90 نتیجه برای مدیر
مرضیه خراسانی گرده کوهی، سید محمود طاهری، محمد علی چراغی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی صلاحیتها، مبانی بسیار بااهمیتی برای طراحی یک برنامه جانشینپروری و مدیریت کارآمد منابع انسانی است. بررسیها نشان میدهد این امر مهم با استفاده از مدل صلاحیت در سطح مدیران میانی مغفول واقعشده است. روشهای مبتنی بر منطق فازی امکان صورتبندی ریاضی مفاهیم مبهم، همچون صلاحیت را فراهم مینماید؛ مطالعه حاضر باهدف طراحی مدل صلاحیت مدیران میانی پرستاری با استفاده از دلفی فازی در نیمه دوم 1399 انجام شد.
روش کار: مطالعه ازنظر هدف، کاربردی و از نوع مطالعات مدیریت سیستم بهداشتی بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مدیران خدمات پرستاری (مترونها) بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. روش نمونهگیری سرشماری و نمونههای پژوهش، شامل 14 نفر از مدیران خدمات پرستاری (خبرگان) بودند. پس از بررسی متون، مدل مفهومی اولیه طراحی شد. در گام اول مطالعه جهت دریافت نظرات خبرگان مبنی بر تأیید سطحبندی مدل از فرم نظرخواهی استفاده شد. در گام دوم شاخصها، به روش دلفی فازی غربالگری شدند.
نتایج: تمامی شرکتکنندگان خانم و 9 نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد بودند. میزان موافقت خبرگان با سطحبندی مدل، 90 درصد بود که دلالت بر تأیید آن داشت. در روش دلفی فازی، شاخصها با مقادیر قطعی بالاتر از 7/0 توسط خبرگان تأیید شد. مدل طراحیشده مشتمل بر 3 بُعد فنی، ارتباطی، ادراکی، 6 مؤلفه، 14 شاخص و 28 زیر شاخص بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد معیارهای لازم جهت انتخاب مدیران میانی پرستاری، ابعاد یا حیطههای مختلف صلاحیت ازجمله فنی، ارتباطی و ادراکی را شامل میشوند. مدیران ارشد میتوانند جهت دستیابی به طرحریزی مناسب برای برنامه جانشینپروری از نتایج این تحقیق استفاده نمایند.
سراج الدین گری، سعید بینات،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
سردبیر محترم
ارائه خـدمات تمام سازمانهای حوزه سلامت نیازمند یک سیسـتم هدفمند و ناظر بر کیفیت خدمات است. در صنایع مختلف، اعتباربخشی به عنوان نماد کیفیت شناخته میشود که از طریق آن، سازمان به استانداردهای عملکردی مشخصی دست مییابد و فرصتی برای سازمان مهیا میشود که عملیات خود را در برابر استانداردهای ملی یا بین المللی ارتقا دهد.
با عنایت به تأثیر مدیران اجرایی هر سازمان در اداره و اخذ تصمیمگیریهای سازمانی، مدیران و دیدگاه اجرایی آنان به استانداردها، نقش بهسزایی در روند اجرایی این فرآیند خواهد داشت. لذا در بخشی از مطالعهای که با هدف «تدوین چارچوب اعتباربخش برای درمانگاههای مستقل نظامی» انجام شد، پس از انتخاب اولیه 95 استاندارد از طریق مرور نظامند، لازم بود تا نظرات مدیران باسابقه کاری مرتبط (میانگین سابقه کار 14.5 سال) در خصوص ضرورت هر یک از استانداردها اخذ گردد. همه افراد مشارکت کننده در این قسمت، مدیران ستادی یا مدیران ارشد درمانگاههای مستقل نظامی بودند.
از میان 95 گویه 57 گویه مورد توافق متخصصین قرار گرفت. تیم پژوهشگر گویههای «تایید نشده» را نیز مورد بررسی قرار دادند. با وجود اینکه هدف از مطالعه و فلسفه اعتباربخشی به صراحت برای افراد مشارکت کننده شرح داده شده بود ولی با این حال استانداردهایی در نظرخواهی رد شده بودند که به مقولات مهم و ارزشمندی مانند آموزش و بررسی وضعیت سلامت افراد تحت پوشش درمانگاهها اشاره داشتند. از گویههای حذف شده میتوان به این موارد اشاره کرد. «در درمانگاه در بازههای زمانی مختلف کلاسهای آموزشی متناسب با بیماریهای شایع منطقه برای بیماران مزمن و دائمیبرگزار میگردد.»؛ «درمانگاه گزارش بیماریهای واگیر و غیر واگیر مشخصشده توسط سازمانهای بالادست را بهموقع گزارش میکند.»؛ «در درمانگاه بستههای آموزشی عمومیمتناسب با تخصصهای موجود و بیماریهای شایع منطقه تهیهشده است (تصاویر، پمفلت،....).» و «شواهد نشان میدهد که اطلاعات مربوط به کیفیت و ایمنی بیمار در این درمانگاه ثبت، تحلیل و در اختیار مسئولین مربوطه قرار گرفته و برای بهبود مستمر استفاده میشود.»
به طور کلی، تئوریهای مربوط به عملکرد سازمانها که مبتنی بر «رویکرد سازمان محور» هستند تأیید میکنند که ویژگیها و نگاه افراد در خطوط تولید مختلف و یا سازمانهای مختلف میتواند بر میزان و کیفیت تولید سازمان اثرگذار باشد[3]. به عبارت دیگر این گروه از مطالعات بیان میکنند که سازمانهای مشابه با مدیران متفاوت میتوانند نتایج متفاوت به دست آورند که ناشی از ویژگیهای فکری و شخصی مدیران است.
نتایج مطالعه ما نشان داد که توافق افراد در مورد استانداردهایی که برای ارتقا و سلامتمحوری جامعه تحت پوشش مهم هستند پایین است و این یعنی از نظر این افراد این استانداردها اهمیت کم تری دارند. در حالی که مجموعه اقدامات این مدیران در مراکز خود، سمت و سوی خدمات مراکز درمانی تحت مدیریت آنها را مشخص میکند 4 و ترکیب این دو در بلند مدت میتواند سلامت افراد تحت پوشش مراکز را تحت تأثیر قرار دهد.
تأمین منابع کشور در حال و آینده منوط به پیاده سازی طرحها و برنامههای دقیق راهبردی بر اساس یک دوراندیشی، آیندهنگری و روشنبینی عمیق است. به طور خلاصه اگر استراتژی کلان یک سازمان سلامت محور شدن اقدامات مراکز وابسته باشد، لازم است تا دیدگاه مدیران میانی به واسطه آموزشهای لازم تصحیح گردد و بدین وسیله سلامت افراد تحت پوشش ارتقا یابد.
Safdari, R. and Z. Meidani (2007). "Health Services Accreditation Standards for information management in Canada, New Zealand and USA: a comparative study." Qazvin Uni Med Sci 11(1): 73-78.
Gray, S. and S. Bayyenat (2021). "Accreditation framework for military independent clinical centers in Iran." Hospital 19(4): 65-76.
Bloom, N., & Van Reenen, J. (2007). Measuring and explaining management practices across firms and countries. The quarterly journal of Economics, 122(4), 1351-1408.
مهدیان و ترکاشوند. (1399). تبیینِ نظاممندِ اندیشهی دفاعی مقام معظم فرماندهی کل قوا (حفظالله تعالی). فصلنامه مدیریت نظامی, 20(80), 1-30
الهه عیشی، امید خسروی زاده، آیسا ملکی، بهمن احدی نژاد،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: مدیریت هزینهها مهمترین عامل مؤثر بر عملکرد اقتصادی بیمارستان است. مدیریت خوب هزینهها در کوتاهمدت باعث ثبات و تعادل تراز عملیاتی بیمارستان شده و بیمارستان را از نظر نقدینگی ایمن میکند. همچنین مدیریت خوب هزینهها در بلندمدت باعث میشود که بیمارستان از نظر مالی باثبات باشد. با توجه به موارد ذکر شده و افزایش روزافزون هزینههای بیمارستانی مطالعه حاضر با هدف شناخت و بررسی عوامل، پیشرانها و موانع بهبود مدیریت هزینه انجام شده است.
مواد و روشها: این مرور نظاممند در سال 2020 انجام شده است. دادهها با جستجوی کلیدواژهها در پایگاههای دادهای Google scholar, PubMed, Scopus, Web of Science, Science direct, Magiran, SID و Irandoc از 2007 تا 2020 جمعآوری شده است. دستهبندی نتایج مطالعات با بحث و بررسی پژوهشگران انجام گرفت.
نتایج: همه مؤلفههای شناسایی شده و استخراج شده از مقالات برای بهبود مدیریت هزینههای بیمارستانی در چهار بُعد (عوامل افزایش دهنده، پیشنیازها، موانع و راهکارها) تقسیمبندی شدند.
نتیجهگیری: مرور نتایج هر یک از مطالعات بیانگر اهمیت هر یک از مؤلفهها در مدیریت، بهبود و کنترل هزینههای بیمارستانی بود. در این خصوص سیاستگذاران در سطح تصمیمگیری و مدیران در سطح اجرایی باید به مؤلفهها و ابعاد تأثیرگذار بر کنترل و بهبود هزینههای بیمارستانی با توجه به ساختار، فرآیند و پیامدهای مورد انتظار، توجه کرده و سپس در خصوص اجرایی شدن آنها تصمیم لازم را بگیرند.
آزاده صبح خیز کوزه کنان، زهرا حاجی انزهائی، فریده اشرف گنجوئی، محمدحسین پورغریب شاهی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه مراقبتهای بیمارستانی، با تکیه بر سامانه پرونده سلامت، بیش از پیش موردتوجه قرارگرفته اند. با توجه به وجود تنوع داده در این سامانهها، طراحی مدل مفهومی و منطقی استاندارد توسط ارائهدهندگان خدمات، نقش مهمی در موفقیت آنها خواهد داشت. لذا این پژوهش باهدف طراحی مدل منطقی داده سامانه مدیریت اطلاعات بیمارستانی ورزشکاران بر اساس استانداردهای بینالمللی انجام شد.
مواد و روشها: طراحی مدل منطقی سامانه اطلاعات بیمارستانی ورزشکاران کشور ایران بر اساس موجودیتها و مؤلفههای اصلی سیستم پس از مقایسه کشورهای منتخب، بررسی اولیه نیازمندیهای ذینفعان، مجموعه داده اعتبارسنجی شده توسط خبرگان و اعتبار سنجی مدل مفهومی انجام شد و دیاگرامها ترسیم شد. جلسه با حضور خبرگان برای اعتبارسنجی مدل منطقی پیشنهادی برگزار شد. اصلاحات پیشنهادی در جلسه مورد بحث قرار گرفت و انجام شد، توافق جمعی در مورد مدل منطقی ارائه شده حاصل و اعتبار مدل به تائید رسید.
نتایج: فعالیتهای ورود، تغییر کلمه عبور، رزرو نوبت معاینه، ثبت اطلاعات ورزشکار، ثبت معاینه، ثبت نتایج آزمایش، فعالیت ثبت اطلاعات واکسیناسیون، ثبت یادآور سلامت، ثبت اطلاعات سلامت به عنوان دیاگرامهای اصلی این سامانه تعیین گردید.
نتیجهگیری: به نظر میرسد بر اساس یافتهها، دسترسی فرد به اطلاعات پزشکی ورزشی، نکته کلیدی است و فرد میتواند در یک درمان بیمارمحور، نیازهای سلامت مرتبط با خود را مشاهده و دریافت نماید.
ابراهیم جعفری پویان، مریم بابایی آقبلاغ، فرنوش عزیزی، آیدا اصغری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مدیریت یکی از ارکان مهم در جهت دستیابی به اهداف نظام سلامت است که همانند سایر حوزهها نیازمند افرادی متخصص است. ایجاد یک ساختار کارآمد برای شناسایی، بهکارگیری، آموزش، ارتقا، نظارت و ارزشیابی عملکرد مدیران میتواند به تخصصی شدن مدیریت در این حوزه کمک نماید و تا حدود زیادی از روندهای انتخاب غیرتخصصی و اعمال سلیقه شخصی جلوگیری کند. مدیران حوزه سلامت به فراخور سطح مدیریتی که در آن ایفای نقش میکنند باید شایستگیها و ویژگیهای مناسب آن سطح را داشته باشند و این مهم از طریق نظاممند شدن فرایندها حاصل میشود. کشورهای پیشرو در حوزه سلامت دارای ساختارهای میباشند که افرادی متخصص در حوزه مدیریت به صورت سیستمی در جایگاه مدیریت قرار گرفته و به سطوح بالاتر ارتقا مییابند. هر جامعهای میتواند از تجارب کشورهای پیشرو استفاده کرده و متناسب با بستر اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود، ساختار مناسب نظام سلامت خود را طراحی نماید تا به اهداف نظام سلامت دست یابد.
نوشین کهن، فاطمه کشمیری، روح اله عسکری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: انتظار میرود دانشآموختگان مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، شایستگیهای لازم را جهت ایفای پستهای مختلف مدیریتی و اداری داشته باشند. این مطالعه با هدف طراحی و تدوین چهارچوب ارزشیابی دانشجویان بر اساس استانداردهای آموزشی در دوره کارآموزی، انجام پذیرفته است.
مواد و روشها: مطالعه حاضر در چهار فاز انجام شده است: در فاز اول به منظور شناسایی مشکل و نیازسنجی، به بررسی کوریکولوم و سرفصلهای موجود و همچنین مطالعات انجام شده در این زمینه پرداخته شده است. در فاز دوم، از دیدگاه ذینفعان بهمنظور تکمیل و اصلاح چهارچوب اولیه استفاده شده است. در فاز سوم، کاربرگ های ثبت فعالیتهای یادگیری کارآموزی برای دانشجویان تهیه و چکلیستی از اهداف آموزشی و یادگیری، مهارتهای فردی و مدیریتی و مهارتهای توسعه صلاحیتهای حرفهای تدوین شده است؛ و در نهایت از پانل تخصصی برای تعیین نوع آزمونهای تکوینی و پایانی استفاده شده است.
نتایج: مشکلات و چالشهای کارآموزیها در 4 حیطه قابل بررسی میباشد: برنامهریزی نامناسب دوره، دانشکده، گروه - اساتید و بیمارستان. در طراحی ابزار ارزشیابی نیز، 9 معیار مدنظر قرار گرفته است؛ و از آزمونهای طراحی شده در چهارچوب تدوینی به عنوان آزمونهای تکوینی و از آزمونهای استدلالی به عنوان آزمونهای پایانی استفاده شده است.
نتیجهگیری: چهارچوب تدوین شده میتواند بهعنوان ابزاری معتبر و جامع برای ارزیابی صلاحیت و توانمندیهای عملی دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در طول دوره کارآموزی مورد استفاده قرار گیرد.
روح اله حسینی، انیس جوانمرد،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تحقق اهداف و توسعه خدمات بیمارستان منوط به شایستگی و مدیریت بهینه است. مدیرانی شایسته خواهند بود که بتوانند در ایفای نقشهای مدیریتی موفق عمل کنند. ایفای نقشها، مدیریت را در جهت کارآمدی، اداره و راهبری بهینه بیمارستان پشتیبانی میکند. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی و اولویتبندی نقشهای مدیریت در بیمارستان از دیدگاه صاحبنظران است.
مواد و روشها: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از رویکرد توصیفی تحلیلی برخوردار است. نمونه آماری پژوهش، شامل 65 نفر از صاحبنظران بیمارستان امام خمینی (ره) الشتر بودند که بر اساس روش نمونهگیری گلوله برفی و انتخابی شناسایی شدند. در این مطالعه از پرسشنامه ماتریسی خودساخته که روایی آن از منظر خبرگان تائید شده است برای گرداوری دادهها استفاده شد. جهت تحلیل دادهها از تکنیک تاپسیس استفاده شد. در این مطالعه پنج معیار و سه نقش اصلی که شامل 10 نقش فرعی میباشند شناسایی شد.
نتایج: تحلیل دادهها نشان داد که ارتقای تعهد سازمانی با درصد اهمیت (%2/23) با اهمیتترین معیار و سپس معیارهای بهبود سازمانی (%9/20)، هماهنگی و انسجام (%4/19)، ارتقای انگیزه شغلی کارکنان (%7/18) و ارتقای بهرهوری عملکرد (%4/18) به ترتیب به عنوان شاخصهای مؤثر در رتبهبندی قرار دارند. همچنین نقش فرعی ناظر تحلیلگر (926/0) بهعنوان مهمترین نقش در بین نقشهای فرعی مدیریت در بیمارستان معرفی شد.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه نقش تصمیمگیری مهمترین نقش معرفی شد و همچنین تبعات تصمیمات بر حال و آینده بیمارستان، لازم است مدیریت بیمارستان در ایفای نقش تصمیمگیری به منظور اتخاذ تصمیمات بهینه توجه و اهمیت بیشتری معطوف نماید.
بهروز رحیمی، سید مهدی جلالی، حامد نظرپور کاشانی،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
مقدمه: توزیع عادلانه جغرافیایی اقدامات نظام سلامت با هدف افزایش کیفیت و کارایی اقتصادی، یکی از اجزای مهم دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی میباشد. تبیین عوامل زمینهای، فرآیندی و پیامدی بازاریابی سلامت در ایران از اهداف مطالعه حاضر میباشد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر به صورت کیفی انجام شد. روش نمونهگیری در این مطالعه هدفمند بود که در نهایت 51 نفر از افراد خبره در این مطالعه شرکت نمودند. دادههای مطالعه نیز به روش تحلیل محتوا مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
نتایج: یافتههای این مطالعه در بخشهای شرایط علی؛ مؤلفههای زیربنایی؛ راهبردها؛ عوامل زمینهای؛ عوامل مداخلهگر و پیامدهای استقرار گروهبندی شدند.
نتیجهگیری: برخورداری از الگوی مطلوب بازاریابی سلامت امکان جذب درآمد کافی را برای عرضهکنندگان خدمات فراهم سازند تا آنها انگیزه کافی برای ارائه خدمات باکیفیت مطلوب را داشته باشند. جذب درآمد کافی علاوه بر تضمین کیفیت خدمات برای گیرندگان خدمت رضایت آنها را نیز از نظام سلامت به دنبال خواهد داشت و به تداوم عرضه خدمات مطلوب خواهد انجامید.
ساناز زرگر بالای جمع، نادر مرکزی مقدم، حسام الدین شریف نیا، مهرداد خوشیان،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تصویربرداری پزشکی به دلیل استفاده از تکنولوژی برتر، پرسنل متخصص و رعایت مقررات حفاظتی خاص، یکی از گرانترین بخشهای بیمارستان است که تأثیر مستقیمی در تشخیص و درمان بیماریها دارد. هزینهیابی بر مبنای فعالیت زمانگرا با ایجاد نمای کلی از فعالیتهای بیمارستان، امکان شناسایی هزینهها و مدیریت منابع را با کمترین هزینه و با دقت و سهولت بیشتر فراهم میکند. هدف این مطالعه بررسی هزینه تمام شده خدمات و ظرفیت بلااستفاده منابع جهت استفاده مدیران بیمارستان در راهکارهای مدیریت مالی میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی و گذشتهنگر بر روی آمار و دادههای حسابداری یک بیمارستان عمومی شهر تهران در سال 1398 انجام شد که با توجه به امکان استفاده از نتایج در مدیریت مالی و مصرف منابع در دسته مطالعات کاربردی قرار میگیرد. روش گردآوری دادهها شامل بررسی اسناد و صورتهای مالی و زمانسنجی کلیه فعالیتهای بخش تصویربرداری و محاسبات بروش هزینهیابی بر مبنای فعالیت زمانگرا، با استفاده از نرمافزار اکسل و با حذف هزینه منابع بلاستفاده انجام شد.
نتایج: در این مطالعه هزینه تمام شده عمدتاً کمتر از تعرفه مصوب بوده و مؤلفههای اصلی آن شامل 34 درصد نیروی انسانی، 23 درصد سربار، 22 درصد تجهیزات و 15 درصد مواد مصرفی بود. یافتهها نشان داد که تنها 58 درصد مخارج تأمین منابع در تعیین هزینه تمام شده خدمات نقش داشته است.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهد کاهش ظرفیت بلااستفاده منابع و اصلاح سازمان میتواند موجب کاهش هزینه تمام شده خدمات، سودآوری و استفاده بهینه از منابع در جهت افزایش کیفیت خدمات بیمارستانی گردد.
امیر فاضل، بهنام کرمشاهی، آزین هرندی،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بکارگیری تکنیکهای حسابداری مدیریت راهبردی در فضای سازمانها به سرعت در حال گسترش میباشند. با این وجود پیادهسازی این تکنیکها و بررسی متغیرهای تأثیرگذار بر آنها در بیمارستانها ناشناخته باقیمانده است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر شبکه سازی حسابداران بر بکارگیری تکنیکهای حسابداری مدیریت راهبردی با توجه به نقش سیستمهای اطلاعات بیمارستانی و فرهنگ سازمانی است.
مواد و روشها: این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی است. ابزار پژوهش پرسشنامهای 43 سؤالی است که روایی و پایایی آن مورد تائید قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق، کلیه کارکنان و حسابداران بخش مالی و حسابداری بیمارستانهای شهر کرمان است که تعداد این افراد 141 نفر به دست آمد. از سرشماری برای تکمیل پرسشنامه استفاده شد که نهایتا تعداد 139 پرسشنامه برگشت شد. به منظور آزمون الگوی تحقیق، از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار Smart PLS 3 استفاده شد.
نتایج: شاخصهای آماری برازش مناسب مدل (738/0GOF=) را تائید نمودند. شبکه سازی حسابداران، سیستم اطلاعات بیمارستانی و فرهنگ نتیجه گرا تأثیر مثبت بر بکارگیری تکنیکهای حسابداری مدیریت راهبردی دارند، اما فرهنگ نوآورانه هیچگونه تأثیری ندارد. همچنین سیستم اطلاعات بیمارستانی و فرهنگ نتیجه گرا بر رابطه بین شبکه سازی حسابداران و پیاده سازی تکنیکهای حسابداری مدیریت راهبردی دارای اثر تعدیلی مثبت بوده، اما فرهنگ نوآورانه هیچگونه اثر تعدیلی بر این رابطه ندارد.
نتیجهگیری: این پژوهش به گسترش تکنیکهای حسابداری مدیریت راهبردی در بیمارستان کمک نموده و اهمیت عوامل اثرگذار بر آن را روشن می سازد. بیمارستانها بایستی این تکنیکها را به کارگیرند و در عین حال به عوامل تأثیرگذار بر آن نیز توجه کافی نمایند.
روح اله حسینی، محمدرضا زمان پرور بارکوسرائی،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران به عنوان مهمترین تصمیمگیرندگان سازمانی، نقش بسزا و تعیینکنندهای در موفقیت و توسعه عملکرد بیمارستانها دارند. مدل های شایستگی، مدیران بیمارستانی را در بکارگیری دانش، مهارتها، تجربیات مورد نیاز برای آن که مسئولیت ها و مأموریت های خود را موفقتر به انجام برسانند، کمک می نماید و منجر به ارتقای بهره وری می شود. هدف از انجام این مطالعه طراحی مدل شایستگی مدیریت به منظور بهینه سازی سیستم های مدیریت در بیمارستانهای شهرستان کرج است.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از رویکرد کمی و از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر جمعآوری داده-ها از نوع پیمایشی است. جامعۀ آماری پژوهش، همه شاغلین و کادر درمان در بیمارستانهای شهرستان کرج بودند. حجم نمونه 384 نفر است و از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع-آوری شد که روایی آن از طریق صاحب نظران تائید گردید. نرم افزارهای مورد استفاده در این تحقیق SPSS22 و AMOS است.
نتایج: بر اساس یافته ها میزان تأثیر شش بعد اصلی مدل شایستگی مدیریت شامل شایستگی دانشی (1.02)، فردی (0.98)، تعاملی (0.38)، اجرایی (0.51)، ارزشی و اخلاقی (0.42) و در نهایت شایستگی های شغلی (0.41) تعیین شد.
نتیجهگیری: بر اساس یافته ها تأثیر شایستگی های دانشی و شایستگی فردی بر شایستگی مدیریت در بیمارستانها نسبت به دیگر بعدها بیشتر است. شایستگی مدیریت در بیمارستان به شدت وابسته به شایستگی های دانشی و فردی مدیران است. همچنین بر اساس شاخص نیکویی برازش، مدل شایستگی مدیریت بیمارستان اصلاح شده و در حد استاندارد ارزیابی شد. پیشنهاد می شود بستر و مقدمات پیاده سازی مدل برای انتصاب مدیران شایسته و ارتقای شایستگی سیستم مدیریت بیمارستانها فراهم شود.
سعیده افشاری، شقایق وحدت، ایروان مسعودی اصل، سمیه حسام،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت منابع انسانی شایسته در پیشرفت سازمانی عصر حاضر، سازمانها، ضمن سعی در انتخاب و جذب نیروهای کارا، درصددند توانمندیهای آنان را ارتقا دهند؛ لذا تفکر شایستهسالاری، یکی از دغدغههای سازمانهای امروزی است.
مواد و روشها: مطالعهی حاضر از نوع کیفی است که با روش تحلیل محتوا در سال 1399 انجام شد. جامعه آماری مطالعه افراد کلیدی تصمیمگیرنده و سیاستگذار در سازمانهای موفق و مطرح کشور در جانشین پروری و دارای مطالعات معتبر همچون سپاه و بانکداری بودند. مشارکتکنندگان در این پژوهش 15 نفر از خبرگان بودند که به صورت هدفمند و گلوله برفی مطالعه شدند و نمونهگیری تا رسیدن دادهها به حد اشباع ادامه پیدا کرد. دادهها از طریق مصاحبهی ساختاریافته جمعآوری و تحلیل و کدگذاری آنها با کمک نرمافزار 11 MAXQDA انجام شد.
نتایج: با توجه به بررسیها، یافتهها در پنج موضوع اصلی: اهداف استراتژیک و تحلیل نیازها در یک راستا، ارتباطات راهبردی و ساختار سازمانی، استعدادیابی و توانمندسازی، توسعه و تعالی شایستگان و پایش برنامههای جانشین پروری و 13 درونمایه فرعی استخراج گردید.
نتیجهگیری: پیشنهاد میگردد سازمانها و مدیران حمایت و تعهد همهجانبه در اجرای برنامه جانشین پروری را به کار بگیرند تا منجر به بهبود تصمیمات و سیاستهای سازمانی گردد و افراد توانمند و شایسته در پستهای کلیدی و مهم به کار گرفته شوند. همچنین به دنبال آن افزایش کیفیت کاری، افزایش انگیزه پرسنل، کاهش اتلاف منابع و ارتقای مسیر کاری کارکنان حاصل گردد.
محمدامین زر فروش، زینب پرتوی شایان، قاسم رجبی واسکولایی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: واحد لاندری یکی از مهمترین واحدهای پشتیبانی بیمارستان میباشد. ارتقا فرآیندها و مدیریت اصولی این واحد میتواند نقش به سزایی در مدیریت هزینهها داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی ابعاد مختلف واحد رختشویخانه میپردازد.
مواد و روشها: این پژوهش در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. در ابتدا با پرسش از 20 نفر از صاحبنظران با استفاده از تکنیک دلفی فازی مهمترین معیارهای عملکرد این واحد مشخص شده و با استفاده از روش SWARA به معیارها وزن دهی شد و در نهایت با استفاده از روش VIKOR بیمارستانها رتبهبندی شدند.
نتایج: امتیاز معیارهای اصلی در واحد لاندری، "معیار عملکرد" 56%، "معیار تجهیزات و امکانات" 28% و "معیار مدیریت هزینهها" 16% حائز اهمیت بودهاند. در بین زیرمعیارها، زیرمعیار "فرآیندی" با وزن 285/0 اولویت اول، "ضوابط کلی بخش لاندری" با وزن 155/0 اولویت دوم، " ایمنی و بهداشت " با وزن 139/0 اولویت سوم و " عمومی " با وزن 081/0 اولویت چهارم را دارند.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه زیرمعیار "فرآیندی " بیشترین اهمیت در رختشویخانه ها را دارد، پیشنهاد میشود دستورالعملهای جمعآوری، شستشو نگهداری و توزیع بهروزرسانی گردد. همچنین معیار "ضوابط کلی بخش لاندری " اولویت دوم را داشت لذا جداسازی مسیر کثیف و تمیز در واحد لاندری و ثبت آمار البسه و توزین البسه دریافتی بصورت مستمر، میتواند در مدیریت فرآیند کلی و نیز مدیریت هزینهها بسیار مؤثر باشد.
سعید مرادی، محمدرضا ربیعی مندجین، محمد محمدی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اجرای مؤلفههای مؤثر بر شایسته گزینی و برخوردار از توانمندیهای لازم برای پستهای کلیدی و حساس و توجه به اصل شایستهسالاری در توزیع قدرت و تقسیم وظایف و مسئولیتها میان نخبگان جامعه، افزون بر آنکه در ثبات و رشد و پیشرفت کشور مؤثر است از رموز موفقیت و ماندگاری زمامداران به حساب میآید. از این رو هدف مقاله حاضر تبیین مؤلفههای مؤثر بر شایسته پروری مدیران بیمارستانهای دولتی با رویکرد سیاستهای کلی نظام سلامت می¬باشد.
مواد و روشها: روش تحقیق مورد استفاده به لحاظ هدف، توسعه¬ای؛ و از نظر روش انجام کیفی که در آن از روش تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کتب، مقالات، اسناد و منابع آگاه انسانی مشتمل بر خبرگان مدیریت دولتی، مدیران بیمارستانها با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا بالاتر و حداقل سابقه ده سال سابقه کاری در زمینه مدیریت بیمارستانها هستند. در تحقیق حاضر رویکرد هدفمند و روش مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار تحقیق پروتکل مصاحبه با خبرگان تا رسیدن به اشباع نظری بود (16 مصاحبه).
نتایج: در مجموع 18 عامل شایسته پروری در 75 مؤلفه و 671 بُعد شناسایی شد؛ که با پیادهسازی مدل اشتراوس کوربین؛ شرایط علی عبارت از؛ رئیس، پزشکان و کارکنان. شرایط مداخلهگر نیز شامل اقتصاد، فناوری پژوهش و آموزش محسوب شدند. علاوه بر این اهداف و رسالتها، بستر سازمانی، خلاقیت، خدمات و ساختار در شرایط زمینهای در نظر گرفته شدند. عوامل مدیریت منابع انسانی، روابط عمومی و مذهب، راهبردها شناخته شد و پیامدهای حاصل، تخصص، اقتصاد دانشبنیان، بینالمللی شدن طبقهبندی شد.
نتیجهگیری: با توجه به یافته¬های پژوهش، به نظر می¬رسد جهت پیشرفت، ارتقا، تعالی بیمارستانها که در سلامت افراد جامعه دخیل هستند می¬توان با استفاده از عوامل فوق، موجب گسترش شایسته پروری مدیران، بیمارستانهای دولتی گردید.
حسن جعفری، محمدکاظم رحیمی، فرنوش قمی، عطیه دهقان نیری،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هوش سیاسی بالا نزد مدیران، میتواند موجب افزایش بهرهوری و عملکرد سازمانی و مهارتهای مدیریتی از جمله مهارتهای ارتباطی مدیران گردد. با توجه به اهمیت هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی مدیران، مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط هوش سیاسی با مهارتهای ارتباطی در مدیران و مسئولان واحدهای بیمارستانهای آموزشی شهر یزد انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش به صورت توصیفی-مقطعی و از نوع کاربردی و بر روی 65 نفر از مدیران بیمارستانها و به صورت سرشماری انجام شد. از دو پرسشنامه استاندارد استفاده و تحلیل دادهها با استفاده از آمارههای توصیفی و آزمونهای آماری تحلیلی در نرم افزار SPSS 26 انجام شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار هوش سیاسی برابر با (11.96±15.107) و مهارتهای ارتباطی برابر با (7.46±59.46) و بالاتر از متوسط بود. بین میانگین نمره کلی هوش سیاسی با هیچکدام از متغیرهای دموگرافیک ارتباط معنیداری وجود نداشت. بین میانگین نمره کلی مهارتهای ارتباطی با متغیرهای دموگرافیک نیز فقط در متغیر جنسیت ارتباط معنیداری مشاهده شد (P-value=0.029). از بین ابعاد هوش سیاسی بیشترین میانگین مربوط به بعد صداقت آشکار (3.21±31.87) و کمترین بازیهای اجتماعی (3.59±20.47) و از بین ابعاد مهارتهای ارتباطی بیشترین مربوط به مهارت کلامی (2.53±18.76) و کمترین مهارت بازخورد (2.96±19.84) بود. آزمون همبستگی اسپیرمن نیز نشان داد بین هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی همبستگی مثبتی وجود دارد (0/527= r).
نتیجهگیری: تأکید بر ابعاد هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی مدیران و شناسایی وضعیت و بهکارگیری اقدامات اصلاحی در راستای ارتقای عملکرد آنها، حائز اهمیت میباشد. همچنین با توجه به پایینتر بودن میانگین ابعاد بازیهای اجتماعی از هوش سیاسی و مهارت بازخورد از مهارتهای ارتباطی در این مطالعه، برنامهریزی و اجرای برنامههای مناسب جهت ارتقا آنها ضروری به نظر میرسد.
مرتضی قادری آذرخوارانی، محمدرضا خواجه امینیان، میلاد احمدی مرزاله، محمدحسین یارمحمدیان، سید مسعود موسوی، حسن نوری ساری،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مرکز هدایت عملیات اضطراری، مکانی برای تمرکز بخشیدن به فعالیتهای مدیریت بلایا است و در تمامی مراحل چرخه مدیریت بلایا مورداستفاده قرار میگیرد. این مراکز نقشی حیاتی در هماهنگی اطلاعات و منابع برای پاسخهای کارآمد و مؤثر دارند. هدف از این مطالعه تأکید بر ایجاد چارچوبی استاندارد برای مراکز هدایت عملیات اضطراری در دانشگاههای علوم پزشکی ایران و بررسی ابعاد آن میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه یک مقاله تفسیری است که بر اساس جمعآوری اطلاعات مقالات منتشر شده پیرامون چارچوب مراکز هدایت عملیات اضطراری و با تمرکز بر دو چارچوب شناخته شده در جهان شامل چارچوب مرکز هدایت عملیات اضطراری بهداشت عمومی سازمان بهداشت جهانی و راهنمای مراکز هدایت عملیات اضطراری آژانس مدیریت اضطراری فدرال آمریکا، بر اهمیت ایجاد چارچوب استانداردی برای مراکز هدایت عملیات اضطراری در دانشگاههای علوم پزشکی ایران تأکید نموده است.
نتایج: ازآنجاکه مراکز هدایت عملیات اضطراری در مأموریتها، اختیارات و منابع متفاوت هستند، بنابراین چارچوبهای مورداستفاده برای این مراکز در کشورهای مختلف دارای طراحی کاملاً مشابهی نیستند و تا حد زیادی به الزامات حاکمیتی کشورها بستگی دارند.
نتیجهگیری: وجود یک چارچوب استاندارد و منطبق با شرایط و نیازهای کشور برای مراکز هدایت عملیات اضطراری دانشگاههای علوم پزشکی ایران ضروری است و میتواند موجب ارتقا قابلیتهای پاسخ این مراکز در زمان وقوع حوادث و بلایا شود.
نیلوفر امیری قلعه رشیدی، فرین رزاقی کاشانی، رامین رحیم نیا، ابراهیم جعفری پویان، علیرضا عرب یارمحمدی، هادی مخترع، مسعود رفعتی، زهره جباری مقدم،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در حوزه نظام سلامت کشور پیادهسازی یک فرآیند نظاممند برای انتخاب مدیران بر اساس شایستگیهای اختصاصی حوزه نظام سلامت و دانشگاههای علوم پزشکی موضوعی است که تاکنون مورد غفلت بوده است. در این راستا دانشگاه علوم پزشکی تهران بهعنوان نخستین دانشگاه، برای حل این چالش و دستیابی به فرآیند نظاممند انتخاب مدیران اقدام به طراحی چارچوب ترسیم شایستگیهای مدیران پایه و میانی در جهت دستیابی به اهداف نظام سلامت نمود.
مواد و روشها: ابتدا کمیته جانشینپروری در معاونت توسعه مدیریت و برنامهریزی منابع دانشگاه تشکیل گردید. این کمیته پس از مطالعات گسترده در حوزه مدلها و راهبردها در پنلهای تخصصی متعدد، دستورالعمل شایستهگزینی مدیران را تدوین و فرآیند نقشهبرداری شایستگی را تدوین نمود.
نتایج: چارچوب پیشنهادی تدوین شده دارای گامهای کلیدی از قبیل بررسی صلاحیت داوطلبان، تعیین و سنجش شایستگیهای عمومی و فنی، ارزیابی عملکرد 360 درجه، بررسی تجارب قبلی و دوره توانمندسازی به روش منتورینگ بود.
نتیجهگیری: بر اساس چارچوب شایسته گزینی طراحی شده، داوطلبان برتر موفق به دریافت سمتهای مدیریتی بوده و یکی از نکات برجسته این فرآیند، ترویج فرهنگ شایستهسالاری و ارتقا سطح بلوغ در دانشگاه بوده است. نقشهبرداری شایستگی و استعدادها، میتواند به عنوان چارچوبی برای برنامهریزی جانشینپروری و فرآیندهای توسعه مدیران در دانشگاههای علوم پزشکی و نظام سلامت کشور مدنظر قرار گیرد. این رویکرد با تعیین شکافهای مهارتی مدیران فعلی و نیازهای توسعهای آنها، ارزیابی عملکرد و شناسایی استعدادها و بهبود فرآیندهای انتخاب و توسعه مدیران آینده برای نقشهای کلیدی، نقش بسزایی ایفا میکند.
امیرحسین عبدالعلی پور، معصومه میکائیلی، خدیجه علیزاده،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در این پژوهش، مدل یکپارچهای برای بررسی نقش واسطهای امور مالی در ارتباط میان شاخصهای کیفیت، یادگیری و رشد و عملکرد خدمات مدیریت امکانات بیمارستانی ارائهشده است.
مواد و روشها: جامعه آماری تحقیق حاضر مدیران بیمارستانهای استان آذربایجان غربی است که بر اساس رابطه کوکران، 147 نمونه آماری به روش تصادفی در نظر گرفته شد. برای آزمون فرضیهها، از تحلیل معادلات ساختاری با نرمافزار اسمارت پی ال اس بهرهبرداری گردید. بهمنظور ارزیابی برازش مدل ساختاری، از حالت تخمین استاندارد بارهای عاملی استفاده شده و برای تفسیر نتایج، آزمون معناداری Z به کار رفت. درنهایت، قدرت پیشبینی کنندگی مدل با استفاده از معیارهای ضریب تعیین تعدیلشده و استون گیسر مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: ضرایب اثر غیرمستقیم بهدستآمده در تأثیر شاخص کیفیت، شاخصهای یادگیری و رشد و شاخصهای فرایندهای داخلی بر متغیر «شاخصهای مالی» به ترتیب برابر با 41/2، 2/2 و 39/2 است که بالاتر از 96/1 بوده و این موضوع نشاندهنده نقش معنادار میانجی متغیر «شاخصهای مالی» در تأثیرات مذکور بر عملکرد خدمات است. همچنین، با توجه به ضرایب استاندارد 201/0، 344/0، 359/0 و 805/0، مدل اثرات واسطهای امور مالی در این زمینهها با دادههای تجربی بهخوبی برازش یافته است.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که ارتقای شاخصهای فرایندهای داخلی، کیفیت خدمات و یادگیری و رشد در بیمارستانهای استان آذربایجان غربی، تأثیر معناداری بر بهبود وضعیت مالی و عملکرد خدمات مدیریت امکانات دارد. این بهبود، از طریق افزایش رضایت بیماران، ارتقای شهرت بیمارستانها و کاهش هزینههای عملیاتی، منجر به افزایش درآمد و بازدهی مالی میگردد.
نیوشا پورسعادت، محمد علی چراغی، مریم اسماعیلی، فاطمه حاجی بابایی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از ابعاد زیباییشناسی در مدیریت و رهبری پرستاری، بهکارگیری عناصر زیباشناختی در تنظیم اسناد و مصنوعات سازمانی است؛ این اسناد و مصنوعات سازمانی نمودی از زیبایی در ساختار ظاهری و محتوای معنایی محیط نظام سلامتاند که توسط ارائهدهندگان خدمات سلامت خلق و از سوی ذینفعان دریافت و درک میشوند. این مطالعه با هدف تبیین جایگاه زیباییشناسی در اسناد و مصنوعات سازمانی از منظر مدیران و رهبران پرستاری در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه کیفی با روش تحلیل محتوای مرسوم و رویکرد گرانهایم و لاندمن در سال ۱۴۰۲ انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای فردیِ عمیق نیمهساختارمند و چهرهبهچهره با تیم مدیریت و رهبری پرستاری بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران جمعآوری شد. نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی بود و در مجموع ۲۸ مصاحبه انجام شد. تحلیل شامل بررسی تفکر و روح جاری در تنظیم اسناد و محیطآرایی سازمان از طریق مصاحبه، صدای تصاویر و مشاهده میدانی بود.
نتایج: از مجموع ۲۸ مصاحبه، ۱۹۱ کد استخراج شد که در شش طبقه شامل حفظ و نگهداشت، استانداردسازی، پاکیزه و زیباسازی، نظم و ترتیب، سازماندهی و والایی دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: روح جاری زیباییشناسی رهبران زیباشناختگرا در تنظیم اسناد و ایجاد زیست سازمانی زیباشناختگرا توسط ذینفعان احساس میشود. این تجربه باعث لطافت در پندار، گفتار و کردار ارائهدهندگان و گیرندگان خدمات سلامت شده، مراقبت پرستاری زیباشناختگرا را تسهیل و احساس در خانه بودن را برای بیماران به ارمغان میآورد.
عادل افتخاری، نجمه باقیان، ناهید خدامی، مریم زمانی فرادنبه،
دوره 24، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت زمان یکی از مهارتهای اساسی در حرفههای حوزه سلامت، بهویژه پرستاری، است و نقش مهمی در افزایش بهرهوری، کاهش استرس و ارتقای کیفیت مراقبت از بیمار دارد. اهمیت این مهارت در بخشهای اورژانس، به دلیل حجم کاری بالا، محدودیت زمانی و ضرورت تصمیمگیری سریع، دوچندان میشود. این مطالعه با هدف ارزیابی شایستگی مدیریت زمان پرستاران شاغل در بخش اورژانس بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1404 انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی-مقطعی بود که بر روی 223 پرستار شاغل در بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشی انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه شایستگی مدیریت زمان پرستاران بالینی طالبی و همکاران شامل 29 گویه در 6 بعد بود. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 27 صورت گرفت. در صورت نرمال بودن دادهها از آزمونهای T مستقل و آنالیز واریانس یکطرفه استفاده شد و برای بررسی ارتباط بین مؤلفهها، آزمون همبستگی اسپیرمن به کار رفت.
نتایج: یافتهها نشان داد شایستگی مدیریت زمان پرستاران در سطح متوسط رو به پایین قرار دارد؛ بهطوریکه 12/6٪ شایستگی نسبتاً مطلوب، 64/1٪ شایستگی ضعیف و 23/3٪ شایستگی نامطلوب داشتند. بیشترین میانگین نمره مربوط به مؤلفه تعدیل مسئولیت و هنجارها (67/15 ± 18/39) و کمترین میانگین مربوط به مدیریت هیجانات (31/12 ± 58/20) بود. بین اغلب مؤلفههای مدیریت زمان همبستگی مثبت و معنادار مشاهده شد، اگرچه ارتباط بین تعدیل مسئولیت و هنجارها با مدیریت هیجانات معنادار نبود.
نتیجهگیری: شایستگی مدیریت زمان پرستاران اورژانس در سطح مطلوبی قرار ندارد که میتواند ناشی از عواملی مانند کمبود نیروی انسانی و تراکم بیماران باشد. با توجه به ارتباط مؤلفههای مدیریت زمان، اجرای برنامههای آموزشی و مداخلات مدیریتی جامع بهمنظور ارتقای این مهارت، بهبود کیفیت مراقبت و کاهش فرسودگی شغلی پرستاران ضروری به نظر میرسد.