جستجو در مقالات منتشر شده


90 نتیجه برای مدیر

آزاده صبح خیز کوزه کنان، زهرا حاجی انزهائی، فریده اشرف گنجوئی، محمدحسین پورغریب شاهی،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه در نظام اطلاعات پزشکی، داده‌های گوناگونی ذخیره شده‌اند تا در مواقع لزوم تجزیه‌وتحلیل شده یا بازیابی شوند؛ لذا این پژوهش باهدف تعیین نیازمندی‌های ذی‌نفعان سامانه مدیریت اطلاعاتی پزشکی ورزشکاران بر اساس استانداردهای بین‌المللی انجام شد.
مواد و روش‌ها: جامعه پژوهش شامل ورزشکاران، ارائه‌دهندگان خدمات بالینی و مدیران مراکز پزشکی ورزشی کشور ایران بود. در این پژوهش، از جداول مقایسه‌ای کشورهای منتخب، برای نیازسنجی از ذی‌نفعان استفاده شد و به‌صورت ترکیبی بود. برای تحلیل داده‌های حاصل از پرسش‌نامه، تعداد پاسخ‌های کسب‌شده هر مؤلفه بر اساس مقیاس لیکرت مشخص و با توجه ‌به فراوانی پاسخ‌های مربوط به گزینه‌ها، درصد هر یک محاسبه شد و مؤلفه‌هایی که توافق جمعی کاربران بیش از 50 درصد بود انتخاب شد.
نتایج: مجموعه ‌داده اولیه، اجزاء کلی سامانه و موجودیت‌های اولیه سامانه پرونده اطلاعات پزشکی ورزشی ورزشکاران را مشخص نمود. نتایج نشان داد که بیشترین توافق جمعی در مورد وجود نوع آلرژی دارویی و بیماری دیابت در سابقه بیماری خانواده در پرونده سلامت فردی ورزشکاران و کمترین توافق در مورد نحوه ورود به تیم حاصل شد. نیازهای ذی‌نفعان در مقایسه با کشورهای منتخب، شامل جزئیات بیشتری از جمله اطلاعات سلامت روان بود که در مجموعه داده کشورهای منتخب، به آن توجه چندانی نشده بود.
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد بر اساس یافته‌ها، دسترسی فرد به اطلاعات پزشکی ورزشی، نکته کلیدی است و فرد می‌تواند در یک درمان بیمارمحور، اطلاعات خود، مشکلات و نیازهای سلامت مرتبط با خود را مشاهده و دریافت نماید.

ابراهیم جعفری پویان، ریاض علائی کلجاهی، فرهاد حبیبی، شیوا طلوعی رخشان،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه: تنوع موجود در واژگان به کار رفته جهت معرفی واحد های عملی رشته مدیریت خدمات بهداشتی درمانی منجر به ایجاد چندگانگی در نحوه اجرای واحد های عملی این رشته شده است. توجه کافی به تفاوت ها، اشتراکات موجود بین واژگان مختلف موجود در ادبیات علمی همچنین الزامات هر کدام می تواند دید بهتری به اساتید و سیاستگذران جهت آموزش بهتر دانشجویان این رشته بیانجامد. بدین منظور، مروری بر عناوین واحد های عملی رشته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در دانشگاه های معتبر دنیا انجام گرفت.
روش کار: دانشگاه های مختلفی در اقصی نقاط جهان مورد بررسی قرار گرفتند. از بین 50 دانشگاه بررسی شده در نقاط مختلف جهان در زمینه دوره های عملی رشته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی (سلامت) با تنوع گسترده ای از اصطلاحات و واژگان مربوط به این لغات مواجه شدیم. از این رو، سعی شد تا دسته بندی مناسبی ارائه گردد تا دانشجویان و متخصصین این رشته، دید خوبی نسبت به این نامگذاری ها پیدا کند.
یافته ها: عناوین “Practicum”،“Capstone”، “Residency”، “Internship” رایج ترین اصطلاحات به کار رفته برای نامگذاری دوره های عملی این رشته بودند. همچنین، اصطلاحاتی چون " Field training "، " Assistanceship "و" Field practicum" نیز در بین ادبیات موضوع در برخی از موارد دیده شد.
نتیجه گیری: در نهایت، تناسب دوره با شرایط حاکم نظام آموزشی- سلامتی کشور، تعیین دقیق اهداف دوره، وظایف هر کدام از طرفین (دانشجو، ناظر میدانی، ناظر دانشگاهی)، استاندارد های رفتاری، معیارهای شفاف ارزشیابی، درگیر کردن دانشجو با نیاز های واقعی بایستی در حین طراحی دوره به خوبی مورد توجه قرار گیرند.
فرشید نصراله بیگی، پوران رئیسی، فربد عبادی فرد آذر،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهم‌ترین عواملی که بهره‌وری پرسنل را کاهش می­دهد فرسودگی شغلی است؛ بنابراین، هدف مطالعه حاضر تعیین رابطه بین کارکردهای مدیریت منابع انسانی و فرسودگی شغلی از دیدگاه مدیران و پرسنل ستادی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران بود.
مواد و روش­ها: جامعه آماری این مطالعه مقطعی شامل 657 نفر از مدیران و کارکنان ستادی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران بود که بر اساس جدول مورگان 242 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. داده­های پژوهش با کمک دو پرسشنامه فرسودگی شغلی و کارکردهای مدیریت منابع انسانی جمع­آوری شد.
 نتایج:174 نفر (7/70%) افراد مشارکت‌کننده در مطالعه زن، میانگین سن و سابقه کاری افراد 3/41 و 8/15 با انحراف معیار 35/7 سال بود. 9/78 درصد افراد متأهل و 1/69 درصد آن‌ها از وضعیت حقوق دریافتی خود راضی نبودند. ابعاد ارزیابی نتیجه گرا، شرح شغلی شفاف و آموزش گسترده به ترتیب با میانگین­های 17/4، 12/4 و 03/4 از 7 بیشترین امتیاز را در بین ابعاد مختلف کارکردهای منابع انسانی داشتند. ابعاد مختلف فرسودگی نشان داد که بیشترین مقدار میانگین مربوط به احساس عدم‌کفایت شخصی و مسخ شخصیت (72/4) بود. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین کارکردهای مدیریت منابع انسانی با فرسودگی شغلی ارتباط آماری معناداری با ضریب همبستگی 439/0- وجود دارد (05/0P<).
نتیجه‌گیری: با بهبود کارکردهای مدیریت منابع انسانی، فرسودگی شغلی به طور معناداری کاهش خواهد یافت.
حمید محمدی، شهرام توفیقی، مصطفی رجبی، حمیدرضا ایزدبخش، بهار حافظی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: دورنمای مراقبت­های بیمارستانی به سرعت در حال تغییر است. محرک­های عرضه و تقاضا در سیستم خدمات سلامت با تحول شدیدی روبرو است. بخش سلامت سازمان­ تأمین اجتماعی نیز با تعداد فزاینده بیماران به چالش کشیده است. این مطالعه به منظور کمک به این سازمان با هدف طراحی مدل علی مفهومی از تعامل عرضه و تقاضای مراقبت­های سلامت انجام شد.
مواد و روش­ها: این پژوهش یک نوع مطالعه کیفی است که در سال 1399 و ارائه مدل مفهومی در دو گام انجام شد. در گام اول، از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای استخراج عوامل مهم در عرضه و تقاضای خدمات سلامت در بیمارستان­های ملکی استفاده شد. در گام دوم، از رویکرد شبیه‌سازی سیستم استفاده و روابط بازخورد بین مسیرهای بیمار به بیمارستان و تأمین خدمات درمانی، ارائه شد.
نتایج: بر اساس فرضیه مطالعه به ترتیب، شیوع بیماری و تخصیص بودجه به عنوان شاخص نیاز پزشکی و تقاضای پزشکی مورد انتظار، به طور مثبتی بر مراجعات به بیمارستان­های سازمان تأمین اجتماعی تأثیر می­گذارد. بر این اساس چهار مدل فرعی جریان بیمار، بودجه مراقبت­های سلامت، کارکنان درمان (پزشک، پرستار ) و ظرفیت بیمارستان­ها استخراج شد.
نتیجه­گیری: بودجه­های درمانی اختصاص‌یافته به بیمارستان­ها برای بهبود امکانات درمانی و افزایش تعداد کارکنان، انتظارات مثبتی در مورداستفاده از خدمات بیمارستان­های ملکی در بیمه‌شده‌ها ایجاد کرده است. توجه به تأمین نیروی انسانی کافی (پزشک، پرستار ) و ظرفیت تخت با بودجه­ای که برای این سرویس هزینه می­شود، از شاخص­های بهبود کیفیت خدمات است.
سید محمد حسن صافی، محمد حسین صادقیان،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مهم‌ترین و مشکل‌ترین فرایند در هر سازمان ایجاد تحول در سازمان است چرا که امروزه سازمان‌ها بایستی با توجه به تغییرات محیط واکنش نشان دهند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر مدیریت تحول‌گرا در سازمان بر کیفیت زندگی کاری کارکنان بیمارستان شهدای تجریش تهران می‌باشد.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی تحلیلی بود که به صورت مقطعی در بیمارستان شهدای تجریش در سال 1399 انجام شد. ابزار جمع‌آوری پرسشنامه مدیریت تحول‌گرا (باس وآولیو) و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری (والتون 1973) بود. بر اساس فرمول کوکران تعداد 234 نفر از کارکنان بیمارستان شهدای تجریش تهران به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. پایایی و روایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی مورد تائید قرار گرفت. برای تجزیه‌وتحلیل داده­ها از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون معادلات ساختاری استفاده شد.
نتایج: یافته­ها نشان داد که مدیریت تحول‌گرا همبستگی مثبت و معناداری بر محیط کاری دارای ایمنی و بهداشت، فرصت رشد و امنیت، پرداخت منصفانه و کافی، قانون‌گرایی کارکنان، وابستگی اجتماعی، یکپارچگی و انسجام اجتماعی، توسعه‌ی قابلیت‌های انسانی و فضای کلی زندگی کاری دارد. علاوه بر این 92 درصد واریانس کیفیت زندگی کاری توسط مدل تحقیق تبیین می‌شود.
نتیجه­گیری: مدیران ارشد با توجه به تأیید تأثیر مدیریت تحول‌گرا بر توسعه قابلیت‌های انسانی برنامه‌های مناسبی را برای اجرای کیفیت زندگی کاری تنظیم و اجرا نمایند و شرایطی را فراهم آورند تا کارکنان در سازمان و کار خود لذت ببرند.
سوگل ساریخانی، امید خسروی زاده، بهمن احدی نژاد، محمدرضا محمدخانی، فاطمه وحدتی، رعنا سهیلی راد،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مدیریت از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند بر عملکرد سازمانی مانند بیمارستان تأثیر بگذارد. بنابراین بررسی سبک مدیریت به کار گرفته در بیمارستان‌ها می‌تواند راه گشای بسیاری از مسائل بیمارستان باشد. در این مطالعه سبک‌های مدیریتی به‌کارگرفته شده در مراکز آموزشی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بررسی و تعیین شده است.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، نمونه‌ای 411 نفری با استفاده از روش نمونه‌گیری سهمی تصادفی از جامعه 2265 نفری کارکنان شاغل در بیمارستان‌های دانشگاهی شهر قزوین انتخاب شد. داده‌های موردنیاز با استفاده از پرسشنامه معتبر سبک مدیریت کلارک و از طریق پیمایش ادراک کارکنان در سال 1399 گردآوری شدند. در نهایت اطلاعات به دست آمده در فضای نرم‌افزارهای استتا 15 و اس پی اس اس 16 مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: سبک دستوری بیشترین میانگین کل (22/3) و سبک واگذارکننده کمترین میانگین کل (87/2) را به دست آوردند. افراد، بیشترین فراوانی (42 درصد) را برای گویه‌های مربوط به سبک دستوری و کمترین فراوانی (25 درصد) را برای گویه‌های سبک واگذارکننده گزارش کردند. به‌ غیر از سبک دستوری، از نظر میزان به‌کارگیری سبک‌های مشارکتی و واگذارکننده، بین بیمارستان‌ها تفاوت معنادار وجود داشت.(05/0>p).
نتیجه‌گیری: در تمام بیمارستان‌های موردمطالعه مدیران بیشتر از سبک دستوری استفاده می‌کردند. پیشنهاد می‌شود از طریق برگزاری کارگاه‌های دوره‌ای، مدیران بیمارستان‌ها با تکنیک‌ها و مزایای سبک‌های مشارکتی و واگذارکننده آشنا شوند.
یوسف مسعودیان، قاسم رجبی واسوکلایی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

اهمیت نظام سلامت به عنوان زیربنای اساسی نظامات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... در همه گیری کووید19 بر تصمیم سازان، تصمیم گیران و سیاست گذاران مبرهن و آشکار شده است. از این رو با توجه به پویایی و تحول این حوزه و شرایطی که همه گیری کووید-19 به وجود آورده است؛ نقش مدیران بیمارستان ها به عنوان نقشی محوری در دستیابی به اهداف نظام سلامت و اداره مطلوب و موثر بیمارستان ها مهم شمرده می شود و نقشی تعیین کننده و جایگزین ناپذیری در موفقیت یا شکست راهبرد ها و برنامه های ملی و دانشگاهی دارند. در شرایط کنونی که کشور با تحریم اقتصادی روبرو است، رعایت عدالت در انتخاب، انتصاب و تغییرات مدیریتی  و به کارگیری شایسته و موثر مدیران بیمارستان ها می تواند راهبرد مقابله  ای اثر بخش با مشکلات و چالش های ناشی از آن که گریبان گیر نظام سلامت نیز است، باشد. می توان بیان کرد عواملی نظیر سبک رهبری و مدیریتی، فرهنگ سازمانی، مدیریت مطلوب کارکرد های مدیریت منابع انسانی و شناخت بستر های شایسته گزینی می تواند به ارتقاء عملکرد کمک نماید. [1]
مدیران بیمارستان ها باید شایستگی های خود را تقویت نمایند تا بتوانند در راستای ارتقا بهره وری فردی و سازمانی ایفای نقش کنند. تجربه نشان داده است که شایستگی هایی نظیر همگامی با سیاست های کلان و راهبرد های ترسیمی دولت، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دانشگاه ها؛ برخورداری از تحصیلات و دانش مرتبط با حوزه مدیریت و اقتصاد سلامت؛ قدرت برنامه ریزی راهبردی و عملیاتی؛ توانایی مدیریت بحران و حوادث غیر قابل پیش بینی؛ وجود تعهد فردی و سازمانی در ویژگی فردی و شخصیتی؛ حق مداری و اجرای عدالت در تصمیمات، سیاست گذاری ها و برنامه های مدیریتی- اجرایی؛ برخورداری از بینش سیاسی و اجتماعی؛ توانایی تفکر تحلیلی و سیستمی؛ توانایی ایجاد تغییر، خلاقیت و نوآوری؛ بهره مندی از مهارت آینده نگری؛ برخورداری از قدرت تصمیم گیری و رهبری افراد؛ مهارت شبکه سازی و مدیریت زمان؛ توجه به عدم تعارض منافع؛ توانایی اقناع سازی و رفع تعارض؛ روزآمدی و برخورداری از مهارت کار با فناوری و تکنولوژی؛ بهره مندی از ویژگی پاسخگویی فردی و سازمانی؛ مهارت مالی، بیمه ای، بودجه ریزی و اقتصاد سلامت و همچنین خلق و صیانت از منابع مالی؛ توانایی و دانش اعتبار بخشی، نظارت و ارزیابی عملکرد؛ آشنا به مسائل عمرانی و مدیریت منابع فیزیکی می تواند مبنای انتصاب و انتخاب مدیران بیمارستان ها باشد. اساسا تغییر نگرش سیاستگذاران و مجریان به کاربرد این شایستگی ها در انتخاب مدیران در ارائه خدمات مطلوب به مردم در راستای افزایش پاسخگویی، ایجاد فراهمی و دسترسی عادلانه به خدمات و حفاظت مالی از گیرندگان خدمت پیشنهاد می گردد تا در شرایط  کنونی که کشور با مشکلات اقتصادی عدیده ای روبرو است، اختلالی در روند ارائه خدمات صورت نپذیرد.
 
[1] Sarshar E, Samiee R. present a meritocratic process model in administrative system with human resources improvement approach at Golestan University of Medical Sciences. Career and Organizational Counseling. 2020;12(43):199-216.

سید هادی حسینی، سید محمد هادی موسوی، مصطفی اسماعیلی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده

مقدمه: بیمارستان‌ها به دلیل ماهیت پیچیده محل تعارضات بوده و الزام به داشتن هوش هیجانی برای مدیریت اثربخش آن مطرح می‌باشد؛ یافته‌های متناقضی در همبستگی ویژگی‌های فردی با هوش هیجانی و مدیریت تعارض وجود دارد، لذا این مطالعه با هدف بررسی دقیق همبستگی این موارد در بین مدیران رده‌های مختلف بیمارستانی به انجام رسید.
مواد و روش‌ها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1398 در میان 100 نفر از مدیران ارشد و میانی 8 بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران با پرسشنامه سه‌قسمتی: ویژگی‌های فردی، هوش هیجانی و راهبردهای مدیریت تعارض به انجام رسید. جهت تحلیل نتایج از 20SPSS و آزمون‌های پیرسون، t و آنالیز واریانس استفاده گردید.
نتایج: میان حیطه‌های هوش هیجانی با حیطه راهبرد راه‌حل گرایی مدیریت تعارض رابطه معنادار مستقیم مشاهده شد (001/0 <). همچنین همبستگی معنادار مستقیم میان: سن، وضعیت تا هل، رشته تحصیلی، پست سازمانی، سابقه کار و سابقه کار در پست مدیریتی با هوش هیجانی مشاهده گردید و میان راهبردهای عدم مقابله و راه‌حل گرایی به ترتیب با سن و سابقه کار روابط مستقیم و معنادار برقرار بود. (05 /0 <)
نتیجه‌گیری: لازم است برای ارتقای هوش هیجانی و بهبود مدیریت تعارض در بیمارستان‌ها اقدام مقتضی صورت پذیرد و با توجه به روابط معنادار و مستقیم مشاهده شده می‌توان به ویژگی‌های فردی مرتبط با هوش هیجانی و مدیریت تعارض برای گزینش مدیران مربوطه توجه نمود.
راحله پنجه کوبی، فرزاد فیروزی جهانتیغ،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: با بالا رفتن دشواری‌ها، سطح عدم اطمینان و خطر موجود در زنجیره‌تأمین افزایش می‌یابد. دارو یک محصول راهبردی است و به صورت مستقیم با سلامتی جامعه ارتباط دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی عوامل خطرزنجیره‌تامین دارویی با روش‌های هوش مصنوعی انجام شده است.
مواد و روش‌‌ها: با مرور متون و مصاحبه با 6 نفر از کارشناسان خبره که دارای مدرک تحصیلی کارشناسی‌ارشد و دکتری تخصصی بودند و تجربه‌ای بین 7 تا 15 سال در زمینه خطر و زنجیره‌تامین دارو داشتند، عوامل خطر شناسایی شدند. در نهایت با استفاده از شبکه‌های عصبی پرسپترون چندلایه و ماشین‌های بردار پشتیبان با توابع کرنل‌خطی، چندجمله‌ای و پایه‌شعاعی در دو کلاس کم‌خطر و پرخطر در نرم‌افزار پایتون طبقه‌بندی گردیدند.
نتایج: 22عامل در 5 دسته دارایی، شبکه حمل و نقل، دولت و بازار، راهبردی و تهیه و تامین‌کننده شناسایی و با استفاده از شبکه‌های عصبی طبقه‌بندی شدند. تغییرات بهره و تورم، تغییرات نرخ‌ارز، عدم انعطاف‌پذیری در تولید و اختلال در خدمات مشتری به ترتیب بیشترین اهمیت را در خطرهای زنجیره‌ تامین دارو دارند. نتایج معیارهای ارزیابی نشان داد، مدل پرسپترون چندلایه عملکرد بهتری نسبت به ماشین‌های بردار پشتیبان با توابع کرنل‌خطی، چندجمله‌ای و پایه‌شعاعی داشته است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که شبکه‌های عصبی مصنوعی قادر به طبقه‌بندی عوامل خطر زنجیره‌تامین دارو با دقت قابل قبولی هستند. در نتیجه طبقه‌بندی عوامل خطر با دقت 07/97% نشان‌دهنده توانایی بالای شبکه پرسپترون چندلایه در ارزیابی خطر زنجیره تامین دارو است.

شیما خسروی، ملیکه بهشتی فر، امین نیک پور،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هد ف: تغییر و نوآوری برای کسب مزیت رقابتی در نظام سلامت منجر به تداوم و استمرار فعالیت سازمان‌ها در حوزه بهداشت و درمان خواهد شد؛ بنابراین جهت‌گیری کارآفرینانه مدیران برای پیشبرد اهداف سازمانی در صنعت متلاطم بهداشت و درمان از الزامات اهداف اجرایی مدیران سرمایه انسانی است.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه با مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته به شناسایی پیش برنده‌ها و مداخله‌گرها در عامل کارآفرینی سازمانی جهت طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی کارآفرینانه پرداخته و با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. جامعه پژوهش را مدیران پایه و میانی در حوزه سلامت تشکیل می‌دهند که از این میان 20 نفر با روش نمونه‌گیری گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند.
 یافته‌ها: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که سازمان‌ها در حوزه بهداشت و درمان با تأثیرپذیری از سوی سه عامل مدیران، کارکنان و محیط سازمان، متغیر کارآفرینی سازمانی را در مدیریت سرمایه انسانی تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. در خصوص مداخله‌گرها یا موانع، عامل کارکنان و در خصوص پیش برنده‌ها عامل مدیران، بیشترین تعداد کدها (واحد معنا) را به لحاظ فراوانی به خود اختصاص داده‌اند.
نتیجه‌گیری: مدیران سرمایه انسانی در حوزه سلامت با ایجاد زمینه لازم در تقویت عوامل پیش برنده و فائق آمدن بر عوامل مداخله‌گر کارآفرینی سازمانی در جزءبه‌جزء فرآیندها و راهبردهای مدیریتی خود، عملکرد مطلوب کارکنان صف و ستاد را قوام بخشیده و به‌تبع آن نقش بسزایی در تأمین سلامت آحاد جامعه ایفا می‌نمایند.
مرضیه خراسانی گرده کوهی، سید محمود طاهری، محمد علی چراغی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: شناسایی صلاحیت­ها، مبانی بسیار بااهمیتی برای طراحی یک برنامه جانشین­پروری و مدیریت کارآمد منابع انسانی است. بررسی­ها نشان می­دهد این امر مهم با استفاده از مدل صلاحیت در سطح مدیران میانی مغفول واقع‌شده است. روش­های مبتنی بر منطق فازی امکان صورت­بندی ریاضی مفاهیم مبهم، همچون صلاحیت را فراهم می­نماید؛ مطالعه حاضر باهدف طراحی مدل صلاحیت مدیران میانی پرستاری با استفاده از دلفی فازی در نیمه دوم 1399 انجام شد.
روش کار: مطالعه ازنظر هدف، کاربردی و از نوع مطالعات مدیریت سیستم بهداشتی بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مدیران خدمات پرستاری (مترون­ها) بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. روش نمونه­گیری سرشماری و نمونه­های پژوهش، شامل 14 نفر از مدیران خدمات پرستاری (خبرگان) بودند. پس از بررسی متون، مدل مفهومی اولیه ­ طراحی شد. در گام اول مطالعه جهت دریافت نظرات خبرگان مبنی بر تأیید سطح­بندی مدل از فرم نظرخواهی استفاده شد. در گام دوم شاخص­ها، به روش دلفی فازی غربالگری شدند.
نتایج: تمامی شرکت­کنندگان خانم و 9 نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد بودند. میزان موافقت خبرگان با سطح­بندی مدل، 90 درصد بود که دلالت بر تأیید آن داشت. در روش دلفی فازی، شاخص­ها با مقادیر قطعی بالاتر از 7/0 توسط خبرگان تأیید شد. مدل طراحی‌شده مشتمل بر 3 بُعد فنی، ارتباطی، ادراکی، 6 مؤلفه، 14 شاخص و 28 زیر شاخص بود.
نتیجه­گیری: این مطالعه نشان داد معیارهای لازم جهت انتخاب مدیران میانی پرستاری، ابعاد یا حیطه­های مختلف صلاحیت­ ازجمله فنی، ارتباطی و ادراکی را شامل می­شوند. مدیران ارشد می­توانند جهت دستیابی به طرح­ریزی مناسب برای برنامه جانشین­پروری از نتایج این تحقیق استفاده نمایند.
سراج الدین گری، سعید بینات،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

سردبیر محترم
ارائه خـدمات تمام سازمان‌های حوزه سلامت نیازمند یک سیسـتم هدفمند و ناظر بر کیفیت خدمات است. در صنایع مختلف، اعتباربخشی به عنوان نماد کیفیت شناخته می‌شود که از طریق آن، سازمان به استانداردهای عملکردی مشخصی دست می‌یابد و فرصتی برای سازمان مهیا می‌شود که عملیات خود را در برابر استانداردهای ملی یا بین المللی ارتقا دهد[1].
با عنایت به تأثیر مدیران اجرایی هر سازمان در اداره و اخذ تصمیم‌گیری‌های سازمانی، مدیران و دیدگاه اجرایی آنان به استانداردها، نقش به‌سزایی در روند اجرایی این فرآیند خواهد داشت. لذا در بخشی از مطالعه‌ای که با هدف «تدوین چارچوب اعتباربخش برای درمانگاه‌های مستقل نظامی» انجام شد[2]، پس از انتخاب اولیه 95 استاندارد از طریق مرور نظامند، لازم بود تا نظرات مدیران باسابقه کاری مرتبط (میانگین سابقه کار 14.5 سال) در خصوص ضرورت هر یک از استانداردها اخذ گردد. همه افراد مشارکت کننده در این قسمت، مدیران ستادی یا مدیران ارشد درمانگاه‌های مستقل نظامی بودند.
از میان 95 گویه 57 گویه مورد توافق متخصصین قرار گرفت. تیم پژوهشگر گویه‌های «تایید نشده» را نیز مورد بررسی قرار دادند. با وجود اینکه هدف از مطالعه و فلسفه اعتباربخشی به صراحت برای افراد مشارکت کننده شرح داده شده بود ولی با این حال استانداردهایی در نظرخواهی رد شده بودند که به مقولات مهم و ارزشمندی مانند آموزش و بررسی وضعیت سلامت افراد تحت پوشش درمانگاه‌ها اشاره داشتند. از گویه‌های حذف شده می‌توان به این موارد اشاره کرد. «در درمانگاه در بازه‌های زمانی مختلف کلاس‌های آموزشی متناسب با بیماری‌های شایع منطقه برای بیماران مزمن و دائمی‌برگزار می‌گردد.»؛ «درمانگاه گزارش بیماری‌های واگیر و غیر واگیر مشخص‌شده توسط سازمان‌های بالادست را به‌موقع گزارش می‌کند.»؛ «در درمانگاه بسته‌های آموزشی عمومی‌متناسب با تخصص‌های موجود و بیماری‌های شایع منطقه تهیه‌شده است (تصاویر، پمفلت،....).» و «شواهد نشان می‌دهد که اطلاعات مربوط به کیفیت و ایمنی بیمار در این درمانگاه ثبت، تحلیل و در اختیار مسئولین مربوطه قرار گرفته و برای بهبود مستمر استفاده می‌شود.»
به طور کلی، تئوری‌های مربوط به عملکرد سازمان‌ها که مبتنی بر «رویکرد سازمان محور» هستند تأیید می‌کنند که ویژگی‌ها و نگاه افراد در خطوط تولید مختلف و یا سازمان‌های مختلف می‌تواند بر میزان و کیفیت تولید سازمان اثرگذار باشد[3]. به عبارت دیگر این گروه از مطالعات بیان می‌کنند که سازمان‌های مشابه با مدیران متفاوت می‌توانند نتایج متفاوت به دست آورند که ناشی از ویژگی‌های فکری و شخصی مدیران است.
نتایج مطالعه ما نشان داد که توافق افراد در مورد استانداردهایی که برای ارتقا و سلامت‌محوری جامعه تحت پوشش مهم هستند پایین است و این یعنی از نظر این افراد این استانداردها اهمیت کم تری ‌دارند. در حالی که مجموعه اقدامات این مدیران در مراکز خود، سمت و سوی خدمات مراکز درمانی تحت مدیریت آن‌ها را مشخص می‌کند 4 و ترکیب این دو در بلند مدت می‌تواند سلامت افراد تحت پوشش مراکز را تحت تأثیر قرار دهد.
تأمین منابع کشور در حال و آینده منوط به پیاده سازی طرح‌ها و برنامه‌های دقیق راهبردی بر اساس یک دوراندیشی، آینده‌نگری و روشن‌بینی عمیق است*. به طور خلاصه اگر استراتژی کلان یک سازمان سلامت محور شدن اقدامات مراکز وابسته ‌باشد، لازم است تا دیدگاه مدیران میانی به واسطه آموزش‌های لازم تصحیح گردد و بدین وسیله سلامت افراد تحت پوشش ارتقا یابد.
 
[1] Safdari, R. and Z. Meidani (2007). "Health Services Accreditation Standards for information management in Canada, New Zealand and USA: a comparative study." Qazvin Uni Med Sci 11(1): 73-78.
[2] Gray, S. and S. Bayyenat (2021). "Accreditation framework for military independent clinical centers in Iran." Hospital 19(4): 65-76.
[3] Bloom, N., & Van Reenen, J. (2007). Measuring and explaining management practices across firms and countries. The quarterly journal of Economics, 122(4), 1351-1408.
* مهدیان و ترکاشوند. (1399). تبیینِ نظام‌مندِ اندیشه‌ی دفاعی مقام معظم فرماندهی کل قوا (حفظ‌الله تعالی). فصلنامه مدیریت نظامی, 20(80), 1-30

الهه عیشی، امید خسروی زاده، آیسا ملکی، بهمن احدی نژاد،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه: مدیریت هزینه‌ها مهم‌ترین عامل مؤثر بر عملکرد اقتصادی بیمارستان است. مدیریت خوب هزینه‌ها در کوتاه‌مدت باعث ثبات و تعادل تراز عملیاتی بیمارستان شده و بیمارستان را از نظر نقدینگی ایمن می‌کند. همچنین مدیریت خوب هزینه‌ها در بلندمدت باعث می‌شود که بیمارستان از نظر مالی باثبات باشد. با توجه به موارد ذکر شده و افزایش روزافزون هزینه‌های بیمارستانی مطالعه حاضر با هدف شناخت و بررسی عوامل، پیشران‌ها و موانع بهبود مدیریت هزینه انجام شده است.
 مواد و روش‌ها: این مرور نظام‌مند در سال 2020 انجام شده است. داده‌ها با جستجوی کلیدواژه‌ها در پایگاه‌های داده‌ای Google scholar, PubMed, Scopus, Web of Science, Science direct, Magiran, SID و Irandoc از 2007 تا 2020 جمع‌آوری شده است. دسته‌بندی نتایج مطالعات با بحث و بررسی پژوهشگران انجام گرفت.
 نتایج: همه مؤلفه‌های شناسایی شده و استخراج شده از مقالات برای بهبود مدیریت هزینه‌های بیمارستانی در چهار بُعد (عوامل افزایش دهنده، پیش‌نیازها، موانع و راهکارها) تقسیم‌بندی شدند.
نتیجه‌گیری: مرور نتایج هر یک از مطالعات بیانگر اهمیت هر یک از مؤلفه‌ها در مدیریت، بهبود و کنترل هزینه‌های بیمارستانی بود. در این خصوص سیاست‌گذاران در سطح تصمیم‌گیری و مدیران در سطح اجرایی باید به مؤلفه‌ها و ابعاد تأثیرگذار بر کنترل و بهبود هزینه‌های بیمارستانی با توجه به ساختار، فرآیند و پیامدهای مورد انتظار، توجه کرده و سپس در خصوص اجرایی شدن آن‌ها تصمیم لازم را بگیرند.
آزاده صبح خیز کوزه کنان، زهرا حاجی انزهائی، فریده اشرف گنجوئی، محمدحسین پورغریب شاهی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه مراقبت‌های بیمارستانی، با تکیه بر سامانه پرونده سلامت، بیش از پیش موردتوجه قرارگرفته اند. با توجه به وجود تنوع داده در این سامانه‌ها، طراحی مدل مفهومی و منطقی استاندارد توسط ارائه‌دهندگان خدمات، نقش مهمی در موفقیت آن‌ها خواهد داشت. لذا این پژوهش باهدف طراحی مدل منطقی داده سامانه مدیریت اطلاعات بیمارستانی ورزشکاران بر اساس استانداردهای بین‌المللی انجام شد.
مواد و روش‌ها: طراحی مدل منطقی سامانه اطلاعات بیمارستانی ورزشکاران کشور ایران بر اساس موجودیت‌ها و مؤلفه‌های اصلی سیستم پس از مقایسه کشورهای منتخب، بررسی اولیه نیازمندی‌های ذینفعان، مجموعه داده اعتبارسنجی شده توسط خبرگان و اعتبار سنجی مدل مفهومی انجام شد و دیاگرام‌ها ترسیم شد. جلسه با حضور خبرگان برای اعتبارسنجی مدل منطقی پیشنهادی برگزار شد. اصلاحات پیشنهادی در جلسه مورد بحث قرار گرفت و انجام شد، توافق جمعی در مورد مدل منطقی ارائه شده حاصل و اعتبار مدل به تائید رسید.
نتایج: فعالیت‌های ورود، تغییر کلمه عبور، رزرو نوبت معاینه، ثبت اطلاعات ورزشکار، ثبت معاینه، ثبت نتایج آزمایش، فعالیت ثبت اطلاعات واکسیناسیون، ثبت یادآور سلامت، ثبت اطلاعات سلامت به عنوان دیاگرام‌های اصلی این سامانه تعیین گردید.
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد بر اساس یافته‌ها، دسترسی فرد به اطلاعات پزشکی ورزشی، نکته کلیدی است و فرد می‌تواند در یک درمان بیمارمحور، نیازهای سلامت مرتبط با خود را مشاهده و دریافت نماید.

ابراهیم جعفری پویان، مریم بابایی آقبلاغ، فرنوش عزیزی، آیدا اصغری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

مدیریت یکی از ارکان مهم در جهت دستیابی به اهداف نظام سلامت است که همانند سایر حوزه‌ها نیازمند افرادی متخصص است. ایجاد یک ساختار کارآمد برای شناسایی، به‌کارگیری، آموزش، ارتقا، نظارت و ارزشیابی عملکرد مدیران می‌تواند به تخصصی شدن مدیریت در این حوزه کمک نماید و تا حدود زیادی از روندهای انتخاب غیرتخصصی و اعمال سلیقه شخصی جلوگیری کند. مدیران حوزه سلامت به فراخور سطح مدیریتی که در آن ایفای نقش می‌کنند باید شایستگی‌ها و ویژگی‌های مناسب آن سطح را داشته باشند و این مهم از طریق نظام‌مند شدن فرایندها حاصل می‌شود. کشورهای پیشرو در حوزه سلامت دارای ساختارهای می‌باشند که افرادی متخصص در حوزه مدیریت به صورت سیستمی در جایگاه مدیریت قرار گرفته و به سطوح بالاتر ارتقا می‌یابند. هر جامعه‌ای می‌تواند از تجارب کشورهای پیشرو استفاده کرده و متناسب با بستر اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود، ساختار مناسب نظام سلامت خود را طراحی نماید تا به اهداف نظام سلامت دست یابد.
نوشین کهن، فاطمه کشمیری، روح اله عسکری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: انتظار می‌رود دانش‌آموختگان مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، شایستگی‌های لازم را جهت ایفای پست‌های مختلف مدیریتی و اداری داشته باشند. این مطالعه با هدف طراحی و تدوین چهارچوب ارزشیابی دانشجویان بر اساس استانداردهای آموزشی در دوره کارآموزی، انجام پذیرفته است.
مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر در چهار فاز انجام شده است: در فاز اول به منظور شناسایی مشکل و نیازسنجی، به بررسی کوریکولوم و سرفصل‌های موجود و همچنین مطالعات انجام شده در این زمینه پرداخته شده است. در فاز دوم، از دیدگاه ذینفعان به‌منظور تکمیل و اصلاح چهارچوب اولیه استفاده شده است. در فاز سوم، کاربرگ های ثبت فعالیت‌های یادگیری کارآموزی برای دانشجویان تهیه و چک‌لیستی از اهداف آموزشی و یادگیری، مهارت‌های فردی و مدیریتی و مهارت‌های توسعه صلاحیت‌های حرفه‌ای تدوین شده است؛ و در نهایت از پانل تخصصی برای تعیین نوع آزمون‌های تکوینی و پایانی استفاده شده است.
نتایج: مشکلات و چالش‌های کارآموزی‌ها در 4 حیطه قابل بررسی می‌باشد: برنامه‌ریزی نامناسب دوره، دانشکده، گروه - اساتید و بیمارستان. در طراحی ابزار ارزشیابی نیز، 9 معیار مدنظر قرار گرفته است؛ و از آزمون‌های طراحی شده در چهارچوب تدوینی به عنوان آزمون‌های تکوینی و از آزمون‌های استدلالی به عنوان آزمون‌های پایانی استفاده شده است.
نتیجه‌گیری: چهارچوب تدوین شده می‌تواند به‌عنوان ابزاری معتبر و جامع برای ارزیابی صلاحیت و توانمندی‌های عملی دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در طول دوره کارآموزی مورد استفاده قرار گیرد.
روح اله حسینی، انیس جوانمرد،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: تحقق اهداف و توسعه خدمات بیمارستان منوط به شایستگی و مدیریت بهینه است. مدیرانی شایسته خواهند بود که بتوانند در ایفای نقش‌های مدیریتی موفق عمل کنند. ایفای نقش‌ها، مدیریت را در جهت کارآمدی، اداره و راهبری بهینه بیمارستان پشتیبانی می‌کند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی و اولویت‌بندی نقش‌های مدیریت در بیمارستان از دیدگاه صاحب‌نظران است.
مواد و روش­ها: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از رویکرد توصیفی تحلیلی برخوردار است. نمونه آماری پژوهش، شامل 65 نفر از صاحب‌نظران بیمارستان امام خمینی (ره) الشتر بودند که بر اساس روش نمونه‌گیری گلوله ‌برفی و انتخابی شناسایی شدند. در این مطالعه از پرسشنامه ماتریسی خودساخته که روایی آن از منظر خبرگان تائید شده است برای گرداوری داده‌ها استفاده شد. جهت تحلیل داده‌ها از تکنیک تاپسیس استفاده شد. در این مطالعه پنج معیار و سه نقش اصلی که شامل 10 نقش فرعی می‌باشند شناسایی شد.
نتایج: تحلیل داده‌ها نشان داد که ارتقای تعهد سازمانی با درصد اهمیت (%2/23) با اهمیت‌ترین معیار و سپس معیارهای بهبود سازمانی (%9/20)، هماهنگی و انسجام (%4/19)، ارتقای انگیزه شغلی کارکنان (%7/18) و ارتقای بهره‌وری عملکرد (%4/18) به ترتیب به عنوان شاخص‌های مؤثر در رتبه‌بندی قرار دارند. همچنین نقش فرعی ناظر تحلیل‌گر (926/0) به‌عنوان مهم‌ترین نقش در بین نقش‌های فرعی مدیریت در بیمارستان معرفی شد.
نتیجه­گیری: با توجه به اینکه نقش تصمیم‌گیری مهم‌ترین نقش معرفی شد و همچنین تبعات تصمیمات بر حال و آینده بیمارستان، لازم است مدیریت بیمارستان در ایفای نقش تصمیم‌گیری به منظور اتخاذ تصمیمات بهینه توجه و اهمیت بیشتری معطوف نماید.
بهروز رحیمی، سید مهدی جلالی، حامد نظرپور کاشانی،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

مقدمهتوزیع عادلانه جغرافیایی اقدامات نظام سلامت با هدف افزایش کیفیت و کارایی اقتصادی، یکی از اجزای مهم دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی می‌باشد. تبیین عوامل زمینه‌ای، فرآیندی و پیامدی بازاریابی سلامت در ایران از اهداف مطالعه حاضر می‌باشد.
مواد و روش‌هاپژوهش حاضر به صورت کیفی انجام شد. روش نمونه‌گیری در این مطالعه هدفمند بود که در نهایت 51 نفر از افراد خبره در این مطالعه شرکت نمودند. داده‌های مطالعه نیز به روش تحلیل محتوا مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند.
نتایج: یافته‌های این مطالعه در بخش‌های شرایط علی؛ مؤلفه‌های زیربنایی؛ راهبردها؛ عوامل زمینه‌ای؛ عوامل مداخله‌گر و پیامدهای استقرار گروه‌بندی شدند.
نتیجه‌گیریبرخورداری از الگوی مطلوب بازاریابی سلامت امکان جذب درآمد کافی را برای عرضه‌کنندگان خدمات فراهم سازند تا آن‌ها انگیزه کافی برای ارائه خدمات باکیفیت مطلوب را داشته باشند. جذب درآمد کافی علاوه بر تضمین کیفیت خدمات برای گیرندگان خدمت رضایت آن‌ها را نیز از نظام سلامت به دنبال خواهد داشت و به تداوم عرضه خدمات مطلوب خواهد انجامید.


ساناز زرگر بالای جمع، نادر مرکزی مقدم، حسام الدین شریف نیا، مهرداد خوشیان،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: تصویربرداری پزشکی به دلیل استفاده از تکنولوژی برتر، پرسنل متخصص و رعایت مقررات حفاظتی خاص، یکی از گران­ترین بخش‌های بیمارستان است که تأثیر مستقیمی در تشخیص و درمان بیماری‌ها دارد. هزینه­یابی بر مبنای فعالیت زمانگرا با ایجاد نمای کلی از فعالیت‌های بیمارستان، امکان شناسایی هزینه­ها و مدیریت منابع را با کمترین هزینه و با دقت و سهولت بیشتر فراهم می‌کند. هدف این مطالعه بررسی هزینه تمام شده خدمات و ظرفیت بلااستفاده منابع جهت استفاده مدیران بیمارستان در راهکارهای مدیریت مالی می‌باشد.
مواد و روش‌ها: این مطالعه توصیفی و گذشته‌نگر بر روی آمار و داده‌های حسابداری یک بیمارستان عمومی شهر تهران در سال 1398 انجام شد که با توجه به امکان استفاده از نتایج در مدیریت مالی و مصرف منابع در دسته مطالعات کاربردی قرار می‌گیرد. روش گردآوری داده‌ها شامل بررسی اسناد و صورت‌های مالی و زمان‌سنجی کلیه فعالیت‌های بخش تصویربرداری و محاسبات بروش هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت زمانگرا، با استفاده از نرم‌افزار اکسل و با حذف هزینه منابع بلاستفاده انجام شد.
نتایج: در این مطالعه هزینه تمام شده عمدتاً کمتر از تعرفه مصوب بوده و مؤلفه‌های اصلی آن شامل 34 درصد نیروی انسانی، 23 درصد سربار، 22 درصد تجهیزات و 15 درصد مواد مصرفی بود. یافته­ها نشان داد که تنها 58 درصد مخارج تأمین منابع در تعیین هزینه تمام شده خدمات نقش داشته است.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد کاهش ظرفیت بلااستفاده منابع و اصلاح سازمان می‌تواند موجب کاهش هزینه تمام شده خدمات، سودآوری و استفاده بهینه از منابع در جهت افزایش کیفیت خدمات بیمارستانی گردد.
امیر فاضل، بهنام کرمشاهی، آزین هرندی،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه بکارگیری تکنیک‌های حسابداری مدیریت راهبردی در فضای سازمان‌ها به سرعت در حال گسترش می‌باشند. با این وجود پیاده‌سازی این تکنیک‌ها و بررسی متغیرهای تأثیرگذار بر آن‌ها در بیمارستان‌ها ناشناخته باقی‌مانده است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر شبکه سازی حسابداران بر بکارگیری تکنیک‌های حسابداری مدیریت راهبردی با توجه به نقش سیستم‌های اطلاعات بیمارستانی و فرهنگ سازمانی است.
مواد و روش‌ها: این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی است. ابزار پژوهش پرسشنامه‌ای 43 سؤالی است که روایی و پایایی آن مورد تائید قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق، کلیه کارکنان و حسابداران بخش مالی و حسابداری بیمارستان‌های شهر کرمان است که تعداد این افراد 141 نفر به دست آمد. از سرشماری برای تکمیل پرسشنامه استفاده شد که نهایتا تعداد 139 پرسشنامه برگشت شد. به منظور آزمون الگوی تحقیق، از مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار Smart PLS 3 استفاده شد.
نتایج: شاخص‌های آماری برازش مناسب مدل (738/0GOF=) را تائید نمودند. شبکه سازی حسابداران، سیستم اطلاعات بیمارستانی و فرهنگ نتیجه گرا تأثیر مثبت بر بکارگیری تکنیک‌های حسابداری مدیریت راهبردی دارند، اما فرهنگ نوآورانه هیچ‌گونه تأثیری ندارد. همچنین سیستم اطلاعات بیمارستانی و فرهنگ نتیجه گرا بر رابطه بین شبکه سازی حسابداران و پیاده سازی تکنیک‌های حسابداری مدیریت راهبردی دارای اثر تعدیلی مثبت بوده، اما فرهنگ نوآورانه هیچ‌گونه اثر تعدیلی بر این رابطه ندارد.
نتیجه‌گیری: این پژوهش به گسترش تکنیک‌های حسابداری مدیریت راهبردی در بیمارستان کمک نموده و اهمیت عوامل اثرگذار بر آن را روشن می سازد. بیمارستان‌ها بایستی این تکنیک‌ها را به کارگیرند و در عین حال به عوامل تأثیرگذار بر آن نیز توجه کافی نمایند.


صفحه 4 از 5     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb