جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای پناهی

پژمان حموزاده، ابوالقاسم پوررضا، محمد پناهی، محمد سلیمی،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: شناسایی سبک‌های یادگیری فراگیران در جهت‌دهی به فعالیت‌های تدریس و یادگیری اهمیت فراوانی دارد. این مطالعه با هدف تعیین سبکهای یادگیری دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1390 انجام گردید.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی مقطعی، کلیه دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی تهران به صورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده این پژوهش، پرسشنامه استاندارد سبک‌های یادگیری وارک (VARK) بود. برای تحلیل نتایج از نرم افزار VARK طراحی شده در محیط Excel و SPSS 16 استفاده گردید.
نتایج: از مجموع 150 دانشجوی مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، 130 نفر با تکمیل پرسشنامه در مطالعه شرکت کردند(میزان پاسخگویی87 درصد بود). تنها 33/1 درصد از دانشجویان مورد مطالعه سبک یادگیری تک وجهی را ترجیح می‌دادند؛ در میان این دانشجویان، 10/8 درصد جنبشی/حرکتی، 10 درصد خواندن/نوشتن، 9/2 درصد شنیداری و 3/1 درصد دیداری بودند. در مقابل، اکثریت دانشجویان(66/9 درصد)، سبک‌های یادگیری چندوجهی (18/5 درصد دو وجهی، 13/1 درصد سه وجهی و 35/4 درصد چهار وجهی) را به عنوان سبک غالب یادگیری ترجیح می‌دادند. ارتباط معناداری بین معدل، مقطع و جنس با سبک‌های یادگیری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: آگاهی از اینکه دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی درمانی دارای سبک‌های یادگیری متفاوتی هستند به آموزش‌دهنده‌ در توسعه روش‌های آموزشی مؤثر و متناسب با سبک یادگیری دانشجویان کمک خواهد کرد. بر اساس یافته‌ها پیشنهاد می‌شود که برای دانشجویان این رشته از شیوه‌های فعال یادگیری مانند بحث در کلاس، ایفای نقش و شبیه‌سازی استفاده شود.


محمد پناهی توسنلو، ابوالقاسم پوررضا، فیض اله اکبری حقیقی، عباس رحیمی فروشانی، زیبا خلیلی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: در محیط بیمارستان بدلیل تعاملات مکرر و پیچیده بین پرستاران و پزشکان و دیگر افراد گروه درمانی و نیز تنوع نقش هایی که آن ها ایفا می کنند، پتانسیل بروز تعارض بطور قابل توجهی بالا می باشد. با توجه به اینکه وجود تعارض مخرب بین پزشک و پرستار می تواند تاثیر منفی بر روی کیفیت مراقبت از بیمار داشته باشد، این مطالعه به بررسی منابع ایجاد تعارض بین پزشکان و پرستاران پرداخته است. مواد و روشها: جامعه پژوهش پزشکان و کادر پرستاری بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل بود. نمونه گیری به دو روش سرشماری و تصادفی ساده صورت گرفت(260n=). ابزار گردآوری داد ه ها، پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون های آماری من ویتنی و کروسکال- والیس استفاده شد. نتایج: نابرابری در توزیع امتیازات غیرمادی بین پزشک و پرستار و نابرابری منزلت اجتماعی دو حرفه در نزد بیمار و همراهان بیمار (23/3mean=) مهم ترین و عدم حضور به موقع پرستار بر سر بالین بیمار (15/2mean=) کم اهمیت ترین منابع در ایجاد تعارض بین پزشک و پرستار شناخته شدند. پست سازمانی با نظام اقتصادی_ اجتماعی کلان(001/0 p<)، نظام سلامت(013/0 p=)، نظام بیمارستان(001/0 p<) و روابط بین فردی(001/0 p<) رابطه آماری معنی دار داشت. نتیجه گیری: ایجاد بسترهای فرهنگی و اجتماعی مناسب جهت بالا بردن منزلت اجتماعی پرستاران، بهسازی سازمان و مدیریت آن می تواند گام مفیدی در جهت پیشگیری و یا حداقل تخفیف تعارض بین پزشک و پرستار باشد.
دکتر محمد موسوی جد، دکتر سیروس قنبری، خلیل زندی، بیتا رفیعی زاد، حامد سیف پناهی، مریم نورالدینی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده

چکیده: زمینه و هدف: بر اساس گزارشات، پرستاران به‌طور مکرر و مستقیم با مرگ و میرها، رنج‌ها، جراحت‌ها، فشارهای روانی و جسمانی زیادی روبرو هستند. به‌منظور غلبه بر چنین شرایطی، یک راه‌کار اصلی پیشِ‌روی مدیران، توانمندسازی کارکنان است. با این رویکرد هدف از پژوهش حاضر، تعیین نقش رهبری اخلاقی در ارتقای توانمندسازی روان‌شناختی پرستاران بود. مواد و روش‌ها: پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده‌ها توصیفی - تحلیلی بود. جامعه آماری شامل کلیه پرستاران بیمارستان‌های دولتی شهر سنندج (410 نفر) بود که با استفاده از شیوه نمونه‌گیری تصادفی ساده، 148 آزمودنی به عنوان نمونه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌ی رهبری اخلاقی (صالح‌نیا، 1391) و نسخه دوازده سؤالی پرسشنامه توانمندسازی روان‌شناختی (وتن و کمرون، 1988) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 16 و آزمون‌های آماری تحلیل عاملی تأییدی، آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه به شیوه ‌هم‌زمان استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که گویه‌های پرسشنامه‌های پژوهش قابل تقلیل به مؤلفه‌های زیربنایی بودند. نتایج همچنین نشان داد که بین رهبری اخلاقی و مؤلفه‌های آن با توانمندسازی و ابعادش رابطه معنی‌داری وجود داشت. نهایتاً نیز مشخص شد که دو مؤلفه‌ی الگو بودن و عمل‌گرایی می‌توانند به‌طور مناسبی پیش‌بینی کننده توانمندسازی روان‌شناختی باشند. نتیجه‌گیری: بر مبنای یافته‌های پژوهش، مدیران در بیمارستان‌ها می‌توانند با نمایش رفتارهای اخلاقی مناسب و تلاش در جهت تقویت روابط بین فردی و ترویج این‌گونه رفتارها در میان پیروان، زمینه‌های ارتقای توانمندسازی روان‌شناختی پرستاران را فراهم آورند.
محمد عرب، مصطفی حسینی، محمد پناهی توسنلو، زیبا خلیلی،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: پرستاران بزرگترین گروه ارائه کننده خدمات مراقبتی در نظام بهداشت و درمان می باشند و بخش اورژانس جزء بخشهای با ریسک بالا از نظر آسیبهای شغلی شناخته می شود. هدف مطالعه حاضر شناسایی مخاطرات شغلی کادر پرستاری بخش اورژانس می باشد.

مواد و روشها: مطالعه بر روی 250 نفر از کادر پرستاری بخش اورژانس بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. روش نمونه گیری تصادفی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای بود که اعتبار و روایی آن مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.

نتایج: سطح آسیبهای شغلی افراد مورد مطالعه با میانگین 55/0± 87/2 در حد متوسط ارزیابی شد. بین ابعاد مخاطرات شغلی، مخاطرات روانی_ اجتماعی و سازمانی و مخاطرات ارگونومیکی به ترتیب با میانگین 47/0± 58/3 و 71/0± 57/3 مهمترین  و مخاطرات شیمیایی (78/0± 99/1) کم اهمیت ترین منبع آسیب شغلی گزارش شدند. از بین متغیرهای مورد بررسی بین بیمارستان، سابقه خدمت، میزان تحصیلات، وضعیت استخدامی و گذراندن دوره آموزشی مخاطرات شغلی با میزان آسیبهای شغلی ارتباط آماری معناداری وجود داشت(05/0>p ).

نتیجه گیری: پرستاران در زمینه آسیبهای شغلی با عوامل خطرساز متعددی در حیطه های مختلف رو به رو هستند. برای از بین بردن این عوامل خطرساز نیاز به راهکارهایی در حیطه های مختلف است. بکارگیری ملاحظات ارگونومیک، تدوین برنامه های آموزشی مناسب، فراهم نمودن آموزش های کافی در این زمینه و ...، می تواند منجر به کاهش این آسیبهای شغلی و افزایش بهره وری آنها گردد.


دکتر فرهاد حبیبی نوده، ابوالفضل روزبه، سراج الدین گری، قاسم رجبی واسوکلایی، محمد پناهی توسنلو، بهمن خسروی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: تخلفات اداری، یک رفتار فرد محور می باشد که هنجارهای سازمانی را نقض نموده و در نتیجه می تواند سلامت سازمان را تهدید نماید. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف شناسایی علل طولانی شدن زمان رسیدگی به تخلفات اداری در کارکنان مراکز تحت پوشش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی صورت گرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه به صورت کیفی و از نوع آنالیز محتوا انجام گرفت. برای انتخاب افراد از روش نمونه گیری در دسترس، هدفمند و گلوله برفی استفاده شد. حجم نمونه تا به اشباع رسیدن اطلاعات مصاحبه با هر گروه از افراد ادامه یافت. جمع‌آوری داده‌ ها با کمک سوالات باز و با استفاده از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته انجام گرفت و در نهایت تمامی مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: پس از پیاده سازی و تجزیه و تحلیل داده ها، علل مربوط به افزایش زمان رسیدگی به تخلفات اداری در هیات های بدوی و تجدید نظر، به پنج دسته اصلی شامل «ویژگی های اعضا»؛ «جریان واقعی رسیدگی»؛ «عوامل اجتناب ناپذیر»؛ «عوامل قانونی» و «عوامل سازمانی» تقسیم شد.
نتیجه گیری: بر اساس بررسی ها و نظرات خبرگان ، در فرآیند رسیدگی به تخلفات اداری بیشترین مشکلات مربوط به زمان تاخیر مربوطه در مراحل ابلاغ اتهام و تحقیق و کارشناسی می باشد. آموزش اعضا، کار تیمی و بکارگیری اعضا با تخصص های مختلف می توانند از در فرآیند رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان جلوگیری کنند.
زیبا خلیلی، محمد پناهی توسنلو، بهمن خسروی، ناصر ایروانی منش، رضوان کاظمی دستجرده ئی، لقمان آزموده، رامین احمدزاده، ابولقاسم پوررضا،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: تعارض بین کارکنان سلامت مشکلی مهم در واحدهای مراقبت بهداشتی در سراسر دنیاست. مطالعه حاضر با هدف شناسایی علل تعارض بین کارکنان پرستاری با سایر گروه­های شغلی در بیمارستان انجام شد.
مواد و روش­ها: مطالعه حاضر به صورت توصیفیتحلیلی در سال 1397 انجام شد. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه محقق­ساخته استفاده شد. این پرسشنامه در دو قسمت مشخصات دموگرافیک و علل تعارض بین کارکنان پرستاری با سایر گروه­های شغلی در مقیاس لیکرت 5 گزینه­ای طراحی شد. پرسشنامه در اختیار 120 نفر از کارکنان پرستاری بیمارستان­های دانشگاه علوم پزشکی اردبیل که به‌صورت تصادفی متناسب انتخاب شده بودند، قرار گرفت. برای تجزیه‌وتحلیل داده­ها از آمار توصیفی و تحلیلی در نرم‌افزار 15SPSS استفاده شد.
نتایج: بیشترین میزان تعارض گزارش شده توسط پرستاران مربوط به تعارض با گروه مدیران (94/0±17/4) و کمترین میزان با کارکنان اداری، مالی و پشتیبانی (13/1±55/3) بود. مهم‌ترین علت ایجاد تعارض بین کارکنان پرستاری با گروه­های مختلف به ترتیب عبارت بود از: تحمیل نقش­های غیرتخصصی (مثل تکمیل مستندات پرونده­ای پزشکان)؛ احساس نابرابری در حجم و فشار کاری؛ درک ناکافی از شرایط کاری حوزه پرستاری؛ اختلاف نامتعارف درآمد و مزایای دریافتی و عدم توزیع عادلانه نیروی انسانی. همچنین بین سطح تعارض با وضعیت تأهل، تجربه کاری و گروه سنی همبستگی معنادار آماری وجود داشت (p<0.05).
نتیجه­گیری: نتایج مطالعه حاضر نقش تعدادی از عوامل ایجاد­کننده تعارض بین کارکنان پرستاری با سایر گروه­های شغلی را نشان داد. این یافته­ها می­تواند راهنمای عملی برای مدیران ارشد بیمارستان­ها در جهت اخذ تصمیمات و راهکارهای کاربردی در راستای مدیریت تعارض­های محیط کار باشد.
یوسف حمیدزاده اربابی، محمد پناهی توسنلو، رقیه فرخی، امین احمدی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: خشونت در محیط کار یک عامل تهدیدکننده شغلی بوده و به‌طور فزایندهای به‌عنوان یک بحران جدی شناخته میشود. سازمانهای بهداشتی درمانی به دلیل ماهیت خدمات آنها، بیش از سایر سازمانها مستعد بروز این پدیده هستند. هدف مطالعه حاضر بررسی خشونت محل کار و نقش آن در رضایتمندی کارکنان حوزه بهداشت شهرستان اردبیل بود.
مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بود که به‌صورت مقطعی در شش ماهه دوم سال 1402 انجام شد. 300 نفر به روش نمونهگیری طبقهای و به‌صورت تصادفی از کارکنان تحت پوشش مرکز بهداشت شهرستان اردبیل وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از دو پرسشنامه رضایت شغلی مینه سوتا و خشونت شغلی در بخش بهداشت و درمان جمعآوری شد. تحلیل داده‌‌ها با استفاده از نرمافزار SPSS 20 و آزمونهای تی تست، انووا، آزمونهای تعقیبی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی انجام گرفت.
نتایج: میزان رضایت شغلی 75/58 درصد بود. 8/63 درصد کارکنان در طی یک سال گذشته حداقل یک‌بار مورد خشونت شغلی قرار گرفته بودند. میزان خشونت شغلی تجربه شده 35/27 درصد گزارش شد که خشونت روانی با 5/51 درصد و خشونت فیزیکی با 4/9 درصد به ترتیب بیشترین و کمترین بودند. بین برخی از ویژگیهای دموگرافیک با خشونت و رضایت شغلی و نیز بین این دو متغیر ارتباط آماری معنادار یافت شد (p<0.05). خشونت شغلی در مقایسه با نظام پرداخت (Beta= 0.482) و فرصت پیشرفت (Beta= 0.312) در مرتبه سوم عوامل تأثیرگذار بر رضایت شغلی شناسایی شد (Beta= 0.181).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که کارکنان حوزه بهداشتی، وجود خشونت شغلی را به‌عنوان جزئی از ماهیت حرفه خود پذیرفتهاند و رضایت شغلی آنها بیش از آنکه تحت تأثیر منفی این پدیده باشد، متأثر از میزان درآمد و نظام پرداخت در سازمان محل خدمت است.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb