علی رضاپور، فروغ رودگرنژاد، نیما رنجی جیفرودی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: گردشگری سلامت بهعنوان یکی از صنایع درآمدزا و رقابتی در دنیا مطرح شده و از حوزههای نوین گردشگری است. هدف مطالعه حاضر، ارائه مدل مفهومی تأثیرات توسعه گردشگری سلامت در بهزیستی جامعه میباشد.
مواد و روشها: این پژوهش بهصورت کیفی و از نوع اکتشافی میباشد. جامعه پژوهش شامل اساتید دانشگاهی و مدیران گردشگری سلامت بود. 15 نفر به روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند و از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته و عمیق در مطالعه مشارکت نمودند. تحلیل دادهها با نرمافزار MAXQDA10 و با رویکرد نظریه داده بنیاد بر مبنای سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گرفت. برای بررسی روایی، به دو شیوه بازخور مشارکتکننده و دریافت نظرات همکاران و برای اطمینان از پایایی در مصاحبهها، به دو روش بازآزمون و دو کدگذار عمل شد.
نتایج: مبنای تحلیل دادهها 100 کلیدواژه (کدهای باز) بود که با شناسایی ارتباط بین کدها، مفاهیم مشترک در 18 مفهوم طبقهبندی شد. مفاهیم اصلی با روش کدگذاری محوری، در جایگاه و مقولههای مناسب قرارگرفت. از آنجا که ردپای امکانات پزشکی و بهداشتی، زیرساختهای گردشگری سلامت و سیاستهای توسعه روابط، در اغلب دادهها و نقل قولهای مصاحبهشوندگان مشاهده گردید، بهعنوان زیر مقولههای محوری گردشگری سلامت انتخاب و این سه مورد در مرکز مدل قرار گرفته و سایر مقولهها با آن مرتبط شدند.
نتیجهگیری: توسعه گردشگری سلامت، ابزاری برای توسعه جامعه محسوب شده و موجب افزایش سرمایهگذاری در بخشهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه، اشتغالزایی، افزایش درآمد و رضایت و نشاط مردم میشود و موجبات توسعه رفاه، بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی را فراهم میآورد.
الهه عیشی، امید خسروی زاده، آیسا ملکی، بهمن احدی نژاد،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: مدیریت هزینهها مهمترین عامل مؤثر بر عملکرد اقتصادی بیمارستان است. مدیریت خوب هزینهها در کوتاهمدت باعث ثبات و تعادل تراز عملیاتی بیمارستان شده و بیمارستان را از نظر نقدینگی ایمن میکند. همچنین مدیریت خوب هزینهها در بلندمدت باعث میشود که بیمارستان از نظر مالی باثبات باشد. با توجه به موارد ذکر شده و افزایش روزافزون هزینههای بیمارستانی مطالعه حاضر با هدف شناخت و بررسی عوامل، پیشرانها و موانع بهبود مدیریت هزینه انجام شده است.
مواد و روشها: این مرور نظاممند در سال 2020 انجام شده است. دادهها با جستجوی کلیدواژهها در پایگاههای دادهای Google scholar, PubMed, Scopus, Web of Science, Science direct, Magiran, SID و Irandoc از 2007 تا 2020 جمعآوری شده است. دستهبندی نتایج مطالعات با بحث و بررسی پژوهشگران انجام گرفت.
نتایج: همه مؤلفههای شناسایی شده و استخراج شده از مقالات برای بهبود مدیریت هزینههای بیمارستانی در چهار بُعد (عوامل افزایش دهنده، پیشنیازها، موانع و راهکارها) تقسیمبندی شدند.
نتیجهگیری: مرور نتایج هر یک از مطالعات بیانگر اهمیت هر یک از مؤلفهها در مدیریت، بهبود و کنترل هزینههای بیمارستانی بود. در این خصوص سیاستگذاران در سطح تصمیمگیری و مدیران در سطح اجرایی باید به مؤلفهها و ابعاد تأثیرگذار بر کنترل و بهبود هزینههای بیمارستانی با توجه به ساختار، فرآیند و پیامدهای مورد انتظار، توجه کرده و سپس در خصوص اجرایی شدن آنها تصمیم لازم را بگیرند.
ثریا عادل پوردهنوی، سیده سمانه میراسمعیلی، آیدین آرین خصال،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: رضایتمندی از حقوق و مزایای دریافتی و چگونگی توزیع آن از مهمترین ابعاد مدیریت منابع انسانی است. هدف پژوهش حاضر تعیین سطح رضایتمندی کارکنان بیمارستان از طرح پرداخت مبتنی بر عملکرد در سال 1400 بود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع مقطعی بود که در سال 1400 بر روی 280 نفر از کارکنان مراکز آموزشی درمانی تابعه دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. دادهها به وسیله پرسشنامه گردآوری شدند و با آزمونهای ناپارامتریک و همبستگی اسپیرمن در نرمافزار SPSS تحلیل شدند.
نتایج: میانگین رضایتمندی کل در کارکنان 55/0 ± 95/2 بود (از 5 نمره). از میان مقولههای مختلف حیطه رضایتمندی، بیشترین میانگین رضایت مربوط به شرایط فیزیکی محیط کاری (64/0 ± 3/3) و کمترین آن مربوط به نظام پرداخت (86/0 ± 56/2) بود. میانگین عملکرد کل کارکنان 82/8 ± 72/63 از 100 نمره برآورد شد. در این راستا، میانگین امتیاز حضور کارکنان 97/6 ± 22/74، میانگین امتیاز نوع شغل 78/15 ± 97/30 و میانگین ضریب کیفی عملکرد 12/11 ± 98/85 برآورد شد. بر اساس آزمون همبستگی اسپیرمن بین میانگین رضایت کل و امتیاز حضور (r=0.19)، امتیاز نوع شغل (r=0.32) و ضریب کیفی عملکرد (r=0.21) همبستگی معناداری وجود داشت (p-value<0.05).
نتیجهگیری: میانگین رضایت کارکنان از طرح پرداخت مبتنی بر عملکرد در سطح متوسط برآورد شد. به نظر میرسد لازم است سیاستگذاران بخش سلامت جهت بهبود پرداخت و ارتقا انگیزه کارکنان درمانی تلاش و برنامهریزی نمایند.
ساناز زرگر بالای جمع، نادر مرکزی مقدم، حسام الدین شریف نیا، مهرداد خوشیان،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تصویربرداری پزشکی به دلیل استفاده از تکنولوژی برتر، پرسنل متخصص و رعایت مقررات حفاظتی خاص، یکی از گرانترین بخشهای بیمارستان است که تأثیر مستقیمی در تشخیص و درمان بیماریها دارد. هزینهیابی بر مبنای فعالیت زمانگرا با ایجاد نمای کلی از فعالیتهای بیمارستان، امکان شناسایی هزینهها و مدیریت منابع را با کمترین هزینه و با دقت و سهولت بیشتر فراهم میکند. هدف این مطالعه بررسی هزینه تمام شده خدمات و ظرفیت بلااستفاده منابع جهت استفاده مدیران بیمارستان در راهکارهای مدیریت مالی میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی و گذشتهنگر بر روی آمار و دادههای حسابداری یک بیمارستان عمومی شهر تهران در سال 1398 انجام شد که با توجه به امکان استفاده از نتایج در مدیریت مالی و مصرف منابع در دسته مطالعات کاربردی قرار میگیرد. روش گردآوری دادهها شامل بررسی اسناد و صورتهای مالی و زمانسنجی کلیه فعالیتهای بخش تصویربرداری و محاسبات بروش هزینهیابی بر مبنای فعالیت زمانگرا، با استفاده از نرمافزار اکسل و با حذف هزینه منابع بلاستفاده انجام شد.
نتایج: در این مطالعه هزینه تمام شده عمدتاً کمتر از تعرفه مصوب بوده و مؤلفههای اصلی آن شامل 34 درصد نیروی انسانی، 23 درصد سربار، 22 درصد تجهیزات و 15 درصد مواد مصرفی بود. یافتهها نشان داد که تنها 58 درصد مخارج تأمین منابع در تعیین هزینه تمام شده خدمات نقش داشته است.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهد کاهش ظرفیت بلااستفاده منابع و اصلاح سازمان میتواند موجب کاهش هزینه تمام شده خدمات، سودآوری و استفاده بهینه از منابع در جهت افزایش کیفیت خدمات بیمارستانی گردد.
مسعودعلی کرمی، هادی حیاتی،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش هزینههای نظام سلامت به خصوص مخارج دارویی به عنوان یک چالش بزرگ در نظام سلامت مطرح بوده است. این مسئله برای بیماریهای مزمن مانند دیابت دارای اهمیت ویژه است زیرا عوامل مختلفی در میزان دسترسی بیماران به این داروها و همچنین توان مالی پرداخت هزینههای آنها تأثیرگذار است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی دسترسی و توانایی خرید داروهای آنتی دیابتیک در داروخانههای شهر خرمآباد در سال انجام گرفته است.
مواد و روشها: این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و جامعه پژوهش آن شامل بیماران و مراجعهکنندگان به داروخانههای خصوصی سطح شهر و بیمارستانهای خرمآباد میباشد. اطلاعات مورد نیاز بر اساس پروتکل سازمان جهانی بهداشت از طریق نسخ بیماران، اطلاعات داروخانهای، مصاحبه و چکلیست جمعآوری شد. تحلیل دادهها با توجه به نوع متغیرها از آزمونهای تی، کای دو و آنوا و رگرسیون لجستیک با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 21 انجام گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که از میان عوامل اجتماعی اقتصادی مؤثر بر توان مالی پرداخت هزینههای داروهای دیابت، سطح درآمد به عنوان یک متغیر تأثیرگذار شناخته شده است و در بیمارانی که بیماری زمینهای دارند درامد آنها تحت تأثیر قرار میگیرد. همچنین نتایج نشان داد که برخلاف بازار آزاد در بازار سلامت و اقتصاد دارو هیچ عامل اجتماعی اقتصادی از طرف تقاضا یعنی بیماران بر داروخانه به عنوان عرضهکننده دارو در قالب شاخص دسترسی تأثیرگذار نیست.
نتیجهگیری: با توجه دسترسی و ارائه خوب دارو در داروخانهها ولی توان مالی پرداخت پایین بیماران در پوشش هزینههای دارویی به نظر میرسد دولت میتواند با اقداماتی از قبیل پوشش بیمهای بالا و یارانههای دارویی از اقشار ضعیف حمایت نماید.
روح اله حسینی، محمدرضا زمان پرور بارکوسرائی،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران به عنوان مهمترین تصمیمگیرندگان سازمانی، نقش بسزا و تعیینکنندهای در موفقیت و توسعه عملکرد بیمارستانها دارند. مدل های شایستگی، مدیران بیمارستانی را در بکارگیری دانش، مهارتها، تجربیات مورد نیاز برای آن که مسئولیت ها و مأموریت های خود را موفقتر به انجام برسانند، کمک می نماید و منجر به ارتقای بهره وری می شود. هدف از انجام این مطالعه طراحی مدل شایستگی مدیریت به منظور بهینه سازی سیستم های مدیریت در بیمارستانهای شهرستان کرج است.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از رویکرد کمی و از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر جمعآوری داده-ها از نوع پیمایشی است. جامعۀ آماری پژوهش، همه شاغلین و کادر درمان در بیمارستانهای شهرستان کرج بودند. حجم نمونه 384 نفر است و از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع-آوری شد که روایی آن از طریق صاحب نظران تائید گردید. نرم افزارهای مورد استفاده در این تحقیق SPSS22 و AMOS است.
نتایج: بر اساس یافته ها میزان تأثیر شش بعد اصلی مدل شایستگی مدیریت شامل شایستگی دانشی (1.02)، فردی (0.98)، تعاملی (0.38)، اجرایی (0.51)، ارزشی و اخلاقی (0.42) و در نهایت شایستگی های شغلی (0.41) تعیین شد.
نتیجهگیری: بر اساس یافته ها تأثیر شایستگی های دانشی و شایستگی فردی بر شایستگی مدیریت در بیمارستانها نسبت به دیگر بعدها بیشتر است. شایستگی مدیریت در بیمارستان به شدت وابسته به شایستگی های دانشی و فردی مدیران است. همچنین بر اساس شاخص نیکویی برازش، مدل شایستگی مدیریت بیمارستان اصلاح شده و در حد استاندارد ارزیابی شد. پیشنهاد می شود بستر و مقدمات پیاده سازی مدل برای انتصاب مدیران شایسته و ارتقای شایستگی سیستم مدیریت بیمارستانها فراهم شود.
جمیل صادقی فر، نسیم ایوانی، قاسم رجبی واسوکلایی، ناصر فرهمند مقدم، شهرام اختیاری،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: خلق درآمدهای پایدار، تقویت نگاه اقتصادی، بهینهسازی و مدیریت هزینهها و خلق درآمدها در نظام سلامت به طور ویژه بیمارستانها که به عنوان مرکز اصلی ارائه خدمات درمانی به شمار میروند؛ از اهمیت ویژهای برخوردار است و به یکی از سیاستهای اولویتدار، مهم و حیاتی تبدیل شده است. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه هزینه ثبت شده در پرونده بیمار با تعرفه مصوب گلوبال در اعمال جراحی بیمارستان امام خمینی (ره) کرمانشاه به انجام رسید.
مواد و روشها: پژوهش حاضر به صورت توصیفی - مقطعی در بیمارستان آموزشی درمانی امام خمینی (ره) کرمانشاه در سال 1400 به انجام رسید. جامعه پژوهش شامل مستندات مالی مشمول تعرفه گلوبال، در بازه زمانی 6 ماهه دوم سال 1399 و 6 ماهه اول سال 1400 بود. دادههای مورد نیاز از سامانه اطلاعات بیمارستانی (HIS) جمعآوری و به کمک نرمافزار Excel تحلیل گردید.
نتایج: از مجموع 357 پرونده شامل 13 نوع عمل جراحی بررسی شده در این مطالعه، اعمال جراحی لوزه، ناخنک و آپاندیسیت ضررده و سایر اعمال سود ده بودند. با در نظر گرفتن متوسط هزینه واقعی در هر یک از اعمال جراحی، در 14 درصد از اعمال جراحی، هزینه گلوبال کمتر از متوسط هزینه واقعی و در 86 درصد موارد جراحی، احتساب هزینه عمل جراحی با تعرفه گلوبال به سود بیمارستان بوده است.
نتیجهگیری: به رغم اینکه اکثر مراکز اعمال جراحی گلوبال ضررده هستند، اما دارا بودن برنامهریزی عملیاتی مبتنی بر ظرفیتهای حیاتی و طرحریزی اقدامات اصلاحی در راستای کاهش هزینههای گلوبال با رویکرد مدیریت مدت اقامت بیمار، میتواند افزایش کارایی و بهرهوری را به دنبال داشته باشد.
ابراهیم بهرامی نیا، رضا شمس اللهی، صدیقه غلامرضایی، محمد مهدی زارع شحنه،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بخشهای رادیولوژی یکی از مهمترین بخشهای بیمارستان است که اهمیت بسزایی در شناسایی و درمان بیماریها دارد. با اینحال با توجه به تجهیزات گرانقیمت این بخشها و از طرفی درآمدزایی آن، بهبود ارائه خدمات و افزایش کارایی آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی کارایی اقتصادی واحدهای رادیولوژی بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد میباشد.
مواد و روشها: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و برحسب روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی است. اطلاعات در خصوص ورودیها و خروجیهای مدل از 9 بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی یزد جمعآوری شده است. متغیرهای ورودی مدل شامل تعداد کارکنان کارشناس، تعداد پزشکان بخش، تعداد دستگاه رادیولوژی و تعداد دستگاه سیتیاسکن میباشد. سه متغیر تعداد بیمار پذیرششده، تعداد کلیشه ثبتشده و میزان درآمد نیز بهعنوان ستانده در نظر گرفته شده است.
نتایج: میانگین نمره کارایی فنی و مقیاس برابر 910/0 حاصل شده است. 55 درصد واحدهای رادیولوژی بیمارستانهای مورد مطالعه از لحاظ کارایی اقتصادی، کارا عمل نکرده بودند. بیمارستان شهید صدوقی دارای بازدهی نزولی نسبت به مقیاس میباشد. بیمارستان¬های شهید بهشتی تفت، خاتمالانبیاء ابرکوه، ولیعصر (عج) بافق، ضیائی اردکان دارای بازدهی صعودی و بیمارستان¬های شهید دکتر رهنمون، افشار، فاطمه الزهراء (س) مهریز، امام جعفر صادق (ع) میبد نیز دارای بازدهی ثابت نسبت به مقیاس میباشند.
نتیجهگیری: بنابراین حذف نیروی انسانی مازاد بر اساس نتایج روش تحلیل فراگیر دادهها نقش عمدهای در کاهش هزینههای بیمارستان و بخش بهداشت و درمان و افزایش کارایی بیمارستانها ایفاء مینماید.
احسان عامری،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در طرح تحول نظام سلامت، اولین بسته خدمتی برنامهای برای کاهش میزان پرداخت بیماران بستری در بیمارستانهای وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بود؛ بنابراین هدف مطالعه حاضر، ارزیابی خطمشی کاهش میزان پرداختی بیماران بستری در "مراکز آموزشی درمانی" دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان بود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی که در سال 1400 تا 1401 مورد بررسی قرار گرفته بود. نمونه آماری 384 نفر از کارکنان، کادر درمانی و پزشکان در "مراکز آموزشی درمانی" دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان بودند که بهصورت تصادفی ساده در این مطالعه شرکت کردند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه 35 سؤالی، محقق ساخته بود که بعد از تأیید روایی آن توسط خبرگان، اساتید راهنما و مشاور، پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ برآورد و عدد 83/0 به دست آمد که نشاندهنده پایایی پرسشنامه میباشد. دادهها با استفاده از نرمافزار spss22، آزمونهای کلموگروف– اسمیرنوف و آزمون تی تک نمونه تحلیل شد.
نتایج: در محور کاهش میزان پرداختی بیماران بستری در بیمارستانهای وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طرح تحول نظام سلامت، بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب شکافی در حد 11/0- مشاهده میشود که با توجه به مجموع میانگین بهدستآمده و این که بیانگر عدم دستیابی به اهداف اجرایی طرح تحول نظام سلامت در محور کاهش میزان پرداختی بیماران بستری است. نقطه تلاقی این دو وضعیت روی ماتریس بررسی شکاف، نشاندهنده شکاف در حوزه نظارتی میباشد.
نتیجهگیری: بررسی نتایج حاکی از آن است که طرح تحول سلامت توانسته میزان پرداختی بیماران را کاهش دهد، ولی این اثربخشی در حد تحقق اهداف محور اول طرح نبوده است و در این زمینه ساماندهی روند بیمه همگانی و منابع مالی مورد نیاز ضروری میباشد.
فرخ لقا محمدی، دکتر ماندانا صاحب زاده، یحیی همت یار طباطبایی،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مقدمه: پیچیدگی و نوسانات شدید محیطی همراه با بروز سوانح و خطرات غیره منتظره، احتمال اختلال در زنجیره تأمین بیمارستان را افزایش داده است. تابآوری زنجیره تأمین، یکی از راهبردهای مقابله با این چالشها و تداوم ارائه خدمات مناسب و کارآمد بیمارستان در زمان فاجعه است. هدف این پژوهش تحلیل ساختاری عوامل مؤثر بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی با استفاده از میک مک فازی بود.
مواد و روشها: این پژوهش کیفی - کمی، جامعه پژوهش اعضا هیئتعلمی مطلع از موضوع در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، روسای ادارههای تجهیزات پزشکی دانشگاه و معاونت درمان، مسئولین واحدهای تجهیزات پزشکی بیمارستانها، مدیران شرکتهای تولیدکننده تجهیزات پزشکی، مدیران شرکتهای واردکننده تجهیزات پزشکی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات چکلیست و مصاحبه بود. تجزیهوتحلیل دادهها به روش تکمیل ماتریس فازی و تحلیل ماتریس با نرمافزار میک-مک فازی انجام شد.
نتایج: عامل «مدیریت لجستیک» تأثیرگذاری بیشتری بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی سرمایهای بیمارستانی دارد. «عوامل یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی، رقابت، انعطافپذیری، مدیریت منابع انسانی و مدیریت ریسک – مدیریت بحران» به عنوان عواملی که کمترین تأثیرگذاری را دارند شناخته شدند و عوامل «شرایط محیطی، شفافیت و حراست، سیستم اشتراک اطلاعات و مدیریت منابع انسانی» کمترین تأثیرپذیری را دارند. «عوامل اقتصادی» به عنوان یک عامل با تأثیر غیرمستقیم بسیار قوی، تأثیر مهمی بر تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی دارند.
نتیجهگیری: برای افزایش تابآوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی، توجه به «مدیریت لجستیک و عوامل اقتصادی» بسیار حیاتی است. علاوه بر این، عواملی مانند «چابکی و سرعت، مدیریت ریسک-مدیریت بحران، رقابت، یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی» نیز از تأثیر غیرمستقیم متوسطی برخوردارند.
سارا امامقلی پور، فاطمه محمدی، بهزاد راعی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی کارایی بیمارستانها به عنوان ابزار مؤثری برای سنجش آمادگی و واکنش نظام سلامت در مواجهه با بحرانها مورد استفاده قرار میگیرد. لذا مطالعه حاضر، کارایی و عملکرد بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران را در مواجهه با کووید، طی سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ را مورد بررسی قرار دادهاست.
مواد و روشها: در مطالعه حاضر کارایی بیمارستانها با استفاده از روش پابون لاسو طی بازه زمانی 1401-1398 مورد بررسی قرار گرفته و ضریب همبستگی بین تغییر در پذیرشهای کووید-19 با تغییر در هزینههای بیمارستانها، دریافتیهای بیمارستانها، متوسط طول مدت اقامت و درصد اشغال تخت، محاسبه شده است.
نتایج: شیوع کووید-۱۹ موجب بهبود موقت در شاخصهای عملکردی و بهرهبرداری بهینه از منابع بیمارستانی شد اما پس از فروکش بحران، بیمارستانها مجدداً به ساختار ناکارآمد گذشته بازگشتند. در سال ۱۴۰۱، ۱۴٪ از بیمارستانها در ناحیه کارا (3) و 21% در ناحیه 2 قرار گرفتند که نسبت به 1398 تغییری نداشته است. همچنین در سال 1401، تعداد بیمارستانها در مناطق 1 و 4 به ترتیب، 33 درصد افزایش و 17 درصد کاهش داشتهاند. همچنین افزایش پذیرش بیماران کووید با افزایش هزینهها و یارانههای دریافتی همراه بوده اما تأثیر قابلتوجهی بر درآمد مستقیم بیمارستانها از بیماران نداشته است و تأثیرات عملکردی محدود به کاهش جزئی مدت بستری و افزایش اندک درصد اشغال تختها بوده است.
نتیجهگیری: یافتهها نشاندهنده نبود سازوکار لازم برای تثبیت دستاوردهای مدیریت بحران و ارتقاء پایدار کارایی است. آمادگی سیستم سلامت در مواجهه با بحرانها از طریق بهرهگیری مستمر از تجارب بحرانی، برنامهریزی پیشگیرانه، تأمین منابع و ایجاد سازوکارهایی برای حفظ و ارتقاء بهرهوری در تمامی شرایط قابل انجام است؛ بنابراین مدیریت بحران نباید صرفاً پاسخی مقطعی باشد، بلکه باید بخشی از رویکرد راهبردی و ساختار دائمی سازمانهای درمانی محسوب گردد.