6 نتیجه برای افتخار
فرزانه میرزاآقایی، زینب معین فر، سحر افتخاری، آرش رشیدیان، مجتبی صداقت،
دوره 10، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: شکایت ابراز نارضایتی است که نیاز به پاسخگویی و رسیدگی دارد. این مطالعه به منظور بررسی شکایات و عوامل موثر بر آن در بیمارستا نهای دانشگاه علوم پزشکی تهران طراحی شده است.
مواد و روش ها: در این مطالعه گذشته نگر، شکایات کتبی ثبت شده در سه بیمارستان دانشگاه از فروردین 1386 تا اسفند 1387 مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. داد ه ها از فر مهای شکایات بیماران سرپایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. SPSS و بستری جم عآوری و با استفاده از نرم افزار 19 % شکایات در موارد سرپایی و سایر موارد /
نتایج: در مجموع، 363 مورد شکایت کتبی ثبت شده بود. 7 مربوط به بیماران بستری بود. بیشترین موضوع مورد شکایت، تاخیر یا کنسل شدن وقت ملاقاتها با میزان 21 %، تسهیلات رفاهی / %29/7 بود. ارتباط نامناسب با 24 % و عدم رضایت از مراقبت درمانی ارایه شده با 4 62 % بو د. / 8% در رتبه های بعدی قرارداشتند. بیشترین فراوانی شکایت از افراد، مربوط به پزشکان با 1 / با 3 %51/ 59 % شکایات در محل حل شده بو د. 7 / 10 % در رتبه بعدی قرار داش . ت 1 / شکایت از پرستاران با 2/ شکایات در مدت 2 روز و یا کمتر حل شده بودند.
نتیجه گیری: با توجه به ای نکه تاخیر و یا کنسل شدن وقت ملاقاتها و ارتباط نامناسب بیشترین موضوعات مورد شکایت بودند مداخله در این حوز هها باید مد نظر باشد. همچنین به اشتراک گذاشتن داد ههای شکایات بین بیمارستا نها م یتواند حوز ههای شایع مشکل را شناسای یکند و جهت برنامه ریزی راهبردی به کار رود.
محمد عرب، مسلم شریفی، محمود محمودی، بهمن خسروی، روزبه هژبری، علی اکبری ساری، بتول احمدی، فرخ افتخار،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف:در سالهای اخیر حاکمیت بالینی به عنوان مدلی برای تبیین اصول بهبود مستمر کیفیت در خدمات سلامت معرفی شده است.این بررسی در نظر دارد با استفاده از ابزار سنجش جو سازمانی حاکمیت بالینی میزان آمادگی بیمارستانهای مورد مطالعه را برای اجرای برنامه های حاکمیت بالینی مورد بررسی قرار دهد.
مواد و روش ها: این بررسی در 14 بیمارستان دولتی و غیر دولتی واقع در شهر تهران برای ارزیابی وضعیت آمادگی این بیمارستانها برای اجرای حاکمیت بالینی انجام شد.بدین منظور 800 نفر از پزشکان و پرستاران شاغل در این بیمارستانها مورد پرسش قرار گرفته اند.داده ها در نرم افزار SPSSنسخه 17و با استفاده از آزمون های همبستگی و مقایسه میانگین ها و همچنین آماره های توصیفی مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: یافته ها نشان دهنده آمادگی هر دو نوع بیمارستان دولتی و غیر دولتی برای اجرای برنامه حاکمیت بالینی بود. یافته های حاصل از بررسی میدانی نشان داد که میانگین امتیاز جو سازمانی حاکمیت بالینی در بیمارستانهای مورد بررسی (14/3) بالاتر از حد متوسط(5/2) است.
نتیجه گیری:این بررسینشان داد که آمادگی لازم برای اجرای برنامه های حاکمیت بالینی در بیمارستانها در حد قابل قبولیوجود دارد.با این حال با اجرای حاکمیت بالینی تلاش می شود استراتژی واحد و جامعی برای بهبود مستمر کیفیت در خدمات بالینی به کار گرفته شود.
حجت رحمانی، فرخ افتخار، جلال سعیدپور، مسلم شریفی، روزبه هزبری،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف:این مطالعه تلاش دارد تا با استفاده از چارچوب پیمایش دنیسون،ابعاد و شاخص های فرهنگ سازمانی را در سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت مورد بررسی قرار داده و از این رهگذر با شناخت نقاط قوت و ضعف،راهکارهای عملی جهت بهبود وضعیت ارائه دهد.
مواد و روش ها: مطالعه کاربردی حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی بود که به صورت میدانی اجرا گردید.جامعه پژوهش شامل کلیه کارکنان شاغل در ستاد سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت بود که بر اساس لیست کارکنان و به روش تصادفی سیستماتیک 110 نفر انتخاب گردیدند. برای گردآوری اطلاعات از پیمایش فرهنگ سازمانیدنیسونبهره گرفته شد که به وسیله آن فرهنگ کلی سازمان و هر یک از ویژگی ها و شاخص های آن مورد سنجش قرار گرفته و نتایج با میانگین های جهانی مقایسه گردید.
نتایج:امتیاز کلی فرهنگ سازمانی در وضعیت متوسطی(8/2) قرارداشت و امتیاز چهار ویژگی اصلی نیز در فاصله 6/2 - 9/2 در نوسان بود.در شاخص های دوازده گانه بیشترین امتیاز(1/3)متعلق به ارزشهای بنیادین و کمترین (2/2) مربوط به مشتری مداری و توسعه قابلیت ها(4/2) بود که به عنوان نقاط قابل بهبود در فرهنگ سازمان مورد مطالعه شناخته شد.
نتیجه گیری: امتیازات فاصله قابل توجهی با میانگین های جهانی نشان می دهداما در مقایسه با مطالعات داخلی تفاوت چندانی ندارد. ضعف فرهنگ سازمانی در دو شاخص مشتری مداری و توسعه قابلیتها می تواند قابلیت تطابق این سازمان با تغییرات محیطی ، عملکرد مطلوب سازمان را تحت تاثیر قرار دهد.
فاطمه دهقانی، عادل افتخاری،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
پرستاران بزرگترین گروه کارکنان بهداشتی درمانی هستند که به دلیل اهمیت نقش حساس آن ها در جان و سلامت مردم جامعه؛ در کانون توجهات نظام سلامت کشورها قرار دارند و رضایت شاغلین این حرفه و عواملی که بر این رضایتمندی اثر می گذارند از اهمیت زیادی بر خوردار می باشد.
پرستاران فداکاری های شخصی عظیمی را انجام میدهند تا بتوانند مراقبتی را که شایسته بیماران است را به بهترین شکل ارائه دهند. بر اساس نتایج مطالعات، 58 درصد پرستاران داوطلبانه و 33 درصد از آنان به صورت اجباری در قالب اضافه کاری مشغول انجام مراقبت از بیماران می باشند. اضافه کاری اجباری را میتوان به عنوان خسته کننده ترین، استرس زاترین و مخرب ترین عامل در محیط کار در نظر گرفت که میتواند پرستاران، بیماران و همراهان آنان را متضرر کند.گزارش هایی از پیامدهای منفی ناشی از اضافه کار اجباری پرستاران وجود دارد.موضوع اضافه کار اجباری در کشور ایران روز به روز شایع تر و به یک موضوع بحث برانگیز و داغ تبدیل شده است موضوعی که برای پرستاران به عنوان موضوع آزاردهنده می باشد عدم اهمیت و همراهی مدیران پرستاری با آن ها می باشد. لذا برنامه ریزی فوری برای حل مشکل اضافه کار اجباری پرستاری ضروری است. امید است با برنامه ریزی دقیق و فوری و اخذ سیاست های حمایتی لازم در راستای اصلاح چالش اضافه کاری اجباری پرستاران، شاهد ارتقای کیفیت خدمات مراقبتی بیماران در نظام سلامت و افزایش انگیزه و نشاط کاری در بین شاغلین این حرفه مقدس باشیم.
فاطمه زارع زاده مهریزی، عادل افتخاری،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
سردبیر محترم
بیمارستانها به دلیل وسعت زیاد جزء ساختمانهایی با مصرف انرژی بالا هستند که برای پشتیبانی از عملیات خود به مقادیر قابلتوجهی برق، گرمایش، سرمایش و آب نیاز دارند. تقاضای بالای انرژی در بیمارستانها عمدتاً به عوامل مختلفی از جمله فعالیت شبانهروزی، تجهیزات پزشکی تخصصی، کنترل دما، رطوبت و نیازهای روشنایی نسبت داده میشود(1). در ساخت بیشتر بیمارستانهای موجود، مسائل مربوط به بهینهسازی مصرف انرژی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. در حقیقت، طی چند دهه گذشته، به دلیل کم بودن هزینههای تأمین انرژی و کمتوجهی به موضوع پایداری اقتصادی و زیستمحیطی، طراحی و ساخت بیمارستانها تنها با هدف تأمین استانداردهای بهداشتی مورد نیاز بوده و تأثیر کارایی انرژی بر ساختمان نادیده گرفته شده است(2). چالش محدودیت منابع انرژی، یکی از مهمترین موضوعات مطرح در دنیا بوده و تأمین نیازهای جوامع مدرن تنها با استفاده از منابع انرژی سنتی، امکانپذیر نیست و بر اساس تحقیقات انجام شده در این زمینه، میتوان دریافت که میزان مصرف انرژی در نیم قرن گذشته به طور سرسامآوری افزایش یافته است(3). در نتیجه، استراتژیهای مدیریت انرژی در این محیط باید به گونهای طراحی شوند که هم به کاهش هزینهها و هم به بهبود بهرهوری انرژی کمک کنند، بدون اینکه بر عملکرد پزشکی و راحتی بیمار تأثیر منفی بگذارند.
عادل افتخاری، نجمه باقیان، ناهید خدامی، مریم زمانی فرادنبه،
دوره 24، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت زمان یکی از مهارتهای اساسی در حرفههای حوزه سلامت، بهویژه پرستاری، است و نقش مهمی در افزایش بهرهوری، کاهش استرس و ارتقای کیفیت مراقبت از بیمار دارد. اهمیت این مهارت در بخشهای اورژانس، به دلیل حجم کاری بالا، محدودیت زمانی و ضرورت تصمیمگیری سریع، دوچندان میشود. این مطالعه با هدف ارزیابی شایستگی مدیریت زمان پرستاران شاغل در بخش اورژانس بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1404 انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی-مقطعی بود که بر روی 223 پرستار شاغل در بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشی انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه شایستگی مدیریت زمان پرستاران بالینی طالبی و همکاران شامل 29 گویه در 6 بعد بود. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 27 صورت گرفت. در صورت نرمال بودن دادهها از آزمونهای T مستقل و آنالیز واریانس یکطرفه استفاده شد و برای بررسی ارتباط بین مؤلفهها، آزمون همبستگی اسپیرمن به کار رفت.
نتایج: یافتهها نشان داد شایستگی مدیریت زمان پرستاران در سطح متوسط رو به پایین قرار دارد؛ بهطوریکه 12/6٪ شایستگی نسبتاً مطلوب، 64/1٪ شایستگی ضعیف و 23/3٪ شایستگی نامطلوب داشتند. بیشترین میانگین نمره مربوط به مؤلفه تعدیل مسئولیت و هنجارها (67/15 ± 18/39) و کمترین میانگین مربوط به مدیریت هیجانات (31/12 ± 58/20) بود. بین اغلب مؤلفههای مدیریت زمان همبستگی مثبت و معنادار مشاهده شد، اگرچه ارتباط بین تعدیل مسئولیت و هنجارها با مدیریت هیجانات معنادار نبود.
نتیجهگیری: شایستگی مدیریت زمان پرستاران اورژانس در سطح مطلوبی قرار ندارد که میتواند ناشی از عواملی مانند کمبود نیروی انسانی و تراکم بیماران باشد. با توجه به ارتباط مؤلفههای مدیریت زمان، اجرای برنامههای آموزشی و مداخلات مدیریتی جامع بهمنظور ارتقای این مهارت، بهبود کیفیت مراقبت و کاهش فرسودگی شغلی پرستاران ضروری به نظر میرسد.