90 نتیجه برای مدیر
دکتر سهیلا رشادت، علیرضا زنگنه، شهرام سعیدی، الهام صوفی، نادر رجبی گیلان، رامین قاسمی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: توزیع نامتناسب خدمات درمانی باعث نابرابری در دسترسی به این خدمات در کشورهای در حال توسعه شده است. هدف این پژوهش، بررسی نابرابری در دسترسی به امکانات درمانی در کلانشهر کرمانشاه بود.
مواد و روشها: روش تحقیق پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی و کاربردی است. با توجه به ماهیت فضایی ـ مکانی این پژوهش، از سیستم اطلاعات جغرافیایی استفاده شد. دادههای مورد نیاز تحلیل دسترسی، مراکز بیمارستانی موجود و اطلاعات جمعیتی بلوکهای آماری سال 1390 کلانشهر کرمانشاه بود که با استفاده از نرم افزار GIS/Arc مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: نتایج مطالعه نشان داد که پراکنش فضایی مراکز بیمارستانی در کلانشهر کرمانشاه از الگوی تصادفی پیروی میکند و مکانیسم خاصی جهت توزیع فضایی بیمارستان ها در این کلانشهر وجود نداشته است. این کلانشهر تا سال 1393 در مجموع دارای 13 بیمارستان با 2342 تخت بیمارستانی است که بیشترین تختها (1755) مربوط بیمارستانهای عمومی میباشد. آمارها نشان داد که در شرایط موجود تعداد بیمارستانهای موجود، تنها 51/48% از افراد شهر کرمانشاه را تحت پوشش قرار میدهند و 49/51% از خانوارها فاقد دسترسی هستند. تعداد بیمارستانهای موجود نمیتواند از منظر خدمات رسانی نیاز شهروندان را برآورده کند. در این تحقیق مکان فعلی اکثر مراکز درمانی (بیمارستانها) نیز با معیارهای استاندارد و ضرورتهای این کاربری مطابق نبوده است.
نتیجهگیری: آنچه از نتایج میتوان استنباط نمود این است که تمام ساکنان شهر به مراکز بیمارستانی دسترسی یکسانی ندارند و توزیع مراکز بیمارستانی متناسب با توزیع جمعیت و خانوارها نیست. بیعدالتی در دسترسی به امکانات درمانی (بیمارستان) در کلانشهر کرمانشاه وجود دارد.
بهناز کرمانی، حسن درویش، محمدعلی سرلک، پیرحسین کولیوند،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
مقدمه و هدف: در دنیای پرتلاطم کسب وکار کنونی، سازمانها در تلاش و رقابتاند تا شایستهترین مدیران را بعنوان یک مزیت رقابتی، شناسایی، جذب و حفظ کنند. هدف از مطالعه حاضر تعیین ارتباط شایستگیهای رهبری کادر اجرایی و مدیران با عملکرد بیمارستانها بود.
مواد و روش ها: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود که بصورت مقطعی در سال 1394 انجام شد. این مطالعه در یک بیمارستان دولتی آموزشی و یک بیمارستان دولتی غیر آموزشی و یک بیمارستان خصوصی انجام شد که هر سه به لحاظ تخصص، عمومی و از نظر اندازه درحد متوسط و در شهر تهران بودند. جامعه پژوهش مسئولین کلیه واحدها و بخشها مطابق با استانداردهای اعتباربخشی بود. روش نمونهگیری سرشماری بود و از پرسشنامه ارزیابی شایستگیهای رهبری مبتنی بر چارچوب شایستگی های رهبری بالینی (CLCF) و برای ارزیابی عملکرد بیمارستانها نیز از امتیازات ارزشیابی بر اساس استانداردهای اعتباربخشی ملی بیمارستانها سال 93 که مبنای رتبه بندی سال 94 بیمارستانها بود استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t، کای دو، رگرسیون چندمتغیره و ANOVA تحلیل شد.
یافته ها: نتایج حاکی از وجود رابطه مثبت معنادار بین شایستگیهای رهبری و عملکرد بیمارستانها بود (001/0-=α ، 556/0R=). کلیه مولفههای شایستگی (خصوصیات فردی (446/0R=)، کار با دیگران (529/0R=)، مدیریت خدمات (569/0R=)، بهبود خدمات (445/0R=)، تعیین مسیر (269/0R=) نیز با عملکرد رابطه مثبت ومعناداری داشتند. شایستگیهای رهبری با تحصیلات (368/0R=)، نوع استخدام (209/5f=) و نوع بیمارستان (252/15f=) وعملکرد با وضعیت تأهل (038/0R=)، سابقه مدیریت (273/0R=) و نوع بیمارستان (352/4f=) رابطه مثبت ومعناداری نشان دادند.
نتیجه گیری: امروزه سازمانهایی موفق خواهند بود که بتوانند شایستهترینها را جذب، حفظ ونگهداری کرده واز خدمات آنها درجای مطلوب بهره بگیرند. بیتوجهی به این مهم وعدم استفاده از پتانسیلهای موجود میتواند تأثیر منفی برعملکرد افراد، واحدها و بیمارستانها داشته باشد. استفاده از رویکردها، الگوها و تجربیات در بیمارستانها با عملکرد برتر در این راستا مثمرثمر خواهد بود.
مهناز افشاری، دکتر علی محمد مصدق راد، دکتر محمد عرب،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه وهدف: بخش سلامت ایران با تقاضای نامحدود و منابع محدود مواجه است. سازمانهای بیمهگر که نقش عمدهای در تأمین منابع مالی بخش سلامت و بازپرداخت هزینههای مراکز درمانی دارند، مبالغی را تحت عنوان کسورات صورتحسابها، به بیمارستانها باز پرداخت نمیکنند. هدف از انجام این مطالعه تعیین تأثیر اجرای مدیریت کیفیت بر کاهش کسورات بخش اعمال جراحی بیمارستان ولیعصر (عج) است.
مواد و روش ها: برای انجام این پژوهش کاربردی از روش اقدام پژوهی مشارکتی استفاده شد. گروه بهبود کیفیت بخش اعمال جراحی بیمارستان تشکیل شد. این گروه با استفاده از مدل مدیریت کیفیت مصدق راد، برنامه کاهش کسورات بخش اعمال جراحی را تدوین و اجرا کرد. برای تعیین میزان تأثیر مدیریت کیفیت بر کاهش کسورات بخش اعمال جراحی بیمارستان، شاخص کسورات این بخش در شش ماهه اول سال 1393 با مدت مشابه سال قبل مقایسه شد.
نتایج: در شش ماهه اول سال 1392 به طور متوسط به ازای هر بیمار عمل جراحی شده مبلغ 339572 ریال کسورات زده شد. ناخوانا بودن یا پرنکردن کامل برگه شرح عمل و برگه بیهوشی، کدگذاری اشتباه اعمال جراحی، کم یا اضافه درخواستی کای جراحی، اضافه درخواستی ساعت بیهوشی، پرنکردن کامل چارت بیهوشی، اشتباه در محاسبات و اختلاف نظر در نحوه پرداخت بین ارائه دهنده خدمت و بیمهها از علل عمده کسورات بخش اعمال جراحی بیمارستان بودند. پس از تعیین راهکارها، برنامه اصلاحی مناسب برای کاهش کسورات تدوین و اجرا شد. میزان کسورات از 9/6 درصد به 8/3 درصد رسید (کاهش 9/44 درصدی کسورات). متوسط کسورات برای هر بیمار در نیمه اول سال 1393 برابر با 262818 ریال بود.
نتیجهگیری: استقرار یک سیستم مدیریت کیفیت مناسب، تشکیل تیم بهبود کیفیت و ارتقای فرآیندهای کاری میتواند در کاهش کسورات صورتحسابها و افزایش درآمدهای قابل تصرف بیمارستانها موثر باشد.
یگانه حیاطی، دکتر الهام موحد، دکتر محمد عرب،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران بیمارستانها خواه ناخواه تاثیر مهمی بر سلامت کارکنان خود دارند و از انجایی که همبستگی و انسجام حرفه ای در سایه تعادل روانی فراهم می گردد؛ برخورداری از سلامت روان در میان پرسنل بیمارستان حائز اهمیت بسیاری است. پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت سبک رهبری مدیران و ارتباط آن با سلامت روان کارکنان بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران تدوین شد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی-مقطعی بوده و حجم نمونه شامل 91 مدیر اجرائی، میانی و 320 کارمند بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران و ابزار پژوهش پرسشنامه های سبک رهبری فیدلر و سلامت عمومی بود. داده های بدست آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی به وسیله نرم افزار SPSS ویرایش 22 موردتجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: نرخ پاسخدهی 85% بود. اکثر مدیران سبک رهبری وظیفه مدار را اتخاذ نمودند. میان سبک رهبری مدیران با سلامت روان، مشکلات جسمانی، اضطراب، کارکرد اجتماعی و افسردگی پرسنل رابطه آماری معناداری برقرار بود(05/0>P).
نتیجه گیری: مدیران با اتخاذ سبک رهبری رابطه مدار می توانند در ارتقای سلامت روان پرسنل اثرگذار باشند و در راستای پیشگیری و کاهش اختلالات سلامت روان در میان کارکنان ضروری بنظر می رسد که آموزش مدیران در مباحث رهبری و به کارگیری الگو ها و سبک های رهبری مناسب در موقعیت های گوناگون مورد توجه قرار گیرد.
محمدرضا توکلی، دکتر سعید کریمی، دکتر مرضیه جوادی، دکتر علیرضا جباری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف:در سال 1374 دستورالعمل اداره نظام نوین امور بیمارستان ها(کارانه) ابلاغ گردید و این طرح به مدت 20 سال در بیمارستانها اجرا شد. در اوایل مهر 1393 دستورالعمل جدید طرح کارانه با عنوان طرح مبتنی بر عملکرد با هدف رفع نواقص طرح قبلی مورد بازبینی قرار گرفت و به اجرا درآمد. هدف اصلی پژوهش تعیین راهکارهای اصلاحی ارتقا عملکرد نظارت و بهبود اجرای دستورالعمل جدید طرح کارانه در سال1394بود.
مواد و روش ها:تحقیق حاضر به شیوه کیفی از نوع فنومنولوژی بود. از مصاحبه عمیق برای گردآوری داده ها استفاده شد. نمونه های مورد بررسی یازده نفر از مدیران میانی و ارشد و اساتید دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. روش تحلیل داده ها تحلیل محتوایی بود.
یافته ها:در این پژوهش، هشت تم اصلی و ده تم فرعی به دست آمد که هشت تم اصلی عبارت از سیاستگذاری صحیح، اصلاح سیستم مدیریت در نظام سلامت، بسترسازی فرهنگی در حمایت از نظارت، برنامه ریزی صحیح، ایجاد انگیزه در پزشکان، اصلاح زیرساختها، بهبود سیستم آموزش و اطلاع رسانی و ایجاد تعاملات سازنده مدیران ارشد و مسئولان مراکز بود.
نتیجه گیری:.به منظورکارآمدتربودن سیستم سلامت، بایستی نقاط ضعف دستورالعمل جدید طرح کارانه به خوبی بررسی شود وبا برطرف کردن چنین نقاط ضعفی بتوان بااجرای طرح جدیدباعث رضایت مندی بیشتر پزشکان وپرسنل رافراهم نمود. پیشنهادمیگردد برای بهتر اجرایی شدن طرح از راهکارهای اصلاحی موجود در این پژوهش استفاده شده و همچنین پایش مستمرونظارت قویتربرطرح ادامه پیدا کند تاطرح به اهداف اصلی خودکه رضایت پرسنل و بیماران است برسد.
محمد مهدی قائمی، دکتر حمید مقدسی، دکتر علیرضا کاظمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : علی رغم آن که تنها یک سوم از دردهای قفسه سینه منشاء قلبی دارند ولی پزشکان برای این که کمترین خطر برای بیمار بوجود آید با کمترین شک به قلبی بودن درد، بیمار را بستری میکنند. سیستمهای تصمیمیار پزشکی قادرند با افزایش دقت تشخیص دردهای قلبی در این تصمیم گیری به پزشکان کمک نمایند. این مطالعه به مرور مقالات مرتبط با این موضوع می پردازد.
مواد و روش ها: پایگاه اطلاعاتی گوگل اسکولار و پاب مد در خصوص مقالات مرتبط مورد جستجو قرار گرفت. از 90 مقاله که بر اساس عنوان، چکیده و واژگان کلیدی مورد بررسی قرار گرفتند 28 مورد که از اعتبار مناسب محتوایی برخوردار بودند برای مطالعه حاضر انتخاب شدند.
نتایج:مجموعه مقالات بررسی شده در این مطالعه در دو گروه مدیریت منابع بیمارستان و افزایش دقت تشخیص پزشک دسته بندی گردید. نتایج مطالعات گروه اول نشان داد استفاده از سیستمهای تصمیم یار تا 30% پذیرش و ارجاع و تا 26% زمان بستری را کاهش می دهد.همچنین در مطالعات گروه دوم حداکثر میزان صحت گزارش شده 97درصد و بیشترین میزان حساسیت و ویژگی به ترتیب 100 درصد و 43/89 درصد بود. حتی در یک مطالعه دقت سیستم تصمیم یار در تشخیص درد های قلبی از غیر قلبی در مقایسه با متخصصین قلب بیشتر بود.
نتیجهگیری: باتوجه به نقش سیستمهای تصمیمیار پزشکی در مدیریت منابع بیمارستانی و بهبود دقت تشخیص درد قلبی، پیشنهاد میشود اورژانسها و مراکز غربالگری بیماریهای قلب به این سیستمها تجهیز گردند.
دکتر ابراهیم جعفری پویان، دکتر گلرخ عتیقه چیان، آمنه سرادار،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستانها به دلیل ماهیت کاری خود مستقیماً تحت تأثیر حوادث و بحرانها قرار دارند که ارائۀ خدمات در آنها تنها با پرسنل آگاه که توانایی و اعتماد بنفس لازم برای مواجهه با بحرانها را داشته باشند امکانپذیر است. هدف از این پژوهش تعیین خودکارآمدی مدیران ارشد بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقابله با حوادث و بلایا بود.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی و کاربردی بود که در سال 1394 در کلیه بیمارستان های دولتی وابسته و خصوصی تحت نظارت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت. جامعه پژوهش تمامی مدیران ارشد بیمارستان ها بودند و داده ها از طریق پرسشنامه ای محقق ساخته که از نظر روایی و پایایی تأیید شده بود، جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد.
نتایج: سطح خودکارآمدی مدیران ارشد بیمارستانها در مواجهه با بحرانها در حد متوسط ارزیابی شد (101 از 130) که در بین مردان متاهل با سابقه حضور در شرایط بحرانی بیشتر بود. همچنین در بین مدیران اورژانس و مسن تر نیز تا حدی (بطور حاشیه ای) بالاتر بود. با این وجود، متغیرهایی همچون سابقۀ شرکت در دوره های آموزشی مدیریت بحران و عضویت در سیستم فرماندهی رابطه ای با خودکارآمدی نشان نداد.
نتیجه گیری: با توجه به ارتباط خودکارآمدی افراد با سن و سابقه حضور در شرایط بحرانی، بهنظر می رسد باید در انتخاب افراد برای این نوع شرایط به این متغیرها دقت بیشتری لحاظ گردد. همچنین، دارا بودن تجارب موفق در ادارۀ موقعیت های چالش برانگیز باعث ارتقاء سطح خودکارآمدی مدیران می گردد. از این رو، استفاده از روشهایی همچون شبیه سازی و یا انجام مانورها می تواند به آشنا ساختن مدیران با شرایط احتمالی در هنگام وقوع سوانح کمک شایانی نماید.
یگانه حیاطی، دکتر حجت رحمانی، دکتر محمد عرب،
دوره 16، شماره 3 - ( 8-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت پرسنل بیمارستان در افزایش بهرهوری، نقش تعیین کنندهای دارد و از آن جایی که رسالت اصلی بیمارستان، ارتقای سلامت جامعه است؛به منظور دستیابی به این رسالت والا، پایش، حفظ و ارتقا سلامت عمومی کارکنان ضروری میباشد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت سلامت عمومی این قشر تاثیرگذار و شناسایی چندی ازعوامل مرتبط باآن، تدوین شد.
مواد و روش ها: این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی با نتایج کاربردی است که به روش مقطعی بر روی 320نفرازکارکنان بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران که به صورت نمونه گیری طبقه بندی-تصادفی انتخاب شدند، انجام گرفت.جهت جمعآوری دادهها، از پرسشنامه استاندارد سلامت عمومی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS از طریق آزمون های آماری T-test و ANOVA تجزیه تحلیل شد.
نتایج: نتایج نشان دادکه 5/47% افرادحاضر در پژوهش مشکوک به اختلالات سلامت عمومی بودند؛ شیوع نشانگان جسمانی،اضطراب،اختلالات کارکرد اجتماعی وافسردگی به ترتیب 9/53%، 3/49%، 5/79% و 6/14% بدست آمد. میان سلامت عمومی کارکنان و ویژگی های دموگرافیک انان از قبیل جنسیت، وضعیت تاهل، رشته تحصیلی، واحد شغلی، وضعیت مسکن ونوع استخدام ارتباط معناداری وجود داشت(05/0>P). همچنین تفاوتهای فردی مدیران بر سلامت عمومی کارکنان تحت سرپرستی ایشان، تاثیرگذار بود.
نتیجه گیری: میزان سلامت عمومی کارکنان بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقایسه با مطالعات مشابه در داخل و خارج از ایران، در وضعیت خوبی قرار نداردلذا پیشنهاد میشود سیاستگزاران ذیربط وزارت بهداشت و مدیران بیمارستان های مورد مطالعه در جهت ارتقا سلامت پرسنل، برنامهها وراهکارهایی را در الویت قرار دهند.
دکتر حجت رحمانی، قاسم رجبی واسوکلایی، دکتر جلال سعیدپور، دکتر مهدی رضایی، دکتر سمیه نیکان، بهمن خسروی،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش کلیدی مدیریت منابع انسانی در سازمان های بهداشتی و درمانی، بررسی و آسیب شناسی منابع انسانی ضروری است. بنابراین، این مطالعه با هدف آسیب شناسی منابع انسانی در مجتمع بیمارستانی امام خمینی تهران انجام شد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر به روش توصیفی – تحلیلی در سال 1395 انجام شد. در این پژوهش، تعداد 342 نفر از کارکنان مجتمع بیمارستانی امام خمینی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد مدل سه شاخگی جمع آوری، سپس با استفاده از رو شهای آماری توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار) و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافته های مطالعه نشان داد بیشترین میانگین و انحراف معیار مربوط به بعد انگیزش و رضایت شغلی (02/1±51/3) و کمترین میانگین و انحراف معیار مربوط به بعد بهبود روش ها (84/0±81/2) است. از بین مولفه های مورد مطالعه؛ مولفه رفتاری بیشترین امتیاز(29/3) و مولفه زمینه ای کمترین امتیاز(91/2) را به خود اختصاص داده اند. همبستگی بین عوامل ساختاری، رفتاری و زمینه ای با مشخصات دموگرافیک نشان داد که رابطه این عوامل فقط با متغیر جنسیت از نظر آماری معنادار بود.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، مدیران منابع انسانی باید به تمامی عوامل موثر در شناخت آسیب های سازمانی به ویژه فرهنگ سازمانی، انگیزش و رضایت شغلی، آموزش کارکنان، امنیت شغلی و مشتری گرایی با توجه به اهمیت و نقشی که در ارائه خدمات مطلوب دارند، توجه ویژه ای داشته باشند.
علی مرادی، خالد رحمانی، دکتر ابراهیم جعفری پویان، رسول یاراحمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که انتخاب نادرست یک مدیر ممکن است به انتخاب های ناصحیح در موارد دیگر سازمان منتج شود لازم است سازمانها به این مسئله مهم توجه نمایند و ساز و کارهای مدونی برای انتخاب مدیران در سطوح مختلف داشته باشند. با توجه به اهمیت این موضوع این مطالعه با هدف رتبه بندی شاخصهای کلیدی مرتبط با صلاحیت مدیران رده عملیاتی در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه با استفاده از روش تاپسیس فازی(fuzzy TOPSIS)، یک روند منطقی و سیستماتیک برای رتبه بندی شاخصهای انتخاب مدیران عملیاتیآماده شد. برای دستیابی به معیارهای تأثیرگذار ابتدا شاخصهای مهم و مرتبط توسط خبرگان از میان فهرست مبسوط شاخص های مربوطه که از مرور متون، مستندات و گزارشات رسمی شناسائی شده بودند، انتخاب، سپس پرسشنامه ای براساس شاخصهای انتخابی طراحی و بعد از تایید روایی و پایایی (0.95=α) بین 50 نفر از مدیران میانی و عملیاتی توزیع گردید. در نهایت با کمک معیارهای SMART نسبت به وزن دهی و رتبه بندی شاخص ها اقدام و کلیدسازی شاخص ها انجام شد.
نتایج: از50 نفر شرکت کننده در این مطالعه 37(74%) نفر آنها مرد و بقیه زن بودند. میانگین و انحراف معیار سن شرکت کنندگان در مطالعه به ترتیب 68/41 و 06/7 سال بود. با مرور منابع و مطالعات انجام شده در این زمینه در مجموع 48 شاخص که با صلاحیت مدیران بیشتر تناسب داشتند، شناسائی شد. از شاخصهای شناسائی شده 36 شاخص بر اساس نظر اساتید و خبرگان علوم مدیریت و مدیران اجرایی که دارای اهمیت و تناسب بیشتری با صلاحیت مدیران رده عملیاتی داشتند، به عنوان شاخصهای کلیدی انتخاب شدند. در اکثر موارد همبستگی بین شاخصها مثبت بود. بر اساس تجزیه و تحلیلهای فازی شاخصهای تحصیلات عالی در رشته مدیریت، رعایت وقت و زمان، قدرت بیان، آراستگی و اعتقاد به نظم و قانون به ترتیب با ضرایب نزدیکی 205/0 ، 204/0 ، 203/0 ، 202/0 و 197/0 رتبه های اول تا پنجم را به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد، معیارهای تحصیلات عالی در زمینه علوم مدیریت و تسلط مدیر بر جنبه های فنی مدیریت سازمان در صدر ویژگیهای انتخاب مدیران قرار دارد. دانشگاههای علوم پزشکی و سازمانهای ارائه دهنده خدمات بهداشتی درمانی میتوانند جهت تدوین دستورالعمهای انتخاب مدیران از نتایج این تحقیق استفاده نمایند.
دکتر حسین درگاهی، صدیقه اسدی، دکتر بتول احمدی، دکتر محمود محمودی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه سازمان ها دریافته اند که عمر آنها تداوم نخواهد یافت مگر اینکه یک راهبرد برای مدیریت و ارزش گذاری دانش سازمانی خود داشته باشند. از عناصر جلوبرنده مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی متکی به خلاقیت و نوآوری است. هدف از این مطالعه تعیین رابطه مدیریت دانش با خلاقیت و نوآوری سازمانی در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی بود که بر روی 120 نفر از کارکنان بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 94-1393 انجام شد. جهت جمع آوری اطلاعات از فرم اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه مدیریت دانش Probst و همکاران، پرسشنامه خلاقیت سازمانی حسن بیگی، و پرسشنامه نوآوری سازمانی Patchen استفاده گردید. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون تی تست، آنالیز واریانس و همبستگی پیرسون در سطح معناداری کمتر از 05/0 تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: نتایج نشان داد بین مدیریت دانش با خلاقیت سازمانی(001/0 p<،0.661r =) و نوآوری سازمانی(001/0 p< 0.325r =) از نظر آماری ارتباط معنی داری وجود دارد که این ارتباط نشان دهنده تاثیر پذیری بیشتر خلاقیت سازمانی نسبت به نوآوری سازمانی از متغیر مدیریت دانش بود.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد با بهبود مدیریت دانش، خلاقیت و نوآوری سازمانی نیز افزایش می یابد بنابراین سیاست گذاران، رهبران و مدیران بیمارستان باید در جهت ایجاد نظام مدیریت دانش بکوشند تا بدینوسیله موجب بهبود خلاقیت و نوآوری در سازمان گردند و در نهایت کارایی اثر بخشی عملکرد بیمارستان نیز ارتقاء یابد.
بیتا جعفر یگانه، دکتر مرتضی قاسمی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف امکان پذیری تحقق مولفه های بیمارستان مگنت و تاثیر آن بررضایت شغلی پرستاران انجام شد.
مواد و روش ها: از نظر هدف، کاربردی و در دسته تحقیقهای همبستگی بود. جامعه آماری کادر پرستاری بیمارستان قدس اراک بود که پرستاران بخش های اورژانس، اتاق عمل و آنژیوگرافی بدلیل تفاوت در اجرای کار از مطالعه خارج و تعداد 275 نفر انتخاب شد. ابزار گرداوری داده ها پرسشنامه چن، جوهانتگن و کرامر است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS انجام شد.
نتایج: نتایج نشان داد اثر"مؤلفه های بیمارستان مگنت" بر" رضایت شغلی" برابر با 567/0 بود. خودمختاری(015/0β=) ، خط مشی (515/0β=)، سبک مدیریت (295/0β=) و پیشرفت حرفه ای(103/0β=) بطور معنی داری توانستند 56 درصد از واریانس مشترک نتایج رضایت شغلی را تبیین نمایند و با افزایش یک واحد در " خودمختاری"، " خط مشی" ، "سبک مدیریت" و "پیشرفت حرفه ای" در بین پرستاران به ترتیب به اندازه 013/0، 427/0، 265/0 و 091/0 واحد به " رضایت شغلی" افزوده شد.
نتیجه گیری: حمایت مدیران در پیشرفت حرفه ای از طریق ایجاد یادگیری مستمر ، خودمختاری در انجام وظایف و افزایش قدرت رهبری پرستاران در رضایتمندی آنها تاثیر دارد. لذا برنامه ریزی جهت دستیابی به بیمارستان مگنت باید جزو مهمترین اولویت های مدیران پرستاری باشد.
دکتر علی محمد مصدق راد، دکتر ابراهیم جعفری پویان، مهدی عباسی،
دوره 17، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: عملکرد مدیران نقش بسزایی در بهرهوری بیمارستانها دارد. این پژوهش، با هدف ارزشیابی عملکرد مدیران بیمارستانهای شهر ساری در سال 1396 انجام شد.
مواد و روشها: تعداد 294 نفر از مدیران ارشد، میانی و عملیاتی بیمارستانهای شهر ساری در این پژوهش توصیفی-تحلیلی و مقطعی بهصورت سرشماری شرکت داشتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای محقق ساخته با روایی و پایایی بالا بود که عملکرد مدیران بیمارستانها را در هشت حیطه تصمیمگیری، برنامهریزی، سازماندهی، هماهنگی، رهبری، ارتباطات، بودجهبندی و کنترل سنجید. از نسخه 21 نرمافزار SPSS برای تحلیل دادهها استفاده شد.
نتایج: میانگین امتیاز عملکرد مدیران بیمارستانهای شهر ساری 87/3 از 5 امتیاز بود. مدیران در سازماندهی(12/4)، رهبری(06/4) و تصمیمگیری(97/3) بیشترین و در بودجهبندی(27/3)، برنامهریزی(83/3) و هماهنگی(84/3) کمترین امتیاز را کسب کردند. در این مطالعه، بین عملکرد مدیران بیمارستانها با متغیرهای سن، وضعیت تأهل، میزان تحصیلات و رشته تحصیلی آنها رابطه معنیداری مشاهده شد. مدیرانی که رشته تحصیلی آنها با پست سازمانی آنها مرتبط بود، عملکرد بهتری داشتند.
نتیجه گیری: عملکرد مدیران بیمارستانهای شهر ساری در انجام وظایف مدیریتی از دیدگاه خودشان خوب بوده است. ارزشیابی عملکرد مدیران، شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها و بکارگیری اقدامات اصلاحی مورد نیاز نقش بسزایی در بهبود عملکرد بیمارستانها دارد.
دکتر ادریس حسن پور، دکتر علی جنتی، دکتر معصومه قلی زاده، دکتر الهه حق گشایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت مبتنی بر شواهد به عنوان یک مدل مدیریتی در راستای بهبود تصمیمات مدیریتی توسعه یافته است. تصمیمات مدیران بیمارستان ها، تاثیر مهمی در اثربخشی خدمات ارایه شده دارد. هدف این مطالعه تعیین منابع شواهد مورد استفاده در تصمیمگیریهای مدیران بیمارستان بر مبنای مدل مدیریت مبتنی بر شواهد بود.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی بود که در سال 1396 با بررسی 183 مدیر بیمارستان های دولتی، در 8 قطب آموزشی وزارت بهداشت انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه مدیریت مبتنی بر شواهد با 20 گویه و 6 حیطه اصلی بود. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای توصیفی و استنباطی به وسیله SPSS نسخه 21 انجام شد.
نتایج: 172 نفر (94 %) شرکت کنندگان مرد بودند. میانگین سنی و سابقه افراد به ترتیب 28/45 و30/19 سال بود. کمترین نمره، مربوط به گویهی «استفاده از مجلات دانشگاهی» بود (56/52 %). در حالی که مدیران بیشترین اتکاء را به «برنامههای وزارت بهداشت» (98/80 %) داشتند. میانگین استفاده از شواهد علمی-پژوهشی، اطلاعات و آمار بیمارستانی، برنامههای توسعهی ملی، شواهد تجربی و حرفهای، شواهد اخلاقی-رفتاری و شواهد مرتبط با ذینفعان به ترتیب برابر70/59، 43/62، 30/75، 36/71، 83/71 و 00/73 درصد بود.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مدیران در تصمیم گیریهای بیمارستانی کمتر از شواهد علمی-پژوهشی استفاده میکنند که امری نگرانکننده است و باید مدیران به ارتقای سطح آموزش و پژوهش خویش بیشتر اهمیت دهند. با استفاده از شش ضلعی شواهد، مدیران بیمارستان می توانند بهترین شواهد موجود را شناسایی و بهترین تصمیمات را در یک فرآیند تصمیمگیری مبتنی بر شواهد اتخاذ نمایند.
دکتر معصومه عرفانی خانقاهی، سودابه طایری،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1397 )
چکیده
سلامت زنان مفهوم وسیعی داشته و عوامل مختلف زیستی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیطی بر آن مؤثرند(1). شواهد تجربی مانند امید به زندگی بالاتر در زنان نظریه زیستشناختی راتایید میکند. از سوی دیگر، مدل زیست روانی- اجتماعی، سلامت زنان را نتیجه تجارب انها در طی دورههای مختلف زندگی و تحت تأثیر عوامل فرهنگی، روانشناختی و اجتماعی میداند(2). نظریههای رفتاری سبک زندگی را بهعنوان متغیر اصلی و تعیینکننده در تفاوت سلامت بین زن و مرد میدانند. برخی نظریههای رفتاری معتقدند زنان توان کمتری برای مقابله با استرس و موقعیتهای تنشزا دارند و به همین دلیل بیشتر در معرض بیماریهای روانی نظیر افسردگی قرار میگیرند. تفاوت در زمینه نوع و میزان مشارکت در فعالیتهای اجتماعی نیز بهعنوان یک عامل رفتاری روی وضعیت سلامتی زنان مؤثر است. فعالیتهای زنان بیشتر در خانه بوده و از پیوندهای اجتماعی کمتری برخوردارند و بیشتر در معرض آسیبهای روانی و نیز مشکلات جسمانی ناشی از این آسیبها قرار میگیرند(3). در تبیین ذهنی یا فرهنگی سلامت، معنای بیماری یا سلامتی، از ارزشها و هنجارهای حاکم بر جامعه، انتظارات و وظایفی که جامعه از او دارد، تأثیر میگیرد و افراد بر آن اساس خود را سالم یا بیمار میدانند(3). نظر به اهمیت سلامت زنان و تاثیر آن بر سلامت افراد جامعه، این مطالعه با هدف اولویتبندی عوامل مؤثر ور اهکارهای ارتقای سلامت زنان، ارائه مدل تصمیمگیری و انتخاب بهترین گزینه برای سیاستگذاران، تصمیم گیران و برنامه ریزان نظام سلامت جهت دستیابی به هدف ارتقاء سلامت زنان صورت گرفت.
دکتر علیمحمد مصدقراد، دکتر پروانه اصفهانی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامهریزی استراتژیک میتواند منجر به بهبود عملکرد بیمارستانها و افزایش میزان پاسخگویی مدیران بیمارستانها شود. برنامهریزی استراتژیک بهصورت اجباری در راستای اجرای استانداردهای اعتباربخشی از سال ۱۳۹۱ در بیمارستانهای ایران بکار گرفته شد و با چالشهایی همراه بوده است. این مطالعه با هدف شناسایی پیشنیازهای برنامهریزی استراتژیک در بیمارستان انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه در سال ۱۳۹۵ با روش کیفی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۴۷ نفر از تیم برنامهریزی استراتژیک بیمارستانهای استان تهران انجام شد. تحلیل دادهها به روش تحلیل محتوایی با رویکرد استقرایی انجام شد.
نتایج: توجیه ضرورت برنامهریزی استراتژیک، معرفی مدل مناسب برنامهریزی استراتژیک، آموزش مدیران و کارکنان در زمینه برنامهریزی استراتژیک، تأمین منابع موردنیاز برنامهریزی استراتژیک، تعهد و حمایت مدیران و کارکنان بهویژه پزشکان در تدوین و اجرای برنامه استراتژیک، فرهنگ و روحیه کار مشارکتی و در نظر گرفتن مکانیزمهای انگیزشی برای تدوین و اجرای برنامه استراتژیک در بیمارستانها از پیشنیازهای اصلی برنامهریزی استراتژیک در بیمارستانهای استان تهران بود.
نتیجهگیری: سیاستگذاران نظام سلامت و مدیران ارشد بیمارستانها باید ابتدا پیشنیازهای برنامهریزی استراتژیک را تأمین کنند و سپس، نسبت به تدوین و اجرای برنامه استراتژیک اقدام کنند. عدم تأمین این الزامات و پیشنیازها منجر به بروز چالشهای زیادی به هنگام تدوین و اجرای برنامه استراتژیک میشود
دکتر فرامرز پوراصغر، نسا کواکبی،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کاربرد فنآوری اطلاعات در حوزه سلامت در حال افزایش است. هدف این مطالعه ارائه مدل علمی برای طراحی سامانه الکترونیکی مدیریت اعزام بیماران است.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع کیفی اکتشافی است. ابتدا بررسی متون برای شناسایی شاخصهای بالینی، مدیریتی و فرآیندی اعزام بیمار انجام شد. سپس30 نفر از کارشناسان با تجربه در اعزام به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. از طریق بحثهای گروهی متمرکز و مصاحبههای نیمهساختاریافته، نیازهای اطلاعاتی آنها استخراج گردید. شاخصهای بالینی حاصل از مرور متون و نیازهای اطلاعاتی حاصل از مصاحبهها در قالب پرسشنامه دلفی در اختیار 51 نفر از متخصصان قرار داده شدند. شاخصهای فرآیندی نیز در اختیار 35 نفر از کارشناسان قرار گرفتند تا شاخصهای نهایی برای طراحی سامانه اعزام بیمار تعیین شوند. در گام آخر مدل توسط پانل خبرگان تصویب گردید.
نتایج: 38 شاخص فرآیندی و 249 مولفه بالینی و مدیریتی برای طراحی سامانه نهایی شدند. شاخصهای فرآیندی و مدیریتی در طراحی بخشهای نظارت بر اعزام و گزارشات و مولفههای بالینی برای طراحی بخشهای اصلی سامانه شامل درخواست اعزام، الگوریتم تعیین خودکار بیمارستان مقصد، چرخه تبادل اطلاعات و مستندسازی استفاده گردیدند. مدل نهایی شامل رابطهای کاربری متناسب با مسئولیت کاربران میباشد.
نتیجه گیری: مدل پیشنهادی با دارا بودن ابزارهای لازم میتواند اطلاعات بالینی ضروری را بین بیمارستانها مبادله نماید و با فراهم کردن بستری مناسب، فرآیند اعزام بیمار را ارتقا بخشد.
دکتر مسعود اعتمادیان، دکتر حسین شاهرخ، دکتر آیدین آرین خصال،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف تبیین فرایند ایجاد یک بیمارستان غیردولتی و غیرانتفاعی به عنوان یک بیماستان شرکتی و ارائه مدلی برای ایجاد بیمارستانهای مستقل و شرکتی انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه از نوع کیفی و موردی بود. داده ها با مصاحبه با بنیانگذاران بیمارستان محب مهر، کارکنان و برخی مسئولان دانشگاه و سازمانهای خیریه جمع آوری شد. روش تحلیل داده ها تئوری بنیادی بود و داده ها در سه مرحله باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند.
نتایج: عوامل اولیه ایجاد بیمارستان محب مهر پایین بودن پرداختی پزشکان و اشتغال همزمان پزشکان در بخش دولتی و خصوصی بود. وجود فضاهای مرده در بیمارستان هاشمی نژاد و امکان قرارداد با بیمه های تکمیلی عوامل ثانویه بودند. واکنشها شامل استقبال پزشکان بیمارستان و مخالفت دولت و وزارت بهداشت بود. به دلیل پایین تر بودن تعرفه ها نسبت به بخش خصوصی و پذیرش بیمه های پایه و تکمیلی، دسترسی خوبی برای بیماران ایجاد شد. نظرات منفی دولت و وزارت بهداشت به تدریج تعدیل شد.
نتیجه گیری: فرایند تمرکز زدایی بخش دولتی در بیمارستانها باید به صورت پایین به بالا صورت گیرد. بهتر است به جای تبدیل بیمارستان های دولتی به مستقل یا شرکتی، آنها را از نو به شکل مستقل یا شرکتی ایجاد کرد. همینطور قبل از هرگونه اقدام تمرکز زدایی، باید ثبات مالی و مدیریتی در سازمانها ایجاد شود. برای تمرکز زدایی در سیستم اداره بیمارستانها، منافع کارکنان باید حفظ شود. بهتر است به جای دریافت اعتبارات دولتی، از ظرفیت اوقاف و دریافت وام های بانکی استفاده شود
زیبا خلیلی، محمد پناهی توسنلو، بهمن خسروی، ناصر ایروانی منش، رضوان کاظمی دستجرده ئی، لقمان آزموده، رامین احمدزاده، ابولقاسم پوررضا،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تعارض بین کارکنان سلامت مشکلی مهم در واحدهای مراقبت بهداشتی در سراسر دنیاست. مطالعه حاضر با هدف شناسایی علل تعارض بین کارکنان پرستاری با سایر گروههای شغلی در بیمارستان انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر به صورت توصیفی–تحلیلی در سال 1397 انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه محققساخته استفاده شد. این پرسشنامه در دو قسمت مشخصات دموگرافیک و علل تعارض بین کارکنان پرستاری با سایر گروههای شغلی در مقیاس لیکرت 5 گزینهای طراحی شد. پرسشنامه در اختیار 120 نفر از کارکنان پرستاری بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی اردبیل که بهصورت تصادفی متناسب انتخاب شده بودند، قرار گرفت. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی و تحلیلی در نرمافزار 15SPSS استفاده شد.
نتایج: بیشترین میزان تعارض گزارش شده توسط پرستاران مربوط به تعارض با گروه مدیران (94/0±17/4) و کمترین میزان با کارکنان اداری، مالی و پشتیبانی (13/1±55/3) بود. مهمترین علت ایجاد تعارض بین کارکنان پرستاری با گروههای مختلف به ترتیب عبارت بود از: تحمیل نقشهای غیرتخصصی (مثل تکمیل مستندات پروندهای پزشکان)؛ احساس نابرابری در حجم و فشار کاری؛ درک ناکافی از شرایط کاری حوزه پرستاری؛ اختلاف نامتعارف درآمد و مزایای دریافتی و عدم توزیع عادلانه نیروی انسانی. همچنین بین سطح تعارض با وضعیت تأهل، تجربه کاری و گروه سنی همبستگی معنادار آماری وجود داشت (p<0.05).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نقش تعدادی از عوامل ایجادکننده تعارض بین کارکنان پرستاری با سایر گروههای شغلی را نشان داد. این یافتهها میتواند راهنمای عملی برای مدیران ارشد بیمارستانها در جهت اخذ تصمیمات و راهکارهای کاربردی در راستای مدیریت تعارضهای محیط کار باشد.
سارا کرمی پارسا، لیلا نظری منش، محمود محمودی مجد آبادی فراهانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اهمیت کیفیت خدمات بیمارستانها در جهت استفاده بهینه از منابع موجود بر مدیران پوشیده نیست. این مسئله به ویژه در بخش زایمان به سبب دانسیته بالای بار مراجعات حائز اهمیت میباشد. از رویکردهای نوین بهبود خدمات بخش زایمان در کشور، اجرای LDR (Labor, Delivery, Recovery) می باشد. مطالعه با هدف ارزیابی اثربخشی سیستم LDR بر شاخصهای کیفیت خدمات بخش زایمان دو بیمارستان منتخب قم اجرا گردید.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- پیمایشی و به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ زمان مقطعی بود که طی آن بهصورت مورد شاهدی، به مقایسه شاخصهای کیفیت خدمات یک بیمارستان دارای سیستم LDR با یک بیمارستان فاقد سیستم LDR پرداخته شد. دادهها با پرسشنامه استاندارد با نمونهگیری پواسون جمعآوری و با نرمافزار SPSS آنالیز گردید.
نتایج: بین دو بیمارستان به جز اجرای سیستم LDR، تمایز عمده دیگری وجود ندارد. بین اجرای LDR در بخش زایمان با شاخصهای کیفیت کلی خدمات (3 در مقابل 2.5) و نیز شاخصهای کیفی دروندادی، فرایندی و بروندادی ارتباط معنیداری مشاهده نشد اما اجرای LDR بر برخی از آیتمهای این شاخصها اثر معنیدار داشته است (سطح معنیداری=0.05).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، اجرای LDR بر کیفیت کلی خدمات اثر معنیدار نداشته اما بر زیرمولفههای این شاخصها اثرگذار است و رضایتمندی مادران در بسیاری از زمینهها در بیمارستان دارای LDR بالاتر بود اما مادران از هزینه تحمیل شده در بیمارستان دارای LDR رضایت پایینتری داشتند. لذا به نظر میرسد، لزوم سیاستگذاری مناسب مدیران جهت کنترل هزینههای دریافتی مربوط به اجرای این سیستم روشن است.