69 نتیجه برای مدیریت
دکتر ادریس حسن پور، دکتر علی جنتی، دکتر معصومه قلی زاده، دکتر الهه حق گشایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت مبتنی بر شواهد به عنوان یک مدل مدیریتی در راستای بهبود تصمیمات مدیریتی توسعه یافته است. تصمیمات مدیران بیمارستان ها، تاثیر مهمی در اثربخشی خدمات ارایه شده دارد. هدف این مطالعه تعیین منابع شواهد مورد استفاده در تصمیمگیریهای مدیران بیمارستان بر مبنای مدل مدیریت مبتنی بر شواهد بود.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی بود که در سال 1396 با بررسی 183 مدیر بیمارستان های دولتی، در 8 قطب آموزشی وزارت بهداشت انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه مدیریت مبتنی بر شواهد با 20 گویه و 6 حیطه اصلی بود. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای توصیفی و استنباطی به وسیله SPSS نسخه 21 انجام شد.
نتایج: 172 نفر (94 %) شرکت کنندگان مرد بودند. میانگین سنی و سابقه افراد به ترتیب 28/45 و30/19 سال بود. کمترین نمره، مربوط به گویهی «استفاده از مجلات دانشگاهی» بود (56/52 %). در حالی که مدیران بیشترین اتکاء را به «برنامههای وزارت بهداشت» (98/80 %) داشتند. میانگین استفاده از شواهد علمی-پژوهشی، اطلاعات و آمار بیمارستانی، برنامههای توسعهی ملی، شواهد تجربی و حرفهای، شواهد اخلاقی-رفتاری و شواهد مرتبط با ذینفعان به ترتیب برابر70/59، 43/62، 30/75، 36/71، 83/71 و 00/73 درصد بود.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مدیران در تصمیم گیریهای بیمارستانی کمتر از شواهد علمی-پژوهشی استفاده میکنند که امری نگرانکننده است و باید مدیران به ارتقای سطح آموزش و پژوهش خویش بیشتر اهمیت دهند. با استفاده از شش ضلعی شواهد، مدیران بیمارستان می توانند بهترین شواهد موجود را شناسایی و بهترین تصمیمات را در یک فرآیند تصمیمگیری مبتنی بر شواهد اتخاذ نمایند.
دکتر معصومه عرفانی خانقاهی، سودابه طایری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
سلامت زنان مفهوم وسیعی داشته و عوامل مختلف زیستی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیطی بر آن مؤثرند(1). شواهد تجربی مانند امید به زندگی بالاتر در زنان نظریه زیستشناختی راتایید میکند. از سوی دیگر، مدل زیست روانی- اجتماعی، سلامت زنان را نتیجه تجارب انها در طی دورههای مختلف زندگی و تحت تأثیر عوامل فرهنگی، روانشناختی و اجتماعی میداند(2). نظریههای رفتاری سبک زندگی را بهعنوان متغیر اصلی و تعیینکننده در تفاوت سلامت بین زن و مرد میدانند. برخی نظریههای رفتاری معتقدند زنان توان کمتری برای مقابله با استرس و موقعیتهای تنشزا دارند و به همین دلیل بیشتر در معرض بیماریهای روانی نظیر افسردگی قرار میگیرند. تفاوت در زمینه نوع و میزان مشارکت در فعالیتهای اجتماعی نیز بهعنوان یک عامل رفتاری روی وضعیت سلامتی زنان مؤثر است. فعالیتهای زنان بیشتر در خانه بوده و از پیوندهای اجتماعی کمتری برخوردارند و بیشتر در معرض آسیبهای روانی و نیز مشکلات جسمانی ناشی از این آسیبها قرار میگیرند(3). در تبیین ذهنی یا فرهنگی سلامت، معنای بیماری یا سلامتی، از ارزشها و هنجارهای حاکم بر جامعه، انتظارات و وظایفی که جامعه از او دارد، تأثیر میگیرد و افراد بر آن اساس خود را سالم یا بیمار میدانند(3). نظر به اهمیت سلامت زنان و تاثیر آن بر سلامت افراد جامعه، این مطالعه با هدف اولویتبندی عوامل مؤثر ور اهکارهای ارتقای سلامت زنان، ارائه مدل تصمیمگیری و انتخاب بهترین گزینه برای سیاستگذاران، تصمیم گیران و برنامه ریزان نظام سلامت جهت دستیابی به هدف ارتقاء سلامت زنان صورت گرفت.
دکتر علیمحمد مصدقراد، دکتر پروانه اصفهانی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامهریزی استراتژیک میتواند منجر به بهبود عملکرد بیمارستانها و افزایش میزان پاسخگویی مدیران بیمارستانها شود. برنامهریزی استراتژیک بهصورت اجباری در راستای اجرای استانداردهای اعتباربخشی از سال ۱۳۹۱ در بیمارستانهای ایران بکار گرفته شد و با چالشهایی همراه بوده است. این مطالعه با هدف شناسایی پیشنیازهای برنامهریزی استراتژیک در بیمارستان انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه در سال ۱۳۹۵ با روش کیفی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۴۷ نفر از تیم برنامهریزی استراتژیک بیمارستانهای استان تهران انجام شد. تحلیل دادهها به روش تحلیل محتوایی با رویکرد استقرایی انجام شد.
نتایج: توجیه ضرورت برنامهریزی استراتژیک، معرفی مدل مناسب برنامهریزی استراتژیک، آموزش مدیران و کارکنان در زمینه برنامهریزی استراتژیک، تأمین منابع موردنیاز برنامهریزی استراتژیک، تعهد و حمایت مدیران و کارکنان بهویژه پزشکان در تدوین و اجرای برنامه استراتژیک، فرهنگ و روحیه کار مشارکتی و در نظر گرفتن مکانیزمهای انگیزشی برای تدوین و اجرای برنامه استراتژیک در بیمارستانها از پیشنیازهای اصلی برنامهریزی استراتژیک در بیمارستانهای استان تهران بود.
نتیجهگیری: سیاستگذاران نظام سلامت و مدیران ارشد بیمارستانها باید ابتدا پیشنیازهای برنامهریزی استراتژیک را تأمین کنند و سپس، نسبت به تدوین و اجرای برنامه استراتژیک اقدام کنند. عدم تأمین این الزامات و پیشنیازها منجر به بروز چالشهای زیادی به هنگام تدوین و اجرای برنامه استراتژیک میشود
دکتر فرامرز پوراصغر، نسا کواکبی،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کاربرد فنآوری اطلاعات در حوزه سلامت در حال افزایش است. هدف این مطالعه ارائه مدل علمی برای طراحی سامانه الکترونیکی مدیریت اعزام بیماران است.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع کیفی اکتشافی است. ابتدا بررسی متون برای شناسایی شاخصهای بالینی، مدیریتی و فرآیندی اعزام بیمار انجام شد. سپس30 نفر از کارشناسان با تجربه در اعزام به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. از طریق بحثهای گروهی متمرکز و مصاحبههای نیمهساختاریافته، نیازهای اطلاعاتی آنها استخراج گردید. شاخصهای بالینی حاصل از مرور متون و نیازهای اطلاعاتی حاصل از مصاحبهها در قالب پرسشنامه دلفی در اختیار 51 نفر از متخصصان قرار داده شدند. شاخصهای فرآیندی نیز در اختیار 35 نفر از کارشناسان قرار گرفتند تا شاخصهای نهایی برای طراحی سامانه اعزام بیمار تعیین شوند. در گام آخر مدل توسط پانل خبرگان تصویب گردید.
نتایج: 38 شاخص فرآیندی و 249 مولفه بالینی و مدیریتی برای طراحی سامانه نهایی شدند. شاخصهای فرآیندی و مدیریتی در طراحی بخشهای نظارت بر اعزام و گزارشات و مولفههای بالینی برای طراحی بخشهای اصلی سامانه شامل درخواست اعزام، الگوریتم تعیین خودکار بیمارستان مقصد، چرخه تبادل اطلاعات و مستندسازی استفاده گردیدند. مدل نهایی شامل رابطهای کاربری متناسب با مسئولیت کاربران میباشد.
نتیجه گیری: مدل پیشنهادی با دارا بودن ابزارهای لازم میتواند اطلاعات بالینی ضروری را بین بیمارستانها مبادله نماید و با فراهم کردن بستری مناسب، فرآیند اعزام بیمار را ارتقا بخشد.
دکتر مسعود اعتمادیان، دکتر حسین شاهرخ، دکتر آیدین آرین خصال،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف تبیین فرایند ایجاد یک بیمارستان غیردولتی و غیرانتفاعی به عنوان یک بیماستان شرکتی و ارائه مدلی برای ایجاد بیمارستانهای مستقل و شرکتی انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه از نوع کیفی و موردی بود. داده ها با مصاحبه با بنیانگذاران بیمارستان محب مهر، کارکنان و برخی مسئولان دانشگاه و سازمانهای خیریه جمع آوری شد. روش تحلیل داده ها تئوری بنیادی بود و داده ها در سه مرحله باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند.
نتایج: عوامل اولیه ایجاد بیمارستان محب مهر پایین بودن پرداختی پزشکان و اشتغال همزمان پزشکان در بخش دولتی و خصوصی بود. وجود فضاهای مرده در بیمارستان هاشمی نژاد و امکان قرارداد با بیمه های تکمیلی عوامل ثانویه بودند. واکنشها شامل استقبال پزشکان بیمارستان و مخالفت دولت و وزارت بهداشت بود. به دلیل پایین تر بودن تعرفه ها نسبت به بخش خصوصی و پذیرش بیمه های پایه و تکمیلی، دسترسی خوبی برای بیماران ایجاد شد. نظرات منفی دولت و وزارت بهداشت به تدریج تعدیل شد.
نتیجه گیری: فرایند تمرکز زدایی بخش دولتی در بیمارستانها باید به صورت پایین به بالا صورت گیرد. بهتر است به جای تبدیل بیمارستان های دولتی به مستقل یا شرکتی، آنها را از نو به شکل مستقل یا شرکتی ایجاد کرد. همینطور قبل از هرگونه اقدام تمرکز زدایی، باید ثبات مالی و مدیریتی در سازمانها ایجاد شود. برای تمرکز زدایی در سیستم اداره بیمارستانها، منافع کارکنان باید حفظ شود. بهتر است به جای دریافت اعتبارات دولتی، از ظرفیت اوقاف و دریافت وام های بانکی استفاده شود
زیبا خلیلی، محمد پناهی توسنلو، بهمن خسروی، ناصر ایروانی منش، رضوان کاظمی دستجرده ئی، لقمان آزموده، رامین احمدزاده، ابولقاسم پوررضا،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تعارض بین کارکنان سلامت مشکلی مهم در واحدهای مراقبت بهداشتی در سراسر دنیاست. مطالعه حاضر با هدف شناسایی علل تعارض بین کارکنان پرستاری با سایر گروههای شغلی در بیمارستان انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر به صورت توصیفی–تحلیلی در سال 1397 انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه محققساخته استفاده شد. این پرسشنامه در دو قسمت مشخصات دموگرافیک و علل تعارض بین کارکنان پرستاری با سایر گروههای شغلی در مقیاس لیکرت 5 گزینهای طراحی شد. پرسشنامه در اختیار 120 نفر از کارکنان پرستاری بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی اردبیل که بهصورت تصادفی متناسب انتخاب شده بودند، قرار گرفت. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی و تحلیلی در نرمافزار 15SPSS استفاده شد.
نتایج: بیشترین میزان تعارض گزارش شده توسط پرستاران مربوط به تعارض با گروه مدیران (94/0±17/4) و کمترین میزان با کارکنان اداری، مالی و پشتیبانی (13/1±55/3) بود. مهمترین علت ایجاد تعارض بین کارکنان پرستاری با گروههای مختلف به ترتیب عبارت بود از: تحمیل نقشهای غیرتخصصی (مثل تکمیل مستندات پروندهای پزشکان)؛ احساس نابرابری در حجم و فشار کاری؛ درک ناکافی از شرایط کاری حوزه پرستاری؛ اختلاف نامتعارف درآمد و مزایای دریافتی و عدم توزیع عادلانه نیروی انسانی. همچنین بین سطح تعارض با وضعیت تأهل، تجربه کاری و گروه سنی همبستگی معنادار آماری وجود داشت (p<0.05).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نقش تعدادی از عوامل ایجادکننده تعارض بین کارکنان پرستاری با سایر گروههای شغلی را نشان داد. این یافتهها میتواند راهنمای عملی برای مدیران ارشد بیمارستانها در جهت اخذ تصمیمات و راهکارهای کاربردی در راستای مدیریت تعارضهای محیط کار باشد.
سارا کرمی پارسا، لیلا نظری منش، محمود محمودی مجد آبادی فراهانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اهمیت کیفیت خدمات بیمارستانها در جهت استفاده بهینه از منابع موجود بر مدیران پوشیده نیست. این مسئله به ویژه در بخش زایمان به سبب دانسیته بالای بار مراجعات حائز اهمیت میباشد. از رویکردهای نوین بهبود خدمات بخش زایمان در کشور، اجرای LDR (Labor, Delivery, Recovery) می باشد. مطالعه با هدف ارزیابی اثربخشی سیستم LDR بر شاخصهای کیفیت خدمات بخش زایمان دو بیمارستان منتخب قم اجرا گردید.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- پیمایشی و به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ زمان مقطعی بود که طی آن بهصورت مورد شاهدی، به مقایسه شاخصهای کیفیت خدمات یک بیمارستان دارای سیستم LDR با یک بیمارستان فاقد سیستم LDR پرداخته شد. دادهها با پرسشنامه استاندارد با نمونهگیری پواسون جمعآوری و با نرمافزار SPSS آنالیز گردید.
نتایج: بین دو بیمارستان به جز اجرای سیستم LDR، تمایز عمده دیگری وجود ندارد. بین اجرای LDR در بخش زایمان با شاخصهای کیفیت کلی خدمات (3 در مقابل 2.5) و نیز شاخصهای کیفی دروندادی، فرایندی و بروندادی ارتباط معنیداری مشاهده نشد اما اجرای LDR بر برخی از آیتمهای این شاخصها اثر معنیدار داشته است (سطح معنیداری=0.05).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، اجرای LDR بر کیفیت کلی خدمات اثر معنیدار نداشته اما بر زیرمولفههای این شاخصها اثرگذار است و رضایتمندی مادران در بسیاری از زمینهها در بیمارستان دارای LDR بالاتر بود اما مادران از هزینه تحمیل شده در بیمارستان دارای LDR رضایت پایینتری داشتند. لذا به نظر میرسد، لزوم سیاستگذاری مناسب مدیران جهت کنترل هزینههای دریافتی مربوط به اجرای این سیستم روشن است.
آزاده صبح خیز کوزه کنان، زهرا حاجی انزهائی، فریده اشرف گنجوئی، محمدحسین پورغریب شاهی،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه در نظام اطلاعات پزشکی، دادههای گوناگونی ذخیره شدهاند تا در مواقع لزوم تجزیهوتحلیل شده یا بازیابی شوند؛ لذا این پژوهش باهدف تعیین نیازمندیهای ذینفعان سامانه مدیریت اطلاعاتی پزشکی ورزشکاران بر اساس استانداردهای بینالمللی انجام شد.
مواد و روشها: جامعه پژوهش شامل ورزشکاران، ارائهدهندگان خدمات بالینی و مدیران مراکز پزشکی ورزشی کشور ایران بود. در این پژوهش، از جداول مقایسهای کشورهای منتخب، برای نیازسنجی از ذینفعان استفاده شد و بهصورت ترکیبی بود. برای تحلیل دادههای حاصل از پرسشنامه، تعداد پاسخهای کسبشده هر مؤلفه بر اساس مقیاس لیکرت مشخص و با توجه به فراوانی پاسخهای مربوط به گزینهها، درصد هر یک محاسبه شد و مؤلفههایی که توافق جمعی کاربران بیش از 50 درصد بود انتخاب شد.
نتایج: مجموعه داده اولیه، اجزاء کلی سامانه و موجودیتهای اولیه سامانه پرونده اطلاعات پزشکی ورزشی ورزشکاران را مشخص نمود. نتایج نشان داد که بیشترین توافق جمعی در مورد وجود نوع آلرژی دارویی و بیماری دیابت در سابقه بیماری خانواده در پرونده سلامت فردی ورزشکاران و کمترین توافق در مورد نحوه ورود به تیم حاصل شد. نیازهای ذینفعان در مقایسه با کشورهای منتخب، شامل جزئیات بیشتری از جمله اطلاعات سلامت روان بود که در مجموعه داده کشورهای منتخب، به آن توجه چندانی نشده بود.
نتیجهگیری: به نظر میرسد بر اساس یافتهها، دسترسی فرد به اطلاعات پزشکی ورزشی، نکته کلیدی است و فرد میتواند در یک درمان بیمارمحور، اطلاعات خود، مشکلات و نیازهای سلامت مرتبط با خود را مشاهده و دریافت نماید.
ابراهیم جعفری پویان، ریاض علائی کلجاهی، فرهاد حبیبی، شیوا طلوعی رخشان،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه: تنوع موجود در واژگان به کار رفته جهت معرفی واحد های عملی رشته مدیریت خدمات بهداشتی درمانی منجر به ایجاد چندگانگی در نحوه اجرای واحد های عملی این رشته شده است. توجه کافی به تفاوت ها، اشتراکات موجود بین واژگان مختلف موجود در ادبیات علمی همچنین الزامات هر کدام می تواند دید بهتری به اساتید و سیاستگذران جهت آموزش بهتر دانشجویان این رشته بیانجامد. بدین منظور، مروری بر عناوین واحد های عملی رشته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در دانشگاه های معتبر دنیا انجام گرفت.
روش کار: دانشگاه های مختلفی در اقصی نقاط جهان مورد بررسی قرار گرفتند. از بین 50 دانشگاه بررسی شده در نقاط مختلف جهان در زمینه دوره های عملی رشته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی (سلامت) با تنوع گسترده ای از اصطلاحات و واژگان مربوط به این لغات مواجه شدیم. از این رو، سعی شد تا دسته بندی مناسبی ارائه گردد تا دانشجویان و متخصصین این رشته، دید خوبی نسبت به این نامگذاری ها پیدا کند.
یافته ها: عناوین “Practicum”،“Capstone”، “Residency”، “Internship” رایج ترین اصطلاحات به کار رفته برای نامگذاری دوره های عملی این رشته بودند. همچنین، اصطلاحاتی چون " Field training "، " Assistanceship "و" Field practicum" نیز در بین ادبیات موضوع در برخی از موارد دیده شد.
نتیجه گیری: در نهایت، تناسب دوره با شرایط حاکم نظام آموزشی- سلامتی کشور، تعیین دقیق اهداف دوره، وظایف هر کدام از طرفین (دانشجو، ناظر میدانی، ناظر دانشگاهی)، استاندارد های رفتاری، معیارهای شفاف ارزشیابی، درگیر کردن دانشجو با نیاز های واقعی بایستی در حین طراحی دوره به خوبی مورد توجه قرار گیرند.
فرشید نصراله بیگی، پوران رئیسی، فربد عبادی فرد آذر،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عواملی که بهرهوری پرسنل را کاهش میدهد فرسودگی شغلی است؛ بنابراین، هدف مطالعه حاضر تعیین رابطه بین کارکردهای مدیریت منابع انسانی و فرسودگی شغلی از دیدگاه مدیران و پرسنل ستادی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران بود.
مواد و روشها: جامعه آماری این مطالعه مقطعی شامل 657 نفر از مدیران و کارکنان ستادی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران بود که بر اساس جدول مورگان 242 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. دادههای پژوهش با کمک دو پرسشنامه فرسودگی شغلی و کارکردهای مدیریت منابع انسانی جمعآوری شد.
نتایج:174 نفر (7/70%) افراد مشارکتکننده در مطالعه زن، میانگین سن و سابقه کاری افراد 3/41 و 8/15 با انحراف معیار 35/7 سال بود. 9/78 درصد افراد متأهل و 1/69 درصد آنها از وضعیت حقوق دریافتی خود راضی نبودند. ابعاد ارزیابی نتیجه گرا، شرح شغلی شفاف و آموزش گسترده به ترتیب با میانگینهای 17/4، 12/4 و 03/4 از 7 بیشترین امتیاز را در بین ابعاد مختلف کارکردهای منابع انسانی داشتند. ابعاد مختلف فرسودگی نشان داد که بیشترین مقدار میانگین مربوط به احساس عدمکفایت شخصی و مسخ شخصیت (72/4) بود. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین کارکردهای مدیریت منابع انسانی با فرسودگی شغلی ارتباط آماری معناداری با ضریب همبستگی 439/0- وجود دارد (05/0P<).
نتیجهگیری: با بهبود کارکردهای مدیریت منابع انسانی، فرسودگی شغلی به طور معناداری کاهش خواهد یافت.
حمید محمدی، شهرام توفیقی، مصطفی رجبی، حمیدرضا ایزدبخش، بهار حافظی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دورنمای مراقبتهای بیمارستانی به سرعت در حال تغییر است. محرکهای عرضه و تقاضا در سیستم خدمات سلامت با تحول شدیدی روبرو است. بخش سلامت سازمان تأمین اجتماعی نیز با تعداد فزاینده بیماران به چالش کشیده است. این مطالعه به منظور کمک به این سازمان با هدف طراحی مدل علی مفهومی از تعامل عرضه و تقاضای مراقبتهای سلامت انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش یک نوع مطالعه کیفی است که در سال 1399 و ارائه مدل مفهومی در دو گام انجام شد. در گام اول، از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای استخراج عوامل مهم در عرضه و تقاضای خدمات سلامت در بیمارستانهای ملکی استفاده شد. در گام دوم، از رویکرد شبیهسازی سیستم استفاده و روابط بازخورد بین مسیرهای بیمار به بیمارستان و تأمین خدمات درمانی، ارائه شد.
نتایج: بر اساس فرضیه مطالعه به ترتیب، شیوع بیماری و تخصیص بودجه به عنوان شاخص نیاز پزشکی و تقاضای پزشکی مورد انتظار، به طور مثبتی بر مراجعات به بیمارستانهای سازمان تأمین اجتماعی تأثیر میگذارد. بر این اساس چهار مدل فرعی جریان بیمار، بودجه مراقبتهای سلامت، کارکنان درمان (پزشک، پرستار ) و ظرفیت بیمارستانها استخراج شد.
نتیجهگیری: بودجههای درمانی اختصاصیافته به بیمارستانها برای بهبود امکانات درمانی و افزایش تعداد کارکنان، انتظارات مثبتی در مورداستفاده از خدمات بیمارستانهای ملکی در بیمهشدهها ایجاد کرده است. توجه به تأمین نیروی انسانی کافی (پزشک، پرستار ) و ظرفیت تخت با بودجهای که برای این سرویس هزینه میشود، از شاخصهای بهبود کیفیت خدمات است.
سید محمد حسن صافی، محمد حسین صادقیان،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مهمترین و مشکلترین فرایند در هر سازمان ایجاد تحول در سازمان است چرا که امروزه سازمانها بایستی با توجه به تغییرات محیط واکنش نشان دهند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر مدیریت تحولگرا در سازمان بر کیفیت زندگی کاری کارکنان بیمارستان شهدای تجریش تهران میباشد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی تحلیلی بود که به صورت مقطعی در بیمارستان شهدای تجریش در سال 1399 انجام شد. ابزار جمعآوری پرسشنامه مدیریت تحولگرا (باس وآولیو) و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری (والتون 1973) بود. بر اساس فرمول کوکران تعداد 234 نفر از کارکنان بیمارستان شهدای تجریش تهران به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. پایایی و روایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی مورد تائید قرار گرفت. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون معادلات ساختاری استفاده شد.
نتایج: یافتهها نشان داد که مدیریت تحولگرا همبستگی مثبت و معناداری بر محیط کاری دارای ایمنی و بهداشت، فرصت رشد و امنیت، پرداخت منصفانه و کافی، قانونگرایی کارکنان، وابستگی اجتماعی، یکپارچگی و انسجام اجتماعی، توسعهی قابلیتهای انسانی و فضای کلی زندگی کاری دارد. علاوه بر این 92 درصد واریانس کیفیت زندگی کاری توسط مدل تحقیق تبیین میشود.
نتیجهگیری: مدیران ارشد با توجه به تأیید تأثیر مدیریت تحولگرا بر توسعه قابلیتهای انسانی برنامههای مناسبی را برای اجرای کیفیت زندگی کاری تنظیم و اجرا نمایند و شرایطی را فراهم آورند تا کارکنان در سازمان و کار خود لذت ببرند.
سوگل ساریخانی، امید خسروی زاده، بهمن احدی نژاد، محمدرضا محمدخانی، فاطمه وحدتی، رعنا سهیلی راد،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت از مهمترین عواملی است که میتواند بر عملکرد سازمانی مانند بیمارستان تأثیر بگذارد. بنابراین بررسی سبک مدیریت به کار گرفته در بیمارستانها میتواند راه گشای بسیاری از مسائل بیمارستان باشد. در این مطالعه سبکهای مدیریتی بهکارگرفته شده در مراکز آموزشی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بررسی و تعیین شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی – تحلیلی، نمونهای 411 نفری با استفاده از روش نمونهگیری سهمی تصادفی از جامعه 2265 نفری کارکنان شاغل در بیمارستانهای دانشگاهی شهر قزوین انتخاب شد. دادههای موردنیاز با استفاده از پرسشنامه معتبر سبک مدیریت کلارک و از طریق پیمایش ادراک کارکنان در سال 1399 گردآوری شدند. در نهایت اطلاعات به دست آمده در فضای نرمافزارهای استتا 15 و اس پی اس اس 16 مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: سبک دستوری بیشترین میانگین کل (22/3) و سبک واگذارکننده کمترین میانگین کل (87/2) را به دست آوردند. افراد، بیشترین فراوانی (42 درصد) را برای گویههای مربوط به سبک دستوری و کمترین فراوانی (25 درصد) را برای گویههای سبک واگذارکننده گزارش کردند. به غیر از سبک دستوری، از نظر میزان بهکارگیری سبکهای مشارکتی و واگذارکننده، بین بیمارستانها تفاوت معنادار وجود داشت.(05/0>p).
نتیجهگیری: در تمام بیمارستانهای موردمطالعه مدیران بیشتر از سبک دستوری استفاده میکردند. پیشنهاد میشود از طریق برگزاری کارگاههای دورهای، مدیران بیمارستانها با تکنیکها و مزایای سبکهای مشارکتی و واگذارکننده آشنا شوند.
سید هادی حسینی، سید محمد هادی موسوی، مصطفی اسماعیلی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
مقدمه: بیمارستانها به دلیل ماهیت پیچیده محل تعارضات بوده و الزام به داشتن هوش هیجانی برای مدیریت اثربخش آن مطرح میباشد؛ یافتههای متناقضی در همبستگی ویژگیهای فردی با هوش هیجانی و مدیریت تعارض وجود دارد، لذا این مطالعه با هدف بررسی دقیق همبستگی این موارد در بین مدیران ردههای مختلف بیمارستانی به انجام رسید.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1398 در میان 100 نفر از مدیران ارشد و میانی 8 بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران با پرسشنامه سهقسمتی: ویژگیهای فردی، هوش هیجانی و راهبردهای مدیریت تعارض به انجام رسید. جهت تحلیل نتایج از 20SPSS و آزمونهای پیرسون، t و آنالیز واریانس استفاده گردید.
نتایج: میان حیطههای هوش هیجانی با حیطه راهبرد راهحل گرایی مدیریت تعارض رابطه معنادار مستقیم مشاهده شد (001/0 P <). همچنین همبستگی معنادار مستقیم میان: سن، وضعیت تا هل، رشته تحصیلی، پست سازمانی، سابقه کار و سابقه کار در پست مدیریتی با هوش هیجانی مشاهده گردید و میان راهبردهای عدم مقابله و راهحل گرایی به ترتیب با سن و سابقه کار روابط مستقیم و معنادار برقرار بود. (05 /0 P <)
نتیجهگیری: لازم است برای ارتقای هوش هیجانی و بهبود مدیریت تعارض در بیمارستانها اقدام مقتضی صورت پذیرد و با توجه به روابط معنادار و مستقیم مشاهده شده میتوان به ویژگیهای فردی مرتبط با هوش هیجانی و مدیریت تعارض برای گزینش مدیران مربوطه توجه نمود.
راحله پنجه کوبی، فرزاد فیروزی جهانتیغ،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با بالا رفتن دشواریها، سطح عدم اطمینان و خطر موجود در زنجیرهتأمین افزایش مییابد. دارو یک محصول راهبردی است و به صورت مستقیم با سلامتی جامعه ارتباط دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی عوامل خطرزنجیرهتامین دارویی با روشهای هوش مصنوعی انجام شده است.
مواد و روشها: با مرور متون و مصاحبه با 6 نفر از کارشناسان خبره که دارای مدرک تحصیلی کارشناسیارشد و دکتری تخصصی بودند و تجربهای بین 7 تا 15 سال در زمینه خطر و زنجیرهتامین دارو داشتند، عوامل خطر شناسایی شدند. در نهایت با استفاده از شبکههای عصبی پرسپترون چندلایه و ماشینهای بردار پشتیبان با توابع کرنلخطی، چندجملهای و پایهشعاعی در دو کلاس کمخطر و پرخطر در نرمافزار پایتون طبقهبندی گردیدند.
نتایج: 22عامل در 5 دسته دارایی، شبکه حمل و نقل، دولت و بازار، راهبردی و تهیه و تامینکننده شناسایی و با استفاده از شبکههای عصبی طبقهبندی شدند. تغییرات بهره و تورم، تغییرات نرخارز، عدم انعطافپذیری در تولید و اختلال در خدمات مشتری به ترتیب بیشترین اهمیت را در خطرهای زنجیره تامین دارو دارند. نتایج معیارهای ارزیابی نشان داد، مدل پرسپترون چندلایه عملکرد بهتری نسبت به ماشینهای بردار پشتیبان با توابع کرنلخطی، چندجملهای و پایهشعاعی داشته است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که شبکههای عصبی مصنوعی قادر به طبقهبندی عوامل خطر زنجیرهتامین دارو با دقت قابل قبولی هستند. در نتیجه طبقهبندی عوامل خطر با دقت 07/97% نشاندهنده توانایی بالای شبکه پرسپترون چندلایه در ارزیابی خطر زنجیره تامین دارو است.
شیما خسروی، ملیکه بهشتی فر، امین نیک پور،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هد ف: تغییر و نوآوری برای کسب مزیت رقابتی در نظام سلامت منجر به تداوم و استمرار فعالیت سازمانها در حوزه بهداشت و درمان خواهد شد؛ بنابراین جهتگیری کارآفرینانه مدیران برای پیشبرد اهداف سازمانی در صنعت متلاطم بهداشت و درمان از الزامات اهداف اجرایی مدیران سرمایه انسانی است.
مواد و روشها: در این مطالعه با مصاحبههای نیمه ساختاریافته به شناسایی پیش برندهها و مداخلهگرها در عامل کارآفرینی سازمانی جهت طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی کارآفرینانه پرداخته و با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. جامعه پژوهش را مدیران پایه و میانی در حوزه سلامت تشکیل میدهند که از این میان 20 نفر با روش نمونهگیری گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند.
یافتهها: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که سازمانها در حوزه بهداشت و درمان با تأثیرپذیری از سوی سه عامل مدیران، کارکنان و محیط سازمان، متغیر کارآفرینی سازمانی را در مدیریت سرمایه انسانی تحتالشعاع قرار میدهند. در خصوص مداخلهگرها یا موانع، عامل کارکنان و در خصوص پیش برندهها عامل مدیران، بیشترین تعداد کدها (واحد معنا) را به لحاظ فراوانی به خود اختصاص دادهاند.
نتیجهگیری: مدیران سرمایه انسانی در حوزه سلامت با ایجاد زمینه لازم در تقویت عوامل پیش برنده و فائق آمدن بر عوامل مداخلهگر کارآفرینی سازمانی در جزءبهجزء فرآیندها و راهبردهای مدیریتی خود، عملکرد مطلوب کارکنان صف و ستاد را قوام بخشیده و بهتبع آن نقش بسزایی در تأمین سلامت آحاد جامعه ایفا مینمایند.
الهه عیشی، امید خسروی زاده، آیسا ملکی، بهمن احدی نژاد،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: مدیریت هزینهها مهمترین عامل مؤثر بر عملکرد اقتصادی بیمارستان است. مدیریت خوب هزینهها در کوتاهمدت باعث ثبات و تعادل تراز عملیاتی بیمارستان شده و بیمارستان را از نظر نقدینگی ایمن میکند. همچنین مدیریت خوب هزینهها در بلندمدت باعث میشود که بیمارستان از نظر مالی باثبات باشد. با توجه به موارد ذکر شده و افزایش روزافزون هزینههای بیمارستانی مطالعه حاضر با هدف شناخت و بررسی عوامل، پیشرانها و موانع بهبود مدیریت هزینه انجام شده است.
مواد و روشها: این مرور نظاممند در سال 2020 انجام شده است. دادهها با جستجوی کلیدواژهها در پایگاههای دادهای Google scholar, PubMed, Scopus, Web of Science, Science direct, Magiran, SID و Irandoc از 2007 تا 2020 جمعآوری شده است. دستهبندی نتایج مطالعات با بحث و بررسی پژوهشگران انجام گرفت.
نتایج: همه مؤلفههای شناسایی شده و استخراج شده از مقالات برای بهبود مدیریت هزینههای بیمارستانی در چهار بُعد (عوامل افزایش دهنده، پیشنیازها، موانع و راهکارها) تقسیمبندی شدند.
نتیجهگیری: مرور نتایج هر یک از مطالعات بیانگر اهمیت هر یک از مؤلفهها در مدیریت، بهبود و کنترل هزینههای بیمارستانی بود. در این خصوص سیاستگذاران در سطح تصمیمگیری و مدیران در سطح اجرایی باید به مؤلفهها و ابعاد تأثیرگذار بر کنترل و بهبود هزینههای بیمارستانی با توجه به ساختار، فرآیند و پیامدهای مورد انتظار، توجه کرده و سپس در خصوص اجرایی شدن آنها تصمیم لازم را بگیرند.
آزاده صبح خیز کوزه کنان، زهرا حاجی انزهائی، فریده اشرف گنجوئی، محمدحسین پورغریب شاهی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه مراقبتهای بیمارستانی، با تکیه بر سامانه پرونده سلامت، بیش از پیش موردتوجه قرارگرفته اند. با توجه به وجود تنوع داده در این سامانهها، طراحی مدل مفهومی و منطقی استاندارد توسط ارائهدهندگان خدمات، نقش مهمی در موفقیت آنها خواهد داشت. لذا این پژوهش باهدف طراحی مدل منطقی داده سامانه مدیریت اطلاعات بیمارستانی ورزشکاران بر اساس استانداردهای بینالمللی انجام شد.
مواد و روشها: طراحی مدل منطقی سامانه اطلاعات بیمارستانی ورزشکاران کشور ایران بر اساس موجودیتها و مؤلفههای اصلی سیستم پس از مقایسه کشورهای منتخب، بررسی اولیه نیازمندیهای ذینفعان، مجموعه داده اعتبارسنجی شده توسط خبرگان و اعتبار سنجی مدل مفهومی انجام شد و دیاگرامها ترسیم شد. جلسه با حضور خبرگان برای اعتبارسنجی مدل منطقی پیشنهادی برگزار شد. اصلاحات پیشنهادی در جلسه مورد بحث قرار گرفت و انجام شد، توافق جمعی در مورد مدل منطقی ارائه شده حاصل و اعتبار مدل به تائید رسید.
نتایج: فعالیتهای ورود، تغییر کلمه عبور، رزرو نوبت معاینه، ثبت اطلاعات ورزشکار، ثبت معاینه، ثبت نتایج آزمایش، فعالیت ثبت اطلاعات واکسیناسیون، ثبت یادآور سلامت، ثبت اطلاعات سلامت به عنوان دیاگرامهای اصلی این سامانه تعیین گردید.
نتیجهگیری: به نظر میرسد بر اساس یافتهها، دسترسی فرد به اطلاعات پزشکی ورزشی، نکته کلیدی است و فرد میتواند در یک درمان بیمارمحور، نیازهای سلامت مرتبط با خود را مشاهده و دریافت نماید.
ابراهیم جعفری پویان، مریم بابایی آقبلاغ، فرنوش عزیزی، آیدا اصغری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مدیریت یکی از ارکان مهم در جهت دستیابی به اهداف نظام سلامت است که همانند سایر حوزهها نیازمند افرادی متخصص است. ایجاد یک ساختار کارآمد برای شناسایی، بهکارگیری، آموزش، ارتقا، نظارت و ارزشیابی عملکرد مدیران میتواند به تخصصی شدن مدیریت در این حوزه کمک نماید و تا حدود زیادی از روندهای انتخاب غیرتخصصی و اعمال سلیقه شخصی جلوگیری کند. مدیران حوزه سلامت به فراخور سطح مدیریتی که در آن ایفای نقش میکنند باید شایستگیها و ویژگیهای مناسب آن سطح را داشته باشند و این مهم از طریق نظاممند شدن فرایندها حاصل میشود. کشورهای پیشرو در حوزه سلامت دارای ساختارهای میباشند که افرادی متخصص در حوزه مدیریت به صورت سیستمی در جایگاه مدیریت قرار گرفته و به سطوح بالاتر ارتقا مییابند. هر جامعهای میتواند از تجارب کشورهای پیشرو استفاده کرده و متناسب با بستر اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود، ساختار مناسب نظام سلامت خود را طراحی نماید تا به اهداف نظام سلامت دست یابد.
نوشین کهن، فاطمه کشمیری، روح اله عسکری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: انتظار میرود دانشآموختگان مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، شایستگیهای لازم را جهت ایفای پستهای مختلف مدیریتی و اداری داشته باشند. این مطالعه با هدف طراحی و تدوین چهارچوب ارزشیابی دانشجویان بر اساس استانداردهای آموزشی در دوره کارآموزی، انجام پذیرفته است.
مواد و روشها: مطالعه حاضر در چهار فاز انجام شده است: در فاز اول به منظور شناسایی مشکل و نیازسنجی، به بررسی کوریکولوم و سرفصلهای موجود و همچنین مطالعات انجام شده در این زمینه پرداخته شده است. در فاز دوم، از دیدگاه ذینفعان بهمنظور تکمیل و اصلاح چهارچوب اولیه استفاده شده است. در فاز سوم، کاربرگ های ثبت فعالیتهای یادگیری کارآموزی برای دانشجویان تهیه و چکلیستی از اهداف آموزشی و یادگیری، مهارتهای فردی و مدیریتی و مهارتهای توسعه صلاحیتهای حرفهای تدوین شده است؛ و در نهایت از پانل تخصصی برای تعیین نوع آزمونهای تکوینی و پایانی استفاده شده است.
نتایج: مشکلات و چالشهای کارآموزیها در 4 حیطه قابل بررسی میباشد: برنامهریزی نامناسب دوره، دانشکده، گروه - اساتید و بیمارستان. در طراحی ابزار ارزشیابی نیز، 9 معیار مدنظر قرار گرفته است؛ و از آزمونهای طراحی شده در چهارچوب تدوینی به عنوان آزمونهای تکوینی و از آزمونهای استدلالی به عنوان آزمونهای پایانی استفاده شده است.
نتیجهگیری: چهارچوب تدوین شده میتواند بهعنوان ابزاری معتبر و جامع برای ارزیابی صلاحیت و توانمندیهای عملی دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در طول دوره کارآموزی مورد استفاده قرار گیرد.