46 نتیجه برای ابراهیم
دکتر ابراهیم جعفری پویان، طاهره شریفی، دکتر سارا امامقلی پور، دکتر میر سعید یکانی نژاد، سمانه اسماعیلی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی بیمارستانی روشی موثر جهت ارزشیابی در نظام سلامت کشورهاست که با هدف بهبود کیفیت خدمات و ارتقاء عملکرد و کارایی آنها انجام می شود. پژوهش حاضر، درصدد تعیین ارتباط بین درجه اعتباربخشی با کارایی فنی بیمارستانها می باشد.
مواد و روش ها: برای محاسبه کارایی فنی شاخص های کلیدی دروندادی و بروندادی بیمارستان شامل مواردی از قبیل نسبت پزشک به تخت، میزان مرگ و میر و عفونت بیمارستانی شناسایی گردید. به منظور نزدیک کردن کارایی فنی به عملکرد بیمارستان، در کنار شاخصهای معمول جهت سنجش کارایی، از شاخص کیفیت خدمات نیز استفاده گردید. برای اندازه گیری کیفیت نمونه ای (554 نفر) از بیماران بیمارستانها به روش تصادفی طبقه ای تحت مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه توسعه یافته کیفیت خدمات بستری، چک لیست استخراج شاخص های عملکردی بود. سپس همبستگی بین نمرات کارایی فنی و درجه اعتباربخشی بیمارستانها با استفاده از نرم افزار DEAP و SPSS بررسی گردید.
نتایج: میانگین کارایی فنی بیمارستان ها 94/0 بدست آمد که نشان دهنده وجود 1/5 درصد ظرفیت افزایش کارایی بیمارستانها بود. میانگین کیفیت در بیمارستانهای تحت مطالعه 4.13 (حداقل 3.9 تا حداکثر 4.3) ارزیابی شد. همبستگی معناداری بین درجه اعتباربخشی و کارایی فنی بیمارستان ها یافت نشد.
نتیجه گیری: پیشنهاد می گردد در دوره های آتی اعتباربخشی، توجه به کارایی بیمارستانها نیز در سنجه ها گنجانده شود تا اعتباربخشی به اهداف خود، که ارتقاء کارایی یکی از آنهاست، دست یابد. ضمن آنکه بهتر است در محاسبات کارایی بیمارستان، از شاخص هایی که نشانگر بهتری برای عملکرد بیمارستانهاست، نیز استفاده گردد.
فریبا اسدی، سیده سارا افرازنده، مریم ابراهیمی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اهداف بیمارستان ها تامین سلامتی افراد جامعه با حداکثر کیفیت مطلوب می باشد و رضایت بیمار به عنوان یکی ازشاخصهای کیفیت مراقبتهای سلامتی در مراکز درمانی تمامی کشورها به حساب می آید.پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رضایتمندی بیماران از طرح تحول نظام سلامت و عوامل مرتبط با آن در بیمارستانهای آموزشی درمانی استان خراسان جنوبی در سال 1395صورت گرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی مقطعی بود که طی آن 410 بیمار بستری در 7 بیمارستان آموزشی درمانی ستان خراسان جنوبی به روش در دسترس طی یک دوره یک ماهه توسط پرسشنامه استاندارد سنجش رضایتمندی بیماران مورد بررسی قرار گرفتند.داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 22 با استفاده از آمارتوصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج : میزان رضایت 5/51 درصد بیماران در سطح عالی،1/37 درصد از بیماران در سطح خوب و9/9 درصد در سطح متوسط و6/1 در سطح کم ارزیابی شد. نتایج آنالیز رگرسیون نشان داد میانگین نمره رضایتمندی با یک واحد تغییر در سطح تحصیلی و وضعیت اقتصادی به ترتیب 63/0 و82/0 واحد کاهش پیدا می کند (05/0>p). بین سایر متغیرهای دموگرافیک با سطح رضایت ارتباط معنی داری در سطح 5 درصد دیده نشد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان گفت که طرح تحول نظام سلامت بنا به دیدگاه بیماران تا حد بالایی توانسته است به اهداف خود دست یابد و موفق به کسب رضایتمندی بیماران و کاهش هزینه های پرداختی بیماران شود. پیشنهاد می شود جهت افزایش رضایتمندی بیماران، توجه بیشتری در حیطه امکانات رفاهی و تغذیه صورت گیرد و میزان رضایتمندی در سایر گروهها( پرستاران، پزشکان و پرسنل) نیز مورد بررسی قرار گیرد.
دکتر ابراهیم جعفری پویان، دکتر علیمحمد مصدق راد، عباس سالاروند،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی از سیستم های ارزشیابی در نظام سلامت است که با هدف ارتقا کیفیت بکارگرفته می شود. هدف این مطالعه شناسایی نقاط قوت و ضعف ارزیابان اعتباربخشی می باشد.
مواد و روش ها: این مطالعه یک پژوهش کیفی است که در مقطع زمانی 96-1395 در سطح تمامی ذینفعان برنامه اعتباربخشی بیمارستان های تهران صورت گرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل موضوعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: نقاط قوت ارزیابان در قالب 7 تم دسته بندی شدند. که مهم ترین آنها شامل؛ پذیرش اعتباربخشی از سوی ارزیابان، روحیه آموزش دادن، خوش نامی، تلاش فردی در جهت توسعه دانش و مهارت ها و وجود ارزیابان ارشد بود. نقاط ضعف ارزیابان در قالب 8 تم دسته بندی شدند. که مهمترین آنها شامل؛ ضعف های دانشی، تجربی، مهارتی، نگرشی و شحصیتی بود. به طور کلی عملکرد ارزیابان اعتباربخشی در دو دوره ی ابتدایی اجرای این برنامه در سطح زیر متوسط ارزیابی شد و مصاحبه شوندگان اعلام کردند که این مسئله از عوامل مهم اثرگذار بر سطح اعتبار نتایج اعتباربخشی بیمارستان های کشور بوده است.
نتیجه گیری: بکارگیری ارزیابان براساس شایستگی های کلیدی یک ارزیاب حرفه ای، آموزش و توانمندسازی آنها و کنترل عملکرد آنها می تواند به منصفانه و معتبر شدن نتایج اعتباربخشی بیمارستان ها کمک کند؛ تفاوت کیفی بین بیمارستان ها را مشخص تر نماید؛ و نهایتا منجر به افزایش تعهد بیمارستان ها به کیفیت گردد.
علی رضا یوسفی، زهرا ابراهیم، بهجت محمد زاده، دکتر پیوند باستانی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: وفاداری به برند یکی از مهم ترین عوامل موثر در حفظ، ماندگاری و موفقیت سازمان های عظیمی همچون بیمارستان به شمار می رود. این مطالعه با هدف تعیین مولفه های موثر بر وفاداری بیماران به برندهای بیمارستانی در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1396 انجام شد. جامعه پژوهش را بیماران ترخیصی که در بازه زمانی فروردین ماه تا اسفندماه سال 1396 در بیمارستان های آموزشی شیراز تحت مراقبت های بستری بودند، در بر گرفت که تعداد 385 نفر به صورت تصادفی طبقه ایی به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد و داده ها با استفاده از آماره های توصیفی و آزمونهایT-test ، ANOVA و رگرسیون خطی چندگانه با بهره گیری از نرم افزار SPSS نسخه 23 در سطح معنی داری 5%=α تحلیل گردید.
نتایج: سه متغیر رضایت بیماران (333/0 β=، 0.001>P)، اعتماد به برند (265/0 β=، 007/0P=) و تعهد به رابطه (181/0 β=، 011/0P=)، تاثیر مستقیم و معناداری بر وفاداری بیماران به برند بیمارستانی داشتند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، مدیران بیمارستانی می بایستی با برنامه ریزی صحیح شرایطی همچون دادن اطلاعات کافی در رابطه با درمان به بیماران، پیگیری وضعیت سلامتی آنان پس از ترخیص و تقویت روابط با پرسنل بیمارستان را در راستای بهبود وضعیت و ارتقاء سه مولفه رضایت بیماران، اعتماد و تعهد به رابطه در بیمارستان خود فراهم آورند تا بدین طریق شاهد افزایش وفاداری بیماران به برندهای بیمارستانی باشند
وحید علی پور، عزیز رضا پور، ابراهیم حسن زاده، سعید باقری، محمد رضا شیخی چمان، یعقوب یوسفی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
ابراهیم جعفری پویان، حجت رحمانی، محمد امین میرشکاری،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی چالشهای دفاتر بهبود کیفیت در برنامهریزی کیفیت خدمات بیمارستان و تلاش برای ارائه راهکار مناسب حل مشکلات این دفاتر علاوه بر تقویت دفاتر به افزایش کیفیت خدمات بالینی و غیر بالینی بیمارستان نیز کمک مینماید. این پژوهش با هدف بررسی چالشهای دفاتر بهبود کیفیت بیمارستانها و ارائه راهکار مناسب آنها انجام شده است.
مواد و روشها: پژوهش کیفی حاضر به روش پدیدارشناسی طراحی شده است. با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته با 40 نفر از مدیران و روسای بیمارستانها، مترون ها، کارشناسان بهبود کیفیت بیمارستانها و کارشناسان دفاتر نظارت و اعتباربخشی دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران دادهها جمعآوری شد. روش تحلیل موضوعی برای تحلیل دادهها استفاده شد. با کمک نرمافزار Maxqda10 تحلیل و طبقهبندی دادههای جمعآوریشده صورت گرفت.
نتایج: با تحلیل مصاحبهها در حوزه چالشها و راهکارها کدهای استخراجشده در چهار حیطه مدیریت، استانداردها، ارزیابی و کارکنان طبقهبندی گردید که بیشترین کدها مربوط به مدیریت با 5 عنوان اصلی و 21 عنوان فرعی بود. بیشترین راهکارها مربوط به حیطه مدیریت بود.
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه نشان میدهد غالب چالشها و راهکارها در حیطه مدیریت هستند و برای بهبود وضعیت دفاتر بهبود کیفیت تمرکز بر اصلاح این حیطه کمککننده خواهد بود.
ابراهیم جعفری پویان، ریاض علائی کلجاهی، فرهاد حبیبی، شیوا طلوعی رخشان،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه: تنوع موجود در واژگان به کار رفته جهت معرفی واحد های عملی رشته مدیریت خدمات بهداشتی درمانی منجر به ایجاد چندگانگی در نحوه اجرای واحد های عملی این رشته شده است. توجه کافی به تفاوت ها، اشتراکات موجود بین واژگان مختلف موجود در ادبیات علمی همچنین الزامات هر کدام می تواند دید بهتری به اساتید و سیاستگذران جهت آموزش بهتر دانشجویان این رشته بیانجامد. بدین منظور، مروری بر عناوین واحد های عملی رشته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در دانشگاه های معتبر دنیا انجام گرفت.
روش کار: دانشگاه های مختلفی در اقصی نقاط جهان مورد بررسی قرار گرفتند. از بین 50 دانشگاه بررسی شده در نقاط مختلف جهان در زمینه دوره های عملی رشته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی (سلامت) با تنوع گسترده ای از اصطلاحات و واژگان مربوط به این لغات مواجه شدیم. از این رو، سعی شد تا دسته بندی مناسبی ارائه گردد تا دانشجویان و متخصصین این رشته، دید خوبی نسبت به این نامگذاری ها پیدا کند.
یافته ها: عناوین “Practicum”،“Capstone”، “Residency”، “Internship” رایج ترین اصطلاحات به کار رفته برای نامگذاری دوره های عملی این رشته بودند. همچنین، اصطلاحاتی چون " Field training "، " Assistanceship "و" Field practicum" نیز در بین ادبیات موضوع در برخی از موارد دیده شد.
نتیجه گیری: در نهایت، تناسب دوره با شرایط حاکم نظام آموزشی- سلامتی کشور، تعیین دقیق اهداف دوره، وظایف هر کدام از طرفین (دانشجو، ناظر میدانی، ناظر دانشگاهی)، استاندارد های رفتاری، معیارهای شفاف ارزشیابی، درگیر کردن دانشجو با نیاز های واقعی بایستی در حین طراحی دوره به خوبی مورد توجه قرار گیرند.
ابراهیم جعفری پویان، بتول احمدی، بهشته ابراهیمی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: هزینه کرد در بخش سلامت نیازمند مدیریت هوشمند منابع است. این مطالعه با هدف تعیین میزان مخاطرات اخلاقی مرتبط با رفتار ارائهکنندگان خدمات در نسخ دارویی پرداختی سازمان بیمه انجام شد.
مواد و روشها: جامعه آماری اسناد دارویی پرداختی استان تهران در سال 1398 بود. 2000 نسخه مربوط به 500 بیمهشده به روش تصادفی از بانک اطلاعاتی سازمان جمعآوری شد. دو نشانگر "ناهمخوانی یک دارو با سابقه بیماری یا طیف دارویی یک بیمهشده" و "تعداد نسخههای دارای بار مالی بیشتر از میانگین بار مالی معمولِ بیماری یک بیمار"، با داده نسخ تطبیق و با نرمافزار SPSS نسخه 24 تجزیهوتحلیل شد. از یک داروساز با تجربه برای بررسی طیف دارویی تمامی نسخ کمک گرفته شد.
نتایج: 4/5 درصد از کل نسخ دارای داروهای ناهمخوان و 4/6 درصد دارای بار مالی مازاد بود. بیشترین مخاطرات به تفکیک تخصص مربوط به پزشکان عمومی بود (16% با بار مالی مازاد 000/500/87 ریال). بیشترین تعداد و مبلغ ریالی مخاطرات به تفکیک گروه بیمهشدگان مربوط به سرپرستان (63/0 درصد با بار مالی مازاد 000/000/26 ریال) بود. مخاطرات در نسخ مراکز نظامی نسبت به مراکز خصوصی و دولتی بیشتر و در مراکز طرف قرارداد (48%) و غیر طرف قرارداد (52%) نسبتاً مساوی بود.
نتیجهگیری: سوءاستفاده در ارائه خدمات سلامت ریسکی عمده برای مدیران مراقبتهای بهداشتی در کشورهایی است که برنامه بیمه درمانی دارند که ردیابی هوشمندانه آن بسیاری از هزینههای شرکتهای بیمه را کاهش و از کمبود داروهای حیاتی جلوگیری مینماید.
بهاره هاشمی مقدم، محمدرضا کریمی علویجه، نجیمه السادات کیانوش فرد، شهین ابراهیم بابایی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
مقدمه: امروزه مفهوم رضایتمندی بیماران در تمام دنیا در حوزه مراقبتهای پزشکی اهمیت بسیار ویژهای یافته است و سهم عمده این رضایتمندی متأثر از کیفیت و تنوع خدمات هتلینگ بیمارستانهامیباشد. هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر کیفیت خدمات غیرپزشکی (هتلینگ) بیمارستانها بر رضایت گیرندگان خدمت با تأکید بر نقش واسط رضایت از خدمات پزشکی در بیمارستانهای شهید فیاضبخش، شهید هاشمینژاد و مسیحدانشور است.
مواد و روشها: تحقیق حاضر از نوع کاربردی و توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل گیرندگان خدمات در بیمارستانهای مورد مطالعه به تعداد 48043 بوده است. روش نمونهگیری به صورت تصادفی ساده نسبتی قضاوتی میباشد. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده گردید. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامهی محقق ساخته جمعآوری گردید. به منظور تجزیهوتحلیل دادهها و آزمون فرضیات از آمار توصیفی و استنباطی (کولموگروف-اسمیرنوف، تی دونمونه، آنووا، همبستگی پیرسون و رگرسیون دو متغیره) از طریق نرمافزارSPSS22 و همچنین بهمنظور بررسی برازش مدل و تحلیل عاملی تأییدی از نرمافزار لیزرل و جهت سنجش اهمیت و وزن متغیرهای مورد بررسی، از روش آنتروپی شانون استفاده شد.
نتایج: شناخت وزن و اولویت هر یک از متغیرهای تحقیق نشان میدهد، بهطورکلی دیدگاه گیرندگان خدمت در زمینه خدمات غیرپزشکی بیمارستانها، خدمات طی درمان، خدمات نظافت و بهداشت، خدمات رفاهی، منابع انسانی، ساختمان و تأسیساتو تغذیه بیمار، به ترتیب دارای بیشترین به کمترین وزن و اولویت میباشند.
نتیجهگیری: رضایت گیرندگان خدمات غیرپزشکی در وضعیت معمولی قرار دارند.با برقراری سیستم مدیریت مشارکتی و تشخیص اولویتها و نیازهای درمانی آنها، این وضعیت را به حالت مطلوب برسانند.
حجت رحمانی، مرضیه رجائیان، ابراهیم جعفری پویان، میرسعید یکانی نژاد،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: نیروی انسانی تعیینکننده کیفیت عملکرد سازمانهای بهداشتی درمانی و از مهمترین مزیتهای رقابتی آنها به شمار میآید و وجود تعهد در آنها برای انجام وظایفشان بسیار حائز اهمیت است؛ بنابراین شناخت عواملی که بر تعهد سازمانی تأثیرگذار میباشند ضروری است. این مطالعه با هدف تحلیل همبستگی بین روابط شفافیت، اعتماد و تعهد سازمانی از دیدگاه کارکنان انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی در میان 640 نفر از کارکنان بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران با پرسشنامه شفافیت و اعتماد سازمانی راولینز (2008) و تعهد سازمانی آلن و می یر (1997) به انجام رسید. دادهها با کمک نرمافزار SPSS نسخه 26 و AMOS تجزیهوتحلیل شدند.
نتایج: ابعاد شفافیت سازمانی (شفافیت کلی، مشارکت، اطلاعات بنیادین و پاسخگویی) بر ابعاد تعهد سازمانی (تعهد عاطفی، عقلایی و هنجاری) دارای اثر غیرمستقیم و مثبت و بعد اختفا و پنهانکاری بر ابعاد تعهد سازمانی دارای اثر غیرمستقیم و منفی بود. اثر غیرمستقیم ابعاد شفافیت بر ابعاد تعهد سازمانی معنیدار بود که این امر بیانگر نقش واسطهای اعتماد سازمانی در میان شفافیت و تعهد سازمانی است.
نتیجهگیری: مدیران میتوانند با ایجاد نگرش و درک صحیح از شفافیت، آگاهی از اولویتها، اطلاعات قابل انتشار بیمارستانها را شناسایی کرده و زمینه را برای اقدامات شفافیت ساز فراهم آورند. افزایش شفافیت سازمانی روحیه همکاری را گسترش داده و منجر به ارتقاء اعتماد کارکنان و در نهایت افزایش تعهد سازمانی آنها میگردد.
ابراهیم جعفری پویان، مریم بابایی آقبلاغ، فرنوش عزیزی، آیدا اصغری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مدیریت یکی از ارکان مهم در جهت دستیابی به اهداف نظام سلامت است که همانند سایر حوزهها نیازمند افرادی متخصص است. ایجاد یک ساختار کارآمد برای شناسایی، بهکارگیری، آموزش، ارتقا، نظارت و ارزشیابی عملکرد مدیران میتواند به تخصصی شدن مدیریت در این حوزه کمک نماید و تا حدود زیادی از روندهای انتخاب غیرتخصصی و اعمال سلیقه شخصی جلوگیری کند. مدیران حوزه سلامت به فراخور سطح مدیریتی که در آن ایفای نقش میکنند باید شایستگیها و ویژگیهای مناسب آن سطح را داشته باشند و این مهم از طریق نظاممند شدن فرایندها حاصل میشود. کشورهای پیشرو در حوزه سلامت دارای ساختارهای میباشند که افرادی متخصص در حوزه مدیریت به صورت سیستمی در جایگاه مدیریت قرار گرفته و به سطوح بالاتر ارتقا مییابند. هر جامعهای میتواند از تجارب کشورهای پیشرو استفاده کرده و متناسب با بستر اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود، ساختار مناسب نظام سلامت خود را طراحی نماید تا به اهداف نظام سلامت دست یابد.
مسلم شریفی، جلال سعیدپور، محمدجواد کبیر، عبدالله پورصمد، مهدی ابراهیمی، بهمن خسروی،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با استقرار یک سامانه جامع اطلاعات سلامت (سامانه سیب) در بخش بهداشت نظام سلامت ایران، یکی از برنامههای مهم این کشور برای بهبود مراقبتهای سلامت از طریق یکپارچهسازی اطلاعات سلامت کلید خورد. این مطالعه به تحلیل عملکرد این برنامه از دیدگاه کاربران نهایی سامانه در مراکز بهداشتی شهرستان بویراحمد پرداخته است.
مواد و روشها: این مطالعه یک پژوهش کیفی بود که با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و جلسات گروه کانونی با کاربران سامانه، مسئولین پشتیبانی و کارشناسان ستادی در سطوح مختلف، مرور مستندات مرتبط و همچنین مشاهده عملکرد کاربران، انجام شد. روش نمونهگیری گلوله برفی و به صورت هدفمند و شبکهای انجام شد. از تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل دادهها استفاده شده است. برای ثبت، سازماندهی و مدیریت دادههای مطالعه پس از جمعآوری، از نرمافزار MAXQDA10 استفاده شد.
نتایج: یافتههای این مطالعه نشان داد که استقرار این سامانه از دیدگاه کاربران حاوی نکات مثبت و منفی بسیاری است که در پنج محور کلی، سیستم مدیریت دادهها، عملکرد مراقبین، مدیریت مراقبتها، کیفیت مراقبت و زیرساختها قابل دستهبندی است. مهمترین چالشهای سامانه شامل نارساییهای فنی، نارساییهای عملیاتی، چالش آمار و گزارش دهی و زیرساختهای فنی و اجتماعی و مهمترین مزایای آن بهبود کیفیت مراقبت، قابلیت پیگیری و گزارش دهی، تسهیل فرایند مراقبت و بهبود عملکرد مراقبین بود.
نتیجهگیری: از دیدگاه کاربران، سامانه سیب به عنوان یک تجربه مثبت در ارتقاء کیفیت مراقبتهای سلامت قابلتأمل است اما به دلیل وجود چالشهای متعدد با اهداف نهایی خود فاصله بسیار دارد.
ابراهیم حسن زاده، حسن ابوالقاسم گرجی، عزیز رضاپور، مانی یوسف وند،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمه تکمیلی درمان نقش کلیدی در اقتصاد سلامت و پرداخت افراد داشته که موجب افزایش سطح دسترسی به خدمات سلامت و کیفیت زندگی فرد خواهد شد. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف بررسی چالشها و راهکارهای توسعه بیمههای تکمیلی درمان انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر بهصورت مرور نظاممند بود که به بررسی پژوهشهای مرتبط با چالشها و راهکارهای توسعه بیمه تکمیلی درمان در کشورهای مختلف و با محدودیت زمانی مقالات چاپشده در 5 سال اخیر در پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی پرداخته است. برای هر مقاله فرم استخراج داده تکمیل و در نهایت دادهها طبقهبندی، خلاصهسازی و تحلیل گردید.
نتایج: با توجه به معیارهای ورود و خروج مطالعه تعداد 17 مقاله وارد تحلیل شدند. عمده چالشها و راهکارهای توسعه بیمههای تکمیلی درمان در 7 تم اصلی که شامل؛ حق بیمه و تأمین مالی، زیرساختها و بستری الکترونیک، بهبود بسته و ارتقا کیفیت، مخاطرات اخلاقی و انتخاب معکوس، هزینه اثربخشی و کارایی، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و آگاهی و تبلیغات مؤثر بودند، استخراج و بررسی شدند.
نتیجهگیری: با عنایت به وجود چالشها و موانع متعدد شناساییشده در توسعه بیمههای تکمیلی درمان، پیشنهاد میگردد بهمنظور رفع چالشها و موانع شناساییشده، به ایجاد زیرساختهای الکترونیکی و بسترسازی لازم جهت ارتقاء و توسعه سیاستهای بیمه تکمیلی درمان در ابعاد بسته خدمات، هزینه اثربخشی و کارایی پرداخت شود.
محمد حیدریان منش، آیدا اصغری، ابراهیم جعفری پویان،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
ارائه مراقبتهای بهداشتی و درمانی از راه دور به دلیل شرایط و اتفاقات اخیر به میزان زیادی مورد توجه نظامهای سلامت قرار گرفته است. بسیاری از کشورها سعی دارند ویزیتهای اولیه و طیف نسبتا وسیعی از سایر مراقبتهای خود را بهصورت مجازی ارائه دهند که میتواند مقدمهای بر ایجاد کلینیکهای مجازی محسوب شود. با این حال، در خیلی از کشورهای جهان مفهوم این نوع مراکز به روشنی بیان نشده است و ویژگیهایی که برای به کار بردن لفظ کلینیکهای مجازی لازم است هنوز ناشناخته است. در این نوشتار سعی داریم با مرور مختصری بر متون مرتبط، مفهوم کلینیکهای مجازی و ویژگیهای آنها را تشریح کنیم.
رحیم صفوی میرمحله، محمدرحیم رمضانیان، محمود مرادی، مصطفی ابراهیم پور ازبری،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیتردید وضعیت سلامت یکی از مهمترین شاخصهای توسعه و پیشرفت اجتماعی میباشد. ارائه مراقبتهای بهداشتی نیز یک چالش عمده برای زندگی بشر است و مدیریت زنجیره تأمین در حوزه سلامت، از اهمیت استراتژیک برخوردار است. هدف این تحقیق، تحلیل و مقایسه نتایج فراترکیب با تحلیل مضمون در شناسایی مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی میباشد.
مواد و روشها: رویکرد این تحقیق، بهصورت کیفی (فراترکیب و تحلیل مضمون) و مقایسه نتایج آنها در شناسایی مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی میباشد. در گام اول؛ با رویکرد فراترکیب و مرور نظاممند مطالعات مرتبط در بیستوسه سال اخیر، مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی شناسایی شدند. بدین منظور، ابتدا تعداد 100 مقاله شناسایی و پس از چند مرحله بررسی و پالایش، تعداد 26 مقاله مبنای انجام تحقیق قرار گرفت. در گام بعدی، مخاطرات زنجیره تأمین داروسازی ایران با روش تحلیل مضمون و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و نمونهگیری هدفمند به دست آمدند و در نهایت نتایج این دو رویکرد با هم مقایسه و تحلیل شدند.
نتایج: در رویکرد فراترکیب، 10 مخاطره به عنوان مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی جهان به صورت عام به دست آمد و همچنین با رویکرد تحلیل مضمون، 10 مخاطره به عنوان مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی ایران بهصورت خاص به دست آمد. بر اساس نتایج، شش مخاطره کیفیت پایین مواد اولیه، پیچیدگی و ناسازگاری سیستمهای اطلاعاتی، تأمین ارز و پرداختهای مالی خارجی، حملونقل و بیمهها، افزایش قیمت مواد اولیه، در دسترس نبودن دارو در هر دو رویکرد فراترکیب و تحلیل مضمون مشترک بودند و به عنوان مخاطرات زنجیرههای تأمین صنعت داروسازی جهان به صورت عام و همچنین مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی ایران به صورت خاص مطرح میباشند.
نتیجهگیری: ذینفعان زنجیره تأمین داروسازی ایران (از جمله بیمارستانها)، در اولویت نخست، باید برای بهبود عملکرد زنجیره تأمین بر روی این 6 مخاطره مشترک تمرکز نموده و برای مدیریت آنها برنامهریزی نمایند. در اولویت دوم، بر روی 4 مخاطره غیرمشترک که از طریق تحلیل مضمون بهعنوان مخاطرات مختص زنجیره تأمین صنعت داروسازی ایران به دست آمد، متمرکز و اقدامات و فعالیتهای کنترلی را اعمال نمایند.
اسرا خلیلی، علی محمد مصدق راد، شهرام غفاری، ابراهیم جعفری پویان،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت بهینه کارکنان بهعنوان یکی از اساسیترین منابع مدیریت در بهبود خدمات سلامت همیشه مدنظر است. چراکه منابع انسانی مهمترین سرمایه هر سازمانی به شمار میرود. شناسایی چالشهای این حوزه برای تقویت کیفیت خدمات در برنامهریزیها در سطح بیمارستان و سازمان میتواند مثمر ثمر باشد.
مواد و روشها: پژوهش کیفی حاضر با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته با 53 نفر از مدیران و تصمیمگیرندگان کلیدی بیمارستانهای تأمین اجتماعی در شهر تهران، بر اساس روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی، انجام شد. برای تحلیل دادهها، از استراتژی تحلیل موضوعی استفاده شد. صحت و قدرت یافتههای کیفی از روش بازبینی مشارکتکنندگان و خبرگان حاصل گردید.
نتایج: چالشهای متعددی در حوزه منابع انسانی در پنج گروه اصلی و 20 زیرگروه در بیمارستانها شناسایی گردید که عمدتاً عبارت بودند از: معیوب بودن فرآیند نیرو یابی و استخدام نیروی انسانی، شرایط شغلی نامناسب کارکنان، ضعف سازماندهی نیروی انسانی، ضعف آموزش منابع انسانی، ابهام در قوانین و مقررات شغلی. راهکارهای شناساییشده برای بهبود عملکرد نیز در پنج گروه اصلی و 29 زیرگروه دستهبندی شدند: ارتقاء فرآیند جذب و استخدام، پیاده کردن فرهنگ پویایی سازمانی، ارتقا بهرهوری و کارایی نیروی انسانی و هدایت بیمارستانها به سمت سازمانهای یادگیرنده، آموزشهای اثربخش و جامع، ایجاد شفافیت در قوانین و مقررات مخصوصاً شفافسازی در شرح شغل.
نتیجهگیری: شناسایی دورهای چالشهای منابع انسانی و بهرهگیری از راهکارهای علمی و عملیاتی مبتنی بر شواهد، میتواند در بهبود مدیریت منابع انسانی و عملکرد این بیمارستانها تأثیر بسزایی داشته باشد.
ابراهیم بهرامی نیا، رضا شمس اللهی، صدیقه غلامرضایی، محمد مهدی زارع شحنه،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بخشهای رادیولوژی یکی از مهمترین بخشهای بیمارستان است که اهمیت بسزایی در شناسایی و درمان بیماریها دارد. با اینحال با توجه به تجهیزات گرانقیمت این بخشها و از طرفی درآمدزایی آن، بهبود ارائه خدمات و افزایش کارایی آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی کارایی اقتصادی واحدهای رادیولوژی بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد میباشد.
مواد و روشها: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و برحسب روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی است. اطلاعات در خصوص ورودیها و خروجیهای مدل از 9 بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی یزد جمعآوری شده است. متغیرهای ورودی مدل شامل تعداد کارکنان کارشناس، تعداد پزشکان بخش، تعداد دستگاه رادیولوژی و تعداد دستگاه سیتیاسکن میباشد. سه متغیر تعداد بیمار پذیرششده، تعداد کلیشه ثبتشده و میزان درآمد نیز بهعنوان ستانده در نظر گرفته شده است.
نتایج: میانگین نمره کارایی فنی و مقیاس برابر 910/0 حاصل شده است. 55 درصد واحدهای رادیولوژی بیمارستانهای مورد مطالعه از لحاظ کارایی اقتصادی، کارا عمل نکرده بودند. بیمارستان شهید صدوقی دارای بازدهی نزولی نسبت به مقیاس میباشد. بیمارستان¬های شهید بهشتی تفت، خاتمالانبیاء ابرکوه، ولیعصر (عج) بافق، ضیائی اردکان دارای بازدهی صعودی و بیمارستان¬های شهید دکتر رهنمون، افشار، فاطمه الزهراء (س) مهریز، امام جعفر صادق (ع) میبد نیز دارای بازدهی ثابت نسبت به مقیاس میباشند.
نتیجهگیری: بنابراین حذف نیروی انسانی مازاد بر اساس نتایج روش تحلیل فراگیر دادهها نقش عمدهای در کاهش هزینههای بیمارستان و بخش بهداشت و درمان و افزایش کارایی بیمارستانها ایفاء مینماید.
خاطره خانجانخانی، تینا صیرفی، سجاد بهاری نیا، عاطفه ابراهیمی، سید مسعود موسوی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اشتباهات دارویی که احتمال رخداد آنان توسط کادر پرستاری بیشتر از سایر کارکنان بیمارستان است، میتواند عوارض جبرانناپذیری را برای بیماران ایجاد نماید. هدف از این مطالعه، بررسی عوامل مؤثر بر بروز خطاهای دارویی پرستاران در بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی یزد بود.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بود که به صورت مقطعی در سال 1401 انجام پذیرفت. 302 پرستار از 4 بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی یزد انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد بود که خطاهای دارویی را در سه حیطه عوامل مدیریتی، انسانی و محیطی مورد بررسی قرار میداد. دادهها با استفاده از آزمونهای t، ANOVA و ضریب همبستگی پیرسون با بهرهگیری از نرمافزار SPSS نسخه 26 تحلیل شد.
نتایج: عوامل مدیریتی مهمترین عامل تأثیرگذار در وقوع خطای دارویی شناخته شد. مهمترین علت خطای دارویی در سه حیطه عوامل مدیریتی، انسانی و محیطی به ترتیب شامل کمبود تعداد پرستار نسبت به تعداد بیمار (44/2±34/4)، خستگی ناشی از بارکاری (98/0±17/4) و تراکم زیاد کار در یک شیفت کاری (6-12 ساعت) بوده است. تنها بین عوامل محیطی مرتبط با بروز خطاهای دارویی با جنسیت (008/0=p) رابطه آماری معناداری مشاهده شد.
نتیجهگیری: بکارگیری راهکارهای کاهش خستگی ناشی از بارکاری نظیر برقراری تعادل در شیفت کاری پرستاران و همچنین افزایش نیروی کار به منظور ارتقای سطح توانمندی پرستاران پیشنهاد میگردد. از طرفی دیگر تدوین پروتکلهای استاندارد، نظارت مستمر بر تجویز داروها به همراه ترویج فرهنگ کار تیمی، نقش مهمی در کاهش خطاها ایفا میکند.
میلاد مهری، محمد عفت پناه، ابراهیم جعفری پویان، محمد عرب،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سوءاستفاده از سیستمهای بیمه درمانی یکی از چالشهای اساسی نظام سلامت است که میتواند آسیبهای جدی به همراه داشته باشد. این مطالعه به تحلیل موارد سوءاستفاده و ارائه راهکارهای کاهش آنها در فرآیندهای بیمه پایه سازمان بیمه سلامت ایران میپردازد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع کاربردی و به روش کیفی میباشد که دادههای آن با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمعآوری شده است. برای انجام مصاحبهها از دیدگاه صاحبنظران سازمان بیمه سلامت ایران استفاده شد. برای تحلیل دادهها از تحلیل محتوای قراردادی با کمک نرمافزار MAXQDA 20 استفاده شد.
نتایج: مصادیق سوءاستفاده در بیمه سلامت ایران در دو دسته اصلی «ارائهدهندگان» و «گیرندگان خدمات سلامت» و ۱۸ زیرمجموعه طبقهبندی شد. سپس، علل و عوامل زمینهساز در دو بعد کلان (عوامل اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی، قانونی و تکنولوژیک) و خرد (فرآیندهای اجرا، نظارت و ارائه خدمات) تحلیل گردید. در نهایت، راهکارهای کاهشی در سه حوزه اصلی «برنامهریزی»، «اجرایی» و «کنترلی» ارائه شد که شامل بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات، توسعه زیرساختهای تکنولوژیک و تقویت اطلاعات در حوزه برنامهریزی، احراز هویت خدمتگیرندگان و ارائهدهندگان خدمات سلامت در حوزه اجرایی و تقویت نیروهای نظارتی و انجام بازرسیهای مستمر در حوزه کنترلی بود.
نتیجهگیری: بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات در حوزه بیمهگری، بهبود و ارتقاء زیرساختهای فناوری، آموزش مستمر ارزیابان خسارت، بهبود ارتباطات بینسازمانی و تقویت نظارت بر عملکرد ارائهدهندگان خدمات سلامت میتواند از جمله راهکارهای مؤثر در جهت جلوگیری از بروز سوءاستفادهها در سازمان بیمه سلامت ایران بودند.
نیلوفر امیری قلعه رشیدی، فرین رزاقی کاشانی، رامین رحیم نیا، ابراهیم جعفری پویان، علیرضا عرب یارمحمدی، هادی مخترع، مسعود رفعتی، زهره جباری مقدم،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در حوزه نظام سلامت کشور پیادهسازی یک فرآیند نظاممند برای انتخاب مدیران بر اساس شایستگیهای اختصاصی حوزه نظام سلامت و دانشگاههای علوم پزشکی موضوعی است که تاکنون مورد غفلت بوده است. در این راستا دانشگاه علوم پزشکی تهران بهعنوان نخستین دانشگاه، برای حل این چالش و دستیابی به فرآیند نظاممند انتخاب مدیران اقدام به طراحی چارچوب ترسیم شایستگیهای مدیران پایه و میانی در جهت دستیابی به اهداف نظام سلامت نمود.
مواد و روشها: ابتدا کمیته جانشینپروری در معاونت توسعه مدیریت و برنامهریزی منابع دانشگاه تشکیل گردید. این کمیته پس از مطالعات گسترده در حوزه مدلها و راهبردها در پنلهای تخصصی متعدد، دستورالعمل شایستهگزینی مدیران را تدوین و فرآیند نقشهبرداری شایستگی را تدوین نمود.
نتایج: چارچوب پیشنهادی تدوین شده دارای گامهای کلیدی از قبیل بررسی صلاحیت داوطلبان، تعیین و سنجش شایستگیهای عمومی و فنی، ارزیابی عملکرد 360 درجه، بررسی تجارب قبلی و دوره توانمندسازی به روش منتورینگ بود.
نتیجهگیری: بر اساس چارچوب شایسته گزینی طراحی شده، داوطلبان برتر موفق به دریافت سمتهای مدیریتی بوده و یکی از نکات برجسته این فرآیند، ترویج فرهنگ شایستهسالاری و ارتقا سطح بلوغ در دانشگاه بوده است. نقشهبرداری شایستگی و استعدادها، میتواند به عنوان چارچوبی برای برنامهریزی جانشینپروری و فرآیندهای توسعه مدیران در دانشگاههای علوم پزشکی و نظام سلامت کشور مدنظر قرار گیرد. این رویکرد با تعیین شکافهای مهارتی مدیران فعلی و نیازهای توسعهای آنها، ارزیابی عملکرد و شناسایی استعدادها و بهبود فرآیندهای انتخاب و توسعه مدیران آینده برای نقشهای کلیدی، نقش بسزایی ایفا میکند.