دکتر محمد عرب، سراج الدین گری، پژمان حموزاده، فرهاد حبیبی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف معتبرسازی پرسشنامه نگرش کارکنان نسبت به استفاده از اجبار در درمان بیماران روانی برای کار در ایران و ارزیابی نگرش آنها در بیمارستان های منتخب روانپزشکی دولتی شهر تهران انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بود که در سال 94 در سه بیمارستان از بیمارستان های دانشگاه های علوم پزشکی تهران، ایران و علوم بهزیستی و توانبخشی انجام شد. پرسشنامه مورد نظر در بین افراد مورد مطالعه توزیع گردید که در نهایت 273 پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه تحلیل پرسشنامه مورد استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. همچنین به منظور بررسی نگرش افراد در مورد استفاده از اجبار از آزمون های تی-تست و ANOVA استفاده شد.
نتایج: 61 درصد افراد شرکت کننده در مطالعه را پرستاران و تنها 11 درصد آنها را پزشکان تشکیل دادند. یافته های این مطالعه نشان داد سه عامل نهایی بدست آمده، 93/61 درصد واریانس کل جامعه را توضیح میدهند که این میزان از واریانس نشاندهنده انتخاب مناسب و بهینه سؤالات مورد استفاده میباشد. بین وضعیت تاهل با بعد توهین، بین متغیرهای شغل و مدرک تحصیلی با ابعاد توهین و مراقبت و محافظت تفاوت آماری معناداری وجود داشت.
نتیجه گیری: پرسشنامه بررسی نگرش کارکنان در باره بکارگیری اجبار در ایران از ساختار و روایی مناسب برخوردار است. نگرش جامعه مورد مطالعه تا حدی به سمت استفاده از اجبار متمایل می باشد و لازم می نماید که گام هایی در جهت تغییر نگرش ارائه کنندگان سلامت برای کاهش استفاده از اجبار برداشته شود.
ایوب فیضی، احسان عظیم پور، دکتر تقی زوار،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش خودارزشیابی محوری و استقلال شغلی در عملکرد شغلی پرستاران بیمارستانهای دولتی شهر سنندج انجام شد.
مواد و روشها: روش مورد استفاده در پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه پرستاران شاغل در بیمارستانهای دولتی سطح شهر سنندج در سال 1395 بود که با استفاده از روش نمونه گیری طبقهای نسبتی تصادفی تعداد 213 نفر به عنوان حجم نمونه پژوهش انتخاب شد. برای گردآوری دادهها از مقیاس عملکرد شغلی پاترسون (1990)، مقیاس خودارزشیابی محوری جاج، اریز، بنو و ثورسن(2003) و مقیاس استقلال شغلی گانستر( 1989) استفاده شد. از آزمونهای همبستگی پیرسون و تجزیه و تحلیل رگرسیون و همچنین تحلیل واریانس چند متغیری(MANOVA) استفاده شد.
نتایج: یافتهها نشان داد که میانگین و انحراف معیار خود ارزشیابی محوری به ترتیب 52/5 ± 84/43، استقلال شغلی 26/10 ± 65/42 و عملکرد شغلی 85/5 ± 81/52 بود. به طوری که میانگین خود ارزشیابی محوری و عملکرد شغلی در سطح مطلوب و استقلال شغلی در سطح متوسط قرار داشتند. همچنین بین عملکرد شغلی پرستاران رابطه معنادار وجود داشت به طوری که این متغیر قادر بود 15% از واریانس عملکرد شغلی را پیشبینی کرد. در حالی که بین استقلال شغلی و عملکرد پرستاران رابطهای یافت نشد. همچنین، پژوهش نشان داد که بین پرستاران زن و مرد از لحاظ میانگین خودارزشیابی محوری و عملکرد شغلی تفاوت معنادار وجود داشت.
نتیجه گیری: با توجه نتایج این پژوهش نشان داد که خود ارزشیابی محوری به طور معناداری با عملکرد شغلی پرستاران رابطه دارد و این متغیر قادر است عملکرد شغلی آنها را پیشبینی کند
علی مرادی، خالد رحمانی، دکتر ابراهیم جعفری پویان، رسول یاراحمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که انتخاب نادرست یک مدیر ممکن است به انتخاب های ناصحیح در موارد دیگر سازمان منتج شود لازم است سازمانها به این مسئله مهم توجه نمایند و ساز و کارهای مدونی برای انتخاب مدیران در سطوح مختلف داشته باشند. با توجه به اهمیت این موضوع این مطالعه با هدف رتبه بندی شاخصهای کلیدی مرتبط با صلاحیت مدیران رده عملیاتی در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه با استفاده از روش تاپسیس فازی(fuzzy TOPSIS)، یک روند منطقی و سیستماتیک برای رتبه بندی شاخصهای انتخاب مدیران عملیاتیآماده شد. برای دستیابی به معیارهای تأثیرگذار ابتدا شاخصهای مهم و مرتبط توسط خبرگان از میان فهرست مبسوط شاخص های مربوطه که از مرور متون، مستندات و گزارشات رسمی شناسائی شده بودند، انتخاب، سپس پرسشنامه ای براساس شاخصهای انتخابی طراحی و بعد از تایید روایی و پایایی (0.95=α) بین 50 نفر از مدیران میانی و عملیاتی توزیع گردید. در نهایت با کمک معیارهای SMART نسبت به وزن دهی و رتبه بندی شاخص ها اقدام و کلیدسازی شاخص ها انجام شد.
نتایج: از50 نفر شرکت کننده در این مطالعه 37(74%) نفر آنها مرد و بقیه زن بودند. میانگین و انحراف معیار سن شرکت کنندگان در مطالعه به ترتیب 68/41 و 06/7 سال بود. با مرور منابع و مطالعات انجام شده در این زمینه در مجموع 48 شاخص که با صلاحیت مدیران بیشتر تناسب داشتند، شناسائی شد. از شاخصهای شناسائی شده 36 شاخص بر اساس نظر اساتید و خبرگان علوم مدیریت و مدیران اجرایی که دارای اهمیت و تناسب بیشتری با صلاحیت مدیران رده عملیاتی داشتند، به عنوان شاخصهای کلیدی انتخاب شدند. در اکثر موارد همبستگی بین شاخصها مثبت بود. بر اساس تجزیه و تحلیلهای فازی شاخصهای تحصیلات عالی در رشته مدیریت، رعایت وقت و زمان، قدرت بیان، آراستگی و اعتقاد به نظم و قانون به ترتیب با ضرایب نزدیکی 205/0 ، 204/0 ، 203/0 ، 202/0 و 197/0 رتبه های اول تا پنجم را به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد، معیارهای تحصیلات عالی در زمینه علوم مدیریت و تسلط مدیر بر جنبه های فنی مدیریت سازمان در صدر ویژگیهای انتخاب مدیران قرار دارد. دانشگاههای علوم پزشکی و سازمانهای ارائه دهنده خدمات بهداشتی درمانی میتوانند جهت تدوین دستورالعمهای انتخاب مدیران از نتایج این تحقیق استفاده نمایند.
حجت شیخ بردسیری، غلام رضا خادمی پور، محسن امینی زاده، روح الله فاطمیان، محمد مهدی دوست محمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: خشونت خانگی اعم از فیزیکی وکلامی علیه کارکنان بیمارستانها مساله ای بسیار جدی و نگران کننده است که می تواند کیفیت مراقبت پرستاری و بالینی را دچار مخاطره سازد. امروزه، پیشگیری از بروز این مشکل و همچنین شناسایی عوامل مرتبط با خشونت خانگی علیه زنان در بسیاری از کشورها به عنوان یک اولویت سلامت زنان مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به اهمیت موضوع، این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با خشونت خانگی در میان کارکنان زن بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گردید.
مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی –تحلیلی از نوع مقطعی بود که بر روی 836 نفر از کارکنان زن که به صورت سرشماری وارد مطالعه شده بودند، انجام شد.جهت جمع آوری دادهها از پرسشنامه پژوهشگر ساخته استفاده گردید. این پرسشنامه دارای 34 سوال برای سنجش عوامل مرتبط با خشونت (جسمی،روانی –کلامی و جنسی) و همچنین سابقه، یادگیری و تجربه خشونت بود . تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری توصیفی وآزمون های آماری تحلیلی از جمله آنوا، تی تست ،کولموگرف اسمیرنوف، رگرسیون چندمتغیری و ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. داده ها در نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 وارد و تحلیل شد.
نتایج: در این مطالعه بیشترین نوع خشونت خانگی که مشارکت کنندگان مطالعه تجربه کرده بودند به ترتیب مربوط به خشونت روانی-کلامی(33/55 درصد)، فیزیکی (16/36 درصد) و جنسی (66/6 درصد) بود. نتایج مطالعه نشان داد بین فاصله سنی زوجین، درآمد، اجبار در ازدواج، اعتیاد، سابقه تجربه خشونت توسط همسر با انواع خشونت علیه زنان ارتباط آماری معناداری وجود داشت.
نتیجه گیری: مطالعه حاضر شیوع و عوامل مرتبط با خشونت خانگی علیه کارکنان زن رامشخص نمود. بنابراین ضروری است که مسئولین نظام سلامت به ویژه مدیران بیمارستان ها به این پدیده مهم توجه لازم را داشته و با بررسی وشناخت بیشتر این عوامل مرتبط با خشونت علیه زنان اقدامات لازم را در جهت پیشگیری و کاهش این عوامل از جمله برگزاری کارگاه مهارت زندگی، دوره های آموزشی و مشاوره ای برای زوجین انجام شود.
دکتر حسین درگاهی، صدیقه اسدی، دکتر بتول احمدی، دکتر محمود محمودی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه سازمان ها دریافته اند که عمر آنها تداوم نخواهد یافت مگر اینکه یک راهبرد برای مدیریت و ارزش گذاری دانش سازمانی خود داشته باشند. از عناصر جلوبرنده مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی متکی به خلاقیت و نوآوری است. هدف از این مطالعه تعیین رابطه مدیریت دانش با خلاقیت و نوآوری سازمانی در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی بود که بر روی 120 نفر از کارکنان بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 94-1393 انجام شد. جهت جمع آوری اطلاعات از فرم اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه مدیریت دانش Probst و همکاران، پرسشنامه خلاقیت سازمانی حسن بیگی، و پرسشنامه نوآوری سازمانی Patchen استفاده گردید. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون تی تست، آنالیز واریانس و همبستگی پیرسون در سطح معناداری کمتر از 05/0 تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: نتایج نشان داد بین مدیریت دانش با خلاقیت سازمانی(001/0 p<،0.661r =) و نوآوری سازمانی(001/0 p< 0.325r =) از نظر آماری ارتباط معنی داری وجود دارد که این ارتباط نشان دهنده تاثیر پذیری بیشتر خلاقیت سازمانی نسبت به نوآوری سازمانی از متغیر مدیریت دانش بود.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد با بهبود مدیریت دانش، خلاقیت و نوآوری سازمانی نیز افزایش می یابد بنابراین سیاست گذاران، رهبران و مدیران بیمارستان باید در جهت ایجاد نظام مدیریت دانش بکوشند تا بدینوسیله موجب بهبود خلاقیت و نوآوری در سازمان گردند و در نهایت کارایی اثر بخشی عملکرد بیمارستان نیز ارتقاء یابد.
دکتر علیرضا قلعه ای، دکتر بهناز مهاجران، علی عباس میرآقایی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف اصلی این پژوهش تعیین رابطه ساختاری سرمایه فکری، توانمندسازی روان شناختی، و یادگیری سازمانی با عملکرد کارکنان دانشگاه علوم پزشکی تهران در قالب یک مدل علی بود.
مواد و روشها: روش این تحقیق از نوع همبستگی بود. برای گردآوری داده ها از چهار مقیاس معتبر شامل مقیاس سرمایه فکری بنیتس، مقیاس توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر، مقیاس یادگیری سازمانی نیفه، و مقیاس عملکرد هرسی و گلداسمیت استفاده شد. نمونه ای به حجم 450 نفر از جامعه فوق با استفاده از روش طبقه ای متناسب به منظور آزمون فرضیه ها و برازش مدل پیشنهادی تحقیق انتخاب شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS24 و Smart PLS استفاده شد.
نتایج: تحلیل ها نشان داد که مدل اندازه گیری، مدل ساختاری، و مدل کلی از برازش مناسبی برخوردار هستند. میزان تاثیر مستقیم سرمایه فکری، توانمندسازی روان شناختی، یادگیری سازمانی بر عملکرد به ترتیب برابر با 22/0، 30/0، و 45/0 و میزان تاثیر غیرمستقیم سرمایه فکری و توانمندسازی روان شناختی بر عملکرد برابر با 27/0 و 26/0 بود.
نتیجه گیری: سرمایه فکری، توانمندسازی روان شناختی، و یادگیری سازمانی به صورت مستقیم بر عملکرد کارکنان تاثیر دارند. همچنین سرمایه فکری و توانمندسازی روان شناختی بر عملکرد سازمانی تاثیر غیر مستقیم نیز دارند. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد می شود برنامه ها و سازوکارهای اندیشیده شود که به ارتقاء وضعیت سرمایه فکری، توانمندسازی روان شناختی، و یادگیری سازمانی کارکنان منجر شوند
پرنیان نیک منش، دکتر زهرا کاوسی، دکتر احمد صادقی، علی رضا یوسفی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ارتباطات یکی از مفاهیم مرکزی در پرستاری و بخش مهم اقدام این حرفه محسوب میشود. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش مهارتهای ارتباطی پرستاران بر رضایتمندی مراجعهکنندگان از خدمات پرستاری در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقایسه ای بود که بهصورت کاربردی در سال 1396 انجام شد. جامعه پژوهش شامل پرستاران بیمارستان های آموزشی و بیماران مراجعهکننده به این بیمارستان ها بود. 400 بیمار به روش نمونهگیری در دسترس،100 پرستار آموزشدیده در زمینه مهارت های ارتباطی و 100 پرستار آموزش ندیده بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامههای استاندارد تعامل پرستار-بیمار و رضایتمندی بیمار بود. دادهها در نرمافزار SPSS23 با استفاده از آزمونهایT-Test ، ANOVA ،Tukey و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنیداری 5%=α تحلیل گردید.
نتایج: میانگین نمره تعامل پرستار- بیمار و رضایتمندی از خدمات پرستاری در میان بیماران تحت نظر پرستاران آموزش دیده به ترتیب 08/21± 51/93 و 14/22 ± 24/176 و در بیماران تحت نظر پرستاران آموزش ندیده به ترتیب 83/18 ± 76/81 و 10/41 ± 36/166 بود. بین شاخص تعامل پرستار-بیمار و رضایتمندی مراجعهکنندگان از خدمات پرستاری ارتباط معناداری مشاهده شد(681/0r=،023/0P=). رضایت بیماران تحت مراقبت پرستاران آموزشدیده بیشتر از بیمارانی بود که تحت نظر پرستاران آموزش ندیده بودند(012/0P=). بین رضایتمندی بیماران با متغیرهای سن (001/0>P) و وضعیت تاهل (031/0P=) رابطه معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای ارتباطی به پرستاران سبب افزایش رضایتمندی مراجعهکنندگان میشود. پیشنهاد میگردد مدیران و مسئولین بیمارستانها ارتقاء مهارتهای ارتباطی پرستاران را موردتوجه قرار دهند
دکتر ساناز زرگر بالای جمع، محمد علیمرادنوری، امین دانشور،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: فرسودگی شغلی ناشی از استرس های دراز مدت است که می تواند باعث کاهش کیفیت آموزش ارائه خدمات شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه فرسودگی شغلی و ابعاد آن با استرس شغلی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1397 شد.
مواد و روش ها::
پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود. نمونه آماری تعداد 137 نفر از اساتید و کارمندان دانشکده های مدیریت و اطلاع رسانی، فناوری ها نوین، توانبخشی ، پرستاری و مامایی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان درسال 1397 بودند که به روش دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای گرداوری داده ها شامل فرم جمعیت شناختی، فرسودگی شغلی Maslach و استرس شغلی OSIPOW بودند.داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 وآمار توصیفی و آزمون های ANOVA و T-test و پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: میزان خستگی عاطفی در سطح کم (2/45 درصد) ، مسخ شخصیت در سطح بالا (2/45 درصد)، ناکارآمدی در سطح بالا (3/75 درصد) و اکثر افراد جامعه نیز دارای استرس طبیعی (8/54 درصد) محاسبه گردید. همچنین با استفاده از آزمون پیرسون رابطه معنادار بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی و ابعادش مشاهده شد ولی تنها بین ناکارآمدی با استرس شغلی رابطه معنادارمشاهده نشد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد هر چه میزان استرس بین کارکنان بیشتر باشد میزان فرسودگی در بین کارکنان نیز بیشتر است. در نتیجه مداخلاتی در جهت کم کردن استرس شغلی و تقویت منابع مقابله با آن می تواند به کاهش فرسودگی شغلی در کارکنان کمک نماید
مینو افشانی، دکتر حجت وحدتی، دکتر محمد حکاک، دکتر سید نجم الدین موسوی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: افشاگری به عنوان ابزاری کنترلی در جهت جلوگیری از فعالیت ها و تخلفات غیرقانونی و غیراخلاقی سازمان که در نهایت به ضرر جامعه خواهد بود ، لازم است در سازمان تشویق شود. ویژگی های شخصیتی افراد عاملی اثرگذار در قصد افشاگری تخلفات می باشد. پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین چهار ویژگی شخصیتی افراد ( کانون کنترل درونی، هویت اخلاقی، برون گرایی و مسئولیت پذیری) و قصد افشاگری کارکنان، در دانشگاه علوم پزشکی مشهد می پردازد.
مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه ی مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی است. این مطالعه بر روی 251 نفر ازکارکنان سازمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شده است. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای اطلاعات پیشین در مورد پژوهش استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس( Smart PLS ) به منظور مدل یابی به روش حداقل مربعات جزئی، تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: نظر به اینکه مقدار ضریب استاندارد شده میان متغیرهای مستقل یعنی کانون کنترل درونی، هویت اخلاقی، برونگرایی و مسئولیت پذیری و قصد افشاگری به عنوان متغیر وابسته به لحاظ آماری معنادار (P< 0.005) می باشد، تمامی متغیرهای مستقل دارای تاثیر مثبت و معناداری بر قصد کارکنان برای افشاگری تخلفات سازمانی هستند.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه افراد با کانون کنترل درونی، برونگرا و مسئولیت پذیر و پایبند به ارزش های اخلاقی در مقابل مشاهده تخلفات سازمانی نمی توانند سکوت اختیار کنند، بهتر است سازمان ها برای جلوگیری از تخلفات احتمالی در سازمان و جلوگیری از لطمه به بقاء سازمان و آسیب به جامعه، از کارکنانی که دارای این ویژگی های اخلاقی هستند در پست های حساس تر و یا در جایگاه هایی که احتمال تخلفات سازمانی در آن بالاست استفاده کنند.
دکتر فرهاد حبیبی نوده، ابوالفضل روزبه، سراج الدین گری، قاسم رجبی واسوکلایی، محمد پناهی توسنلو، بهمن خسروی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تخلفات اداری، یک رفتار فرد محور می باشد که هنجارهای سازمانی را نقض نموده و در نتیجه می تواند سلامت سازمان را تهدید نماید. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف شناسایی علل طولانی شدن زمان رسیدگی به تخلفات اداری در کارکنان مراکز تحت پوشش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی صورت گرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه به صورت کیفی و از نوع آنالیز محتوا انجام گرفت. برای انتخاب افراد از روش نمونه گیری در دسترس، هدفمند و گلوله برفی استفاده شد. حجم نمونه تا به اشباع رسیدن اطلاعات مصاحبه با هر گروه از افراد ادامه یافت. جمعآوری داده ها با کمک سوالات باز و با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته انجام گرفت و در نهایت تمامی مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: پس از پیاده سازی و تجزیه و تحلیل داده ها، علل مربوط به افزایش زمان رسیدگی به تخلفات اداری در هیات های بدوی و تجدید نظر، به پنج دسته اصلی شامل «ویژگی های اعضا»؛ «جریان واقعی رسیدگی»؛ «عوامل اجتناب ناپذیر»؛ «عوامل قانونی» و «عوامل سازمانی» تقسیم شد.
نتیجه گیری: بر اساس بررسی ها و نظرات خبرگان ، در فرآیند رسیدگی به تخلفات اداری بیشترین مشکلات مربوط به زمان تاخیر مربوطه در مراحل ابلاغ اتهام و تحقیق و کارشناسی می باشد. آموزش اعضا، کار تیمی و بکارگیری اعضا با تخصص های مختلف می توانند از در فرآیند رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان جلوگیری کنند.
دکتر سیما رفیعی، محمد زکریا کیائی، پژمان صادقی، وحید مختومی، دنیا اصغری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عواملی که بر عملکرد شغلی پرستاران در محیطهای کاری اثر گذاشته و توان آنان را برای انجام موثر وظایف و مسئولیتهای شغلی تحت الشعاع قرار میدهد، فرسودگی شغلی است. هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش واسطهای فرسودگی شغلی در رابطه میان کیفیت زندگی کاری و عملکرد شغلی پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1396 بود.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- مقطعی بوده که در بین 178 نفر از پرستاران شاغل در بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین انجام گرفت. برای سنجش متغیرهای اصلی پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی کاری Walton (Quality of Working Life/QWL)، فرسودگی شغلی Maslach and Jackson (Job Burnout) و عملکرد شغلی Paterson (Job Performance) استفاده شد و دادههای حاصل توسط نرم افزار SPSS نسخه 20 با آزمون های آماری توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندگانه و تعدیل یافته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و سطح معناداری زیر 0.05 در نظر گرفته شد.
نتایج: نتایج بدست آمده از مطالعه حاضر نشان داد که اکثریت پرستاران از کیفیت زندگی کاری پائینی برخوردار بوده، تا حد متوسطی توجهی فرسودگی شغلی را تجربه کرده و عملکرد شغلی در حد متوسط به بالا داشتهاند. همچنین کیفیت زندگی کاری پرستاران عامل 21% (R2= 0.21 p=0.04) از تغییرات در متغیر عملکرد شغلی آنها بوده است و از سویی این ارتباط تحت تاثیر نقش واسطهای متغیر فرسودگی شغلی نیز قرار داشته است (≠0, p=0.02β).
نتیجه گیری: توجه به اهمیت کیفیت زندگی کاری و تلاش در جهت ایجاد بسترهای مناسب در راستای تقویت ابعاد مختلف کیفیت زندگی کاری میتواند نقش موثری در بهرهوری کارکنان داشته و شرایط لازم برای پیشبرد اهداف عملکردی آنان را فراهم سازد.
دکتر سیما رفیعی، محمد زکریا کیائی، پژمان صادقی، زهرا رحمتی،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین ارکان سلامتی، بعد معنوی و توجه به آن در کنترل تنش و اضطرابهای ناشی از محیطهای کاری میباشد که به عنوان عامل مهمی در موفقیت عملکرد شغلی پرستاران و تضمین سلامت جسمی و روانی آنان مطرح است. هدف از مطالعه حاضر پیشبینی نقش سلامت معنوی در استرس شغلی پرستاران شاغل در مرکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1396 بود.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی مقطعی بود که بر روی پرستاران شاغل در بیمارستان ولایت شهر قزوین انجام پذیرفت. جمعآوری دادههااز طریق دو پرسشنامه استاندارد سلامت معنوی و استرس شغلی پرستاران انجام گرفت. دادههای بدست آمده از طریق نرم افزارSPSS نسخه 22 و با استفاده از روشهای آمار توصیفی و آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون چندمتغیره در سطح معناداری کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: وضعیت سلامت معنوی پرستاران و استرس شغلی آنان با میانگین در حد متوسط به ترتیب 2/5±8/70 و 3/2±6/77 ارزیابی شد. سلامت معنوی در هر دو بعد سلامت مذهبی و وجودی، جنسیت، سابقه کاری و وضعیت استخدامی پرستاران با استرس شغلی ارتباط آماری معنادار داشت (p<0.05). همچنین نتایج بدست آمده از مدل رگرسیون چندگانه نشان دادکه این متغیرها 25% از واریانس استرس شغلی را پیشبینی می نمایند.
نتیجهگیری: با توجه به نقش سلامت معنوی بر استرس شغلی پرستاران، تقویت این بعد از سلامت افراد از طریق آگاهیرسانی به آنان در این خصوص و بیان تاثیرات بالقوهای که میتواند بر سلامت جسمی و روانی آنها و عملکرد شغلیشان داشته باشد توصیه میشود.
رضا جهانبازی، دکتر مسعود لطفی زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاری یکی از ارکان نظام سلامت است و خدمات پرستاری بر شاخص های سلامت و بیماری مؤثر می باشد. هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه رفتار حرفه ای و بهزیستی شغلی پرستاران شاغل در دو بیمارستان آموزشی شهرکرد در سال 1396 بود.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی (مقطعی) در بین پرستاران دو بیمارستان آموزشی شهرکرد انجام گرفت. 269 پرستار مرد و زن به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی وارد مطالعه شدند. از دو پرسشنامه استاندارد حرفه ای پرستاران گُز و بهزیستی شغلی دمو و پاسکال استفاده شد و دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 22 با استفاده از آزمونهای T-Test، ANOVA، کولموگروف اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده و در سطح معنیداری 05/0 تحلیل گردید.
نتایج: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 2/33 سال بود که 48 درصد بین 31 تا 40 سال (بیشترین فراوانی) و 3 درصد بیش از 50 سال (کمترین فراوانی) سن داشتند، 58 درصد زن و 42 درصد مرد بودند. میانگین نمره رفتار حرفه ای 8/17±5/104(متوسط به بالا) و بهزیستی شغلی 9/12±3/89 (متوسط) بود، نتایج نشان داد که با یک واحد افزایش در رفتار حرفهای پرستاران، 661/0 واحد به بهزیستی شغلی افزوده می شود، همچنین بین "رفتار حرفه ای" با "بهزیستی شغلی" همبستگی وجود داشت (328/0=2R).
نتیجه گیری: برنامه جامع ملی باید به نحوی تدوین گردد که ضمن توجه بیشتر به ایجاد زیرساخت های لازم جهت ارتقاء رفتار حرفه ای که در درازمدت پیامدهای بهبود بهزیستی شغلی را بهمراه دارد، ارتقاء مولفه های بهزیستی شغلی نیز مدنظر قرار دهد.
علی علیزاده زوارم، دکتر علیرضا پویا، دکتر زهرا ناجی عظیمی، دکتر علی وفایی نجار،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: در سازمانهای خدماتی نظیر بیمارستانها، منابع انسانی نقش کلیدی در کیفیت ارائه خدمات دارند. فقدان نگرش سیستمی با لحاظ پویاییهای سیستم، برنامهریزیهای منابع انسانی را تا حدودی از واقعیت دور خواهد کرد. در راستای رفع چنین مسألهای، هدف تحقیق حاضر، مدلسازی پویاییهای سیستم مدیریت ظرفیت منابع انسانی در خدمات درمانی بود.
مواد و روش ها: مورد مطالعه یکی از درمانگاههای مربوط به بیمارستان تخصصی چشم خاتمالانبیاء مشهد میباشد که به منظور مدل سازی از رویکرد پویاییهای سیستم بهره گرفته شد. در فرایند اجرایی، پس از مدلسازی و فرموله کردن در نرم افزار Vensim ، به اعتبارسنجی مدل پرداخته شد و با بررسی نتایج شبیهسازی، سیاستهای مناسب شناسایی گردید.
نتایج: یافته های شبیه سازی نشان داد که وجود شکاف بین ظرفیت خدمت با ظرفیت مطلوب منجر به ایجاد فشار کاری شده و به تبع آن زمان انجام هر خدمت نسبت به زمان استاندارد هر خدمت (333/0 ساعت معادل 20 دقیقه) به عنوان مبنای اصلی کیفیت خدمت کاهش یافته است (برش گوشه های زمانی). برای مقابله با چنین وضعیتی، با استفاده از تحلیل حساسیت، سیاستهای مناسب مبتنی بر تغییر نرخ پذیرش بیمار و تغییر منابع انسانی شناسایی شد که منجر به کاهش برش گوشه های زمانی گردید.
نتیجه گیری: مدل پیشنهاد شده برای مدیران بیمارستانی این شرایط را فراهم می آورد که بتوانند در شرایط مشابه، با دیدگاهی مبنی بر روابط علی و معلولی با لحاظ پویاییهای سیستم، مدیریت مناسبتری بر منابع انسانی خود داشته باشند
دکتر مهدی جعفری سیریزی، دکتر انور اسماعیلی، دکتر رحیم خدایاری زرنق، دکتر جلال عربلو، دکتر عبیدالله فرجی،
دوره 18، شماره 2 - ( 5-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین دغدغههای مدیران سازمانها، رفتارهای کاری انحرافی کارکنان میباشد. رفتار کاری انحرافی عبارت است از رفتار ارادی که هنجارهای سازمانی را نقض کرده و سلامتی سازمان و کارکنان یا هر دو را تهدید میکند. هدف این مطالعه تعیین ارتباط هوش هیجانی و رفتار شهروندی سازمانی با گرایش به انحراف کاری کارکنان بود.
مواد و روشها: این مطالعه یک مطالعه مقطعی بهصورت توصیفی تحلیلی بود. جامعه مورد مطالعه 290 نفر از کارکنان (کارمندان اداری و پرستاران) چهار بیمارستان منتخب شهر تهران شامل شهید مطهری، شهید رجایی، حضرت رسول و دکتر شریعتی بودند. روش نمونهگیری تصادفی طبقهای بود. ابزار جمعآوری اطلاعات در این پژوهش سه پرسشنامه هوش هیجانی شوت، رفتار شهروندی سازمانی پودساکف و رفتار کاری انحرافی بنت و رابینسون بود. روایی و پایایی این پرسشنامهها در مطالعات قبلی تأیید شده بود. برای تجزیهوتحلیل اطلاعات از آزمونهای تی مستقل، آنالیز واریانس یکطرفه، تست تعقیبی توکی و ضریب همبستگی پارامتری پیرسون استفاده شد.
نتایج: از میان متغیرهای دموگرافیک و سازمانی تنها سن با گرایش به رفتارهای کاری انحرافی رابطه آماری معنیدار داشت (012/0p=). میان هوش هیجانی، رفتار شهروندی سازمانی و بعد احترام و تکریم با رفتارهای کاری انحرافی در سازمان رابطه آماری معنادار و معکوس مشاهده شد (0001/0p=).
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که هرچقدر افراد سازمان دارای سطح هوش هیجانی بالاتری باشند، نگرش مثبتتری نسبت به سازمان خواهند داشت و حس فداکاری و تعهد کاری بیشتری نسبت به سازمان در خود احساس نموده ، رفتارهای شهروندی بیشتری در سازمان و گرایش کمتری به انجام تخلف کاری دارند.
دکتر حسین درگاهی، سجاد اله دادی، عباس سالاروند،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: نیروی انسانی، اساس نظامهای بهداشتی- درمانی را تشکیل میدهد و پرستاران بخش وسیعی از این جامعه هستند؛ بنابراین توجه و رسیدگی به عوامل تأثیرگذار بر عملکرد پرستاران ضروری است. هدف از این پژوهش تعیین رابطه ابعاد سلامت روانی با تعهد سازمانی و اخلاق کاری پرستاران بیمارستانهای عمومی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. همچنین وضعیت سلامت روانی در بین پرستاران بررسی شد.
مواد و روشها: این تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی بود و جامعه آن شامل پرستاران بیمارستانهای عمومی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در تابستان 1393 بود. 242 نفر از پرستاران بیمارستانهای سینا، بهارلو، امام خمینی، ولیعصر و امیراعلم از طریق نمونهگیری طبقهای انتخاب شدند و به پرسشنامههای خود گزارشی GHQ-28، تعهد سازمانی آلن و مییر (OCQ) و اخلاق کاری (Petty, 1995) پاسخ دادند. دادهها با نرمافزار SPSS-23 و با استفاده از Pearson correlation coefficient ، ANOVA، One-Sample t-test و Independent t-test تجزیهوتحلیل شد.
نتایج: ابعاد اختلال در کارکرد اجتماعی (01/0P≤، 19/0-=r) و افسردگی (01/0P≤، 23/0-=r) با اخلاق کاری رابطه دارند. بعد نشانههای جسمانی هم با تعهد سازمانی پرستاران رابطه دارد (05/0P≤، 15/0-=r). میانگین ابعاد نشانههای جسمانی (28/0±45/7)، اضطراب و بیخوابی (27/0±97/6) و اختلال در کارکرد اجتماعی (19/0±53/6) در بین پرستاران زن بالاتر از حد متوسط است.
نتیجهگیری: ابعاد سلامت روانی پرستاران با تعهد سازمانی و اخلاق کاری آنها رابطه دارد. همچنین وضعیت سلامت روانی در بین پرستاران نامطلوب است. بنابراین رسیدگی به مسائل و مشکلات پرستاران در سطوح بالا مثل وزارت بهداشت و سازمان نظام پرستاری و سطوح پایین مثل مدیریت پرستاری بیمارستانها ضروری است.
نیلوفر امیری قلعه رشیدی، دکتر علیرضا نمازی شبستری، علیرضا عرب یارمحمدی، مریم مزینانی، سپیده مسعود سینکی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی فرهنگ سازمانی جاری در دانشگاه علوم پزشکی تهران بود که با شناسایی آن در راستای تقویت فرهنگ سازمانی دانشگاه گامی برداشته شود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر، مطالعهای توصیفی – مقطعی و از نظر هدف کاربردی - پیمایشی میباشد که در سال 97 در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 306 نفر محاسبه و تحلیل شد. در این مطالعه برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد بررسی فرهنگ سازمانی دنیسون استفاده شده است. به منظور تجزیهوتحلیل دادهها نیز از نرمافزار SPSS و روشهای آماری توصیفی و استنباطی شامل آزمون میانگین تک نمونهای و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.
نتایج: میانگین فرهنگ سازمانی در دانشگاه علوم پزشکی تهران، در هر یک از مؤلفهها، فرهنگ درگیر شدن در کار (29/2)، فرهنگ سازگاری (63/2)، فرهنگ انطباقپذیری (66/2) و فرهنگ رسالت (58/2) بود که این میزان فرهنگ بالاتر از متوسط را در تمام ابعاد موردنظر دنیسون نشان میداد.
نتیجهگیری: سازمان باید در مورد مؤلفههای انطباقپذیری (خردهفرهنگ یادگیری سازمانی) و درگیر شدن در کار (توسعه قابلیتها) که امتیاز پایینتری کسب کرده است با تحقیق و بررسی بیشتر اقداماتی اصلاحی انجام دهد.
دکتر سیامند انوری، دکتر اسماعیل اسدی، گیلدا رجبی دماوندی، دکتر ماشااله ولی خانی، دکتر بهرنگ شادلو، سپیده مسعودسینکی،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش بررسی عوامل کیفیت زندگی کارکنان شاغل در بیمارستان روانپزشکی بود که با شناسایی آن در راستای ارتقا بهره وری منابع انسانی گامی برداشته شود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر، مطالعه ای توصیفی - مقطعی است که در سال 96 در بیمارستان روزبه انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران محاسبه و 112 پرسشنامه تحلیل شد. در این مطالعه برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد SF-36 استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با نرم افزار SPSS و روش های آماری توصیفی و تحلیل کروسکال والیس، کای اسکوئر و آزمون تعقیبی وی کرامر استفاده شد.
نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت زندگی کارکنان بیمارستان روانپزشکی روزبه درسطح متوسط 8/68 درصد) قرار دارد. بیشترین میانگین نمرات ارزیابی ابعاد کیفیت زندگی مربوط به مولفه عملکرد جسمانی برابر با 2/84 درصد و کمترین میانگین نمرات ارزیابی ابعاد کیفیت زندگی مربوط به مولفه خستگی یا نشاط برابر با 7/58 درصد بود. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد که بین گروه های تحصیلی و کیفیت زندگی در بعد عملکرد جسمانی (007/0 > P-Value)؛ بین میزان سابقه کاری و کیفیت زندگی در بعد عملکرد اجتماعی (02/0> P-Value) و ؛ بین داشتن ارتباط مستقیم با بیمار و همراه بیمار و کیفیت زندگی در بعد خستگی یا نشاط و درد بدنی (005/0 ،05/0 > P-Value)؛ درکارکنان بیمارستان روانپزشکی روزبه تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش کیفیت زندگی کارکنان بیمارستان روانپزشکی روزبه در سطح متوسطی قرار دارد و مداخلات آموزشی و درمانی جهت ارتقاء کیفیت زندگی کارکنان پیشنهاد می گردد.
علی اکبری ساری، محبوبه بیات، محمد عرب، مهدی یاسری، سیده فاطمه حسینی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: برابری در دسترسی به خدمات مراقبت سلامت از جمله اهداف مهم نظام سلامت می باشد. در این مطالعه، توصیفی از وضعیت توزیع پزشکان متخصص گوش، گلو، بینی و جراحی سر و گردن استان ها و شهرستان های کشور ایران در سال 1396 انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به منظور توصیف وضعیت توزیع پزشکان متخصص گوش، حلق و بینی و جراحی سر و گردن در استان ها و شهرستان های کشور در سال 1396 انجام شده است. دادههای مورد نیاز از طریق وزرات بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و مرکز آمار ایران جمع آوری شد. به منظور تحلیل نتایج از شاخص ضریب جینی، منحنی لورنز، رگرسیون چندگانه و ترسیم نقشه های جغرافیایی به کمک نرم افزار R نسخه 0-6-3 استفاده شد.
نتایج: استان تهران (2.31) و هرمزگان (0.39) به ترتیب بیشترین و کمترین سرانه پزشکان متخصص گوش، گلو بینی و جراحی سر و گردن به ازای 100 هزار نفر جمعیت در سال 1396 را به خود اختصاص داده اند.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که تفاوت قابل توجهی در دسترسی به پزشکان متخصص گوش، گلو، بینی و جراحی سر و گردن در مناطق مختلف کشور وجود داشت.
رضا سپهوند، معصومه مومنی مفرد، صابر تقی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: گسترش روزافزون ویروس کووید 19 در جهان موجب بروز پیامدهای گوناگونی برای افرادی میشود که در فرایند درمانی بیماران مبتلا به این ویروس دخیل هستند. بر این اساس هدف اصلی از انجام این مطالعه شناسایی و اولویتبندی پیامدهای روانی ویروس کووید 19 در پرستاران باشد.
مواد و روشها: این مطالعه بر اساس هدف کاربردی و از نظر نحوه جمعآوری دادهها در حوزه مطالعات توصیفی از نوع پیمایشی قرار دارد. رویکرد تحلیل در این مطالعه آمیخته و ترکیبی از روشهای کیفی و کمی است. جامعه آماری این مطالعه را اساتید پرستاری و متخصصان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی لرستان تشکیل دادهاند که با روش نمونهگیری هدفمند و با توجه به اصل اشباع نظری، تعداد 14 نفر از اساتید و متخصصان به عنوان نمونه پژوهش لحاظ گردیدند. جامعه آماری بخش کمی نیز شامل مدیران بیمارستانهای ارائهدهنده خدمات به بیماران کرونایی در استان لرستان بوده که با روش نمونهگیری غیراحتمالی در دسترس تعداد 35 نفر به عنوان نمونه پژوهش تعیین گردیدند. شناسایی پیامدهای روانی با استفاده از تحلیل دادههای حاصل از مصاحبه با نرمافزار Atlas.ti و اولویتبندی پیامدها به روش فازی مثلثی انجام شد.
نتایج: تحلیل دادههای حاصل از مصاحبه منجر به شناسایی 16 پیامد روانی موثر بر پرستاران گردید. اولویتبندی این عوامل نشان داد که افسردگی، کاهش تمرکز و بیانگیزگی مهمترین پیامدهای روانی ناشی از ویروس کووید 19 هستند.
نتیجهگیری: تدوین استراتژیهای حمایتی برای حفظ سلامت روان پرستاران میبایست در اولویت برنامههای آتی قرار گرفته و بخش مجزایی از هزینههای سالانه بیمارستانی به این امر مهم اختصاص یابد