ابراهیم جعفری پویان، مریم بابایی آقبلاغ، فرنوش عزیزی، آیدا اصغری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مدیریت یکی از ارکان مهم در جهت دستیابی به اهداف نظام سلامت است که همانند سایر حوزهها نیازمند افرادی متخصص است. ایجاد یک ساختار کارآمد برای شناسایی، بهکارگیری، آموزش، ارتقا، نظارت و ارزشیابی عملکرد مدیران میتواند به تخصصی شدن مدیریت در این حوزه کمک نماید و تا حدود زیادی از روندهای انتخاب غیرتخصصی و اعمال سلیقه شخصی جلوگیری کند. مدیران حوزه سلامت به فراخور سطح مدیریتی که در آن ایفای نقش میکنند باید شایستگیها و ویژگیهای مناسب آن سطح را داشته باشند و این مهم از طریق نظاممند شدن فرایندها حاصل میشود. کشورهای پیشرو در حوزه سلامت دارای ساختارهای میباشند که افرادی متخصص در حوزه مدیریت به صورت سیستمی در جایگاه مدیریت قرار گرفته و به سطوح بالاتر ارتقا مییابند. هر جامعهای میتواند از تجارب کشورهای پیشرو استفاده کرده و متناسب با بستر اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود، ساختار مناسب نظام سلامت خود را طراحی نماید تا به اهداف نظام سلامت دست یابد.
مهناز مایل افشار، مریم گودرزی،
دوره 22، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع جهانی ویروس کرونا، به شدت بر زندگی انسانها تأثیر گذاشته است. محدودیتهای اتخاذ شده برای کاهش سرعت انتشار ویروس بر فعالیتهای اقتصادی-اجتماعی و محیطزیست تأثیر میگذارد. این امر، پدیدهای چندبعدی است که آثار و پیامدهای آن در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، محیطزیست و سیاسی قابل رصد و رهگیری است. هدف از این مقاله بررسی پیامدهای بحران کرونا بر محیطزیست میباشد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع مقاله مروری حیطهای میباشد که بر اساس جمعآوری اطلاعات مقالههای منتشر شده در پایگاههای دادهای ،Science Direct, Web of Science، Google Scholar،PubMed در بازه زمانی سالهای 2019 تا 2022 با هدف بررسی پیامدهای بحران کرونا بر محیطزیست انجام گرفت.
نتایج: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که بحران ویروس کرونا و شرایط قرنطینه، پیامدهای متعددی برای محیط زیست به همراه داشته است. این مطالعه نشان میدهد که از یکسو، در اثر توقف بسیاری از فعالیتهای بشری شاهد کاهش چشمگیر انتشار آلایندهها به شمول گازهای گلخانهای هستیم و از سوی دیگر، زبالهها و بخصوص زبالههای طبی و پلاستیکی، به طور نگرانکنندهای افزایش یافته است.
نتیجهگیری: با وجود آثار مثبت کووید-19 بر عوامل محیطزیست، جنبههای منفی کوتاهمدت و بلندمدت آن شهود است. ضمن اینکه به نظر میرسد فعالیت اقتصادی کشور بعد از کرونا شدت یابد و لذا با تجزیهوتحلیل جامع اثرات کووید-19 بر چندین بخش، میبایست اقدامات جدی در این زمینه صورت گیرد.
عاطفه تشت زر، ملیکه بهشتی فر، رضا زارع، امین نیک پور،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف این پژوهش، اعتبارسنجی مدل تکاملگرایی سازمانی در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بوشهر است.
مواد و روشها: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کمی با رویکرد مدلسازی ساختاری بود. جامعۀ آماری در این بخش از پژوهش، شامل کلیه مدیران، معاونان و کارشناسان موضوعی مورد مطالعه در بیمارستانهای بوشهر میباشد که تعداد آنها 130 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 100 نفر تعیین و با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای ساده، انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود. سؤالات و گویههای پرسشنامه با استفاده از ادبیات پژوهش، مبانی نظری و نتایج حاصل از مطالعه کیفی تدوین گردید که روایی صوری و محتوایی آن با نظر متخصصان تائید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 976/0 بهدست آمد. دادهها با روش مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار SMART PLS تحلیل شدند.
نتایج: یافته های این پژوهش نشان داد مدل ساختاری تکاملگرایی سازمانی دارای 43 زیر مؤلفه در شش مؤلفه شرایط علی، زمینهای، واسطهای، پدیده محوری، راهبردها و پیامدها از برازش مناسبی برخوردار است و تمامی متغیرهای بهدست آمده میتوانند در طراحی مدل نهایی مورد توجه باشند. نتایج حاکی از آن بود که شرایط علّی، شرایط زمینهای، عوامل مداخلهگر و پیامدها در مدل تکاملگرایی سازمانی در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بوشهر معنادار شدند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد مدل تکاملگرایی سازمانی در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بوشهر دارای اعتبار است.
ابراهیم حسن زاده، حسن ابوالقاسم گرجی، عزیز رضاپور، مانی یوسف وند،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمه تکمیلی درمان نقش کلیدی در اقتصاد سلامت و پرداخت افراد داشته که موجب افزایش سطح دسترسی به خدمات سلامت و کیفیت زندگی فرد خواهد شد. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف بررسی چالشها و راهکارهای توسعه بیمههای تکمیلی درمان انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر بهصورت مرور نظاممند بود که به بررسی پژوهشهای مرتبط با چالشها و راهکارهای توسعه بیمه تکمیلی درمان در کشورهای مختلف و با محدودیت زمانی مقالات چاپشده در 5 سال اخیر در پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی پرداخته است. برای هر مقاله فرم استخراج داده تکمیل و در نهایت دادهها طبقهبندی، خلاصهسازی و تحلیل گردید.
نتایج: با توجه به معیارهای ورود و خروج مطالعه تعداد 17 مقاله وارد تحلیل شدند. عمده چالشها و راهکارهای توسعه بیمههای تکمیلی درمان در 7 تم اصلی که شامل؛ حق بیمه و تأمین مالی، زیرساختها و بستری الکترونیک، بهبود بسته و ارتقا کیفیت، مخاطرات اخلاقی و انتخاب معکوس، هزینه اثربخشی و کارایی، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و آگاهی و تبلیغات مؤثر بودند، استخراج و بررسی شدند.
نتیجهگیری: با عنایت به وجود چالشها و موانع متعدد شناساییشده در توسعه بیمههای تکمیلی درمان، پیشنهاد میگردد بهمنظور رفع چالشها و موانع شناساییشده، به ایجاد زیرساختهای الکترونیکی و بسترسازی لازم جهت ارتقاء و توسعه سیاستهای بیمه تکمیلی درمان در ابعاد بسته خدمات، هزینه اثربخشی و کارایی پرداخت شود.
فاطمه داعی بیدگلی، لیلا نظری منش، کامران حاجی نبی،
دوره 22، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بازاریابی تجربی نوعی استراتژی بازاریابی است که در آن با ایجاد تجربیات واقعی زندگی، مشتریان را جذب و علاقهمند میکند تا از تجربه خود خاطره خوش و ماندگاری را ثبت کنند. ایجاد یک تجربه عالی برای مشتری، در خدمات مراقبتی در بخش سلامت دشوار است. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر بازاریابی تجربی بر قصد ویزیت مجدد در درمانگاههای تأمین اجتماعی استان قم میباشد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر ازلحاظ رویکرد، از نوع کمی و از نوع هدف کاربردی و ازنظر جمعآوری دادهها از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری شامل مراجعین به درمانگاههای تأمین اجتماعی استان قم بودند که بهصورت تصادفی طبقهای به تعداد ۵۲۲ نفر به مطالعه دعوت شدند. تحلیل دادهها با روش مدلسازی معادلات ساختاری کوواریانس محور با کمک نرمافزار ایموس نسخه 24 انجام شد.
نتایج: تأثیر بازاریابی تجربی (با ابعاد تجربه حسی، تجربه فیزیکی، تجربه عاطفی، تجربه شناختی، تجربه رابطهای) بر قصد مراجعه مجدد به درمانگاه با مقدار ضریب مسیر (۰/۵۴۰+) مورد تأیید قرار گرفت. همچنین بررسی شاخصهای ساختاری مدل و روایی سازه، گواه برازش خوب مدل بودند.
نتیجهگیری: بازاریابی تجربی و به دنبال آن ارتقای روابط بیمار و پزشک ازجمله عواملی است که توجه به آنها میتواند بااهمیت باشد. مراکز بیمار محور میتوانند با تمرکز بر بازاریابی تجربی و فراهم کردن امکانات رفاهی و استفاده از فناوریها برای افزایش سهولت خدمترسانی، باعث افزایش احتمال بازگشت به درمانگاهها شوند.
محمدرضا شهرکی، حمیدرضا اسماعیلی،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از کاربردهای اصلی هوش مصنوعی در حوزه مدیریت بهینه پسماندهای بیمارستانی است که به پیشبینی حجم و نوع پسماندها میپردازد. هدف این مطالعه، شناسایی و رتبهبندی ریسکهای استفاده از سیستمهای هوش مصنوعی در مدیریت پسماندهای بیمارستانی با استفاده از رویکرد تصمیمگیری چند شاخصه میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع توصیفی و مقطعی است که در سال 1402 در دو بیمارستان علی ابن ابیطالب و خاتمالانبیاء شهرستان زاهدان صورت گرفته است. تعداد 10 نفر از پرسنل این دو بیمارستان به عنوان اعضای خبره پنل دلفی انتخاب گردیدند که به منظور وزندهی ریسکها از روش آنتروپی شانون و جهت رتبهبندی ریسکها از روش تاپسیس استفاده گردید.
نتایج: در این مطالعه بهمنظور تعیین میزان اتفاقنظر میان اعضای پنل دلفی، از ضریب هماهنگی کندال استفاده شد. نتیجه ضریب کندال برای مرحله اول، دوم و سوم دلفی به ترتیب برابر با 3/6، 1/7 و 3/7 بود. وزندهی شاخصها با استفاده از مراحل روش آنتروپی شانون و بر اساس سه شاخص شدت تأثیر (3/0)، احتمال وقوع (4/0) و احتمال کشف (32/0) انجام پذیرفت. سپس جهت رتبهبندی ریسکهای شناساییشده بر اساس روش تاپسیس مهمترین ریسکها به ترتیب زیرساختهای لازم (847/0)، نیاز به دادههای دقیق و کامل (751/0) و بودجه (749/0) بودند.
نتیجهگیری: مدیران مراکز بهداشتی و درمانی با استفاده از روشهای تصمیمگیری چند شاخصه قادر خواهند بود تا به شناسایی و رتبهبندی ریسکهای استفاده از سیستمهای هوش مصنوعی در مدیریت پسماندهای بیمارستانی بپردازند و با توجه به اولویتها، جهت تقویت مدیریت پسماندها بپردازند.
رحیم صفوی میرمحله، محمدرحیم رمضانیان، محمود مرادی، مصطفی ابراهیم پور ازبری،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیتردید وضعیت سلامت یکی از مهمترین شاخصهای توسعه و پیشرفت اجتماعی میباشد. ارائه مراقبتهای بهداشتی نیز یک چالش عمده برای زندگی بشر است و مدیریت زنجیره تأمین در حوزه سلامت، از اهمیت استراتژیک برخوردار است. هدف این تحقیق، تحلیل و مقایسه نتایج فراترکیب با تحلیل مضمون در شناسایی مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی میباشد.
مواد و روشها: رویکرد این تحقیق، بهصورت کیفی (فراترکیب و تحلیل مضمون) و مقایسه نتایج آنها در شناسایی مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی میباشد. در گام اول؛ با رویکرد فراترکیب و مرور نظاممند مطالعات مرتبط در بیستوسه سال اخیر، مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی شناسایی شدند. بدین منظور، ابتدا تعداد 100 مقاله شناسایی و پس از چند مرحله بررسی و پالایش، تعداد 26 مقاله مبنای انجام تحقیق قرار گرفت. در گام بعدی، مخاطرات زنجیره تأمین داروسازی ایران با روش تحلیل مضمون و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و نمونهگیری هدفمند به دست آمدند و در نهایت نتایج این دو رویکرد با هم مقایسه و تحلیل شدند.
نتایج: در رویکرد فراترکیب، 10 مخاطره به عنوان مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی جهان به صورت عام به دست آمد و همچنین با رویکرد تحلیل مضمون، 10 مخاطره به عنوان مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی ایران بهصورت خاص به دست آمد. بر اساس نتایج، شش مخاطره کیفیت پایین مواد اولیه، پیچیدگی و ناسازگاری سیستمهای اطلاعاتی، تأمین ارز و پرداختهای مالی خارجی، حملونقل و بیمهها، افزایش قیمت مواد اولیه، در دسترس نبودن دارو در هر دو رویکرد فراترکیب و تحلیل مضمون مشترک بودند و به عنوان مخاطرات زنجیرههای تأمین صنعت داروسازی جهان به صورت عام و همچنین مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی ایران به صورت خاص مطرح میباشند.
نتیجهگیری: ذینفعان زنجیره تأمین داروسازی ایران (از جمله بیمارستانها)، در اولویت نخست، باید برای بهبود عملکرد زنجیره تأمین بر روی این 6 مخاطره مشترک تمرکز نموده و برای مدیریت آنها برنامهریزی نمایند. در اولویت دوم، بر روی 4 مخاطره غیرمشترک که از طریق تحلیل مضمون بهعنوان مخاطرات مختص زنجیره تأمین صنعت داروسازی ایران به دست آمد، متمرکز و اقدامات و فعالیتهای کنترلی را اعمال نمایند.
لیلا والی، حجت فرهمندنیا، احمدرضا محمدپور،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش سن، اختلال عملکرد جسمانی بیشتر شده که این امر خود منجر به بروز مشکلات مختلف در سالمندان و افزایش نیاز به خدمات فوری پزشکی میشود. سالمندان عموماً از استفادهکنندگان مهم خدمات مراقبتهای بهداشتی و خدمات فوریتهای پیش بیمارستانی هستند. تجارب ذهنی افراد از اورژانس تحت تأثیر نیاز آنها به اطلاعات مرتبط و به موقع در رابطه با روشهای اورژانس و وضعیت بالینی آنها است. این نیازهای اطلاعاتی نیز توسط مراقبین افراد مسن در موقعیت اورژانس مورد نیاز است. این پژوهش با هدف تبیین تجربیات سالمندان از خدمات اورژانس پیش بیمارستانی در شهر شیراز انجام شده است.
مواد و روشها: این پژوهش در 2 فاز انجام شد. فاز 1 مربوط به سالمندان بود که این قسمت از مطالعه به صورت کیفی انجام و جهت گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. روش نمونهگیری از میان سالمندان و تکنسینها به صورت هدفمند و گلوله برفی بود و تا حد اشباع ادامه یافت و دادهها به روش کلایزی تحلیل شد. در فاز 2 مطالعه نیز جهت بررسی تجربیات مشارکتکنندگان و ارائه پیشنهاد، پنل خبرگان تشکیل شد.
نتایج: فاز اول مطالعه حاضر، بیان تجربیات 21 نفر از سالمندانی بود که از خدمات اورژانس پیش بیمارستانی استفاده کردند. متن مصاحبهها مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت و مضمونهایی از آن استخراج گردید. سپس مضمونها به زیر مضمونهای مربوطه دستهبندی شدند: " وضعیت آمبولانس، عملکرد تکنسینها، عملکرد زمانی اورژانس و قوانین و مقررات اورژانس "؛ و در فاز دوم نیز ارائه راهکار توسط پنل خبرگان ارائه شده است.
نتیجهگیری: تجربیات سالمندان نشاندهنده مشکلاتی است که هنگام دریافت خدمات اورژانس پیش بیمارستانی آنها را با مشکل مواجه میکند از جمله: وضعیت نامناسب آمبولانسها، مشکلات مربوط به عملکرد تکنسینها، عملکرد زمانی اورژانس و قوانین و مقرراتی که باعث نارضایتی آنها شده است. پیشنهادهایی برای حل این مشکلات توسط پنل خبرگان ارائه شد که امید است بتواند در سیاستگذاری برای ارائه خدمات بهتر به سالمندان در اورژانس پیش بیمارستانی مورد استفاده قرار گیرد.
حسن جعفری، محمدکاظم رحیمی، فرنوش قمی، عطیه دهقان نیری،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هوش سیاسی بالا نزد مدیران، میتواند موجب افزایش بهرهوری و عملکرد سازمانی و مهارتهای مدیریتی از جمله مهارتهای ارتباطی مدیران گردد. با توجه به اهمیت هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی مدیران، مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط هوش سیاسی با مهارتهای ارتباطی در مدیران و مسئولان واحدهای بیمارستانهای آموزشی شهر یزد انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش به صورت توصیفی-مقطعی و از نوع کاربردی و بر روی 65 نفر از مدیران بیمارستانها و به صورت سرشماری انجام شد. از دو پرسشنامه استاندارد استفاده و تحلیل دادهها با استفاده از آمارههای توصیفی و آزمونهای آماری تحلیلی در نرم افزار SPSS 26 انجام شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار هوش سیاسی برابر با (11.96±15.107) و مهارتهای ارتباطی برابر با (7.46±59.46) و بالاتر از متوسط بود. بین میانگین نمره کلی هوش سیاسی با هیچکدام از متغیرهای دموگرافیک ارتباط معنیداری وجود نداشت. بین میانگین نمره کلی مهارتهای ارتباطی با متغیرهای دموگرافیک نیز فقط در متغیر جنسیت ارتباط معنیداری مشاهده شد (P-value=0.029). از بین ابعاد هوش سیاسی بیشترین میانگین مربوط به بعد صداقت آشکار (3.21±31.87) و کمترین بازیهای اجتماعی (3.59±20.47) و از بین ابعاد مهارتهای ارتباطی بیشترین مربوط به مهارت کلامی (2.53±18.76) و کمترین مهارت بازخورد (2.96±19.84) بود. آزمون همبستگی اسپیرمن نیز نشان داد بین هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی همبستگی مثبتی وجود دارد (0/527= r).
نتیجهگیری: تأکید بر ابعاد هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی مدیران و شناسایی وضعیت و بهکارگیری اقدامات اصلاحی در راستای ارتقای عملکرد آنها، حائز اهمیت میباشد. همچنین با توجه به پایینتر بودن میانگین ابعاد بازیهای اجتماعی از هوش سیاسی و مهارت بازخورد از مهارتهای ارتباطی در این مطالعه، برنامهریزی و اجرای برنامههای مناسب جهت ارتقا آنها ضروری به نظر میرسد.
رضا رضایتمند، علی اکبر فضائلی، مریم رمضانیان،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
حسن ورمزیار، علی اکبر فضائلی، تقی ترابی، فرهاد غفاری،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مریم گودرزی، ماشااله ترابی، مریم احمدی، حمیده حمیدی، سمیرا علمی، ریحانه سادات کریمی، فاطمه گل ماهی، سمیرا مرتضایی، پریسا نزاری،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از کلیدیترین عوامل بهبود عملکرد فردی و سازمانی در دهه جدید، توسعه سرمایههای فکری میباشد که ارائه خدمات از طریق میز خدمت الکترونیک میتواند در جهت ارتقای سرمایه فکری نقش داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر حاصل از راهاندازی میز خدمت الکترونیک بر سرمایه ساختاری دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
مواد و روشها: این پژوهش به روش کیفی انجام شده است که دادههای آن ابتدا از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با مدیران و کارشناسان حوزه میز خدمت و آموزش دانشگاه، بررسی مستندات و گزارشهای نظرسنجی از اربابرجوع جمعآوری گردیده و سپس، عوامل تعیین شده در گروه کانونی تائید شد. برای تحلیل دادهها از تحلیل محتوا استفاده گردید.
نتایج: مدیریت آمار رسیدگی به امور اربابرجوع و ارائه گزارش موردنیاز به مراجع ذیربط در رتبه اول و سهولت دسترسی برای کاربران، قابلیت ارجاع نامهها به واحدها و سازمانهای دیگر، ارتقای حل و رفع درخواستها در اولین تماس کاربران از طریق میز خدمت و بهبود تعامل با اربابرجوع، در رتبه دوم تأثیر میز خدمت الکترونیک شناسایی شدند.
نتیجهگیری: میز خدمت الکترونیک از عوامل مهم و تأثیرگذار برای حفظ و ارتقای کیفیت خدمات آموزشی همزمان با اجرای پروتکلهای بهداشتی در دوران پاندمی کرونا میباشد که میتواند شرایط مناسب برای نوآوری مدیریتی در خدمات آموزشی را فراهم کند.
لیلا برنای آگاه، امین قاسم بگلو، اباسط میرزائی،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کشورهای در حال توسعه، در یک فضای رقابتی به دنبال راهکارهای جذب گردشگران پزشکی هستند. یکی از این روشها، بازاریابی دیجیتال می باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین معیارهای بازاریابی دیجیتال پزشکی و بررسی ارتباط آن با پذیرش گردشگران سلامت در بیمارستانهای منتخب شهر تهران در سال 1401 میباشد.
مواد و روشها: در این پژوهش توصیفی-تحلیلی از روش ترکیبی (کیفی-کمی) استفاده شده است. در بخش کیفی، با مرور جامع متون، معیارهای بازاریابی پزشکی دیجیتال در گردشگری سلامت شناسایی شده و با دلفی فازی، 5 عامل و 61 مفهوم مشخص شدند. در بخش کمی به منظور تعیین روایی و پایایی، پس از توزیع پرسشنامهها در میان 30 نفر از اساتید و صاحبنظران، 25 سؤال معتبر باقی ماند. در این پژوهش حجم نمونه شامل 125 نفر از کارشناسان واحد گردشگری سلامت و کارکنان بخشهای مختلف بیمارستانها بود. با استفاده از ضریب همبستگی کندال و خی دو، ارتباط بین معیارهای دیجیتال پزشکی و جذب گردشگران مورد بررسی قرار گرفت، این آزمون با نرمافزار SPSS 18 انجام شد.
نتایج: معیارهای شناسایی شده در این مطالعه شامل وب سایت چندزبانه، محتوای سایت، سیستم عامل دیجیتالی، نیروی انسانی و جذب گردشگری سلامت بود. نتایج حاصل از بررسی همبستگی کندال نشان داد، عملکرد نیروی انسانی (413/0=r)، محتوای وب سایت (247/0=r) و وجود سیستم عامل (235/0=r) به ترتیب بیشتر ارتباط معنادار را با جذب گردشگر دارند (01/0>P). همچنین نتایج آزمون کای دو نشان داد که بین وجود وب سایت چند زبانه، محتوای وب سایت، وجود سیستم عاملهای دیجیتالی و عملکرد نیروی انسانی با جذب گردشگران سلامت تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>P).
نتیجهگیری: پژوهش حاضر تأکید بر آن دارد که ارتقای کیفیت خدمات و محتوای وب سایت، عملکرد نیروی انسانی، سیستم عاملهای دیجیتالی، عوامل مؤثر در جذب گردشگران سلامت می باشد. یافتههای این پژوهش با تأیید نتایج مطالعات پیشین، نقش تعیینکننده مؤلفههای دیجیتال در موفقیت گردشگری سلامت را بار دیگر اثبات کرد.
مجید صفایی لاری، علی اکبر محمدی، حمید رئیسی، زکیه رئیسی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: در ایران، صندوق رفاه دانشجویان وزارت بهداشت متولی ارائه تسهیلات مالی به دانشجویان علوم پزشکی میباشد. با توجه به رشد تقاضا برای این خدمات و محدودیت منابع مالی دولت، محاسبه هزینه تمامشده این تسهیلات از اهمیت فزایندهای برخوردار است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع کاربردی، توصیفی و هزینهیابی گذشتهنگر است و از دیدگاه صندوق رفاه دانشجویان وزارت بهداشت انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه اسناد تسهیلات دانشجویی میباشد. دادههای مربوط به سال مالی ۱۴۰3 و تنها وامهای در حال اجرا و قابل پرداخت در این سال مورد بررسی قرار گرفت. برای محاسبه هزینه تمام شده از روش ترکیبی بالا به پایین و پایین به بالا استفاده شد. اطلاعات هزینهای از دادههای داخلی صندوق و منابع آنلاین برای اقلام تجهیزاتی و مصرفی استخراج شد. تحلیل دادهها با استفاده از Microsoft Excel انجام گرفت.
نتایج: هریک از اسناد وام تحصیلی مجردی و یا ضروری با هزینه 335,38,137 ریال کمترین و هر یک سند ودیعه مسکن با 56,743,475 ریال بیشترین هزینه تمام شده را دارند. هزینه تمام شده تمامی اسناد وام دانشجویی بررسی و پرداخت شده در سال 1403 مبلغ 124,222,283,295 ریال میباشد.
نتیجهگیری: کمترین زمان برای بررسی و تأیید اسناد، مربوط به وام تحصیلی و بیشترین زمان مربوط به وام ودیعه مسکن میباشد. همچنین، نیروی انسانی عمدهترین سهم را در هزینه تمامشده فرایند پرداخت وام دارد. با این حال، مقایسه میان هزینه تمامشده و کارمزد دریافتی نشان میدهد که فرایندهای اجرایی و عملکرد نیروی انسانی در مجموع از کارایی قابل قبولی برخوردار است.
فاطمه تولایی، فتاح شریف زاده، رضا واعظی، سید جلال الدین فرجی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای غیر واگیر عامل 76% مرگومیر در ایران و مدیریت آن وابسته به توانمندسازی جامعه و یکپارچهسازی ساختارها در ارائه خدمات پایدار است. تولید مشترک راهبردی نوین و بینرشتهای است که به حل نیازهای چندجانبه کاربران میپردازد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی مضامین کلیدی تولید مشترک در مدیریت بیماریهای مزمن از دیدگاه مدیران اجرایی با تلفیق دو رویکرد اصول تولید مشترک و چارچوب ارزیابی واقعبینانه برای دستیابی به الگوی کاربردی برای بهبود سیاستگذاری و ارائه راهکارهای زمینه محور است.
مواد و روشها: این پژوهش با بهکارگیری روششناسی کیفی و استراتژی تحلیل مضمون، به بررسی دادههای حاصل از مطالعات کتابخانهای و مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۱۷ مدیر اجرایی بهداشتی و درمانی بهعنوان ذینفعان کلیدی خبره از طریق نمونهگیری هدفمند در 1403 به دست آمد.
نتایج: یافتهها نشان داد که این الگو شامل 71 مضمون پایه، 20 مضمون سازماندهنده و 6 مضمون فراگیر است. توسعه فرآیندهای مشارکتی در مداخلات بالینی، ایجاد خدمات جانبی عدالتمحور، شناسایی گروههای گوناگون، قابلیت ارائهدهندگان، واکنش کاربران و منافع مشترک بازیگران، مدیریت بیماریهای مزمن را عملیاتی میکند.
نتیجهگیری: این پژوهش، با تلفیقی نوآورانه، به بازتعریف مفاهیم اولیه و رفع ابهامات نظری، همچنین ارائه الگویی زمینه محور برای مدیریت بیماریهای مزمن پرداخت. پیشنهادات کاربردی شامل طراحی مشترک خدمات ترکیبی برای رفع چالشهای چندجانبه، توسعه شیوههای تعاملی و اختیارات در سطوح مختلف ساختار اجرایی برای رفع تمرکزگرایی، پایش همزمان شاخصهای بالینی رفاهی از طریق پلتفرمهای امن داده و ایجاد مشوق در تمامی سطوح ساختاری است. پیشنهادات تئوریک شامل پژوهشهای طولی برای ارزیابی پیامدها در بلندمدت و بهکارگیری سایر رویکردهای کیفی برای شمول دیدگاه بیماران و کارشناسان اجرایی است.
کارن فتاحی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آسایش حرارتی پرستاران در محیطهای درمانی بر عملکرد و کیفیت مراقبت از بیمار تأثیر مستقیم دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش شدت نور و دمای همبسته رنگ نور محیطی بر احساس آسایش حرارتی پرستاران حین انجام کار در فضاهای درمانی است.
مواد و روشها: این پژوهش بهصورت آزمایشگاهی و با مشارکت 60 پرستار زن سالم در شهر ایلام طی چهار ماه (آذر تا اسفند 1403) انجام شد. هدف اصلی مطالعه، بررسی تأثیر همزمان دو عامل شدت نور (در دو سطح 300 و 750 لوکس) و دمای رنگ نور (در سه سطح 2700، 4000 و 7800 کلوین) بر احساس آسایش حرارتی پرستاران در محیطهای درمانی بود. دادههای جمعآوریشده با استفاده از آزمون ANOVA دوطرفه (تحلیل واریانس فاکتوریال) در نرمافزار SPSS-27 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافتهها نشان داد سطوح فاکتور میزان لوکس نوری، دمای همبسته رنگ نور و تعامل آنها تأثیر معناداری بر احساس آسایش حرارتی پرستاران در محیط کار دارند (P<0.05). در دمای رنگ نور 4000 کلوین با شدت نور 300 و 750 لوکس، احساس آسایش حرارتی در محدوده آسایش است. در دمای 2700 کلوین، شدت نور 300 لوکس در محدوده آسایش و 750 لوکس خارج از آن است. در دمای 7800 کلوین، شدت نور 300 لوکس خارج از محدوده آسایش و 750 لوکس در محدوده آسایش حرارتی قرار دارد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد سطوح میزان لوکس نوری و دمای همبسته رنگ نور و تعامل آنها تأثیر معناداری بر احساس آسایش حرارتی پرستاران دارند. تنظیم بهینه این عوامل، به ویژه در دمای 4000 کلوین با شدت نور 300 و 750 لوکس، باعث حفظ آسایش حرارتی میشود.
فروغ سرائی، فاطمه زهرا احمدی، محبوبه غلامی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات سلامت روان در گروه سنی کودکان و نوجوانان روندی صعودی دارد. با توجه به اثرات گسترده این اختلالات در رشد فردی، مسائل آموزشی و تحصیلی کودکان و نوجوانان و تبعات اجتماعی آن، مطالعه حاضر با هدف بررسی خدمات سلامت روان کودکان و نوجوانان در ایران، شناسایی چالشها و ارائه راهکارها جهت بهبود دسترسی و کیفیت خدمات انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش، یک مطالعه مرور حیطهای بوده که بر اساس چارچوب 6 مرحلهای آرکسی و اومالی در سال 1404 انجام شد. جستجوی گسترده در پایگاههای بینالمللی و داخلی شامل Scopus، Web of Scienses، Pubmed، MagIran،SID ، موتور جستجوگر Google Scholar و وبسایتهای سازمانی و دولتی ازجمله سازمان جهانی بهداشت و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با کلیدواژههای مشخص انجام شد. استخراج دادههای مطالعه نیز با استفاده از رویکرد روایتی و آنالیز موضوعی صورت گرفت.
نتایج: بر اساس مرور 19 مطالعه انجامشده، خدمات و مداخلات سلامت روان برای کودکان و نوجوانان در سطوح مختلفی ازجمله مراقبت اولیه، تخصصی، مدرسهمحور، جامعهمحور، خانوادهمحور و خدمات ملی ارائه میشود. این مداخلات با استفاده از رویکردهای متنوعی مانند آموزش، غربالگری و مداخلات درمانی طراحی شدهاند. همچنین محدودیتهای ساختاری (ضعف نظام ارجاع، کمبود منابع)، چالشهای اجتماعی-فرهنگی (انگ اجتماعی و عدم آگاهی عمومی) و منابع انسانی (کمبود متخصصان) در ارائه این خدمات شناسایی شدند.
نتیجهگیری: بهرهگیری از ظرفیتهای نظام مراقبت اولیه و آموزش و پرورش، همراه با تقویت آموزش نیروی انسانی و ارتقای آگاهی عمومی، میتواند زمینهساز گسترش دسترسی و بهبود کیفیت خدمات سلامت روان در کشور باشد.
طاهر ملکی، دکتر اباسط میرزایی، ساناز زیدابادی، اکبر رسولی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از برنامههای اصلاحات نظام سلامت، برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع است. لذا هدف از انجام این مطالعه، مروری بر چگونگی تامین مالی پزشک خانواده و نظام ارجاع در کشورهای منتخب و ایران میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه به صورت مروری تطبیقی در سال 1403 انجام شده است. اطلاعات با استفاده از کلید واژههای مرتبط و معادل انگلیسی آنها براساس سرعنوانهای موضوعی مشخص (Mesh) در پایگاههای اطلاعاتی مختلف استخراج گردید. علاوه بر آن دادههای سازمان بهداشت جهانی و گزارش نظامهای سلامت کشورهای منتخب هم مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات براساس فرم استخراج دادهها (محقق ساخته) استخراج شد. در نهایت اطلاعات به تفکیک موضوع دستهبندی شد و مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافتهها حاکی از این بود که بیشترین چالشهای تامین مالی طرح پزشک خانواده مربوط به عوامل فرهنگی، اقتصادی، محیطی و شرایط کاری کشورها میباشد. همچنین سایر یافتههای مطالعه در چهار بخش شامل وضعیت نظام ارجاع در کشورهای منتخب، دستاوردهای نظام ارجاع و پزشک خانواده برای سیستم سلامت آن کشور، تأمین مالی، نقاط قوت، ضعف، فرصتها و چالشهای اجرای نظام ارجاع و پزشک خانواده به تفکیک کشورهای منتخب شناسایی و استخراج گردید.
نتیجهگیری: علی رغم شباهتهای فراوان در نحوه اجرای برنامه پزشک خانواده در بین کشورهای منتخب، اما به لحاظ سیاستگذاری، روشهای اجرا و نحوه تامین هزینهها تفاوتهایی وجود دارد. براساس یافتههای پژوهش، پیشنهاد میگردد که به منظور اجرای موفقیت آمیز برنامه پزشک خانواده، از تجارب موفقیت آمیز سایر کشورها در سطح بین المللی و همچنین شواهد و اطلاعات در اجرای این برنامه بهرهگرفته شود.
علی مدبر، حبیب جلیلیان، بهنام قلی زاده، اسماعیل موسوی اصل، فرزاد فرجی خیاوی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دریافت پایدار خدمات سلامت برای بیماران مبتلا به فشارخون بالا در شرایط پاندمی و بحران از اهمیت حیاتی برخوردار است. این مطالعه به منظور ارزیابی تابآوری خدمات مراکز جامع سلامت به این بیماران در دوران پاندمی انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعهی توصیفی-مقطعی در سال ۱۴۰۲ در ۱۰ مرکز خدمات جامع سلامت استان مرکزی انجام شد. ۲۵۰ نفر از بیماران مبتلا به فشارخون بالا به روش تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامهی محققساخته در ۴ بعد کیفیت، دسترسی، تداوم و هماهنگی بود. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و رگرسیون خطی چندمتغیره در نرمافزار SPSS24 تحلیل شدند.
نتایج: امتیاز تابآوری ارائه خدمات درکل (32/±0) 95/2 و نسبتاً ضعیف برآورد گردید. میانگین نمره ابعاد به ترتیب؛ کیفیت (0/41±) 93/2، دسترسی (0/28±) 08/3، تداوم (0/35±) 88/2 و هماهنگی (0/76±) 03/3 بود. نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که چهار بعد پرسشنامه در مجموع 1/96 درصد از واریانس تابآوری را تبیین میکنند. ابعاد دسترسی (۴۷۸/۰ = β)، کیفیت (۳79/۰ = β)، تداوم خدمات (352/۰ = β) و هماهنگی (178/۰ = β) به ترتیب بیشترین سهم را در پیشبینی تابآوری خدمات داشتند.
نتیجهگیری: تابآوری خدمات مراکز جامع سلامت به بیماران مبتلا به فشارخون بالا در دوران پاندمی و بحران در سطح "نسبتاً ضعیف" ارزیابی شد. این یافته ضرورت توجه فوری و برنامهریزی عملیاتی را برای سیاستگذاران و مدیران سلامت آشکار میسازد. تدوین برنامه عملیاتی برای تضمین تداوم خدمات و توسعه زیرساختهای مراقبت از راه دور، به عنوان اولویتهای اصلی برای بهبود تابآوری پیشنهاد میگردد.
علیرضا رحیمی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اورژانس پیشبیمارستانی نقش اساسی در مدیریت شرایط حیاتی بیماران دارد، اما شواهد نشان میدهد این خدمات با چالشهای متعددی در سطوح مختلف انسانی، مدیریتی و زیرساختی روبهرو هستند. هدف پژوهش حاضر، انجام یک فراترکیب جامع بهمنظور شناسایی و تحلیل چالشهای خدمات اورژانس پیشبیمارستانی در ایران بر اساس شواهد پژوهشی موجود در بازه زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ (۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵) است.
مواد و روشها: این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب و بر پایه چارچوب هفتگانه سندلوسکی و باروس (۲۰۰۶) انجام شد. جستجوی نظاممند در پایگاههای داده معتبر داخلی و خارجی با کلیدواژههای مرتبط منجر به شناسایی ۴۱۴ مقاله گردید. پس از غربالگری دقیق بر اساس معیارهای ورود و خروج و ارزیابی کیفیت، در نهایت ۲۵ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافتههای این مقالات با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای مضمونی تحلیل و دستهبندی گردید.
نتایج: یافتهها نشان داد که چالشهای خدمات اورژانس پیشبیمارستانی در ایران در شش مضمون اصلی دستهبندی میشوند: چالشهای نیروی انسانی، چالشهای لجستیکی و زیرساختی، موانع سازمانی و مدیریتی، مسائل اجتماعی و فرهنگی و چالشهای آموزشی. یک تحلیل عمیقتر از مضامین، ماهیت چندوجهی و درهمتنیده چالشهای موجود را آشکار ساخت. تحلیل یافتهها همچنین نشان داد که این چالشها بهصورت منفرد وجود ندارند، بلکه در یک شبکه پیچیده از روابط علت و معلولی به یکدیگر متصل هستند.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش تأیید میکند که چالشهای سیستم اورژانس در ایران ماهیتی جهانی داشته و با مشکلات گزارششده در کشورهای با درآمد کم و متوسط همپوشانی دارند. حل این مشکلات نیازمند یک رویکرد جامع و سیستمی است که تمامی ابعاد انسانی، لجستیکی، سازمانی و اجتماعی ـ فرهنگی را بهصورت همزمان پوشش دهد و به آمادگی سیستم در برابر حوادث و بلایای احتمالی نیز توجه کند.