94 نتیجه برای پزشک
وحید علی پور، عزیز رضا پور، ابراهیم حسن زاده، سعید باقری، محمد رضا شیخی چمان، یعقوب یوسفی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
دکتر اعظم لاری، دکتر کامران حاجی نبی، دکتر علی کمیلی، دکتر لیلا ریاحی،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بهرهگیری از شیوههای بهینه خرید در بخش تجهیزات سرمایهای پزشکی در کنار اجرای قوانین و مقررات میتواند به عنوان راهی برای حرکت به سمت خریدی هوشمندانه و افزایش سطح دسترسی گروههای آسیبپذیر به دریافت خدمات و گسترش عدالت مطرح شود. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر در تصمیمگیری خرید تجهیزات سرمایهای پزشکی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
مواد و روشها: در این پژوهش کاربردی که در سال 97 انجام شده است، جامعه آماری پژوهش را مدیران، رؤسا و سرپرستان بخشهای تشخیصی و درمانی و بخش تجهیزات پزشکی بیمارستانهای دانشگاه و مدیران و کارشناسان تجهیزات پزشکی ستاد دانشگاه که 631 نفر بودند تشکیل دادند. نمونه پژوهش 431 نفر بودند که با روش نمونهگیری طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخت بود که پس از تأیید روایی و پایایی آن، دادهها جمعآوری و در نهایت با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شدند.
نتایج: مؤثرترین متغیر واقعی بودن قیمت تجهیزات سرمایهای در زمان خرید با ضریب رگرسیون 368/0 بوده و در مقابل کماثرترین متغیر در این زمینه بازار فروش رقابتی یا انحصاری با ضریب رگرسیون 162/0 میباشد.
نتیجهگیری: مراکز درمانی برای خرید تجهیزات سرمایهای باید از معیارهای استاندارد تصمیمگیری استفاده کنند. با توجه به نقش حساس شناسایی و انتخاب بهترین مارک برای خرید تجهیزات و همچنین هزینههایی که این خریدها به نظام سلامت وارد میکند، استفاده از معیارهای کمی و کیفی و همچنین بهرهگیری از نظر خبرگان بسیار حائز اهمیت میباشد؛ تا از این طریق بتوان تجهیزاتی با صرفه به لحاظ اقتصادی و همچنین با کیفیت جهت ارائه خدمات مناسب تدارک دید.
دکتر فرامرز پوراصغر، نسا کواکبی،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کاربرد فنآوری اطلاعات در حوزه سلامت در حال افزایش است. هدف این مطالعه ارائه مدل علمی برای طراحی سامانه الکترونیکی مدیریت اعزام بیماران است.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع کیفی اکتشافی است. ابتدا بررسی متون برای شناسایی شاخصهای بالینی، مدیریتی و فرآیندی اعزام بیمار انجام شد. سپس30 نفر از کارشناسان با تجربه در اعزام به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. از طریق بحثهای گروهی متمرکز و مصاحبههای نیمهساختاریافته، نیازهای اطلاعاتی آنها استخراج گردید. شاخصهای بالینی حاصل از مرور متون و نیازهای اطلاعاتی حاصل از مصاحبهها در قالب پرسشنامه دلفی در اختیار 51 نفر از متخصصان قرار داده شدند. شاخصهای فرآیندی نیز در اختیار 35 نفر از کارشناسان قرار گرفتند تا شاخصهای نهایی برای طراحی سامانه اعزام بیمار تعیین شوند. در گام آخر مدل توسط پانل خبرگان تصویب گردید.
نتایج: 38 شاخص فرآیندی و 249 مولفه بالینی و مدیریتی برای طراحی سامانه نهایی شدند. شاخصهای فرآیندی و مدیریتی در طراحی بخشهای نظارت بر اعزام و گزارشات و مولفههای بالینی برای طراحی بخشهای اصلی سامانه شامل درخواست اعزام، الگوریتم تعیین خودکار بیمارستان مقصد، چرخه تبادل اطلاعات و مستندسازی استفاده گردیدند. مدل نهایی شامل رابطهای کاربری متناسب با مسئولیت کاربران میباشد.
نتیجه گیری: مدل پیشنهادی با دارا بودن ابزارهای لازم میتواند اطلاعات بالینی ضروری را بین بیمارستانها مبادله نماید و با فراهم کردن بستری مناسب، فرآیند اعزام بیمار را ارتقا بخشد.
دکتر سیامند انوری، دکتر اسماعیل اسدی، گیلدا رجبی دماوندی، دکتر ماشااله ولی خانی، دکتر بهرنگ شادلو، سپیده مسعودسینکی،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش بررسی عوامل کیفیت زندگی کارکنان شاغل در بیمارستان روانپزشکی بود که با شناسایی آن در راستای ارتقا بهره وری منابع انسانی گامی برداشته شود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر، مطالعه ای توصیفی - مقطعی است که در سال 96 در بیمارستان روزبه انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران محاسبه و 112 پرسشنامه تحلیل شد. در این مطالعه برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد SF-36 استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با نرم افزار SPSS و روش های آماری توصیفی و تحلیل کروسکال والیس، کای اسکوئر و آزمون تعقیبی وی کرامر استفاده شد.
نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت زندگی کارکنان بیمارستان روانپزشکی روزبه درسطح متوسط 8/68 درصد) قرار دارد. بیشترین میانگین نمرات ارزیابی ابعاد کیفیت زندگی مربوط به مولفه عملکرد جسمانی برابر با 2/84 درصد و کمترین میانگین نمرات ارزیابی ابعاد کیفیت زندگی مربوط به مولفه خستگی یا نشاط برابر با 7/58 درصد بود. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد که بین گروه های تحصیلی و کیفیت زندگی در بعد عملکرد جسمانی (007/0 > P-Value)؛ بین میزان سابقه کاری و کیفیت زندگی در بعد عملکرد اجتماعی (02/0> P-Value) و ؛ بین داشتن ارتباط مستقیم با بیمار و همراه بیمار و کیفیت زندگی در بعد خستگی یا نشاط و درد بدنی (005/0 ،05/0 > P-Value)؛ درکارکنان بیمارستان روانپزشکی روزبه تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش کیفیت زندگی کارکنان بیمارستان روانپزشکی روزبه در سطح متوسطی قرار دارد و مداخلات آموزشی و درمانی جهت ارتقاء کیفیت زندگی کارکنان پیشنهاد می گردد.
جعفر یحیوی دیزج، دکتر سارا امام قلی پور سفید دشتی، فاروق نعمانی، رضا هاشم پور،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
مقدمه: با توجه به اینکه یکی از مهمترین و مسألهسازترین موضوعات حوزه سلامت و دغدغه برنامهریزان و سیاستگذاران سلامت، افزایش روزافزون هزینههای سلامت در همه سطوح به ویژه مراقبتهای بیمارستانی و خدمات پاراکلینیکی میباشد؛ مطالعه حاضر با هدف تعیین سهم هزینههای خدمات پیراپزشکی از کل مخارج سلامت خانوار طراحی و اجرا گردید.
مواد و روشها: در مطالعه توصیفی-تحلیلی حاضر، سهم خانوار و سهم هزینه خدمات پیراپزشکی از هزینه های سلامت خانوار به تفکیک سال در مناطق شهری و روستایی، در دوره مطالعاتی 5 ساله، با استفاده از داده های پیمایشی سالانه هزینه-درآمد خانوار (مرکز آمار ایران) طی سالهای1390-1394، به کمک نرم افزار کاربردی MSExcel_2013، استخراج و محاسبه گردید.
یافته ها: بر اساس نتایج این مطالعه، به طور متوسط 20 درصد کل هزینههای سلامت خانوار، به خدمات پیراپزشکی در مناطق شهری و روستایی اختصاص یافته است. به طور متوسط هزینه خدمات پیراپزشکی بیمارستانی در مناطق شهری و روستایی حدود 10 درصد از کل هزینه های خدمات پیراپزشکی را به خود اخصاص داده و به طور متوسط 90 درصد مابقی هزینههای خدمات پیراپزشکی از مراکز غیر بیمارستانی بوده است. مجموعه خدمات تصویربرداری و مجموعه خدمات آزمایشگاهی به ترتیب با 1/48 درصد و 6/25 درصد، بیشترین سهم را در هزینه های مربوط به خدمات پیراپزشکی بیمارستانی و غیر بیمارستانی داشتند.
بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، توجه به مجموعه خدمات تصویربرداری و آزمایشگاهی به عنوان عمده خدمات پیراپزشکی در سبد خدمات سلامت خانوار، میتواند در کاهش هزینه های سلامت و کاهش پرداخت مستقیم از جیب هزینههای سلامت خانوار موثر واقع گردد
دکتر محمد فتحی، طاهره حریری، دکتر نادر مرکزی مقدم،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: خطاهای پزشکی بیانگر مشکل جدی در مراقبتهای ویژه است و سبب افزایش طول اقامت و مرگ بیماران می گردد. ردیابی خطاها در بیمارستان بر مواردی تمرکز دارد که بصورت داوطلبانه گزارش میشوند. اما این موارد 20- 10درصدخطاها را شامل می شوند که 95 – 90 درصد آن سبب هیچ آسیبی به بیمار نمی شوند. این پژوهش با هدف شناسایی خطاهای درمانی در بخش مراقبتهای ویژه با ابزار سرنخ عمومی (GTT) در سال 1397 انجام شد.
موادو روش ها: این پژوهش، گذشته نگر، توصیفی کاربردی بود و در بخش مراقبت ویژه یک بیمارستان دولتی درتهران انجام شد. در سال1397، طی 13 هفته، 127 پرونده با استفاده از چک لیست موسسه بهبود سلامت (IHI) توسط دو پرستار بصورت مجزا بررسی شد و تایید نهایی توسط پزشک صورت گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS تحلیل شد.
نتایج: 622 سرنخ، 277 حادثه ناگوار مرتبط با سرنخها و 121 حادثه ناگوار بدون سرنخ و در مجموع 398 مورد حادثه ناگوار شناسایی شد. از 127 پرونده، 93 پرونده دارای حادثه ناگوار و رخداد حوادث 2/73 درصد بود. بروزحوادث ناگوار در هر بیمار 13/3، و در هر 100 روز بیمار 8/24 مورد بود. از این تعداد بیشترین فراوانی آسیب به ترتیب درحوزه مراقبت عمومی، مراقبت ویژه، جراحی و دارویی بود.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه و میزان بالای آسیب های وارده به بیمار که نیازمند مداخلات پزشکی بوده و نیز نتایج پژوهش های مشابه می توان اظهار داشت این ابزار، در مقایسه با سایر روش ها نظیر خوداظهاری، در شناسایی خطاها از درجه اطمینان بالاتری برخوردار است.
علی اکبری ساری، محبوبه بیات، محمد عرب، مهدی یاسری، سیده فاطمه حسینی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: برابری در دسترسی به خدمات مراقبت سلامت از جمله اهداف مهم نظام سلامت می باشد. در این مطالعه، توصیفی از وضعیت توزیع پزشکان متخصص گوش، گلو، بینی و جراحی سر و گردن استان ها و شهرستان های کشور ایران در سال 1396 انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به منظور توصیف وضعیت توزیع پزشکان متخصص گوش، حلق و بینی و جراحی سر و گردن در استان ها و شهرستان های کشور در سال 1396 انجام شده است. دادههای مورد نیاز از طریق وزرات بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و مرکز آمار ایران جمع آوری شد. به منظور تحلیل نتایج از شاخص ضریب جینی، منحنی لورنز، رگرسیون چندگانه و ترسیم نقشه های جغرافیایی به کمک نرم افزار R نسخه 0-6-3 استفاده شد.
نتایج: استان تهران (2.31) و هرمزگان (0.39) به ترتیب بیشترین و کمترین سرانه پزشکان متخصص گوش، گلو بینی و جراحی سر و گردن به ازای 100 هزار نفر جمعیت در سال 1396 را به خود اختصاص داده اند.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که تفاوت قابل توجهی در دسترسی به پزشکان متخصص گوش، گلو، بینی و جراحی سر و گردن در مناطق مختلف کشور وجود داشت.
حسین علائی، نیلوفر امیری قلعه رشیدی، مجتبی امیری،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامه پزشک خانواده از مهمترین تلاشهای نظام سلامت ایران برای ایجاد نظام ارجاع در کشور، تدوین و در چند استان به اجرا درآمد، ولی به دلایلی چند با چالشهای اساسی روبرو شد که موجب عدم پیشرفت برنامه گردید لذا پژوهش حاضر با هدف تحلیل برنامه مذکور به منظور شناسایی علل و چالشهای عدم پیشرفت برنامه صورت گرفت.
مواد و روشها: مطالعه گذشتهنگر حاضر از نوع تحلیل سیاست، یک پژوهش کیفی است، در آن نمونهگیری مبتنی بر هدف بوده و جمعآوری دادهها با استفاده از تحلیل اسناد و مصاحبه نیمهباز انجام شده است. تحلیل دادهها از طریق تحلیل تم در چارچوب مثلث سیاستگذاری و با استفاده از نرمافزار MAXQDA انجام شد.
نتایج: بر اساس چارچوب مطالعه، چالشهای برنامه در بعد زمینه عبارتاند از: تضاد منافع، قائم به فرد بودن برنامهها، عدم ثبات در مدیریت و برنامهها، توجه ناکافی به فرهنگسازی و منابع و زیرساختها، در بعد محتوا عبارتاند از: رویکرد اجرایی نامتناسب، عدم بومیسازی، انتخاب ابزار نامناسب، شفافیت ناکافی و ابهام در اهداف، وظایف و مسئولیتها. در بعد فرآیند؛ چالشهای فرآیند بر اساس چرخه خطمشیگذاری مورد بررسی قرار گرفت.
نتیجهگیری: اجرای برنامه پزشک خانواده متأثر از عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مدیریتی است. از آنجا که این برنامه مجدداً مورد توجه وزارت بهداشت قرار گرفته است، لازم است سیاستگذاران و تصمیم گیران نظام سلامت با در نظر گرفتن موانع و چالشهای مطرح شده به اصلاح محتوا و روشهای اجرای برنامه اهتمام ورزند.
محمود بیگلر، حسین درگاهی، زهره قربانی، سیما گرشاسبی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: توانمندسازی کارکنان از بهترین و کارآمدترین راهبردهای توسعه و شکوفایی و افزایش بهرهوری نیروی انسانی در سازمانها است. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط اثربخشی دورههای توانمندسازی کارکنان با بهرهوری نیروی انسانی در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بود که بهصورت مقطعی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کارکنان ستادی معاونتهای دانشگاه برابر 1452 نفر بود. حجم نمونه نیز با استفاده از جدول کرجسی و مورگان برابر 304 تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها شامل دو پرسشنامه اثربخشی دورههای توانمندسازی Hersey ترجمهشده توسط جعفری و همکاران و بهرهوری نیروی انسانی هرسی و گلداسمیت بود. روایی محتوی و سازه شامل همگرا و واگرا و همچنین پایایی پرسشنامهها با ضریب 86/0 و 89/0 با استفاده از روش آلفا کرونباخ بدست آمد. تحلیل دادهها توسط نرمافزار SPSS نسخه 23 انجام شد و برای ارائه یافتههای توصیفی از جداول توزیع فراوانی و برای ارائه یافتههای تحلیلی از مدلسازی معادلات ساختاری و دیگر روشهای آمار استنباطی بهرهبرداری شد.
نتایج: میانگین اثربخشی دورههای توانمندسازی کارکنان و بهرهوری نیروی انسانی موردمطالعه از مطلوبیت نسبتاً بالا برخوردار بود. همچنین ارتباط مثبت و مستقیم دورههای توانمندسازی کارکنان با بهرهوری نیروی انسانی به اثبات رسید.
نتیجهگیری: استفاده از روشهای مختلف توانمندسازی کارکنان در بدو استخدام مانند جامعهپذیری سازمانی، آموزشهای مستمر ضمن خدمت بهصورت کارگاهی، حضوری و مجازی در جهت تقویت ویژگیهای شخصیتی خودباوری، سازگاری و نوآوری کارکنان به بهرهوری سازمانی و فردی کمک میکند.
مهسا محمودی، سید جعفر زنوزی، سید ابوالفضل ابوالفضلی،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر انتخاب پزشکان در تجویز دارو و استفاده از برند ملی یا خارجی بر اساس سبکهای تصمیمگیری مدل اسپرولز و کندال در بین پزشکان شهر ارومیه پرداخته است. با توجه به شیوع بیماری کرونا در کل جهان، تصمیمات پزشکان و ترجیحات آنان در تجویز دارو یک امر حیاتی تلقی میشود.
مواد و روشها: این پژوهش به لحاظ ماهیت از نوع کاربردی و از لحاظ اجرا پیمایشی به شمار میآید. نمونه آماری این پژوهش شامل 400 نفر از پزشکان عمومی، متخصص و فوق متخصص، شهر ارومیه بود. با استفاده از آزمون کلموگروف اسمیرنوف نرمال بودن دادهها مورد سنجش قرار گرفته است. همچنین برای پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. برای اندازه گیری قدرت یا درجه رابطهی خطی بین دو متغیر مستقل از تجزیهوتحلیل رگرسیون استفاده شد. همچنین نرمافزار مورد استفاده SPSS بود.
نتایج: نتیجه بیانگر آن بود که از شش عامل، پنج عامل (عامل کیفیت، عامل نام تجاری، عامل جدید بودن، عامل قیمت، عامل وفاداری) و همچنین عامل صرفهجویی در وقت و انرژی نیز در بین پزشکان مؤثر شناسایی شد.
نتیجهگیری: با توجه به مطرح شدن 7 عامل مؤثر بر تصمیمگیری پزشکان نتایج بیانگر این بود که پزشکان در ترجیحات خود اهمیت زیادی به تجویز دارو با کیفیت میدهند از طرفی نام تجاری نیز در تصمیمگیریهای پزشکان جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده است که شرکتها و سازندگان دارو نیز باید به برندسازی محصولات خود اقدام کنند.
هیوا میرزایی، حجت رحمانی، محمد عرب، جلال سعید پور،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: گردشگری پزشکی سالهاست در کشور ما موردتوجه است. ورود بیماران بینالملل به کشور موجب رونق بخش گردشگری پزشکی میگردد ولی بایستی زیرساختهای لازم برای این امر ایجاد گردد. دستورالعمل تأسیس واحد بیماران بینالملل یکی از زیرساختهای قانونی برای استانداردسازی این حوزه میباشد. لذا این پژوهش با هدف تحلیل استراتژیک استقرار واحد بیماران بینالملل در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه ترکیبی در سال 1398 در سه بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران که مجوز راهاندازی این واحد را داشتند انجام گرفت. در هر بیمارستان با افراد صاحبنظر در این زمینه مصاحبه عمیق صورت گرفت. سپس دادهها در چهار دسته نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها دستهبندی شد و با توجه به نتایج حاصل از تکنیک SWOT راهبردهای لازم ارائه گردید.
نتایج: فرصتهایی شامل هزینه پایین خدمات پزشکی در ایران، کمارزش بودن ریال و پیوندهای سیاسی و مذهبی با کشورهای منطقه وجود دارند. تهدیدهای مهم هم عبارت بودند از وجود رقبای حرفهای، فعالیت گسترده دلالان و وجود تعداد زیادی متولی برای این صنعت در داخل کشور. در آخر راهبردهای مناسب برای هر بیمارستان ارائه شد.
نتیجهگیری: این بازار در کشور ما با تهدیدهای زیادی مواجه است و نیازمند سیاستگذاریهای متناسب با شرایط موجود و اقدامات فوری میباشد. همچنین نتایج نشان داد که دو بیمارستان در حالت رقابتی و یک بیمارستان در حالت تدافعی قرار دارد.
حسین دهقان زاده، محمد مسگرپور، سیدمرتضی حسینی شکوه، محمدکریم بهادری، جواد خوش منظر،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به ضرورت قانونی تغییر رویکرد دانشگاهها از نظام بودجهریزی سنتی به نظام بودجهریزی عملیاتی، این شیوه از بودجهریزی با چالشهایی همراه است. این مطالعه با هدف امکانسنجی و اولویتبندی ابعاد بودجهریزی عملیاتی در یک دانشگاه علوم پزشکی نظامی انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه به صورت توصیفی-تحلیلی در سال 99 در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول 68 نفر از مدیران، کارکنان و کارشناسان معاونت طرح و برنامه و امور مالی دانشگاه علوم پزشکی به روش سرشماری و در مرحله دوم 10 نفر از خبرگان به صورت هدفمند وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها دو پرسشنامه روا و پایا بود. دادهها در مرحله اول با استفاده از آزمون t و نرمافزار SPSS و در مرحله دوم با رویکرد AHP و نرمافزار Expert Choice تجزیهوتحلیل شد.
نتایج: میانگین نمره کلی بودجهریزی عملیاتی و هر یک از ابعاد توانایی، اختیار و پذیرش بودجهریزی عملیاتی به ترتیب 3/2، 39/2، 38/2 و 31/2 و در سطح نامطلوب قرار داشت (05/0> P). همچنین معیار توانایی با وزن 547/0، پذیرش با وزن 244/0 و اختیار با وزن 209/0 به ترتیب بیشترین وزن و اهمیت را در پیادهسازی نظام بودجهریزی عملیاتی دارند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج توجه به سه بعد اصلی توانایی، اختیار و پذیرش در پیادهسازی بودجهریزی عملیاتی در جامعه موردمطالعه ضروری است هر چند توجه به بعد توانائی و اجزاء آن شامل توانائی نیروی انسانی، توانائی فنی و توانائی ارزیابی عملکرد از اهمیت بیشتری برخوردار است.
آزاده صبح خیز کوزه کنان، زهرا حاجی انزهائی، فریده اشرف گنجوئی، محمدحسین پورغریب شاهی،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه در نظام اطلاعات پزشکی، دادههای گوناگونی ذخیره شدهاند تا در مواقع لزوم تجزیهوتحلیل شده یا بازیابی شوند؛ لذا این پژوهش باهدف تعیین نیازمندیهای ذینفعان سامانه مدیریت اطلاعاتی پزشکی ورزشکاران بر اساس استانداردهای بینالمللی انجام شد.
مواد و روشها: جامعه پژوهش شامل ورزشکاران، ارائهدهندگان خدمات بالینی و مدیران مراکز پزشکی ورزشی کشور ایران بود. در این پژوهش، از جداول مقایسهای کشورهای منتخب، برای نیازسنجی از ذینفعان استفاده شد و بهصورت ترکیبی بود. برای تحلیل دادههای حاصل از پرسشنامه، تعداد پاسخهای کسبشده هر مؤلفه بر اساس مقیاس لیکرت مشخص و با توجه به فراوانی پاسخهای مربوط به گزینهها، درصد هر یک محاسبه شد و مؤلفههایی که توافق جمعی کاربران بیش از 50 درصد بود انتخاب شد.
نتایج: مجموعه داده اولیه، اجزاء کلی سامانه و موجودیتهای اولیه سامانه پرونده اطلاعات پزشکی ورزشی ورزشکاران را مشخص نمود. نتایج نشان داد که بیشترین توافق جمعی در مورد وجود نوع آلرژی دارویی و بیماری دیابت در سابقه بیماری خانواده در پرونده سلامت فردی ورزشکاران و کمترین توافق در مورد نحوه ورود به تیم حاصل شد. نیازهای ذینفعان در مقایسه با کشورهای منتخب، شامل جزئیات بیشتری از جمله اطلاعات سلامت روان بود که در مجموعه داده کشورهای منتخب، به آن توجه چندانی نشده بود.
نتیجهگیری: به نظر میرسد بر اساس یافتهها، دسترسی فرد به اطلاعات پزشکی ورزشی، نکته کلیدی است و فرد میتواند در یک درمان بیمارمحور، اطلاعات خود، مشکلات و نیازهای سلامت مرتبط با خود را مشاهده و دریافت نماید.
علیرضا گلابدوست، عباس منوریان، عباس نرگسیان،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: رسانههای اجتماعی یکی از ابزارهای کمهزینه است که توسط بسیاری از سازمانها مورداستفاده قرار میگیرد. هدف از این تحقیق کیفی ارائه مدل پاسخگویی عمومی مبتنی بر بهکارگیری رسانههای اجتماعی در دانشگاههای دولتی علوم پزشکی شهر تهران است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر با استفاده از روش داده بنیاد تحلیل موقعیت کلارک صورت پذیرفت. برای استخراج مؤلفههای اصلی این مدل با 21 نفر از خبرگان در سال 1400 مصاحبههای عمیقی انجام شده است. افراد مورد مطالعه این تحقیق را مدیران و کارشناسان دانشگاههای پزشکی شهر تهران (تهران، شهید بهشتی، ایران) تشکیل دادند که مشارکتکنندگان با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند از نوع نمونهگیری نظری انتخاب شدند.
نتایج: تحلیل موقعیت پاسخگویی در دانشگاههای علوم پزشکی نشان داد عرصه اصلی و تعیینکننده «دولت» است. این عرصه در دل خود «وزارت بهداشت» را دارد. عرصه سوم، خود «دانشگاههای علوم پزشکی» و جهانهای اجتماعی فعال در آن است. عرصه چهارم، «واحدهای روابط عمومی» است، اما در گوشه این عرصههای متداخل، عرصه «جامعه مخاطب» قرار دارد.
نتیجهگیری: اساس و پایه پاسخگویی بر دادن گزارش و اطلاعات است. دانشگاهها بایستی آزادی عمل لازم را به کارکنان خود در ارائه گزارش مستقیم بدهند. با توجه به یافتههای پژوهش پیشنهاد میشود که با شکلدهی یک دپارتمان تخصصی روابط عمومی در رابطه با پاسخگویی عمومی علاوه بر شناسایی ظرفیتها، نسبت به رفع موانع موجود اقدام نمایند.
فرشید نصراله بیگی، پوران رئیسی، فربد عبادی فرد آذر،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عواملی که بهرهوری پرسنل را کاهش میدهد فرسودگی شغلی است؛ بنابراین، هدف مطالعه حاضر تعیین رابطه بین کارکردهای مدیریت منابع انسانی و فرسودگی شغلی از دیدگاه مدیران و پرسنل ستادی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران بود.
مواد و روشها: جامعه آماری این مطالعه مقطعی شامل 657 نفر از مدیران و کارکنان ستادی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران بود که بر اساس جدول مورگان 242 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. دادههای پژوهش با کمک دو پرسشنامه فرسودگی شغلی و کارکردهای مدیریت منابع انسانی جمعآوری شد.
نتایج:174 نفر (7/70%) افراد مشارکتکننده در مطالعه زن، میانگین سن و سابقه کاری افراد 3/41 و 8/15 با انحراف معیار 35/7 سال بود. 9/78 درصد افراد متأهل و 1/69 درصد آنها از وضعیت حقوق دریافتی خود راضی نبودند. ابعاد ارزیابی نتیجه گرا، شرح شغلی شفاف و آموزش گسترده به ترتیب با میانگینهای 17/4، 12/4 و 03/4 از 7 بیشترین امتیاز را در بین ابعاد مختلف کارکردهای منابع انسانی داشتند. ابعاد مختلف فرسودگی نشان داد که بیشترین مقدار میانگین مربوط به احساس عدمکفایت شخصی و مسخ شخصیت (72/4) بود. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین کارکردهای مدیریت منابع انسانی با فرسودگی شغلی ارتباط آماری معناداری با ضریب همبستگی 439/0- وجود دارد (05/0P<).
نتیجهگیری: با بهبود کارکردهای مدیریت منابع انسانی، فرسودگی شغلی به طور معناداری کاهش خواهد یافت.
سجاد قربانی زاده، فاطمه تجر، زهرا اسدی پیری، ستار رضایی، یاسر مخیری، ثریا نورائی مطلق،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
مقدمه: نابرابریهای اجتماعی- اقتصادی در استفاده از خدمات دندانپزشکی یک چالش عمده سیاستهای سلامت در بسیاری از کشورها است. این مطالعه مقطعی با هدف بررسی نابرابری اجتماعی اقتصادی در بهرهمندی از خدمات دندانپزشکی در لرستان و مقایسه با استانهای همجوار انجام شده است.
روش: دادههای مورد نیاز از پیمایش هزینه و درآمد خانوار جمعآوری گردید. حجم نمونه شامل 5547 خانوار استانهای غرب کشور بود. جهت تعیین مهمترین عوامل مؤثر بر بهرهمندی از خدمات دندانپزشکی از روش رگرسیونی لاجستیک و جهت سنجش نابرابری بین گروههای درآمدی از شاخص تمرکز و منحنی تمرکز استفاده گردید. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار استاتا نسخه 14 انجام شد.
نتایج: بیشترین و کمترین درصد بهرهمندی از خدمات دندانپزشکی در میان خانوارها به ترتیب مربوط به استانهای همدان (02/7 درصد) و لرستان (19/3 درصد) میباشد. نتایج شاخص تمرکز نشان داد بهرهمندی و هزینههای خدمات دندانپزشکی در میان خانوارهای با وضعیت اقتصادی- اجتماعی بالاتر متمرکز است؛ به عبارت دیگر نابرابری به نفع ثروتمندان است. زن بودن سرپرست خانوار و افزایش بعد خانوار منجر به کاهش بهرهمندی از این خدمات میگردد. سطح تحصیلات بالاتر سرپرست خانوار و افزایش تعداد افراد شاغل و افراد باسواد خانوار ارتباط مثبتی با بهرهمندی از خدمات دندانپزشکی نشان داد.
نتیجهگیری: بهرهمندی از خدمات دندانپزشکی در بین گروههای اقتصادی- اجتماعی بالاتر به طور معناداری بیشتر بود. این نابرابریها با معرفی و اجرای سیاستهای هدفمند، قابل اجتناب هستند. خانوارهای با درآمد پایین، سطح تحصیلات کمتر و بیکاران باید در تمرکز سیاستگذاری برای مقابله با نیازهای برآورده نشده مراقبتهای دندانپزشکی قرار گیرند.
بهاره هاشمی مقدم، محمدرضا کریمی علویجه، نجیمه السادات کیانوش فرد، شهین ابراهیم بابایی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
مقدمه: امروزه مفهوم رضایتمندی بیماران در تمام دنیا در حوزه مراقبتهای پزشکی اهمیت بسیار ویژهای یافته است و سهم عمده این رضایتمندی متأثر از کیفیت و تنوع خدمات هتلینگ بیمارستانهامیباشد. هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر کیفیت خدمات غیرپزشکی (هتلینگ) بیمارستانها بر رضایت گیرندگان خدمت با تأکید بر نقش واسط رضایت از خدمات پزشکی در بیمارستانهای شهید فیاضبخش، شهید هاشمینژاد و مسیحدانشور است.
مواد و روشها: تحقیق حاضر از نوع کاربردی و توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل گیرندگان خدمات در بیمارستانهای مورد مطالعه به تعداد 48043 بوده است. روش نمونهگیری به صورت تصادفی ساده نسبتی قضاوتی میباشد. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده گردید. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامهی محقق ساخته جمعآوری گردید. به منظور تجزیهوتحلیل دادهها و آزمون فرضیات از آمار توصیفی و استنباطی (کولموگروف-اسمیرنوف، تی دونمونه، آنووا، همبستگی پیرسون و رگرسیون دو متغیره) از طریق نرمافزارSPSS22 و همچنین بهمنظور بررسی برازش مدل و تحلیل عاملی تأییدی از نرمافزار لیزرل و جهت سنجش اهمیت و وزن متغیرهای مورد بررسی، از روش آنتروپی شانون استفاده شد.
نتایج: شناخت وزن و اولویت هر یک از متغیرهای تحقیق نشان میدهد، بهطورکلی دیدگاه گیرندگان خدمت در زمینه خدمات غیرپزشکی بیمارستانها، خدمات طی درمان، خدمات نظافت و بهداشت، خدمات رفاهی، منابع انسانی، ساختمان و تأسیساتو تغذیه بیمار، به ترتیب دارای بیشترین به کمترین وزن و اولویت میباشند.
نتیجهگیری: رضایت گیرندگان خدمات غیرپزشکی در وضعیت معمولی قرار دارند.با برقراری سیستم مدیریت مشارکتی و تشخیص اولویتها و نیازهای درمانی آنها، این وضعیت را به حالت مطلوب برسانند.
آزاده صبح خیز کوزه کنان، زهرا حاجی انزهائی، فریده اشرف گنجوئی، محمدحسین پورغریب شاهی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه مراقبتهای بیمارستانی، با تکیه بر سامانه پرونده سلامت، بیش از پیش موردتوجه قرارگرفته اند. با توجه به وجود تنوع داده در این سامانهها، طراحی مدل مفهومی و منطقی استاندارد توسط ارائهدهندگان خدمات، نقش مهمی در موفقیت آنها خواهد داشت. لذا این پژوهش باهدف طراحی مدل منطقی داده سامانه مدیریت اطلاعات بیمارستانی ورزشکاران بر اساس استانداردهای بینالمللی انجام شد.
مواد و روشها: طراحی مدل منطقی سامانه اطلاعات بیمارستانی ورزشکاران کشور ایران بر اساس موجودیتها و مؤلفههای اصلی سیستم پس از مقایسه کشورهای منتخب، بررسی اولیه نیازمندیهای ذینفعان، مجموعه داده اعتبارسنجی شده توسط خبرگان و اعتبار سنجی مدل مفهومی انجام شد و دیاگرامها ترسیم شد. جلسه با حضور خبرگان برای اعتبارسنجی مدل منطقی پیشنهادی برگزار شد. اصلاحات پیشنهادی در جلسه مورد بحث قرار گرفت و انجام شد، توافق جمعی در مورد مدل منطقی ارائه شده حاصل و اعتبار مدل به تائید رسید.
نتایج: فعالیتهای ورود، تغییر کلمه عبور، رزرو نوبت معاینه، ثبت اطلاعات ورزشکار، ثبت معاینه، ثبت نتایج آزمایش، فعالیت ثبت اطلاعات واکسیناسیون، ثبت یادآور سلامت، ثبت اطلاعات سلامت به عنوان دیاگرامهای اصلی این سامانه تعیین گردید.
نتیجهگیری: به نظر میرسد بر اساس یافتهها، دسترسی فرد به اطلاعات پزشکی ورزشی، نکته کلیدی است و فرد میتواند در یک درمان بیمارمحور، نیازهای سلامت مرتبط با خود را مشاهده و دریافت نماید.
مهدی رعدآبادی، محمد صادقی، مسعود صفاری، محدثه کریمی زاده، عزت دهقان منشادی، مهدی جبین پور، الهام حاجی مقصودی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه و هدف: یکی از چالشهایی که امروزه سازمانها با آن روبرو هستند، مسئله حفظ کارکنان است. در این میان پرداختن به علل بازنشستگی زودهنگام در بین کارکنان بخش سلامت از اهمیت دوچندانی برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف بررسی علل بازنشستگی پیش از موعد در بازنشستگان دانشگاه علوم پزشکی یزد انجام شد.
مواد و روشها: پژوهش توصیفی حاضر بر روی کلیه افراد با بازنشستگی پیش از موعد در دانشگاه علوم پزشکی یزد بین سالهای 1395 تا 1398 انجام شد. گردآوری اطلاعات از طریق بررسی پرونده پرسنلی، سامانه بازنشستگی و مصاحبه با افراد انجام شد. توصیف دادهها با استفاده از آمارههای توصیفی و نرمافزار SPSS ویرایش 21 انجام گرفت.
نتایج: میانگین سالهای از دست رفته خدمتی 7/3 سال بود. در مجموع بیش از 528 سال خدمتی از دست رفته وجود داشت. اکثریت بازنشستگان در پستهای خدماتی و بهیاری (1/47 درصد) و در مراکز بیمارستانی (45 درصد) و بهداشتی (9/42 درصد) شاغل بودند. بررسی علل بازنشستگی زودهنگام نشان میدهد بیشترین علل بازنشستگی مربوط به خسته کننده بودن محیط کار (7/55 درصد)، مشکلات جسمی و بیماریهای زمینهای (7/40 درصد) و کمبود حمایت از سوی مسئولین (3/24 درصد) بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، حمایت چندجانبه در سازمان، ارتقاء پاداشها و مزایای اقتصادی، ایجاد روحیه در افراد سازمان، رعایت اصول بهداشتی روانی، کاهش اضطراب و ایجاد امید و افزایش میزان مشارکت کارکنان در فرآیند تصمیمگیری میتواند بر کاهش بازنشستگی پیش از موعد مؤثر باشد.
سارا صوری، محمد غفاری، حسین شیرازی، سید حمید خدادادحسینی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتار شهروندی برند یکی از مفاهیم جدید در حوزه برندسازی با تاکید بر نقش کارکنان است. این مطالعه قصد دارد تا مدلی برای توسعه رفتار شهروندی برند، به نحوی که با فضای بومی گردشگری پزشکی ایران سازگار باشد ارائه کند.
مواد و روشها: راهبرد پژوهش حاضرکیفی، مبتنی بر روش داده بنیاد نظاممند است. دادههای مورد نیاز از طریق مصاحبه نیمهساختار یافته با 16 نفر از افراد صاحبنظر در رابطه با گردشگری پزشکی و خبرگان دانشگاهی با روش نمونهگیری قضاوتی، گلوله برفی و در دسترس و با رعایت قاعده اشباع گردآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از مدل اشتراوس و کوربین و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد.
نتایج: رفتارشهروندی برند در نتیجه وجود شرایط علی شامل عوامل مربوط به کارکنان، سازمان و گردشگر ایجاد میشود و از طریق راهبردهای پشتیبانی منابع انسانی و برنامهریزی جامع بازاریابی و برندسازی با تاثیرپذیری از عوامل مداخلهگر شامل ساختار سازمانی، عملکرد مدیریت، ویژگیهای صنعت درمان، عوامل محیطی، سابقه شغلی و کیفیت زندگی شخصی در بستر سرمایه اجتماعی سازمان، عدالت سازمانی، کیفیت زندگی کاری، جو رقابتی محیط کار، مسئولیت اجتماعی سازمان اجرایی میشود و به پیامدهای مرتبط به گردشگر، سازمان، کارکنان و فراسازمان میانجامد.
نتیجهگیری: مدل حاصل از این پژوهش بیانگر تاثیرگذاری عوامل متعدد در شکلگیری رفتار شهروندی برند کارکنان حوزه درمان میباشد که در صورت مورد توجه واقع شدن از سوی مدیران منجر به رضایت و جذب گردشگران و کسب مزیت رقابتی خواهد شد.