42 نتیجه برای راد
مبین سخنور، دکتر علی محمد مصدق راد،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: فرهنگ سازمانی نقش بسزایی در بهرهوری بیمارستانها دارد. موفقیت یا شکست برنامهها و استراتژیهای تغییر سازمانی تا حدود زیادی به فرهنگ سازمانی بستگی دارد. این مطالعه با هدف شناسایی نوع فرهنگ سازمانی بیمارستانهای شهر تهران در سال 139۳ انجام شد.
مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی- تحلیلی در 18 بیمارستان دولتی، خصوصی و تأمین اجتماعی شهر تهران انجام شد که به صورت سهمیه ای- تصادفی از میان 114 بیمارستان شهر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته شامل هشت بعد و 32 سوال استفاده شد که به صورت تصادفی طبقهبندی شده در اختیار 696 نفر از کارکنان رستههای اداری، پشتیبانی، تشخیصی و درمانی بیمارستان قرار گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 و با آزمونهای آماری تحلیلی نظیر اسپیرمن، مان ویتنی و کروسکال والیس انجام شد.
نتایج: میانگین امتیاز فرهنگ سازمانی بیمارستانهای شهر تهران برابر با 62/3 از شش امتیاز بود (فرهنگ متوسط). بین فرهنگ سازمانی و نوع مالکیت بیمارستانها ارتباط آماری معنیدار وجود داشت (002/0=p). میانگین امتیاز فرهنگ سازمانی به ترتیب در بیمارستانهای تأمین اجتماعی و خصوصی بیشتر بود.بعد توجه به جزئیات در بیمارستانهای دولتی و تأمین اجتماعی بیشترین امتیاز و بعد مشتری مداری در بیمارستانهای خصوصی بیشترین امتیاز را کسب کرده بود. بیشترین و کمترین میانگین امتیاز فرهنگ سازمانی به ترتیب مربوط به بخشهای اداری و پشتیبانی بیمارستانها بود.
نتیجهگیری: فرهنگ سازمانی در بیمارستانهای شهر تهران در حد متوسط ارزیابی شد. بنابراین، پیشنهاد میشود که مدیران بیمارستانها با استفاده از برنامههای مهندسی فرهنگ سازمانی به منظور افزایش بهرهوری سازمانهای خود، فرهنگ سازمانی به ویژه ابعاد انسجام، کار گروهی و خلاقیت سازمانی آن را ارتقا دهند.
دکتر ابراهیم جعفری پویان، دکتر گلرخ عتیقه چیان، آمنه سرادار،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستانها به دلیل ماهیت کاری خود مستقیماً تحت تأثیر حوادث و بحرانها قرار دارند که ارائۀ خدمات در آنها تنها با پرسنل آگاه که توانایی و اعتماد بنفس لازم برای مواجهه با بحرانها را داشته باشند امکانپذیر است. هدف از این پژوهش تعیین خودکارآمدی مدیران ارشد بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقابله با حوادث و بلایا بود.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی و کاربردی بود که در سال 1394 در کلیه بیمارستان های دولتی وابسته و خصوصی تحت نظارت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت. جامعه پژوهش تمامی مدیران ارشد بیمارستان ها بودند و داده ها از طریق پرسشنامه ای محقق ساخته که از نظر روایی و پایایی تأیید شده بود، جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد.
نتایج: سطح خودکارآمدی مدیران ارشد بیمارستانها در مواجهه با بحرانها در حد متوسط ارزیابی شد (101 از 130) که در بین مردان متاهل با سابقه حضور در شرایط بحرانی بیشتر بود. همچنین در بین مدیران اورژانس و مسن تر نیز تا حدی (بطور حاشیه ای) بالاتر بود. با این وجود، متغیرهایی همچون سابقۀ شرکت در دوره های آموزشی مدیریت بحران و عضویت در سیستم فرماندهی رابطه ای با خودکارآمدی نشان نداد.
نتیجه گیری: با توجه به ارتباط خودکارآمدی افراد با سن و سابقه حضور در شرایط بحرانی، بهنظر می رسد باید در انتخاب افراد برای این نوع شرایط به این متغیرها دقت بیشتری لحاظ گردد. همچنین، دارا بودن تجارب موفق در ادارۀ موقعیت های چالش برانگیز باعث ارتقاء سطح خودکارآمدی مدیران می گردد. از این رو، استفاده از روشهایی همچون شبیه سازی و یا انجام مانورها می تواند به آشنا ساختن مدیران با شرایط احتمالی در هنگام وقوع سوانح کمک شایانی نماید.
دکتر علی محمد مصدق راد، عرفان شکیبایی،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی استراتژی مناسبی برای بهبود کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات بیمارستانی است. سیستم اعتباربخشی بیمارستانی ایران به صورت دولتی و اجباری از سال 1391 شروع شد. هدف این پژوهش تعیین پیش نیازهای اجرای اعتباربخشی در بیمارستانهای استان تهران بود.
مواد و روشها: این مطالعه در سال 1395 با روش کیفی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختار یافته با 72 نفر از مدیران سطوح مختلف 15 بیمارستان دانشگاهی، خصوصی، تأمین اجتماعی، نظامی و خیریه استان تهران انجام شد. بیمارستانها به صورت هدفمند از بین بیمارستانهای استان تهران انتخاب شدند. تحلیل دادهها به روش تحلیل محتوایی انجام شد.
نتایج: پایلوت اجرایی استانداردهای اعتباربخشی قبل از ابلاغ به بیمارستانها، آموزش مدیران و کارکنان در زمینه اجرای استانداردهای اعتباربخشی، تأمین منابع مورد نیاز برای اجرای اعتباربخشی، اختصاص زمان کافی و در نظر گرفتن مکانیزمهای انگیزشی برای اجرای استانداردهای اعتباربخشی در بیمارستانها از پیش نیازهای اصلی اعتباربخشی بیمارستانی است. عدم تأمین این الزامات و پیش نیازها منجر به بروز چالشهای زیادی برای مدیران و کارکنان بیمارستانها به هنگام اجرای اعتباربخشی شد.
نتیجهگیری: تأمین پیشنیازها و الزامات اعتباربخشی توسط وزارت بهداشت و معاونت درمان دانشگاهها قبل از ابلاغ اعتباربخشی به بیمارستانها منجر به تسهیل اجرای اعتباربخشی در بیمارستانها و در نهایت منجر به بهبود کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات بیمارستانها خواهد شد.
علی مرادی، خالد رحمانی، دکتر ابراهیم جعفری پویان، رسول یاراحمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که انتخاب نادرست یک مدیر ممکن است به انتخاب های ناصحیح در موارد دیگر سازمان منتج شود لازم است سازمانها به این مسئله مهم توجه نمایند و ساز و کارهای مدونی برای انتخاب مدیران در سطوح مختلف داشته باشند. با توجه به اهمیت این موضوع این مطالعه با هدف رتبه بندی شاخصهای کلیدی مرتبط با صلاحیت مدیران رده عملیاتی در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه با استفاده از روش تاپسیس فازی(fuzzy TOPSIS)، یک روند منطقی و سیستماتیک برای رتبه بندی شاخصهای انتخاب مدیران عملیاتیآماده شد. برای دستیابی به معیارهای تأثیرگذار ابتدا شاخصهای مهم و مرتبط توسط خبرگان از میان فهرست مبسوط شاخص های مربوطه که از مرور متون، مستندات و گزارشات رسمی شناسائی شده بودند، انتخاب، سپس پرسشنامه ای براساس شاخصهای انتخابی طراحی و بعد از تایید روایی و پایایی (0.95=α) بین 50 نفر از مدیران میانی و عملیاتی توزیع گردید. در نهایت با کمک معیارهای SMART نسبت به وزن دهی و رتبه بندی شاخص ها اقدام و کلیدسازی شاخص ها انجام شد.
نتایج: از50 نفر شرکت کننده در این مطالعه 37(74%) نفر آنها مرد و بقیه زن بودند. میانگین و انحراف معیار سن شرکت کنندگان در مطالعه به ترتیب 68/41 و 06/7 سال بود. با مرور منابع و مطالعات انجام شده در این زمینه در مجموع 48 شاخص که با صلاحیت مدیران بیشتر تناسب داشتند، شناسائی شد. از شاخصهای شناسائی شده 36 شاخص بر اساس نظر اساتید و خبرگان علوم مدیریت و مدیران اجرایی که دارای اهمیت و تناسب بیشتری با صلاحیت مدیران رده عملیاتی داشتند، به عنوان شاخصهای کلیدی انتخاب شدند. در اکثر موارد همبستگی بین شاخصها مثبت بود. بر اساس تجزیه و تحلیلهای فازی شاخصهای تحصیلات عالی در رشته مدیریت، رعایت وقت و زمان، قدرت بیان، آراستگی و اعتقاد به نظم و قانون به ترتیب با ضرایب نزدیکی 205/0 ، 204/0 ، 203/0 ، 202/0 و 197/0 رتبه های اول تا پنجم را به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد، معیارهای تحصیلات عالی در زمینه علوم مدیریت و تسلط مدیر بر جنبه های فنی مدیریت سازمان در صدر ویژگیهای انتخاب مدیران قرار دارد. دانشگاههای علوم پزشکی و سازمانهای ارائه دهنده خدمات بهداشتی درمانی میتوانند جهت تدوین دستورالعمهای انتخاب مدیران از نتایج این تحقیق استفاده نمایند.
دکتر علی محمد مصدق راد، دکتر ابراهیم جعفری پویان، مهدی عباسی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: عملکرد مدیران نقش بسزایی در بهرهوری بیمارستانها دارد. این پژوهش، با هدف ارزشیابی عملکرد مدیران بیمارستانهای شهر ساری در سال 1396 انجام شد.
مواد و روشها: تعداد 294 نفر از مدیران ارشد، میانی و عملیاتی بیمارستانهای شهر ساری در این پژوهش توصیفی-تحلیلی و مقطعی بهصورت سرشماری شرکت داشتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای محقق ساخته با روایی و پایایی بالا بود که عملکرد مدیران بیمارستانها را در هشت حیطه تصمیمگیری، برنامهریزی، سازماندهی، هماهنگی، رهبری، ارتباطات، بودجهبندی و کنترل سنجید. از نسخه 21 نرمافزار SPSS برای تحلیل دادهها استفاده شد.
نتایج: میانگین امتیاز عملکرد مدیران بیمارستانهای شهر ساری 87/3 از 5 امتیاز بود. مدیران در سازماندهی(12/4)، رهبری(06/4) و تصمیمگیری(97/3) بیشترین و در بودجهبندی(27/3)، برنامهریزی(83/3) و هماهنگی(84/3) کمترین امتیاز را کسب کردند. در این مطالعه، بین عملکرد مدیران بیمارستانها با متغیرهای سن، وضعیت تأهل، میزان تحصیلات و رشته تحصیلی آنها رابطه معنیداری مشاهده شد. مدیرانی که رشته تحصیلی آنها با پست سازمانی آنها مرتبط بود، عملکرد بهتری داشتند.
نتیجه گیری: عملکرد مدیران بیمارستانهای شهر ساری در انجام وظایف مدیریتی از دیدگاه خودشان خوب بوده است. ارزشیابی عملکرد مدیران، شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها و بکارگیری اقدامات اصلاحی مورد نیاز نقش بسزایی در بهبود عملکرد بیمارستانها دارد.
دکتر علی محمد مصدق راد، مهناز افشاری، رحمان نصراللهی، ساره دانشگر، رسول کرانی بهادر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سازمانهای بیمهگر در صورت عدم انطباق صورتحسابهای مالی بیماران با قرارداد منعقد شده مبالغی را به اسم کسورات به بیمارستانها پرداخت نمیکنند. این پژوهش به مقایسه کسورات اعمال شده از سوی سازمان بیمه تأمین اجتماعی به صورتحسابهای بیماران مجتمع بیمارستانی امام خمینی قبل و بعد از ابلاغ کتاب تعرفه ارزشهای نسبی خدمات بیمارستانی میپردازد.
مواد و روشها: دادههای این مطالعه توصیفی- تحلیلی از گزارشات کسورات اعمال شده به اسناد بیماران بستری و سرپایی بیمه تأمین اجتماعی در شش ماهه دوم 1392 (قبل از اعمال تعرفه ارزشهای نسبی خدمات) و شش ماهه دوم سال 1393 (بعد از اعمال آن) بدست آمد. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تی تست زوجی تحلیل شد.
نتایج: میانگین کسورات شش ماهه دوم سالهای 1392 و 1393 برابر با 9/2 و 1/11 درصد بود. میزان کسورات اعمال شده بعد از اجرای کتاب تعرفه ارزشهای نسبی خدمات به میزان 8/282 درصد افزایش یافت. میزان کسورات اعمال شده به ازای هر پرونده بستری 6 برابر و برای هر مورد سرپایی 12 برابر شد. بیشترین کسور اعمال شده در سال 1392 مربوط به خدمات جراحی و آزمایشگاه و در سال 1393 مرتبط با خدمات رادیوتراپی، شیمیدرمانی و هتلینگ بود.
نتیجهگیری: کسورات اعمال شده به صورتحسابهای ارسالی بیمارستان از سوی سازمان بیمه تأمین اجتماعی بعد از اجرای کتاب تعرفه ارزشهای نسبی به شدت افزایش یافت. شناسایی علل کسورات جدید بیمهای، آموزش کارکنان و پزشکان در این زمینه و ارتقای فرایندهای مربوطه برای کاهش کسورات بیمهای ضروری است.
دکتر ابراهیم جعفری پویان، دکتر علیمحمد مصدق راد، عباس سالاروند،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی از سیستم های ارزشیابی در نظام سلامت است که با هدف ارتقا کیفیت بکارگرفته می شود. هدف این مطالعه شناسایی نقاط قوت و ضعف ارزیابان اعتباربخشی می باشد.
مواد و روش ها: این مطالعه یک پژوهش کیفی است که در مقطع زمانی 96-1395 در سطح تمامی ذینفعان برنامه اعتباربخشی بیمارستان های تهران صورت گرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل موضوعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: نقاط قوت ارزیابان در قالب 7 تم دسته بندی شدند. که مهم ترین آنها شامل؛ پذیرش اعتباربخشی از سوی ارزیابان، روحیه آموزش دادن، خوش نامی، تلاش فردی در جهت توسعه دانش و مهارت ها و وجود ارزیابان ارشد بود. نقاط ضعف ارزیابان در قالب 8 تم دسته بندی شدند. که مهمترین آنها شامل؛ ضعف های دانشی، تجربی، مهارتی، نگرشی و شحصیتی بود. به طور کلی عملکرد ارزیابان اعتباربخشی در دو دوره ی ابتدایی اجرای این برنامه در سطح زیر متوسط ارزیابی شد و مصاحبه شوندگان اعلام کردند که این مسئله از عوامل مهم اثرگذار بر سطح اعتبار نتایج اعتباربخشی بیمارستان های کشور بوده است.
نتیجه گیری: بکارگیری ارزیابان براساس شایستگی های کلیدی یک ارزیاب حرفه ای، آموزش و توانمندسازی آنها و کنترل عملکرد آنها می تواند به منصفانه و معتبر شدن نتایج اعتباربخشی بیمارستان ها کمک کند؛ تفاوت کیفی بین بیمارستان ها را مشخص تر نماید؛ و نهایتا منجر به افزایش تعهد بیمارستان ها به کیفیت گردد.
دکتر ساناز زرگر بالای جمع، محمد علیمرادنوری، امین دانشور،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: فرسودگی شغلی ناشی از استرس های دراز مدت است که می تواند باعث کاهش کیفیت آموزش ارائه خدمات شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه فرسودگی شغلی و ابعاد آن با استرس شغلی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1397 شد.
مواد و روش ها::
پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود. نمونه آماری تعداد 137 نفر از اساتید و کارمندان دانشکده های مدیریت و اطلاع رسانی، فناوری ها نوین، توانبخشی ، پرستاری و مامایی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان درسال 1397 بودند که به روش دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای گرداوری داده ها شامل فرم جمعیت شناختی، فرسودگی شغلی Maslach و استرس شغلی OSIPOW بودند.داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 وآمار توصیفی و آزمون های ANOVA و T-test و پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: میزان خستگی عاطفی در سطح کم (2/45 درصد) ، مسخ شخصیت در سطح بالا (2/45 درصد)، ناکارآمدی در سطح بالا (3/75 درصد) و اکثر افراد جامعه نیز دارای استرس طبیعی (8/54 درصد) محاسبه گردید. همچنین با استفاده از آزمون پیرسون رابطه معنادار بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی و ابعادش مشاهده شد ولی تنها بین ناکارآمدی با استرس شغلی رابطه معنادارمشاهده نشد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد هر چه میزان استرس بین کارکنان بیشتر باشد میزان فرسودگی در بین کارکنان نیز بیشتر است. در نتیجه مداخلاتی در جهت کم کردن استرس شغلی و تقویت منابع مقابله با آن می تواند به کاهش فرسودگی شغلی در کارکنان کمک نماید
علی ابرازه، فهیمه ربانی خواه، امیر کاظمی بلبوئی، رضا مرادی، امین عقیلی،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: فرهنگ سازمانی یکی از مهمترین پیشبینی کنندههای اثربخشی سازمان است و به عنوان مزیت رقابتی، عاملی اساسی در موفقیت سازمان میباشد. در دنیای متحول کنونی ارزیابی مستمر وضعیت فرهنگ سازمانی یک امر ضروری قلمداد میشود، لذا هدف مطالعه حاضر شناسایی و سنجش فرهنگ سازمانی وزارت بهداشت در حوزه ستادی بود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر به صورت توصیفی - تحلیلی در سال 1397 در ستاد مرکزی وزارت بهداشت انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان وزارت بهداشت(2200 نفر) بود که 327 نفر با فرمول کوکران و روش نمونهگیری طبقهبندی متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساختهای بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرارگرفت (آلفای کرونباخ: 5/86 درصد). برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 24و آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید.
نتایج: میانگین نمره کلی فرهنگ سازمانی70/0±30/3 از 5 محاسبه شد که بالاتر از میانگین نظری بود. همچنین در بعد مشارکتگرایی برحسب نوع استخدام و در ابعاد مشارکتگرایی، پاسخگویی به مراجع بالادستی و همچنین نمره کلی فرهنگ سازمانی برحسب معاونت اختلاف آماری معنادار وجود داشت. بین ابعاد فرهنگ سازمانی نیز رابطه آماری معنادار مستقیم وجود داشت.
نتیجهگیری: مطابق نتایج پژوهش، فرهنگ سازمانی قوی منجر به بهبود عملکرد در سازمان و همسوسازی افراد و فعالیتها خواهد شد. لذا مدیران منابع انسانی باید با توجه به اختصاصی بودن فرهنگ هر سازمان و نقش قابل توجه آن در موفقیت برنامهها و استراتژیهای تغییر، در راستای بهبود ارتباطات درون و برون سازمانی، ارتقاء کار تیمی و افزایش پاسخگویی اقدامات مناسبی انجام دهند.
دکتر علیمحمد مصدقراد، دکتر پروانه اصفهانی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامهریزی استراتژیک میتواند منجر به بهبود عملکرد بیمارستانها و افزایش میزان پاسخگویی مدیران بیمارستانها شود. برنامهریزی استراتژیک بهصورت اجباری در راستای اجرای استانداردهای اعتباربخشی از سال ۱۳۹۱ در بیمارستانهای ایران بکار گرفته شد و با چالشهایی همراه بوده است. این مطالعه با هدف شناسایی پیشنیازهای برنامهریزی استراتژیک در بیمارستان انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه در سال ۱۳۹۵ با روش کیفی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۴۷ نفر از تیم برنامهریزی استراتژیک بیمارستانهای استان تهران انجام شد. تحلیل دادهها به روش تحلیل محتوایی با رویکرد استقرایی انجام شد.
نتایج: توجیه ضرورت برنامهریزی استراتژیک، معرفی مدل مناسب برنامهریزی استراتژیک، آموزش مدیران و کارکنان در زمینه برنامهریزی استراتژیک، تأمین منابع موردنیاز برنامهریزی استراتژیک، تعهد و حمایت مدیران و کارکنان بهویژه پزشکان در تدوین و اجرای برنامه استراتژیک، فرهنگ و روحیه کار مشارکتی و در نظر گرفتن مکانیزمهای انگیزشی برای تدوین و اجرای برنامه استراتژیک در بیمارستانها از پیشنیازهای اصلی برنامهریزی استراتژیک در بیمارستانهای استان تهران بود.
نتیجهگیری: سیاستگذاران نظام سلامت و مدیران ارشد بیمارستانها باید ابتدا پیشنیازهای برنامهریزی استراتژیک را تأمین کنند و سپس، نسبت به تدوین و اجرای برنامه استراتژیک اقدام کنند. عدم تأمین این الزامات و پیشنیازها منجر به بروز چالشهای زیادی به هنگام تدوین و اجرای برنامه استراتژیک میشود
مسعود اعتمادیان، علیمحمد مصدقراد، محمود رضا محقق دولت آبادی، حامد دهنوی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مشارکت بخش دولتی و خصوصی در تأسیس و راهاندازی بیمارستان، استراتژی مناسبی برای ارائه خدمات با کیفیت سلامت به مردم با هزینه کم برای دولت است. با این وجود، چالشهایی در مسیر مشارکت بخش دولتی و خصوصی در تأسیس و راهاندازی بیمارستانهای ایران وجود دارد. این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین چالشهای تأسیس و تجهیز بیمارستان جامع زنان محب یاس انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه کیفی با منطق استقرایی و به صورت مورد پژوهی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد در سال 1397 انجام شد. تعداد 24 نفر از ذینفعان کلیدی، مدیران و کارکنان مشارکتکننده در تأسیس و تجهیز بیمارستان جامع زنان محب یاس به صورت هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. از روش تحلیل موضوعی برای تحلیل دادههای پژوهش استفاده شد.
نتایج: چالشهای مشارکت عمومی- خصوصی در ساخت و تجهیز بیمارستان جامع زنان محب یاس عبارت بودند از مدل نامناسب مشارکت عمومی- خصوصی، فراهم نبودن بستر مشارکت عمومی- خصوصی، اعتماد کم به بخش خصوصی، مشکلات تأمین مالی پروژه ساخت بیمارستان، تخریب ساختمان نیمهساخته بیمارستان، افزایش هزینه ساخت بیمارستان، ادغام و انتزاع دانشگاه علوم پزشکی تهران و ایران، مشکلات دریافت پروانه تأسیس بیمارستان، ادغام بیمارستان محب یاس با بیمارستان میرزا کوچک خان، تغییر کاربری بیمارستان و مشکلات تأمین و مدیریت تجهیزات و کارکنان بیمارستان.
نتیجهگیری: اگرچه مشارکت عمومی- خصوصی مزایایی برای نظام سلامت به دنبال دارد، ولیکن، به دلیل اهداف، انگیزهها و سبک مدیریت متفاوت بخش دولتی و خصوصی با چالشهای متعددی همراه است. نتایج این پژوهش اطلاعات ارزشمندی را در اختیار سیاستگذاران و مدیران ارشد نظام سلامت در مورد عوامل کلیدی موفقیت و موانع اجرایی مشارکت بخش دولتی و خصوصی در بخش سلامت ارائه میکند.
علی محمد مصدق راد، فاطمه خلج،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
سابقه و هدف: دستگاه الکتروکوتر یک ابزار مهم در جراحی مدرن است. سوختگی ناشی از دستگاه الکتروکوتر یکی از عوارض شایع حین عمل جراحی است. مدیریت کیفیت یک استراتژی سازمانی برای ارتقای کیفیت و ایمنی خدمات است. هدف این مطالعه بررسی میزان تأثیر مدیریت کیفیت بر کاهش سوختگی ناشی از دستگاه الکتروکوتر بود.
مواد و روشها: این پژوهش با استفاده از روش اقدام پژوهی مشارکتی در بازده زمانی دوساله 1392 و 1393 در بخش اتاق عمل یکی از بیمارستانهای شهر تهران انجام شد. تیم بهبود کیفیت بخش اعمال جراحی بیمارستان تشکیل و با استفاده از مدل مدیریت کیفیت استراتژیک، برنامه بهبود کیفیت فرایندهای کاری بخش تدوین، اجرا و ارزشیابی شد. میزان سوختگی ناشی از دستگاه الکتروکوتر قبل و بعد از اجرای مدیریت کیفیت سنجیده و با هم مقایسه شد.
نتایج: میزان سوختگی ناشی از دستگاه الکتروکوتر در سال ۱۳۹۱ برابر با 4/0 درصد بود. خیس بودن بیمار به دلیل تعریق و شستشوی حین عمل، پوزیشن نادرست بیمار، سالم نبودن تشکهای آنتی استاتیک و استفاده طولانی از دستگاه الکتروکوتر از مهمترین علل ایجاد سوختگی ناشی از دستگاه کوتر بود. تیم بهبود کیفیت یک برنامه عملیاتی برای رفع مشکلات مذکور تدوین و اجرا کرد. میزان سوختگی ناشی از دستگاه الکتروکوتر با اجرای مدیریت کیفیت به 21/0 درصد در سال ۱۳۹۲و 02/0 درصد در سال ۱۳۹۳ کاهش یافت. اجرای مدیریت کیفیت منجر به کاهش 95 درصدی میزان سوختگی ناشی از دستگاه کوتر در یک بازه زمانی دو ساله شد.
نتیجهگیری: استراتژی مدیریت کیفیت منجر به کاهش سوختگی ناشی از الکتروکوتر و افزایش ایمنی بیمار میشود. اجرای صحیح اصول مدیریت کیفیت نظیر بیمارمحوری، فرایند گرایی و کار تیمی منجر به ارتقای کیفیت و ایمنی خدمات بیمارستانها میشود
فاطمه وحدتی، محمدرضا محمدخانی، امید خسروی زاده، رعنا سهیلی راد، سوگل ساریخانی، بهمن احدی نژاد،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستانهای آموزشی علاوه بر فراهم کردن خدمات اثربخش و عادلانه برای گروههای کمدرآمد، برای اینکه عملکرد عملیاتی متوازن و مثبتی داشته باشند، باید سهم قابل ملاحظهای از تقاضای گروههای پردرآمد را بدست آورند. این مطالعه با هدف بررسی میزان بازارگرایی مراکز آموزشی-درمانی قزوین انجام شده است.
مواد و روشها: این پژوهش مطالعهای توصیفی-تحلیلی است که در سال 1399 در مراکز آموزشی-درمانی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بصورت مقطعی و دادهها در بازه یک ماهه، از طریق پیمایش پرسشنامهای گردآوری شد. جامعه موردمطالعه، کل کارکنان شاغل در 6 بیمارستان این دانشگاه بود که از روش نمونهگیری سهمی-تصادفی انتخاب گردید. اطلاعات موردنیاز با جمعآوری 411 پرسشنامه سنجش بازارگرایی، بدست آمده و در فضای نرمافزار SPSS 16 آنالیز شدند. برای مقایسه میانگینها از آنالیز واریانس یکطرفه با فاصله اطمینان 95 درصد، استفاده شد.
نتایج: میزان بازارگرایی کل بیمارستانها 88/2 از 5 بدست آمد. بعد توجه به مشتری بیشترین میانگین (32/3 از 5) و بعد توجه به رقیب کمترین میانگین (80/2 از 5) را داشتند. میانگین بعد هماهنگی بین وظایف نیز 86/2 از 5 بود. به غیر از بعد توجه به رقیب، ازنظر میزان بازارگرایی، توجه به مشتری و هماهنگی بین وظایف، تفاوت معنادار آماری دیده شد (05/0>p).
نتیجهگیری: این بیمارستانها از نظر میزان بازارگرایی، مشتریگرایی و توجه به رقیب به ترتیب در وضعیت متوسط، بالاتر و کمتر از متوسط هستند. برای بدست آوردن بازار خدمات پرسود، بیمارستانها باید برنامه راهبردی در مقابل رقبا پیاده و وظایف کارکنان را در جهت تقویت بازارگرایی هدایت کنند.
سوگل ساریخانی، امید خسروی زاده، بهمن احدی نژاد، محمدرضا محمدخانی، فاطمه وحدتی، رعنا سهیلی راد،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت از مهمترین عواملی است که میتواند بر عملکرد سازمانی مانند بیمارستان تأثیر بگذارد. بنابراین بررسی سبک مدیریت به کار گرفته در بیمارستانها میتواند راه گشای بسیاری از مسائل بیمارستان باشد. در این مطالعه سبکهای مدیریتی بهکارگرفته شده در مراکز آموزشی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بررسی و تعیین شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی – تحلیلی، نمونهای 411 نفری با استفاده از روش نمونهگیری سهمی تصادفی از جامعه 2265 نفری کارکنان شاغل در بیمارستانهای دانشگاهی شهر قزوین انتخاب شد. دادههای موردنیاز با استفاده از پرسشنامه معتبر سبک مدیریت کلارک و از طریق پیمایش ادراک کارکنان در سال 1399 گردآوری شدند. در نهایت اطلاعات به دست آمده در فضای نرمافزارهای استتا 15 و اس پی اس اس 16 مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: سبک دستوری بیشترین میانگین کل (22/3) و سبک واگذارکننده کمترین میانگین کل (87/2) را به دست آوردند. افراد، بیشترین فراوانی (42 درصد) را برای گویههای مربوط به سبک دستوری و کمترین فراوانی (25 درصد) را برای گویههای سبک واگذارکننده گزارش کردند. به غیر از سبک دستوری، از نظر میزان بهکارگیری سبکهای مشارکتی و واگذارکننده، بین بیمارستانها تفاوت معنادار وجود داشت.(05/0>p).
نتیجهگیری: در تمام بیمارستانهای موردمطالعه مدیران بیشتر از سبک دستوری استفاده میکردند. پیشنهاد میشود از طریق برگزاری کارگاههای دورهای، مدیران بیمارستانها با تکنیکها و مزایای سبکهای مشارکتی و واگذارکننده آشنا شوند.
فاطمه کاظمی، علی محمد مصدق راد، احمدرضا یزدان نیک، محمد علی چراغی،
دوره 21، شماره 4 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: تمایل به ترک خدمت مرحلهای قبل از ترک خدمت واقعی در کارمند است. شرایط پیچیده درمان بیماران مبتلا به کووید، فشارهای فیزیکی و تنشهای روانی متعددی که در طی پاندمی کووید-19 بر پرستاران وارد میشود، موجب ترغیب آنان به ترک شغل خود میشود. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با تمایل به ترک خدمت پرستاران در پاندمی کووید-19، در بیمارستانهای شهر اصفهان انجام شد.
مواد و روشها: تعداد 416 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای شهر اصفهان در این پژوهش توصیفی-تحلیلی مقطعی به صورت نمونهگیری سهمیهای و از نوع طبقهای تصادفی منظم شرکت داشتند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای محقق ساخته با روایی و پایایی بالا (95/0) بود که تمایل به ترک خدمت پرستاران را در طی پاندمی کووید-19 در 4 بعد عوامل فردی، شغلی، سازمانی و فرا سازمانی سنجید. از نرمافزار SPSS نسخه 25 برای تجزیهوتحلیل دادهها استفاده شد.
نتایج: میانگین امتیاز تمایل به ترک خدمت پرستاران در طی پاندمی کرونا در بیمارستانهای شهر اصفهان در حد متوسط به بالا 98/2 از 5 بود. در ایجاد تمایل به ترک خدمت پرستاران میانگین عوامل فرا سازمانی (30/3) بیشتر از میانگین عوامل سازمانی (05/3) بوده است. بین اطلاعات دموگرافیک مانند؛ میزان پاداش دریافتی، نام شغل دوم، میزان درآمد خانواده با تمایل به ترک خدمت رابطه دیده شد.
نتیجهگیری: عوامل متعددی در طی پاندمی کووید 19، منجر به ترک خدمت در گروه شغلی پرستاران میشود. از آنجایی که میزان تمایل به ترک شغل در بیمارستانهای دولتی نسبت به بیمارستانهای خصوصی بیشتر است، مدیران این سازمانها باید توجه بیشتری به ارزیابی عوامل، تعیین میزان تأثیر آنها و اتخاذ تصمیمات اثربخش داشته باشند.
رحیم صفوی میرمحله، محمدرحیم رمضانیان، محمود مرادی، مصطفی ابراهیم پور ازبری،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیتردید وضعیت سلامت یکی از مهمترین شاخصهای توسعه و پیشرفت اجتماعی میباشد. ارائه مراقبتهای بهداشتی نیز یک چالش عمده برای زندگی بشر است و مدیریت زنجیره تأمین در حوزه سلامت، از اهمیت استراتژیک برخوردار است. هدف این تحقیق، تحلیل و مقایسه نتایج فراترکیب با تحلیل مضمون در شناسایی مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی میباشد.
مواد و روشها: رویکرد این تحقیق، بهصورت کیفی (فراترکیب و تحلیل مضمون) و مقایسه نتایج آنها در شناسایی مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی میباشد. در گام اول؛ با رویکرد فراترکیب و مرور نظاممند مطالعات مرتبط در بیستوسه سال اخیر، مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی شناسایی شدند. بدین منظور، ابتدا تعداد 100 مقاله شناسایی و پس از چند مرحله بررسی و پالایش، تعداد 26 مقاله مبنای انجام تحقیق قرار گرفت. در گام بعدی، مخاطرات زنجیره تأمین داروسازی ایران با روش تحلیل مضمون و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و نمونهگیری هدفمند به دست آمدند و در نهایت نتایج این دو رویکرد با هم مقایسه و تحلیل شدند.
نتایج: در رویکرد فراترکیب، 10 مخاطره به عنوان مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی جهان به صورت عام به دست آمد و همچنین با رویکرد تحلیل مضمون، 10 مخاطره به عنوان مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی ایران بهصورت خاص به دست آمد. بر اساس نتایج، شش مخاطره کیفیت پایین مواد اولیه، پیچیدگی و ناسازگاری سیستمهای اطلاعاتی، تأمین ارز و پرداختهای مالی خارجی، حملونقل و بیمهها، افزایش قیمت مواد اولیه، در دسترس نبودن دارو در هر دو رویکرد فراترکیب و تحلیل مضمون مشترک بودند و به عنوان مخاطرات زنجیرههای تأمین صنعت داروسازی جهان به صورت عام و همچنین مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی ایران به صورت خاص مطرح میباشند.
نتیجهگیری: ذینفعان زنجیره تأمین داروسازی ایران (از جمله بیمارستانها)، در اولویت نخست، باید برای بهبود عملکرد زنجیره تأمین بر روی این 6 مخاطره مشترک تمرکز نموده و برای مدیریت آنها برنامهریزی نمایند. در اولویت دوم، بر روی 4 مخاطره غیرمشترک که از طریق تحلیل مضمون بهعنوان مخاطرات مختص زنجیره تأمین صنعت داروسازی ایران به دست آمد، متمرکز و اقدامات و فعالیتهای کنترلی را اعمال نمایند.
اسرا خلیلی، علی محمد مصدق راد، شهرام غفاری، ابراهیم جعفری پویان،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت بهینه کارکنان بهعنوان یکی از اساسیترین منابع مدیریت در بهبود خدمات سلامت همیشه مدنظر است. چراکه منابع انسانی مهمترین سرمایه هر سازمانی به شمار میرود. شناسایی چالشهای این حوزه برای تقویت کیفیت خدمات در برنامهریزیها در سطح بیمارستان و سازمان میتواند مثمر ثمر باشد.
مواد و روشها: پژوهش کیفی حاضر با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته با 53 نفر از مدیران و تصمیمگیرندگان کلیدی بیمارستانهای تأمین اجتماعی در شهر تهران، بر اساس روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی، انجام شد. برای تحلیل دادهها، از استراتژی تحلیل موضوعی استفاده شد. صحت و قدرت یافتههای کیفی از روش بازبینی مشارکتکنندگان و خبرگان حاصل گردید.
نتایج: چالشهای متعددی در حوزه منابع انسانی در پنج گروه اصلی و 20 زیرگروه در بیمارستانها شناسایی گردید که عمدتاً عبارت بودند از: معیوب بودن فرآیند نیرو یابی و استخدام نیروی انسانی، شرایط شغلی نامناسب کارکنان، ضعف سازماندهی نیروی انسانی، ضعف آموزش منابع انسانی، ابهام در قوانین و مقررات شغلی. راهکارهای شناساییشده برای بهبود عملکرد نیز در پنج گروه اصلی و 29 زیرگروه دستهبندی شدند: ارتقاء فرآیند جذب و استخدام، پیاده کردن فرهنگ پویایی سازمانی، ارتقا بهرهوری و کارایی نیروی انسانی و هدایت بیمارستانها به سمت سازمانهای یادگیرنده، آموزشهای اثربخش و جامع، ایجاد شفافیت در قوانین و مقررات مخصوصاً شفافسازی در شرح شغل.
نتیجهگیری: شناسایی دورهای چالشهای منابع انسانی و بهرهگیری از راهکارهای علمی و عملیاتی مبتنی بر شواهد، میتواند در بهبود مدیریت منابع انسانی و عملکرد این بیمارستانها تأثیر بسزایی داشته باشد.
سعید مرادی، محمدرضا ربیعی مندجین، محمد محمدی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اجرای مؤلفههای مؤثر بر شایسته گزینی و برخوردار از توانمندیهای لازم برای پستهای کلیدی و حساس و توجه به اصل شایستهسالاری در توزیع قدرت و تقسیم وظایف و مسئولیتها میان نخبگان جامعه، افزون بر آنکه در ثبات و رشد و پیشرفت کشور مؤثر است از رموز موفقیت و ماندگاری زمامداران به حساب میآید. از این رو هدف مقاله حاضر تبیین مؤلفههای مؤثر بر شایسته پروری مدیران بیمارستانهای دولتی با رویکرد سیاستهای کلی نظام سلامت می¬باشد.
مواد و روشها: روش تحقیق مورد استفاده به لحاظ هدف، توسعه¬ای؛ و از نظر روش انجام کیفی که در آن از روش تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کتب، مقالات، اسناد و منابع آگاه انسانی مشتمل بر خبرگان مدیریت دولتی، مدیران بیمارستانها با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا بالاتر و حداقل سابقه ده سال سابقه کاری در زمینه مدیریت بیمارستانها هستند. در تحقیق حاضر رویکرد هدفمند و روش مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار تحقیق پروتکل مصاحبه با خبرگان تا رسیدن به اشباع نظری بود (16 مصاحبه).
نتایج: در مجموع 18 عامل شایسته پروری در 75 مؤلفه و 671 بُعد شناسایی شد؛ که با پیادهسازی مدل اشتراوس کوربین؛ شرایط علی عبارت از؛ رئیس، پزشکان و کارکنان. شرایط مداخلهگر نیز شامل اقتصاد، فناوری پژوهش و آموزش محسوب شدند. علاوه بر این اهداف و رسالتها، بستر سازمانی، خلاقیت، خدمات و ساختار در شرایط زمینهای در نظر گرفته شدند. عوامل مدیریت منابع انسانی، روابط عمومی و مذهب، راهبردها شناخته شد و پیامدهای حاصل، تخصص، اقتصاد دانشبنیان، بینالمللی شدن طبقهبندی شد.
نتیجهگیری: با توجه به یافته¬های پژوهش، به نظر می¬رسد جهت پیشرفت، ارتقا، تعالی بیمارستانها که در سلامت افراد جامعه دخیل هستند می¬توان با استفاده از عوامل فوق، موجب گسترش شایسته پروری مدیران، بیمارستانهای دولتی گردید.
الهام حق شناس، علی گنجعلی خان حاکمی، سمیرا رئوفی، سارا اخوان رضایت، سهیلا دمیری، سعید ناطقی، مریم رادین منش،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به بینرشتهای بودن نسخهنویسی الکترونیک و ذینفعان متعدد آن فرآیند اجرا و پیادهسازی آن با پیچیدگیهای فراوانی روبرو است از این رو این مطالعه با هدف تبیین چالشهای نسخهنویسی و نسخهپیچی الکترونیک انجام شده است.
مواد و روشها: مطالعه کیفی حاضر به روش تحلیل محتوا در سال 1400 انجام شد، دادههای مطالعه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 25 نفر از افراد کلیدی در حوزه معاونت درمان و بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران جمعآوری و از طریق نرمافزار MAXQDA-10 به روش تحلیل محتوای قراردادی تحلیل شدند.
نتایج: در این پژوهش حدود 350 کد اولیه شناسایی شد و کدها در 4 مضمون اصلی و 8 مضمون فرعی: آمادگی تدوین سیاست (تشکیل دبیرخانه سیاستگذاری، ایجاد توافقات سیاسی)، تدوین سیاست (تدوین محتوای سیاست و حمایتطلبی سیاست)، اجرای سیاست (تدوین برنامه سیاست و اجرای برنامه سیاست) و ارزشیابی سیاست (پایش سیاست و ارزشیابی سیاست) دستهبندی شده است.
نتیجهگیری: تأمین سلامت جمعیت هدف نهایی نظام سلامت است. الکترونیک سازی فرآیندها در راستای ایجاد پرونده الکترونیک سلامت میتواند در بهبود کیفیت خدمات بهداشت و درمان مؤثر باشد. سیاستگذاریهای یکپارچه بین نهادهای مختلف درگیر در این حوزه، توجه بیشتر به زیرساختهای فنی، فرآیندی، آموزش نیروی انسانی، فرهنگسازی برای جامعه، از جمله مواردی است که منجر به اجرایی شدن کارآمدتر نسخه الکترونیک و ارتقا کیفیت خدمات خواهد شد.
بهشته جبلی، محمد ورهرام، فاطمه کیوانی راد، سولماز زرینه، الهام قازانچایی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حکمت در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان بکار رفته است. خدمات بیمارستانی بیش از همه خدمات شناخته شده به نیروی انسانی وابسته است و ماهیت این خدمات به گونه ایست که کارکنان باید جهت کسب بیشترین کارایی و اثربخشی علاوه بر دارا بودن تخصص و مهارت، متعهد نیز باشند. در این منظر، بیمارستان حکمتبنیان بیمارستانی است که خدمات خود را بر مبنای سه اصل منزلت و کرامت انسانی، دانش و حکمت پزشکی و اخلاق و شئون اسلامی ارائه مینماید. لذا هدف از انجام این مطالعه شناسایی مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی بیمارستانی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه، یک مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای گرانهایم و لاندمن میباشد که اطلاعات آن از طریق انجام مصاحبه از 62 پزشک و بیمار از بخشهای مختلف تا زمان اشباع دادهها جمعآوری گردید. در این مطالعه برای انتخاب مشارکتکنندگان از نمونهگیری هدفمند استفاده شد. به طوری که با افرادی مصاحبه شد که در زمینه پدیده مورد مطالعه یا جنبههایی از آن دارای اطلاعات و شناخت مناسب و نسبتا کافی بودند. در این مطالعه از بررسی کتابخانهای و اسناد بالادستی نظام سلامت از ابتدای انقلاب تاکنون نیز جهت جمعآوری دادههای مروری استفاده شد.
نتایج: در مطالعات کتابخانهای 20 سند بالادستی در رابطه با سلامت، پزشکی، آموزش و فرهنگ و تمدن استخراج گردید. همچنین از مصاحبههای انجام شده از 32 پزشک و 28 بیمار در رابطه با مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان، 10 طبقه اصلی استخراج شد. طبقات اصلی استخراج شده از مصاحبه پزشکان و بیماران شامل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی، امکانات، تجهیزات و منابع انسانی، مهارتهای ارتباطی، چالشهای مالی و معیشتی بیماران، دانش، آموزش و آگاهی، عوامل ملموس، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، تابآوری روحی و روانی در بیماران و قابلیت اطمینان خدمات بود.
نتیجهگیری: درک متقابل احساسات و عقاید آمیخته با صبر و آرامش، برخورد همراه با احترام توسط طرفین و تبادل اطلاعات و دانش از انتظارات هر دو طرف پزشک و بیمار از یکدیگر محسوب میشود. لذا به نظر میرسد یک دسته از نیازهای اولیه و ثانویه وجود دارد که با برطرف شدن هر کدام از آنها امید دستیابی به بیمارستانی استاندارد همراه با چشمانداز طب و حکمت قابلانتظار باشد.