جستجو در مقالات منتشر شده


88 نتیجه برای سلامت

مهدی حسینی، احد نوروززاده، فاطمه حسینی،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: فناوری دیجیتال شامل ایجاد و استفاده از سیستم‌ها، دستگاه‌ها و روش‌های دیجیتال یا رایانه‌ای در انجام فعالیت‌های سازمانی می‌باشد. تحقیقات در زمینه پذیرش فناوری دیجیتال در حوزه سلامت کم بوده و عمدتاً بر عوامل ساختاری متمرکز بوده‌اند. با توجه به اینکه پذیرش فناوری در نهایت توسط نیروی انسانی صورت خواهد گرفت و مقوله‌های رفتاری نقش تعیین‌کننده‌ای در این پذیرش ایفا خواهند کرد، هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم‌ترین موانع رفتاری پذیرش فناوری‌های دیجیتال در حوزه سلامت می‌باشد.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی می‌باشد. این پژوهش طی سه مرحله اجرا شده است. این مراحل عبارت‌اند از: شناسایی مهم‌ترین موانع رفتاری پذیرش فناوری‌های دیجیتال در حوزه سلامت، طراحی مدل این موانع با روش مدل‌سازی تفسیری ساختاری و در نهایت، آزمون فرضیه‌های حاصل از این مدل در یک نمونه 302 نفری.
نتایج: طبق مدل طراحی شده، موانع رفتاری پذیرش فناوری‌های دیجیتال در حوزه سلامت عبارت‌اند از: کمبود سواد فناوری دیجیتال، پایین بودن ارزش درک شده فناوری، ریسک ادراک شده بالای استفاده از فناوری، نگرش منفی، مقاومت در برابر تغییر و عدم پذیرش فناوری دیجیتال. بر مبنای این مدل شش فرضیه پژوهشی تدوین گردید و برای آزمون فرضیه‌ها از تحلیل رگرسیون استفاده شد. طبق نتایج، تمامی فرضیه‌ها تائید شدند.
نتیجه‌گیری: کمبود سواد فناوری دیجیتال، اصلی‌ترین مانع پیش روی پذیرش فناوری دیجیتال در حوزه سلامت می‌باشد. لذا جهت رفع این مانع پیشنهاداتی از جمله انجام پژوهش در مورد وضعیت سواد فناوری دیجیتال و برگزاری دوره‌های آموزشی به منظور ارتقاء سواد فناوری دیجیتال قابل طرح می‌باشد.
فاطمه محمدی، حسین درگاهی، سارا امامقلی پور سفید دشتی، محمدمهدی علاءالدین،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پیشرفت سریع در زمینه‌های گوناگون علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، صنعت بهداشت و درمان را نیز دستخوش تغییرات عظیمی کرده است. سازمان بهداشت جهانی، توسعه تجهیزات و لوازم و ملزومات پزشکی را برای کاهش نابرابری‌ها بهداشتی و دستیابی به اهداف نظام سلامت ضروری دانسته و به کشورهای عضو توصیه کرده است تا بخش اعظمی از هزینه‌های نظام سلامت را به این امر اختصاص دهند. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین سهم هزینه‌های دارو و ملزومات مصرفی پزشکی از کل هزینه‌های نظام سلامت ایران انجام شده است.
مواد و روش‌ها: این مطالعه از نوع توصیفی، مقطعی و گذشته‌نگر است که به جمع‌آوری و تحلیل داده‌های سوابق پزشکی بیماران سرپایی و بستری در طول سال‌های 1397 تا 1399 پرداخته است. هزینه‌های وسایل و لوازم مصرفی ترکیبی در نظام سلامت، از داده‌های حساب‌های ملی سلامت و داشبورد SPAS استخراج شد. سپس تحلیل آماری پیشرفته با استفاده از نرم‌افزار اکسل برای تعیین سهم هزینه‌های بهداشتی درمانی و هزینه‌های دارو و لوازم مصرفی ترکیبی در نظام سلامت انجام شد.
نتایج: در طی سال‌های 1397 لغایت 1399، هزینه‌های دارو و لوازم مصرفی پزشکی برای بیماران بستری 12% از هزینه‌های کل سلامت را تشکیل می‌دهد که به طور سالانه 8/1% کاهش داشته است. همچنین هزینه‌های سرپایی 5/19% از کل هزینه‌ها را به خود اختصاص داده که به طور سالانه 7/0% افزایش دارد. بیمه سلامت پایه حدود 3/10% از بودجه خود را برای این هزینه‌ها تخصیص داده است که به طور کلی برابر با 5/31% از هزینه‌های کل نظام بهداشتی درمانی کشور است.
نتیجه‌گیری: مدیریت مؤثر زنجیره تأمین و برنامه‌ریزی استراتژیک برای کاهش وابستگی به واردات، پاسخگویی مناسب به تقاضاهای فزاینده بهداشتی درمانی، نظارت و پایش بر قیمت‌های دارو و ملزومات مصرفی پزشکی و کاهش اثرات سوء تورم، تحریم و کمبود نقدینگی، افزایش سهم بودجه بهداشت و درمان از تولید ناخالص داخلی و گسترش پوشش بیمه‌ای به منظور ایجاد حفاظت مالی از افراد جامعه و دستیابی به پوشش همگانی سلامت را در نظام سلامت بسیار حیاتی است.
فروغ سرائی، فاطمه زهرا احمدی، محبوبه غلامی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات سلامت روان در گروه سنی کودکان و نوجوانان روندی صعودی دارد. با توجه به اثرات گسترده این اختلالات در رشد فردی، مسائل آموزشی و تحصیلی کودکان و نوجوانان و تبعات اجتماعی آن، مطالعه حاضر با هدف بررسی خدمات سلامت روان کودکان و نوجوانان در ایران، شناسایی چالش‌ها و ارائه راهکارها جهت بهبود دسترسی و کیفیت خدمات انجام شد.
مواد و روش‌ها: این پژوهش، یک مطالعه مرور حیطه‌ای بوده که بر اساس چارچوب 6 مرحله‌ای آرکسی و اومالی در سال 1404 انجام شد. جستجوی گسترده‌ در پایگاه‌های بین‌المللی و داخلی شامل  Scopus،  Web of Scienses،  Pubmed،  MagIran،SID  ، موتور جستجوگر Google Scholar و وب‌سایت‌های سازمانی و دولتی ازجمله سازمان جهانی بهداشت و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با کلیدواژه‌های مشخص انجام شد. استخراج داده‌های مطالعه نیز با استفاده از رویکرد روایتی و آنالیز موضوعی صورت گرفت.
نتایج: بر اساس مرور 19 مطالعه انجام‌شده، خدمات و مداخلات سلامت روان برای کودکان و نوجوانان در سطوح مختلفی ازجمله مراقبت اولیه، تخصصی، مدرسه‌محور، جامعه‌محور، خانواده‌محور و خدمات ملی ارائه می‌شود. این مداخلات با استفاده از رویکردهای متنوعی مانند آموزش، غربالگری و مداخلات درمانی طراحی شده‌اند. همچنین محدودیت‌های ساختاری (ضعف نظام ارجاع، کمبود منابع)، چالش‌های اجتماعی-فرهنگی (انگ اجتماعی و عدم آگاهی عمومی) و منابع انسانی (کمبود متخصصان) در ارائه این خدمات شناسایی شدند.
نتیجه‌گیری: بهره‌گیری از ظرفیت‌های نظام مراقبت اولیه و آموزش و پرورش، همراه با تقویت آموزش نیروی انسانی و ارتقای آگاهی عمومی، می‌تواند زمینه‌ساز گسترش دسترسی و بهبود کیفیت خدمات سلامت روان در کشور باشد.
طاهر ملکی، دکتر اباسط میرزایی، ساناز زیدابادی، اکبر رسولی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از برنامه‌های اصلاحات نظام سلامت، برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع است. لذا هدف از انجام این مطالعه، مروری بر چگونگی تامین مالی پزشک خانواده و نظام ارجاع در کشورهای منتخب و ایران می‌باشد.
مواد و روش‌ها:‌ این مطالعه به صورت مروری تطبیقی در سال 1403 انجام شده است. اطلاعات با استفاده از کلید واژه‌های مرتبط و معادل‌ انگلیسی آن‌ها براساس سرعنوان‌های موضوعی مشخص (Mesh) در پایگاه‌های اطلاعاتی مختلف استخراج گردید. علاوه بر آن داده‌های سازمان بهداشت جهانی و گزارش نظام‌های سلامت کشورهای منتخب هم مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات براساس فرم استخراج داده‌ها (محقق ساخته) استخراج شد. در نهایت اطلاعات به تفکیک موضوع دسته‌بندی شد و مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافته‌ها حاکی از این بود که بیشترین چالش‌های تامین مالی طرح پزشک خانواده مربوط به عوامل فرهنگی، اقتصادی، محیطی و شرایط کاری کشورها می‌باشد. همچنین سایر یافته‌های مطالعه در چهار بخش شامل وضعیت نظام ارجاع در کشورهای منتخب، دستاوردهای نظام ارجاع و پزشک خانواده برای سیستم سلامت آن کشور، تأمین مالی، نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و چالش‌های اجرای نظام ارجاع و پزشک خانواده به تفکیک کشورهای منتخب شناسایی و استخراج گردید.
نتیجه‌گیری: علی رغم شباهت‌های فراوان در نحوه اجرای برنامه پزشک خانواده در بین کشورهای منتخب، اما به لحاظ سیاستگذاری، روش‌های اجرا و نحوه تامین هزینه‌ها تفاوت‌هایی وجود دارد. براساس یافته‌های پژوهش، پیشنهاد می‌گردد که به منظور اجرای موفقیت آمیز برنامه پزشک خانواده، از تجارب موفقیت آمیز سایر کشورها در سطح بین المللی و همچنین شواهد و اطلاعات در اجرای این برنامه بهره‌گرفته شود.
محمود زیوری رحمان، جواد سیاه مشتهء، نیلوفر میکائیلی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: طرحواره‌های ناسازگار اولیه الگوهای عمیق شناختی هستند که می‌توانند بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان اثر منفی داشته باشند. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر طرحواره‌های ناسازگار اولیه بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان و نقش میانجی سواد سلامت بود.
مواد و روش‌ها: روش پژوهش تحلیلی همبستگی بر اساس روش مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران 20 تا 60 ساله مبتلا به سرطان مراجعه‌کننده به مراکز درمانی خصوصی شهر در سال 1404 بوده که 665 نفر با روش نمونهگیری نمونه در دسترس به‌عنوان نمونه انتخاب شده‌‌اند. از پرسشنامههای طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه، سواد سلامت بزرگسالان و کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی استفاده شده است. داده‌ها در سطح معناداری 05/0 با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری، در نرمافزارهای spss25 وAmos24 تحلیل شدند.
نتایج: اثرات مستقیم طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه بر سواد سلامت (001/0 p< ، 85/0-=β) و بر کیفیت زندگی (001/0 p< ، 56/0-= β) و سواد سلامت بر کیفیت زندگی (001/0 p< ، 51/0=β) معنادار بودند. از طرفی سواد سلامت در رابطه بین طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه و کیفیت زندگی بیماران نقش میانجی داشته (001/0> p،   26/0= β) و شاخص‌های نکویی برازش گویای برازش مناسب مدل بود (94/3= X2/Df ، 913/0 GFI = ، 903/0 IFI = ، 901/0 CFI = و 067/0=RMSEA).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه تأثیر منفی بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی بیماران مبتلا به سرطان دارند. سواد سلامت به‌عنوان متغیر میانجی این اثر منفی را تعدیل کرده و ارتقای آن می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی بیماران کمک کند.
علی مدبر، حبیب جلیلیان، بهنام قلی زاده، اسماعیل موسوی اصل، فرزاد فرجی خیاوی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: دریافت پایدار خدمات سلامت برای بیماران مبتلا به فشارخون بالا در شرایط پاندمی و بحران از اهمیت حیاتی برخوردار است. این مطالعه به منظور ارزیابی تاب‌آوری خدمات مراکز جامع سلامت به این بیماران در دوران پاندمی انجام شد.
مواد و روش‌ها: این مطالعه‌ی توصیفی-مقطعی در سال ۱۴۰۲ در ۱۰ مرکز خدمات جامع سلامت استان مرکزی انجام شد. ۲۵۰ نفر از بیماران مبتلا به فشارخون بالا به روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه‌ی محقق‌ساخته‌ در ۴ بعد کیفیت، دسترسی، تداوم و هماهنگی بود. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و رگرسیون خطی چندمتغیره در نرم‌افزار SPSS24 تحلیل شدند.
نتایج: امتیاز تاب‌آوری ارائه خدمات درکل (32/±0) 95/2 و نسبتاً ضعیف برآورد گردید. میانگین نمره ابعاد به ترتیب؛ کیفیت (0/41±) 93/2، دسترسی (0/28±) 08/3، تداوم (0/35±) 88/2 و هماهنگی (0/76±) 03/3 بود. نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که چهار بعد پرسشنامه در مجموع 1/96 درصد از واریانس تاب‌آوری را تبیین می‌کنند. ابعاد دسترسی (۴۷۸/۰ = β)، کیفیت (۳79/۰ = β)، تداوم خدمات (352/۰ = β) و هماهنگی (178/۰ = β) به ترتیب بیشترین سهم را در پیش‌بینی تاب‌آوری خدمات داشتند.
نتیجه‌گیری: تاب‌آوری خدمات مراکز جامع سلامت به بیماران مبتلا به فشارخون بالا در دوران پاندمی و بحران در سطح "نسبتاً ضعیف" ارزیابی شد. این یافته ضرورت توجه فوری و برنامه‌ریزی عملیاتی را برای سیاست‌گذاران و مدیران سلامت آشکار می‌سازد. تدوین برنامه عملیاتی برای تضمین تداوم خدمات و توسعه زیرساخت‌های مراقبت از راه دور، به عنوان اولویت‌های اصلی برای بهبود تاب‌آوری پیشنهاد می‌گردد.
علیرضا رحیمی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اورژانس پیش‌بیمارستانی نقش اساسی در مدیریت شرایط حیاتی بیماران دارد، اما شواهد نشان می‌دهد این خدمات با چالش‌های متعددی در سطوح مختلف انسانی، مدیریتی و زیرساختی روبه‌رو هستند. هدف پژوهش حاضر، انجام یک فراترکیب جامع به‌منظور شناسایی و تحلیل چالش‌های خدمات اورژانس پیش‌بیمارستانی در ایران بر اساس شواهد پژوهشی موجود در بازه زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ (۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵) است.
مواد و روش‌ها: این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب و بر پایه چارچوب هفت‌گانه سندلوسکی و باروس (۲۰۰۶) انجام شد. جستجوی نظام‌مند در پایگاه‌های داده معتبر داخلی و خارجی با کلیدواژه‌های مرتبط منجر به شناسایی ۴۱۴ مقاله گردید. پس از غربالگری دقیق بر اساس معیارهای ورود و خروج و ارزیابی کیفیت، در نهایت ۲۵ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافته‌های این مقالات با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای مضمونی تحلیل و دسته‌بندی گردید.
نتایج: یافته‌ها نشان داد که چالش‌های خدمات اورژانس پیش‌بیمارستانی در ایران در شش مضمون اصلی دسته‌بندی می‌شوند: چالش‌های نیروی انسانی، چالش‌های لجستیکی و زیرساختی، موانع سازمانی و مدیریتی، مسائل اجتماعی و فرهنگی و چالش‌های آموزشی. یک تحلیل عمیق‌تر از مضامین، ماهیت چندوجهی و درهم‌تنیده چالش‌های موجود را آشکار ساخت. تحلیل یافته‌ها همچنین نشان داد که این چالش‌ها به‌صورت منفرد وجود ندارند، بلکه در یک شبکه پیچیده از روابط علت و معلولی به یکدیگر متصل هستند.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش تأیید می‌کند که چالش‌های سیستم اورژانس در ایران ماهیتی جهانی داشته و با مشکلات گزارش‌شده در کشورهای با درآمد کم و متوسط همپوشانی دارند. حل این مشکلات نیازمند یک رویکرد جامع و سیستمی است که تمامی ابعاد انسانی، لجستیکی، سازمانی و اجتماعی ـ فرهنگی را به‌صورت هم‌زمان پوشش دهد و به آمادگی سیستم در برابر حوادث و بلایای احتمالی نیز توجه کند.

بهشته جبلی، محمد ورهرام، فاطمه کیوانی راد، سولماز زرینه، الهام قازانچایی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: حکمت در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان بکار رفته است. خدمات بیمارستانی بیش از همه خدمات شناخته شده به نیروی انسانی وابسته است و ماهیت این خدمات به گونه ایست که کارکنان باید جهت کسب بیشترین کارایی و اثربخشی علاوه بر دارا بودن تخصص و مهارت، متعهد نیز باشند. در این منظر، بیمارستان حکمت‌بنیان بیمارستانی است که خدمات خود را بر مبنای سه اصل منزلت و کرامت انسانی، دانش و حکمت پزشکی و اخلاق و شئون اسلامی ارائه می‌نماید. لذا هدف از انجام این مطالعه شناسایی مؤلفه‌های مؤثر بر اعتباربخشی بیمارستانی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان می‌باشد.
مواد و روش‌ها: این مطالعه، یک مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای گرانهایم و لاندمن می‌باشد که اطلاعات آن از طریق انجام مصاحبه از 62 پزشک و بیمار از بخش‌های مختلف تا زمان اشباع داده‌ها جمع‌آوری گردید. در این مطالعه برای انتخاب مشارکت‌کنندگان از نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد. به طوری که با افرادی مصاحبه شد که در زمینه پدیده مورد مطالعه یا جنبه‌هایی از آن دارای اطلاعات و شناخت مناسب و نسبتا کافی بودند. در این مطالعه از بررسی کتابخانه‌ای و اسناد بالادستی نظام سلامت از ابتدای انقلاب تاکنون نیز جهت جمع‌آوری داده‌های مروری استفاده شد.

نتایج: در مطالعات کتابخانه‌ای 20 سند بالادستی در رابطه با سلامت، پزشکی، آموزش و فرهنگ و تمدن استخراج گردید. همچنین از مصاحبه‌های انجام شده از 32 پزشک و 28 بیمار در رابطه با مؤلفه‌های مؤثر بر اعتباربخشی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان، 10 طبقه اصلی استخراج شد. طبقات اصلی استخراج شده از مصاحبه پزشکان و بیماران شامل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی، امکانات، تجهیزات و منابع انسانی، مهارت‌های ارتباطی، چالش‌های مالی و معیشتی بیماران، دانش، آموزش و آگاهی، عوامل ملموس، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، تاب‌آوری روحی و روانی در بیماران و قابلیت اطمینان خدمات بود.
نتیجه‌گیری: درک متقابل احساسات و عقاید آمیخته با صبر و آرامش، برخورد همراه با احترام توسط طرفین و تبادل اطلاعات و دانش از انتظارات هر دو طرف پزشک و بیمار از یکدیگر محسوب می‌شود. لذا به نظر می‌رسد یک دسته از نیازهای اولیه و ثانویه وجود دارد که با برطرف شدن هر کدام از آن‌ها امید دستیابی به بیمارستانی استاندارد همراه با چشم‌انداز طب و حکمت قابل‌انتظار باشد.

صفحه 5 از 5    
5
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb