جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
18 نتیجه برای موضوع مقاله:

رضا شهرآبادی، بابک معینی، قدرت الله روشنایی، سعید دشتی، وحید کفعمی، مرتضی حقیقی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: فرهنگ ارائه دهندگان خدمات درمانی نسبت به ایمنی بیمار یعنی پذیرش و توجه به ایمنی بیمار به عنوان اولین اولویت و ارزش معمول در سازمان و یا به عنوان ارزش ها، عقاید، ادراک ها و گرایش های رایج کارمندان مراکز خدمات بهداشتی نسبت به ایمنی بیماران توصیف می گردد که در رفتار آنها متجلی می شود. هدف از این مطالعه بررسی ابعاد فرهنگ ایمنی بیماران از دیدگاه پرستاران بیمارستان های منتخب شهر همدان می باشد. مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی بروی 215 نفر از پرستاران سه بیمارستان منتخب شهر همدان که به روش تصادفی انتخاب شده بودند انجام شد. جهت بررسی ابعاد فرهنگ ایمنی بیماران ، از پرسشنامه ی فرهنگ ایمنی استنفورد استفاده شد. از نرم افزار SPSS-15 و آزمون های توصیفی جهت آنالیز داده ها استفاده شد. نتایج: وضعیت تمام ابعاد فرهنگ ایمنی بیماران از دیدگاه پرستاران شاغل در بیمارستان های مربوطه غیر قابل قبول (ضعیف) می باشد. بعد "رهبری واحد برای ایمنی" در مجموع سه بیمارستان با 21/25 درصد پاسخ مثبت، کمترین امتیاز مثبت و بعد " یادگیری و بازخورد" با 82/41 درصد پاسخ مثبت بیشترین امتیاز مثبت را کسب کردند. نتیجه گیری: با توجه به وضعیت غیر قابل قبول فرهنگ ایمنی بیماران در تمام ابعاد آن در بیمارستان های مربوطه پیشنهاد می گردد در راستای مفاهیم فرهنگی از قبیل ایجاد "مکانیزم های حمایتی برای خانواده های بیماران" و ایجاد "فرهنگ بحث در مورد خطاها در میان پرستاران" اقدامات لازم مانند ارائه برنامه های آموزشی از جانب مدیران ارشد پرستاری لحاظ گردد.
محمد اکبری بورنگ، مریم خدادادی، مجید اکبری،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: کارایی و اثر بخشی سازمان ها به شدت تحت تاثیر تعهد نیروی انسانی آن سازمان قرار دارد بنابراین شناخت وضعیت تعهد سازمانی و متغیرهای مرتبط بسیار ضروری می نماید. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی و تعهد سازمانی کارکنان طراحی و اجرا گردید.  
مواد و روشها: این تحقیق  یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش کارمندان اداری بیمارستان‌های استان خراسان جنوبی می باشند. تعداد 110 آزمودنی برای مطالعه به شیوه تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد شده هوش هیجانی و تعهد سازمانی استفاده شد. داده های بدست آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی به وسیله نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: کارکنان اداری بیمارستانهای خراسان جنوبی از تعهد سازمانی در سطح متوسطی برخوردار می باشند. بین هوش هیجانی و تعهد سازمانی رابطه معناداری مشاهده شد. بین هوش هیجانی با مؤلفه تعهد هنجاری و تعهد عاطفی رابطه معناداری مشاهده شد.انجام رگرسیون چندگانه نشان داد که تنها مؤلفه خوداگاهی از خرده مؤلفه هوش هیجانی توان پیش بینی تعهد سازمانی و تعهد عاطفی و هنجاری را دارد. 
نتیجه گیری: با توجه به رابطه بین هوش هیجانی و تعهد سازمانی پیشنهاد می گردد دست اندرکاران آموزش ضمن خدمت نسبت به آموزش هوش هیجانی جهت بهبود تعهد سازمانی کارکنان اقدام نمایند.



دکتر رقیه بایرامی، دکتر حسین ابراهیمی پور، علیرضا رضازاده،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده

زمینه و هدف:  اورژانس پیش بیمارستانی به عنوان نخستین خط مراقبت و درمان در برخورد با بیماران اورژانس خارج بیمارستانی، از اهمیت قابل توجهی در سیستم مراقبت بهداشتی درمانی برخوردار است. برنامه­ریزی در خصوص یافتن نقاط ضعف و قوت و بهبود کیفیت اورژانس پیش بیمارستانی از طریق بررسی مشکلات این بخش­ها امری مهم و ارزشمند تلقی می­شود. مطالعه حاضر با هدف "تبیین چالش های پایگاه های شهری اورژانس 115 مشهد" انجام شد.

مواد و روش ها: با رویکرد کیفی چهارده نفر از پرسنل پایگاه­های اورژانس پیش بیمارستانی شهر مشهد به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف، مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته  قرار گرفتند. داده­ها با استفاده از روش تحلیل محتوای مرسوم گرینهیم و لاندمن(2004)  و  با نرم افزار ATLAS.ti   مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.

نتایج: با تجزیه و تحلیل داده­ها، سه درون مایه ی اصلی " چالش های مربوط به منابع انسانی" (ویژگی­های فردی نیروی انسانی، نا رضایتی کارکنان) ،"چالش­های سازمانی"(چالشهای ساختاری، کمبود نجهیزات و کمبود نیروی انسانی) و" چالش­های اجتماعی فرهنگی"( چالشهای محیطی- اجتماعی و چالشهای فرهنگی) استخراج شد.

نتیجه گیری: نارضایتی پرسنل، چالشهای ساختاری، کمبود تجهیزات، کمبود نیروی انسانی و چالشهای اجتماعی فرهنگی از مهمترین چالش­های سیستم اورژانس پیش بیمارستانی بود. استقلال سازمانی، ایجاد ردیف سازمانی، اصلاح قوانین و مقررات اداری در ارتباط با محدوده خدمات قابل ارائه توسط پرسنل فوریت­ها، توجه به امکانات رفاهی و همکاری و مشارکت سایر سازمان­ها نظیر صدا و سیما و راهنمایی و رانندگی در جهت ارتقاء خدمات اورژانس پیش بیمارستانی در سطح جامعه می‌تواند در کاهش چالش‌های موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانی موثر باشد


دکتر عبدالرحیم افخم زاده، دکتر شرمین فاتح بابامیری،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده

زمینه و هدف:  تنش شغلی بخشی از زندگی پزشکان، پرستاران و مدیران اجرایی بیمارستان ها است. ماهیت پزشکی تنش زا است و تنش بر  کیفیت زندگی و سلامت آپزشکان تأثیرگذار است.  این مطالعه با هدف تعیین تنش شغلی و عوامل مرتبط با آن در دستیاران تخصصی دانشگاه علوم پزشکی کردستان  اجرا شد.
مواد و روش ها: در یک مطالعه مقطعی، جامعه مورد مطالعه، دستیاران تخصصی دانشگاه علوم پزشکی کردستان در سال تحصیلی 1391-1390 (سال اول تا چهارم) شامل 71 نفر دستیار رشته های داخلی، زنان و زایمان، اطفال و روانپزشکی  وارد مطالعه شدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه استاندارد تنش شغلی Osipow انجام شد. در آنالیز توصیفی، برای متغیرهای کمی، میانگین، انحراف معیار و محدوده تعیین شد و برای آزمون فرضیات از تستهای t-test ، کای دو استفاده شد.
نتایج: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 05/3±3/32  سال بود. 39 نفر (9/54 درصد) از دستیاران مونث و 32 نفر (1/45) مذکر بودند. استرس شغلی در 3/80 درصد موارد در حد متوسط تا شدید و 7/19 درصد در حد کم تا متوسط بود. میانگین استرس شغلی در خرده مقیاس های مختلف تقریبا یکسان بود. اما استرس در  حیطه مسئولیت پذیری به نسبت سایر حیطه ها بیشتر بود. متغیر جنس، رشته تخصصی و کلیه خرده مقیاسهای عوامل تنش زای شغلی با تنش رابطه داشت(05/0 P<). اما بین سن، وضعیت تاهل و سال رزیدنتی با تنش شغلی رابطه ای دیده نشد(05/0 < P).
 نتیجه گیری: با توجه به اینکه اکثر دستیاران استرس متوسط را تجربه می کنند، اعمال مداخلات در مدیریت برنامه آموزشی دستیاران دانشگاه علوم پزشکی کردستان  در جهت کاهش دادن استرس ها ضروری به نظر می رسد. 


علی مرادی، خالد رحمانی، دکتر ابراهیم جعفری پویان، رسول یاراحمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: از آنجا که انتخاب نادرست یک مدیر ممکن است به انتخاب های ناصحیح در موارد دیگر سازمان منتج شود لازم است سازمانها به این مسئله مهم توجه نمایند و ساز و کارهای مدونی برای انتخاب مدیران در سطوح مختلف داشته باشند. با توجه به اهمیت این موضوع این مطالعه با هدف رتبه بندی شاخصهای کلیدی مرتبط با صلاحیت مدیران رده عملیاتی در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.   
مواد و روش ها: در این مطالعه با استفاده از روش تاپسیس فازی(fuzzy TOPSIS)، یک روند منطقی و سیستماتیک برای رتبه بندی شاخصهای انتخاب مدیران  عملیاتیآماده شد. برای دستیابی به معیارهای تأثیرگذار  ابتدا شاخص‌های مهم و مرتبط توسط خبرگان از میان فهرست مبسوط شاخص های مربوطه که از مرور متون، مستندات و گزارشات رسمی شناسائی شده بودند، انتخاب، سپس پرسشنامه ای براساس شاخصهای انتخابی طراحی و بعد از تایید روایی و پایایی (0.95=α) بین 50 نفر از مدیران میانی و عملیاتی توزیع گردید.  در نهایت با کمک معیارهای SMART نسبت به وزن دهی و رتبه بندی شاخص ها اقدام و کلیدسازی شاخص ها انجام شد.
نتایج: از50 نفر شرکت کننده در این مطالعه 37(74%) نفر آنها مرد و بقیه زن بودند. میانگین و انحراف معیار سن شرکت کنندگان در مطالعه به ترتیب 68/41 و 06/7 سال بود. با مرور منابع و مطالعات انجام شده در این زمینه در مجموع 48 شاخص که با صلاحیت مدیران بیشتر تناسب داشتند، شناسائی شد. از شاخصهای شناسائی شده 36 شاخص بر اساس نظر اساتید و خبرگان علوم مدیریت و مدیران اجرایی که دارای اهمیت و تناسب بیشتری با صلاحیت مدیران رده عملیاتی داشتند، به عنوان شاخصهای کلیدی انتخاب شدند. در اکثر موارد همبستگی بین شاخصها مثبت  بود. بر اساس تجزیه و تحلیلهای فازی شاخصهای تحصیلات عالی در رشته مدیریت، رعایت وقت و زمان، قدرت بیان، آراستگی و اعتقاد به نظم و قانون به ترتیب با ضرایب نزدیکی 205/0 ، 204/0 ، 203/0 ، 202/0 و 197/0 رتبه های اول تا پنجم را به خود اختصاص دادند.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد، معیارهای تحصیلات عالی در زمینه علوم مدیریت و تسلط مدیر بر جنبه های فنی مدیریت سازمان در صدر ویژگیهای انتخاب مدیران قرار دارد. دانشگاههای علوم پزشکی و سازمانهای ارائه دهنده خدمات بهداشتی درمانی می‌توانند جهت تدوین دستورالعمهای انتخاب مدیران از نتایج این تحقیق استفاده نمایند.


رضا جهانبازی، دکتر مسعود لطفی زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: پرستاری یکی از ارکان نظام سلامت است و خدمات پرستاری بر شاخص های سلامت و بیماری مؤثر می باشد. هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه رفتار حرفه ای و بهزیستی شغلی پرستاران شاغل در دو بیمارستان آموزشی شهرکرد در سال 1396 بود.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی (مقطعی) در بین پرستاران دو بیمارستان آموزشی شهرکرد انجام گرفت. 269 پرستار مرد و زن به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی وارد مطالعه شدند. از دو پرسشنامه استاندارد حرفه ای پرستاران گُز و بهزیستی شغلی دمو و پاسکال استفاده شد و داده‌ها در نرم‌افزار SPSS نسخه 22 با استفاده از آزمون­های T-Test، ANOVA، کولموگروف اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده و در سطح معنی‌داری 05/0 تحلیل گردید.
نتایج: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 2/33 سال بود که 48 درصد بین 31 تا 40 سال (بیشترین فراوانی) و 3 درصد بیش از 50 سال (کمترین فراوانی) سن داشتند، 58 درصد زن و 42 درصد مرد بودند. میانگین نمره رفتار حرفه ای 8/17±5/104(متوسط به بالا) و بهزیستی شغلی 9/12±3/89 (متوسط) بود، نتایج نشان داد که با یک واحد افزایش در رفتار حرفه­ای پرستاران، 661/0 واحد به بهزیستی شغلی افزوده می شود، همچنین بین "رفتار حرفه ای" با "بهزیستی شغلی" همبستگی وجود داشت (328/0=2R).
نتیجه گیری: برنامه جامع ملی باید به نحوی تدوین گردد که ضمن توجه بیشتر به ایجاد زیرساخت های لازم جهت ارتقاء رفتار حرفه ای که در درازمدت پیامدهای بهبود بهزیستی شغلی را بهمراه دارد، ارتقاء مولفه های بهزیستی شغلی نیز مدنظر قرار دهد.


علی علیزاده زوارم، دکتر علیرضا پویا، دکتر زهرا ناجی عظیمی، دکتر علی وفایی نجار،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: در سازمان­های خدماتی نظیر بیمارستان­ها، منابع انسانی نقش کلیدی در کیفیت ارائه خدمات دارند. فقدان نگرش سیستمی با لحاظ پویایی­های سیستم، برنامه‌ریزی­های منابع انسانی را تا حدودی از واقعیت دور خواهد کرد. در راستای رفع چنین مسأله­ای، هدف تحقیق حاضر، مدل­سازی پویایی­های سیستم مدیریت ظرفیت منابع انسانی در خدمات درمانی بود.
مواد و روش ها: مورد مطالعه یکی از درمانگاه‌های مربوط به بیمارستان تخصصی چشم خاتم­الانبیاء مشهد می‌باشد که به منظور مدل سازی از رویکرد پویایی­های سیستم بهره گرفته شد. در فرایند اجرایی، پس از مدل­سازی و فرموله کردن در نرم افزار Vensim ، به اعتبارسنجی مدل پرداخته شد و با بررسی نتایج شبیه­سازی، سیاست­های مناسب شناسایی گردید.
نتایج: یافته های شبیه سازی نشان داد که وجود شکاف بین ظرفیت خدمت با ظرفیت مطلوب منجر به ایجاد فشار کاری شده و به تبع آن زمان انجام هر خدمت نسبت به زمان استاندارد هر خدمت (333/0 ساعت معادل 20 دقیقه) به عنوان مبنای اصلی کیفیت خدمت کاهش یافته است (برش گوشه های زمانی). برای مقابله با چنین وضعیتی، با استفاده از تحلیل حساسیت، سیاست­های مناسب مبتنی بر تغییر نرخ پذیرش بیمار و تغییر منابع انسانی شناسایی شد که منجر به کاهش برش گوشه های زمانی گردید.
نتیجه گیری: مدل پیشنهاد شده برای مدیران بیمارستانی این شرایط را فراهم می آورد که بتوانند در شرایط مشابه، با دیدگاهی مبنی بر روابط علی و معلولی با لحاظ پویایی­های سیستم، مدیریت مناسبتری بر منابع انسانی خود داشته باشند
دکتر مهدی جعفری سیریزی، دکتر انور اسماعیلی، دکتر رحیم خدایاری زرنق، دکتر جلال عربلو، دکتر عبیدالله فرجی،
دوره 18، شماره 2 - ( 5-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مدیران سازمان‌ها، رفتارهای کاری انحرافی کارکنان می‌باشد. رفتار کاری انحرافی عبارت است از رفتار ارادی که هنجارهای سازمانی را نقض کرده و سلامتی سازمان و کارکنان یا هر دو را تهدید می‌کند. هدف این مطالعه تعیین ارتباط هوش هیجانی و رفتار شهروندی سازمانی با گرایش به انحراف کاری کارکنان بود.
مواد و روش‌ها: این مطالعه یک مطالعه مقطعی به‌صورت توصیفی تحلیلی بود. جامعه‌ مورد مطالعه 290 نفر از کارکنان (کارمندان اداری و پرستاران) چهار بیمارستان منتخب شهر تهران شامل شهید مطهری، شهید رجایی، حضرت رسول و دکتر شریعتی بودند. روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای بود. ابزار جمع‌آوری اطلاعات در این پژوهش سه پرسشنامه هوش هیجانی شوت، رفتار شهروندی سازمانی پودساکف و رفتار کاری انحرافی بنت و رابینسون بود. روایی و پایایی این پرسشنامه‌ها در مطالعات قبلی تأیید شده بود. برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات از آزمون‌های تی مستقل، آنالیز واریانس یکطرفه، تست تعقیبی توکی و ضریب همبستگی پارامتری پیرسون استفاده شد.
نتایج: از میان متغیرهای دموگرافیک و سازمانی تنها سن با گرایش به رفتارهای کاری انحرافی رابطه آماری معنی‌دار داشت (012/0p=). میان هوش هیجانی، رفتار شهروندی سازمانی و بعد احترام و تکریم با رفتارهای کاری انحرافی در سازمان رابطه آماری معنادار و معکوس مشاهده شد (0001/0p=).
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که هرچقدر افراد سازمان دارای سطح هوش هیجانی بالاتری باشند، نگرش مثبت‌تری نسبت به سازمان خواهند داشت و حس فداکاری و تعهد کاری بیشتری نسبت به سازمان در خود احساس نموده ، رفتارهای شهروندی بیشتری در سازمان و گرایش کمتری به انجام تخلف کاری دارند.
 
الیاس سنائی فر، جواد مقری، بهرام محقق، فاطمه کوکبی سقی، سید سعید طباطبایی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: منابع انسانی بخش سلامت علاوه بر اینکه به عنوان مهم‌ترین منبع بخش سلامت شناخته شده است نزدیک به سه چهارم هزینه های بخش سلامت را به خود اختصاص داده است. هدف از این مطالعه برآورد نیروی انسانی مورد نیاز بخش سی تی اسکن مرکز تخصصی رادیوتراپی - انکولوژی رضا (ع) بر اساس شاخص حجم کار در سال 8139 بود.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی که به صورت مقطعی انجام شد از روش تعیین نیروی انسانی بر اساس شاخص حجم کار استفاده شد. برای تعیین اجزاء حجم کار و زمان استاندارد از روش برگزاری جلسات کارشناسی، برای تائید زمان استاندارد فعالیت‌های اصلی از روش مطالعه کار و زمان‌سنجی، برای تعیین عوامل مرتبط با زمان کاری در دسترس از مصاحبه و قوانین و سیستم پرسنلی و برای تعیین حجم کار سالانه از طریق سیستم مدیریت بیمارستان و بررسی دفاتر ثبت فعالیت استفاده شد. برای تحلیل داده‌های تعیین نیروی انسانی موردنیاز از نرم‌افزار اکسل و برای تحلیل داده‌های زمان‌سنجی از نرم‌افزار SPSS استفاده شد.
نتایج: 7 عامل مرتبط با زمان کاری در دسترس سالانه کارکنان شناسایی شد. زمان کاری در دسترس سالانه 1113 ساعت در سال تعیین شد. در این مطالعه تصویربرداری و شبیه سازی درمانی به عنوان فعالیت‌های اصلی تعیین شد. نتایج محاسبات شاخص حجم کار نشان داد این بخش 3 نفر کمبود نیرو دارد.
نتیجه‌گیری: مرکز تخصصی رادیوتراپی انکولوژی رضا در بخش سی‌تی‌اسکن با کمبود نیروی انسانی حرفه‌ای مواجه است و فشار کاری (4/0) می‌باشد. از این رو در اولویت تامین نیروی انسانی قرار می گیرد.
فاطمه وحدتی، محمدرضا محمدخانی، امید خسروی زاده، رعنا سهیلی راد، سوگل ساریخانی، بهمن احدی نژاد،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بیمارستان‌های آموزشی علاوه‌ بر فراهم کردن خدمات اثربخش و عادلانه برای گروه‌های کم‌درآمد، برای اینکه عملکرد عملیاتی متوازن و مثبتی داشته باشند، باید سهم قابل ملاحظه‌ای از تقاضای گروه‌های پردرآمد را بدست آورند. این مطالعه با هدف بررسی میزان بازارگرایی مراکز آموزشی-درمانی قزوین انجام شده است.
مواد و روش‌ها: این پژوهش مطالعه‌ای توصیفی-تحلیلی است که در سال 1399 در مراکز آموزشی-درمانی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بصورت مقطعی و داده‌ها در بازه یک ماهه، از طریق پیمایش پرسشنامه‌ای گردآوری شد. جامعه موردمطالعه، کل کارکنان شاغل در 6 بیمارستان این دانشگاه بود که از روش نمونه‌گیری سهمی-تصادفی انتخاب گردید. اطلاعات موردنیاز با جمع‌آوری 411 پرسشنامه سنجش بازارگرایی، بدست آمده و در فضای نرم‌افزار SPSS 16 آنالیز شدند. برای مقایسه میانگین‌ها از آنالیز واریانس یک‌طرفه با فاصله اطمینان 95 درصد، استفاده شد.
نتایج: میزان بازارگرایی کل بیمارستان‌ها 88/2 از 5 بدست آمد. بعد توجه به مشتری بیشترین میانگین (32/3 از 5) و بعد توجه به رقیب کمترین میانگین (80/2 از 5) را داشتند. میانگین بعد هماهنگی بین وظایف نیز 86/2 از 5 بود. به ‌غیر از بعد توجه به رقیب، ازنظر میزان بازارگرایی، توجه به مشتری و هماهنگی بین وظایف، تفاوت معنادار آماری دیده شد (05/0>p).
نتیجه‌گیری: این بیمارستان‌ها از نظر میزان بازارگرایی، مشتری‌گرایی و توجه به رقیب به ترتیب در وضعیت متوسط، بالاتر و کمتر از متوسط هستند. برای بدست آوردن بازار خدمات پرسود، بیمارستان‌ها باید برنامه راهبردی در مقابل رقبا پیاده و وظایف کارکنان را در جهت تقویت بازارگرایی هدایت کنند.

فرهاد حبیبی، دکتر مسلم شریفی، بهمن خسروی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

سردبیر محترم
امروزه رشد و توسعه بهداشت و درمان هم از بعد کمی و هم از بعد کیفی از یک‌سو و کمبود منابع اولیه از سویی دیگر، موجب افزایش رقابت بین سازمان‌های موجود در این صنعت شده است. در این راستا، سازمان‌های بهداشتی و درمانی برای موفقیت بیشتر در محیط رقابتی خود، توجه بیشتری را به فرایندهای هدفمند معطوف نموده­ و برنامه های استراتژی­ک و عملیاتی خود را تدوین کرده اند[1]. هر چند یک پیش‌شرط برای موفقیت استراتژی، از پیش تعیین نمودن آن می‌باشد اما برای موفقیت استراتژی‌های توجه دقیق هم به مقوله تدوین استراتژی[1] و هم اجرای استراتژی[2] ضروری می باشد. در این راستا می‌بایست بیان نمود که بیش از 90 درصد از استراتژی‌ها با شکست مواجه می‌شوند و از دستیابی به اهداف اساسی خود باز می‌مانند. علاوه بر این، 95 درصد از کارکنان یا از استراتژی‌های سازمان آگاهی ندارند و یا آن را درک نمی‌کنند. جانسون[3] نیز معتقد است که 66 درصد از استراتژی‌های شرکت اصلاً به اجرا در نمی‌آید. در بسیاری از موارد علت این امر ضعیف بودن استراتژی و ایده‌های نهفته در آن نیست بلکه استراتژی­های ارزشمند بی­شماری در مرحله پیاده­سازی با مشکل و شکست روبرو می­شوند. اصولاً چالش‌های اساسی مدیریت استراتژیک هم در مرحله تدوین و هم در مرحله اجرای استراتژی‌ها نهفته است[2]. اگر استراتژی ها به درستی و متناسب با محیط سازمان تعیین شوند، در اجرا نیز مشکلات کمتری خواهند داشت. اجرای استراتژی مرحله تبدیل حرف به عمل است و این امر به لحاظ گستردگی ابعاد کار و تعدد عوامل بازدارنده، از پیچیده‌ترین و ارزشمندترین قابلیت‌های سازمانی به شمار می‌آید. در صورت عدم وجود چنین مهارتی، فرآیندهای متنوع و جذاب برنامه‌ریزی استراتژیک در حد یک بازی فکری تنزل خواهد یافت، چرا که استراتژی بدون اجرا قادر به تغییر وضع سازمان نیست. مطالعات زیادی، به علل شکست استراتژی‌ها پرداخته اند و علل متعددی نیز برای آن ذکر شده است[3]. از دیدگاه سیستمی یکی از مهمترین دلایل برای این مسئله شکاف و فاصله بین لایه استراتژیک و لایه عملیاتی در سازمان‌هاست. این عامل باعث می شود فعالیت های عملی و تصمیم‌گیری‌های سازمان از جهت‌گیری استراتژیک آن جدا شده و در مسیر متفاوتی (و بعضاً متضادی) جریان یابد. شکاف میان طراحی و اجرای برنامه‌ها اگر چه در همه بخش‌ها وجود داشته و یک چالش عمده به حساب می‌آید اما در بخش‌هایی همچون سلامت که مسئولیت ارائه خدمات حیاتی و پایه به شهروندان را به عهده دارند، از اهمیت دو چندانی برخوردار است[4]. فعالیت‌های کلیدی برای اجرای موفقیت‌آمیز یک استراتژی عبارت‌اند از:
  • توسعه یک طرح: یک برنامه اجرایی ماهرانه برای هدایت فعالیت‌های کلیدی، نقش مهمی در اجرای موفقیت‌آمیز استراتژی دارد چرا که اکثر شکست‌ها ناشی از بی‌توجهی به اهمیت سازمان‌دهی اجرا است.
  • توسعه چشم‌انداز: سازمان و یا سیستم باید یک چشم‌انداز شفاف را به اشتراک گذاشته باشد به نحوی که کل سیستم در مورد آن چشم‌انداز توافق داشته باشند.
  • تدوین استراتژی: یکی از فعالیت‌های کلیدی تدوین استراتژی است که باید با مهارت انجام شود زیرا در معرض خطر ابتلا به تفسیرهای اشتباه خواهد بود؛ بنابراین وضوح در تعبیر و محتوای سیاست لازم است. وضوح استراتژی راهنمای روشنی برای مجریان ارائه خواهد داد.
  • ساختار و پرسنل: ثبات ساختار و صلاحیت کارکنانی که باید استراتژی را اجرا نمایند یکی از ارکان اجرای موفق آن است. یک سازمان اداری ناپایدار و نیروی انسانی ناکارآمد ظرفیت پیاده‌سازی استراتژی را به شدت کاهش خواهد داد.
  • رهبری سازمان اداری: وجود یک فرد و یا نهاد که جهت‌دهی اجرا را مشخص نماید بسیار مهم است. البته گاهی شناسایی یک رهبر خاص، دشوار است که در این مواقع توصیه می‌شود در قالب یک شورای راهبری این موضوع سازمان‌دهی شود.
  • برنامه‌ریزی اجرا و توان اجرایی: برنامه و توان اجرایی سازمان به علاقه و جدیت سازمان برای سازمان‌دهی اجرای سیاست و یا به بیان دیگر ظرفیت عمومی یک سازمان برای دستیابی به اهداف برنامه اشاره دارد[5].
در این راستا، یکی از چالش‌های اساسی در بیمارستان‌های ایران نیز، عدم اجرای مناسب استراتژی‌ها و برنامه‌های اجرایی تدوین‌شده است که در نهایت به شکل عدم تحقق اهداف پیش‌بینی‌شده خودنمایی می‌کند[6]. همانگونه که بیان شد مهم‌ترین اصل در موفقیت یک راهبرد یا استراتژی، سازگار شدن آن با شرایط زمینه‌ای و جلب همکاری و حمایت مجریان آن هم در مرحله تدوین و هم در مرحله اجرا است. فرایند برنامه‌ریزی باید هم بر چگونگی اجرای تصمیم توجه داشته باشد و هم برای بالا بردن شانس اجرا به خوبی طراحی شده باشد. برای کسب موفقیت در اجرای هر برنامه نکته اصلی جلب حمایت و بالاتر از آن تعهد مجریان برای اجراست. در این راستا به نظر می رسد برنامه هایی که برای بیمارستان ها تدوین می شود این شرایط را در نظر نگرفته اند و بیشتر به صورت تئوریکی مطرح می شوند و با اجرا فاصله زیادی دارند. از طرفی دیگر فرایند تدوین و اجرای استراتژی باید از نگاه ارائه‌دهندگان خدمات دیده شود و بر این اساس سه دسته اقدام شامل ایجاد فرصت بحث و گفتگوی همه افراد درگیر پیرامون استراتژی، تقویت حمایت اجتماعی از اجرای استراتژی، توسعه مدیریت و برنامه‌ریزی در جهت تقویت اعتماد کارکنان پیشنهاد می‌گردد که این شرایط نیز در برنامه های استراتژیک و عملیاتی بیمارستان ها درنظر گرفته نمی شوند. موضوع مهم دیگر در عدم موفقیت و سرسبزی و پویایی برنامه های استراتژیک و عملیاتی بیمارستان ها مربوط به نحوه تهیه این برنامه ها می باشد. بیمارستان ها اغلب به منظور تهیه این برنامه ها از افراد و شرکت هایی بهره می گیرند که این افراد و یا شرکت ها به لحاظ نگارش برنامه به صورت تئوریک بسیار سرآمد می باشند ولیکن چون تجربه زیادی در سطح اجرا به ویژه در مراکز بهداشتی و درمانی ندارند، برنامه را براساس سلیقه و دیدگاه خود تدوین نموده و ذینفعان برنامه با توجه به اینکه ابتدا در تهیه آن نقشی نداشته اند و دوم به دلیل کاربردی نبودن برنامه ها تمایل چندانی به اجرای آن ندارند. به نظر می رسد به منظور موفقیت در اجرای این برنامه ها دو عامل مشارکت ذینفعان و تهیه برنامه توسط افراد و یا شرکت هایی با سابقه کار اجرایی در مراکز بهداشتی و درمانی می تواند به اثربخش بودن و استقبال بیمارستان ها و کارکنان و مدیران ارشد آنها در اجرای برنامه ها بسیار موثر باشد. از طرفی دیگر نظام آموزشی باید بتواند افرادی را پرورش دهد که قابلیت های لازم برای کار در عرصه برنامه ریزی و مدیریت اجرای استراتژی ها را کسب کنند. افرادی باید انتقال این دانش را به عهده بگیرند که علاوه بر دانش لازم، تجربه عملی در تدوین و اجرای استراتژی ها را نیز داشته باشند که این افراد در محیط های علمی انگشت شمارند.
 
[1] strategy formulation
[2] strategy Implementation
[3] Johnson

سوگل ساریخانی، امید خسروی زاده، بهمن احدی نژاد، محمدرضا محمدخانی، فاطمه وحدتی، رعنا سهیلی راد،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مدیریت از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند بر عملکرد سازمانی مانند بیمارستان تأثیر بگذارد. بنابراین بررسی سبک مدیریت به کار گرفته در بیمارستان‌ها می‌تواند راه گشای بسیاری از مسائل بیمارستان باشد. در این مطالعه سبک‌های مدیریتی به‌کارگرفته شده در مراکز آموزشی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بررسی و تعیین شده است.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، نمونه‌ای 411 نفری با استفاده از روش نمونه‌گیری سهمی تصادفی از جامعه 2265 نفری کارکنان شاغل در بیمارستان‌های دانشگاهی شهر قزوین انتخاب شد. داده‌های موردنیاز با استفاده از پرسشنامه معتبر سبک مدیریت کلارک و از طریق پیمایش ادراک کارکنان در سال 1399 گردآوری شدند. در نهایت اطلاعات به دست آمده در فضای نرم‌افزارهای استتا 15 و اس پی اس اس 16 مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: سبک دستوری بیشترین میانگین کل (22/3) و سبک واگذارکننده کمترین میانگین کل (87/2) را به دست آوردند. افراد، بیشترین فراوانی (42 درصد) را برای گویه‌های مربوط به سبک دستوری و کمترین فراوانی (25 درصد) را برای گویه‌های سبک واگذارکننده گزارش کردند. به‌ غیر از سبک دستوری، از نظر میزان به‌کارگیری سبک‌های مشارکتی و واگذارکننده، بین بیمارستان‌ها تفاوت معنادار وجود داشت.(05/0>p).
نتیجه‌گیری: در تمام بیمارستان‌های موردمطالعه مدیران بیشتر از سبک دستوری استفاده می‌کردند. پیشنهاد می‌شود از طریق برگزاری کارگاه‌های دوره‌ای، مدیران بیمارستان‌ها با تکنیک‌ها و مزایای سبک‌های مشارکتی و واگذارکننده آشنا شوند.
علیرضا براتی، مجید میرمحمدخانی، سمانه قدس، اسماعیل مشیری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعه حاضر به بررسی مولفه های اصلی که باید برای پیاده سازی نظام ارجاع در شهرستان بجنورد مد نظر قرار بگیرد، پرداخته است.
روش ها: در این مطالعه ترکیبی (کمی-کیفی) روش جمع آوری مولفه های اصلی به صورت مصاحبه با خبرگان بود که در نهایت اهمیت تمام مولفه های استخراج شده به صورت یک پرسشنامه محقق ساخته مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین برای بررسی دسته بندی مولفه ها در مجموعه های اصلی، از روش تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرم‌افزار SPSS  انجام شد.
نتایج: مولفه های پرکاربرد توسط خبرگان شامل "توانمندسازی (دانشی، مهارتی، روانشناختی) منابع انسانی دخیل در نظام ارجاع "، " توجه به انگیزش منابع انسانی دخیل در نظام ارجاع" و "تدوین فرایندهای مناسب نظام ارجاع و بازمهندسی فرایندها به فراخور شرایط" بودند. همچنین در نهایت تمام مولفه ها در سه گروه از الزامات اصلی در نظام ارجاع شهرستان بجنورد به سه دسته تقسیم بندی شدند که شامل الزامات سازمانی و مدیریتی، نیروی انسانی و فناوری اطلاعات بودند.
نتیجه گیری: به طور خلاصه مولفه های فراوانی می توانند در ارتقا نظام ارجاع کمک کنند که این مولفه ها می توانند در مجموعه الزامات سازمانی و مدیریتی، نیروی انسانی و فناوری دسته بندی شوند. برنامه ریزی دقیق جهت دستیابی به مولفه های تعریف شده در نظام ارجاع می تواند به بهبود نظام سلامت منتهی شود.
حسن نیرومند سعداباد، علی وفایی نجار، الهه هوشمند، جمشید جمالی، زهرا کیوانلو، مهدی دهنوی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به نقش مهم پزشکان در تحقق استانداردهای اعتباربخشی و ضرورت جلب مشارکت پزشکان در این فرایند، این مطالعه به‌منظور شناسایی دیدگاه پزشکان در خصوص چالش‌های مشارکت در برنامه‌های اعتباربخشی در بیمارستان‌های تأمین اجتماعی شهر مشهد انجام شده است.
مواد و روش‌ها: این مطالعه یک پژوهش توصیفی_ تحلیلی است که به‌صورت مقطعی در سال 1400 با استفاده از پرسشنامه استاندارد طراحی شده که روایی و پایایی آن تائید شده بود، در دو بیمارستان متعلق به سازمان تأمین اجتماعی شهر مشهد انجام گردید. شرکت‌کنندگان 56 نفر از پزشکان شاغل تمام‌وقت با حداقل یک سال تجربه کاری در بیمارستان بودند. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 26 انجام شد.
نتایج: در بین چالش‌های مشارکت پزشکان در برنامه‌های اعتباربخشی ابعاد سازوکار انگیزشی (63/0±96/3)، تأمین منابع مناسب جهت اجرای اعتباربخشی (78/0±83/3)، برنامه‌های توانمندسازی پزشکان (73/0±78/3) و نقش دفتر بهبود کیفیت در جلب مشارکت پزشکان (74/0±75/3) از دیدگاه پزشکان مهم‌تر بود و ابعاد مطالبه گری بیماران (75/0±90/2) و ابهام در نقش (96/0±77/2)، اهمیت کمتری از نظر آن‌ها داشت.
نتیجه‌گیری: جهت موفقیت در برنامه اعتباربخشی مدیران لازم است به سازوکارهای انگیزشی توجه بیشتری داشته باشند و منابع مناسب را با توجه به استانداردها تأمین نمایند، جهت توانمندسازی پزشکان در اجرای استانداردهای اعتباربخشی و همچنین فعال‌تر بودن دفاتر بهبود کیفیت برای تعامل با پزشکان و جلب مشارکت آنان برنامه‌ریزی نمایند.

احمد عربخانی، حسین درگاهی، راهب قربانی، اسرافیل رشدی،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: توسعه نظام سلامت موجب افزایش سطح سلامتی افراد جامعه می­گردد. مطالعـه حاضر بـا هـدف طراحـی و روان‌سنجی "مقیاس توسعه­یافتگی نظام سلامت " انجام شد.
مواد و روش‌ها: روش پژوهـش حاضـر از نـوع ترکیبی (کیفی کمی) می‌باشد. در بخـش کیفـی، مصاحبـه نیمـه سـاختاریافته بـا 11 تـن از خبرگان به صورت هدفمند با حداکثر تنوع انجـام و نتایج به روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه‌وتحلیل گردید. در بخـش کمـی، ابتدا روایـی صـوری پرسشنامه از طریق مصاحبه با 10 تـن از خبرگان انجام شد. در نهایت روایـی سـازه بـا نظر 220 تـن از متخصصین امر بـه روش تحلیـل عاملـی اکتشـافی (با مقیاس کایزر-مایر-الکین) و تأییدی (به صورت روایی واگرا، همگرا و شاخص‌های برازش) بـا اسـتفاده از نرم‌افزارهای SPSS و لیـزرل انجام شـد. پایایی نیز بـا محاسـبه ضریـب آلفـا کرونبـاخ و پایایی ترکیبی اندازه‌گیری شـد.
نتایج: "مقیاس توسعه­یافتگی نظام سلامت " بـا 40 عبارت حاصل از یافته‌های مطالعه کیفی طراحی شـد. در بخـش کمـی نسبت روایـی صـوری و محتوایی ابعاد پرسشنامه به صورت کیفی تائید شد (بــرای تمام عبــارات بین 80/0 تا 0/1). روایـی سـازه بـه روش تحلیـل عاملـی اکتشـافی و تأییدی انجام گردید و روایی همگرا بیـن 53/0 تـا 75/ 0 و روایی واگرا بین 54/0 تا 1، به دست آمـد. سازگاری درونی ابزار با ضریـب آلفـا کرونبـاخ بیـن 75/0 تـا 86/0 و ضریب پایایی ترکیبی بین 72/0 تا 80/0 به دست آمد.
نتیجه­گیری: روایی و پایایی "مقیـاس توسعه­یافتگی در نظام سلامت " در این مطالعه تائید شـد. در نتیجه اسـتفاده از آن جهت سـنجش میـزان توسعه­یافتگی در نظام سلامت توسط پژوهشگران این حوزه پیشنهاد می‌گردد.

مسلم شریفی، جلال سعیدپور، محمدجواد کبیر، عبدالله پورصمد، مهدی ابراهیمی، بهمن خسروی،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: با استقرار یک سامانه جامع اطلاعات سلامت (سامانه سیب) در بخش بهداشت نظام سلامت ایران، یکی از برنامه‌های مهم این کشور برای بهبود مراقبت‌های سلامت از طریق یکپارچه‌سازی اطلاعات سلامت کلید خورد. این مطالعه به تحلیل عملکرد این برنامه از دیدگاه کاربران نهایی سامانه در مراکز بهداشتی شهرستان بویراحمد پرداخته است.
مواد و روش‌ها: این مطالعه یک پژوهش کیفی بود که با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و جلسات گروه کانونی با کاربران سامانه، مسئولین پشتیبانی و کارشناسان ستادی در سطوح مختلف، مرور مستندات مرتبط و همچنین مشاهده عملکرد کاربران، انجام شد. روش نمونه‌گیری گلوله برفی و به صورت هدفمند و شبکه‌ای انجام شد. از تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل داده‌ها استفاده شده است. برای ثبت، سازمان‌دهی و مدیریت داده‌های مطالعه پس از جمع‌آوری، از نرم‌افزار MAXQDA10  استفاده شد.
نتایج: یافته‌های این مطالعه نشان داد که استقرار این سامانه از دیدگاه کاربران حاوی نکات مثبت و منفی بسیاری است که در پنج محور کلی، سیستم مدیریت داده‌ها، عملکرد مراقبین، مدیریت مراقبت‌ها، کیفیت مراقبت و زیرساخت‌ها قابل دسته‌بندی است. مهم‌ترین چالش‌های سامانه شامل نارسایی‌های فنی، نارسایی‌های عملیاتی، چالش آمار و گزارش دهی و زیرساخت‌های فنی و اجتماعی و مهم‌ترین مزایای آن بهبود کیفیت مراقبت، قابلیت پیگیری و گزارش دهی، تسهیل فرایند مراقبت و بهبود عملکرد مراقبین بود.
نتیجه‌گیری: از دیدگاه کاربران، سامانه سیب به عنوان یک تجربه مثبت در ارتقاء کیفیت مراقبت‌های سلامت قابل‌تأمل است اما به دلیل وجود چالش‌های متعدد با اهداف نهایی خود فاصله بسیار دارد.
سارا امامقلی پور، فاطمه محمدی، بهزاد راعی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی کارایی بیمارستان‌ها به عنوان ابزار مؤثری برای سنجش آمادگی و واکنش نظام سلامت در مواجهه با بحران‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. لذا مطالعه حاضر، کارایی و عملکرد بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران را در مواجهه با کووید، طی سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ را مورد بررسی قرار داده‌است.
مواد و روش‌ها: در مطالعه حاضر کارایی بیمارستان‌ها با استفاده از روش پابون لاسو طی بازه زمانی 1401-1398 مورد بررسی قرار گرفته و ضریب همبستگی بین تغییر در پذیرش‌های کووید-19 با تغییر در هزینه‌های بیمارستان‌ها، دریافتی‌های بیمارستان‌ها، متوسط طول مدت اقامت و درصد اشغال تخت، محاسبه شده است.
نتایج: شیوع کووید-۱۹ موجب بهبود موقت در شاخص‌های عملکردی و بهره‌برداری بهینه از منابع بیمارستانی شد اما پس از فروکش بحران، بیمارستان‌ها مجدداً به ساختار ناکارآمد گذشته بازگشتند. در سال ۱۴۰۱، ۱۴٪ از بیمارستان‌ها در ناحیه کارا (3) و 21% در ناحیه 2 قرار گرفتند که نسبت به 1398 تغییری نداشته است. همچنین در سال 1401، تعداد بیمارستان‌ها در مناطق 1 و 4 به ترتیب، 33 درصد افزایش و 17 درصد کاهش داشته‌‌اند. همچنین افزایش پذیرش بیماران کووید با افزایش هزینه‌ها و یارانه‌های دریافتی همراه بوده اما تأثیر قابل‌توجهی بر درآمد مستقیم بیمارستان‌ها از بیماران نداشته است و تأثیرات عملکردی محدود به کاهش جزئی مدت بستری و افزایش اندک درصد اشغال تخت‌ها بوده است.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان‌دهنده نبود سازوکار لازم برای تثبیت دستاوردهای مدیریت بحران و ارتقاء پایدار کارایی است. آمادگی سیستم سلامت در مواجهه با بحران‌ها از طریق بهره‌گیری مستمر از تجارب بحرانی، برنامه‌ریزی پیشگیرانه، تأمین منابع و ایجاد سازوکارهایی برای حفظ و ارتقاء بهره‌وری در تمامی شرایط قابل انجام است؛ بنابراین مدیریت بحران نباید صرفاً پاسخی مقطعی باشد، بلکه باید بخشی از رویکرد راهبردی و ساختار دائمی سازمان‌های درمانی محسوب گردد.


علی مدبر، حبیب جلیلیان، بهنام قلی زاده، اسماعیل موسوی اصل، فرزاد فرجی خیاوی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: دریافت پایدار خدمات سلامت برای بیماران مبتلا به فشارخون بالا در شرایط پاندمی و بحران از اهمیت حیاتی برخوردار است. این مطالعه به منظور ارزیابی تاب‌آوری خدمات مراکز جامع سلامت به این بیماران در دوران پاندمی انجام شد.
مواد و روش‌ها: این مطالعه‌ی توصیفی-مقطعی در سال ۱۴۰۲ در ۱۰ مرکز خدمات جامع سلامت استان مرکزی انجام شد. ۲۵۰ نفر از بیماران مبتلا به فشارخون بالا به روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه‌ی محقق‌ساخته‌ در ۴ بعد کیفیت، دسترسی، تداوم و هماهنگی بود. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و رگرسیون خطی چندمتغیره در نرم‌افزار SPSS24 تحلیل شدند.
نتایج: امتیاز تاب‌آوری ارائه خدمات درکل (32/±0) 95/2 و نسبتاً ضعیف برآورد گردید. میانگین نمره ابعاد به ترتیب؛ کیفیت (0/41±) 93/2، دسترسی (0/28±) 08/3، تداوم (0/35±) 88/2 و هماهنگی (0/76±) 03/3 بود. نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که چهار بعد پرسشنامه در مجموع 1/96 درصد از واریانس تاب‌آوری را تبیین می‌کنند. ابعاد دسترسی (۴۷۸/۰ = β)، کیفیت (۳79/۰ = β)، تداوم خدمات (352/۰ = β) و هماهنگی (178/۰ = β) به ترتیب بیشترین سهم را در پیش‌بینی تاب‌آوری خدمات داشتند.
نتیجه‌گیری: تاب‌آوری خدمات مراکز جامع سلامت به بیماران مبتلا به فشارخون بالا در دوران پاندمی و بحران در سطح "نسبتاً ضعیف" ارزیابی شد. این یافته ضرورت توجه فوری و برنامه‌ریزی عملیاتی را برای سیاست‌گذاران و مدیران سلامت آشکار می‌سازد. تدوین برنامه عملیاتی برای تضمین تداوم خدمات و توسعه زیرساخت‌های مراقبت از راه دور، به عنوان اولویت‌های اصلی برای بهبود تاب‌آوری پیشنهاد می‌گردد.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb