31 نتیجه برای حسینی
علی اکبری ساری، محبوبه بیات، محمد عرب، مهدی یاسری، سیده فاطمه حسینی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: برابری در دسترسی به خدمات مراقبت سلامت از جمله اهداف مهم نظام سلامت می باشد. در این مطالعه، توصیفی از وضعیت توزیع پزشکان متخصص گوش، گلو، بینی و جراحی سر و گردن استان ها و شهرستان های کشور ایران در سال 1396 انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به منظور توصیف وضعیت توزیع پزشکان متخصص گوش، حلق و بینی و جراحی سر و گردن در استان ها و شهرستان های کشور در سال 1396 انجام شده است. دادههای مورد نیاز از طریق وزرات بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و مرکز آمار ایران جمع آوری شد. به منظور تحلیل نتایج از شاخص ضریب جینی، منحنی لورنز، رگرسیون چندگانه و ترسیم نقشه های جغرافیایی به کمک نرم افزار R نسخه 0-6-3 استفاده شد.
نتایج: استان تهران (2.31) و هرمزگان (0.39) به ترتیب بیشترین و کمترین سرانه پزشکان متخصص گوش، گلو بینی و جراحی سر و گردن به ازای 100 هزار نفر جمعیت در سال 1396 را به خود اختصاص داده اند.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که تفاوت قابل توجهی در دسترسی به پزشکان متخصص گوش، گلو، بینی و جراحی سر و گردن در مناطق مختلف کشور وجود داشت.
فاطمه خزاعی، حسن میرزاحسینی، مصطفی نوکنی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
مقدمه: همودیالیز یکی از درمان های موثر جایگزینی عملکرد کلیه در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه است، بهرهمندی از این روش، در کنار افزایش طول عمر؛ میتواند کیفیت زندگی دریافتکنندگان این نوع خدمت را تهدید نماید. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی روش مبتنی بر طرحواره درمانی هیجانی بر بهبود کیفیت زندگی بیماران دیالیزی انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه کنونی کاربردی و نیمه آزمایشی بوده و به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل طراحی و پیادهسازی گردید. کلیه بیماران سرپایی تحت درمان با دستگاه دیالیز در مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، در سال 97-1398 جامعه آماری مطالعه را تشکیل میدادند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با بیماران کلیوی بود، پس از اجرای پروتکل درمانی توسط تیم پژوهش طی هشت جلسه 90 دقیقهای در گروه مداخله، تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار spss نسخه 24 صورت پذیرفت.
نتایج: نتایج مطالعه نشان داد پروتکل درمانی مبتنی بر طرحواره درمانی هیجانی بر تمامی ابعاد کیفیت زندگی تأثیر داشته و منجر به افزایش نمره میانگین نسبت به پیشآزمون شده است. همچنین؛ تفاوت معناداری بین گروهها، هم در بعد عمومی و هم در بعد اختصاصی کیفیت زندگی بیماران دیالیزی وجود دارد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش میتوان بیان کرد که روش طرحواره درمانی هیجانی بر بهبود کیفیت زندگی بیماران دیالیزی مؤثر بوده و میتوان بهعنوان یک مداخله مؤثر در بهبود کیفیت زندگی بیماران به کار گرفته شود
لیلا حسینی قوام آباد، عباس وثوق مقدم، روح الله زابلی، محسن اعرابی،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: حاکمیت بالینی یکی از چارچوبهای مهم در زمینه ارتقا مستمر کیفیت و ایمنی در نظامهای بهداشتی و درمانی به شمار میرود. شناسایی محورهای این رویکرد با توجه به شرایط بومی، از اولویتهای مهم نظام سلامت است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی دیدگاه ذینفعان در خصوص محورهای حاکمیت بالینی در مراقبتهای اولیه سلامت انجام گردید.
مواد و روشها: مطالعهی حاضر از نوع کیفی است که با روش تحلیل چارچوب مفهومی در سال 1398-1399 انجام شد. جامعه آماری مطالعه افراد کلیدی سیاستگذار وزارت بهداشت، معاونت بهداشتی دانشگاه، شبکه بهداشت و درمان شهرستان، انجمن پزشکان خانواده، پزشکان خانواده و مرکز پژوهشهای مجلس بودند. مشارکتکنندگان در این پژوهش به صورت هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. دادهها از طریق مصاحبهی نیمه ساختاریافته جمعآوری و تحلیل و کدگذاری آنها با کمک نرمافزار 11 MAXQDA انجام شد.
نتایج: با توجه به بررسی دیدگاه مصاحبهشوندگان، یافتههای پژوهش در 4 بعد اصلی: ابعاد حاکمیت بالینی، پیشنیازها و ساختارها، متولیان تصمیم گیر و ابعاد سنجش کیفیت و ایمنی، دستهبندی و در 17 درونمایه فرعی که شامل: مشارکت جامعه، ممیزی بالینی، اثربخشی بالینی، مدیریت کارکنان، آموزش، استفاده از اطلاعات، مدیریت خطر، راهنماها و دستورالعملها، ارتقاء شاخصهای سلامت، تجهیزات و امکانات، نظام ارجاع، تأمین مالی، متولیان دخیل در سیاستگذاری، اثربخشی، کارایی، انسانی بودن خدمات و عدالت بودند، شناسایی و استخراج گردیدند.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها جهت تسهیل اجرای حاکمیت بالینی راهکارهایی مانند زیرساختهای مناسب، تعهد مدیران، فرهنگ حمایتی، دانش کافی، پایش و ارزشیابی، فرهنگسازی مناسب، امکانات و تجهیزات و منابع مالی کافی پیشنهاد میگردد.
حسین دهقان زاده، محمد مسگرپور، سیدمرتضی حسینی شکوه، محمدکریم بهادری، جواد خوش منظر،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به ضرورت قانونی تغییر رویکرد دانشگاهها از نظام بودجهریزی سنتی به نظام بودجهریزی عملیاتی، این شیوه از بودجهریزی با چالشهایی همراه است. این مطالعه با هدف امکانسنجی و اولویتبندی ابعاد بودجهریزی عملیاتی در یک دانشگاه علوم پزشکی نظامی انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه به صورت توصیفی-تحلیلی در سال 99 در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول 68 نفر از مدیران، کارکنان و کارشناسان معاونت طرح و برنامه و امور مالی دانشگاه علوم پزشکی به روش سرشماری و در مرحله دوم 10 نفر از خبرگان به صورت هدفمند وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها دو پرسشنامه روا و پایا بود. دادهها در مرحله اول با استفاده از آزمون t و نرمافزار SPSS و در مرحله دوم با رویکرد AHP و نرمافزار Expert Choice تجزیهوتحلیل شد.
نتایج: میانگین نمره کلی بودجهریزی عملیاتی و هر یک از ابعاد توانایی، اختیار و پذیرش بودجهریزی عملیاتی به ترتیب 3/2، 39/2، 38/2 و 31/2 و در سطح نامطلوب قرار داشت (05/0> P). همچنین معیار توانایی با وزن 547/0، پذیرش با وزن 244/0 و اختیار با وزن 209/0 به ترتیب بیشترین وزن و اهمیت را در پیادهسازی نظام بودجهریزی عملیاتی دارند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج توجه به سه بعد اصلی توانایی، اختیار و پذیرش در پیادهسازی بودجهریزی عملیاتی در جامعه موردمطالعه ضروری است هر چند توجه به بعد توانائی و اجزاء آن شامل توانائی نیروی انسانی، توانائی فنی و توانائی ارزیابی عملکرد از اهمیت بیشتری برخوردار است.
سید هادی حسینی، سید محمد هادی موسوی، مصطفی اسماعیلی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
مقدمه: بیمارستانها به دلیل ماهیت پیچیده محل تعارضات بوده و الزام به داشتن هوش هیجانی برای مدیریت اثربخش آن مطرح میباشد؛ یافتههای متناقضی در همبستگی ویژگیهای فردی با هوش هیجانی و مدیریت تعارض وجود دارد، لذا این مطالعه با هدف بررسی دقیق همبستگی این موارد در بین مدیران ردههای مختلف بیمارستانی به انجام رسید.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1398 در میان 100 نفر از مدیران ارشد و میانی 8 بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران با پرسشنامه سهقسمتی: ویژگیهای فردی، هوش هیجانی و راهبردهای مدیریت تعارض به انجام رسید. جهت تحلیل نتایج از 20SPSS و آزمونهای پیرسون، t و آنالیز واریانس استفاده گردید.
نتایج: میان حیطههای هوش هیجانی با حیطه راهبرد راهحل گرایی مدیریت تعارض رابطه معنادار مستقیم مشاهده شد (001/0 P <). همچنین همبستگی معنادار مستقیم میان: سن، وضعیت تا هل، رشته تحصیلی، پست سازمانی، سابقه کار و سابقه کار در پست مدیریتی با هوش هیجانی مشاهده گردید و میان راهبردهای عدم مقابله و راهحل گرایی به ترتیب با سن و سابقه کار روابط مستقیم و معنادار برقرار بود. (05 /0 P <)
نتیجهگیری: لازم است برای ارتقای هوش هیجانی و بهبود مدیریت تعارض در بیمارستانها اقدام مقتضی صورت پذیرد و با توجه به روابط معنادار و مستقیم مشاهده شده میتوان به ویژگیهای فردی مرتبط با هوش هیجانی و مدیریت تعارض برای گزینش مدیران مربوطه توجه نمود.
الهه امیراحمدی، مهدی رضایی، فاطمه مشکینی، محمد حسینی کسنویه،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: داشتن ضعف و بیحالی و احساس نیاز به خدمات اورژانس بیمارستانی یکی از مهمترین علل مراجعه بیماران به اورژانس بیمارستانها میباشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین میزان ابتلا و مرگومیر بیماریها با ضعف و بیحالی مراجعهکنندگان انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر به صورت مشاهدهای و آیندهنگر در بخش اورژانس بیمارستانهای رسول اکرم و فیروزگر انجام گرفت. بیماران توسط تیم ارزیابیکننده در واحد تریاژ اورژانس توسط ابزار معتبر بینالمللی تریاژ "شاخص شدت اورژانس (ESI) " به 5 گروه تقسیم شدند. بیماران به مدت 2 ماه پس از زمان ترخیص پیگیری شدند و وضعیت بیمار از لحاظ بیماری، سلامت یا مرگ مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: در بین سطوح 1 و 2 (بیمار با شرایط سطح حدت بالا) و 3 (نیاز بیمار به دو یا بیشتر از تسهیلات اورژانس در صورت عدم اختلال در علائم حیاتی)، سطح 3 بیشترین فراوانی مراجعه را داشت (9/61 درصد). 7/90 درصد بیماری زمینهای داشتند و 1/66 درصد از بیماران در زمان مراجعه دارو مصرف میکردند. در همان مراجعه اول 11 درصد از بیماران فوت کردهاند. در پیگیری اولیه 7/23 درصد افراد همچنان بیمار بودند، 7/40 درصد بهبودی پیدا کرده بودند و 8/17 درصد آنان فوت کرده بودند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد در پیگیری نهایی 3/9 درصد افراد همچنان بیمار بودند؛ میزان بیماران بهبود یافته در پیگیری نهایی 1/44 درصد بود و درصد فراوانی فوتیها در پیگیری نهایی 6/24 درصد بود. درصد مرگومیر بالا نشان از این دارد که نگرانی بیماران نه به خاطر داشتن ضعف و بیحالی، به خاطر بیماری زمینهای خطرناک بوده است که آنها را مجاب به مراجعه به بیمارستان کرده است.
سارا صوری، محمد غفاری، حسین شیرازی، سید حمید خدادادحسینی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتار شهروندی برند یکی از مفاهیم جدید در حوزه برندسازی با تاکید بر نقش کارکنان است. این مطالعه قصد دارد تا مدلی برای توسعه رفتار شهروندی برند، به نحوی که با فضای بومی گردشگری پزشکی ایران سازگار باشد ارائه کند.
مواد و روشها: راهبرد پژوهش حاضرکیفی، مبتنی بر روش داده بنیاد نظاممند است. دادههای مورد نیاز از طریق مصاحبه نیمهساختار یافته با 16 نفر از افراد صاحبنظر در رابطه با گردشگری پزشکی و خبرگان دانشگاهی با روش نمونهگیری قضاوتی، گلوله برفی و در دسترس و با رعایت قاعده اشباع گردآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از مدل اشتراوس و کوربین و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد.
نتایج: رفتارشهروندی برند در نتیجه وجود شرایط علی شامل عوامل مربوط به کارکنان، سازمان و گردشگر ایجاد میشود و از طریق راهبردهای پشتیبانی منابع انسانی و برنامهریزی جامع بازاریابی و برندسازی با تاثیرپذیری از عوامل مداخلهگر شامل ساختار سازمانی، عملکرد مدیریت، ویژگیهای صنعت درمان، عوامل محیطی، سابقه شغلی و کیفیت زندگی شخصی در بستر سرمایه اجتماعی سازمان، عدالت سازمانی، کیفیت زندگی کاری، جو رقابتی محیط کار، مسئولیت اجتماعی سازمان اجرایی میشود و به پیامدهای مرتبط به گردشگر، سازمان، کارکنان و فراسازمان میانجامد.
نتیجهگیری: مدل حاصل از این پژوهش بیانگر تاثیرگذاری عوامل متعدد در شکلگیری رفتار شهروندی برند کارکنان حوزه درمان میباشد که در صورت مورد توجه واقع شدن از سوی مدیران منجر به رضایت و جذب گردشگران و کسب مزیت رقابتی خواهد شد.
روح اله حسینی، انیس جوانمرد،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تحقق اهداف و توسعه خدمات بیمارستان منوط به شایستگی و مدیریت بهینه است. مدیرانی شایسته خواهند بود که بتوانند در ایفای نقشهای مدیریتی موفق عمل کنند. ایفای نقشها، مدیریت را در جهت کارآمدی، اداره و راهبری بهینه بیمارستان پشتیبانی میکند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی و اولویتبندی نقشهای مدیریت در بیمارستان از دیدگاه صاحبنظران است.
مواد و روشها: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از رویکرد توصیفی تحلیلی برخوردار است. نمونه آماری پژوهش، شامل 65 نفر از صاحبنظران بیمارستان امام خمینی (ره) الشتر بودند که بر اساس روش نمونهگیری گلوله برفی و انتخابی شناسایی شدند. در این مطالعه از پرسشنامه ماتریسی خودساخته که روایی آن از منظر خبرگان تائید شده است برای گرداوری دادهها استفاده شد. جهت تحلیل دادهها از تکنیک تاپسیس استفاده شد. در این مطالعه پنج معیار و سه نقش اصلی که شامل 10 نقش فرعی میباشند شناسایی شد.
نتایج: تحلیل دادهها نشان داد که ارتقای تعهد سازمانی با درصد اهمیت (%2/23) با اهمیتترین معیار و سپس معیارهای بهبود سازمانی (%9/20)، هماهنگی و انسجام (%4/19)، ارتقای انگیزه شغلی کارکنان (%7/18) و ارتقای بهرهوری عملکرد (%4/18) به ترتیب به عنوان شاخصهای مؤثر در رتبهبندی قرار دارند. همچنین نقش فرعی ناظر تحلیلگر (926/0) بهعنوان مهمترین نقش در بین نقشهای فرعی مدیریت در بیمارستان معرفی شد.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه نقش تصمیمگیری مهمترین نقش معرفی شد و همچنین تبعات تصمیمات بر حال و آینده بیمارستان، لازم است مدیریت بیمارستان در ایفای نقش تصمیمگیری به منظور اتخاذ تصمیمات بهینه توجه و اهمیت بیشتری معطوف نماید.
محمد رضا زاهدی، سید مهدی حسینی سرخوش،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: اینترنت اشیاء در واقع به ارتباط اشیاء مختلف از طریق اینترنت و برقراری ارتباط با یکدیگر میپردازد تا تجربهای کاراتر و هوشمندتر فراهم سازد؛ اما به دلیل نوپا بودن این فناوری در کشور، نمونهای از استقرار کامل آن در سازمانهای خدماتی از جمله بیمارستانها مشاهده نشده یا بهندرت انجام گرفتهاست؛ بنابراین هدف تحقیق حاضر شناسایی عوامل کلیدی موفقیت در استقرار اینترنت اشیاء و ارزیابی آمادگی استقرار این فناوری در بیمارستان میلاد تهران است.
مواد و روشها: این مطالعه از نظر روش، توصیفی-پیمایشی بوده و در دو فاز انجام شد. در فاز اول با مروری بر مطالعات قبلی، 30 عامل کلیدی موفقیت استخراج گردید. در فاز دوم و پیمایشی، 93 نفر از مدیران و کارکنان بیمارستان میلاد جامعه آماری را تشکیل داده و جمعآوری دادهها از طریق پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. مقایسه وضع موجود و مطلوب عوامل موفقیت در استقرار اینترنت اشیاء و رتبهبندی آنها به ترتیب با آزمون t و آزمون فریدمن در نرمافزار SPSS انجام شد.
نتایج: طبق نتایج این مطالعه، عوامل فناوری اطلاعات، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی و منابع انسانی و به ترتیب بهعنوان مهمترین عوامل موفقیت در استقرار اینترنت اشیاء در بیمارستان شناسایی شدند. علاوه بر این، نتایج نشان داد که وضع موجود بیمارستان میلاد در عوامل شناساییشده، فاصله معناداری با وضع مطلوب برای استقرار اینترنت اشیاء دارد.
نتیجهگیری: استقرار موفق اینترنت اشیاء نیازمند ارتقاء سطح آمادگی هم از نظر زیرساختهای فناورانه و هم از نظر زیرساختهای سازمانی و فرهنگی است.
روح اله حسینی، محمدرضا زمان پرور بارکوسرائی،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران به عنوان مهمترین تصمیمگیرندگان سازمانی، نقش بسزا و تعیینکنندهای در موفقیت و توسعه عملکرد بیمارستانها دارند. مدل های شایستگی، مدیران بیمارستانی را در بکارگیری دانش، مهارتها، تجربیات مورد نیاز برای آن که مسئولیت ها و مأموریت های خود را موفقتر به انجام برسانند، کمک می نماید و منجر به ارتقای بهره وری می شود. هدف از انجام این مطالعه طراحی مدل شایستگی مدیریت به منظور بهینه سازی سیستم های مدیریت در بیمارستانهای شهرستان کرج است.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از رویکرد کمی و از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر جمعآوری داده-ها از نوع پیمایشی است. جامعۀ آماری پژوهش، همه شاغلین و کادر درمان در بیمارستانهای شهرستان کرج بودند. حجم نمونه 384 نفر است و از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع-آوری شد که روایی آن از طریق صاحب نظران تائید گردید. نرم افزارهای مورد استفاده در این تحقیق SPSS22 و AMOS است.
نتایج: بر اساس یافته ها میزان تأثیر شش بعد اصلی مدل شایستگی مدیریت شامل شایستگی دانشی (1.02)، فردی (0.98)، تعاملی (0.38)، اجرایی (0.51)، ارزشی و اخلاقی (0.42) و در نهایت شایستگی های شغلی (0.41) تعیین شد.
نتیجهگیری: بر اساس یافته ها تأثیر شایستگی های دانشی و شایستگی فردی بر شایستگی مدیریت در بیمارستانها نسبت به دیگر بعدها بیشتر است. شایستگی مدیریت در بیمارستان به شدت وابسته به شایستگی های دانشی و فردی مدیران است. همچنین بر اساس شاخص نیکویی برازش، مدل شایستگی مدیریت بیمارستان اصلاح شده و در حد استاندارد ارزیابی شد. پیشنهاد می شود بستر و مقدمات پیاده سازی مدل برای انتصاب مدیران شایسته و ارتقای شایستگی سیستم مدیریت بیمارستانها فراهم شود.
مهدی حسینی، احد نوروززاده، فاطمه حسینی،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فناوری دیجیتال شامل ایجاد و استفاده از سیستمها، دستگاهها و روشهای دیجیتال یا رایانهای در انجام فعالیتهای سازمانی میباشد. تحقیقات در زمینه پذیرش فناوری دیجیتال در حوزه سلامت کم بوده و عمدتاً بر عوامل ساختاری متمرکز بودهاند. با توجه به اینکه پذیرش فناوری در نهایت توسط نیروی انسانی صورت خواهد گرفت و مقولههای رفتاری نقش تعیینکنندهای در این پذیرش ایفا خواهند کرد، هدف پژوهش حاضر شناسایی مهمترین موانع رفتاری پذیرش فناوریهای دیجیتال در حوزه سلامت میباشد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی میباشد. این پژوهش طی سه مرحله اجرا شده است. این مراحل عبارتاند از: شناسایی مهمترین موانع رفتاری پذیرش فناوریهای دیجیتال در حوزه سلامت، طراحی مدل این موانع با روش مدلسازی تفسیری ساختاری و در نهایت، آزمون فرضیههای حاصل از این مدل در یک نمونه 302 نفری.
نتایج: طبق مدل طراحی شده، موانع رفتاری پذیرش فناوریهای دیجیتال در حوزه سلامت عبارتاند از: کمبود سواد فناوری دیجیتال، پایین بودن ارزش درک شده فناوری، ریسک ادراک شده بالای استفاده از فناوری، نگرش منفی، مقاومت در برابر تغییر و عدم پذیرش فناوری دیجیتال. بر مبنای این مدل شش فرضیه پژوهشی تدوین گردید و برای آزمون فرضیهها از تحلیل رگرسیون استفاده شد. طبق نتایج، تمامی فرضیهها تائید شدند.
نتیجهگیری: کمبود سواد فناوری دیجیتال، اصلیترین مانع پیش روی پذیرش فناوری دیجیتال در حوزه سلامت میباشد. لذا جهت رفع این مانع پیشنهاداتی از جمله انجام پژوهش در مورد وضعیت سواد فناوری دیجیتال و برگزاری دورههای آموزشی به منظور ارتقاء سواد فناوری دیجیتال قابل طرح میباشد.