کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
12 نتیجه برای موضوع مقاله:
حسین ابراهیمی پور، سمانه حیدری، لیلا دشمن گیر، حمید اسمعیل زاده،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1388 )
چکیده
سابقه و هدف: تعیین اولویتهای پژوهشی امری لازم و حیاتی است و این فرایند باید به منظور تسهیل در استفاده مکرر از یافتهها بر اساس اصول صحیح و منطقی، فرایندهای علمی و مکانیزمهای درون ساخته صورت گیرد. بررسی شیوههای مختلف اولویتگذاری و به کارگیری هریک با توجه به شرایط و وضعیت خاص هر کشور گامی کلیدی در این امر میباشد.
منابع اطلاعاتی و روش های انتخاب منابع: پژوهش حاضر یک مطالعه مروری است که برای گردآوری دادههای آن از روش کتابخانهای شامل جستجوی مقالات در اینترنت، بانکهای اطلاعاتی Google Scholar، Medline ،Iranmedex ، SIDوIrandoc و کتب مرتبط استفاده شده است.
ترکیب مطالب و نتایج: برای اولویتگذاری روشهای استاندارد شده متعددی وجود دارد که عبارتاند از: روش پژوهش در ضرورتهای سلامت ملی توسط کمیسیون پژوهشهای سلامت برای توسعه ، فرایند 5 مرحلهای کمیته تخصصی پژوهش سلامت، نمایه دیداری اطلاعات سلامت که توسط کمیته مشورتی تحقیقات سلامت ارایه شده است و روش ترکیبی ارایه شده در نشست جهانی تحقیقات سلامت. هر یک از این روشها دارای ویژگیهای منحصر به خود است. البته با وجود متفاوت بودن ابعاد و چگونگی فرایند تعیین اولویتها از کشوری به کشور دیگر، تاثیر نهایی این فرایند در تمامی کشورها تقریباً یکسان و مشابه است.
نتیجه گیری: آگاهی از روشهای مختلف اولویتگذاری و بهرهگیری از نقاط ضعف و قوت هر یک جهت انجام اولویتگذاری به روشی نظام مند و قابل اجرا در سطح ملی هر کشور بسیار سودمند است. یافتههای حاصل از مطالعات حاکی از آن است که از میان روشهای استانداردشده اولویتگذاری، روش ترکیبی به دلیل ترکیب خصوصیات خوب روشهای دیگر و رفع معایب آنها نسبت به سایر روشها برتری دارد.
محمد عرب، سمیه فضایلی، مسعود محمد پور، وحیده پیرموذن، مهدی یوسفی،
دوره 8، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: بخش پذیرش به عنوان اولین نقطه تماس بیمار با بیمارستان نیازمند توجه ویژه ای است. این مطالعه سعی دارد با زمانسنجی و کارسنجی فعالیت های عمده واحد پذیرش بیمارستان مرکز طبی کودکان، هدف تخمین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز برای این واحد را دنبال کند.
مواد و روشها: این مطالعه از دسته مطالعات توصیفی-تحلیلی و کاربردی است که سعی دارد با محاسبه زمان واقعی، زمان مورد انتظار و تعیین سطح ویژگی و مهارت هر یک از فعالیت های واحد پذیرش و با تعدیل این محاسبات، تعداد کل واحدهای کاری و همچنین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز برای واحد پذیرش بیمارستان مرکز طبی کودکان را در سال 1388 تعیین کند.
نتایج: کل تعداد واحدهای کاری واحد پذیرش مرکز طبی کودکان، در حدود 10780 واحد کاری در ماه می باشد که با احتساب حداقل 987 واحد کاری برای هر نفر در ماه، تعداد نیروی انسانی مورد نیاز برای این واحد، حدود 11 نفر می باشد و این در حالی است که تعداد نیروی انسانی موجود در این واحد، در حال حاضر، نه نفر می باشد.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که واحد پذیرش مرکز طبی کودکان با کمبود نیروی انسانی مواجه می باشد و راه مقابله با فشار مضاعف ناشی از کمبود نیروی انسانی در واحد مذکور، ارتقای سطح تکنولوژی مورد استفاده در این واحد و افزایش تعداد نیروی انسانی و پرداخت حق الزحمه مناسب با حجم کاری میباشد.
علیرضا ایل بیگی، مصطفی کاظمی، محمد تقی پیوندی،
دوره 11، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
سابقه و هدف: هدف از این تحقیق سنجش و مقایسه کارایی نسبی هفده بیمارستان عمومی تحت نظارت دانشگاه علوم پزشکی مشهد به روش تحلیل پوششی داده ها و بررسی رابطه بین نتایج ارزشیابی نظام ارزیابی این دسته از بیمارستان ها با کارایی نسبی است. در این مطالعه، ارتباط بین نتایج ارزیابی عملکرد بیمارستان های عمومی دانشگاه علوم پزشکی مشهد بر مبنای اندازه گیری کارایی با روش تحلیل پوششی داده ها و ارزیابی عملکرد بر مبنای امتیازات ارزشیابی بیمارستان های عمومی بر اساس محورهای ارزیابی مصوب، آزمون شده است.
مواد و روش ها: برای تعیین کارایی نسبی از مدل تحلیل پوششی داده های BCC ورودی-محور اصلاح شده استفاده می شود. بررسی ارتباط بین نتایج ارزیابی عملکرد و نتایج کارایی نسبی با استفاده از آزمون همبستگی ناپارامتریک اسپیرمن انجام می پذیرد.
محبوبه اسدی، سيد سعید طباطبایی، سعید خیاط مقدم،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از ابزار های بی نظیر و جدید به منظور بقای سازمان ها در میان رقبای خویش، داشتن دانش فراگیر از همه عوامل محیطی مؤثر بر سازمان یعنی هوش سازمانی است که با سنجش آن، توانایی ها و ضعف های سازمان شناسایی
می شود و می تواند عملکرد سازمان را متأثر سازد و از این طریق به سازمان در اندازگیری و تعیین میزان پیشرفت در تحقق اهدافش کمک کند.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی تحلیلی و از نوع همبستگی بود. جهت انجام این پژوهش 375 نفر از کارکنان 12 بیمارستان عمومی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه استاندار هوش سازمانی آلبرخت و چک لیست شاخص های عملکردی بیمارستان ها، تعیین شده از سوی وزارت بهداشت بود. برای تعیین نمره هوش سازمانی از مقیاس پنج درجه ای لیکرت استفاده شد. داده ها با استفاده از
آزمون های آماری توصیفی تحلیلی و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنی داری 05/0 و در نرم افزار Spss نسخه 16 تحلیل گردید.
یافته ها: بین هوش سازمانی بیمارستان ها و کلیه شاخص های عملکردی منتخب به جز ضریب اشغال تخت و درصد اعمال جراحی به تخت عمل، همبستگی مثبت و رابطه آماری معنی دار وجود داشت (05/0 > P) و هوش سازمانی بیشترین همبستگی را با شاخص های فاصله چرخش عملکرد تخت (r=0/739) و میانگین طول اقامت بیمار (r=0/691) داشت.
نتیجه گیری: توجه و برنامه ریزی در راستای تقویت و افزایش هوش سازمانی می تواند در بهبود عملکرد بیمارستان ها نقش مؤثری داشته باشد.
حسین ابراهیمی پور، علی وفایی نجار، غلام عباس نوری، حبیب الله اسماعیلی، سارا جمیلی،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ترخیص بیمار از مهمترین مراحل تاثیرگذار در رضایتمندی بیمار و جزو چالشهای مدیریتی در بسیاری از بیمارستانها است. پژوهش حاضر با هدف اندازهگیری زمان انتظار بیماران در فرایند ترخیص و عوامل تأثیرگذار بر آن در بیمارستان امام رضا (ع) انجام شده است.
مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی زمان انتظار بیماران ترخیص شده از کلیه بخشهای بستری بیمارستان امام رضا (ع) شهر مشهد مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 455 بیمار به عنوان نمونه انتخاب شدند. و زمان ترخیص آن ها در شش ایستگاه(داخل بخش، فاصله بین بخش تا مدارک پزشکی، در مدارک پزشکی، فاصله بین مدارک پزشکی تا حسابداری، محاسبه هزینه ها در حسابداری و پرداخت هزینهها) با استفاده از روش زمان سنجی ساعت متوقف شونده اندازهگیری گردید. سپس دادهها با استفاده آمار توصیفی و تحلیلی و به کمک نرم افزار SPSS 16 در سطح معنی داری 0.05 تحلیل شد.
نتایج: میانگین مدت زمان انتظار بیماران برای ترخیص در کل بیمارستان امام رضا (ع) 504.26 دقیقه با انحراف معیار 362.96 دقیقه بود.در بین بخشهای مختلف نیز بخش گوش و حلق و بینی دارای کمترین و بخش سوختگی دارای بیشترین میانگین مدت زمان انتظار ترخیص بودند.
نتیجه گیری: با توجه به این که بیشترین زمان انتظار مریوط به ایستگاه شماره یک (در داخل بخشهای بستری) و نیز ایستگاه شماره شش (پرداخت هزینه) می باشد لذا پیشنهاد میگردد با انجام راهکارهای اصلاحی در این دو ایستگاه از قبیل تغییر ساعت ویزیت و تدوین برنامه زمانبندی شده جهت ارسال پروندهها از بخشها به حسابداری به کاهش زمان انتظار بیماران کمک نمود.
سیدسعید طباطبایی، محمدرضا قمری، طاهره شریفی، روح اله کلهر، محبوبه اسدی،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ایمنی بیمار یکی از شاخص های مهم در کنترل کیفیت خدمات سلامت است . شایعترین علت تهدید کننده این ایمنی، خطاهای پزشکی بویژه اشتباهات دارویی می باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان و نوع خطاهای داروئی پرستاران انجام شد.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی و مقطعی بود که در یکی از بیمارستانهای غیردولتی شمال شرق کشور انجام گرفت. بیمارستان مورد مطالعه، با 180 تخت فعال در بخش های جراحی عمومی، زنان و زایمان، نوزادن، قلب، آنژیوگرافی،سی سی یو، آی سی یو و ان آی سی یو است. به علت محدود بودن جامعه آماری، کلیه پرستاران شاغل در بخشهای بستری ( 97نفر) به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود که از دو قسمت اصلی (اطلاعات دموگرافیکی و اطلاعات مربوط به خطاهای دارویی) تشکیل شده بود. این پرسشنامه از نظر پایایی و روایی به تایید رسید. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری تحلیلی نظیر T-TEST و ANOVA با استفاده از نرم افزار آماریSPSS نسخه 15 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: از بین پرستاران مورد مطالعه،76 نفر(3/78%) زن و 21 نفر (7/21%) مرد بودند. میانگین سن و سابقه کار پرستاران به ترتیب 3/29 و 7/8 سال بود. سه خطایِ دادن دارو به بیمار بدون تجویز پزشک، عدم توجه به عوارض ناشی از خطاهای دارویی و دادن دارو دیرتر یا زودتر از موعد مقرر به ترتیب با اختصاص اعداد 136(7/23%)، 134(4/23%) و 128(4/22%) بیشترین فراوانی و دادن دارو تاریخ انقضاء گذشته به بیمار، دادن داروی اشتباه به بیمار و ندادن داروی تجویز شده به بیمار به ترتیب با اختصاص اعداد 4(7/0%)، 5(9/0%) و 6(1/1%) کمترین فراوانی را در بین خطاهای دارویی به خود اختصاص دادند.
نتیجه گیری: مدیران پرستاری باید جهت کاهش خطاهای دارویی به برگزاری کلاس های ضمن خدمت برای پرستاران، اصلاح فرآیندهای پرستاری و ارتقاء نگرش آنها نسبت به اهمیت ایمنی بیمار توجه بیشتری داشته باشند.
فاطمه عربی، محمدرضا مبینی زاده، دکتر علیرضا اولیایی، مرتضی عرب زوزنی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: تصویربرداری داخل عروقی ابزاری جهت تشخیص تنگی عروق کرونر قلب است که بعنوان مکمل آنژیوگرافی، نقش مهمی در تعیین میزان گرفتگی رگ و پاتولوژی پلاک ایفا می نماید. هدف از انجام این مطالعه مقایسه روش تصویربرداری داخل عروقی با آنژیوگرافی در مداخلات عروق کرونر بود.
مواد و روش ها: پایگاههای کاکرین، پاپمد و مرکز انتشارات و مرور دانشگاه یورک بدون محدودیت زمانی تا پایان سپتامبر 2013، مورد جستجو قرار گرفتند. جستجو توسط دو نفر و با استفاده از کلیدواژه هایی مانند انژیوگرافی و تصویربرداری داخل عروقی انجام شد. مطالعاتی که فناوری تصویربرداری داخل عروقی را با آنژیوگرافی مقایسه کرده بودند، تجزیه وتحلیل شد.
نتایج: در مطالعاتی که میزان خونرسانی مجدد به بافت هدف (تی ال آر) را پس از یک سال پیگیری گزارش کردند تفاوت آماری معنی داری بین گروه با تصویربرداری داخل عروقی و گروه آنژیوگرافی مشاهده شد. به نظر می رسد میزان خونرسانی مجدد به بافت با تصویربرداری داخل عروقی کمتر بود (p= 0.02). از لحاظ هزینه اثربخشی به ازای هر کالی بدست آمده (حفظ شده) با استفاده از روش IVUS حدود 54000 دلار هزینه صرف می شود.
نتیجه گیری: اگرچه تصویربرداری داخل عروقی به طور دقیق تر آسیب های عروق کرونر و محیط رگ را به تصویر کشیده و به پزشک در انتخاب درمان مناسب تر کمک می کند ولی به دلیل هزینه بالاتر کاتتر سونوگرافی داخل عروقی، در حال حاضر آنژیوگرافی گزینه انتخابی پزشکان و بیماران در انجام مداخلات کرونری است.
دکتر رقیه بایرامی، علیرضا رضازاده، دکتر حسین ابراهیمی پور،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
مقدمه و هدف: بخش اورژانس به عنوان قلب بیمارستان و یکی از نخستین نقاط تماس بیماران با سیستم ارائه خدمات درمانی، با مسائل و مشکلات گوناگونی روبرو است. این مطالعه با هدف تبیین چالشهای موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات کیفی بود که به شیوه فنومنولوژی در سال 1393 در مشهد انجام گرفت. بیست پرستار و دو متخصص طب اورژانس که با نمونه گیری هدفمند از چهار بیمارستان آموزشی شهر مشهد انتخاب شدند؛ با حضور در مصاحبههای نیمهساختار یافته، درک و تجارب خود را پیرامون چالشهای بخشهای اورژانس بیان کردند. بعد از پیاده سازی مصاحبه ها، دادهها از طریق روش کولیزی با نرم افزار MAXQDA 3 مورد تحلیل قرارگرفت.
یافته ها: از تحلیل دادهها سه درون مایه مشتمل بر "چالشهای مربوط به منابع انسانی"(ویژگیهای فردی، ویژگیهای حرفه ای،کمبود نیروی انسانی)، " نارضایتی پرستاران" (حداقل هتلینگ و خدمات رفاهی در بیمارستان برای پرسنل، عدم تناسب حقوق و مزایا با حجم کاری ، عدم حمایت از پرستاران) و "چالشهای مدیریتی اورژانس" (چالشهای ساختاری، چالشهای عملکردی ، چالشهای مدیریتی نیروی انسانی) استخراج شد.
نتیجه گیری: کمبود نیروی انسانی، نارضایتی پرستاران و ضعف مدیریت از مهمترین چالشهای بخشهای اورژانس بودند. تامین نیروی انسانی کافی، ایجاد حمایت از پرستاران، تعیین دستورالعمل و فرایند برای مراقبتهای پرستاری میتواند در کاهش چالشهای موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانی موثر باشد.
دکتر رقیه بایرامی، دکتر حسین ابراهیمی پور، علیرضا رضازاده،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: اورژانس پیش بیمارستانی به عنوان نخستین خط مراقبت و درمان در برخورد با بیماران اورژانس خارج بیمارستانی، از اهمیت قابل توجهی در سیستم مراقبت بهداشتی درمانی برخوردار است. برنامهریزی در خصوص یافتن نقاط ضعف و قوت و بهبود کیفیت اورژانس پیش بیمارستانی از طریق بررسی مشکلات این بخشها امری مهم و ارزشمند تلقی میشود. مطالعه حاضر با هدف "تبیین چالش های پایگاه های شهری اورژانس 115 مشهد" انجام شد.
مواد و روش ها: با رویکرد کیفی چهارده نفر از پرسنل پایگاههای اورژانس پیش بیمارستانی شهر مشهد به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف، مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته قرار گرفتند. دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوای مرسوم گرینهیم و لاندمن(2004) و با نرم افزار ATLAS.ti مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
نتایج: با تجزیه و تحلیل دادهها، سه درون مایه ی اصلی " چالش های مربوط به منابع انسانی" (ویژگیهای فردی نیروی انسانی، نا رضایتی کارکنان) ،"چالشهای سازمانی"(چالشهای ساختاری، کمبود نجهیزات و کمبود نیروی انسانی) و" چالشهای اجتماعی فرهنگی"( چالشهای محیطی- اجتماعی و چالشهای فرهنگی) استخراج شد.
نتیجه گیری: نارضایتی پرسنل، چالشهای ساختاری، کمبود تجهیزات، کمبود نیروی انسانی و چالشهای اجتماعی – فرهنگی از مهمترین چالشهای سیستم اورژانس پیش بیمارستانی بود. استقلال سازمانی، ایجاد ردیف سازمانی، اصلاح قوانین و مقررات اداری در ارتباط با محدوده خدمات قابل ارائه توسط پرسنل فوریتها، توجه به امکانات رفاهی و همکاری و مشارکت سایر سازمانها نظیر صدا و سیما و راهنمایی و رانندگی در جهت ارتقاء خدمات اورژانس پیش بیمارستانی در سطح جامعه میتواند در کاهش چالشهای موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانی موثر باشد
دکتر حسین درگاهی، کامران ایراندوست، سید مرتضی مجتبائیان،
دوره 18، شماره 2 - ( 5-1398 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان آمادگی بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران برای اجرای برنامه های ارتقای کیفیت و ممیزی بالینی از دیدگاه مدیران انجام شده است.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر مطالعهای توصیفی-تحلیلی از نوع کاربردی می باشد که به صورت مقطعی در سال 1397 در چهار بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. جامعه آماری20 نفر از مدیران بیمارستان های منتخب بودند که به روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه دو قسمتی بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت. در این مطالعه از نرم افزار SPSS نسخه 23 و همچنین از آزمونهای آماری بهره گرفته شد.
نتایج: میزان اثربخشی و آمادگی بیمارستان ها در اجرای برنامه ممیزی بالینی درحیطه مربوط به داده ها و اطلاعات، کارتیمی و بازخورد هر کدام برابر60%، منابع، طراحی و اجرا، مدیریت ممیزی بالینی و شواهد و استانداردها هر کدام برابر 55%، بیماری و آموزش برابر 50 % و نیروی انسانی برابر 45% می باشد. همچنین با افزایش تعداد دفعات ممیزی های بالینی، آمادگی بیمارستان ها برای پروژه های بهبود کیفیت افزایش می یابد.
نتیجه گیری: با توجه به اثر بخشی و آمادگی کم بیمارستانها در اجرای برنامه ممیزی بالینی به خصوص در حیطه منابع انسانی (45%) لازم است که مدیران و برنامهریزان برنامه های ممیزی بالینی در بیمارستان ها با شناخت دقیق این عوامل در جهت کنترل محیط سازمانی به بهبود اثربخشی برنامه های ممیزی کمک کنند.
الیاس سنائی فر، جواد مقری، بهرام محقق، فاطمه کوکبی سقی، سید سعید طباطبایی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: منابع انسانی بخش سلامت علاوه بر اینکه به عنوان مهمترین منبع بخش سلامت شناخته شده است نزدیک به سه چهارم هزینه های بخش سلامت را به خود اختصاص داده است. هدف از این مطالعه برآورد نیروی انسانی مورد نیاز بخش سی تی اسکن مرکز تخصصی رادیوتراپی - انکولوژی رضا (ع) بر اساس شاخص حجم کار در سال 8139 بود.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی که به صورت مقطعی انجام شد از روش تعیین نیروی انسانی بر اساس شاخص حجم کار استفاده شد. برای تعیین اجزاء حجم کار و زمان استاندارد از روش برگزاری جلسات کارشناسی، برای تائید زمان استاندارد فعالیتهای اصلی از روش مطالعه کار و زمانسنجی، برای تعیین عوامل مرتبط با زمان کاری در دسترس از مصاحبه و قوانین و سیستم پرسنلی و برای تعیین حجم کار سالانه از طریق سیستم مدیریت بیمارستان و بررسی دفاتر ثبت فعالیت استفاده شد. برای تحلیل دادههای تعیین نیروی انسانی موردنیاز از نرمافزار اکسل و برای تحلیل دادههای زمانسنجی از نرمافزار SPSS استفاده شد.
نتایج: 7 عامل مرتبط با زمان کاری در دسترس سالانه کارکنان شناسایی شد. زمان کاری در دسترس سالانه 1113 ساعت در سال تعیین شد. در این مطالعه تصویربرداری و شبیه سازی درمانی به عنوان فعالیتهای اصلی تعیین شد. نتایج محاسبات شاخص حجم کار نشان داد این بخش 3 نفر کمبود نیرو دارد.
نتیجهگیری: مرکز تخصصی رادیوتراپی انکولوژی رضا در بخش سیتیاسکن با کمبود نیروی انسانی حرفهای مواجه است و فشار کاری (4/0) میباشد. از این رو در اولویت تامین نیروی انسانی قرار می گیرد.
حسن نیرومند سعداباد، علی وفایی نجار، الهه هوشمند، جمشید جمالی، زهرا کیوانلو، مهدی دهنوی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش مهم پزشکان در تحقق استانداردهای اعتباربخشی و ضرورت جلب مشارکت پزشکان در این فرایند، این مطالعه بهمنظور شناسایی دیدگاه پزشکان در خصوص چالشهای مشارکت در برنامههای اعتباربخشی در بیمارستانهای تأمین اجتماعی شهر مشهد انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه یک پژوهش توصیفی_ تحلیلی است که بهصورت مقطعی در سال 1400 با استفاده از پرسشنامه استاندارد طراحی شده که روایی و پایایی آن تائید شده بود، در دو بیمارستان متعلق به سازمان تأمین اجتماعی شهر مشهد انجام گردید. شرکتکنندگان 56 نفر از پزشکان شاغل تماموقت با حداقل یک سال تجربه کاری در بیمارستان بودند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 انجام شد.
نتایج: در بین چالشهای مشارکت پزشکان در برنامههای اعتباربخشی ابعاد سازوکار انگیزشی (63/0±96/3)، تأمین منابع مناسب جهت اجرای اعتباربخشی (78/0±83/3)، برنامههای توانمندسازی پزشکان (73/0±78/3) و نقش دفتر بهبود کیفیت در جلب مشارکت پزشکان (74/0±75/3) از دیدگاه پزشکان مهمتر بود و ابعاد مطالبه گری بیماران (75/0±90/2) و ابهام در نقش (96/0±77/2)، اهمیت کمتری از نظر آنها داشت.
نتیجهگیری: جهت موفقیت در برنامه اعتباربخشی مدیران لازم است به سازوکارهای انگیزشی توجه بیشتری داشته باشند و منابع مناسب را با توجه به استانداردها تأمین نمایند، جهت توانمندسازی پزشکان در اجرای استانداردهای اعتباربخشی و همچنین فعالتر بودن دفاتر بهبود کیفیت برای تعامل با پزشکان و جلب مشارکت آنان برنامهریزی نمایند.