88 نتیجه برای سلامت
عیسی نیازی، فاطمه چورلی،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در شرایط تغییر محیط خارجی به منظور تثبیت برتری رقابتی، سازمان باید به تجدید منابع با ارزش خود بپردازد. تواناییهای پویا برای سازمانها این امکان را فراهم میآورند تا بر این تغییرات مداوم تاثیرگذار باشند. در واقع، تواناییهای پویا منجر به جهتگیری رفتاری پایدار سازمان در یکپارچه سازی، صورتبندی مجدد، تجدید و بازسازی منابع و قابلیتهای خود و بویژه منجر به بهبود و نوسازی قابلیتهای مرکزی در پاسخ به محیط متغیر برای نائل شدن به مزیت رقابتی پایدار میگردد. این مطالعه به بررسی تأثیر تواناییهای پویا در همکاری سازنده و عملکرد زنجیره تأمین در مراکز درمانی پرداخته است.
مواد و روشها: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی – پیمایشی بوده و جامعه آماری تحقیق، کارکنان بیمارستان آیتالله طالقانی گنبدکاووس میباشند. همچنین پرسشنامه تحقیق از مطالعه ماندال (2022) بر گرفته شده است. جهت سنجش روایی پرسشنامه از روش همگرایی و واگرایی و برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش محاسبه آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده و مورد تأیید قرار گرفته است. به منظور تجزیهوتحلیل دادهها از روش تحلیل معادلات ساختاری و نرمافزار اسمارت پیالاس استفاده گردید.
نتایج: نتایج حاصل از تحلیل دادهها نشان داد که بین یادگیری، هماهنگی و ادغام بیمارستان و همکاری سازنده رابطه معنیداری وجود دارد ولی بین دیدگاه حساسیت و همکاری سازنده رابطه معنیداری وجود ندارد و همچنین بین همکاری سازنده و عملکرد زنجیره تأمین نظام سلامت رابطه معنیداری وجود دارد و جهتگیری فنآوری رابطه بین دیدگاه حساسیت و یادگیری با همکاری سازنده را تعدیل نمیکند، اما رابطه بین دیدگاه هماهنگی و ادغام با همکاری سازنده را تعدیل میکند.
نتیجهگیری: بهبود همکاری مشترک در بخشهای مختلف بیمارستان، کاهش ریسک خطای پزشکی، بهبود کیفیت خدمات و ارتقا جایگاه حرفهای پرسنل از جمله پیامدهای ارزیابی عملکرد زنجیره تأمین پایدار بیمارستانها بود.
ابراهیم حسن زاده، حسن ابوالقاسم گرجی، عزیز رضاپور، مانی یوسف وند،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمه تکمیلی درمان نقش کلیدی در اقتصاد سلامت و پرداخت افراد داشته که موجب افزایش سطح دسترسی به خدمات سلامت و کیفیت زندگی فرد خواهد شد. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف بررسی چالشها و راهکارهای توسعه بیمههای تکمیلی درمان انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر بهصورت مرور نظاممند بود که به بررسی پژوهشهای مرتبط با چالشها و راهکارهای توسعه بیمه تکمیلی درمان در کشورهای مختلف و با محدودیت زمانی مقالات چاپشده در 5 سال اخیر در پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی پرداخته است. برای هر مقاله فرم استخراج داده تکمیل و در نهایت دادهها طبقهبندی، خلاصهسازی و تحلیل گردید.
نتایج: با توجه به معیارهای ورود و خروج مطالعه تعداد 17 مقاله وارد تحلیل شدند. عمده چالشها و راهکارهای توسعه بیمههای تکمیلی درمان در 7 تم اصلی که شامل؛ حق بیمه و تأمین مالی، زیرساختها و بستری الکترونیک، بهبود بسته و ارتقا کیفیت، مخاطرات اخلاقی و انتخاب معکوس، هزینه اثربخشی و کارایی، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و آگاهی و تبلیغات مؤثر بودند، استخراج و بررسی شدند.
نتیجهگیری: با عنایت به وجود چالشها و موانع متعدد شناساییشده در توسعه بیمههای تکمیلی درمان، پیشنهاد میگردد بهمنظور رفع چالشها و موانع شناساییشده، به ایجاد زیرساختهای الکترونیکی و بسترسازی لازم جهت ارتقاء و توسعه سیاستهای بیمه تکمیلی درمان در ابعاد بسته خدمات، هزینه اثربخشی و کارایی پرداخت شود.
محمد حیدریان منش، آیدا اصغری، ابراهیم جعفری پویان،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
ارائه مراقبتهای بهداشتی و درمانی از راه دور به دلیل شرایط و اتفاقات اخیر به میزان زیادی مورد توجه نظامهای سلامت قرار گرفته است. بسیاری از کشورها سعی دارند ویزیتهای اولیه و طیف نسبتا وسیعی از سایر مراقبتهای خود را بهصورت مجازی ارائه دهند که میتواند مقدمهای بر ایجاد کلینیکهای مجازی محسوب شود. با این حال، در خیلی از کشورهای جهان مفهوم این نوع مراکز به روشنی بیان نشده است و ویژگیهایی که برای به کار بردن لفظ کلینیکهای مجازی لازم است هنوز ناشناخته است. در این نوشتار سعی داریم با مرور مختصری بر متون مرتبط، مفهوم کلینیکهای مجازی و ویژگیهای آنها را تشریح کنیم.
مهرک پورمطهری، سعاد محفوظ پور، شهرام توفیقی، شقایق وحدت، ایروان مسعودی اصل،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در حالیکه منابع سلامت بطور فزاینده با محدودیت بیشتری مواجه میشود، استفاده از خدمات تصویربرداری پزشکی به میزان معناداری افزایش یافته است. بهصورت میانگین، هزینههای مرتبط با خدمات تشخیصی حدود 10% کل مخارج سلامت را تشکیل میدهد و این مقدار مدام در حال افزایش است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی علل بهرهمندی غیرمنطقی از خدمات تصویربرداری پزشکی و ارائه راهکارهای اصلاحی اجرا شده است.
مواد و روشها: با رویکرد توصیفی- پیمایشی پژوهش، در گام اول با استفاده از رویکرد کتابخانهای مطالعات صورت گرفته در این حوزه در پایگاههای داده بینالمللی و ملی، با استفاده از کلیدواژهها در بازه زمانی 1990 تا نوامبر 2021 جستجو شد. در گام دوم با تدوین پرسشنامه، مجموعهای از مصاحبه نیمه ساختاریافته با کارشناسان و متخصصان انجام شد. برای تحلیل دادهها از رویکرد شش مرحلهای تماتیک براون و کلارک و نرمافزار MAXQDA استفاده شد.
نتایج: ابتدا 605 مطالعه شناسایی شد که در مجموع هفت مورد آنها واجد شرایط ورود به مطالعه بودند. در بخش دوم در مجموع 12 مصاحبه عمیق اجرا و در مجموع 65 کد استخراج شد که در قالب 12 تم، دستهبندی شدند. روشهای مختلفی برای کنترل بهرهمندی غیر مقتضی از خدمات تشخیصی و درمانی معرفی شدهاند، از جمله مداخلات سیاستی، پایش و ارزیابی و آموزش.
نتیجهگیری: استفاده غیر مقتضی از خدمات سلامت در اکثر کشورها چالش مهمی محسوب میشود؛ که مهمترین عوامل مؤثر شامل: پوشش ناکامل بیمهها و پرداخت از جیب بیماران، نگرانیهای حقوقی و پزشکی تدافعی و پر کردن شکاف دانشی میباشند.
سعید مرادی، محمدرضا ربیعی مندجین، محمد محمدی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اجرای مؤلفههای مؤثر بر شایسته گزینی و برخوردار از توانمندیهای لازم برای پستهای کلیدی و حساس و توجه به اصل شایستهسالاری در توزیع قدرت و تقسیم وظایف و مسئولیتها میان نخبگان جامعه، افزون بر آنکه در ثبات و رشد و پیشرفت کشور مؤثر است از رموز موفقیت و ماندگاری زمامداران به حساب میآید. از این رو هدف مقاله حاضر تبیین مؤلفههای مؤثر بر شایسته پروری مدیران بیمارستانهای دولتی با رویکرد سیاستهای کلی نظام سلامت می¬باشد.
مواد و روشها: روش تحقیق مورد استفاده به لحاظ هدف، توسعه¬ای؛ و از نظر روش انجام کیفی که در آن از روش تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کتب، مقالات، اسناد و منابع آگاه انسانی مشتمل بر خبرگان مدیریت دولتی، مدیران بیمارستانها با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا بالاتر و حداقل سابقه ده سال سابقه کاری در زمینه مدیریت بیمارستانها هستند. در تحقیق حاضر رویکرد هدفمند و روش مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار تحقیق پروتکل مصاحبه با خبرگان تا رسیدن به اشباع نظری بود (16 مصاحبه).
نتایج: در مجموع 18 عامل شایسته پروری در 75 مؤلفه و 671 بُعد شناسایی شد؛ که با پیادهسازی مدل اشتراوس کوربین؛ شرایط علی عبارت از؛ رئیس، پزشکان و کارکنان. شرایط مداخلهگر نیز شامل اقتصاد، فناوری پژوهش و آموزش محسوب شدند. علاوه بر این اهداف و رسالتها، بستر سازمانی، خلاقیت، خدمات و ساختار در شرایط زمینهای در نظر گرفته شدند. عوامل مدیریت منابع انسانی، روابط عمومی و مذهب، راهبردها شناخته شد و پیامدهای حاصل، تخصص، اقتصاد دانشبنیان، بینالمللی شدن طبقهبندی شد.
نتیجهگیری: با توجه به یافته¬های پژوهش، به نظر می¬رسد جهت پیشرفت، ارتقا، تعالی بیمارستانها که در سلامت افراد جامعه دخیل هستند می¬توان با استفاده از عوامل فوق، موجب گسترش شایسته پروری مدیران، بیمارستانهای دولتی گردید.
مهشید زارع، زهرا کاوسی، صدیقه سادات طباطبائی فر،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: همهگیری بیماری کووید-19، شوک بزرگی به نظام سلامت کشورها، از جمله ایران وارد کرد. سلامت روان پرستاران که در خط مقدم مبارزه با این ویروس قرار داشتند، تحت تأثیر قرار گرفت. این مطالعه، با هدف بررسی وضعیت سلامت روان پرستاران ایران در طی این همهگیری انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر با روش مروری سریع انجام شد. با جستجوی کلیدواژههای فارسی و انگلیسی نظیر سلامت روان، پرستار، کووید-19، Mental Health،Nurse و Covid-19 در پایگاههای اطلاعات علمی مگ ایران و سیویلیکا، پابمد، ساینس دایرکت و پروکوئست مقالات مورد نظر استخراج شدند؛ سپس با توجه به عنوان، چکیده و متن کامل، مقالات مرتبط با اهداف پژوهشی انتخاب شدند.
نتایج: بررسی مطالعات منتخب، انواع اختلالات روانی را در میان پرستاران مشغول در بخشهای کووید-19 نشان داد. استرس، اضطراب و افسردگی از شایعترین اختلالات روانی در پرستاران بود. عوامل مختلفی نظیر برخی اطلاعات دموگرافیک و بخش محل خدمت میتواند در علائم منفی سلامت روان تأثیر بگذارد. از آنجا که وضعیت سلامت روان پرستاران بر کیفیت خدمات، تابآوری و اشتیاق شغلی آنها تأثیرگذار است، راهکارهای متعددی جهت بهبود وضعیت سلامت روان آنان ارائه شده است.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که وضعیت سلامت روان پرستاران در سطح مطلوبی نیست و بیتوجهی در این زمینه باعث خساراتی در آینده نظام سلامت و اقتصاد آن خواهد داشت؛ در نتیجه پیشنهاد میشود مدیران و سیاستگذاران حوزه سلامت تمهیدات لازم را لحاظ فرمایند.
احسان عامری،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در طرح تحول نظام سلامت، اولین بسته خدمتی برنامهای برای کاهش میزان پرداخت بیماران بستری در بیمارستانهای وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بود؛ بنابراین هدف مطالعه حاضر، ارزیابی خطمشی کاهش میزان پرداختی بیماران بستری در "مراکز آموزشی درمانی" دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان بود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی که در سال 1400 تا 1401 مورد بررسی قرار گرفته بود. نمونه آماری 384 نفر از کارکنان، کادر درمانی و پزشکان در "مراکز آموزشی درمانی" دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان بودند که بهصورت تصادفی ساده در این مطالعه شرکت کردند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه 35 سؤالی، محقق ساخته بود که بعد از تأیید روایی آن توسط خبرگان، اساتید راهنما و مشاور، پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ برآورد و عدد 83/0 به دست آمد که نشاندهنده پایایی پرسشنامه میباشد. دادهها با استفاده از نرمافزار spss22، آزمونهای کلموگروف– اسمیرنوف و آزمون تی تک نمونه تحلیل شد.
نتایج: در محور کاهش میزان پرداختی بیماران بستری در بیمارستانهای وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طرح تحول نظام سلامت، بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب شکافی در حد 11/0- مشاهده میشود که با توجه به مجموع میانگین بهدستآمده و این که بیانگر عدم دستیابی به اهداف اجرایی طرح تحول نظام سلامت در محور کاهش میزان پرداختی بیماران بستری است. نقطه تلاقی این دو وضعیت روی ماتریس بررسی شکاف، نشاندهنده شکاف در حوزه نظارتی میباشد.
نتیجهگیری: بررسی نتایج حاکی از آن است که طرح تحول سلامت توانسته میزان پرداختی بیماران را کاهش دهد، ولی این اثربخشی در حد تحقق اهداف محور اول طرح نبوده است و در این زمینه ساماندهی روند بیمه همگانی و منابع مالی مورد نیاز ضروری میباشد.
رضا رضایتمند، علی اکبر فضائلی، مریم رمضانیان،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
میلاد مهری، محمد عفت پناه، ابراهیم جعفری پویان، محمد عرب،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سوءاستفاده از سیستمهای بیمه درمانی یکی از چالشهای اساسی نظام سلامت است که میتواند آسیبهای جدی به همراه داشته باشد. این مطالعه به تحلیل موارد سوءاستفاده و ارائه راهکارهای کاهش آنها در فرآیندهای بیمه پایه سازمان بیمه سلامت ایران میپردازد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع کاربردی و به روش کیفی میباشد که دادههای آن با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمعآوری شده است. برای انجام مصاحبهها از دیدگاه صاحبنظران سازمان بیمه سلامت ایران استفاده شد. برای تحلیل دادهها از تحلیل محتوای قراردادی با کمک نرمافزار MAXQDA 20 استفاده شد.
نتایج: مصادیق سوءاستفاده در بیمه سلامت ایران در دو دسته اصلی «ارائهدهندگان» و «گیرندگان خدمات سلامت» و ۱۸ زیرمجموعه طبقهبندی شد. سپس، علل و عوامل زمینهساز در دو بعد کلان (عوامل اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی، قانونی و تکنولوژیک) و خرد (فرآیندهای اجرا، نظارت و ارائه خدمات) تحلیل گردید. در نهایت، راهکارهای کاهشی در سه حوزه اصلی «برنامهریزی»، «اجرایی» و «کنترلی» ارائه شد که شامل بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات، توسعه زیرساختهای تکنولوژیک و تقویت اطلاعات در حوزه برنامهریزی، احراز هویت خدمتگیرندگان و ارائهدهندگان خدمات سلامت در حوزه اجرایی و تقویت نیروهای نظارتی و انجام بازرسیهای مستمر در حوزه کنترلی بود.
نتیجهگیری: بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات در حوزه بیمهگری، بهبود و ارتقاء زیرساختهای فناوری، آموزش مستمر ارزیابان خسارت، بهبود ارتباطات بینسازمانی و تقویت نظارت بر عملکرد ارائهدهندگان خدمات سلامت میتواند از جمله راهکارهای مؤثر در جهت جلوگیری از بروز سوءاستفادهها در سازمان بیمه سلامت ایران بودند.
الهام حق شناس، علی گنجعلی خان حاکمی، سمیرا رئوفی، سارا اخوان رضایت، سهیلا دمیری، سعید ناطقی، مریم رادین منش،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به بینرشتهای بودن نسخهنویسی الکترونیک و ذینفعان متعدد آن فرآیند اجرا و پیادهسازی آن با پیچیدگیهای فراوانی روبرو است از این رو این مطالعه با هدف تبیین چالشهای نسخهنویسی و نسخهپیچی الکترونیک انجام شده است.
مواد و روشها: مطالعه کیفی حاضر به روش تحلیل محتوا در سال 1400 انجام شد، دادههای مطالعه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 25 نفر از افراد کلیدی در حوزه معاونت درمان و بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران جمعآوری و از طریق نرمافزار MAXQDA-10 به روش تحلیل محتوای قراردادی تحلیل شدند.
نتایج: در این پژوهش حدود 350 کد اولیه شناسایی شد و کدها در 4 مضمون اصلی و 8 مضمون فرعی: آمادگی تدوین سیاست (تشکیل دبیرخانه سیاستگذاری، ایجاد توافقات سیاسی)، تدوین سیاست (تدوین محتوای سیاست و حمایتطلبی سیاست)، اجرای سیاست (تدوین برنامه سیاست و اجرای برنامه سیاست) و ارزشیابی سیاست (پایش سیاست و ارزشیابی سیاست) دستهبندی شده است.
نتیجهگیری: تأمین سلامت جمعیت هدف نهایی نظام سلامت است. الکترونیک سازی فرآیندها در راستای ایجاد پرونده الکترونیک سلامت میتواند در بهبود کیفیت خدمات بهداشت و درمان مؤثر باشد. سیاستگذاریهای یکپارچه بین نهادهای مختلف درگیر در این حوزه، توجه بیشتر به زیرساختهای فنی، فرآیندی، آموزش نیروی انسانی، فرهنگسازی برای جامعه، از جمله مواردی است که منجر به اجرایی شدن کارآمدتر نسخه الکترونیک و ارتقا کیفیت خدمات خواهد شد.
لیلا برنای آگاه، امین قاسم بگلو، اباسط میرزائی،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کشورهای در حال توسعه، در یک فضای رقابتی به دنبال راهکارهای جذب گردشگران پزشکی هستند. یکی از این روشها، بازاریابی دیجیتال می باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین معیارهای بازاریابی دیجیتال پزشکی و بررسی ارتباط آن با پذیرش گردشگران سلامت در بیمارستانهای منتخب شهر تهران در سال 1401 میباشد.
مواد و روشها: در این پژوهش توصیفی-تحلیلی از روش ترکیبی (کیفی-کمی) استفاده شده است. در بخش کیفی، با مرور جامع متون، معیارهای بازاریابی پزشکی دیجیتال در گردشگری سلامت شناسایی شده و با دلفی فازی، 5 عامل و 61 مفهوم مشخص شدند. در بخش کمی به منظور تعیین روایی و پایایی، پس از توزیع پرسشنامهها در میان 30 نفر از اساتید و صاحبنظران، 25 سؤال معتبر باقی ماند. در این پژوهش حجم نمونه شامل 125 نفر از کارشناسان واحد گردشگری سلامت و کارکنان بخشهای مختلف بیمارستانها بود. با استفاده از ضریب همبستگی کندال و خی دو، ارتباط بین معیارهای دیجیتال پزشکی و جذب گردشگران مورد بررسی قرار گرفت، این آزمون با نرمافزار SPSS 18 انجام شد.
نتایج: معیارهای شناسایی شده در این مطالعه شامل وب سایت چندزبانه، محتوای سایت، سیستم عامل دیجیتالی، نیروی انسانی و جذب گردشگری سلامت بود. نتایج حاصل از بررسی همبستگی کندال نشان داد، عملکرد نیروی انسانی (413/0=r)، محتوای وب سایت (247/0=r) و وجود سیستم عامل (235/0=r) به ترتیب بیشتر ارتباط معنادار را با جذب گردشگر دارند (01/0>P). همچنین نتایج آزمون کای دو نشان داد که بین وجود وب سایت چند زبانه، محتوای وب سایت، وجود سیستم عاملهای دیجیتالی و عملکرد نیروی انسانی با جذب گردشگران سلامت تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>P).
نتیجهگیری: پژوهش حاضر تأکید بر آن دارد که ارتقای کیفیت خدمات و محتوای وب سایت، عملکرد نیروی انسانی، سیستم عاملهای دیجیتالی، عوامل مؤثر در جذب گردشگران سلامت می باشد. یافتههای این پژوهش با تأیید نتایج مطالعات پیشین، نقش تعیینکننده مؤلفههای دیجیتال در موفقیت گردشگری سلامت را بار دیگر اثبات کرد.
امیرحسین عبدالعلی پور، معصومه میکائیلی، خدیجه علیزاده،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در این پژوهش، مدل یکپارچهای برای بررسی نقش واسطهای امور مالی در ارتباط میان شاخصهای کیفیت، یادگیری و رشد و عملکرد خدمات مدیریت امکانات بیمارستانی ارائهشده است.
مواد و روشها: جامعه آماری تحقیق حاضر مدیران بیمارستانهای استان آذربایجان غربی است که بر اساس رابطه کوکران، 147 نمونه آماری به روش تصادفی در نظر گرفته شد. برای آزمون فرضیهها، از تحلیل معادلات ساختاری با نرمافزار اسمارت پی ال اس بهرهبرداری گردید. بهمنظور ارزیابی برازش مدل ساختاری، از حالت تخمین استاندارد بارهای عاملی استفاده شده و برای تفسیر نتایج، آزمون معناداری Z به کار رفت. درنهایت، قدرت پیشبینی کنندگی مدل با استفاده از معیارهای ضریب تعیین تعدیلشده و استون گیسر مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: ضرایب اثر غیرمستقیم بهدستآمده در تأثیر شاخص کیفیت، شاخصهای یادگیری و رشد و شاخصهای فرایندهای داخلی بر متغیر «شاخصهای مالی» به ترتیب برابر با 41/2، 2/2 و 39/2 است که بالاتر از 96/1 بوده و این موضوع نشاندهنده نقش معنادار میانجی متغیر «شاخصهای مالی» در تأثیرات مذکور بر عملکرد خدمات است. همچنین، با توجه به ضرایب استاندارد 201/0، 344/0، 359/0 و 805/0، مدل اثرات واسطهای امور مالی در این زمینهها با دادههای تجربی بهخوبی برازش یافته است.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که ارتقای شاخصهای فرایندهای داخلی، کیفیت خدمات و یادگیری و رشد در بیمارستانهای استان آذربایجان غربی، تأثیر معناداری بر بهبود وضعیت مالی و عملکرد خدمات مدیریت امکانات دارد. این بهبود، از طریق افزایش رضایت بیماران، ارتقای شهرت بیمارستانها و کاهش هزینههای عملیاتی، منجر به افزایش درآمد و بازدهی مالی میگردد.
مهدی حسینی، احد نوروززاده، فاطمه حسینی،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فناوری دیجیتال شامل ایجاد و استفاده از سیستمها، دستگاهها و روشهای دیجیتال یا رایانهای در انجام فعالیتهای سازمانی میباشد. تحقیقات در زمینه پذیرش فناوری دیجیتال در حوزه سلامت کم بوده و عمدتاً بر عوامل ساختاری متمرکز بودهاند. با توجه به اینکه پذیرش فناوری در نهایت توسط نیروی انسانی صورت خواهد گرفت و مقولههای رفتاری نقش تعیینکنندهای در این پذیرش ایفا خواهند کرد، هدف پژوهش حاضر شناسایی مهمترین موانع رفتاری پذیرش فناوریهای دیجیتال در حوزه سلامت میباشد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی میباشد. این پژوهش طی سه مرحله اجرا شده است. این مراحل عبارتاند از: شناسایی مهمترین موانع رفتاری پذیرش فناوریهای دیجیتال در حوزه سلامت، طراحی مدل این موانع با روش مدلسازی تفسیری ساختاری و در نهایت، آزمون فرضیههای حاصل از این مدل در یک نمونه 302 نفری.
نتایج: طبق مدل طراحی شده، موانع رفتاری پذیرش فناوریهای دیجیتال در حوزه سلامت عبارتاند از: کمبود سواد فناوری دیجیتال، پایین بودن ارزش درک شده فناوری، ریسک ادراک شده بالای استفاده از فناوری، نگرش منفی، مقاومت در برابر تغییر و عدم پذیرش فناوری دیجیتال. بر مبنای این مدل شش فرضیه پژوهشی تدوین گردید و برای آزمون فرضیهها از تحلیل رگرسیون استفاده شد. طبق نتایج، تمامی فرضیهها تائید شدند.
نتیجهگیری: کمبود سواد فناوری دیجیتال، اصلیترین مانع پیش روی پذیرش فناوری دیجیتال در حوزه سلامت میباشد. لذا جهت رفع این مانع پیشنهاداتی از جمله انجام پژوهش در مورد وضعیت سواد فناوری دیجیتال و برگزاری دورههای آموزشی به منظور ارتقاء سواد فناوری دیجیتال قابل طرح میباشد.
فاطمه محمدی، حسین درگاهی، سارا امامقلی پور سفید دشتی، محمدمهدی علاءالدین،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پیشرفت سریع در زمینههای گوناگون علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، صنعت بهداشت و درمان را نیز دستخوش تغییرات عظیمی کرده است. سازمان بهداشت جهانی، توسعه تجهیزات و لوازم و ملزومات پزشکی را برای کاهش نابرابریها بهداشتی و دستیابی به اهداف نظام سلامت ضروری دانسته و به کشورهای عضو توصیه کرده است تا بخش اعظمی از هزینههای نظام سلامت را به این امر اختصاص دهند. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین سهم هزینههای دارو و ملزومات مصرفی پزشکی از کل هزینههای نظام سلامت ایران انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع توصیفی، مقطعی و گذشتهنگر است که به جمعآوری و تحلیل دادههای سوابق پزشکی بیماران سرپایی و بستری در طول سالهای 1397 تا 1399 پرداخته است. هزینههای وسایل و لوازم مصرفی ترکیبی در نظام سلامت، از دادههای حسابهای ملی سلامت و داشبورد SPAS استخراج شد. سپس تحلیل آماری پیشرفته با استفاده از نرمافزار اکسل برای تعیین سهم هزینههای بهداشتی درمانی و هزینههای دارو و لوازم مصرفی ترکیبی در نظام سلامت انجام شد.
نتایج: در طی سالهای 1397 لغایت 1399، هزینههای دارو و لوازم مصرفی پزشکی برای بیماران بستری 12% از هزینههای کل سلامت را تشکیل میدهد که به طور سالانه 8/1% کاهش داشته است. همچنین هزینههای سرپایی 5/19% از کل هزینهها را به خود اختصاص داده که به طور سالانه 7/0% افزایش دارد. بیمه سلامت پایه حدود 3/10% از بودجه خود را برای این هزینهها تخصیص داده است که به طور کلی برابر با 5/31% از هزینههای کل نظام بهداشتی درمانی کشور است.
نتیجهگیری: مدیریت مؤثر زنجیره تأمین و برنامهریزی استراتژیک برای کاهش وابستگی به واردات، پاسخگویی مناسب به تقاضاهای فزاینده بهداشتی درمانی، نظارت و پایش بر قیمتهای دارو و ملزومات مصرفی پزشکی و کاهش اثرات سوء تورم، تحریم و کمبود نقدینگی، افزایش سهم بودجه بهداشت و درمان از تولید ناخالص داخلی و گسترش پوشش بیمهای به منظور ایجاد حفاظت مالی از افراد جامعه و دستیابی به پوشش همگانی سلامت را در نظام سلامت بسیار حیاتی است.
فروغ سرائی، فاطمه زهرا احمدی، محبوبه غلامی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات سلامت روان در گروه سنی کودکان و نوجوانان روندی صعودی دارد. با توجه به اثرات گسترده این اختلالات در رشد فردی، مسائل آموزشی و تحصیلی کودکان و نوجوانان و تبعات اجتماعی آن، مطالعه حاضر با هدف بررسی خدمات سلامت روان کودکان و نوجوانان در ایران، شناسایی چالشها و ارائه راهکارها جهت بهبود دسترسی و کیفیت خدمات انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش، یک مطالعه مرور حیطهای بوده که بر اساس چارچوب 6 مرحلهای آرکسی و اومالی در سال 1404 انجام شد. جستجوی گسترده در پایگاههای بینالمللی و داخلی شامل Scopus، Web of Scienses، Pubmed، MagIran،SID ، موتور جستجوگر Google Scholar و وبسایتهای سازمانی و دولتی ازجمله سازمان جهانی بهداشت و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با کلیدواژههای مشخص انجام شد. استخراج دادههای مطالعه نیز با استفاده از رویکرد روایتی و آنالیز موضوعی صورت گرفت.
نتایج: بر اساس مرور 19 مطالعه انجامشده، خدمات و مداخلات سلامت روان برای کودکان و نوجوانان در سطوح مختلفی ازجمله مراقبت اولیه، تخصصی، مدرسهمحور، جامعهمحور، خانوادهمحور و خدمات ملی ارائه میشود. این مداخلات با استفاده از رویکردهای متنوعی مانند آموزش، غربالگری و مداخلات درمانی طراحی شدهاند. همچنین محدودیتهای ساختاری (ضعف نظام ارجاع، کمبود منابع)، چالشهای اجتماعی-فرهنگی (انگ اجتماعی و عدم آگاهی عمومی) و منابع انسانی (کمبود متخصصان) در ارائه این خدمات شناسایی شدند.
نتیجهگیری: بهرهگیری از ظرفیتهای نظام مراقبت اولیه و آموزش و پرورش، همراه با تقویت آموزش نیروی انسانی و ارتقای آگاهی عمومی، میتواند زمینهساز گسترش دسترسی و بهبود کیفیت خدمات سلامت روان در کشور باشد.
طاهر ملکی، دکتر اباسط میرزایی، ساناز زیدابادی، اکبر رسولی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از برنامههای اصلاحات نظام سلامت، برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع است. لذا هدف از انجام این مطالعه، مروری بر چگونگی تامین مالی پزشک خانواده و نظام ارجاع در کشورهای منتخب و ایران میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه به صورت مروری تطبیقی در سال 1403 انجام شده است. اطلاعات با استفاده از کلید واژههای مرتبط و معادل انگلیسی آنها براساس سرعنوانهای موضوعی مشخص (Mesh) در پایگاههای اطلاعاتی مختلف استخراج گردید. علاوه بر آن دادههای سازمان بهداشت جهانی و گزارش نظامهای سلامت کشورهای منتخب هم مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات براساس فرم استخراج دادهها (محقق ساخته) استخراج شد. در نهایت اطلاعات به تفکیک موضوع دستهبندی شد و مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافتهها حاکی از این بود که بیشترین چالشهای تامین مالی طرح پزشک خانواده مربوط به عوامل فرهنگی، اقتصادی، محیطی و شرایط کاری کشورها میباشد. همچنین سایر یافتههای مطالعه در چهار بخش شامل وضعیت نظام ارجاع در کشورهای منتخب، دستاوردهای نظام ارجاع و پزشک خانواده برای سیستم سلامت آن کشور، تأمین مالی، نقاط قوت، ضعف، فرصتها و چالشهای اجرای نظام ارجاع و پزشک خانواده به تفکیک کشورهای منتخب شناسایی و استخراج گردید.
نتیجهگیری: علی رغم شباهتهای فراوان در نحوه اجرای برنامه پزشک خانواده در بین کشورهای منتخب، اما به لحاظ سیاستگذاری، روشهای اجرا و نحوه تامین هزینهها تفاوتهایی وجود دارد. براساس یافتههای پژوهش، پیشنهاد میگردد که به منظور اجرای موفقیت آمیز برنامه پزشک خانواده، از تجارب موفقیت آمیز سایر کشورها در سطح بین المللی و همچنین شواهد و اطلاعات در اجرای این برنامه بهرهگرفته شود.
محمود زیوری رحمان، جواد سیاه مشتهء، نیلوفر میکائیلی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: طرحوارههای ناسازگار اولیه الگوهای عمیق شناختی هستند که میتوانند بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان اثر منفی داشته باشند. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر طرحوارههای ناسازگار اولیه بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان و نقش میانجی سواد سلامت بود.
مواد و روشها: روش پژوهش تحلیلی همبستگی بر اساس روش مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران 20 تا 60 ساله مبتلا به سرطان مراجعهکننده به مراکز درمانی خصوصی شهر در سال 1404 بوده که 665 نفر با روش نمونهگیری نمونه در دسترس بهعنوان نمونه انتخاب شدهاند. از پرسشنامههای طرحوارههای ناسازگار اولیه، سواد سلامت بزرگسالان و کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی استفاده شده است. دادهها در سطح معناداری 05/0 با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری، در نرمافزارهای spss25 وAmos24 تحلیل شدند.
نتایج: اثرات مستقیم طرحوارههای ناسازگار اولیه بر سواد سلامت (001/0 p< ، 85/0-=β) و بر کیفیت زندگی (001/0 p< ، 56/0-= β) و سواد سلامت بر کیفیت زندگی (001/0 p< ، 51/0=β) معنادار بودند. از طرفی سواد سلامت در رابطه بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و کیفیت زندگی بیماران نقش میانجی داشته (001/0> p، 26/0= β) و شاخصهای نکویی برازش گویای برازش مناسب مدل بود (94/3= X2/Df ، 913/0 GFI = ، 903/0 IFI = ، 901/0 CFI = و 067/0=RMSEA).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد طرحوارههای ناسازگار اولیه تأثیر منفی بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی بیماران مبتلا به سرطان دارند. سواد سلامت بهعنوان متغیر میانجی این اثر منفی را تعدیل کرده و ارتقای آن میتواند به بهبود کیفیت زندگی بیماران کمک کند.
علی مدبر، حبیب جلیلیان، بهنام قلی زاده، اسماعیل موسوی اصل، فرزاد فرجی خیاوی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دریافت پایدار خدمات سلامت برای بیماران مبتلا به فشارخون بالا در شرایط پاندمی و بحران از اهمیت حیاتی برخوردار است. این مطالعه به منظور ارزیابی تابآوری خدمات مراکز جامع سلامت به این بیماران در دوران پاندمی انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعهی توصیفی-مقطعی در سال ۱۴۰۲ در ۱۰ مرکز خدمات جامع سلامت استان مرکزی انجام شد. ۲۵۰ نفر از بیماران مبتلا به فشارخون بالا به روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامهی محققساخته در ۴ بعد کیفیت، دسترسی، تداوم و هماهنگی بود. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و رگرسیون خطی چندمتغیره در نرمافزار SPSS24 تحلیل شدند.
نتایج: امتیاز تابآوری ارائه خدمات درکل (32/±0) 95/2 و نسبتاً ضعیف برآورد گردید. میانگین نمره ابعاد به ترتیب؛ کیفیت (0/41±) 93/2، دسترسی (0/28±) 08/3، تداوم (0/35±) 88/2 و هماهنگی (0/76±) 03/3 بود. نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که چهار بعد پرسشنامه در مجموع 1/96 درصد از واریانس تابآوری را تبیین میکنند. ابعاد دسترسی (۴۷۸/۰ = β)، کیفیت (۳79/۰ = β)، تداوم خدمات (352/۰ = β) و هماهنگی (178/۰ = β) به ترتیب بیشترین سهم را در پیشبینی تابآوری خدمات داشتند.
نتیجهگیری: تابآوری خدمات مراکز جامع سلامت به بیماران مبتلا به فشارخون بالا در دوران پاندمی و بحران در سطح "نسبتاً ضعیف" ارزیابی شد. این یافته ضرورت توجه فوری و برنامهریزی عملیاتی را برای سیاستگذاران و مدیران سلامت آشکار میسازد. تدوین برنامه عملیاتی برای تضمین تداوم خدمات و توسعه زیرساختهای مراقبت از راه دور، به عنوان اولویتهای اصلی برای بهبود تابآوری پیشنهاد میگردد.
علیرضا رحیمی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اورژانس پیشبیمارستانی نقش اساسی در مدیریت شرایط حیاتی بیماران دارد، اما شواهد نشان میدهد این خدمات با چالشهای متعددی در سطوح مختلف انسانی، مدیریتی و زیرساختی روبهرو هستند. هدف پژوهش حاضر، انجام یک فراترکیب جامع بهمنظور شناسایی و تحلیل چالشهای خدمات اورژانس پیشبیمارستانی در ایران بر اساس شواهد پژوهشی موجود در بازه زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ (۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵) است.
مواد و روشها: این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب و بر پایه چارچوب هفتگانه سندلوسکی و باروس (۲۰۰۶) انجام شد. جستجوی نظاممند در پایگاههای داده معتبر داخلی و خارجی با کلیدواژههای مرتبط منجر به شناسایی ۴۱۴ مقاله گردید. پس از غربالگری دقیق بر اساس معیارهای ورود و خروج و ارزیابی کیفیت، در نهایت ۲۵ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافتههای این مقالات با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای مضمونی تحلیل و دستهبندی گردید.
نتایج: یافتهها نشان داد که چالشهای خدمات اورژانس پیشبیمارستانی در ایران در شش مضمون اصلی دستهبندی میشوند: چالشهای نیروی انسانی، چالشهای لجستیکی و زیرساختی، موانع سازمانی و مدیریتی، مسائل اجتماعی و فرهنگی و چالشهای آموزشی. یک تحلیل عمیقتر از مضامین، ماهیت چندوجهی و درهمتنیده چالشهای موجود را آشکار ساخت. تحلیل یافتهها همچنین نشان داد که این چالشها بهصورت منفرد وجود ندارند، بلکه در یک شبکه پیچیده از روابط علت و معلولی به یکدیگر متصل هستند.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش تأیید میکند که چالشهای سیستم اورژانس در ایران ماهیتی جهانی داشته و با مشکلات گزارششده در کشورهای با درآمد کم و متوسط همپوشانی دارند. حل این مشکلات نیازمند یک رویکرد جامع و سیستمی است که تمامی ابعاد انسانی، لجستیکی، سازمانی و اجتماعی ـ فرهنگی را بهصورت همزمان پوشش دهد و به آمادگی سیستم در برابر حوادث و بلایای احتمالی نیز توجه کند.
بهشته جبلی، محمد ورهرام، فاطمه کیوانی راد، سولماز زرینه، الهام قازانچایی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حکمت در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان بکار رفته است. خدمات بیمارستانی بیش از همه خدمات شناخته شده به نیروی انسانی وابسته است و ماهیت این خدمات به گونه ایست که کارکنان باید جهت کسب بیشترین کارایی و اثربخشی علاوه بر دارا بودن تخصص و مهارت، متعهد نیز باشند. در این منظر، بیمارستان حکمتبنیان بیمارستانی است که خدمات خود را بر مبنای سه اصل منزلت و کرامت انسانی، دانش و حکمت پزشکی و اخلاق و شئون اسلامی ارائه مینماید. لذا هدف از انجام این مطالعه شناسایی مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی بیمارستانی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه، یک مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای گرانهایم و لاندمن میباشد که اطلاعات آن از طریق انجام مصاحبه از 62 پزشک و بیمار از بخشهای مختلف تا زمان اشباع دادهها جمعآوری گردید. در این مطالعه برای انتخاب مشارکتکنندگان از نمونهگیری هدفمند استفاده شد. به طوری که با افرادی مصاحبه شد که در زمینه پدیده مورد مطالعه یا جنبههایی از آن دارای اطلاعات و شناخت مناسب و نسبتا کافی بودند. در این مطالعه از بررسی کتابخانهای و اسناد بالادستی نظام سلامت از ابتدای انقلاب تاکنون نیز جهت جمعآوری دادههای مروری استفاده شد.
نتایج: در مطالعات کتابخانهای 20 سند بالادستی در رابطه با سلامت، پزشکی، آموزش و فرهنگ و تمدن استخراج گردید. همچنین از مصاحبههای انجام شده از 32 پزشک و 28 بیمار در رابطه با مؤلفههای مؤثر بر اعتباربخشی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان، 10 طبقه اصلی استخراج شد. طبقات اصلی استخراج شده از مصاحبه پزشکان و بیماران شامل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی، امکانات، تجهیزات و منابع انسانی، مهارتهای ارتباطی، چالشهای مالی و معیشتی بیماران، دانش، آموزش و آگاهی، عوامل ملموس، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، تابآوری روحی و روانی در بیماران و قابلیت اطمینان خدمات بود.
نتیجهگیری: درک متقابل احساسات و عقاید آمیخته با صبر و آرامش، برخورد همراه با احترام توسط طرفین و تبادل اطلاعات و دانش از انتظارات هر دو طرف پزشک و بیمار از یکدیگر محسوب میشود. لذا به نظر میرسد یک دسته از نیازهای اولیه و ثانویه وجود دارد که با برطرف شدن هر کدام از آنها امید دستیابی به بیمارستانی استاندارد همراه با چشمانداز طب و حکمت قابلانتظار باشد.