کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
9 نتیجه برای موضوع مقاله:
کبری علیگلبندی، آزیتا بالا غفاری، حسن صیامیان، بیژن شعبان خانی،
دوره 3، شماره 12 - ( 12-1381 )
چکیده
زهره ترقی، احترام السادات ایلالی، طاهره یعقوبی، فائزه نوروزی نژاد، فروغ ناصری، سید کاظم باقرنژاد، رضاعلی محمدپور،
دوره 12، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده
هدف: دیدگاه های متفاوتی در مورد حضور خانواده در عملیات احیا قلبی – تنفسی وجود دارد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه نگرش پزشکان؛ پرستاران و بستگان درجه اول بیمار نسیت به حضور اعضای خانواده درطی عملیات احیا قلبی تنفسی در بیمارستان های اموزشی دانشگاه علوم پزشکی مازندران طراحی گردید.
مواد و روش ها : در این مطالعه توصیفی نگرش 120 پزشک؛200پرستارو 148 نفراز بستگان درجه اول بیمارمقایسه شد.روش نمونه گیری ، تصادفی طبقه بندی شده بود.ابزار گرداوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته ای بود که اعتبار ان از طریق "اعتبار محتوی" و پایایی ان از طریق ازمون مجدد تایید شد(r=o/83). این پرسشنامه شامل سوالاتی در مورد مشخصات جمعیت شناختی ، تجارب مثبت و منفی و نگرش نسبت به حضور اعضای خانواده در طی عملیات احیا بود. تحلیل داده ها با استفاده از ازمون های اماری مجذور خی (x2)و فیشر و با کمک نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام شد.
نتایج: اکثریت پزشکان و پرستاران(5/92%پزشکان، 80%پرستاران) حضور خانواده در طی عملیات احیا رازیان بار میدانستند. ازمون دقیق فیشر تفاوت معنی داری بین نظر پزشکان و پرستاران نشان داد
(df=1 pvalue= 0/002 x2=9/037). عمده ترین دلیل منفی بودن نگرش پزشکان و پرستاران در تحقیق ما ، مداخله اعضای خانواده در عملیات احیا (8/90% پزشکان ،5/86% پرستاران ) بوده است. کمتر از نیمی از بستگان درجه اول بیمار (48 %)تمایل به حضور در عملیات احیا داشتند. تفاوت معنی داری بین نگرش بستگان درجه اول بیمار از یک سو ، و پزشکان و پرستاران از سوی دیگر وجود داشت (p=000)
نتیجه گیری: با توجه به تفاوتی که در دیدگاه پزشکان،پرستاران و بستگان درجه اول بیمار نسبت به حضور اعضای خانواده در طی عملیات احیاوجود دارد ، بهتر است در هر بیمارستان برنامه مشخصی در رابطه با شرایط حضور اعضای خانواده در طی عملیات احیا تهیه شود.
سکینه علیزاده، محمدرضا ملکی، رحیم خدایاری زرنق، سجاد درزی رامندی، احمد صادقی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: استراتژی یکی از عوامل تاثیرگذار بر ساختار سازمان بوده و برای موفقیت سازمان توجه به رابطه این دو ضروری است. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین ساختار و استراتژیهای سازمانی در بیمارستانهای دولتی و خصوصی شهر تهران انجام گرفت.
مواد و روشها: یک مطالعه توصیفی و تحلیلی است که در سال 1390 و در 20 بیمارستان دولتی و خصوصی تهران انجام شد. جامعه شامل مدیران ارشد بود که به دلیل محدود بودن (60 نفر) نمونه گیری انجام نشد. ابزار پژوهش پرسشنامه استراتژی اسنو-مایلز و ساختار سازمانی رابینز بود که روایی آن مورد تایید صاحبنظران قرار گرفت و پایایی با روش آلفای کرونباخ 0.75 محاسبه گردید. برای تحلیل داده ها از آماره های توصیفی و آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شد.
نتایج: از بین ابعاد ساختار سازمانی، بعد تمرکز در بیمارستانهای دولتی و خصوصی به ترتیب 85 و 75 درصد، رسمیت 92 و 88 درصد و پیچیدگی 81 و 100 درصد بود. استراتژی غالب هر دو گروه بیمارستانها از نوع تحلیلی بود. ضریب همبستگی بین استراتژی و ساختار سازمانی در بیمارستان های دولتی 2/0- و در بیمارستان های خصوصی 3/0 بود و رابطه آنها معنی دار نبود.
نتیجه گیری: بین استراتژی غالب در بیمارستانهای دولتی و خصوصی (استراتژی تحلیلی) و ابعاد ساختار سازمانی رابطه منطقی وجود نداشت. اگر این بیمارستانها از استراتژی تحلیلی پیروی کنند باید از پیچیدگی خود بکاهند. تمرکز نیز در شرایطی در جهت استراتژی تحلیلی خواهد بود که کنترل شدید بر فعالیتهای جاری و کنترل کم بر فعالیتهای جدید وجود داشته باشد.
قاسم عابدی، زین العابدین رحمانی، احسان عابدینی، فریده رستمی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه وهدف: آمیخته بازاریابی خدمات از اساسی ترین مفاهیم مدیریت و بازاریابی می باشد. پژوهش حاضر به بررسی نقش عوامل آمیخته بازاریابی خدمات در گرایش بیماران به بیمارستان های دولتی و خصوصی شهر ساری پرداخته است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر بصورت توصیفی- مقطعی در نیمه نخست سال1391 انجام شد. جامعه پژوهش، بیماران بیمارستانهای دولتی و خصوصی شهر ساری بودند. نمونه گیری به روش غیر احتمالی سهمیه ای انجام شد (900نفر). ابزار گردآوری داده های تحقیق،پرسشنامه محقق ساخته ی عوامل آمیخته بازاریابی خدمات بود که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها توسط آزمون رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار spss ویرایش 16 انجام شد.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که از بین عناصر آمیخته بازاریابی خدمات، عنصر قیمت با 2/49 درصد، بیشترین تأثیر و عنصر امکانات فیزیکی با 1/14 درصد، کمترین تأثیر را بر گرایش بیماران به بیمارستان های دولتی دارند. از سوی دیگر، عنصر کارکنان با 4/48 درصد، بیشترین تأثیر و عنصر تبلیغ با 6/18 درصد، کمترین تأثیر را بر گرایش بیماران به بیمارستان های خصوصی دارا می باشند.
نتیجه گیری: عنصر قیمت، عامل تعیین کننده ای برای مراجعه بیماران به بیمارستان های دولتی می باشد چرا که هزینه ارائه خدمات پایین تری نسبت به بیمارستان های خصوصی دارد. از سوی دیگر، دلیل اصلی مراجعه بیماران به بیمارستان های خصوصی، عنصر کارکنان می باشد که این امر می تواند به دلیل احساس مسؤولیت، دقت و سرعت عمل بیشتر در ارائه خدمات به بیماران باشد.
محمدجواد کبیر، ناهید جعفری، محمد نعیمی طبیعی، ابراهیم میکانیکی، حسن اشرفیان امیری، سیدداود نصراللهپور شیروانی، ارسلان داداشی، قاسم اویس،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از وظایف اصلی پزشک خانواده تشکیل پرونده سلامت و ثبت کلیه خدمات ارائه شده میباشد. این مطالعه به منظور تعیین کمیت و کیفیت تشکیل پرونده سلامت و ثبت خدمات ارائه شده در برنامه پزشک خانواده در استانهای شمالی ایران انجام گرفت.
مواد و روشها: این مطالعه مقطعی در شش ماهه دوم 1391 انجام گرفت. 139 مرکز مجری طرح پزشک خانواده و بیمه روستایی در سه استان گلستان، مازندران و گیلان بصورت تصادفی منظم به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و در مراکز منتخب عملکرد ثبتی کلیه پزشکان خانواده بررسی شد. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی و پایایی آن مورد تائید قرار گرفت. دادهها در SPSS نسخه 18 در سطح معنیداری 05/0>P تحلیل شد.
نتایج: از 189 پزشک خانواده مورد مطالعه، 43 پزشک (23 درصد) مشخصات بیماران ارجاع داده شده به سطح2 و نتایج آن را در فرم سابقه ارجاع ثبت میکردند. از 1890 خانوار بررسی شده، 1559 خانوار دارای پرونده سلامت بودند که پرونده سلامت 892 خانوار (57 درصد) بطورکامل تکمیل شد. از 5869 نفر اعضای خانوار مورد بررسی، 4229 نفر حداقل یکبار توسط پزشک خانواده خود معاینات دورهای شدند که نتایج معاینات دورهای انجام شده 1919 نفر (46 درصد) بطور کامل ثبت گردید. میزان ثبت فرم سابقه ارجاع به پزشک متخصص در استانهای شمالی ایران تفاوت معنیدار وجود داشت (001/0=P).
نتیجه گیری: کمیت و کیفیت تشکیل پرونده سلامت و ثبت خدمات ارائه شده در سطح مورد انتظار نبوده و نیاز به مداخلات متناسب دارد.
خدیجه اکبرنژاد نشلی، آذر طل، فرشته مجلسی، مهدی یاسری، هادی علیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سبک زندگی سلامت محور در دنیای امروز بهترین راه برای پیشگیری از بیماری و داشتن یک زندگی سالم می باشد. این مطالعه به منظور تعیین عوامل پیش گویی کننده سبک زندگی سلامت محور در بهورزان طراحی و اجرا شد.
مواد و روش ها: این مطالعه مقطعی و توصیفی- استنباطی روی 222 نفر از بهورزان تحت پوشش شبکه بهداشت و درمان شهرستان آمل به صورت سرشماری در سال 1394انجام شد. ابزار این مطالعه پرسشنامه دو بخشی شامل اطلاعات دموگرافیک و سبک زندگی سلامت محور بود. تکمیل پرسشنامه به صورت خود اظهاری بود. داده ها در این مطالعه با استفاده از نرم افزار SPSSنسخه 23 مورد تجزیه تحلیل آماری قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و تعیین روابط بین هر عامل از جداول فراوانی و آزمون هایt-test، من ویتنی، آنالیز واریانس و یا کروسکال والیس و برای بررسی توام عوامل روش آنالیز رگرسیون لجستیک استفاده شد. سطح معنی داری در این مطالعه کمتر از 05/0 بود.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد متغیر محل زندگی روستای دشتی با ابعاد ورزش ، تغذیه ناسالم ، مراقبت از خود و متغیر تغذیه ناسالم در افراد کمتر از 35 سال ، کمتر از دیپلم ، بیماری مزمن ، فشار خون بالا ، مردان با بعد توصیه های پزشکی ، ورزش ، تغذیه ناسالم ، مصرف دخانیات و الکل ، بهداشت خرید ، تحرک روزانه ، تغذیه مناسب و متغیردرآمدی که کفاف زندگی را می دهد با تغذیه ناسالم ، سلامت روانی ، ایمنی محیط زندگی ارتباط معناداری داشتند.
نتیجه گیری: عوامل متعددی با سبک زندگی بهورزان ارتباط دارد. با توجه به اینکه اکثر بهورزان بخصوص مردان سبک زندگی سلامت محور را رعایت نمی کنند لازم است جهت تغییر رفتار این افراد اقدام نمود زیرا این افراد آگاهی بهداشتی دارند اما رفتار های مربوط به سلامت را اتخاذ نمی نمایند .
الهام رمضان پور، حجت رحمانی، مهدی رعدآبادی، قاسم رجبی واسوکلایی، ندا رشیدی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اتاق عمل یکی از پیچیدهترین محیطهای کاری بوده که از مجموعه تجهیزات وسیع الکتریکی، گازی و اشعه تشکیل شده و بیشتر مستعد وقوع حادثه میباشد. بنابراین رعایت نکات ایمنی در این بخش حائز اهمیت میباشد. پژوهش حاضر با هدف، بررسی میزان رعایت استاندارد ایمنی در اتاق عملهای بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال 1398 انجام گرفت.
مواد و روشها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی بود که به صورت مقطعی انجام شده است. جامعه آماری شامل تمام اتاق عملهای بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مازندران بود. ابزار مورداستفاده چکلیست بوده که توسط پژوهشگران با مشاهده و مصاحبه در محل تکمیل گردیده است. استاندارهای ایمنی از نظر فضای فیزیکی اتاق عمل، ایمنی مقابله با آتشسوزی، ایمنی کارکنان، ایمنی بیمار و کنترل عفونت بررسی شده است. دادهها با SPSS نسخه 21 تحلیل شدند.
نتایج: اتاق عملهای بیمارستانهای تابعه دانشگاه از نظر ایمنی کلی 10/80 درصد ایمن بودند. حیطه ایمنی بیمار با 34/83 درصد کمترین فاصله با استانداردها و حیطه ایمنی کنترل عفونت با 24/74 درصد بیشترین فاصله را با استانداردها داشت. بیشترین و کمترین امتیاز رعایت استاندارد ایمنی مربوط به اتاق عمل بیمارستان شماره (2) و (1) بود.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها اتاق عملهای بیمارستانهای مورد مطالعه در رعایت استانداردهای ایمنی بهطورکلی در وضعیت مطلوبی قرار دارند. با این حال لزوم توجه به حوزههای مشکلدار در خصوص افزایش ضریب اطمینان ایمنی برای کارکنان و بیماران در اتاق عمل اهمیت بسزایی دارد، لذا انجام اقدامات اصلاحی مناسب در جهت تأمین ایمنی کامل اتاق عملها از نظر تمام مؤلفهها بایستی موردتوجه قرار گیرد.
رامین دستاب، فرحناز فرنیا، سمیه زارع،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت زندگی یک موضوع ذهنی است که موجب میشود فرد تحت تأثیر عوامل مختلف از جمله خودکارآمدی قرار گیرد. الگوی راه گشا در این زمینه توانمندسازی خانواده محور است که هدف آن ارتقا سلامتی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر کیفیت زندگی و خودکارآمدی بیماران پیوند کلیه انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی میباشد. تعداد 100 بیمار پیوند کلیه مراجعهکننده به کلینیک بیمارستان شهید هاشمینژاد تهران با روش نمونهگیری تصادفی در دو گروه کنترل و آزمون قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه سه بخشی شامل مشخصات دموگرافیک، پرسشنامه کیفیت زندگی در بیماران پیوند کلیه و پرسشنامه استراتژی ارتقا سلامت برای بررسی خودکارآمدی مراقبت از خود بود که توسط هر دو گروه در بدو مطالعه و 5/1 ماه بعد از آزمون تکمیل شد. دادهها با نرم افزار SPSS ویراست 20، آزمون کایاسکوئر و تیتست تجزیه تحلیل شد.
نتایج: یافتهها نشان داد که دو گروه کنترل و آزمایش در بدو مطالعه از نظر مشخصات کیفی و کمی دموگرافیک و میانگین کیفیت زندگی و خودکارآمدی تفاوت معناداری نداشتند. میانگین نمرات کیفیت زندگی گروه آزمون نسبت به گروه کنترل افزایش داشته است و از نظر آماری تفاوت معناداری دارد (001/0>P). همچنین میانگین نمره خودکارآمدی در گروه آزمون نسبت به شاهد افزایش داشته است و از نظر آماری تفاوت معناداری دارد (003/0 P=).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر مثبت الگوی توانمندسازی خانواده محور بر خودکارآمدی بیماران پیوند کلیه و در نهایت بر کیفیت زندگی آنان، لازم است این الگو با هدف ارتقای سلامت بیماران در نظر گرفته شود.
لیلا حسینی قوام آباد، عباس وثوق مقدم، روح الله زابلی، محسن اعرابی،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: حاکمیت بالینی یکی از چارچوبهای مهم در زمینه ارتقا مستمر کیفیت و ایمنی در نظامهای بهداشتی و درمانی به شمار میرود. شناسایی محورهای این رویکرد با توجه به شرایط بومی، از اولویتهای مهم نظام سلامت است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی دیدگاه ذینفعان در خصوص محورهای حاکمیت بالینی در مراقبتهای اولیه سلامت انجام گردید.
مواد و روشها: مطالعهی حاضر از نوع کیفی است که با روش تحلیل چارچوب مفهومی در سال 1398-1399 انجام شد. جامعه آماری مطالعه افراد کلیدی سیاستگذار وزارت بهداشت، معاونت بهداشتی دانشگاه، شبکه بهداشت و درمان شهرستان، انجمن پزشکان خانواده، پزشکان خانواده و مرکز پژوهشهای مجلس بودند. مشارکتکنندگان در این پژوهش به صورت هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. دادهها از طریق مصاحبهی نیمه ساختاریافته جمعآوری و تحلیل و کدگذاری آنها با کمک نرمافزار 11 MAXQDA انجام شد.
نتایج: با توجه به بررسی دیدگاه مصاحبهشوندگان، یافتههای پژوهش در 4 بعد اصلی: ابعاد حاکمیت بالینی، پیشنیازها و ساختارها، متولیان تصمیم گیر و ابعاد سنجش کیفیت و ایمنی، دستهبندی و در 17 درونمایه فرعی که شامل: مشارکت جامعه، ممیزی بالینی، اثربخشی بالینی، مدیریت کارکنان، آموزش، استفاده از اطلاعات، مدیریت خطر، راهنماها و دستورالعملها، ارتقاء شاخصهای سلامت، تجهیزات و امکانات، نظام ارجاع، تأمین مالی، متولیان دخیل در سیاستگذاری، اثربخشی، کارایی، انسانی بودن خدمات و عدالت بودند، شناسایی و استخراج گردیدند.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها جهت تسهیل اجرای حاکمیت بالینی راهکارهایی مانند زیرساختهای مناسب، تعهد مدیران، فرهنگ حمایتی، دانش کافی، پایش و ارزشیابی، فرهنگسازی مناسب، امکانات و تجهیزات و منابع مالی کافی پیشنهاد میگردد.