جستجو در مقالات منتشر شده


25 نتیجه برای مقدم

سعیده تفکریان، فریبا دانشور، شیده مقدم،
دوره 3، شماره 12 - ( 12-1381 )
چکیده


عذرا رمضانخانی، نادر مرکزی مقدم، عباس حاجی فتحعلی، حسین جعفری، مهدی حیدری منفرد، مونا محمدنیا،
دوره 8، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: بهره وری اتاقهای عمل عامل اصلی در تعیین هزینه های بیمارستان می باشداز طرفی لغو اعمال جراحی در آخرین لحظات یکی از مهمترین علل در عدم کارآئی و اتلاف منابع بیمارستان می باشد. این مطالعه به منظور تعیین میزان لغو اعمال جراحی و علل لغو آنها و شناسائی حوزه های قابل بهبود در یکی از بیمارستانهای آموزشی تهران انجام گردید. 

مواد و روشها : در یک بررسی گذشته نگر، کلیه اعمال جراحی لغو شده در روز عمل و علت لغو آنها که توسط کارکنان اتاق عمل ثبت شده بود طی 9 ماه متوالی جمع آوری گردید و سایر اطلاعات مورد نیاز مانند تعداد اعمال جراحی انجام شده از واحد آمار بیمارستان دریافت گردید. جهت آنالیز داده ها از آمار توصیفی مانند فراوانی، درصد، فاصله اطمینان استفاده شد. اطلاعات توسط برنامه SPSS و Excel  Microsoft office آنالیز گردید.

نتایج: در این بررسی در مجموع طی 9 ماه از 3381 عمل ثبت شده در لیست اتاق عمل 2/18% در روز عمل لغو گردید که 1/32% آنها مربوط به سرویس جراحی عروق و سپس به ترتیب مربوط به سرویس ارتوپدی ( 18.7%) ، جراحی عمومی ( 15.5%) ، و گوش و حلق و بینی ( 13.7%) بود.  بیشترین علت لغو اعمال جراحی مربوط به: کمبود وقت برای عمل، مشکلات بالینی بیمار، عدم وجود نتایج آزمایشات پاراکلینیک و مشاوره بیمار، عدم وجود رزروخون و وسایل و داروی مورد نیاز عمل بود.

نتیجه گیری: نتایج این بررسی نشان داد که درصد بالائی از موارد کنسل شدن مربوط به بیمارستان و تیم جراحی می باشد که بیشتر آنها قابل پیشگیری می باشد. در این مطالعه پیشنهاداتی به منظور کاهش میزان لغو اعمال جراحی مانند تأمین و آماده سازی تجهیزات و وسایل مورد نیاز و افزایش ارتباطات بین واحدها داده شد.  


محمود نکویی مقدم، سجاد دلاوری، مینا سلاجقه، محمد حسین قربانی،
دوره 9، شماره 1 - ( 6-1389 )
چکیده

سابقه و هدف: یکی از الزامات اداره امور بیمارستان‌ها، به‌عنوان سازمان‌های ﭘیچیده و ﭘر از تعارض، این است که مدیران ارشد و میانی آن شیوه‌های رهبری و استراتژی‌های مدیریت تعارض و میزان تناسب با آن را را به خوبی بشناسند و بر آن اساس یک شیوه صحیح مدیریتی را اعمال نمایند تا در افزایش کارایی و اثربخشی عملکرد در بیمارستان و ارایه خدمات با کیفیت، نقش فعالی ایفا کنند. بنابراین هدف این پژوهش بررسی رابطه بین نمره [1]LPC فیدلر (به‌عنوان مصداقی از سبک رهبری) و راهبردهای مدیریت تعارض (عدم مقابله، راه‌حل گرایی و کنترلی) است.

مواد و روش‌ها: در این پژوهش که به شکل میدانی انجام شده است، برای بررسی سبک رهبری از نمره  LPCفیدلر و برای بررسی راهبرد‌های مدیریت تعارض از پرسشنامه مدیریت تعارض استفاده گردید که پایایی پرسشنامه‌های مذکور با آزمون آلفاکرونباخ به ترتیب برابر با 90/0 و 88/0 به دست آمد. جامعه آماری شامل مدیران، روسا و مسئولین بخش‌ها و واحدهای بیمارستان‌های آموزشی شهر کرمان (81 نفر) تشکیل می‌دهد که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، نمونه‌ای 67 نفری انتخاب شد و پرسشنامه در بین آن‌ها توزیع گردید. در نهایت برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های استنباطی کلموگروف اسمیرنف،‌ ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی و تحلیل ماتریس همبستگی استفاده شد.

یافته‌ها: نتایج حاصل از پژوهش بیان می‌کند که جامعه مورد بررسی از سبک رهبری رابطه مدار‌تر استفاده می‌کنند و راهبرد‌های مدیریت تعارض مورد استفاده به‌ترتیب عدم مقابله، راه حل گرایی و کنترلی می‌باشد. همچنین مشاهده گردید که بین نمره LPC و راهبردهای عدم مقابله و راه‌حل گرایی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و ضریب همبستگی پیرسون به‌ترتیب برابر با 512/0 و 298/0 به‌دست آمد. اما بین نمره LPC و راهبرد کنترلی رابطه منفی ولی معناداری وجود دارد (474/0- =r).

نتیجه‌گیری: بر طبق یافته‌های تحقیق می‌توان بیان کرد که مدیران رابطه‌مدارتر ترجیح می‌دهند از راهبردهای مدیریت تعارض عدم مقابله و راه‌حل گرایی استفاده کنند ولی مدیران وظیفه‌مدار، راهبرد کنترلی را بیشتر ترجیح می‌دهند. با توجه به اینکه راهبرد مدیریت تعارض مورد استفاده، بیشتر عدم مقابله است، توصیه می‌شود که دلایل استفاده از این راهبرد مورد بررسی قرار گیرد و تلاش شود تا افراد دیدگاه‌های متضاد خود را بیان و آزادانه اظهار نظر کنند که منجر به بهبود عملکرد سازمان گردد. اما سبک رهبری رابطه‌مدار در تعاملات بلند مدت سبک مناسبی است که نگهداری و تداوم آن باید مورد توجه قرار گیرد.


محمود نکویی مقدم، آزاده تقوی راد، سعیده حکیمی پور، میلاد شفیعی، غلامرضا گودرزی،
دوره 9، شماره 3 - ( 11-1389 )
چکیده

زمینه و هدف : عصر ما عصر تغییرات و دگرگونی هاست و با توجه به اینکه سازمانها خرده سیستم هایی از نظام جامعه هستند و تحت تاثیر این تغییرات قرار می گیرند، لذا لازمه همگام شدن با این تحولات محیطی، ایجاد بستر و محیطی مطلوب و مناسب برای بروز افکار تازه ،خلاقیت و نوآوری در سازمانها می باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی رابطه بین سبک های مدیریت تعارض و خلاقیت کارکنان اداری در بیمارستانهای آموزشی شهر کرمان می باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی اطلاعات مورد نیاز با استفاده از دو پرسشنامه استاندارد و معتبر مدیریت تعارض و خلاقیت از جامعه آماری مشتمل بر دو گروه مدیران اداری و کارکنان اداری و به روش سرشماری جمع آوری گردیده است . برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از نرم‌افزار آماری SPSSاستفاده شده است.
یافته‌ها: باتوجه به این مطالعه رابطه معنی دار و معکوسی بین سبک اجبار مدیران و خلاقیت کارکنان اداری(r=-0.187 , P<0.05) و نیز سبک مذاکره مدیران و خلاقیت کارکنان اداری r‏=-0.155 , P<0.05) (وجود دارد . همچنین رابطه معنی داری بین وضعیت تاهل و میزان تحصیلات با خلاقیت کارکنان اداری قابل مشاهده است . از سوی دیگر رابطه معنی دار بین جنسیت مدیران اداری و سبک اجتناب (04/0=P) بدست آمده، که در نتیجه آن مردان کمتر زنان از از این سبک اجتناب استفاده می کنند.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که با کاهش استفاده از سبک اجبار و مذاکره از سوی مدیران در حل تعارضات در بیمارستان ،خلاقیت کارکنان افزایش می یابد.


محمدعلی افشارکاظمی، مجتبی سالاری فر، امیر اشکان نصیری پور، ژیلا منوچهری مقدم،
دوره 10، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: بیمارستان ها یکی از ارکان اصلی نظام سلامت محسوب شده و بخش مهمی از منابع آن را به خود اختصاص می دهند. اداره صحیح و علمی بیمارستان ها می تواند ضمن افزایش کیفیت خدمات تشخیصی و درمانی، موجب کاهش هزینه‌ های بخش سلامت شود. مدیریت اثربخش بیمارستان، درگام اول نیازمند شناسایی عوامل مؤثر برعملکرد بیمارستان و اولویت بندی این عوامل و درگام بعدی انتخاب و اجرای مداخلات مناسب می باشد. در این پژوهش، عوامل مدیریتی مؤثر بر عملکرد مرکز قلب تهران شناسایی و رتبه بندی شده اند.
مواد و روش‌ ها : در این پژوهش که در نیمه اول سال 1389 انجام شده، ابتدا عوامل مدیریتی مؤثر بر عملکرد مرکز قلب تهران به روش کیفی شناسایی و سپس به روش کمّی به عوامل تأثیرگذار و تأثیرپذیر تفکیک و بر اساس شدت تأثیرگذاری، رتبه بندی شدند.
جامعه پژوهش شامل مدیران ارشد و میانی مرکز قلب تهران بود. درمرحله شناسایی عوامل مدیریتی، داده ها از طریق مصاحبه، تکمیل پرسشنامه و مطالعه متون مرتبط جمع آوری و با استفاده از نرم افزارSPSS با تست آماری "One Sample t-test" آزمون شدند. در مرحله بررسی تأثیرمتقابل عوامل بر یکدیگر، داده ها از طریق تکمیل پرسشنامه، جمع آوری و با استفاده از نرم افزارهای Excel و MATLAB با تکنیک دیماتل فازی (Fuzzy DEMATEL) تحلیل شدند.
نتایج: در این پژوهش 9 عامل مدیریتی مؤثر بر عملکرد مرکزقلب تهران شناسایی شدند و با اندازه گیری شاخص
 (Di-Ri) ، 7 عامل برحسب مقدار مثبت این شاخص، تأثیرگذار و 2 عامل بر حسب مقدار منفی این شاخص، تأثیرپذیر شناخته شدند. همچنین بر اساس مقدار عددی شاخص (Di+Ri)، عوامل مدیریتی به ترتیب شدت تأثیرگذاری عبارت بودند از: تفویض اختیار(3/16) ، تعهدو مسؤولیت پذیری مدیران(2/96)، اختیارات متناسب با مسؤولیت(2/67)، انگیزه مدیران(2/61)، فرآیندگرایی(2/26)، رویکرد سیستمی(2/25 ) و ثبات مدیریت (1/68 ).
نتیجه گیری: توجه وتمرکز برروی عوامل مدیریتی تأثیرگذار مانند تفویض اختیار، تعهد و مسؤولیت پذیری مدیران، تناسب اختیارات ومسؤولیت ها ، ثبات مدیریت و نیز انگیزش مدیران، در بهبود عملکرد بیمارستان مؤثر است.


علی رضائیان، اکرم هادیزاده مقدم، محمدجواد نائیجی،
دوره 10، شماره 3 - ( 7-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: با جود اینکه در مورد اهمیت نقش هوش عاطفی و خلق و خوی کادرهای درمانی در رضایت بیماران توافق کلی وجود دارد، اما شواهد تجربی کمی در این خصوص وجود دارد و تبیین نظری روشنی صورت نگرفته است. در راستای رفع این شکاف نظری، هدف مقاله حاضر، ارائه الگویی از رضایت بیماران در بیمارستانها با تمرکز بر نقش هوش عاطفی، هوش معنوی و هیجان پذیری مثبت و منفی کادرهای درمانی است.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی است و جامعه آماری آن، پزشکان و پرستاران 2 بیمارستان دولتی و 2 بیمارستان خصوصی استان تهران و بیماران آنها می باشند. داده های تحقیق از 228 آزمودنی گردآوری شده است که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند. ابزار اصلی گردآوری داده های تحقیق، پرسشنامه است که پایایی تمامی پرسشنامه ها بالاتر از سطح قابل قبول (0/7) بوده است. برای تحلیل داده ها از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، آزمون t ، و روش تحلیل مسیر استفاده شده است.
نتایج: نتایج تحقیق بیانگر این است که ویژگیهای روحی و عاطفی در کادرهای درمانی، قدرت تبیین 39 درصد از رضایت بیماران را دارا می باشند (0/39 (R2=که در مطالعات رفتاری، بسیار قابل توجه می باشد. از میان متغیرهای مستقل تحقیق، به ترتیب هوش عاطفی، هیجان پذیری مثبت و هوش معنوی، بیشترین تاثیر مثبت را بر رضایت بیماران دارند و هیجان پذیری منفی دارای تاثیر منفی بر رضایت بیماران می باشد. همچنین، برقراری ارتباط اثربخش با بیمار، عملکرد شغلی و انسجام بین کادر درمانی در مدل نقش متغیر میانجی را ایفا می کنند.
نتیجه گیری: پرستاران و پزشکان به علت دشواری کار و مواجه بودن با مشتریانی که از بیماری رنج می برند، باید از خلق و خوی مناسب و سطح بالایی از هوش عاطفی و معنوی برخوردار باشند تا بتوانند علاوه بر انجام وظایف کاری، رضایت نهایی بیماران را نیز کسب کنند.


محمود نکویی مقدم، فرانک بهزادی گودری، حسن کشاورز،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده

زمینه وهدف: یکی از اهداف اصلی هر سازمانی، دستیابی به موفقیت است. موفقیت‌های چشمگیر دهه اخیر سازمان‌هایی با حداقل امکانات از یک سو و شکست سازمان‌هایی با بهترین توانایی‌های مادی از سوی دیگر، بیانگر نقش قابل توجه عوامل غیر مادی و معنوی در موفقیت آنها بوده است که در این میان فرهنگ سازمانی به عنوان عاملی موثر در عملکرد سازمان تلقی می‌گردد. پژوهش حاضر با هدف یافتن رابطه بین فرهنگ سازمانی و موفقیت سازمانی در بیمارستان های منتخب دولتی استان کرمان صورت گرفته است.
مواد وروش ها: تحقیق حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بود که به صورت مقطعی در نیمه دوم سال 1388، در بیمارستان های دولتی شهرستان های کرمان، سیرجان و رفسنجان انجام گرفت. برای شناسایی فرهنگ سازمانی از مدل ریچارد دفت و برای تعیین موفقیت سازمانی از مولفه های ناطق استفاده گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای شامل 16 سوال در خصوص ابعاد فرهنگ سازمانی و 8 سوال در خصوص موفقیت سازمان بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت.نمونه گیری به روش تصادفی ساده و اندازه نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردید.اطلاعات گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری شامل آماره های توصیفی(جداول و نمودارهای فراوانی) و آماره های استنباطی(آزمون های همبستگی پیرسون و اسپیرمن،آزمون کای دو، آزمون t ، آزمون Anova) و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است.
نتایج: از میان انواع فرهنگ های سازمانی حاکم بر جو سازمان ها فرهنگ بروکراتیک با نمره میانگین3/162، غالب ترین فرهنگ حاکم بر جو سازمان ها شناسایی شده و سایر فرهنگ ها به ترتیب نمره میانگین کسب کرده عبارتند از :فرهنگ مشارکتی:2/722، فرهنگ انعطاف پذیری:2/525 و فرهنگ ماموریتی:2/405.مقایسه میانگین شاخص های موفقیت سازمان نشان داد که مولفه انعطاف پذیری با نمره میانگین 2/96 بالاترین مولفه و سایر مولفه ها به ترتیب نمره میانگین کسب کرده عبارتند از: مولفه انسجام :2/885، مولفه سرعت:2/88 و مولفه نوآوری:2/725.در تفکیک داده های تحقیق به دو دسته 1-مراکز تحت پوشش دانشگاههای علوم پزشکی و وزارت بهداشت و2- مراکز تحت پوشش تامین اجتماعی نتایج نشان داد که فرهنگ سازمانی غالب بر بیمارستان های تحت پوشش وزارت بهداشت، فرهنگ بروکراتیک و فرهنگ غالب در بیمارستان های تحت پوشش تامین اجتماعی فرهنگ مشارکتی می باشد.. همچنین میانگین نمره موفقیت سازمانی در بیمارستان‌های تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی به صورت معنی‌داری بالاتر از میانگین نمره موفقیت سازمانی بیمارستان‌های تحت پوشش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بود. از نظر ارتباط فرهنگ سازمانی با موفقیت سازمانی تنها فرهنگ مشارکتی همبستگی مثبت با موفقیت سازمانی داشت و در سایر فرهنگ‌ها یا فرض عدم وجود رابطه تایید شد و یا همبستگی منفی حاصل شد.
نتیجه گیری: بیمارستان ها اصلی ترین سازمان های ارائه دهنده خدمت در نظام سلامت و حوزه بهداشت و درمان کشور می باشند، پیاده سازی فرهنگ های مشارکتی و انعطاف پذیری، بیمارستان را در پاسخگویی به نیازهای مراجعین و بیماران افزایش داده و ضمن تامین رضایتمندی مشتریان، در راستای تحقق رسالت اصلی سازمان بیمارستان که ارائه خدمت می باشد، نقش انکار ناپذیری ایفا خواهد کرد.


مهتا محق، ابوالقاسم پوررضا، عباس رحیمی، علی اکبری ساری، محمود نکویی مقدم،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: رفتارهای گروه های مختلف افراد در هنگام مواجهه با بیماری متفاوت است و عومل بسیاری از جمله سن، جنس، وضعیت اقتصادی و اجتماعی بر روی آن تاثیر گذارند. شناسایی الگوهای رفتاری افراد نقش تعیین کننده ای در ارائه خدمات به آنان دارند. این مطالعه سعی دارند الگوهای رفتاری درمان اقلیت مذهبی زرتشتی ساکن در شهرستان یزد که از تعداد بالایی در مقایسه با دیگر شهرستانها برخوردار است را مورد بررسی و شناسایی قرار دهد.
مواد و روش ها:
این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی است که شکل مقطعی انجام شده است. تعداد 196 نمونه که به شکل تصادفی ساده از محله های زرتشتی نشین انتخاب شده اند وارد پژوهش شدند. اطلاعات از طریق تکمیل پرسشنامه جمع آوری شد. داده ها با آزمون Chi Square و تست دقیق فیشر با استفاده از نرم افزار Spss.11 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد64.3% افراد مورد مطالعه زن هستند.15.58% افراد مجرد، 76.5% متاهل و 7.7% همسر فوت شده هستند. همچنین یافته ها نشان می دهد 4.1% افراد بی سواد، 17.3% دارای تحصیلات متوسطه، 51.3% دیپلمه و فوق دیپلم، 23.5% لیسانس و 3.6% دارای تحصیلات فوق لیسانی و بالاتر هستند. همچنین 43.4% افراد بیکار و 46.7% کاررمند هستند.همچنین 94.4افراد دارای بیمه درمانی هستند. در این پژوهش متغیر جنس با نوع اقدام به درمان در هنگام بیماری (0.04P = )، محل تولد با دلایل اهمیت ندادن به بیماری (0.03P= ) رابطه معنی دار دارد. همچنین وضعیت تاهل با نوع اقدام به درمان در هنگام بیماری (0.001P<)، میزان تحصیلات با سه متغیر نوع اقدام به درمان در هنگان بیماری(0.01P= )، مراجعه به درمانگر در مراحل مختلف بیماری(0.03P= ) و استفاده از مشاوره گروههای مختلف در هنگام بیماری(0.01P= )، وضعیت اشتغال ( که به دو دسته کارمند و بیکار تقسیم شده) با اولین محل جهت دریافت خدمات(0.001P = ) ، وضعیت اقتصادی فرد با دلایل اهمیت ندادن به بیماری (0.00P= )و تکمیل دوره درمان(0.01P= ) و بیمه درمانی با نوع اقدام به درمان در هنگام بیماری(0.03P=) و استفاده از مشاوره گروه‌های مختلف (0.02P= )رابطه معنی دار دارد.
نتیجه گیری: با توجه به آنکه میزان تحصیلات وضعیت اشتغال و بیمه درمانی با رفتار در جستجوی درمان رابطه معنی دار دارد، افزایش آگاهی و تحصیلات افراد و بهبود شرایط کاری آنان می تواند افراد را به انتخاب رفتار درمانی مناسب تری سوق دهد.


محمود موسی زاده، محمود نکویی مقدم، محمدرضا امیراسماعیلی،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماران بهانه و علت وجودی برای ایجاد بیمارستان ها هستند. لذا تامین نیازها و برآوردن توقعات آنها، یکی از مهمترین وظایف بیمارستانها می باشد، از این رورضایت بیمار به عنوان ابزاری قابل اعتماد برای بررسی کیفیت مراقبت های انجام شده در دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته است. لذا در مقالۀ حاضرمستندات مرتبط با رضایت بیماران در ایران مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از متاآنالیز، میزان رضایت کلی آنها برآورد گردید.
روش کار: مقالات مرتبط با رضایت بیماران با جستجوی کلید واژه های مرتبط در بانک های اطلاعاتی مختلف شناسایی گردید و بعد از اعمال معیارهای ورود به مطالعه، 26مطالعه استخراج گردید. نتایج با استفاده از دستورات متاآنالیز به کمک نرم افزار Stata11 مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: 14058 بیمار در 26 مطالعه وارد شده به این متاآنالیز مورد بررسی قرار گرفتند. بر اساس مدل اثر تصادفی، درصد رضایت کلی بیماران 5/70 با فاصله اطمینان 6/77-3/63 ولی بر اساس مدل اثر ثابت، درصد رضایت کلی بیماران، 5/82 با فاصله اطمینان 1/83-9/81 برآورد می گردد.
نتیجه گیری: میزان رضایتمندی بیماران در ایران در مقایسه با سایر کشورها در سطح مطلوبی قرار دارد. علاوه بر این میزان رضایت کلی بیماران در سالهای اخیر روند افزایشی داشته است که می توان آن را به اقداماتی چون روش های مختلف بهبود کیفیت، مشتری مداری، تکریم ارباب رجوع قابل انتساب دانست.


آزاده حاجی حسنی، مونا محمد زاده، حجت زراعتی، محمد رهبر، مصطفی علوی مقدم، مهناز سبزی، صدیقه قورچیان، امیرعلی رمضانی، محمد مهدی سلطان دلال، معصومه دورقی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1393 )
چکیده

چکیده فارسی ندارد###
محبوبه اسدی، سيد سعید طباطبایی، سعید خیاط مقدم،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از ابزار های بی نظیر و جدید به منظور بقای سازمان ها در میان رقبای خویش، داشتن دانش فراگیر از همه عوامل محیطی مؤثر بر سازمان یعنی هوش سازمانی است که با سنجش آن، توانایی ها و ضعف های سازمان شناسایی می شود و می تواند عملکرد سازمان را متأثر سازد و از این طریق به سازمان در اندازگیری و تعیین میزان پیشرفت در تحقق اهدافش کمک کند. روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی تحلیلی و از نوع همبستگی بود. جهت انجام این پژوهش 375 نفر از کارکنان 12 بیمارستان عمومی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه استاندار هوش سازمانی آلبرخت و چک لیست شاخص های عملکردی بیمارستان ها، تعیین شده از سوی وزارت بهداشت بود. برای تعیین نمره هوش سازمانی از مقیاس پنج درجه ای لیکرت استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری توصیفی تحلیلی و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنی داری 05/0 و در نرم افزار Spss نسخه 16 تحلیل گردید. یافته ها: بین هوش سازمانی بیمارستان ها و کلیه شاخص های عملکردی منتخب به جز ضریب اشغال تخت و درصد اعمال جراحی به تخت عمل، همبستگی مثبت و رابطه آماری معنی دار وجود داشت (05/0 > P) و هوش سازمانی بیشترین همبستگی را با شاخص های فاصله چرخش عملکرد تخت (r=0/739) و میانگین طول اقامت بیمار (r=0/691) داشت. نتیجه گیری: توجه و برنامه ریزی در راستای تقویت و افزایش هوش سازمانی می تواند در بهبود عملکرد بیمارستان ها نقش مؤثری داشته باشد.
ابوالفضل محمدبیگی، زهره عنبری، مریم همتی، احمد راهبر، نرگس محمدصالحی، فریبا اسلامی مقدم،
دوره 14، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : مدل گرافیکی پابن لاسو روشی جهت تعیین کارایی و عملکرد بیمارستانها به عنوان مهمترین جزء  نظام سلامت در کشورهای در حال توسعه است. هدف این مطالعه، ارزیابی کارآیی بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی قم با استفاده از مدل پابن لاسو و مقایسه شاخصهای کارآیی با استانداردهای کشوری بود.

مواد و روش ها: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی  بود که در طی سالهای 1390 الی 1392 در 5 بیمارستان  آموزشی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی قم انجام گردید. داده ها با استفاده از فرم های مصوب وزارت بهداشت جمع آوری و سه شاخص درصد اشغال تخت، دفعات چرخش تخت و میانگین طول مدت بستری محاسبه  و در رسم نمودار پابن لاسو استفاده شد. آزمون تک نمونه ای تی برای تحلیل داده ها استفاده شد.

نتایج: میانگین درصد اشغال تخت و میزان گردش تخت در مطالعه به ترتیب برابر با 8/9±9/76 درصد ، 4/35±6/100 بار بود که به شکل معنی داری بالاتر از استاندارد کشوری به دست آمد. همچنین متوسط روزهای بستری 1/1±3 روز  بود که از نظر آماری با معیار استاندارد یکسان به دست آمد. بالاترین کارایی در بیمارستان IZو پایین ترین کارایی در بیمارستانهای NEو KAمشاهده شد و بیمارستانZA نیز توانسته به کارایی عالی در سال 1392 برسد.

نتیجه گیری:  میانگین درصد اشغال و چرخش تخت در بیمارستانهای آموزشی شهر قم بسیار مطلوب ارزیابی شد و در مقایسه با استانداردهای کشوری از مطلوبیت بالاتری برخوردار است. ضمن آن که بر اساس مدل پابن لاسو تنها بیمارستانهایIZو ZA از کارایی عالی برخوردار بودند.  


محمد نوری، دکتر نادر مرکزی مقدم، دکتر رضا گودرزی، زهرا مشکانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: اختصاص هدفمند اعتبار به فعالیتهای سازمان می تواند ضمن شفاف سازی نحوه توزیع منابع، امکان پایش عملیاتی و انتظار برای دسترسی به نتایج هزینه ها را فراهم آورد. هدف این مطالعه محاسبه هزینه تمام شده واحدهای نهایییکی از بیمارستانهای نیروهای مسلح بود.

مواد و روش ها:یکی از بیمارستان نیروهای مسلح در سال 1392 انتخاب شد.  اطلاعات مورد نیاز جهت محاسبه هزینه ها از تمامی مراکز هزینه جمع آوری و براساس تئوری های هزینه یابی بر مبنای فعالیت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. واحدهاینهایی مورد توجه در این مطالعه بخش های بستری عادی و ویژه، اتاق عمل، دندانپزشکی، اورژانس و دیالیز بودند. محاسبه هزینه ها با نرم افزار Excel   نسخه 2007انجام شد.

نتایج: کل هزینه های بیمارستان در سال 1392 معادل 244,416 میلیون ریال بوده است که هزینه های مستقیم 52 درصد و هزینه های غیر مستقیم تخصیص یافته 48درصد بود. بخش ها ی CCU ، جراحی ، ICU و اتاق عمل به ترتیب بیشترین و درمانگاه، دندانپزشکی به ترتیب کمترین سرانه خدمات را داشتند. بیش از 50 درصد هزینه مستقیم تمامی واحدهای نهایی به جز اتاق عمل صرف نیروی انسانی شده است. پس از نیروی انسانی، هزینه دارو  بیشترین درصد از هزینه مستقیم واحدها را به خود اختصاص داد.

نتیجه گیری: توجه به تعداد و توزیع نیروی انسانی مورد نیاز واحدها به خصوص در واحدهای نهایی و همچنین توجه در استفاده از داروها خصوصا در واحدهای میانی و مواد مصرفی خصوصا در واحدهای سربار می تواند در کاهش و تعدیل هزینه های بیمارستان کمک شایانی نماید.


لیلا عظیمی، دکتر نادر مرکزی مقدم، دکتر خلیل رستمی، عاطفه طالبی، آتوسا اسکندری کیا، عبدالله میرزایی، محمد اسماعیل عظیمی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف:امروزه یکی از مفاهیم اساسی در سیستم ارائه خدمات سلامت، ایمنی بیمار است بنابر این شناسایی عوامل موثر نظیر ناخوانا بودن دستورات، اشتباه در نوشتن دوز دارو و طریقه مصرف دارو، ممکن است بتواندعوارض جدی که منجر به مرگ، ناتوانی یا طولانی شدن زمان بستری بیمارمی شود را کاهش دهد.

مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی به شیوه مقطعی انجام شد. نمونه ای به میزان 1800 پرونده بیماران بستری یکسال در یک بیمارستان آموزشی انتخاب و اولین دستور پزشک توسط چک لیستی خودساخته از نظر مشخصات پزشک، شیفت و متغیرهایی نظیر خوانایی، نوشتن دوز دارو بررسی شدند و داده ها با نرم افزار SPSS و روشهای آماری توصیفی و آماری تحلیلی  تجزیه و تحلیل شد.

نتایج: از میان 1800 پرونده بستری، 3/66% از آنها توسط مردان، 6/17% از دستورات ناخوانا، 2/3% بدون مهر، 2/8% بدون امضا، 9/11% بدون ساعت و 9/4% بدون تاریخ بودند.23% از دستورات پزشکان از نظر پیوستگی نامطلوب و 5/69% از آنها بدون اشاره به اجزای اولیه، 8/17% بدون اشاره به دوز دارو، 8/21% بدون ثبت فرم دارو، 5/11% بدون ثبت زمان مصرف دارو، 9/25% بدون روش مصرف دارو، 3/14% دارای خط خوردگی و 13% فاقد شماره گذاری بودند. همچنین بین مشخصات دموگرافیک و برخی از خطاهای ثبت پزشکی رابطه معنی داری وجود داشت. 

نتیجه گیری: اهتمام پزشکان بیمارستان در ارتقاء مستندسازی پرونده ها ضروری بوده و برای این منظور، می توان از راهکارهایی نظیر، آموزش اولیه برای دستیاران تازه وارد، روش های تشویقی و ارزیابی دوره ای پرونده ها بهره جست. 


دکتر نادر مرکزی مقدم، ریحانه رحمتی، دکتر مژگان محمدی مهر، عبادالله شیری، دکتر ساناز زرگر بالای جمع،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: توسعه خدمات پرستاری علاوه بر برخورداری از کادر پرستاری مجرب و توانمند، مستلزم وجود پرستارانی با انگیزهدر یک محیط کاری مناسب می باشد. این مطالعه با هدف تعیین رابطه جو سازمانی و انگیزش شغلی پرستاران شاغل در بیمارستانهای منتخب نظامی شهر تهران در سال 1394 انجام شد.

مواد و روش ها: این مطالعه، توصیفی - تحلیلی از نوع مقطعی و کاربردی بود. نمونه مورد پژوهش، 340 پرستار کارشناس و بالاتر، با حداقل یکسال سابقه خدمت بودند که به شیوه تصادفی طبقه بندی شده بر اساس سنوات خدمت در چهار بیمارستان نظامی شهر تهران انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های انگیزش شغلی و توصیف جو سازمانی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها، آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی نظیرضریب همبستگی پیرسون به کار گرفته شد.

یافته ها: %4/55 از شرکت کنندگان را زنان تشکیل دادند. میانگین سنی شرکت کنندگان در پژوهش
8/9 ±22/32 بود. درخصوص مولفه های جو سازمانی،بیش از نیمی از پرستاران، مولفه روحیه گروهی را بالا و مولفه های مزاحمت، علاقمندی، صمیمیت، ملاحظه گری، فاصله گیری، نفوذ و پویایی و تاکید بر تولید را متوسط ارزیابی کردند. بین کلیه ابعاد انگیزش شغلی با مولفه های جو سازمانی شامل علاقمندی، صمیمیت، ملاحظه گری،  فاصله گیری، نفوذ و پویایی و تاکید برتولید رابطه خطی مستقیم و معنی دار دیده شد.(05/0>P). همچنین بین ابعاد روانی و اداری انگیزش شغلی با مولفه جو سازمانی مزاحمت، رابطه خطی معکوس و معنی دار وجود داشت( به ترتیب 014/0= P و 019/0= P).

نتیجه گیری: با توجه به ارتباط کلیه مولفه های جوسازمانی با ابعاد انگیزش شغلی، تلاش در جهت بهبود این مولفه ها، تاثیر قابل توجهی بر بهبود انگیزش شغلی کارکنان و کاهش غیبت از کار و نارضایتی آنها خواهد داشت.


علی رضا حاتم سیاهکل محله، دکتر سجاد رضایی، زهرا خاکساری، ژاله جمشیدی مقدم،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش کارکنان و ایجاد آمادگی برای رسیدن افراد به اهداف شخصی و سازمانی (کار راهه شغلی) اهمیت دارد و کیفیت عملکرد منتور/ مربی در این‌راستا تعیین‌کننده است. حساسیت این موضوع در بیمارستان‌ها می‌تواند در کانون توجه باشد. مطالعه حاضر قصد دارد رابطه‌ی هوش هیجانی، رضایت شغلی، عدالت و تعهد سازمانی درک‌شده از سوی آنان را با عملکرد منتورینگ در کارکنان بیمارستانی بیازماید.

مواد و روش‌ ها: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی است که جامعه پژوهش آن را کلیه پزشکان، پرستاران، کارکنان بخش رادیولوژی، اداری و نیروهای خدماتی بیمارستان دولتی پورسینای شهر رشت تشکیل می داد . 403 نفر به‌شیوه نمونه‌گیری سهمیه‌ای انتخاب و به‌پرسشنامه‌های اطلاعات جمعیت‌شناختی، هوش هیجانی، عدالت سازمانی، رضایت از شغل، تعهد سازمانی و کارکرد منتورینگ پاسخ دادند. کلیه داده‌ها بانسخه 20 نرم‌افزارSPSS تحلیل گردید.

نتایج: تحلیل‌های ‌رگرسیون سلسله مراتبی به روش ورود همزمان نشان داد، هرسه مولفه‌ی عدالت سازمانی یعنی عدالت توزیعی ، عدالت مراوده‌ای ،عدالت رویه‌ای، از مولفه‌های عدالت سازمانی؛ یک مولفه‌ی رضایت شغلی یعنی رضایت از سرپرست و یک مولفه‌ی هوش‌ هیجانی یعنی خودمدیریتی به‌طور معنی‌داری توانستند 60% از واریانس مشترک نتایج عملکرد منتورینگ را تبیین نمایند (0001/0P<، 18/26F=).

نتیجه‌گیری: درک کارکنان از عدالت سازمانی و رضایت از سرپرست و نیز توانایی افراد در کنترل هیجان‌ها و واکنش‌پذیری مناسب در وضعیت‌های مختلف بیمارستانی با کیفیت عملکرد منتور/ مربی مرتبط است. با توجه به نتایج بدست آمده و متغیرهای تاثیرگذار بر منتورینگ، پیشنهاد می‌شود برای مداخلات بیمارستانی/مدیریتی مرتبط با هوش‌هیجانی، عدالت سازمانی و رضایت ‌شغلی تصمیم‌گیری شود. 


دکتر محمد فتحی، طاهره حریری، دکتر نادر مرکزی مقدم،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: خطاهای پزشکی بیانگر مشکل جدی در مراقبتهای ویژه است و سبب افزایش طول اقامت و مرگ بیماران می گردد. ردیابی خطاها در بیمارستان بر مواردی تمرکز دارد که بصورت داوطلبانه گزارش می­شوند. اما این موارد 20- 10درصدخطاها را شامل می شوند که 95 90 درصد آن سبب هیچ آسیبی به بیمار نمی شوند. این پژوهش با هدف شناسایی خطاهای درمانی در بخش مراقبتهای ویژه با ابزار سرنخ عمومی (GTT) در سال 1397 انجام شد.
موادو روش ها: این پژوهش، گذشته نگر، توصیفی کاربردی بود و در بخش مراقبت ویژه یک بیمارستان دولتی درتهران انجام شد. در سال1397، طی 13 هفته، 127 پرونده با استفاده از چک لیست موسسه بهبود سلامت (IHI) توسط دو پرستار بصورت مجزا بررسی شد و تایید نهایی توسط پزشک صورت گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS  تحلیل شد.
نتایج: 622 سرنخ، 277 حادثه ناگوار مرتبط با سرنخها و 121 حادثه ناگوار بدون سرنخ و در مجموع 398 مورد حادثه ناگوار شناسایی شد. از 127 پرونده، 93 پرونده دارای حادثه ناگوار و رخداد حوادث 2/73 درصد بود. بروزحوادث ناگوار در هر بیمار 13/3، و در هر 100 روز بیمار 8/24 مورد بود. از این تعداد بیشترین فراوانی آسیب به ترتیب درحوزه مراقبت عمومی، مراقبت ویژه، جراحی و دارویی بود.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه و میزان بالای آسیب های وارده به بیمار که نیازمند مداخلات پزشکی بوده و نیز نتایج پژوهش های مشابه می توان اظهار داشت این ابزار، در مقایسه با سایر روش ها نظیر خوداظهاری، در شناسایی خطاها از درجه اطمینان بالاتری برخوردار است.  


نادر مرکزی مقدم، ساناز زرگر بالای جمع، زانیار قادری، احسان توفیقی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: در بین بخش‌های بیمارستان، تالار جراحی سهم قابل‌توجهی از هزینه و درآمد بیمارستان را به خود اختصاص می‌دهد. زمان‌بندی تالار جراحی در افزایش بهره­وری اتاق­های عمل اهمیت بسزایی دارد و پژوهش حاضر با هدف بهینه‌سازی زمان‌بندی تالار جراحی بر پایه مدل شبیه‌سازی پیشامد گسسته انجام شد.
مواد و روش‌ها: این پژوهش به‌صورت مقطعی در تابستان 97 در تالار جراحی یکی از بیمارستان‌های شهر تهران  انجام پذیرفت. با ورود افراد به تالار جراحی، اطلاعات آن‌ها اعم از علت و بیماری که موجب جراحی‌شده، نوع عمل جراحی (انتخابی یا اورژانسی)، مدت‌زمان حضور هر بیمار در تالار جراحی با جزئیات زمانی ثبت گردید. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS، و شبیه‌سازی سیستم درمانی با نرم‌افزار Arena انجام پذیرفت.
نتایج: با تجزیه‌وتحلیل اطلاعات ورودی مربوط به 625 بیمار در طول سه ماه، بیش از 60 درصد مراجعین را آقایان تشکیل دادند. متوسط زمان انتظار افراد در تالار جراحی 35 دقیقه بود. اولین ورود افراد به تالار جراحی در مورد بیماران انتخابی، در ساعت 7:10 صبح و آخرین ورود در ساعت 17:00 بود. از هشت سناریو مطرح‌شده، دو سناریوی اصلاح نرخ ورود (توزیع ورود به بعدازظهر) و سناریوی ترکیبی (اصلاح صف به بعدازظهر و اضافه کردن بیمار بر) بیشترین کاهش زمان انتظار را به همراه داشت.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تغییر توزیع ورود بیماران به ساعت­هایی که بار ورودی کمتری دارد، می­تواند مدت‌زمان انتظار بیماران را کاهش داده و بهره‌وری تالار جراحی را افزایش دهد.
لیلا حسینی قوام آباد، عباس وثوق مقدم، روح الله زابلی، محسن اعرابی،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: حاکمیت بالینی یکی از چارچوب‌های مهم در زمینه ارتقا مستمر کیفیت و ایمنی در نظام‌های بهداشتی و درمانی به شمار می‌رود. شناسایی محور‌های این رویکرد با توجه به شرایط بومی، از اولویت‌های مهم نظام سلامت است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی دیدگاه ذی‌نفعان در خصوص محورهای حاکمیت بالینی در مراقبت‌های اولیه سلامت انجام گردید.
مواد و روش‌ها: مطالعه‌ی حاضر از نوع کیفی است که با روش تحلیل چارچوب مفهومی در سال 1398-1399 انجام شد. جامعه آماری مطالعه افراد کلیدی سیاست‌گذار وزارت بهداشت، معاونت بهداشتی دانشگاه، شبکه بهداشت و درمان شهرستان، انجمن پزشکان خانواده، پزشکان خانواده و مرکز پژوهش‌های مجلس بودند. مشارکت‌کنندگان در این پژوهش به صورت هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌ی نیمه ساختاریافته جمع‌آوری و تحلیل و کدگذاری آن‌ها با کمک نرم‌افزار 11 MAXQDA انجام شد.
نتایج: با توجه به بررسی دیدگاه مصاحبه‌شوندگان، یافته‌های پژوهش در 4 بعد اصلی: ابعاد حاکمیت بالینی، پیش‌نیازها و ساختارها، متولیان تصمیم گیر و ابعاد سنجش کیفیت و ایمنی، دسته‌بندی و در 17 درون‌مایه فرعی که شامل: مشارکت جامعه، ممیزی بالینی، اثربخشی بالینی، مدیریت کارکنان، آموزش، استفاده از اطلاعات، مدیریت خطر، راهنماها و دستورالعمل‌ها، ارتقاء شاخص‌های سلامت، تجهیزات و امکانات، نظام ارجاع، تأمین مالی، متولیان دخیل در سیاست‌گذاری، اثربخشی، کارایی، انسانی بودن خدمات و عدالت بودند، شناسایی و استخراج گردیدند.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌ها جهت تسهیل اجرای حاکمیت بالینی راهکارهایی مانند زیرساخت‌های مناسب، تعهد مدیران، فرهنگ حمایتی، دانش کافی، پایش و ارزشیابی، فرهنگ‌سازی مناسب، امکانات و تجهیزات و منابع مالی کافی پیشنهاد می‌گردد.
محمود نکویی مقدم، آناهیتا بهزادی، خلیل کلوانی، زهرا نادرخواه،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه: برندینگ و بازاریابی یکی‌ از نیازهای اساسی‌ هر سازمان برای بقا و بالا بردن کیفیت محصولات و خدمات ارائه ‌شده می‌باشد. امروزه حیطه کاربرد بازاریابی به سازمان‌های بهداشتی و درمانی نیز رسیده و یکی از الزامات مهم برای ارتقای کیفیت خدمات سلامت ارائه شده­ی بیمارستان‌ها می‌باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در بیمارستان‌ می باشد.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی­­_تحلیلی بود. نمونه ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، 350 ﻧﻔﺮ از بیماران بیمارستان‌های خصوصی منتخب شهر تهران و کرمان در سال 1399 ﺑﻮد که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب ﺷﺪند. اطلاعات نمونه منتخب ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از پرﺳﺸﻨﺎﻣﻪ مطالعه‌ی چاهال و بالا که روایی و پایایی آن محاسبه شد جمع‌آوری ﮔﺮدیﺪ. ﺟﻬﺖ تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از ورژن 14 نرم‌افزار Stata استفاده ﺷﺪ.
نتایج: میانگین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در گروه زنان و نیز گروه تحصیلی کمتر از دیپلم و گروه جراحی بیشتر بود. همچنین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری از نظر جنسیت، نوع بیمه، علت بستری و میزان تحصیلات بین طبقات مختلف، اختلاف معناداری وجود داشت. ابعاد مختلف ارزش برند بیمارستان شامل کیفیت درک شده (در حد متوسط)، وفاداری بیمار (در حد متوسط)، تصویر برندینگ (در حد خوب) و ارزش برند خدمات (در حد خیلی خوب) ارزیابی شدند و میانگین ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری در حد بالایی قرار داشت.
نتیجه‌گیری: بیمارستان­ها با ارتقا خدمات ارائه شده‌ی خود از طریق ارتقا کیفیت و ارتقا تصویر برندینگ و ارزش برند خدمات، می‌توانند در جهت جذب و حفظ بیماران و نیز ایجاد مزیت رقابتی نسبت به بیمارستان‌های دیگر گام بردارند. نتایج این مطالعه نشان از تاثیر مثبت کیفیت درک شده، وفاداری بیمار، تصویر برند و ارزش برند خدمات بر ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری دارد.

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb