روح اله حسینی، محمدرضا زمان پرور بارکوسرائی،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران به عنوان مهمترین تصمیمگیرندگان سازمانی، نقش بسزا و تعیینکنندهای در موفقیت و توسعه عملکرد بیمارستانها دارند. مدل های شایستگی، مدیران بیمارستانی را در بکارگیری دانش، مهارتها، تجربیات مورد نیاز برای آن که مسئولیت ها و مأموریت های خود را موفقتر به انجام برسانند، کمک می نماید و منجر به ارتقای بهره وری می شود. هدف از انجام این مطالعه طراحی مدل شایستگی مدیریت به منظور بهینه سازی سیستم های مدیریت در بیمارستانهای شهرستان کرج است.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از رویکرد کمی و از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر جمعآوری داده-ها از نوع پیمایشی است. جامعۀ آماری پژوهش، همه شاغلین و کادر درمان در بیمارستانهای شهرستان کرج بودند. حجم نمونه 384 نفر است و از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع-آوری شد که روایی آن از طریق صاحب نظران تائید گردید. نرم افزارهای مورد استفاده در این تحقیق SPSS22 و AMOS است.
نتایج: بر اساس یافته ها میزان تأثیر شش بعد اصلی مدل شایستگی مدیریت شامل شایستگی دانشی (1.02)، فردی (0.98)، تعاملی (0.38)، اجرایی (0.51)، ارزشی و اخلاقی (0.42) و در نهایت شایستگی های شغلی (0.41) تعیین شد.
نتیجهگیری: بر اساس یافته ها تأثیر شایستگی های دانشی و شایستگی فردی بر شایستگی مدیریت در بیمارستانها نسبت به دیگر بعدها بیشتر است. شایستگی مدیریت در بیمارستان به شدت وابسته به شایستگی های دانشی و فردی مدیران است. همچنین بر اساس شاخص نیکویی برازش، مدل شایستگی مدیریت بیمارستان اصلاح شده و در حد استاندارد ارزیابی شد. پیشنهاد می شود بستر و مقدمات پیاده سازی مدل برای انتصاب مدیران شایسته و ارتقای شایستگی سیستم مدیریت بیمارستانها فراهم شود.
فروغ سرائی، فاطمه زهرا احمدی، محبوبه غلامی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات سلامت روان در گروه سنی کودکان و نوجوانان روندی صعودی دارد. با توجه به اثرات گسترده این اختلالات در رشد فردی، مسائل آموزشی و تحصیلی کودکان و نوجوانان و تبعات اجتماعی آن، مطالعه حاضر با هدف بررسی خدمات سلامت روان کودکان و نوجوانان در ایران، شناسایی چالشها و ارائه راهکارها جهت بهبود دسترسی و کیفیت خدمات انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش، یک مطالعه مرور حیطهای بوده که بر اساس چارچوب 6 مرحلهای آرکسی و اومالی در سال 1404 انجام شد. جستجوی گسترده در پایگاههای بینالمللی و داخلی شامل Scopus، Web of Scienses، Pubmed، MagIran،SID ، موتور جستجوگر Google Scholar و وبسایتهای سازمانی و دولتی ازجمله سازمان جهانی بهداشت و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با کلیدواژههای مشخص انجام شد. استخراج دادههای مطالعه نیز با استفاده از رویکرد روایتی و آنالیز موضوعی صورت گرفت.
نتایج: بر اساس مرور 19 مطالعه انجامشده، خدمات و مداخلات سلامت روان برای کودکان و نوجوانان در سطوح مختلفی ازجمله مراقبت اولیه، تخصصی، مدرسهمحور، جامعهمحور، خانوادهمحور و خدمات ملی ارائه میشود. این مداخلات با استفاده از رویکردهای متنوعی مانند آموزش، غربالگری و مداخلات درمانی طراحی شدهاند. همچنین محدودیتهای ساختاری (ضعف نظام ارجاع، کمبود منابع)، چالشهای اجتماعی-فرهنگی (انگ اجتماعی و عدم آگاهی عمومی) و منابع انسانی (کمبود متخصصان) در ارائه این خدمات شناسایی شدند.
نتیجهگیری: بهرهگیری از ظرفیتهای نظام مراقبت اولیه و آموزش و پرورش، همراه با تقویت آموزش نیروی انسانی و ارتقای آگاهی عمومی، میتواند زمینهساز گسترش دسترسی و بهبود کیفیت خدمات سلامت روان در کشور باشد.