امیرحسین عبدالعلی پور، معصومه میکائیلی، خدیجه علیزاده،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در این پژوهش، مدل یکپارچهای برای بررسی نقش واسطهای امور مالی در ارتباط میان شاخصهای کیفیت، یادگیری و رشد و عملکرد خدمات مدیریت امکانات بیمارستانی ارائهشده است.
مواد و روشها: جامعه آماری تحقیق حاضر مدیران بیمارستانهای استان آذربایجان غربی است که بر اساس رابطه کوکران، 147 نمونه آماری به روش تصادفی در نظر گرفته شد. برای آزمون فرضیهها، از تحلیل معادلات ساختاری با نرمافزار اسمارت پی ال اس بهرهبرداری گردید. بهمنظور ارزیابی برازش مدل ساختاری، از حالت تخمین استاندارد بارهای عاملی استفاده شده و برای تفسیر نتایج، آزمون معناداری Z به کار رفت. درنهایت، قدرت پیشبینی کنندگی مدل با استفاده از معیارهای ضریب تعیین تعدیلشده و استون گیسر مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: ضرایب اثر غیرمستقیم بهدستآمده در تأثیر شاخص کیفیت، شاخصهای یادگیری و رشد و شاخصهای فرایندهای داخلی بر متغیر «شاخصهای مالی» به ترتیب برابر با 41/2، 2/2 و 39/2 است که بالاتر از 96/1 بوده و این موضوع نشاندهنده نقش معنادار میانجی متغیر «شاخصهای مالی» در تأثیرات مذکور بر عملکرد خدمات است. همچنین، با توجه به ضرایب استاندارد 201/0، 344/0، 359/0 و 805/0، مدل اثرات واسطهای امور مالی در این زمینهها با دادههای تجربی بهخوبی برازش یافته است.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که ارتقای شاخصهای فرایندهای داخلی، کیفیت خدمات و یادگیری و رشد در بیمارستانهای استان آذربایجان غربی، تأثیر معناداری بر بهبود وضعیت مالی و عملکرد خدمات مدیریت امکانات دارد. این بهبود، از طریق افزایش رضایت بیماران، ارتقای شهرت بیمارستانها و کاهش هزینههای عملیاتی، منجر به افزایش درآمد و بازدهی مالی میگردد.
محمود زیوری رحمان، جواد سیاه مشتهء، نیلوفر میکائیلی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: طرحوارههای ناسازگار اولیه الگوهای عمیق شناختی هستند که میتوانند بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان اثر منفی داشته باشند. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر طرحوارههای ناسازگار اولیه بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان و نقش میانجی سواد سلامت بود.
مواد و روشها: روش پژوهش تحلیلی همبستگی بر اساس روش مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران 20 تا 60 ساله مبتلا به سرطان مراجعهکننده به مراکز درمانی خصوصی شهر در سال 1404 بوده که 665 نفر با روش نمونهگیری نمونه در دسترس بهعنوان نمونه انتخاب شدهاند. از پرسشنامههای طرحوارههای ناسازگار اولیه، سواد سلامت بزرگسالان و کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی استفاده شده است. دادهها در سطح معناداری 05/0 با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، در نرمافزارهای spss25 وAmos24 تحلیل شدند.
نتایج: اثرات مستقیم طرحوارههای ناسازگار اولیه بر سواد سلامت (001/0 p< ، 85/0-=β) و بر کیفیت زندگی (001/0 p< ، 56/0-= β) و سواد سلامت بر کیفیت زندگی (001/0 p< ، 51/0=β) معنادار بودند. از طرفی سواد سلامت در رابطه بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و کیفیت زندگی بیماران نقش میانجی داشته (001/0> p، 26/0= β) و شاخصهای نکویی برازش گویای برازش مناسب مدل بود (94/3= X2/Df ، 913/0 GFI = ، 903/0 IFI = ، 901/0 CFI = و 067/0=RMSEA).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد طرحوارههای ناسازگار اولیه تأثیر منفی بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی بیماران مبتلا به سرطان دارند. سواد سلامت بهعنوان متغیر میانجی این اثر منفی را تعدیل کرده و ارتقای آن میتواند به بهبود کیفیت زندگی بیماران کمک کند.