جستجو در مقالات منتشر شده


88 نتیجه برای سلامت

شیما نادری، محمد امیری، لیلا ریاحی،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : بیمارستان­ها بهترین بستر ارایه خدمات ارتقای سلامت و پیشگیری در کنار خدمات درمانی هستند. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر استقرار استاندارد­های بیمارستان­های ارتقا­ دهنده سلامت بر شاخص‌های بیمارستانی در بیمارستان فاطمیه شاهرود انجام شد.

مواد و روش­ها: مطالعه حاضر از نوع مقایسه­ای است که در دو بیمارستان فاطمیه(مورد) و خاتم­الانبیاء(شاهد)در سال1392 انجام شد. استاندارد­های بیمارستان­های ارتقا­­دهنده سلامت به عنوان متغیر مستقل در بیمارستان فاطمیه استقرار یافت. داده­های مرتبط با شاخص­های ترک بیمارستان با رضایت شخصی، احیای قلبی­ریوی و مرگ­و میر نوزادان در دو بیمارستان در دو بازه زمانی شش ماه دوم 1391 و شش ماه اول 1392 جمع­آوری و با نرم­افزار SPSS نسخه 16 و آزمون­های کای­دو و فیشر تحلیل گردید. نتایج بصورت جداول مقایسه­ای نمایش داده شد.

نتایج: میزان مرگ­و میر نوزادان قبل و بعد از مداخله در بیمارستان مورد به ترتیب28/7و 03/14 و در بیمارستان شاهد به ترتیب26/5 و 83/10 بود. درصد ترک با رضایت شخصی در بیمارستان مورد قبل و بعد از اجرا به ترتیب43/3% و93/2% و موفقیت احیا به ترتیب1/56% و3/61% بود. بین استقرار استاندارد­های بیمارستان­های ارتقا­دهنده سلامت و شاخص مرگ و میر نوزادی و ترک بیمارستان با رضایت شخصی در بیمارستان فاطمیه رابطه معناداری مشاهده نگردید.اما رابطه معنی­داری بین موفقیت شاخص احیای قلبی­ ریوی با استقرار استاندارد­های مذکور در بیمارستان فاطمیه مشاهده گردید)001/0 p=).

نتیجه­ گیری: نتایج اولیه حاکی از تاثیر مثبت استقرار استاندارهای بیمارستان­های ارتقا­دهنده سلامت در بیمارستان فاطمیه بوده که منجر به بهبود تعدادی از شاخص­ها گردیده است.


محمدجواد کبیر، ناهید جعفری، محمد نعیمی طبیعی، ابراهیم میکانیکی، حسن اشرفیان امیری، سیدداود نصرالله‌پور شیروانی، ارسلان داداشی، قاسم اویس،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از وظایف اصلی پزشک خانواده تشکیل پرونده سلامت و ثبت کلیه خدمات ارائه شده می­باشد. این مطالعه به منظور تعیین کمیت و کیفیت تشکیل پرونده سلامت و ثبت خدمات ارائه شده در برنامه پزشک خانواده در استان­های شمالی ایران انجام گرفت.

مواد و روش­ها: این مطالعه مقطعی در شش ماهه دوم 1391 انجام گرفت. 139 مرکز مجری طرح پزشک خانواده و بیمه روستایی در سه استان گلستان، مازندران و گیلان بصورت تصادفی منظم به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و در مراکز منتخب عملکرد ثبتی کلیه پزشکان خانواده بررسی شد. ابزار جمع­آوری داده­ها پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی و پایایی آن مورد تائید قرار گرفت. داده­ها در SPSS  نسخه 18 در سطح معنی­داری 05/0>P تحلیل شد.

نتایج: از 189 پزشک خانواده مورد مطالعه، 43 پزشک (23 درصد) مشخصات بیماران ارجاع داده شده به سطح2 و نتایج آن را در فرم سابقه ارجاع ثبت می­کردند. از 1890 خانوار بررسی شده، 1559 خانوار دارای پرونده سلامت بودند که پرونده سلامت 892 خانوار (57 درصد) بطورکامل تکمیل شد. از 5869 نفر اعضای خانوار مورد بررسی، 4229 نفر حداقل یکبار توسط پزشک خانواده خود معاینات دوره­ای شدند که نتایج معاینات دوره­ای انجام شده 1919 نفر (46 درصد) بطور کامل ثبت گردید. میزان ثبت فرم سابقه ارجاع به پزشک متخصص در استان­های شمالی ایران تفاوت معنی­دار وجود داشت (001/0=P).

 نتیجه ­گیری: کمیت و کیفیت تشکیل پرونده سلامت و ثبت خدمات ارائه شده در سطح مورد انتظار نبوده و نیاز به مداخلات متناسب دارد. 


حسین انصاری، محمد عباسی، رضا نوروززاده،
دوره 14، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: بین کیفیت زندگی و سلامتی افراد ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. از آنجا که پرستاران مهمترین گروه ارائه دهنده خدمات به بیماران می باشند، باید ازکیفیت زندگی خوبی برخوردار باشند. هدف این مطالعه تعیین کیفیت زندگی و متغیرهای مرتبط با آن در پرستاران شاغل در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهر زاهدان بود.

مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی مقطعی از فرم کوتاه ایرانی36 (SF-36) برای سنجش کیفیت زندگی پرستاران استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار Stata.12  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. رگرسیون چندگانه لجستیک برای تعیین پیشگویی کننده های کیفیت زندگی استفاده شد.

نتایج: در این مطالعه 300 پرستار زن (9/77%) با میانگین سنی6/6±6/31 مورد بررسی قرار گرفت. سابقه کار 8/6±55/7 سال بود. بیشترین امتیاز نمره کیفیت زندگی در بعد عملکرد جسمی(8/11±6/39) و کمترین میانگین به عملکرد اجتماعی(7/6±2/8 ) اختصاص داشت. در تحلیل رگرسیون لجستیک،  وضعیت تاهل، انجام اضافه کاری، الگوی شیفت کاری و سابقه کار، پیش گویی کننده های کیفیت زندگی بود(05/ 0P<).

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که پرستاران از کیفیت زندگی مطلوبی برخوردار نبودند. پایین بودن کیفیت زندگی پرستاران، می تواند کیفیت خدمات پرستاری را تحت تاثیر قرار دهد. مدیران پرستاری می توانند با تنظیم شیفت پرستاران و تعدیل اضافه کاری با توجه به سابقه کار در بهبود کیفیت زندگی آنان اقدام نمایند.


دکتر محمد عرب، یگانه حیاطی، الهام موحدکر، دکتر مصطفی حسینی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه مدیران باید محیط کاری را ایجاد نمایند که پرستاران جدید را جذب کرده، پرستاران فعلی را نگهدارد و از غیبت آنان جلوگیری کند. هدف پژوهش حاضر تعیین عوامل موثر بر مدت زمان غیبت ناشی از مشکلات سلامت پرستاران بخشهای بالینی بیمارستانهای عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.

مواد و روش ها: حجم نمونه در این مطالعه توصیفی-تحلیلی و مقطعی، 400 نفر از پرستاران بخشهای بالینی بیمارستانهای عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. ابزار پژوهش پرسشنامه ای 100 سوالی در 2 بخش مشخصات دموگرافیک(13 سوال) و عوامل موثر بر غیبت شغلی ناشی از مشکلات سلامت(87 سوال) شامل عوامل سازمانی-مدیریتی(49 سوال)، فیزیکی(16 سوال) و روانی(22 سوال) بود. روایی توسط اساتید و پایائی در پایلوت در 20 نمونه (79/0) تائید شد. ملاک تعیین میزان غیبت بنابر تعریف راجباهاندری و باسو(2010) مجموع تعداد روزهای عدم حضور در بخش/بیمارستان در سال گذشته بدلیل بروز مشکلات مرتبط با سلامت بود و به شکل گذشته نگر با بررسی پرونده پرستاران جمع آوری شد. آزمونها شامل آمار توصیفی، رگرسیون خطی ساده و چندگانه با استفاده از نرم افزار تحلیلی SPSS بود.

نتایج: میانگین و انحراف معیار سن 910/5±97/44 سال و 8/73% زن بودند. با توجه به مقدار 121/71=F متغیرهای پیش‌بینی از قدرت تبیین بسیار خوبی برخوردار بودند(01/0>P). متغیرهای تاهل(150/0=β، 001/0>P)، نوع بخش درمانی(553/0- =β، 001/0>P)، عوامل فیزیکی(101/0=β، 001/0=P) و روانی(266/0=β، 001/0>P) 42% واریانس مشترک نتایج غیبت شغلی پرستاران را تبیین نمودند.

نتیجه گیری: توجه به عواملی همچون بهبود وضعیت فیزیکی و روانی محیط کار، و همچنین وضعیت سلامتی پرستاران بر حسب نوع بخش می تواند به کاهش میزان غیبت شغلی ناشی از مشکلات سلامت منجر شود. 


دکتر سهیلا رشادت، علیرضا زنگنه، شهرام سعیدی، الهام صوفی، نادر رجبی گیلان، رامین قاسمی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: توزیع نامتناسب خدمات درمانی باعث نابرابری در دسترسی به این خدمات در کشورهای در حال توسعه شده است. هدف این پژوهش، بررسی نابرابری در دسترسی به امکانات درمانی در کلانشهر کرمانشاه بود.

مواد و روش­ها: روش تحقیق پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی و کاربردی است. با توجه به ماهیت فضایی ـ مکانی این پژوهش، از سیستم­ اطلاعات جغرافیایی  استفاده شد. داده­های مورد نیاز تحلیل دسترسی، مراکز بیمارستانی موجود و اطلاعات جمعیتی بلوک­های آماری سال 1390 کلانشهر کرمانشاه بود که با استفاده از نرم افزار GIS/Arc مورد ارزیابی قرار گرفت.

نتایج: نتایج مطالعه نشان داد که پراکنش فضایی مراکز بیمارستانی در کلانشهر کرمانشاه از الگوی تصادفی پیروی می­کند و مکانیسم خاصی جهت توزیع فضایی بیمارستان ها در این کلانشهر وجود نداشته است. این کلانشهر تا سال 1393 در مجموع دارای 13 بیمارستان با 2342 تخت بیمارستانی است که بیشترین تخت­ها (1755) مربوط بیمارستان­های عمومی می‌باشد. آمارها نشان داد که در شرایط موجود تعداد بیمارستان‌های موجود، تنها 51/48% از افراد شهر کرمانشاه را تحت پوشش قرار می‌دهند و  49/51%  از خانوارها فاقد دسترسی هستند. تعداد بیمارستان‌های موجود نمی‌تواند از منظر خدمات رسانی نیاز شهروندان را برآورده کند. در این تحقیق مکان فعلی اکثر مراکز درمانی (بیمارستان­ها) نیز با معیارهای استاندارد و ضرورت­های این کاربری مطابق نبوده است.

نتیجه‌گیری: آنچه از نتایج می‌توان استنباط نمود این است که تمام ساکنان شهر به مراکز بیمارستانی دسترسی یکسانی ندارند و توزیع مراکز بیمارستانی متناسب با توزیع جمعیت و خانوارها نیست. بی‌عدالتی در دسترسی به امکانات درمانی (بیمارستان) در کلانشهر کرمانشاه وجود دارد.


محمدجواد نائیجی، فاطمه غلامی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: اگر چه نقش معنویت در ادبیات کارآفرینی اجتماعی مورد تائید قرار گرفته است، اما در کمتر پژوهشی به صورت تجربی رابطه هوش معنوی و نیات خیرین بخش بهداشت و درمان بررسی شده است. در این راستا، هدف این مقاله ارائه و سنجش تجربی یک مدل نظری مبنی بر رابطه معنویات با محوریت هوش معنوی بر نیات خیرین بیمارستان‌ساز بود.

         

مواد و روشها: این مطالعه از نوع توصیفی بود و داده‌های آن از 164 خیر بیمارستان‌ساز گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مسیر آزمون شد. برای سنجش هوش معنوی، از ارزیابی 360 درجه استفاده شد.

نتایج: نتایج تحقیق بیانگر این بود که هوش معنوی و سایر متغیرهای مدل، قدرت تبیین 41 درصد از تغییرات نیات خیرین بیمارستان‌ساز را دارا بود (41/۰(R2= که در مطالعات رفتاری، بسیار قابل توجه می باشد. همچنین این موضوع که داشتن فلسفه اجتماعی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی، نقش میانجی در رابطه هوش معنوی و نیات خیرین بیمارستان‌ساز دارد نیز مورد پشتیبانی کامل قرار گرفت.

نتیجه گیری: با فرصتهایی که برای سرمایه گذاری‌های سودآور اقتصادی فراهم است، خیرین بیمارستان‌ساز باید از سطوح بالایی از هوش معنوی برخوردار باشند تا انگیزه کافی برای ارزش‌آفرینی اجتماعی به دست آورند. در این راستا، به سیاستگذاران نظام سلامت نیز پیشنهاد می‌شود برای افزایش فعالیتهای خیرخواهانه، بر شکوفایی و ارتقای سطح هوش معنوی در بخش بهداشت‌و‌درمان تمرکز کنند.


خدیجه اکبرنژاد نشلی، آذر طل، فرشته مجلسی، مهدی یاسری، هادی علیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سبک زندگی سلامت محور در دنیای امروز بهترین راه برای پیشگیری از بیماری و داشتن یک زندگی سالم می باشد. این مطالعه به منظور تعیین عوامل پیش گویی کننده سبک زندگی سلامت محور در بهورزان طراحی و اجرا شد.

مواد و روش ها:  این مطالعه مقطعی و توصیفی- استنباطی  روی 222 نفر از بهورزان تحت پوشش شبکه بهداشت و درمان شهرستان آمل به صورت سرشماری در سال 1394انجام شد. ابزار این مطالعه پرسشنامه دو بخشی شامل اطلاعات دموگرافیک و سبک زندگی سلامت محور بود. تکمیل پرسشنامه به صورت خود اظهاری بود. داده ها در این مطالعه با استفاده از  نرم افزار  SPSSنسخه 23 مورد تجزیه تحلیل آماری قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و تعیین روابط بین هر عامل از جداول فراوانی و آزمون هایt-test، من ویتنی، آنالیز واریانس و یا کروسکال والیس و برای بررسی توام عوامل روش آنالیز رگرسیون لجستیک استفاده شد. سطح معنی داری در این مطالعه کمتر از 05/0 بود.

یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد  متغیر محل زندگی روستای دشتی با ابعاد ورزش ، تغذیه ناسالم ، مراقبت از خود و متغیر تغذیه ناسالم در افراد کمتر از 35 سال ، کمتر از دیپلم ،  بیماری مزمن ، فشار خون بالا ، مردان با بعد توصیه های پزشکی ، ورزش  ، تغذیه ناسالم ، مصرف دخانیات و الکل  ، بهداشت خرید ، تحرک روزانه ، تغذیه مناسب و متغیردرآمدی که کفاف زندگی را می دهد با  تغذیه ناسالم  ، سلامت روانی ، ایمنی محیط زندگی ارتباط معناداری داشتند.

نتیجه گیری: عوامل متعددی با سبک زندگی بهورزان ارتباط دارد. با توجه به اینکه اکثر بهورزان بخصوص مردان سبک زندگی سلامت محور را رعایت نمی کنند لازم است جهت تغییر رفتار این افراد اقدام نمود زیرا این افراد آگاهی بهداشتی دارند اما رفتار های مربوط به سلامت را اتخاذ نمی نمایند .


یگانه حیاطی، دکتر الهام موحد، دکتر محمد عرب،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: مدیران بیمارستانها خواه ناخواه تاثیر مهمی بر سلامت کارکنان خود دارند و از انجایی که همبستگی و انسجام حرفه ای در سایه تعادل روانی فراهم می گردد؛ برخورداری از سلامت روان در میان پرسنل بیمارستان حائز اهمیت بسیاری است. پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت سبک رهبری مدیران و ارتباط آن با سلامت روان کارکنان بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران تدوین شد.

مواد و روش ها:  پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی-مقطعی بوده و حجم نمونه شامل 91 مدیر اجرائی، میانی و 320 کارمند بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران و ابزار پژوهش پرسشنامه های سبک رهبری فیدلر و سلامت عمومی بود. داده های بدست آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی به وسیله نرم افزار SPSS ویرایش 22 موردتجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: نرخ پاسخدهی 85% بود. اکثر مدیران سبک رهبری وظیفه مدار را اتخاذ نمودند. میان سبک رهبری مدیران با سلامت روان، مشکلات جسمانی، اضطراب، کارکرد اجتماعی و افسردگی پرسنل رابطه آماری معناداری برقرار بود(05/0>P). 

نتیجه گیری: مدیران با اتخاذ سبک رهبری رابطه مدار می توانند در ارتقای سلامت روان پرسنل اثرگذار باشند و در راستای پیشگیری و کاهش اختلالات سلامت روان در میان کارکنان ضروری بنظر می رسد که آموزش مدیران در مباحث رهبری و به کارگیری الگو ها و سبک های رهبری مناسب در موقعیت های گوناگون مورد توجه قرار گیرد.


محمدرضا توکلی، دکتر سعید کریمی، دکتر مرضیه جوادی، دکتر علیرضا جباری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف:در سال 1374 دستورالعمل اداره نظام نوین امور بیمارستان ها(کارانه) ابلاغ گردید و این طرح به مدت 20 سال در بیمارستانها اجرا شد. در اوایل مهر 1393 دستورالعمل جدید طرح کارانه با عنوان طرح مبتنی بر عملکرد با هدف رفع نواقص طرح قبلی مورد بازبینی قرار گرفت و  به اجرا درآمد. هدف اصلی پژوهش تعیین راهکارهای اصلاحی ارتقا عملکرد نظارت و بهبود اجرای دستورالعمل جدید طرح کارانه در سال1394بود.

مواد و روش ها:تحقیق حاضر به شیوه کیفی از نوع فنومنولوژی بود. از مصاحبه عمیق برای گردآوری داده ها استفاده شد. نمونه های مورد بررسی یازده نفر از مدیران میانی  و ارشد و اساتید دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. روش تحلیل داده ها تحلیل محتوایی بود.

یافته ها:در این پژوهش،  هشت تم اصلی و ده تم فرعی  به دست آمد که هشت تم اصلی عبارت از سیاستگذاری صحیح، اصلاح سیستم مدیریت در نظام سلامت، بسترسازی فرهنگی در حمایت از نظارت، برنامه ریزی صحیح، ایجاد انگیزه در پزشکان، اصلاح زیرساختها، بهبود سیستم آموزش و اطلاع رسانی و ایجاد تعاملات سازنده مدیران ارشد و مسئولان مراکز بود.

نتیجه گیری:.به منظورکارآمدتربودن سیستم سلامت، بایستی نقاط ضعف دستورالعمل جدید طرح کارانه به خوبی بررسی شود وبا برطرف کردن چنین نقاط ضعفی بتوان بااجرای طرح جدیدباعث رضایت مندی بیشتر پزشکان وپرسنل رافراهم نمود. پیشنهادمیگردد برای بهتر اجرایی شدن طرح از راهکارهای اصلاحی موجود در این پژوهش استفاده شده و همچنین پایش مستمرونظارت قویتربرطرح ادامه پیدا کند تاطرح به اهداف اصلی خودکه رضایت پرسنل و بیماران است برسد.


نرگس تنکمانی، دکتر مجید صفاری نیا، لیلا قبادی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: کارکنان بیمارستان ازجمله پزشکان، پرستاران و خدمه در معرض خطرات مختلفی از جمله بیماری های روحی و جسمی قرار دارند. هدف مطالعه، پیش بینی عملکرد شغلی برحسب مؤلفه های شوخ طبعی و سلامت روان پرسنل بیمارستان ضیائیان بود.

مواد و روش ها: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بود. حجم نمونه به تعداد 120 نفر (74زن و 46مرد) که در سال 1395 مشغول به کار بودند که به روش نمونه گیری غیرتصادفی و داوطلبانه انتخاب گردید که با طیف متنوعی از پرسنل بیمارستان اعم از پرستاران، پزشکان و کارمندان بود بعد از توضیح درباره نوع پژوهش و همچنین نحوه پرکردن پرسشنامه ها بعد از موافقت آنها برای همکاری، میان آنها پرسشنامه های عملکردشغلی پاترسون، مولفه های شوخ طبعی مارتین و همکاران و سلامت روان گلدبرگ توزیع گردید. به منظور تجریه و تحلیل داده ها از روش رگرسیون همزمان و  تحلیل خوشه ای استفاده گردید و در نهایت از نرم افزار SPSS نسخه 17 استفاده شد.

نتایج: از بین مؤلفه های  شوخ طبعی و سلامت روان  شوخ طبعی خود ارزنده سازانه، افسردگی و کارکرد اجتماعی، به صورت مثبت و معناداری عملکرد شغلی را پیش بینی نمودند. افسردگی، دارای بزرگ­ترین ضریب بتا برابر26/0برای عملکرد شغلی می­باشد که نشان می­دهد این متغیرقوی­ترین، سهم را برای تبیین متغیر ملاک فراهم می­آورد. همچنین تفاوت معناداری در سطح 05/0 بین عملکرد شغلی خوشه شوخ طبعی منفی مرضی و خوشه شوخ طبعی مثبت سالم(97/7-t=، 001/0>P) وجود دارد.

نتیجه گیری: انتخاب سبک شوخ طبعی موثر و افزایش سلامت روان پرسنل باعث بهبود عملکرد شغلی آنها خواهد شد و با توجه به محیط استرس زای مراکز درمانی ضروری به نظر می رسد کارگاه هایی جهت افزایش سلامت روانی و کاربرد شیوه های شوخ طبعی سالم به عنوان راهی برای ارتقأ عملکرد پرسنل مراکز درمانی در نظر گرفته بشود.


یگانه حیاطی، دکتر حجت رحمانی، دکتر محمد عرب،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت پرسنل بیمارستان در افزایش بهره­وری، نقش تعیین کننده­ای دارد و از آن جایی که رسالت اصلی بیمارستان، ارتقای سلامت جامعه است؛به منظور دستیابی به این رسالت والا، پایش، حفظ و ارتقا سلامت  عمومی کارکنان ضروری می­باشد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت سلامت عمومی این قشر تاثیرگذار و شناسایی چندی ازعوامل مرتبط باآن، تدوین شد.

مواد و روش ها: این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی با نتایج کاربردی است که به روش مقطعی بر روی    320نفرازکارکنان بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران که به صورت نمونه گیری طبقه بندی-تصادفی انتخاب شدند، انجام گرفت.جهت جمع­آوری داده­ها، از پرسشنامه استاندارد سلامت عمومی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS از طریق آزمون های آماری T-test و ANOVA تجزیه تحلیل شد.

نتایج: نتایج نشان دادکه 5/47%  افرادحاضر در پژوهش مشکوک به اختلالات سلامت عمومی بودند؛ شیوع نشانگان جسمانی،اضطراب،اختلالات کارکرد اجتماعی وافسردگی به ترتیب 9/53%، 3/49%، 5/79% و 6/14% بدست آمد. میان سلامت عمومی کارکنان و ویژگی های دموگرافیک انان از قبیل جنسیت، وضعیت تاهل، رشته تحصیلی، واحد شغلی، وضعیت مسکن ونوع استخدام ارتباط معناداری وجود داشت(05/0>P). همچنین تفاوت­های فردی مدیران بر سلامت عمومی کارکنان تحت سرپرستی ایشان، تاثیرگذار بود.

نتیجه گیری: میزان سلامت عمومی کارکنان بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقایسه با مطالعات مشابه در داخل و خارج از ایران، در وضعیت خوبی قرار نداردلذا پیشنهاد می­شود سیاستگزاران ذیربط وزارت بهداشت و مدیران بیمارستان های مورد مطالعه در جهت ارتقا سلامت پرسنل، برنامه­ها وراهکارهایی را در الویت قرار دهند.


دکتر احسان زارعی، دکتر بهروز پورآقا، دکتر سهیلا خداکریم، علی رضا موسی زاده نصرآبادی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از اهداف اصلی طرح تحول سلامت، کاهش میزان پرداخت از جیب مردم برای خدمات بیمارستانی در بخش دولتی است. این مطالعه با هدف تعیین میزان پرداخت از جیب بیماران بستری در بیمارستان های دولتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1394 انجام شد.

مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، 405 بیمار ترخیص شده از چهار بیمارستان دولتی و آموزشی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده های مطالعه با استفاده از چک لیست محقق ساخته و بررسی صورت حساب بیمارستانی جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و مدل رگرسیون در نرم افزار 16 SPSS استفاده شد.

نتایج: میزان پرداخت از جیب  بیماران 2/10 درصد بود که 9/9 درصد آن پرداخت رسمی، 2/0 درصد هزینه ارجاع به بیرون از بیمارستان برای خرید کالا و 1/0 درصد آن پرداخت غیررسمی بود. بیشترین سهم هزینه ای از صورتحساب مربوط به لوازم پزشکی و دارو، اعمال جراحی و هتلینگ به ترتیب  با 7/32، 20 و 4/17 درصد بود. نوع بیمارستان، داشتن عمل جراحی، تعداد اعضای خانوار و جنسیت بر میزان پرداخت از جیب تاثیر معنی دار داشت(05/0p≤ ).

نتیجه گیری: میزان پرداخت از جیب بیماران بستری در بیمارستان های دولتی مطابق هدف تعیین شده در برنامه تحول سلامت بود که حمایت مناسب دولت را نشان می دهد. برای کاهش پایدار پرداخت از جیب، باید برنامه هایی کلان در سطح ملی برای خدمات سرپایی و بخش خصوصی نیز طراحی و اجرا شود.


سمیه نوری، دکتر لیلا ریاحی، دکتر کامران حاجی نبی، دکتر کتایون جهانگیری،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: اولویت‌بندی و تخصیص منابع از مهم‌ترین موضوعات بخش سلامت بوده و عادلانه بودن آن‌ها نیازمند در نظر گرفتن معیارهای مختلفی است. این مطالعه به‌منظور شناسایی معیارهای مورداستفاده برای اولویت‌بندی و تخصیص منابع در نظام‌های سلامت دنیا از طریق مرور جامع مطالعات به انجام رسید.
مواد و روش‌ها: سه پایگاه معتبر Cochrane Library،PubMed  و SCOPUS از سال 2005 تا 10 اکتبر 2016 به شکل نظام‌مند مورد جستجو قرار گرفتند. مقالات انگلیسی زبانی که دارای معیارهای کمی یا کیفی مدون و مشخص در حوزه تخصیص منابع در بخش سلامت بودند وارد مطالعه شدند. داده‌های به‌دست‌آمده به‌صورت تماتیک سنتز شدند.
نتایج: درمجموع 9162 مقاله استخراج شد. در ابتدای بررسی مقالات واردشده، 9089 مقاله به دلیل تکراری بودن و نیز براساس عنوان مطالعه حذف شدند. چکیده مقالات باقی‌مانده (76 مقاله) بررسی و 17 مقاله حذف شد. متن کامل 59 مقاله باقی‌مانده بررسی و بر اساس انطباق با معیارهای ورود، تعداد 34 مقاله دیگر نیز حذف شد و درنهایت 25 مقاله وارد فاز نهایی مطالعه شدند. معیارهای مورداستفاده در مقالات در چهار بُعد اقتصادی، مدیریتی، ساختاری و زمینه‌ای قرار گرفتند. از بین معیارهای ابعاد اقتصادی، مدیریتی، ساختاری و زمینه‌ای بیشترین فراوانی به ترتیب مربوط به معیارهای هزینه، اهداف نظام سلامت، ظرفیت محلی و وضعیت بیماری‌ها بود.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه مهمترین معیارهای مورد استفاده توسط سیاستگذاران و تصمیم‌گیران نظام سلامت در سطح دنیا به هنگام اولویتبندی و تخصیص منابع، استخراج شدند. نتایج نشان داد که در سطح دنیا، اولویت‌بندی و تخصیص منابع در نظام سلامت بیشتر بر اساس معیارهایی مانند هزینه اثربخشی، وضعیت بیماری، عدالت/ برابری و نیاز صورت می‌گیرد.


دکتر احمد صادقی، دکتر حسین روحانی، ساره داورزنی، زهرا داورزنی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: شکایات بیماران از  سیستم درمانی می تواند با شناسایی نقاط ضعف، فرصت های بهتری را برای پاسخگویی به نیازهای بیماران فراهم آورد. در این تحقیق روند شکایات بیماران قبل و بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت در یک بیمارستان دولتی بررسی شد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی - تحلیلی بود که بصورت گذشته نگر به بررسی روند شکایات بیماران در دو مقطع قبل و بعد از اجرای طرح تحول سلامت ( سال های 1391 تا 1395 ) در یکی از بیمارستان های دولتی کشور پرداخت. به منظور جمع آوری و  طبقه بندی موارد شکایت از چک لیستی که توسط وزارت بهداشت طراحی شده است، استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 انجام شد. از آمار توصیفی و نیز آزمون آماری تحلیلی مانند آزمون chi-square استفاده گردید.
نتایج: نتایج نشان داد تعداد شکایات ثبت شده در بیمارستان مورد مطالعه قبل از طرح تحول نظام سلامت 29 مورد و بعد از اجرای طرح 198 مورد بود. اغلب شکایات مربوط به بخش اورژانس (31%) و حدود 40 درصد افراد مورد شکایت نیز پزشکان بودند. بیشتر شکایات ثبت شده مربوط به کیفیت خدمات ارائه شده (5/33 %) و برخورد پرسنل (30 %) بود. طبق نتایج، بین تعداد شکایات ثبت شده با فرد مورد شکایت قبل و بعد از اجرای طرح تحول سلامت تفاوت معنی داری مشاهده گردید (P<0.05).
نتیجه گیری: اجرای طرح تحول نظام سلامت منجر به ثبت نظام مند و توجه ویژه به شکایات در بیمارستان شده است. اغلب شکایات ثبت شده مربوط به بخش اورژانس بیمارستان بوده که لازم است مدیران و مسئولین بیمارستان به این بخش توجه ویژه داشته و در راستای ارتقای کیفت خدمات گام های موثر بردارند.
دکتر علی محمد مصدق راد، مهناز افشاری، رحمان نصراللهی، ساره دانشگر، رسول کرانی بهادر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سازمان‌های بیمه‌گر در صورت عدم انطباق صورتحساب‌های مالی بیماران با قرارداد منعقد شده مبالغی را به اسم کسورات به بیمارستان‌ها پرداخت نمی‌کنند. این پژوهش به مقایسه کسورات اعمال شده از سوی سازمان بیمه تأمین اجتماعی به صورتحساب‌های بیماران مجتمع بیمارستانی امام خمینی قبل و بعد از ابلاغ کتاب تعرفه ارزش‌های نسبی خدمات بیمارستانی می‌پردازد.
مواد و روش‌ها: داده‌های این مطالعه توصیفی- تحلیلی از گزارشات کسورات اعمال شده به اسناد بیماران بستری و سرپایی بیمه تأمین اجتماعی در شش ماهه دوم 1392 (قبل از اعمال تعرفه ارزش‌های نسبی خدمات) و شش ماهه دوم سال 1393 (بعد از اعمال آن) بدست آمد. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تی تست زوجی تحلیل شد.
نتایج: میانگین کسورات شش ماهه دوم سال‌های 1392 و 1393 برابر با 9/2 و 1/11 درصد بود. میزان کسورات اعمال شده بعد از اجرای کتاب تعرفه ارزش‌های نسبی خدمات به میزان 8/282 درصد افزایش یافت. میزان کسورات اعمال شده به ازای هر پرونده بستری 6 برابر و برای هر مورد سرپایی 12 برابر شد. بیشترین کسور اعمال شده در سال 1392 مربوط به خدمات جراحی و آزمایشگاه و در سال 1393 مرتبط با خدمات رادیوتراپی، شیمی‌درمانی و هتلینگ بود.
نتیجه‌گیری: کسورات اعمال شده به صورتحساب‌های ارسالی بیمارستان از سوی سازمان بیمه تأمین اجتماعی بعد از اجرای کتاب تعرفه ارزش‌های نسبی به شدت افزایش یافت. شناسایی علل کسورات جدید بیمه‌ای، آموزش کارکنان و پزشکان در این زمینه و ارتقای فرایندهای مربوطه برای کاهش کسورات بیمه‌ای ضروری است.


فریبا اسدی، سیده سارا افرازنده، مریم ابراهیمی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از اهداف بیمارستان ها تامین سلامتی افراد جامعه با  حداکثر کیفیت مطلوب می باشد  و رضایت بیمار به عنوان یکی ازشاخصهای کیفیت مراقبتهای سلامتی در مراکز درمانی تمامی کشورها به حساب می آید.پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رضایتمندی بیماران از طرح تحول نظام سلامت و عوامل مرتبط با آن در بیمارستانهای آموزشی درمانی استان خراسان جنوبی  در سال 1395صورت گرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی  مقطعی بود که طی آن 410 بیمار بستری در 7 بیمارستان آموزشی درمانی ستان خراسان جنوبی به روش در دسترس طی یک دوره یک ماهه توسط پرسشنامه  استاندارد سنجش رضایتمندی بیماران مورد بررسی قرار گرفتند.داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 22 با استفاده از آمارتوصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج : میزان رضایت 5/51 درصد بیماران در سطح عالی،1/37 درصد از بیماران در سطح خوب و9/9 درصد در سطح متوسط و6/1 در سطح کم ارزیابی شد. نتایج آنالیز رگرسیون نشان داد میانگین نمره رضایتمندی با یک واحد تغییر در سطح تحصیلی و وضعیت اقتصادی به ترتیب 63/0 و82/0 واحد کاهش پیدا می کند (05/0>p). بین سایر متغیرهای دموگرافیک با سطح رضایت ارتباط معنی داری در سطح 5 درصد دیده نشد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان گفت که طرح تحول نظام سلامت بنا به دیدگاه بیماران تا حد بالایی توانسته است به اهداف خود دست یابد و موفق به کسب رضایتمندی بیماران و کاهش هزینه های پرداختی بیماران شود. پیشنهاد می شود جهت افزایش رضایتمندی بیماران، توجه بیشتری در حیطه امکانات رفاهی و تغذیه صورت گیرد و میزان رضایتمندی در سایر گروهها( پرستاران، پزشکان و پرسنل) نیز مورد بررسی قرار گیرد.
 
دکتر عبدالرضا شقاقی، حسن محمودی، حسین شهریاری،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: طرح بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت به تغییر رویکرد بیمارستانهای سنتی در ارائه خدمات تاکید دارد. هدف این مطالعه ایجاد مستندات علمی مورد نیاز برای اجرای استانداردهای طرح بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت در مراکز آموزشی و درمانی کشور بود.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در ده مرکز آموزشی و درمانی وابسته به  دانشگاه علوم پزشکی تبریز در میان300 نفر از متخصصان سلامت شاغل طی سال 1395مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روشهای آماری توصیفی و رگرسیون لجستیک به روش Enter در SPSS نسخه 22 انجام شد. سطح معناداری 05/0>P در نظر گرفته شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار نمره کل شاخص قابل اجرا بودن استانداردهای بیمارستان ارتقاء دهنده سلامت 51/17±06/66 بود. متغیرهای جنس (40/8-33/1= CI 95% و 19/3=OR)، نوع شغل (70/0-65/0= CI 95% و 50/1=OR)، نوع فعالیت بیمارستان (61/2-97/1= CI 95% و 59/1=OR)، تعداد تخت های بیمارستان (42/9-53/1= CI 95% و 84/3=OR) و برخورداری از دانش قبلی در مورد طرح بیمارستانهای های ارتقاء دهنده سلامت (80/4-31/1= CI 95% و 81/2=OR) پیش گویی کننده های قوی تری برای داشتن نظر مساعد در خصوص قابل اجرا بودن استانداردهای ارتقاء دهنده سلامت بود.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج ، مراکز آموزشی و درمانی مورد بررسی از آمادگی لازم برای اجرای استانداردهای بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت برخوردار نمی باشند. آماده سازی کارکنان ارائه دهنده خدمات سلامت کشور از بعد روانی و عاطفی به منظور همگامی با برنامه بیمارستان های ارتقاء دهنده سلامت می تواند مورد توجه برنامه ریزان بخش سلامت قرار گیرد.
 
دکتر محمد حکاک، سید علی حزنی، ندا شاه سیاه، طاهره اخلاقی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف : بیمارستانها به عنوان مهمترین و بزرگترین نهاد ارایه در سیستم سلامت هر کشوری هستند که خدمات درمانی، در سطح وسیعی را آنها انجام می شود. یکی از مهمترین فرآیندهای ارتقا کیفیت خدمات نظام سلامت در کشور اعتبار بخشی است هدف این تحقیق شناسایی چالش­ها، موانع و ارایه راهکار اعتبار بخشی بیمارستانی بود.
مواد و روش ها: این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی بود که با استفاده ازمصاحبه های عمیق رویکرد تحلیل محتوی در سال 1396در شمال کشور انجام شد. با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند تعداد 25 نفر شامل دوریس بیمارستان،سه مدیر بیمارستان،سه مترون،چهار سوپروایزر،ده پرستارو سه نفر مسوول اعتبار بخشی به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. بعد از انجام مصاحبه با نرم افزار Maxqda کدگذاری و تحلیل لازم صورت گرفت. برای به دست آوردن اعتبار و روایی داده­ها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد.
نتایج: داده ها پس از تجزیه و ترکیب در قالب 98 کد اولیه ،16 مفهوم و 5  مقوله اصلی دسته بندی گردید.کدهای اصلی  شامل چالش های منابع،چالش های سازمانی،چالش های فنی،پیامدهای منفی و راهکارها بودند.
نتیجه گیری : عارضه یابی به سازمان کمک می­کند مواردی که سازمان باید روی آنها متمرکز شود را تعیین کند و با گردآوری و تحلیل داده­ها و شناسایی گره­های کور راه توسعه و حل مشکل را فرا روی مدیران قرار  می­دهد خصوصا اجرای صحیح فرآیند اعتبار بخشی میتواند به تعالی بالینی همه جانبه منجر شود.
 
مهدیه حیدری، دکتر لیلا دشمنگیر،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده

زمینه و هدف : با توجه به ضرورت ارزیابی عملکرد نظام های سلامت، الگوها و چارچوب­های مختلفی توسط گروه ها و سازمان های مختلف برای پرداختن به این مهم ارایه شده است.  این پژوهش، به بررسی تطبیقی چارچوب های ارزیابی عملکرد نظام سلامت در جهان پرداخته است.
 
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع مطالعات تطبیقی توصیفی می باشد که به روش توصیفی تشریحی مبتنی بر تحلیل مقایسه ای در سطح جامع انجام گرفته است. حوزه پژوهش شامل چارچوپ های نظام سلامت می باشد و نتایج در جداول تطبیقی بر اساس عوامل تعیین شده مورد مقایسه و تفسیر قرار گرفته اند.
 
نتایج: در مجموع از 16 چارچوب بدست آمده، 11چارچوب وارد مطالعه شده و و مورد مقایسه، توصیف و تشریح قرار گرفت. برخی از چارچوب های ارایه شده علاوه بر تمرکز بر عملکرد خود نظام سلامت به عنوان چارچوبی برای ارزیابی عملکرد نظام سلامت نیز بکار می روند. هر یک از چارچوب ها دارای هدف خاصی بوده که به اهمیت ارزیابی در نظام سلامت تاکید می کنند.
 
نتیجه گیری: چارچوب­های نظام سلامت در طول زمان تغییرات قابل ملاحظه­ای یافته اند. چارچوبهای ارایه شده در سال های اخیر نسبت به چارچوبهای اولیه ، بر ابعاد بیشتری تاکید دارند. بهره گیری از این ابزارها در جهت شناخت اهداف بهتر نظام سلامت، ارزیابی بر اساس محدوده پاسخگویی)فعالیت سازمانی و یا مرزهای خارج از سازمان(و راه های رسیدن به آن ها موثر می باشد. با بهره گیری از چارچوب های ارایه شده با توجه به ابعاد و اهداف هر یک، می توان عملکرد نظام های سلامت را مورد مداقه و ارزیابی قرار داد.
 
دکتر سودابه وطن خواه، قاسم رجبی واسوکلایی، دکتر سوگند تورانی، سمیرا رئوفی، سوسن رحیمی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: توسعه بخش گردشگری و به صورت اختصاصی گردشگری سلامت می تواند موجب بهبود سیاست های تولید ناخالص داخلی، بدون نفت شود. در این راستا مطابق با سیاست های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی زیرساخت ایجاد واحد بیماران بین الملل به منظور تسهیل و توسعه گردشگری سلامت در بیمارستان های زیر مجموعه ایجاد شد. این مطالعه با هدف ارزیابی عملکرد واحد بیماران بین الملل بیمارستان های وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران و تاثیر آن ها بر جذب گردشگران پزشکی انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه توصیفی تحلیلی حاضر به صورت مقطعی و در سال 1396 طراحی و انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه بیمارستان های دانشگاه های علوم پزشکی تهران، ایران و شهید بهشتی بود. معیار ورود بیمارستان ها در این مطالعه برخورداری از گواهینامه واحد بیماران بین الملل بود. داده های مطالعه نیز از طریق چک لیست ارزیابی گردشگری سلامت مورد تایید و ابلاغ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل توصیفی و استنباطی داده ها از نرم افزار SPSS ویرایش 24 بهره گرفته شد.
نتایج: یافته های پژوهش نشان داد عملکرد کلی واحد های گردشگری سلامت بیمارستان های وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران در سطح مطلوب ارزیابی شد(امتیاز 5/87). بیمارستان ها در گروه شاخص هتلینگ بیشترین امتیاز را به خود اختصاص دادند(100/95) و در رعایت شاخص های آیین نامه ای و عملکردی به ترتیب امتیاز 03/87 و 2/81 را کسب نمودند. تحلیل داده ها نشان داد بین بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایران و شهید بهشتی تفاوت معنی داری به لحاظ عملکردی وجود نداشت و ایجاد واحد بیماران بین الملل تاثیری بر جذب گردشگران سلامت نداشت.
نتیجه گیری: با عنایت به هدف و رسالت واحد های بین الملل در جهت تسهیل ارائه خدمات با کیفیت و رضایت بخش، پیشنهاد می شود سازوکار های مدیریتی و نظارتی در جهت اجرای کامل استاندارد ها نظیر پذیرش بیماران، پیگیری پس از درمان در کشور مبدا، توسعه سیاست های بازاریابی بیمارستان در دستور کار قرار گیرد تا زمینه جذب بیماران بین الملل و افزایش در آمد بیمارستانی فراهم شود.

صفحه 2 از 5     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb