جستجو در مقالات منتشر شده


۱۴ نتیجه برای شریفی

آذر طل، ابوالقاسم پوررضا، غلامرضا شریفی راد، بهرام محبی، زهرا قاضی،
دوره ۹، شماره ۱ - ( ۶-۱۳۸۹ )
چکیده

سابقه و هدف: اشتباهات شغلی از موارد غیر قابل اجتناب در اکثریت حرفه ها  به ویژه حرفه های بهداشتی درمانی می باشد.گزارش نمودن اشتباهات دارویی از یک سو موجب حفظ و رعایت ایمنی بیمار و  از سویی دیگر به عنوان یک گنجینه اطلاعاتی ارزشمند در راستای پیشگیری از بروز اشتباهات دارویی در آینده محسوب می گردد.هدف از این مطالعه ، تعیین علل  و عوامل موثر بر عدم گزارش دهی  اشتباهات دارویی کارکنان پرستاری از دیدگاه آنها می باشد.

مواد و روشها:  برای انجام این پژوهش  که از نوع توصیفی - تحلیلی می باشد، از مجموع ۲۰۰ نفر پرسنل پرستاری شاغل در بیمارستان، ۱۴۰ نفراز  مجموع پرستاران  شاغل در شیفتهای صبح، عصر و شب  بیمارستان بهارلو در سال ۱۳۸۹ برای شرکت در این پژوهش اعلام آمادگی نمودند( میزان پاسخگویی ۷۰% بود). بقیه پرستاران به دلیل عدم تمایل در شرکت در پژوهش، از بررسی خارج شدند. نظرات پرستاران در مورد علل عدم گزارش دهی اشتباهات دارویی با استفاده از پرسشنامه تنطیم شده بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت اندازه گیری گردید. این پرسشنامه شامل سه حیطه  ترس از پیامد های گزارش دهی(۱۱گویه)،عوامل مدیریتی(۵گویه) و فرایند گزارش دهی (۳ گویه) بود. داده های جمع آوری شده  با استفاده از نرم افزار  spss نسخه ۵/۱۱ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: در کل جمعیت مورد مطالعه ۶/۹۸ %زن ،۵۰ % متاهل ، ۹/۹۷ %کارشناس، ۳/۷۹ %پیمانی، ۷/۷۵ %شیفت در گردش، ۹/۵۲ %دارای سابقه کار کمتر از ۵سال بودند. میانگین سنی  شرکت کنندگان در مطالعه ۶۷/۴±۴۸/۲۹ سال بود.علل گزارش نکردن اشتباهات دارویی به شرح ذیل بود: میانگین امتیازات در حیطه ترس از پیامدهای گزارش دهی ، عوامل مدیریتی و فرآیند گزارش دهی به ترتیب ۶۸/۱ ±۰۹/۳ ،  ۱۲/۱±۶۸/۳ و ۲۶/۱ ± ۷۳/۲ بود. یافته ها نشان داد حیطه عوامل مدیریتی مهم ترین علت گزارش نکردن اشتباهات دارویی در پرستاران بود. با استفاده از آزمونهای آنوا و T -test مشخص شد پرستارانی که با حیطه های ترس از  پیامدهای گزارش دهی و عوامل مدیریتی به عنوان دلایل عدم گزارش اشتباهات دارویی توافق داشتند(امتیاز بیشتری در این زمینه داشتند)، اغلب در شیفت در گردش مشغول به ارائه خدمت  بوده) ۰۴/۰=p) و  در استخدام آنها  پیمانی) ۰۳/۰=p) بوده اند. آزمون ²χ  نیزنشان داد که میانگین  هر سه حیطه  بررسی شده با  افراد گروه سنی ۳۵-۲۵ سال ارتباط معنی دار داشته است ( ۰۰۱/۰p <).

 نتیجه گیری: عوامل مدیریتی و ترس از پیامدهای گزارش دهی دو مانع مهم گزارش دهی اشتباهات دارویی در پرستاران است .  با عنایت به ارتباط معنی دار بین شیفت در گردش و پیمانی بودن استخدام که هردو  مورد حاکی از جوان بودن و تجربه حرفه ای محدود پرستاران شاغل می باشد( غالبا" پرسنل در گردش و پیمانی سابقه زیر ۵ سال دارند)(جدول شماره یک) و با توجه به اهمیت ایمنی بیمار، لزوم ایجاد رابطه مثبت بین مدیران پرستاری و کارکنان پرستاری ، تامین فضای همکاری صمیمی و طراحی بسته آموزشی ضمن خدمت برای پرستاران در بدواستخدام در خصوص اشتباهات دارویی، عواقب و نتایج آنها و ضرورت گزارش دهی اشتباهات اجتناب ناپذیر می نماید.ترویج فرهنگ ایمنی بیمار نیز بی تردید یکی از راهکارهای اساسی کاهش خطاهایی از این دست خواهد بود. به کارگیری رویکرد سیستمی به منظور بررسی عوامل زمینه ساز ، برطرف کردن این عوامل تا حد ممکن و طراحی سیستمی برای گزارش دهی اشتباهات کاری خصوصا" اشتباهات دارویی حائز اهمیت است .


آذر طل، داود شجاعی زاده، احمد علی اسلامی، فاطمه الحانی، محمد رضا مهاجری تهرانی، غلامرضا شریفی راد،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده

زمینه و هدف : دیابت یک بیماری مزمن با عوارض متعدد است که به عنوان یکی از عوامل تهدید کننده حیات به شمار می رود. خود مدیریتی در دیابت ، فرآیندی است که طی آن دانش، مهارت و توانایی لازم برای اتخاذ رفتارهای خود مدیریتی تسهیل می گردد. این فرآیند شامل نیازسنجی، تعیین اهداف و بررسی تجارب زندگی بیماران با دیابت است. اهداف کلی خود مدیریتی دیابت شامل حمایت از اتخاذ تصمیم آگاهانه و همکاری فعال با تیم مراقبت سلامتی است که در طی آن وضعیت سلامتی و کیفیت زندگی بیماردیابتی ارتقاء می یابد. با عنایت به اهمیت و ضرورت اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی در دیابت، این مطالعه با هدف تعیین برخی عوامل پیش بینی کننده اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی در بیماران دیابتی نوع ۲ به منظور تسهیل در برنامه ریزی مداخلات در حوزه ارتقاء سلامت طراحی و اجرا گردید.
مواد و روش ها : پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی - تحلیلی است که با هدف تعیین برخی عوامل مرتبط در پیش بینی خودمدیریتی دیابت بر روی ۱۴۰ بیمار دیابتی نوع ۲ تحت پوشش مرکز دیابت ام البنین شهر اصفهان در سال ۱۳۹۰انجام شد . ابزار جمع آوری اطلاعات در این مطالعه، پرسشنامه چند وجهی بود که ازچهار بخش تشکیل شد.بخش اول شامل اطلاعات دموگرافیک و مرتبط با بیماری افراد مورد مطالعه (۱۲ گویه)، بخش دوم ابزار استاندارد اندازه گیری دیسترس روانی دیابت( ۱۷ گویه)، بخش سوم شامل ابزار استاندارد اندازه گیری خودکارآمدی بیماران دیابتی ( ۸ گویه)، و بخش چهارم ابزار استاندارد خودمدیریتی بیماران دیابتی (۳۵ گویه). در نهایت اطلاعات حاصل، جمع آوری و توسط نرم افزار SPSS نسخه ۱۱/۵ با استفاده از آزمون های توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج : یافته های این مطالعه نشان داد که متغیرهای سن( ۰۰۴/۰p=)، طول مدت بیماری (۰۰۱/۰ p)، جنسیت(۰۰۳/۰p=)، وجود بیماری زمینه ای ( ۰۰۴/۰p=)، میزان شاخص توده بدنی( ۰/۰۲p=)، تحصیلات بالاتر از دیپلم( ۰/۰۲p=)، دارودرمانی(۰/۰۰۱ p)، وضعیت سلامتی درک شده از دیدگاه خود بیمار (۰/۰۰۱ p)، دیسترس روانی دیابت(۰/۰۰۱ p) و خودکارآمدی (۰/۰۰۱ p)همگی با خود مدیریتی دیابت ارتباط آماری معنی دار داشتند.میزان R۲ (توان پیش گویی کننده)در این مطالعه۴۶درصد بود. مدل رگرسیون چند متغیره ، متغیر های اثرگذار بر خودمدیریتی تعدیل شده برای سایر متغیر ها شامل سن( ۰/۰۲ , p=۰/۱۵۵ - =ß)، وضعیت سلامتی (۰/۰۰۹ , p=۰/۲۳۸ =ß)، دیسترس روانی دیابت ( ۰/۰۰۱, p=۰/۲۴۳- =ß) و خودکارآمدی (۰/۰۰۱ , p۰/۳۷۲ =ß) و شاخص توده بدنی( ۰/۰۱ , p=۰/۱۷ - =ß) نشان داد. با حذف متغیر دیسترس دیابت و خودکارآمدی، متغیرهای شاخص توده بدنی (۰/۰۱ , p=۰/۷۱ - =ß) ، وضعیت سلامتی(۰/۰۰۱,p۰/۲۸ =ß)، و طول مدت بیماری(۰/۰۰۱ p، ۰/۷۸ - =ß)، به طور مستقل مرتبط با خودمدیریتی دیابت بودند .
نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی با سن بیماران ،طول مدت ابتلا به دیابت ،شاخص توده بدنی و دیسترس دیابت ارتباط معکوس و با وضعیت سلامتی درک شده از دیدگاه بیمار وخودکارآمدی به طور مستقیم ارتباط دارد.به این ترتیب، بهترین مدل رگرسیون پیشنهاد شده به منظوربرنامه ریزی مداخله ای در اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی تمرکز بر کاهش دیسترس دیابت و افزایش خودکارآمدی در بیماران دیابتی نوع ۲ مورد مطالعه می باشد.


محمد عرب، مسلم شریفی، محمود محمودی، بهمن خسروی، روزبه هژبری، علی اکبری ساری، بتول احمدی، فرخ افتخار،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف:در سالهای اخیر حاکمیت بالینی به عنوان مدلی برای تبیین اصول بهبود مستمر کیفیت در خدمات سلامت معرفی شده است.این بررسی در نظر دارد با استفاده از ابزار سنجش جو سازمانی حاکمیت بالینی میزان آمادگی بیمارستانهای مورد مطالعه را برای اجرای برنامه های حاکمیت بالینی مورد بررسی قرار دهد. مواد و روش ها: این بررسی در ۱۴ بیمارستان دولتی و غیر دولتی واقع در شهر تهران برای ارزیابی وضعیت آمادگی این بیمارستانها برای اجرای حاکمیت بالینی انجام شد.بدین منظور ۸۰۰ نفر از پزشکان و پرستاران شاغل در این بیمارستانها مورد پرسش قرار گرفته اند.داده ها در نرم افزار SPSSنسخه ۱۷و با استفاده از آزمون های همبستگی و مقایسه میانگین ها و همچنین آماره های توصیفی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: یافته ها نشان دهنده آمادگی هر دو نوع بیمارستان دولتی و غیر دولتی برای اجرای برنامه حاکمیت بالینی بود. یافته های حاصل از بررسی میدانی نشان داد که میانگین امتیاز جو سازمانی حاکمیت بالینی در بیمارستانهای مورد بررسی (۱۴/۳) بالاتر از حد متوسط(۵/۲) است. نتیجه گیری:این بررسینشان داد که آمادگی لازم برای اجرای برنامه های حاکمیت بالینی در بیمارستانها در حد قابل قبولیوجود دارد.با این حال با اجرای حاکمیت بالینی تلاش می شود استراتژی واحد و جامعی برای بهبود مستمر کیفیت در خدمات بالینی به کار گرفته شود.
حجت رحمانی، فرخ افتخار، جلال سعیدپور، مسلم شریفی، روزبه هزبری،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف:این مطالعه تلاش دارد تا با استفاده از چارچوب پیمایش دنیسون،ابعاد و شاخص های فرهنگ سازمانی را در سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت مورد بررسی قرار داده و از این رهگذر با شناخت نقاط قوت و ضعف،راهکارهای عملی جهت بهبود وضعیت ارائه دهد. مواد و روش ها: مطالعه کاربردی حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی بود که به صورت میدانی اجرا گردید.جامعه پژوهش شامل کلیه کارکنان شاغل در ستاد سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت بود که بر اساس لیست کارکنان و به روش تصادفی سیستماتیک ۱۱۰ نفر انتخاب گردیدند. برای گردآوری اطلاعات از پیمایش فرهنگ سازمانیدنیسونبهره گرفته شد که به وسیله آن فرهنگ کلی سازمان و هر یک از ویژگی ها و شاخص های آن مورد سنجش قرار گرفته و نتایج با میانگین های جهانی مقایسه گردید. نتایج:امتیاز کلی فرهنگ سازمانی در وضعیت متوسطی(۸/۲) قرارداشت و امتیاز چهار ویژگی اصلی نیز در فاصله ۶/۲ - ۹/۲ در نوسان بود.در شاخص های دوازده گانه بیشترین امتیاز(۱/۳)متعلق به ارزشهای بنیادین و کمترین (۲/۲) مربوط به مشتری مداری و توسعه قابلیت ها(۴/۲) بود که به عنوان نقاط قابل بهبود در فرهنگ سازمان مورد مطالعه شناخته شد. نتیجه گیری: امتیازات فاصله قابل توجهی با میانگین های جهانی نشان می دهداما در مقایسه با مطالعات داخلی تفاوت چندانی ندارد. ضعف فرهنگ سازمانی در دو شاخص مشتری مداری و توسعه قابلیتها می تواند قابلیت تطابق این سازمان با تغییرات محیطی ، عملکرد مطلوب سازمان را تحت تاثیر قرار دهد.
لیلا والی، محسن امینی زاده، طاهره شریفی، نادیا ارومیه ای، سعید میرزایی، راحیل قربانی نیا،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف: تکنسینهای اورژانس ۱۱۵ در طول یک روز کاری با تنش های زیادی رو به رو هستند . به یقین این فشارهای روحی در کیفیت ارائه خدمات آنها اثرگذار خواهد بود و در واقع این امر می تواند تهدیدی برای ساکنان منطقه تحت پوشش پایگاه اورژانس مربوطه به حساب آید. این مطالعه با هدف مشخص نمودن شایعترین عوامل تنش زا در تکنسینهای اورژانس ۱۱۵ شهر کرمان انجام شد. مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی مقطعی ۱۴۰ نفر از تکنسین اورژانس ۱۱۵ مشارکت کردند. نمونه گیری به روش سرشماری انجام شد و داده ها توسط پرسشنامه روا و پایای عوامل تنش زای پرستاران جمع آوری گردید. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS ویرایش ۱۸ و آزمون های همبستگی پیرسون ، اسپیرمن و رگرسیون انجام شد. نتایج: عامل تنش زایی مراقبت از بیمار با میانگین ۲۴/۳ بیشترین و عامل تنش زای فیزیکی با میانگین ۶۴/۲ کمترین میانگین را به خود اختصاص دادند. تجزیه و تحلیل حاصل از رگرسیون نشان داد که عامل تنش زایی محیط فیزیکی با عامل سن (۰۳۴/۰=p) و عامل تنش زایی مدیریتی با متغیر جنسیت (۰۴۷/۰=p) و سطح تحصیلات افراد (۰۵/۰=p) ارتباط معناداری داشت. نتیجه گیری: در تکنسین های اورژانس ۱۱۵ عوامل موثر بر ایجاد تنش، عوامل مراقبت از بیمار و فردی می باشد. لذا توصیه می شود مدیران اورژانس با ارائه راهکارهایی در جهت کاهش تنش شغلی تکنسین های اورژانس به افزایش کیفیت زندگی کاری و تعهد سازمانی در آنان کمک نمایند. کلمات کلیدی: تکنسین های اورژانس، تنش شغلی، عوامل تنش زا
سیدسعید طباطبایی، محمدرضا قمری، طاهره شریفی، روح اله کلهر، محبوبه اسدی،
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: ایمنی بیمار یکی از شاخص های مهم در کنترل کیفیت خدمات سلامت است . شایعترین علت تهدید کننده این ایمنی، خطاهای پزشکی بویژه اشتباهات دارویی می باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان و نوع  خطاهای داروئی  پرستاران انجام شد.

مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی و مقطعی بود که در یکی از بیمارستان­های غیردولتی شمال شرق کشور انجام گرفت. بیمارستان مورد مطالعه، با ۱۸۰ تخت فعال در بخش های جراحی عمومی، زنان و زایمان، نوزادن، قلب، آنژیوگرافی،سی سی یو، آی سی یو و ان آی سی یو است. به علت محدود بودن جامعه آماری، کلیه پرستاران شاغل در بخشهای بستری ( ۹۷نفر) به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود که از دو قسمت اصلی (اطلاعات دموگرافیکی و اطلاعات مربوط به خطاهای دارویی) تشکیل شده بود. این پرسشنامه از نظر پایایی و روایی به تایید رسید. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری تحلیلی نظیر T-TEST و ANOVA با استفاده از نرم افزار آماریSPSS نسخه ۱۵ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

نتایج: از بین پرستاران مورد مطالعه،‌۷۶ نفر(۳/۷۸%) زن و ۲۱ نفر (۷/۲۱%) مرد بودند. میانگین سن و سابقه کار پرستاران به ترتیب ۳/۲۹ و ۷/۸ سال بود. سه خطایِ دادن دارو به بیمار بدون تجویز پزشک، عدم توجه به عوارض ناشی از خطاهای دارویی و دادن دارو دیرتر یا زودتر از موعد مقرر به ترتیب با اختصاص اعداد ۱۳۶(۷/۲۳%)، ۱۳۴(۴/۲۳%) و ۱۲۸(۴/۲۲%) بیشترین فراوانی و دادن دارو تاریخ انقضاء گذشته به بیمار، دادن داروی اشتباه به بیمار و ندادن داروی تجویز شده به بیمار به ترتیب با اختصاص اعداد ۴(۷/۰%)، ۵(۹/۰%) و ۶(۱/۱%) کمترین فراوانی را در بین خطاهای دارویی به خود اختصاص دادند.

نتیجه گیری: مدیران پرستاری باید جهت کاهش خطاهای دارویی به برگزاری کلاس های ضمن خدمت برای  پرستاران، اصلاح فرآیندهای پرستاری و ارتقاء نگرش آنها نسبت به اهمیت ایمنی بیمار توجه بیشتری داشته باشند.


مسلم شریفی، بهمن خسروی، سارا فروتن، روزبه هژبری، امر الله روزبهی، میلاد شریفی،
دوره ۱۴، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: بیمارستانهای امروز، در یک محیط متغیر و رقابتی فعالیت می کنند . برای حضور موفق در این محیط، نیاز به شناخت نقاط قوت و ضعف خود داشته تا بر اساس آن راهبردهای مناسب را طراحی کنند. در این مطالعه تلاش می شود با استفاده از مدل وایزبورد محیط داخلی یک بیمارستان ارزیابی شده و سپس رابطه آن با مولفه های موفقیت سازمانی تحلیل شود.

مواد و روش ها: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی- تحلیلی و کاربردی بود. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه ترکیبی مشتمل بر سه بخش اطلاعات فردی، پرسشنامه مدل وایزبورد و ارزیابی مولفه های موفقیت سازمانی بود. نمونه ای به حجم ۱۵۰ نفر از کارکنان شاغل در بیمارستان صنعت نفت گچساران انتخاب گردید که از این میان ۱۲۴ نفر با تکمیل پرسشنامه در مطالعه شرکت نمودند. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون استفاده گردید.

نتایج: بیمارستان مورد مطالعه در ابعاد هدف گذاری (۶۲/۳ امتیاز) و رهبری (۶۵/۳ امتیاز) داری قوت نسبی و در ابعاد پاداش ها (۶۷/۴ امتیاز) و ارتباطات(۱۱/۴ امتیاز) دارای ضعف نسبی بود. از نظر مولفه های موفقیت در ابعاد سرعت (۲۸/۳ امتیاز) و انعطاف(۸۳/۳ امتیاز) وضعیت بهتری نسبت به نوآوری (۱۲/۴ امتیاز) و انسجام(۰۵/۴ امتیاز) داشت. ماتریس همبستگی بین متغیر های محیط داخلی با شاخصهای موفقیت نشاندهنده رابطه مثبت و معنادار بین کلیه مولفه ها بود. به طورکلی موفقیت بیمارستان قویترین رابطه را بعد ارتباطات با ضریب همبستگی ۵۲۱/۰ داشت.

نتیجه گیری: بیمارستانها می توانند با شناخت دقیق نقاط ضعف و قوت خود و تلاش برای اصلاح نقاط ضعف خود برای کسب موفقیت سازمانی در عرصه های رقابت، اقدام نمایند. سپس با اجرای برنامه های بهبود در جهت بهینه سازی شرایط در همه ابعاد قدم بردارند. 


دکتر ابراهیم جعفری پویان، طاهره شریفی، دکتر سارا امامقلی پور، دکتر میر سعید یکانی نژاد، سمانه اسماعیلی،
دوره ۱۷، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده

زمینه و هدف: اعتباربخشی بیمارستانی روشی موثر جهت ارزشیابی در نظام سلامت کشورهاست که با هدف بهبود کیفیت خدمات و ارتقاء عملکرد و کارایی آنها انجام می شود. پژوهش حاضر، درصدد تعیین ارتباط بین درجه اعتباربخشی با کارایی فنی بیمارستانها می باشد.
مواد و روش ها: برای محاسبه کارایی فنی شاخص های کلیدی دروندادی و بروندادی بیمارستان شامل مواردی از قبیل نسبت پزشک به تخت، میزان مرگ و میر و عفونت بیمارستانی شناسایی گردید. به منظور نزدیک کردن کارایی فنی به عملکرد بیمارستان، در کنار شاخصهای معمول جهت سنجش کارایی، از شاخص کیفیت خدمات نیز استفاده گردید. برای اندازه گیری کیفیت نمونه ای (۵۵۴ نفر) از بیماران بیمارستانها به روش تصادفی طبقه ای تحت مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه توسعه یافته کیفیت خدمات بستری، چک لیست استخراج شاخص های عملکردی بود. سپس همبستگی بین نمرات کارایی فنی و درجه اعتباربخشی بیمارستانها با استفاده از نرم افزار DEAP و SPSS بررسی گردید.
نتایج: میانگین کارایی فنی بیمارستان ها ۹۴/۰ بدست آمد که نشان دهنده وجود ۱/۵ درصد ظرفیت افزایش کارایی بیمارستانها بود. میانگین کیفیت در بیمارستانهای تحت مطالعه ۴,۱۳ (حداقل ۳,۹ تا حداکثر ۴.۳) ارزیابی شد. همبستگی معناداری بین درجه اعتباربخشی و کارایی فنی بیمارستان ها یافت نشد.
نتیجه گیری: پیشنهاد می گردد در دوره های آتی اعتباربخشی، توجه به کارایی بیمارستانها نیز در سنجه ها گنجانده شود تا اعتباربخشی به اهداف خود، که ارتقاء کارایی یکی از آنهاست، دست یابد. ضمن آنکه بهتر است در محاسبات کارایی بیمارستان، از شاخص هایی که نشانگر بهتری برای عملکرد بیمارستانهاست، نیز استفاده گردد.
 


مریم زاهدی، سیدمحسن بنی هاشمی، صدیقه محمد اسماعیل، منصور شریفی،
دوره ۱۹، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات، بر حوزه پزشکی و سلامت نیز تاثیر گذاشته است و استفاده از پرونده الکترونیکی سلامت، درمان، پیشگیری و تشخیص را تسهیل کرده اما مزایا و معایبی نیز دارد که در این تحقیق بدان پرداخته شده است.
مواد و روش‌ها: برای بررسی جامعه­شناختی پرونده الکترونیکی سلامت از روش کیفی و تئوری زمینه­ای استفاده‌شده است. برای رسیدن به تئوری جامع در این زمینه با استفاده از روش اشباع نظری ۲۰ نفر از متخصصین حوزه­های پزشکی، سیاست‌گذاری، جامعه­شناسی و انفورماتیک که با پرونده الکترونیک سلامت آشنا بودند به عنوان جامعه آماری از جامعه هدف انتخاب شدند و با استفاده از کدگذاری سه مرحله­ای باز، محوری و گزینشی مفاهیم و مقولات مهم در هر مرحله استخراج شدند.
نتایج: مهم­ترین نتیجه حاصل از تحقیق چندوجهی بودن تأثیرات پرونده الکترونیکی سلامت است. پرونده الکترونیکی سلامت با تأثیر بر کنش عاطفی و اولویت دادن به داده‌های ثبت‌شده، صمیمت بیمار و پزشک را می‌تواند کاهش داده و نوعی ترس از انگ اجتماعی و افشا را به همراه داشته باشد خصوصاً زمانی که امنیت سیستم، سرمایه­گذاری برای آن و آموزش کارکنان با مشکل مواجه است و تغییرات مداوم مدیران قدرت ریسک­پذیری و تأثیرات مثبت آنان را می­کاهد.
نتیجه‌گیری: برای داشتن یک سیستم درست و استفاده همه­جانیه و فراگیر از پرونده الکترونیکی سلامت تغییرات فرهنگی، مدیریتی و تکنولوژیکی لازم است. بسترسازی فرهنگی در جامعه و در بین افراد، مدیریت ریسک­پذیر و کارآمد و استفاده از سیستم­های یکپارچه اطلاعات در کنار امنیت سیستم می­تواند کارایی آن را افزایش داده و زمینه تحقیق و توسعه و پیشرفت را به همراه داشته باشد
مانی یوسف وند، علیرضا زالی، سید سجاد رضوی، حجت رحمانی، سعید معنوی، نورالدین شریفی، الهام صالحیان، قاسم رجبی واسوکلایی، بهمن خسروی،
دوره ۱۹، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از گزینه‌های جایگزین بازنگری کتاب ارزش نسبی فعلی اجرای کتاب اصلی ۲۰۱۸ امریکا است. این مطالعه با هدف بررسی تغییرات درآمدی ناشی از اجرای این کتاب در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی انجام شد.
مواد و روش‌ها: این پژوهش، به صورت مقطعی و بر اساس اطلاعات گذشته‌نگر سال ۱۳۹۸در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد. داده‌های مربوط به این مطالعه از پرونده بیماران با استفاده از سیستم اطلاعات بیمارستانی و سامانه مدیریت هوشمند بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی جمع‌آوری شد. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از میانگین ریالی به ازای هر خدمت به تفکیک هر بیمارستان و نوع پذیرش استفاده شد.
نتایج: با اجرای کتاب ارزش نسبی ۲۰۱۸، درآمد کل بیمارستان‌های موردمطالعه، ۶۷/۱۰ درصد رشد خواهد داشت. در بخش بستری موقت، سهم ارزش نسبی ۶۸ درصد خواهد بود که از این میزان سهم جزء حرفه‌ای ۲۶ درصد، جزء فنی ۴۱ درصد و بیهوشی ۱ درصد می‌باشد، در بخش بستری نیز سهم ارزش نسبی ۳۸ درصد از کل است که از این میزان سهم جزء حرفه‌ای ۱۹ درصد، جزء فنی ۱۶ درصد و بیهوشی ۳ درصد می‌باشد و در مجموع بستری و بستری موقت سهم ارزش نسبی ۴۱ درصد از کل است که از این میزان سهم جزء حرفه‌ای ۲۰ درصد، جزء فنی ۱۹ درصد و بیهوشی ۴/۲ درصد می‌باشد.
نتیجه‌گیری: رویکرد کتاب ۲۰۱۸ بیشتر به خدمات بستری موقت بوده و ارائه‌دهندگان را به عدم بستری بیماران برای دریافت خدمات تشویق می‌کند. همچنین در این کتاب رشد مناسب جزء فنی خدمات اتفاق خواهد افتاد که به عبارتی نشان از رویکرد و تشویق سرمایه‌گذاری در بخش بیمارستان داری می‌باشد
فرهاد حبیبی، دکتر مسلم شریفی، بهمن خسروی،
دوره ۲۰، شماره ۲ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده

سردبیر محترم
امروزه رشد و توسعه بهداشت و درمان هم از بعد کمی و هم از بعد کیفی از یک‌سو و کمبود منابع اولیه از سویی دیگر، موجب افزایش رقابت بین سازمان‌های موجود در این صنعت شده است. در این راستا، سازمان‌های بهداشتی و درمانی برای موفقیت بیشتر در محیط رقابتی خود، توجه بیشتری را به فرایندهای هدفمند معطوف نموده­ و برنامه های استراتژی­ک و عملیاتی خود را تدوین کرده اند[۱]. هر چند یک پیش‌شرط برای موفقیت استراتژی، از پیش تعیین نمودن آن می‌باشد اما برای موفقیت استراتژی‌های توجه دقیق هم به مقوله تدوین استراتژی[۱] و هم اجرای استراتژی[۲] ضروری می باشد. در این راستا می‌بایست بیان نمود که بیش از ۹۰ درصد از استراتژی‌ها با شکست مواجه می‌شوند و از دستیابی به اهداف اساسی خود باز می‌مانند. علاوه بر این، ۹۵ درصد از کارکنان یا از استراتژی‌های سازمان آگاهی ندارند و یا آن را درک نمی‌کنند. جانسون[۳] نیز معتقد است که ۶۶ درصد از استراتژی‌های شرکت اصلاً به اجرا در نمی‌آید. در بسیاری از موارد علت این امر ضعیف بودن استراتژی و ایده‌های نهفته در آن نیست بلکه استراتژی­های ارزشمند بی­شماری در مرحله پیاده­سازی با مشکل و شکست روبرو می­شوند. اصولاً چالش‌های اساسی مدیریت استراتژیک هم در مرحله تدوین و هم در مرحله اجرای استراتژی‌ها نهفته است[۲]. اگر استراتژی ها به درستی و متناسب با محیط سازمان تعیین شوند، در اجرا نیز مشکلات کمتری خواهند داشت. اجرای استراتژی مرحله تبدیل حرف به عمل است و این امر به لحاظ گستردگی ابعاد کار و تعدد عوامل بازدارنده، از پیچیده‌ترین و ارزشمندترین قابلیت‌های سازمانی به شمار می‌آید. در صورت عدم وجود چنین مهارتی، فرآیندهای متنوع و جذاب برنامه‌ریزی استراتژیک در حد یک بازی فکری تنزل خواهد یافت، چرا که استراتژی بدون اجرا قادر به تغییر وضع سازمان نیست. مطالعات زیادی، به علل شکست استراتژی‌ها پرداخته اند و علل متعددی نیز برای آن ذکر شده است[۳]. از دیدگاه سیستمی یکی از مهمترین دلایل برای این مسئله شکاف و فاصله بین لایه استراتژیک و لایه عملیاتی در سازمان‌هاست. این عامل باعث می شود فعالیت های عملی و تصمیم‌گیری‌های سازمان از جهت‌گیری استراتژیک آن جدا شده و در مسیر متفاوتی (و بعضاً متضادی) جریان یابد. شکاف میان طراحی و اجرای برنامه‌ها اگر چه در همه بخش‌ها وجود داشته و یک چالش عمده به حساب می‌آید اما در بخش‌هایی همچون سلامت که مسئولیت ارائه خدمات حیاتی و پایه به شهروندان را به عهده دارند، از اهمیت دو چندانی برخوردار است[۴]. فعالیت‌های کلیدی برای اجرای موفقیت‌آمیز یک استراتژی عبارت‌اند از:
  • توسعه یک طرح: یک برنامه اجرایی ماهرانه برای هدایت فعالیت‌های کلیدی، نقش مهمی در اجرای موفقیت‌آمیز استراتژی دارد چرا که اکثر شکست‌ها ناشی از بی‌توجهی به اهمیت سازمان‌دهی اجرا است.
  • توسعه چشم‌انداز: سازمان و یا سیستم باید یک چشم‌انداز شفاف را به اشتراک گذاشته باشد به نحوی که کل سیستم در مورد آن چشم‌انداز توافق داشته باشند.
  • تدوین استراتژی: یکی از فعالیت‌های کلیدی تدوین استراتژی است که باید با مهارت انجام شود زیرا در معرض خطر ابتلا به تفسیرهای اشتباه خواهد بود؛ بنابراین وضوح در تعبیر و محتوای سیاست لازم است. وضوح استراتژی راهنمای روشنی برای مجریان ارائه خواهد داد.
  • ساختار و پرسنل: ثبات ساختار و صلاحیت کارکنانی که باید استراتژی را اجرا نمایند یکی از ارکان اجرای موفق آن است. یک سازمان اداری ناپایدار و نیروی انسانی ناکارآمد ظرفیت پیاده‌سازی استراتژی را به شدت کاهش خواهد داد.
  • رهبری سازمان اداری: وجود یک فرد و یا نهاد که جهت‌دهی اجرا را مشخص نماید بسیار مهم است. البته گاهی شناسایی یک رهبر خاص، دشوار است که در این مواقع توصیه می‌شود در قالب یک شورای راهبری این موضوع سازمان‌دهی شود.
  • برنامه‌ریزی اجرا و توان اجرایی: برنامه و توان اجرایی سازمان به علاقه و جدیت سازمان برای سازمان‌دهی اجرای سیاست و یا به بیان دیگر ظرفیت عمومی یک سازمان برای دستیابی به اهداف برنامه اشاره دارد[۵].
در این راستا، یکی از چالش‌های اساسی در بیمارستان‌های ایران نیز، عدم اجرای مناسب استراتژی‌ها و برنامه‌های اجرایی تدوین‌شده است که در نهایت به شکل عدم تحقق اهداف پیش‌بینی‌شده خودنمایی می‌کند[۶]. همانگونه که بیان شد مهم‌ترین اصل در موفقیت یک راهبرد یا استراتژی، سازگار شدن آن با شرایط زمینه‌ای و جلب همکاری و حمایت مجریان آن هم در مرحله تدوین و هم در مرحله اجرا است. فرایند برنامه‌ریزی باید هم بر چگونگی اجرای تصمیم توجه داشته باشد و هم برای بالا بردن شانس اجرا به خوبی طراحی شده باشد. برای کسب موفقیت در اجرای هر برنامه نکته اصلی جلب حمایت و بالاتر از آن تعهد مجریان برای اجراست. در این راستا به نظر می رسد برنامه هایی که برای بیمارستان ها تدوین می شود این شرایط را در نظر نگرفته اند و بیشتر به صورت تئوریکی مطرح می شوند و با اجرا فاصله زیادی دارند. از طرفی دیگر فرایند تدوین و اجرای استراتژی باید از نگاه ارائه‌دهندگان خدمات دیده شود و بر این اساس سه دسته اقدام شامل ایجاد فرصت بحث و گفتگوی همه افراد درگیر پیرامون استراتژی، تقویت حمایت اجتماعی از اجرای استراتژی، توسعه مدیریت و برنامه‌ریزی در جهت تقویت اعتماد کارکنان پیشنهاد می‌گردد که این شرایط نیز در برنامه های استراتژیک و عملیاتی بیمارستان ها درنظر گرفته نمی شوند. موضوع مهم دیگر در عدم موفقیت و سرسبزی و پویایی برنامه های استراتژیک و عملیاتی بیمارستان ها مربوط به نحوه تهیه این برنامه ها می باشد. بیمارستان ها اغلب به منظور تهیه این برنامه ها از افراد و شرکت هایی بهره می گیرند که این افراد و یا شرکت ها به لحاظ نگارش برنامه به صورت تئوریک بسیار سرآمد می باشند ولیکن چون تجربه زیادی در سطح اجرا به ویژه در مراکز بهداشتی و درمانی ندارند، برنامه را براساس سلیقه و دیدگاه خود تدوین نموده و ذینفعان برنامه با توجه به اینکه ابتدا در تهیه آن نقشی نداشته اند و دوم به دلیل کاربردی نبودن برنامه ها تمایل چندانی به اجرای آن ندارند. به نظر می رسد به منظور موفقیت در اجرای این برنامه ها دو عامل مشارکت ذینفعان و تهیه برنامه توسط افراد و یا شرکت هایی با سابقه کار اجرایی در مراکز بهداشتی و درمانی می تواند به اثربخش بودن و استقبال بیمارستان ها و کارکنان و مدیران ارشد آنها در اجرای برنامه ها بسیار موثر باشد. از طرفی دیگر نظام آموزشی باید بتواند افرادی را پرورش دهد که قابلیت های لازم برای کار در عرصه برنامه ریزی و مدیریت اجرای استراتژی ها را کسب کنند. افرادی باید انتقال این دانش را به عهده بگیرند که علاوه بر دانش لازم، تجربه عملی در تدوین و اجرای استراتژی ها را نیز داشته باشند که این افراد در محیط های علمی انگشت شمارند.
 
[۱] strategy formulation
[۲] strategy Implementation
[۳] Johnson

هما آزادی، احمد غضنفری، مریم چرامی، طیبه شریفی،
دوره ۲۱، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده

مقدمه و هدف: با توجه به مشکلات شغل پرستاری یافتن بهترین روش جهت بهبود تاب­آوری پرستاران اهمیت زیادی دارد. هدف از انجام تحقیق حاضر مقایسه اثربخشی و ماندگاری درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و برنامه زمانی پارادوکسی بر تاب‌آوری پرستاران بخش اورژانس بود.
 مواد و روش‌ها: برای انجام تحقیق شبه تجربی حاضر که با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل و مرحله‌ی پیگیری انجام شد از بین پرستاران شاغل در بخش­های اورژانس ۵ بیمارستان شهر اصفهان در شش‌ماهه دوم سال ۱۳۹۹ تعداد ۴۵ نفر به صورت در دسترس انتخاب و بطور تصادفی به سه گروه ۱۵ نفری درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمان برنامه زمانی پارادوکسی و کنترل تقسیم شدند. افراد گروه آزمایش درمان پذیرش و تعهد در ۸ جلسه و گروه درمان برنامه زمانی پارادوکسی در ۶ جلسه ۹۰ دقیقه­ای شرکت کردند؛ اما برای گروه کنترل، مداخله‌‌‌‌ای صورت نگرفت. شرکت‌کنندگان در سه مرحله مقیاس تاب‌آوری توسط کانر و دیودیسون (۲۰۰۳) را تکمیل کردند. داده‌‌های پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر در نرم‌افزار SPSS-۲۶ تحلیل شد.
نتایج: نتایج نشان داد بین نمره تاب‌آوری در سه مرحله اندازه­گیری پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری تفاوت معنی­داری وجود دارد. همچنین مشخص شد بین نمرات دو گروه آزمایش با گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد اما بین نمرات دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود ندارد.
نتیجه­گیری: با توجه به نتایج توصیه می­شود مسئولین جهت بهبود تاب­آوری پرستاران از این دو نوع برنامه درمانی زیر نظر متخصص استفاده کنند.
مسلم شریفی، جلال سعیدپور، محمدجواد کبیر، عبدالله پورصمد، مهدی ابراهیمی، بهمن خسروی،
دوره ۲۲، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف: با استقرار یک سامانه جامع اطلاعات سلامت (سامانه سیب) در بخش بهداشت نظام سلامت ایران، یکی از برنامه‌های مهم این کشور برای بهبود مراقبت‌های سلامت از طریق یکپارچه‌سازی اطلاعات سلامت کلید خورد. این مطالعه به تحلیل عملکرد این برنامه از دیدگاه کاربران نهایی سامانه در مراکز بهداشتی شهرستان بویراحمد پرداخته است.
مواد و روش‌ها: این مطالعه یک پژوهش کیفی بود که با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و جلسات گروه کانونی با کاربران سامانه، مسئولین پشتیبانی و کارشناسان ستادی در سطوح مختلف، مرور مستندات مرتبط و همچنین مشاهده عملکرد کاربران، انجام شد. روش نمونه‌گیری گلوله برفی و به صورت هدفمند و شبکه‌ای انجام شد. از تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل داده‌ها استفاده شده است. برای ثبت، سازمان‌دهی و مدیریت داده‌های مطالعه پس از جمع‌آوری، از نرم‌افزار MAXQDA۱۰  استفاده شد.
نتایج: یافته‌های این مطالعه نشان داد که استقرار این سامانه از دیدگاه کاربران حاوی نکات مثبت و منفی بسیاری است که در پنج محور کلی، سیستم مدیریت داده‌ها، عملکرد مراقبین، مدیریت مراقبت‌ها، کیفیت مراقبت و زیرساخت‌ها قابل دسته‌بندی است. مهم‌ترین چالش‌های سامانه شامل نارسایی‌های فنی، نارسایی‌های عملیاتی، چالش آمار و گزارش دهی و زیرساخت‌های فنی و اجتماعی و مهم‌ترین مزایای آن بهبود کیفیت مراقبت، قابلیت پیگیری و گزارش دهی، تسهیل فرایند مراقبت و بهبود عملکرد مراقبین بود.
نتیجه‌گیری: از دیدگاه کاربران، سامانه سیب به عنوان یک تجربه مثبت در ارتقاء کیفیت مراقبت‌های سلامت قابل‌تأمل است اما به دلیل وجود چالش‌های متعدد با اهداف نهایی خود فاصله بسیار دارد.
مهران لک، فرناز وثوق، کیانوش صابری، شهناز شریفی، هادی پاشاپور،
دوره ۲۲، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف: عفونت‌های مرتبط با عدم رعایت مراقبت‌های بهداشتی می‌تواند اثرات نامطلوبی بر سیستم‌های مراقبتی بهداشتی بگذارد. این مطالعه با هدف تعیین شکاف بین وضعیت موجود شستن دست و سطح استاندارد از طریق تعیین دفعات شستن دست در کارکنان بیمارستان شهید مدرس تهران صورت گرفته است.
مواد ‌و ‌روش‌ها: این مطالعه به روش توصیفی-مقطعی در بخش‌های بیمارستان شهید مدرس در بین سال‌های ۱۳۹۸ الی ۱۳۹۹ صورت گرفت. ابزار شامل دو بخش اطلاعات شغلی و موارد رعایت بهداشت دست در زمان‌های مختلف و اقدامات خاص بود. مشاهده‌گر به صورت مستقیم عمل می‌کرد و در هر شیفت، تمامی کارکنان به صورت سرشماری بررسی شدند. هر ستون به امتیاز رعایت بهداشت دست توسط یک گروه خاص حرفه‌ای تعلق داشت و نحوه عملکرد هم‌زمان قابل سنجیده شدن بود.
نتایج: از ۶۴۰ موقعیت پیش آمده، ۲۰۲ مورد از مواد ضدعفونی‌کننده، ۲۵۵ مورد شست‌وشو، ۱۱۱ مورد از دستکش و در ۷۱ مورد رعایت بهداشت دست صورت نگرفت. بیشترین زمان انجام رفتار زمانی است که افراد قصد تماس با بدن بیمار را داشته و کمترین میزان رعایت آن پس از عمل جراحی بر روی بیمار می‌باشد.
 نتیجه‌گیری: با توجه به حضور چشمگیر پرستاران در انجام مداخلات درمانی، باید مداخلات چندوجهی آموزش و تدوین خط‌مشی بهداشت دست و آگاه‌سازی مسئولان بخش‌ها با اولویت این گروه از کارکنان صورت گیرد تا بتوان هر چه بیشتر به سطح استانداردهای مطلوب نزدیک و از عواقب ناخواسته جلوگیری کرد.

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2025 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb