و توان آنان را برای انجام موثر وظایف و مسئولیتهای شغلی تحت الشعاع قرار میدهد، فرسودگی شغلی است. هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش واسطهای فرسودگی شغلی در رابطه میان کیفیت زندگی کاری و عملکرد شغلی پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1396 بود.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- مقطعی بوده که در بین 178 نفر از پرستاران شاغل در بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین انجام گرفت. برای سنجش متغیرهای اصلی پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی کاری Walton (Quality of Working Life/QWL)، فرسودگی شغلی Maslach and Jackson (Job Burnout) و عملکرد شغلی Paterson (Job Performance) استفاده شد و دادههای حاصل توسط نرم افزار SPSS نسخه 20 با آزمون های آماری توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندگانه و تعدیل یافته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و سطح معناداری زیر 0.05 در نظر گرفته شد.
نتایج: نتایج بدست آمده از مطالعه حاضر نشان داد که اکثریت پرستاران از کیفیت زندگی کاری پائینی برخوردار بوده، تا حد متوسطی توجهی فرسودگی شغلی را تجربه کرده و عملکرد شغلی در حد متوسط به بالا داشتهاند. همچنین کیفیت زندگی کاری پرستاران عامل 21% (R2= 0.21 p=0.04) از تغییرات در متغیر عملکرد شغلی آنها بوده است و از سویی این ارتباط تحت تاثیر نقش واسطهای متغیر فرسودگی شغلی نیز قرار داشته است (≠0, p=0.02β).
نتیجه گیری: توجه به اهمیت کیفیت زندگی کاری و تلاش در جهت ایجاد بسترهای مناسب در راستای تقویت ابعاد مختلف کیفیت زندگی کاری میتواند نقش موثری در بهرهوری کارکنان داشته و شرایط لازم برای پیشبرد اهداف عملکردی آنان را فراهم سازد.
دکتر سیما رفیعی، محمد زکریا کیائی، پژمان صادقی، زهرا رحمتی،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین ارکان سلامتی، بعد معنوی و توجه به آن در کنترل تنش و اضطرابهای ناشی از محیطهای کاری میباشد که به عنوان عامل مهمی در موفقیت عملکرد شغلی پرستاران و تضمین سلامت جسمی و روانی آنان مطرح است. هدف از مطالعه حاضر پیشبینی نقش سلامت معنوی در استرس شغلی پرستاران شاغل در مرکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1396 بود.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی مقطعی بود که بر روی پرستاران شاغل در بیمارستان ولایت شهر قزوین انجام پذیرفت. جمعآوری دادههااز طریق دو پرسشنامه استاندارد سلامت معنوی و استرس شغلی پرستاران انجام گرفت. دادههای بدست آمده از طریق نرم افزارSPSS نسخه 22 و با استفاده از روشهای آمار توصیفی و آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون چندمتغیره در سطح معناداری کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: وضعیت سلامت معنوی پرستاران و استرس شغلی آنان با میانگین در حد متوسط به ترتیب 2/5±8/70 و 3/2±6/77 ارزیابی شد. سلامت معنوی در هر دو بعد سلامت مذهبی و وجودی، جنسیت، سابقه کاری و وضعیت استخدامی پرستاران با استرس شغلی ارتباط آماری معنادار داشت (p<0.05). همچنین نتایج بدست آمده از مدل رگرسیون چندگانه نشان دادکه این متغیرها 25% از واریانس استرس شغلی را پیشبینی می نمایند.
نتیجهگیری: با توجه به نقش سلامت معنوی بر استرس شغلی پرستاران، تقویت این بعد از سلامت افراد از طریق آگاهیرسانی به آنان در این خصوص و بیان تاثیرات بالقوهای که میتواند بر سلامت جسمی و روانی آنها و عملکرد شغلیشان داشته باشد توصیه میشود.
دکتر محمد علی زحل، دکتر سیما رفیعی، ندا اسماعیل زاده ها، ساناز جمشیدی، نفیسه راستگو،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به سیر مزمن بیماری انسدادی مزمن ریوی و مشکلات متعددی که برای فرد و جامعه ایجاد میکند، مطالعه حاضر با هدف تحلیل نقش متغیرهای سبک زندگی بر عود بیماری و بستری بیمارستانی در این مبتلایان انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع آینده نگر بود که طی آن، مبتلایان به بیماری انسدادی مزمن ریوی مراجعه کننده به مرکز سرپایی تخصصی ریه در شهر قزوین که با تشخیص بیماری COPD بر اساس تاریخچه بالینی بیمار و نتایج بدست آمده از تست اسپیرومتری طی سه ماهه پائیز 96 مورد معاینه و ویزیت قرار گرفتند، در مطالعه شرکت داده شدند. به منظور جمعآوری اطلاعات پژوهش، از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک بیماران، پرسشنامه فعالیت فیزیکی و نیز پرسشنامه سنجش وضعیت تغذیه استفاده شد. از آزمون رگرسیون لاجستیک جهت شناسایی عوامل خطر موثر در عود بیماری و میزان تاثیر آنها بر این متغیر وابسته استفاده شد.
یافتهها: در مطالعه حاضر 128 بیمار مبتلا به بیماری انسدادی مزمن ریوی (1/78% مرد با میانگین سنی 9/11±3/65) مورد پژوهش قرار گرفتند. میان متغیرهای فعالیت فیزیکی، وضعیت تغذیهای، مصرف سیگار، BMI بیماران و عود بیماری منجر به بستری بیمارستانی ارتباط آماری معنادار وجود داشت (p<0.05)؛ به نحویکه با افزایش سن بیماران، کاهش BMI، مصرف سیگار به تعداد سالهای بیشتر و انجام فعالیت فیزیکی محدود احتمال بستری بیمارستانی مبتلایان افزایش مییافت.
نتیجهگیری: شواهد نشان میدهد تاکید بر رویکردهای سلامت محور میتواند در کاهش بار مراجعات بیمارستانی مبتلایان به بیماری انسدادی مزمن ریوی موثر باشد. این قبیل راهبردها در عین اثربخشی به دلیل کم هزینه بودن از هزینه اثربخشی قابل توجهی نیز برخوردارند
فاطمه وحدتی، محمدرضا محمدخانی، امید خسروی زاده، رعنا سهیلی راد، سوگل ساریخانی، بهمن احدی نژاد،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستانهای آموزشی علاوه بر فراهم کردن خدمات اثربخش و عادلانه برای گروههای کمدرآمد، برای اینکه عملکرد عملیاتی متوازن و مثبتی داشته باشند، باید سهم قابل ملاحظهای از تقاضای گروههای پردرآمد را بدست آورند. این مطالعه با هدف بررسی میزان بازارگرایی مراکز آموزشی-درمانی قزوین انجام شده است.
مواد و روشها: این پژوهش مطالعهای توصیفی-تحلیلی است که در سال 1399 در مراکز آموزشی-درمانی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بصورت مقطعی و دادهها در بازه یک ماهه، از طریق پیمایش پرسشنامهای گردآوری شد. جامعه موردمطالعه، کل کارکنان شاغل در 6 بیمارستان این دانشگاه بود که از روش نمونهگیری سهمی-تصادفی انتخاب گردید. اطلاعات موردنیاز با جمعآوری 411 پرسشنامه سنجش بازارگرایی، بدست آمده و در فضای نرمافزار SPSS 16 آنالیز شدند. برای مقایسه میانگینها از آنالیز واریانس یکطرفه با فاصله اطمینان 95 درصد، استفاده شد.
نتایج: میزان بازارگرایی کل بیمارستانها 88/2 از 5 بدست آمد. بعد توجه به مشتری بیشترین میانگین (32/3 از 5) و بعد توجه به رقیب کمترین میانگین (80/2 از 5) را داشتند. میانگین بعد هماهنگی بین وظایف نیز 86/2 از 5 بود. به غیر از بعد توجه به رقیب، ازنظر میزان بازارگرایی، توجه به مشتری و هماهنگی بین وظایف، تفاوت معنادار آماری دیده شد (05/0>p).
نتیجهگیری: این بیمارستانها از نظر میزان بازارگرایی، مشتریگرایی و توجه به رقیب به ترتیب در وضعیت متوسط، بالاتر و کمتر از متوسط هستند. برای بدست آوردن بازار خدمات پرسود، بیمارستانها باید برنامه راهبردی در مقابل رقبا پیاده و وظایف کارکنان را در جهت تقویت بازارگرایی هدایت کنند.
کیارش قدیمی،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
خودشیفتگی یا نارسیسیسم نوعی اختلال شخصیت است که در آن، فرد خود را بزرگ و مهم میپندارد و به گونهای غلوآمیز احساس توانایی و لیاقت میکند. یکی از زمینههای بروز این اختلال در سطح دانشگاه است و میتوان نشانههای این نوع اختلال را در برخی از اعضای هیئتعلمی دانشگاه نیز مشاهده نمود و به نظر میرسد این افراد نیز دچار نوعی اختلال نارسیسیم علمی – آکادمیک شدهاند. در این نوع خودشیفتگی، فرد، دارای یک حس خودباوری بیشازحد بوده و شیفته قدرت و تحکم است و نسبت به دیگران بیعلاقه میشود و خواستار توجه دیگران بوده و احساس میکند که سزاوار توجه ویژه است. در سطح علمی و آکادمیک، این افراد به طرق مختلف و با سوءاستفاده از دانشجویان (استفاده از توانایی آنها در مقالهنویسی و انجام کارهای پژوهشی با تهدید و ارعاب) سعی در ارتقا خود دارند. این افراد اغلب ادعا میکنند که از نظر سواد علمی برتر بوده و ضریب هوشی بالایی دارند و مرتب به همکاران خود تهمت زده و عملکرد آنها را مورد نقد غیر منصفانه قرار میدهند. ضرورت ایجاب میکند که ضمن جلوگیری از قرار گرفتن آنان در موقعیتهای مدیریتی، از طریق مراکز مشاوره دانشگاهی نیز مورد ارزیابی قرار گرفته و در صورت نیاز از طریق آگاهیرسانی به همکاران و خانواده، تحت درمان قرار گیرند.
سوگل ساریخانی، امید خسروی زاده، بهمن احدی نژاد، محمدرضا محمدخانی، فاطمه وحدتی، رعنا سهیلی راد،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت از مهمترین عواملی است که میتواند بر عملکرد سازمانی مانند بیمارستان تأثیر بگذارد. بنابراین بررسی سبک مدیریت به کار گرفته در بیمارستانها میتواند راه گشای بسیاری از مسائل بیمارستان باشد. در این مطالعه سبکهای مدیریتی بهکارگرفته شده در مراکز آموزشی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بررسی و تعیین شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی – تحلیلی، نمونهای 411 نفری با استفاده از روش نمونهگیری سهمی تصادفی از جامعه 2265 نفری کارکنان شاغل در بیمارستانهای دانشگاهی شهر قزوین انتخاب شد. دادههای موردنیاز با استفاده از پرسشنامه معتبر سبک مدیریت کلارک و از طریق پیمایش ادراک کارکنان در سال 1399 گردآوری شدند. در نهایت اطلاعات به دست آمده در فضای نرمافزارهای استتا 15 و اس پی اس اس 16 مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: سبک دستوری بیشترین میانگین کل (22/3) و سبک واگذارکننده کمترین میانگین کل (87/2) را به دست آوردند. افراد، بیشترین فراوانی (42 درصد) را برای گویههای مربوط به سبک دستوری و کمترین فراوانی (25 درصد) را برای گویههای سبک واگذارکننده گزارش کردند. به غیر از سبک دستوری، از نظر میزان بهکارگیری سبکهای مشارکتی و واگذارکننده، بین بیمارستانها تفاوت معنادار وجود داشت.(05/0>p).
نتیجهگیری: در تمام بیمارستانهای موردمطالعه مدیران بیشتر از سبک دستوری استفاده میکردند. پیشنهاد میشود از طریق برگزاری کارگاههای دورهای، مدیران بیمارستانها با تکنیکها و مزایای سبکهای مشارکتی و واگذارکننده آشنا شوند.
الهه عیشی، امید خسروی زاده، آیسا ملکی، بهمن احدی نژاد،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: مدیریت هزینهها مهمترین عامل مؤثر بر عملکرد اقتصادی بیمارستان است. مدیریت خوب هزینهها در کوتاهمدت باعث ثبات و تعادل تراز عملیاتی بیمارستان شده و بیمارستان را از نظر نقدینگی ایمن میکند. همچنین مدیریت خوب هزینهها در بلندمدت باعث میشود که بیمارستان از نظر مالی باثبات باشد. با توجه به موارد ذکر شده و افزایش روزافزون هزینههای بیمارستانی مطالعه حاضر با هدف شناخت و بررسی عوامل، پیشرانها و موانع بهبود مدیریت هزینه انجام شده است.
مواد و روشها: این مرور نظاممند در سال 2020 انجام شده است. دادهها با جستجوی کلیدواژهها در پایگاههای دادهای Google scholar, PubMed, Scopus, Web of Science, Science direct, Magiran, SID و Irandoc از 2007 تا 2020 جمعآوری شده است. دستهبندی نتایج مطالعات با بحث و بررسی پژوهشگران انجام گرفت.
نتایج: همه مؤلفههای شناسایی شده و استخراج شده از مقالات برای بهبود مدیریت هزینههای بیمارستانی در چهار بُعد (عوامل افزایش دهنده، پیشنیازها، موانع و راهکارها) تقسیمبندی شدند.
نتیجهگیری: مرور نتایج هر یک از مطالعات بیانگر اهمیت هر یک از مؤلفهها در مدیریت، بهبود و کنترل هزینههای بیمارستانی بود. در این خصوص سیاستگذاران در سطح تصمیمگیری و مدیران در سطح اجرایی باید به مؤلفهها و ابعاد تأثیرگذار بر کنترل و بهبود هزینههای بیمارستانی با توجه به ساختار، فرآیند و پیامدهای مورد انتظار، توجه کرده و سپس در خصوص اجرایی شدن آنها تصمیم لازم را بگیرند.
محمدامین زر فروش، زینب پرتوی شایان، قاسم رجبی واسکولایی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: واحد لاندری یکی از مهمترین واحدهای پشتیبانی بیمارستان میباشد. ارتقا فرآیندها و مدیریت اصولی این واحد میتواند نقش به سزایی در مدیریت هزینهها داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی ابعاد مختلف واحد رختشویخانه میپردازد.
مواد و روشها: این پژوهش در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. در ابتدا با پرسش از 20 نفر از صاحبنظران با استفاده از تکنیک دلفی فازی مهمترین معیارهای عملکرد این واحد مشخص شده و با استفاده از روش SWARA به معیارها وزن دهی شد و در نهایت با استفاده از روش VIKOR بیمارستانها رتبهبندی شدند.
نتایج: امتیاز معیارهای اصلی در واحد لاندری، "معیار عملکرد" 56%، "معیار تجهیزات و امکانات" 28% و "معیار مدیریت هزینهها" 16% حائز اهمیت بودهاند. در بین زیرمعیارها، زیرمعیار "فرآیندی" با وزن 285/0 اولویت اول، "ضوابط کلی بخش لاندری" با وزن 155/0 اولویت دوم، " ایمنی و بهداشت " با وزن 139/0 اولویت سوم و " عمومی " با وزن 081/0 اولویت چهارم را دارند.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه زیرمعیار "فرآیندی " بیشترین اهمیت در رختشویخانه ها را دارد، پیشنهاد میشود دستورالعملهای جمعآوری، شستشو نگهداری و توزیع بهروزرسانی گردد. همچنین معیار "ضوابط کلی بخش لاندری " اولویت دوم را داشت لذا جداسازی مسیر کثیف و تمیز در واحد لاندری و ثبت آمار البسه و توزین البسه دریافتی بصورت مستمر، میتواند در مدیریت فرآیند کلی و نیز مدیریت هزینهها بسیار مؤثر باشد.