کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
20 نتیجه برای موضوع مقاله:
محمد عرب، سمیه فضایلی، مسعود محمد پور، وحیده پیرموذن، مهدی یوسفی،
دوره 8، شماره 3 - ( 11-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: بخش پذیرش به عنوان اولین نقطه تماس بیمار با بیمارستان نیازمند توجه ویژه ای است. این مطالعه سعی دارد با زمانسنجی و کارسنجی فعالیت های عمده واحد پذیرش بیمارستان مرکز طبی کودکان، هدف تخمین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز برای این واحد را دنبال کند.
مواد و روشها: این مطالعه از دسته مطالعات توصیفی-تحلیلی و کاربردی است که سعی دارد با محاسبه زمان واقعی، زمان مورد انتظار و تعیین سطح ویژگی و مهارت هر یک از فعالیت های واحد پذیرش و با تعدیل این محاسبات، تعداد کل واحدهای کاری و همچنین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز برای واحد پذیرش بیمارستان مرکز طبی کودکان را در سال 1388 تعیین کند.
نتایج: کل تعداد واحدهای کاری واحد پذیرش مرکز طبی کودکان، در حدود 10780 واحد کاری در ماه می باشد که با احتساب حداقل 987 واحد کاری برای هر نفر در ماه، تعداد نیروی انسانی مورد نیاز برای این واحد، حدود 11 نفر می باشد و این در حالی است که تعداد نیروی انسانی موجود در این واحد، در حال حاضر، نه نفر می باشد.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که واحد پذیرش مرکز طبی کودکان با کمبود نیروی انسانی مواجه می باشد و راه مقابله با فشار مضاعف ناشی از کمبود نیروی انسانی در واحد مذکور، ارتقای سطح تکنولوژی مورد استفاده در این واحد و افزایش تعداد نیروی انسانی و پرداخت حق الزحمه مناسب با حجم کاری میباشد.
ابوالقاسم پور رضا، حلیمه توحیدی، سیما رفیعی،
دوره 8، شماره 5 - ( 1-1388 )
چکیده
آذر طل، داود شجاعی زاده، احمد علی اسلامی، فاطمه الحانی، محمد رضا مهاجری تهرانی، غلامرضا شریفی راد،
دوره 10، شماره 3 - ( 7-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : دیابت یک بیماری مزمن با عوارض متعدد است که به عنوان یکی از عوامل تهدید کننده حیات به شمار می رود. خود مدیریتی در دیابت ، فرآیندی است که طی آن دانش، مهارت و توانایی لازم برای اتخاذ رفتارهای خود مدیریتی تسهیل می گردد. این فرآیند شامل نیازسنجی، تعیین اهداف و بررسی تجارب زندگی بیماران با دیابت است. اهداف کلی خود مدیریتی دیابت شامل حمایت از اتخاذ تصمیم آگاهانه و همکاری فعال با تیم مراقبت سلامتی است که در طی آن وضعیت سلامتی و کیفیت زندگی بیماردیابتی ارتقاء می یابد. با عنایت به اهمیت و ضرورت اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی در دیابت، این مطالعه با هدف تعیین برخی عوامل پیش بینی کننده اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی در بیماران دیابتی نوع 2 به منظور تسهیل در برنامه ریزی مداخلات در حوزه ارتقاء سلامت طراحی و اجرا گردید.
مواد و روش ها : پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی - تحلیلی است که با هدف تعیین برخی عوامل مرتبط در پیش بینی خودمدیریتی دیابت بر روی 140 بیمار دیابتی نوع 2 تحت پوشش مرکز دیابت ام البنین شهر اصفهان در سال 1390انجام شد . ابزار جمع آوری اطلاعات در این مطالعه، پرسشنامه چند وجهی بود که ازچهار بخش تشکیل شد.بخش اول شامل اطلاعات دموگرافیک و مرتبط با بیماری افراد مورد مطالعه (12 گویه)، بخش دوم ابزار استاندارد اندازه گیری دیسترس روانی دیابت( 17 گویه)، بخش سوم شامل ابزار استاندارد اندازه گیری خودکارآمدی بیماران دیابتی ( 8 گویه)، و بخش چهارم ابزار استاندارد خودمدیریتی بیماران دیابتی (35 گویه). در نهایت اطلاعات حاصل، جمع آوری و توسط نرم افزار SPSS نسخه 11/5 با استفاده از آزمون های توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج : یافته های این مطالعه نشان داد که متغیرهای سن( 004/0p=)، طول مدت بیماری (001/0 p)، جنسیت(003/0p=)، وجود بیماری زمینه ای ( 004/0p=)، میزان شاخص توده بدنی( 0/02p=)، تحصیلات بالاتر از دیپلم( 0/02p=)، دارودرمانی(0/001 p)، وضعیت سلامتی درک شده از دیدگاه خود بیمار (0/001 p)، دیسترس روانی دیابت(0/001 p) و خودکارآمدی (0/001 p)همگی با خود مدیریتی دیابت ارتباط آماری معنی دار داشتند.میزان R2 (توان پیش گویی کننده)در این مطالعه46درصد بود. مدل رگرسیون چند متغیره ، متغیر های اثرگذار بر خودمدیریتی تعدیل شده برای سایر متغیر ها شامل سن( 0/02 , p=0/155 - =ß)، وضعیت سلامتی (0/009 , p=0/238 =ß)، دیسترس روانی دیابت ( 0/001, p=0/243- =ß) و خودکارآمدی (0/001 , p0/372 =ß) و شاخص توده بدنی( 0/01 , p=0/17 - =ß) نشان داد. با حذف متغیر دیسترس دیابت و خودکارآمدی، متغیرهای شاخص توده بدنی (0/01 , p=0/71 - =ß) ، وضعیت سلامتی(0/001,p0/28 =ß)، و طول مدت بیماری(0/001 p، 0/78 - =ß)، به طور مستقل مرتبط با خودمدیریتی دیابت بودند .
نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی با سن بیماران ،طول مدت ابتلا به دیابت ،شاخص توده بدنی و دیسترس دیابت ارتباط معکوس و با وضعیت سلامتی درک شده از دیدگاه بیمار وخودکارآمدی به طور مستقیم ارتباط دارد.به این ترتیب، بهترین مدل رگرسیون پیشنهاد شده به منظوربرنامه ریزی مداخله ای در اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی تمرکز بر کاهش دیسترس دیابت و افزایش خودکارآمدی در بیماران دیابتی نوع 2 مورد مطالعه می باشد.
سید علی علوی، علی احمدآبادی، محمد مولائی قلیچی، ولی پاتو، کاظم برهانی،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران رشد شتابان شهر نشینی به گونه ای بوده است که متناسب با آن تجهیزات فضاهای شهری به صورت مناسب مکان گزینی نشده اند. عمده ترین پیامد این کار به هم ریختگی نظام توزیع خدمات و نارسایی سیستم خدمات رسانی به شهروندان است. یکی از مهمترین مراکز خدمات عمومی بیمارستانها هستند که نقش بسیاری در تأمین سلامت شهروندان دارد. هدف از این پژوهش "مکان گزینی بهینه بیمارستانها در منطقه 7 تهران " می باشد.
مواد و روشها: این تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. برای جمع آوری اطلاعات و داده های مورد نیاز از مطالعات میدانی استفاده شده و با توجه به اطلاعات به دست آمده، به بررسی محدوده مورد مطالعه از لحاظ نزدیکی به راه ارتباطی، فضای سبز، فاصله از مراکز صنعتی، نظامی و گسل موجود در منطقه پرداخته شده، همچنین برای وزن دهی به معیارها، از مدل AHP استفاده شده است. سپس با استفاده از مدل تصمیم گیری TOPSIS در محیط نرم افزار Arc Gis به ارزش گذاری معیارها در محدوده مورد مطالعه و تهیه نقشه های متناسب پرداخته شده و در نهایت نقشه نهایی که نشان دهنده بهترین مکان جهت احداث بیمارستانها در این محدوده است، استخراج می شود.
نتایج: با تلفیق و روی هم قرارگیری لایه های اطلاعاتی، نقشه نهایی بدست آمد و مشخص گردید که قسمت شمالی شرقی (تقاطع خیابان های رسالت و کابلی)، مرکزی (خیابان های شهید مطهری و میرعماد) و جنوبشرقی (خیابان بخشی فرد و بخشی از خیابان دماوند) در منطقه 7 اولویت و امتیاز بیشتری به منظور احداث بیمارستانها را دارا می باشند.
نتیجه گیری: سیستم تصمیم گیری چند معیاره (MCDM) به همراه GIS می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در مکانیابی محل بیمارستانها مورد استفاده قرار بگیرد. قرار گرفتن بیمارستانها در جوار راه های ارتباطی و نزدیکی به فضاهای سبز شهری و فاصله مناسب آن از کاربری های صنعتی، نطامی و مناطق دارای گسل به خوبی قابلیت مدل مورد نظر این پژوهش را به اثبات می رساند
مهناز مایل افشار، ابوالقاسم پوررضا، مهدی معمارپور،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از رفتارهایی که در سازمانها از جمله بیمارستانها، مورد توجه قرارگرفته است، رفتارشهروندی سازمانی میباشد. مطالعات اخیر نشان داده است، کارکنان سازمان نسبت به رفتارشهروندی سازمانی علاقه نشان میدهند، که این امر میتواند تحت تاثیر ویژگیهای جمعیتشناختی قرار گیرد. هدف از این تحقیق تعیین رابطه رفتارشهروندیسازمانی با ویژگیهای جمعیتشناختی(جنس، سن، تاهل، مدرک تحصیلی، حقوق ودستمزد، قومیت، نوع استخدام، نوع کار، پستسازمانی، محل خدمت و سابقهکاری) در میان کارکنان بیمارستانهای منتخب دانشگاههای علومپزشکی تهران و شهیدبهشتی میباشد. مواد و روشها: این تحقیق در شش بیمارستان منتخب دانشگاههای علومپزشکی تهران و شهیدبهشتی انجام شده و دادهها از طریق توزیع یک پرسشنامه در بین 429 نفر از کارکنان این بیمارستانها به روش نمونهگیری دومرحلهای تصادفی جمعآوری شد. روش پژوهش، توصیفی-مقطعی و نوع تحقیق میدانی بوده است. بمنظور تایید یا رد فرضیههای تحقیق از آزمونهای من ویتنییو و کروسکالوالیس استفاده گردیده است. یافتهها: نتایج نشان داد، اغلب ویژگیهای جمعیتشناختی مورد بررسی بر رفتارشهروندی سازمانی کارکنان بیمارستانهای منتخب دانشگاههای علومپزشکیتهران و شهیدبهشتی تاثیر دارند. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش حاکی از آن است، که مردان نسبت به زنان، رفتارشهروندی سازمانی بیشتری از خود نشان دادهاند، متاهلین نسبت به افراد مجرد و مطلقه دارای رفتارشهروندی سازمانی بالاتری بوده و در رده سنی50 تا 54 سال، افراد دارای بالاترین میانگین رفتار شهروندی سازمانی بودهاند. بهعلاوه، افراد دارای مدرک کارشناسیارشد، از بالاترین رفتار شهروندی سازمانی برخوردارند. همچنین یافتهها نشاندهنده آن است که قومیت بر بروز رفتار شهروندی سازمانی تاثیری ندارد.
رضا برادران کاظم زاده ، محمد مهدی سپهری، فرزاد فیروزی جهان تیغ،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستان بزرگترین و مهمترین واحد اجرایی نظام بهداشت و درمان است بنابراین توجه کامل به نحوهی ارزیابی کیفیت آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. همواره این سؤال مطرح میشود که چگونه میتوان کیفیت این خدمات را مورد سنجش قرار داد. پژوهش حاضر درصدد ارائهی مدلی فازی جهت سنجش کیفیت خدمات در این بخش بهداشت و درمان است.
مواد و روشها: این پژوهش به صورت مقطعی در دو بیمارستان شهرستان زاهدان در سال 1391 صورت گرفته است. با بررسی ادبیات پژوهشی، ابعاد و مؤلفههای سنجش کیفیت خدمت شناسایی گردید. پرسش-نامهی SERVQUAL مورد استفاده برای تحلیلهای سلسلهمراتبی طراحی و سپس مدل AHP فازی ارائه می-شود.
نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهد که مهمترین بعد برای برآورد کیفیت خدمات بهداشت و درمان، همدلی است. پاسخگویی و اعتبار و داراییهای مشهود در درجهی آخر اهمیت قرار دارند. بیمارستانها با استفاده از AHP فازی مقایسه شدهاند. رتبهبندی بیمارستانها در عملکرد بر اساس محاسبات، به این صورت است: بیمارستان امام علی(ع) با 31% در مقایسه با بیمارستان تأمین اجتماعی با 29%، در کیفیت خدمات عملکرد بهتری دارد.
نتیجهگیری: نتایج نشان دادندکه بیمارستانها باید بیشتر بر پاسخگویی، تضمین و دارایی های مشهود تمرکز کنند. هر یک از بیمارستانها با توجه قراردادن نقاط ضعفشان میتوانند کیفیت خدمات را افزایش دهند و در نتیجه خدمات بهتری برای بیماران فراهم آورند.
مهدی یوسفی، عباس عصاری آرانی، بهرام سحابی، انوشیروان کاظم نژاد،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه عدم وجود محافظت مالی در برابر هزینه های سلامت به عنوان یک نقص عمده در نظام های سلامت شناخته شده است که به نظر می رسد اولین گام در رفع این مشکل شناسایی دقیق اجزای هزینه های سلامت خانوار باشد تا بتوان در گام های بعدی، سیاستگذاری های پیشگیرانه و شیوه های مناسب برای رفع آن را انتخاب نمود.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر پژوهشی کیفی می باشد که در دو مرحله انجام گرفت. مرحله اول شامل مصاحبه با خانوارها با نمونه ای از 8 استان کشور بود که به شناسایی اجزاء مختلف مخارج سلامت خانوارها پرداخته شد و در مرحله بعد با نظر پانل نخبگان موارد شناسایی شده در دو دسته هزینه های مستقیم و غیر مستقیم قرار گرفتند.
نتایج: در مرحله اول مطالعه تعداد 93 نوع هزینه سلامت خانوار شناسایی شد که در مرحله بعد تعداد 61 مورد از این هزینه ها در دسته هزینه های مستقیم و تعداد 32 مورد در دسته هزینه های غیر مستقیم سلامت خانوار شناسایی شدند.
نتیجه گیری: شناسایی دقیق اجزای مخارج سلامت خانوار و تقسیم آنها به دو دسته هزینه های مستقیم و غیر مستقیم سلامت خانوار، می تواند برای محاسبه دقیق تر میزان مخارج سلامت خانوار در مطالعات آتی مفید باشد.
شیرین نصرت نژاد، ابوالقاسم پوررضا، مریم معینی، حسن حیدری،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش هزینههای تشخیصی و درمانی، باعث شده که پوشش تمامی هزینه های سلامت از حیطه بیمه پایه (اجتماعی) خارج گردد و در نتیجه ورود بیمه های خصوصی به خدمات درمانی را میسر گردد. با توجه به اهمیت روز افزون بیمه درمان خصوصی در جامعه و نقش پررنگ آن در سلامت، در این پژوهش سعی خواهد شد که متغییرهای اثرگذار بر تقاضای بیمه درمان خصوصی مورد بررسی قرار گیرد تا با شناخت این عوامل شرکتهای بیمه بتوانند در برنامهریزیهای به رونق این شاخه بیمهای کمک کرد.
مواد و روشها: مطالعه از نوع توصیفی – تحلیلی است. که داده ها از طریق پرسشنامه از 950 خانوار در سطح شهر تهران با روش نمونهگیری تصادفی خوشه ای سه مرحلهای جمع آوری گردید و تخمین مدل از طریق روشهای اقتصاد سنجی مبتنی بر مدلهای دوبخشی پروبیت و توزیع ارزش فرین انجام گرفت
نتایج: نتایج تخمین مدل نشان داد برخورداری از بیمه پایه، چکاب سالیانه، ورزش منظم، دارا بودن منزل شخصی و بازنشستگی اثر مثبت و معنیدار بر تقاضای بیمه درمان خصوصی داشته است. در مقابل، تقاضای این بیمهنامهها برای کسانی که عادت به بستن کمربند ایمنی داشتند و بین افراد مسنتر کمتر بوده است.
نتیجه گیری: در این مطالعه فاکتورهای موثر بر تقاضای بیمه درمان خصوصی در ایران شناسایی گردید که شناسایی این متغیرها به سیاستگذاران کمک میکند که شرایط لازم برای گسترش پوشش بیمه درمان خصوصی فراهم نمایند.
محسن افصحی، دکتر محمد مهدی سپهری، احسان عامری،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تصمیمگیری در مورد تغییر تعداد تختهای بیمارستان یکی از چالشهای پیش روی مدیران بیمارستانها است، زیرا با افزایش تعداد تختها، هزینه جاری بیمارستان افزوده میشود و از طرف دیگر با کاهش تعداد تختها، جریان بیماران با اختلال مواجه میشود. از این رو هدف اصلی این تحقیق، کمینهسازی هزینهها و بیشینهسازی جریان بیماران در شبکه، با در نظر گرفتن محدودیتهای عملی بیمارستان است.
مواد و روش ها: گامهای اصلی مطالعه عبارت است از: شناسایی محدودیتهای موجود در تغییر ظرفیت هر بخش به کمک مصاحبه با مدیران و پرسنل بیمارستان، تحلیل و بررسی شبکه جریان بیمار قلبی در بیمارستان مدرس تهران، شبیهسازی جریان فعلی، تعیین سناریوهای قابل اجرا و انتخاب بهترین سناریوها به کمک مدل سازی ریاضی با هدف کمینهسازی هزینه و بیشینهسازی جریان بیماران
نتایج: از میان تعداد زیادی سناریو موجود، با بررسی محدودیتها تعداد 31 سناریو قابل اجرا شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفت. در نهایت، 8 سناریو برتر مشخص شد. نتایج نشان داد که به طور کلی کاهش تخت در سیسییو و افزایش تخت در پستسیسییو می تواند با در نظر گرفتن محدودیتهای هزینهای، جریان بیماران را بهبود بخشد.
نتیجه گیری: رویکرد پیشنهادی میتواند یک راهنمای کلی برای برنامهریزی ظرفیت بیمارستان با در نظر گرفتن محدودیتهای عملی باشد. از آنجایی که برخی از مدیران سلامت، با ایجاد بخش پستسیسییو (Post Coronary Care Unit (Post CCU) مخالفت میکنند. با این رویکرد میتوان وضعیت جریان بیماران را در شرایط وجود و عدم وجود این بخش با هم مقایسه نمود.
ندا اسدی، زهرا رویانی،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف :افسردگی یکی از اختلالات شایع در بیماران تحت درمان با همودیالیز است که روند افزایشی دارد. لذا مطالعه حاضر به منظور تعیین همبستگی حمایت اجتماعی با افسردگی در بیماران تحت درمان با همودیالیز شهر کرمان، انجام شد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی تحلیلی بود .182 بیمار تحت درمان با همودیالیز مراجعه کننده به مراکز آموزشی درمانی کرمان با روش سرشماری انتخاب گردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه شامل مشخصات دموگرافیک ، پرسشنامه استاندارد سنجش افسردگی بک(BDI) و پرسشنامه حمایت اجتماعی (Enriched Social Support Instrument) ESSI جمع آوری و در محیط نرم افزار SPSS نسخه 17با استفاده از آمار توصیفی ( میانگین و انحراف معیار ) و آزمون ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: 1/68% از افراد مورد پژوهش دارای درجاتی از افسردگی بودند. 83% از افراد نیز از حمایت اجتماعی خوبی برخوردار بودند . همچنین، در بررسی ارتباط افسردگی و حمایت اجتماعی، مشخص گردید که ارتباط معکوس معناداری بین افسردگی و حمایت اجتماعی وجود دارد(005/0P=) به طوریکه با افزایش حمایت اجتماعی ، میزان افسردگی کاهش می یافت.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که افسردگی در این بیماران شیوع بالایی دارد. به نظر می رسد در بخش های دیالیز به مسائل روانشناختی این بیماران باید توجه ویژه مبذول نمود. پرستاران می توانند با شناسایی افراد پرخطر از نظر دریافت حمایت اجتماعی از بروز افسردگی در این بیماران پیشگیری نمایند.
معصومه سعیدیان، محمدمهدی سپهری، حسن آقاجانی، توکتم خطیبی،
دوره 14، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: انفارکتوس قلبی شایعترین علت مرگومیر در کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه است . طبق پیشبینی سازمان بهداشت جهانی تا سال 2020 علت اصلی مرگ در کل دنیا خواهد بود. هدف اصلی از درمان انفارکتوس حاد برقراری مجدد جریان خون است که در درمان آن دو رویکرد درمانی وجود دارد که این دو رویکرد گرچه برای درمان یک عارضه به کار بسته میشوند ولی از نظر کیفیت درمان و هزینه باهم متفاوت هستند؛ از آنجا که هزینههای بهداشتی درمانی در حال افزایش است، هدف این تحقیق یافتن مشخصات هزینهای تاثیرگذار در درمان بیماران انفارکتوس حاد قلبی بود تا چارچوبی برای مقایسه دو روش درمانی ارائه گردد.
مواد و روشها: مدل ارائهشده در تحقیق حاضر، برای انتخاب مشخصات هزینهای تمایزگذار از پیوند الگوریتم ژنتیک و درخت تصمیم به عنوان رویکردی جدید استفاده نموده و با مقایسه نتایج آن با روش تصادفی اعتبارسنجی صورت گرفت.
نتایج: نتایج مطالعه روش استفاده شده نشاندهنده کاهش خطای دستهبندی بود و به کاهش خطای تقریبی 2/0 نسبت به روش تصادفی دست یافتیم. سپس با توجه به مشخصههای انتخابی، چارچوبی برای مقایسه دو روش درمانی ارائه گردید. همچنین در مورد هزینهها روش آنژیوپلاستی اولیه در اکثر هزینههای مستقیم و همچنین جمع کلی این هزینهها، هزینه کمتری داشت اما در هزینههای غیرمستقیم همچون در برخی موارد همچون نارسایی کلیوی به نتایجی خلاف آنچه مورد انتظار پزشکان بود رسیدیم.
نتیجهگیری: رویکرد پیشنهادی در این تحقیق میتواند راهنمایی برای پزشکان و موسسات بیمه در سیاستگذاریهای درمان انفارکتوس حاد باشد.
دکتر بختیار استادی، اسرین نویدی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجاکه مصرف انرژی به ازای هر متر مربع در بیمارستانها بیشتر از انواع دیگر موسسات خدماتی است، در این تحقیق با تعریف و اولویت بندی پروژههای بهبود مصرف انرژی در بیمارستان، اقداماتی در راستای بهینه سازی آن انجام شد.
مواد و روشها: لزوم بهینه سازی مصرف انرژی بر اساس شاخصهای میانگین مصرف و هزینه آب، برق و گاز به ازای تخت روزاشغالی و تخت فعال تشریح شده و در بیمارستان مورد مطالعه این شاخصها محاسبه گردید. سپس، اقدامات بهبود با کمک ممیزی انرژی، مصاحبه با خبرگان بیمارستان و تحقیقات انجام شده در بیمارستانها شناسایی شد. در ادامه، پروژه های بااهمیت بالا براساس میزان تاثیر بر روی شاخصهای مصرف انرژی، نظر خبرگان، تجمیع پروژه ها، امکان پذیری و محدودیت های پیش نیازی، همزمانی و پس نیازی مشخص گردید. درنهایت، معیارهای خاص در سه بعد معیارهای تاثیر بر میزان مصرف انرژی، تلاش برای اجرای پروژه و ریسک شناسایی و پروژه ها با استفاده از پرسشنامه و روش تحلیل سلسله مراتبی فازی اولویت بندی شد.
نتایج: نتایج نشان داد مصرف انرژی در بیمارستان مذکور بالاتر از استاندارد جهانی بوده و لزوم بهینه سازی مصرف انرژی و استفاده از سیستمهای مدیریت انرژی در بیمارستان مذبور ثابت شد. براساس نتایج اولویت بندی پروژههای با رتبه های اول تا چهارم مشخص شدند.
نتیجه گیری:صرفه جویی در مصرف انرژی از طریق اجرای پروژههای بهبود در بیمارستانها ضروری به نظر میرسد. اما با توجه به تعداد و محدودیت منابع، بیمارستانها میتوانند با متد پیشنهادی براساس اولویت و بودجه موجود، هر ساله تعداد پروژههایی با ریسک و دوره بازگشت سرمایه کمتر جهت اجرا انتخاب نماید
زهره کاهه، دکتر علی حسین زاده کاشان،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف:مکانیابی مراکز درمانی از جمله مسائل مهمی است که باید از ابعاد متفاوت و با هدف ارتقای خدمتدهی به آن توجه شود. در این مقاله، مسئله مکانیابی حداکثر پوشش سلسله مراتبی مراکز درمانی بیماریهای قلبی با دو سطح خدمتدهی شامل کلینیک و بیمارستان و با در نظر گرفتن نرخ خدمتدهی به بیماران قلبی بررسی شد. هدف اولیه حداقل نمودن نقاط تقاضای پوشش نیافته، و هدف ثانویه کمینهسازی نرخ تقاضاهای از دسترفته به عنوان معیاری برای حفظ بیماران بالقوه در شعاع پوشش بود.
روش: به منظور تحلیل سیستم های صف، سیستم نوبتدهی مرکز قلب تهران بررسی شد.روش پیشنهادی یک مدل برنامهریزی ریاضی دومرحلهای احتمالی است . به منظور ارزیابی مدل پیشنهادی چند مثال عددی در نرم افزار GAMSاجرا شد.
نتایج: نتایج نشان داد بهترین حالت برای احداث مراکز درمانی، احداث کلینیک در مجاورت یک بیمارستان است.اتخاذ تصمیم در ارتباط با مکان یابی مراکز درمانی،با در نظر گرفتن نرخ خدمتدهی به بیماران در هر یک از مراکز درمانی موجب افزایش اعتماد به نتیجه حاصل از مدل بهینهسازی و کاهش هزینهها و نرخ تقاضای از دسترفته شده است.
نتیجهگیری:مدل پیشنهادی قادر است با الگو قرار دادن مراکز درمانی در مناطق با طیف جمعیتی مشابه، به تصمیمگیرندگان برای استقرار بهینه مراکز درمانی در مناطق محروم یاری رساند.مکان یابی کلینیکها و بیمارستان ها با در نظر گرفتن حالت سلسله مراتبی و نرخ خدمت دهی در آنها، موجب افزایش رفاه بیماران خواهد شد.
مهدیه توکلی، محسن قنواتی نژاد، فاطمه جلالی فر، دکتر الهام یاوری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: واحد پذیرش، ورودی اصلی بیمارستان است و اولین ارتباط بیمار با بیمارستان از طریق این واحد صورت میگیرد. زمان انتظار بیماران که از پیامدهای اصلی عملکرد این واحد است که نه تنها یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر رضایتبیماران بهشمار میآید بلکه از شاخصهای ارزیابی کیفیت خدمات بیمارستان نیز میباشد. هدف این پژوهش ارائه سناریوهایی به منظور کاهش زمانانتظار بیماران بود.
مواد و روشها: پژوهش از دیدگاه شیوه، توصیفی و از دیدگاه هدف، کاربردی بود. این تحقیق بهطور مقطعی روی 110 بیمارنوبتدار مراجعهکننده بهپذیرش بیمارستان محبمهر انجام شد. دادهها در مدت 70 روز و بهطور یکنواخت در همه روزهای هفته ازطریق مشاهده مستقیم، جمعآوری شده و در کاربرگهای از پیش تهیه شده ثبت گردیدهاند. مدل شبیهسازی، در نرمافزار Arena14 طراحی و اجرا شد.
نتایج: براساس یافتههای پژوهش، واحد پاراکلینیک و قسمت انتظار برای خالی شدن تخت، دو گلوگاه اصلی زمان در سیستم مورد مطالعه بودند. به منظور حل مساله، برای هر یک از واحدهای فوق یک سناریو طراحی و در محیط شبیهسازی آزمایش شد. اجرای این آزمایشها، نشان میدهد که سناریوهای پیشنهادی به طور مجزا و توامان، در مقایسه با شرایط موجود، نتایج بهتری در کاهش زمانانتظار و همچنین افزایش تعداد افراد بستریشده بهدنبال داشتند.
نتیجهگیری: بهبود فرآیندهای درمانی ازطریق شناخت سیستم خدماترسانی بیمارستان و تجزیهوتحلیل گلوگاهها و نقاطضعف آن حاصل میشود. مطابق با نتایج، افزایش تعدادکارکنان واحد پاراکلینیک و تختهای آزاد بیمارستان، عملکرد واحد پذیرش بیمارستان را بهبود میدهد. اجرای سناریوهای فوق، زمانانتظار بیماران را حدود 78% و زمانانتظار خالیشدن تخت را حدود 50% کاهش میدهد.
ایمان دهقان، دکتر بختیار استادی، دکتر سعید حسینی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اتاقهای عمل در هر مرکز درمانی از حساسترین واحدهای مرکز میباشند که زمانبندی و برنامهریزی عملیات آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و بهینهسازی آنها تاثیر بسزایی در بهینه سازی کل مجموعه دارد. زمانبندی جراحی قلب علاوه بر محدودیتهای نیروی انسانی، زمانی و تسهیلاتی، شامل محدودیت ضربالاجل جراحی بیمار نیز میباشد که در این پژوهش هدف زمانبندی جراحیها با درنظر گرفتن این پارامتر میباشد.
مواد و روشها: در این پژوهش کمی که از مطالعات نوع مقالات پژوهشی اصیل میباشد یک الگوریتم ۱+3 فازی پیشنهاد شد. این الگوریتم علاوهبر پایش محدودیت ها و ضربالاجل جراحی، به عدم قطعیت نیز توجه دارد. لازم به ذکراست بیماران نیز به دو دسته اورژانسی و غیر اورژانسی تقسیم گردیدند که این الگوریتم صرفا به زمانبندی موارد غیر اورژانسی میپردازد. در این پزوهش 343 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفتند.
نتایج: با بررسی اطلاعات مربوط به یک دوره ۶ ماهه از مرکز قلب و عروق شهید رجایی تهران، بهبود ۱۱ درصدی نسبت به فرایند نوبتدهی موجود در پایش ضربالاجل بیماران ایجاد شده است. میزان بهینهسازی اغلب مربوط به تفاوت در انتخاب بیماران براساس ضربالاجل آنها جهت جراحی میباشد که در الگوریتم حاضر سهم عمدهای از بیماران انصرافی مورد خدمتدهی قرار داده شده اند. همچنین دیگر مزیت الگوریتم پیشنهادی نسبت به فرایند موجود پویای الگوریتم و اعمال عکسالعمل مناسب در برابر تغییرات بوجود آمده میباشد.
نتیجهگیری: درصورت پایش قطعی ضربالاجلها، هرچه طول صف بیشتر باشد، احتمال پذیرش بیماران غیراورژانسی با ضربالاجل کوتاهتر کاهش مییابد.
دکتر بختیار استادی، رضا مختاریان دلوئی، دکتر محمد مهدی سپهری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بیمارستانها با درخواستهای زیادی برای ارائه خدمات باکیفیت روبرو شدهاند؛ این درحالیست که هزینههای آنها به صورت فزایندهای رو به رشد میباشد. این امر ضرورت توجه بیشتر مدیران بیمارستان را به منظور کاهش هزینههای خدمات درمانی بارزتر کرده و لزوم استفاده از یک روش هزینهیابی دقیق را آشکارتر مینماید. هزینهیابی بر مبنای فعالیت اطلاعات مناسبی در زمینه فعالیتهای مورد نیاز برای ارائه یک خدمت باکیفیت فراهم میسازد، اما نظر به اینکه مبنای اطلاعات این سیستم تحت شرایط اطمینان ارائه میشود، کاربرد آن در شرایط عدماطمینان به شدت کاهش مییابد. از اینرو هدف از این مطالعه پیشنهاد چارچوب جدیدی تحت عنوان هزینهیابی برمبنای فعالیت فازی (FL-ABC) است.
مواد و روشها: از آنجایی که فرآیند هزینهیابی در بیمارستان اغلب تحت شرایط عدمقطعیت انجام میشود، از منطقفازی در مدل ABC به منظور برآوردهای دقیقتر از هزینهها و افزایش قابلیت اطمینان از دقت و صحت نتایج، استفاده شد.
نتایج: مدل پیشنهادی در یک نمونه مربوط به بخش آزمایشگاه بیمارستان بکارگرفته شده و نتایج آن با سیستم ABC مورد مقایسه قرارگرفت. نتایج حاصل نشان دهنده بیشترین تفاوت در هزینههای تعیین شده به ترتیب در آزمایشهای بیوشیمی و انگلشناسی به ترتیب به ارزش 77708951.89 و 67508112.57 ریال میباشد که این تفاوتها در اثر عدم قطعیت در هزینههای اختصاص یافته به هر فعالیت ایجاد شدهاند.
نتیجهگیری: سیستم FL-ABC با درنظرگرفتن عدم قطعیت در پارامترهای هزینه، تخمینهای دقیقتری از هزینه فعالیتها، تحت شرایط عدم اطمینان فراهم میسازد که سبب میگردد تا هزینههای خدمات درمانی به طور دقیقتر قابل شناسایی گردد.
محسن قنواتی نژاد، مهدیه توکلی، دکتر محمدمهدی سپهری،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با افزایش تقاضای درمان، بیماران با کمک اینترنت اشیا مراقبت و پایش میشوند. فناوریهای پایش جسمی بیمار در محیط اینترنت اشیا شامل اندازهگیری ضربان قلب، فشارخون، قند خون و دیگر علائم حیاتی هستند. هدف مقاله، ارائه مدل خوشهبندی فناوریهای مذکور با استفاده از تکنیکهای دادهکاوی است تا مناسبترین فناوری، طبق نیازها و ویژگیهای کاربر انتخاب شود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر، مروری و از منظر نتیجه کاربردی میباشد. دادهها شامل شش مشخصه منحصربهفرد 60 فناوری منتخب، شامل کاربرد، قیمت، نحوه اتصال، منبع تغذیه، مکان استفاده و نوع استفاده میباشد که از سایتهای توسعه و تبلیغات فناوریها و همچنین بررسی مقالات مرتبط استخراج شده است. روش تجزیهوتحلیل دادهها، تکنیک خوشهبندی و الگوریتم K-medoids است. همچنین برای شناسایی مؤثرترین مشخصهها، از الگوریتم جنگل تصادفی استفاده شده است.
یافتهها: مدل ارائه شده، با در نظر گرفتن مشخصههای انتخاب شده کاربر به عنوان ورودی، خوشهای از فناوریها را به عنوان خروجی مدل ارائه میدهد. مطابق با الگوریتم، دادهها در بهترین حالت در چهار دسته خوشهبندی شدند. شاخص سیلوئت برای چهار خوشه، مقدار 45/0 شده است که اعتبار مدل را نشان میدهد. با اجرای الگوریتم جنگل تصادفی، نوع کاربرد و پس از آن قیمت، بیشترین تاثیر را در خوشهبندی داشتهاند.
نتیجهگیری: توسط مدل پیشنهادی پژوهش، بیماران یا کاربران میتوانند مناسبترین فناوری را بر حسب نوع بیماری و دیگر ویژگیهای موثر همچون قیمت، بیابند و به این ترتیب با پایش جسمی درست و لحظهبهلحظه، آمار پیشروی بیماریها کمتر و پیشگیری آنها بهتر انجام گیرد
نادر مرکزی مقدم، ساناز زرگر بالای جمع، زانیار قادری، احسان توفیقی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: در بین بخشهای بیمارستان، تالار جراحی سهم قابلتوجهی از هزینه و درآمد بیمارستان را به خود اختصاص میدهد. زمانبندی تالار جراحی در افزایش بهرهوری اتاقهای عمل اهمیت بسزایی دارد و پژوهش حاضر با هدف بهینهسازی زمانبندی تالار جراحی بر پایه مدل شبیهسازی پیشامد گسسته انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش بهصورت مقطعی در تابستان 97 در تالار جراحی یکی از بیمارستانهای شهر تهران انجام پذیرفت. با ورود افراد به تالار جراحی، اطلاعات آنها اعم از علت و بیماری که موجب جراحیشده، نوع عمل جراحی (انتخابی یا اورژانسی)، مدتزمان حضور هر بیمار در تالار جراحی با جزئیات زمانی ثبت گردید. تجزیهوتحلیل دادهها با نرمافزار SPSS، و شبیهسازی سیستم درمانی با نرمافزار Arena انجام پذیرفت.
نتایج: با تجزیهوتحلیل اطلاعات ورودی مربوط به 625 بیمار در طول سه ماه، بیش از 60 درصد مراجعین را آقایان تشکیل دادند. متوسط زمان انتظار افراد در تالار جراحی 35 دقیقه بود. اولین ورود افراد به تالار جراحی در مورد بیماران انتخابی، در ساعت 7:10 صبح و آخرین ورود در ساعت 17:00 بود. از هشت سناریو مطرحشده، دو سناریوی اصلاح نرخ ورود (توزیع ورود به بعدازظهر) و سناریوی ترکیبی (اصلاح صف به بعدازظهر و اضافه کردن بیمار بر) بیشترین کاهش زمان انتظار را به همراه داشت.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تغییر توزیع ورود بیماران به ساعتهایی که بار ورودی کمتری دارد، میتواند مدتزمان انتظار بیماران را کاهش داده و بهرهوری تالار جراحی را افزایش دهد.
بهاره رحمانی منشادی، بختیار استادی، امیر حسین جلالی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: لیست انتظار لیستی از بیماران انتخابی در صف عمل جراحی است. اگر تقاضا بیش از ظرفیت باشد، لیست انتظار به سرعت رشد میکند که ممکن است منجر به انتظار غیرقابلقبول برای بیماران شود، خصوصاً آنهایی که به مراقبتهای حاد پزشکی نیاز دارند. کاهش زمان انتظار دریافت خدمات درمانی از جمله جراحی قلب از چالشهای نظام سلامت است. مطالعه حاضر با شناسایی راهکاری مؤثر برای کاهش طول صف بیماران کاندید جراحی قلب انجام شده است.
مواد و روشها: در این مقاله به بررسی و بهبود فرآیند نوبتدهی جراحی قلب باز بیمارستان شهید رجایی با رویکرد شبیهسازی گسسته پیشامد در نرمافزار شبیهسازی Arena پرداخته شد. بعد از طراحی فرآیند، گلوگاههای موجود منجر به مدتزمان انتظار زیاد بیماران شناسایی شد. زمان انتظار و تعداد بیماران ملاقات شده به عنوان تابع هدف تعیین شد و با ارائه سناریوهای بهبود و انتخاب بهترین سناریو جریان بیماران بهبود داده شد.
نتایج: نتایج شبیهسازی روی 66 بیمار انتخابی در 7 ماه از مهر 1399 تا 7 اردیبهشت 1400 نشان داده است که سناریو شماره 10 دارای بیشترین بهبود در معیارهای عملکرد است اما به علت محدودیتهای سیستم سناریو شماره 2 انتخاب گردید. اجرای این سناریو میتواند مدتزمان انتظار را 40 درصد کاهش دهد و باعث افزایش 21 درصدی تعداد بیماران شود.
نتیجهگیری: روشهای اولویتبندی بیماران باعث میشوند که بیماران با نیازهای بالاتر خدمات بیشتری را نسبت به افراد با نیاز فوری کمتری دریافت کنند اگرچه مدتزمان انتظار طولانی برای بیماران با نیاز فوری کم را نیز باعث میشود.
سارا صوری، محمد غفاری، حسین شیرازی، سید حمید خدادادحسینی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتار شهروندی برند یکی از مفاهیم جدید در حوزه برندسازی با تاکید بر نقش کارکنان است. این مطالعه قصد دارد تا مدلی برای توسعه رفتار شهروندی برند، به نحوی که با فضای بومی گردشگری پزشکی ایران سازگار باشد ارائه کند.
مواد و روشها: راهبرد پژوهش حاضرکیفی، مبتنی بر روش داده بنیاد نظاممند است. دادههای مورد نیاز از طریق مصاحبه نیمهساختار یافته با 16 نفر از افراد صاحبنظر در رابطه با گردشگری پزشکی و خبرگان دانشگاهی با روش نمونهگیری قضاوتی، گلوله برفی و در دسترس و با رعایت قاعده اشباع گردآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از مدل اشتراوس و کوربین و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد.
نتایج: رفتارشهروندی برند در نتیجه وجود شرایط علی شامل عوامل مربوط به کارکنان، سازمان و گردشگر ایجاد میشود و از طریق راهبردهای پشتیبانی منابع انسانی و برنامهریزی جامع بازاریابی و برندسازی با تاثیرپذیری از عوامل مداخلهگر شامل ساختار سازمانی، عملکرد مدیریت، ویژگیهای صنعت درمان، عوامل محیطی، سابقه شغلی و کیفیت زندگی شخصی در بستر سرمایه اجتماعی سازمان، عدالت سازمانی، کیفیت زندگی کاری، جو رقابتی محیط کار، مسئولیت اجتماعی سازمان اجرایی میشود و به پیامدهای مرتبط به گردشگر، سازمان، کارکنان و فراسازمان میانجامد.
نتیجهگیری: مدل حاصل از این پژوهش بیانگر تاثیرگذاری عوامل متعدد در شکلگیری رفتار شهروندی برند کارکنان حوزه درمان میباشد که در صورت مورد توجه واقع شدن از سوی مدیران منجر به رضایت و جذب گردشگران و کسب مزیت رقابتی خواهد شد.