۸ نتیجه برای هاشمی
فربد عبادی فرد آذر، حمید حقانی، فرح السادات هاشمی،
دوره ۸، شماره ۵ - ( ۱-۱۳۸۸ )
چکیده
سید احسان مصباحی، میلاد جانقربان لاریچه، فاطمه هاشمی، آرزو طاهری، شهرام توفیقی، روح انگیز غریب، فاطمه تقی پور رودسری، محمد رضا خشنود،
دوره ۱۳، شماره ۰ - ( ویژه نامه ی تله مدیسن ۱۳۹۳ )
چکیده
دکتر نسرین شعربافچی زاده، دکتر علیرضا جباری، مهری هاشمیان،
دوره ۱۸، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: محاسبه بهای تمام شده خدمات، موجب می شود بتوان منابع موجود را با کاراترین و موثرترین وجه ممکن به کار برد. هزینه یابی بر مبنای فعالیت زمان گرا، روشی است که علاوه بر هزینه یابی، میزان کارایی و ظرفیت بلا استفاده منابع را نیز محاسبه می کند. هدف از پژوهش، استفاده از این روش جهت محاسبه بهای تمام شده خدمات رادیولوژی و سیتی اسکن در دو بیمارستان بود.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع کمی است که به صورت مقطعی و گذشته نگر به شیوه توصیفی– تحلیلی در سال ۱۳۹۶ بر روی دو بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گرفت. اطلاعات در قالب فرم های اکسل طراحی شده، جمع آوری و بهای تمام شده خدمات از طریق مدل هزینه یابی بر مبنای فعالیت زمان گرا (TDABC) محاسبه گردید.
نتایج: بهای تمام شده اکثر خدمات رادیولوژی و کل خدمات سیتی اسکن در واحد دولتی بیشتر از واحد واگذار شده بود. ظرفیت بلا استفاده منابع نیز در بخش دولتی بیشتر از خصوصی بود. زمان انجام خدمات در دو بیمارستان به غیر از رده شغلی تکنسین در بقیه موارد تقریبا مشابه بود. میانگین بهای تمام شده خدمات رادیولوژی در بیمارستان (الف)، ۲۲۳۳۲۴ و در بیمارستان (ب)، ۱۹۴۰۹۴ ریال بود. میانگین بهای خدمات سیتی اسکن در بیمارستان (الف)، ۶۰۰۵۲۲ و در بیمارستان (ب)، ۴۸۵۲۳۰ ریال بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه، نیاز به مدیریت منابع انسانی جهت کاهش ظرفیت بلا استفاده و افزایش کارایی و نیز بهبود فرآیندهای ارایه خدمت برای کاهش زمان ارایه خدمات ضروری به نظر می رسد. جایگزینی منابع با هزینه پایین راه حل دیگری است که در کاهش هزینه ها موثر می باشد. استانداردهای کاراترین بیمارستان ها و مراکز ارایه دهنده خدمات سلامت، اغلب ارزش این را دارند که سرمشق قرار گیرند
مریم زاهدی، سیدمحسن بنی هاشمی، صدیقه محمد اسماعیل، منصور شریفی،
دوره ۱۹، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات، بر حوزه پزشکی و سلامت نیز تاثیر گذاشته است و استفاده از پرونده الکترونیکی سلامت، درمان، پیشگیری و تشخیص را تسهیل کرده اما مزایا و معایبی نیز دارد که در این تحقیق بدان پرداخته شده است.
مواد و روشها: برای بررسی جامعهشناختی پرونده الکترونیکی سلامت از روش کیفی و تئوری زمینهای استفادهشده است. برای رسیدن به تئوری جامع در این زمینه با استفاده از روش اشباع نظری ۲۰ نفر از متخصصین حوزههای پزشکی، سیاستگذاری، جامعهشناسی و انفورماتیک که با پرونده الکترونیک سلامت آشنا بودند به عنوان جامعه آماری از جامعه هدف انتخاب شدند و با استفاده از کدگذاری سه مرحلهای باز، محوری و گزینشی مفاهیم و مقولات مهم در هر مرحله استخراج شدند.
نتایج: مهمترین نتیجه حاصل از تحقیق چندوجهی بودن تأثیرات پرونده الکترونیکی سلامت است. پرونده الکترونیکی سلامت با تأثیر بر کنش عاطفی و اولویت دادن به دادههای ثبتشده، صمیمت بیمار و پزشک را میتواند کاهش داده و نوعی ترس از انگ اجتماعی و افشا را به همراه داشته باشد خصوصاً زمانی که امنیت سیستم، سرمایهگذاری برای آن و آموزش کارکنان با مشکل مواجه است و تغییرات مداوم مدیران قدرت ریسکپذیری و تأثیرات مثبت آنان را میکاهد.
نتیجهگیری: برای داشتن یک سیستم درست و استفاده همهجانیه و فراگیر از پرونده الکترونیکی سلامت تغییرات فرهنگی، مدیریتی و تکنولوژیکی لازم است. بسترسازی فرهنگی در جامعه و در بین افراد، مدیریت ریسکپذیر و کارآمد و استفاده از سیستمهای یکپارچه اطلاعات در کنار امنیت سیستم میتواند کارایی آن را افزایش داده و زمینه تحقیق و توسعه و پیشرفت را به همراه داشته باشد
بهاره هاشمی مقدم، محمدرضا کریمی علویجه، نجیمه السادات کیانوش فرد، شهین ابراهیم بابایی،
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده
مقدمه: امروزه مفهوم رضایتمندی بیماران در تمام دنیا در حوزه مراقبتهای پزشکی اهمیت بسیار ویژهای یافته است و سهم عمده این رضایتمندی متأثر از کیفیت و تنوع خدمات هتلینگ بیمارستانهامیباشد. هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر کیفیت خدمات غیرپزشکی (هتلینگ) بیمارستانها بر رضایت گیرندگان خدمت با تأکید بر نقش واسط رضایت از خدمات پزشکی در بیمارستانهای شهید فیاضبخش، شهید هاشمینژاد و مسیحدانشور است.
مواد و روشها: تحقیق حاضر از نوع کاربردی و توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل گیرندگان خدمات در بیمارستانهای مورد مطالعه به تعداد ۴۸۰۴۳ بوده است. روش نمونهگیری به صورت تصادفی ساده نسبتی قضاوتی میباشد. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده گردید. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامهی محقق ساخته جمعآوری گردید. به منظور تجزیهوتحلیل دادهها و آزمون فرضیات از آمار توصیفی و استنباطی (کولموگروف-اسمیرنوف، تی دونمونه، آنووا، همبستگی پیرسون و رگرسیون دو متغیره) از طریق نرمافزارSPSS۲۲ و همچنین بهمنظور بررسی برازش مدل و تحلیل عاملی تأییدی از نرمافزار لیزرل و جهت سنجش اهمیت و وزن متغیرهای مورد بررسی، از روش آنتروپی شانون استفاده شد.
نتایج: شناخت وزن و اولویت هر یک از متغیرهای تحقیق نشان میدهد، بهطورکلی دیدگاه گیرندگان خدمت در زمینه خدمات غیرپزشکی بیمارستانها، خدمات طی درمان، خدمات نظافت و بهداشت، خدمات رفاهی، منابع انسانی، ساختمان و تأسیساتو تغذیه بیمار، به ترتیب دارای بیشترین به کمترین وزن و اولویت میباشند.
نتیجهگیری: رضایت گیرندگان خدمات غیرپزشکی در وضعیت معمولی قرار دارند.با برقراری سیستم مدیریت مشارکتی و تشخیص اولویتها و نیازهای درمانی آنها، این وضعیت را به حالت مطلوب برسانند.
سید محمدمهدی باکی هاشمی،
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: هر ساله هزاران نفر بدلیل عدم ارائه خدمات بهموقع و کافی در مراکز درمانی جان خود را از دست داده یا دچار ضایعات غیرقابل برگشت میشوند. این پژوهش به دنبال شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر تقاضای انتقال بیماران و ارائه اثربخشترین اقدامات جهت تسهیل این فرآیند است.
روشها: این تحقیق از نظر روش، ترکیبی و از نظر نوع پژوهش، تحقیقی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران عالی و میانی دانشگاه علوم پزشکی گیلان هستند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند ۳۰ نفر به عنوان اعضای نمونه انتخاب گردیدند. در ابتدا با استفاده از دادههای کیفی به دست آمده از مطالعات اکتشافی عوامل مؤثر بر تقاضای انتقال بیماران مشخص گردید، سپس با استفاده از روش دلفی فازی این عوامل اولویتبندی شد.
نتایج: در بخش اول مجموعهای از عوامل مؤثر بر تقاضای انتقال بیماران شناسایی و در بخش دوم میزان اهمیت و اولویت این عوامل مشخص شد. نتایج پژوهش چهارده عامل اصلی از جمله توزیع نامتناسب نیروی انسانی متخصص، برنامهریزی غیر اثربخش، مدیریت ناکارآمد و ناکارآمدی نیروی انسانی را نشان میدهد.
نتیجهگیری: توزیع نامناسب نیروی انسانی متخصص، برنامهریزی غیر اثربخش و مدیریت ناکارآمد، به عنوان دلایل تقاضای انتقال بیماران شناسایی شده است که توجه ویژه مدیران نظارتی و مدیریت توسعه سازمان و تحول اداری دانشگاه را طلب مینماید. به نظر میرسد تشکیل کارگروه ویژه نظارت و برنامهریزی رفع موانع به صورت متمرکز در بالاترین سطح سازمانی و نگاه ویژه به گزارشات مرکز پایش مراقبتها به عنوان اثربخشترین اقدام، میتواند نسبت به مدیریت فرآیند اعزام، برنامهریزی، نظارت و حذف موانع عمل نماید.
راضیه منتظر الفرج، سجاد بهاری نیا، سارا جام برسنگ، فاطمه السادات هاشمی،
دوره ۲۱، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۴۰۱ )
چکیده
هدف: مأموریت اصلی بیمارستانها تأمین خدمات باکیفیت برای بیماران است. ارزیابی کیفیت خدمات بیمارستانی میتواند منجر به اختصاص هدفمند منابع مالی به حوزههایی شود که وضعیت نامناسبتری دارند. هدف از مطالعه حاضر بررسی کیفیت خدمات بیمارستانهای دانشگاهی استان یزد بود.
مواد و روشها: این مطالعه تحلیلی، مقطعی در سال ۱۳۹۹ - ۱۴۰۰ در ۱۲ بیمارستان دانشگاهی استان یزد انجام شد. به منظور انجام مطالعه از پرسشنامه استاندارد سروکوال استفاده شد. این پرسشنامه از دو قسمت ادراکات و انتظارات تشکیل شده است و هر کدام شامل ۲۸ سؤال و ۶ بعد هستند. روش نمونهگیری به صورت تصادفی طبقهای بود. تجزیهوتحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه ۲۴ انجام شد.
نتایج: ۲۲۵ نفر از بیماران در مطالعه شرکت کردند. اکثریت بیماران سن بالای ۵۰ سال داشتند (۷/۴۶ درصد). میانگین نمره انتظارات بیماران (۱۲/۸±۹۹/۱۲۸) در سطح بالا، میانگین نمره ادراکات بیماران (۶۲/۸±۹۸/۱۰۷) در سطح متوسط و میانگین نمره کل کیفیت خدمات بیمارستانی (۲۴/۱۲±۹۷/۲۳۶) در سطح بالا گزارش شد. در هر دو حوزه ادراکات و انتظارات، ابعاد قابلیت اطمینان، پاسخگویی و تضمین میانگین نمره بیشتر و ابعاد فیزیکی یا ملموس، همدلی و دسترسی میانگین نمره کمتری به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: کیفیت خدمات بیمارستانهای دانشگاهی استان یزد در وضعیت مناسبی قرار داشت، لیکن میانگین نمره ادراکات از نمره انتظارات کمتر بود. اگرچه شکاف عمیق وجود نداشت، اما ضروری است مدیران بیمارستانی نسبت به ارتقای کیفیت خدمات توجه بیشتری نموده و به منظور بهبود کیفیت خدمات برنامهریزی جامعی انجام دهند.
سید محمدمهدی باکی هاشمی،
دوره ۲۲، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۲ )
چکیده
زمینه و هدف: انتقال بین بیمارستانی به جابه جایی بیماران جهت دریافت خدمات تشخیصی، درمانی و پاراکلینیک که میتواند مانع آسیبهای بیشتر و یا درمان موثرتر گردد اطلاق میشود. مطالعه حاضر با هدف جمعآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات مرتبط با بیماران اعزام شده و شناسایی عوامل مسبب انتقال بیماران، طراحی گردید.
مواد و روشها: دادههای این مطالعه به صورت مقطعی و ثانویه از روی ۱۱۳۶۲ فرم درخواست اعزام بیماران در دانشگاه علوم پزشکی گیلان ثبت شده بود، اجرا گردید. دادهها توسط نرمافزار آماری Spss نسخه ۲۲ و آزمون آماری Chisquer تجزیه و تحلیل گردید.
نتایج: میزان درخواست انتقال بیماران در سال ۱۴۰۱ نسبت به سال ۱۴۰۰، معادل ۹% درصد افزایش داشته است. بین تقاضای انتقال بیماران با توزیع نامناسب نیروی انسانی متخصص، فقدان سازوکارهای بازخوردی تقاضا، برنامهریزی غیر اثربخش کشیکهای آنکالی و مقیمی پزشکان در بیمارستان مبدأ، مدیریت ناکارآمد منابع و تجهیزات، کمبود امکانات تشخیصی، پزشکی و دارویی و همچنین با فصول سال رابطه معنادار وجود دارد (۰/۰۵>p). بین عدم پذیرش بیماران با فقدان یا کمبود تخت مورد نیاز بیمار در بیمارستان مقصد رابطه معنادار وجود دارد (۰/۰۵>p).
نتیجهگیری: توزیع نامناسب نیروی انسانی متخصص با توجه به نیاز منطقه، برنامهریزی غیر اثربخش کشیکهای آنکالی و مقیمی، مدیریت ناکارآمد منابع در سطح بیمارستان و دانشگاه به عنوان دلایل اصلی تقاضا برای انتقال بیماران شناسایی شده است. تشکیل کارگروه ویژه جهت شناسایی، ارزیابی، برنامهریزی و نظارت بر رفع موانع به صورت متمرکز و تشکیل حلقههای بهبود کیفیت میتواند راهگشا باشد.