27 نتیجه برای آموزش
محمود نکویی مقدم، سجاد دلاوری، مینا سلاجقه، محمد حسین قربانی،
دوره 9، شماره 1 - ( 6-1389 )
چکیده
سابقه و هدف: یکی از الزامات اداره امور بیمارستانها، بهعنوان سازمانهای ﭘیچیده و ﭘر از تعارض، این است که مدیران ارشد و میانی آن شیوههای رهبری و استراتژیهای مدیریت تعارض و میزان تناسب با آن را را به خوبی بشناسند و بر آن اساس یک شیوه صحیح مدیریتی را اعمال نمایند تا در افزایش کارایی و اثربخشی عملکرد در بیمارستان و ارایه خدمات با کیفیت، نقش فعالی ایفا کنند. بنابراین هدف این پژوهش بررسی رابطه بین نمره
[1]LPC فیدلر (بهعنوان مصداقی از سبک رهبری) و راهبردهای مدیریت تعارض (عدم مقابله، راهحل گرایی و کنترلی) است.
مواد و روشها: در این پژوهش که به شکل میدانی انجام شده است، برای بررسی سبک رهبری از نمره LPCفیدلر و برای بررسی راهبردهای مدیریت تعارض از پرسشنامه مدیریت تعارض استفاده گردید که پایایی پرسشنامههای مذکور با آزمون آلفاکرونباخ به ترتیب برابر با 90/0 و 88/0 به دست آمد. جامعه آماری شامل مدیران، روسا و مسئولین بخشها و واحدهای بیمارستانهای آموزشی شهر کرمان (81 نفر) تشکیل میدهد که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، نمونهای 67 نفری انتخاب شد و پرسشنامه در بین آنها توزیع گردید. در نهایت برای تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای استنباطی کلموگروف اسمیرنف، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی و تحلیل ماتریس همبستگی استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از پژوهش بیان میکند که جامعه مورد بررسی از سبک رهبری رابطه مدارتر استفاده میکنند و راهبردهای مدیریت تعارض مورد استفاده بهترتیب عدم مقابله، راه حل گرایی و کنترلی میباشد. همچنین مشاهده گردید که بین نمره LPC و راهبردهای عدم مقابله و راهحل گرایی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و ضریب همبستگی پیرسون بهترتیب برابر با 512/0 و 298/0 بهدست آمد. اما بین نمره LPC و راهبرد کنترلی رابطه منفی ولی معناداری وجود دارد (474/0- =r).
نتیجهگیری: بر طبق یافتههای تحقیق میتوان بیان کرد که مدیران رابطهمدارتر ترجیح میدهند از راهبردهای مدیریت تعارض عدم مقابله و راهحل گرایی استفاده کنند ولی مدیران وظیفهمدار، راهبرد کنترلی را بیشتر ترجیح میدهند. با توجه به اینکه راهبرد مدیریت تعارض مورد استفاده، بیشتر عدم مقابله است، توصیه میشود که دلایل استفاده از این راهبرد مورد بررسی قرار گیرد و تلاش شود تا افراد دیدگاههای متضاد خود را بیان و آزادانه اظهار نظر کنند که منجر به بهبود عملکرد سازمان گردد. اما سبک رهبری رابطهمدار در تعاملات بلند مدت سبک مناسبی است که نگهداری و تداوم آن باید مورد توجه قرار گیرد.
بهرام دلگشایی، لیلا ریاحی، منیکا متقی،
دوره 9، شماره 1 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : امروزه ضروری است که مدیران بیمارستان ها بتوانند خود را با پیشرفت علم و دانش همگام سازند.این امر مستلزم بررسی کیفیت زندگی کاری نیروی انسانی و ارتباط آن با مدیریت دانش میباشد.هدف از پژوهش حاضر مقایسه کیفیت زندگی کاری در بیمارستان های آموزشی و غیرآموزشی دانشگاه علوم پزشکی کاشان و تعیین رابطه آن با مدیریت دانش از دیدگاه مدیران ارشد ومیانی بیمارستان های مورد مطالعه می باشد
. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و مقطعی است.جامعه ی این پژوهش همه ی مدیران ارشد و میانی بیمارستان های آموزشی و غیرآموزشی دانشگاه علوم پزشکی کاشان است. داده ها بااستفاده از پرسش نامه که روایی و پایایی آن از پیش تعیین شده ، گردآوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های tمستقل و ضریب همبستگی پیرسون صورت گرفته است.
یافته ها: فضای کاری در بیمارستان های آموزشی و غیرآموزشی با میانگین های به ترتیب 64/3 و 47/3 در بالاترین وضعیت و امکانات مادی و طراحی شغلی ، به ترتیب با میانگینهای 7/2 و 81/2 در پایینترین وضعیت قرار گرفتند. در این مراکز، دموکراسی (r= 0.83) و آموزش (r=0.69) بالاترین میزان همبستگی وامتیازات مادی (r=0.51) و فضای کاری (r=0.51) کمترین میزان همبستگی را با مدیریت دانایی دارا بودند. کیفیت زندگی کاری رابطه معنی داری با مدیریت دانایی در هر دو مرکز (به ترتیب؛ 92/0 و 83/0 )داشت.
نتیجه گیری: تفاوت چشمگیری میان کیفیت زندگی کاری در بیمارستان های آموزشی و غیرآموزشی دانشگاه علوم پزشکی کاشان مشاهده نشد و رابطه کیفیت زندگی کاری و مدیریت دانایی در هر دسته از مراکز مثبت ارزیابی گردید.
محمود نکویی مقدم، آزاده تقوی راد، سعیده حکیمی پور، میلاد شفیعی، غلامرضا گودرزی،
دوره 9، شماره 3 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : عصر ما عصر تغییرات و دگرگونی هاست و با توجه به اینکه سازمانها خرده سیستم هایی از نظام جامعه هستند و تحت تاثیر این تغییرات قرار می گیرند، لذا لازمه همگام شدن با این تحولات محیطی، ایجاد بستر و محیطی مطلوب و مناسب برای بروز افکار تازه ،خلاقیت و نوآوری در سازمانها می باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی رابطه بین سبک های مدیریت تعارض و خلاقیت کارکنان اداری در بیمارستانهای آموزشی شهر کرمان می باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی اطلاعات مورد نیاز با استفاده از دو پرسشنامه استاندارد و معتبر مدیریت تعارض و خلاقیت از جامعه آماری مشتمل بر دو گروه مدیران اداری و کارکنان اداری و به روش سرشماری جمع آوری گردیده است . برای تجزیه و تحلیل دادهها، از نرمافزار آماری SPSSاستفاده شده است.
یافتهها: باتوجه به این مطالعه رابطه معنی دار و معکوسی بین سبک اجبار مدیران و خلاقیت کارکنان اداری(r=-0.187 , P<0.05) و نیز سبک مذاکره مدیران و خلاقیت کارکنان اداری r=-0.155 , P<0.05) (وجود دارد . همچنین رابطه معنی داری بین وضعیت تاهل و میزان تحصیلات با خلاقیت کارکنان اداری قابل مشاهده است . از سوی دیگر رابطه معنی دار بین جنسیت مدیران اداری و سبک اجتناب (04/0=P) بدست آمده، که در نتیجه آن مردان کمتر زنان از از این سبک اجتناب استفاده می کنند.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که با کاهش استفاده از سبک اجبار و مذاکره از سوی مدیران در حل تعارضات در بیمارستان ،خلاقیت کارکنان افزایش می یابد.
رحیم خدایاری زرنق، سوگند تورانی، اعظم قادری، مسعود صالحی، حسن جعفری،
دوره 9، شماره 3 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: گردشگری پزشکی صنعت رو به رشدی است که در آن بیماران برای دریافت خدمات پزشکی به فراتر از مرزها سفر میکنند. این مطالعه با هدف ارزیابی توانمندی های بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران در جذب گردشگران پزشکی بر اساس استانداردهای بیمار محور کمیسیون مشترک بین الملل انجام گرفته است.
مواد و روشها: به صورت توصیفی - مقطعی در بیمارستان هاشمی نژاد ، قلب رجائی و شهید مطهری صورت گرفته است. به منظور جمع آوری داده ها از بخش بیمار محور چک لیست استاندارد های کمیسیون مشترک بین الملل استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تکنیک های موجود در آمار توصیفی استفاده شده است.
یافته ها: بیشترین میزان رعایت استانداردها مربوط به استانداردهای مدیریت تجویز و نحوه استفاده از دارو (5/84%) مربوط به بیمارستان هاشمی نژاد و کمترین میزان نیز استانداردهای حقوق بیمار و خانواده (5/47%) است که مربوط به بیمارستان مطهری می باشد. میانگین بیمارستان هاشمینژاد (8/71%) بیشتر از بیمارستان رجائی (67%) و این بیمارستان نیز بیشتر از بیمارستان مطهری (3/62%) می باشد.
نتیجه گیری: در مجموع بیمارستان های مورد پژوهش در برخی از استاندارد ها مناسب (دسترسی و تداوم درمان، ارزیابی بیماران، مراقبت های بیهوشی و مدیریت دارو) و در برخی دیگر ناکافی (حقوق بیمار و خانواده، مراقبت بیماران و آموزش بیماران) هستند. با توجه به مشخص شدن نقاط قوت و ضعف این بیمارستان ها می توانند به منظور افزایش توانمندیهای خود از مدل تجزیه و تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید بهره ببرند.
ماندانا صاحب زاده، سید محسن حسینی، نوشین جوادی نژاد، افروز فرازنده مهر،
دوره 10، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: استانداردها نقش با ارزشی در نشان دادن حداقل مطلوب و عملکرد مورد انتظار، هدف گذاری، تعیین دقیق وضعیت فعلی بیمارستان و در نهایت ارزشیابی و نظارت و هدایت فعالیتهای سازمان دارند و از با ارزش ترین عناصر در سازمان به حساب می روند ، از این رو ارزشیابی رعایت استاندارد از جمله عواملی است که به بهبود استانداردسازی هرچه بیشتر بیمارستان ها کمک فراوانی می کند.از آنجایی که عملکرد پرسنل نقش بسزایی در ارائه ی خدمات با کیفیت به بیماران دارد ،هدف اصلی این پژوهش بررسی وضعیت استانداردهای بخش اعمال جراحی و تاثیر آنها بر عملکرد پرسنل پرستاری در سال 1389 بوده است .
مواد و روشها: این پژوهش مقطعی تحلیلی بوده است. جامعه ی مورد پژوهش، بخشهای عمل جراحی و پرسنل پرستاری آنان در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ، در سال 1389بوده است. حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای برابر با 120 نفر در 10 بیمارستان تعیین گردید که شامل 51 نفر زن و 56 مرد که از این تعداد 69 نفر کاردان و 38 نفر کارشناس می باشند چک لیست از طریق مطالعات علمی و منابع مختلف در راستای جمع آوری استانداردهای مربوط به بخش اعمال جراحی و ارزیابی عملکرد پرسنل تهیه گردید و سپس روایی آن مورد تأیید قرار گرفت.اعتبار چک لیست ، 101سوالی بررسی استانداردها در بخش اعمال جراحی برابر با 85% و اعتبار چک لیست 24 سوالی ارزیابی عملکرد 73/1% به دست آمده که حاکی از اعتبار ابزار اندازه گیری می باشد. اطلاعات به دست آمده پس از استخراج با استفاده از شاخص های مرکزی و پراکندگی و آزمون های کای دو ، آنالیز واریانس یک طرفه و t مستقل توسط نرم افزار SPSSنسخه 16 بررسی شد.
نتایج: از مجموع 404 امتیاز، بیمارستان 1 با 354 امتیاز یبشترین امتیاز رعایت استاندارد ها و بیمارستان 3 با 274 امتیاز کمترین امتیاز را به خود اختصاص داده اند. از مجموع 96 امتیاز چک لیست ارزیابی عملکرد ، بیمارستان 10 با 86.4 امتیاز بهترین عملکرد پرسنل و بیمارستان 6 با نمره ی بدترین عملکرد پرسنلی را دارا می باشد.
نتیجه گیری: بررسی یافته های این پژوهش حاکی از این امر است که بین رعایت استاندارد های تجهیزاتی ، ایمنی ، بهداشتی بخش های عمل جراحی بیمارستان ها با عملکرد پرسنل پرستاری شاغل در آنها ارتباطی وجود نداشت ولی رعایت استانداردهای فضای فیزیکی در عملکرد پرسنل پرستاری موثربود. از سوی دیگر ارتباطی بین سن ، تحصیلات ، تاهل وسابقه کار پرسنل با عملکرد آنان موجود نمی باشد.اما جنسیت در عملکرد پرسنل موثر بود.
مریم غیاثی پور، ابوالقاسم پوررضا، محمد عرب، محمود محمودی، علی ابوترابی،
دوره 10، شماره 3 - ( 7-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: پرداخت های غیر رسمی در بخش بهداشت و درمان، در بسیاری از کشورهای در حال توسعه یک مانع عمده در راه اصلاح سیستم نظام سلامت به شمار می آید. پرداخت های غیر رسمی شکلی ازفساد سیستماتیک بوده و اثرات نامطلوب بسیاری بر عملکرد نظام سلامت دارد.دراین مطالعه، فراوانی و میزان پرداختهای غیررسمی در بیمارستانهای عمومی آموزشی دانشگاه علوم پژشکی تهران در سال 88 مورد بررسی قرار گرفته است.
مواد و روشها: دراین مطالعه مقطعی (توصیفی - تحلیلی)،روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای بوده است که درنهایت از میان ترخیص شدگانِ بخش های ICU، CCU، جراحی،اورژانس و داخلی بیمارستانهای عمومی آموزشی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران 300 نفر به طور تصادفی انتخاب و در یک مصاحبه تلفنی ساختارمند شرکت داده شدند.
نتایج: نتایج حاصل از پژوهش بیانگرآن بودند که 21 درصد از افراد مورد مطالعه پرداخت غیر رسمی به کارکنان بیمارستان داشته اند. 3/7 درصد از افراد با درخواست پرداخت غیر رسمی از سوی کارکنان بیمارستان روبرو بوده اند. میان مدت اقامت و میانگین کل پرداخت غیر رسمی ارتباط معنی داری مشاهده گردید. فراوانی پرداخت غیر رسمی و وضعیت تاهل ارتباط معنی داری دارند.
نتیجه گیری: به نظر می رسدآموزش بیماران و کارکنان بیمارستان، افزایش سطوح درآمد کارکنان ، بهبود کمیت و کیفیت ارائه خدمات سلامت و تلاش در خصوص تغییر عقاید تثبیت شده ای که پرداخت های غیر رسمی را ضروری می دانند، در کنترل پرداختهای غیر رسمی موثر می باشد.
ابوالقاسم پوررضا، رقیه خبیری، عباس رحیمی فروشانی، الهام موحدکر،
دوره 12، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه کمبود نیروی دانش آموخته پزشکی به دلایل متعدد کماکان وجود دارد. هدف این مطالعه «تعیین عوامل مرتبط با گرایشهای شغلی و آموزشی دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه های علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران» است.
مواد و روش ها: این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی تحلیلی مقطعی است. جامعه پژوهش شامل دانشجویان پزشکی دانشگاههای علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده متناسب به حجم طبقه حجم نمونه 510 نفر محاسبه شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ساختار یافته ای بود که پایائی و روائی آن در حد قابل قبول بود. از روشهای آماری توصیفی برای تحلیل داده ها استفاده گردید.
نتایج: منزلت اجتماعی پزشکان، انگیزه خدمت به مردم و علاقه به علم پزشکی بر انتخاب رشته پزشکی موثر است. وجود دانشکده های پزشکی، بالابردن سطح اطلاعات در مراکز درمانی و نیاز مناطق به خدمات درمانی بر انتخاب محل خدمت موثر است. فعالیت همزمان در بخش خصوصی و دولتی، پریشانی امور در موسسات دولتی و فراهمی تجهیزات در بخش خصوصی بر انتخاب بخش فعالیت موثر است. فاصله گرفتن از آرمانگرائی، فقدان حمایت کافی دانشجویان و عدم مطابقت محیط تحصیلی با علائق دانشجویان بر تغییر گرایشهای شغلی و آموزشی موثر است.
نتیجه گیری: اقداماتی نظیر تعدیل ظرفیت پذیرش دانشجویان پزشکی، بهبود کیفیت دروس، تعدیل نیروی انسانی، آشنایی بهتر دانش آموزان با رشته پزشکی هنگام انتخاب رشته دانشگاهی و حمایت مالی پزشکان جوان در این زمینه می تواند مفید واقع شود.
ژیلا دادگرپناه ، معصومه عرفانی خانقاهی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف نهایی آموزش کارکنان، کارایی و اثربخشی بیشتر می باشد. بررسی و آگاهی از نتایج بازده آموزش کارکنان لازمه فرایند انتقال آموزش و شناخت جو آموزشی می باشد که می تواند حلقه آموزشی را تکمیل کند و منجر به اثر بخش کردن برنامه ها و فعالیت های آموزشی نیروی انسانی شود این مطالعه با هدف پیش بینی رابطه ابعاد جو یادگیری با انتقال آموزش در بیمارستان میلاد از دیدگاه پرسنل بالینی می باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه، 306 نفر از پرسنل بخش های مختلف بیمارستان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردیده شده است. گرداوری داده ها بوسیله پرسشنامه جو یادگیری(بارترام) و پرسشنامه انتقال یادگیری محقق ساخته بوده است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شده است.
نتایج: بین کلیه ابعاد جو یادگیری با انتقال آموزش با ضریب همبستگی 604/0 و ضریب تعیین604/0 رابطه معنادار در جهت مثبت و شدت قوی بین دو متغیر گزارش می شود و حدود 60 درصد از انتقال آموزش توسط جو یادگیری قابل تبیین است.
نتیجه گیری: شناسایی ابعاد جو یادگیری جهت افزایش انتقال آموزش به محیط کار ضروری می باشد. انتقال آموزش می تواند جهت بهبود وضعیت یادگیری سازمانی و انتقال مهارت ها جهت ارائه بالا ترین کیفیت خدمات به مراجعین و بیماران باشد.
جلال سعید پور، مهسا قاضی عسگر، حجت رحمانی، مهرانگیز خوشخو،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1393 )
چکیده
زمینه و هدف :از آنجائیکه حفظ و ارتقاء سلامتی ازاولویت های سیستم های بهداشتی در جهان محسوب می شود، آموزش به بیمار و افزایش توانایی افراد در مراقبت ازخود، کلید اصلی رسیدن به این منظور است.هدف از مطالعه حاضر بررسی دیدگاه پزشکان و پرستاران در رابطه با عوامل تسهیل کننده و موانع آموزش به بیمار در بیمارستان رازی کرمانشاه در سال 1391 می باشد.
مواد و روش ها : این پژوهش به صورت نیمه تجربی بر روی 85 نفر از پزشکان و پرستاران بیمارستان رازی کرمانشاه ،به صورت تصادفی ساده انجام شد. ابزار گردآوری داده ها ،پرسشنامه ای شامل 3 قسمت و 32 سوال، در مقیاس لیکرت بود. روایی پرسشنامه از روش اعتبار محتوی و پایایی از روش آزمون مجدد نأیید شد .اطلاعات استخراج شده با استفاده از نرم افزار 18 spss و آمار استباطی t - testمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: از بین عوامل بازدارنده آموزش به بیمار بین دیدگاه پزشکان و پرستاران، کمبود پرستاران شاغل در بخش و عدم هزینه کافی در زمینه آموزش بیمار و از بین عوامل تسهیل کننده آموزش به بیمار،ارائه سمینارهایی در مورد راهبردهای آموزش و یادگیری،در نظر گرفتن امتیاز ویژه برای انجام آموزش به بیمار در زمان ارزشیابی سالیانه بکارگیری را مهمترین عوامل عنوان شد.
نتیجه گیری: جهت آموزش به بیمار ضمن در نظر گرفتن تسهیلات کافی، ضروری است با تامین نیروی انسانی لازم وبرگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت در جهت رفع موانع موجود، اقدام شود .
مرجان قاسمی نژاد، صدیقه السادات طوافیان، علیرضا حیدر نیا،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
زمینه و هدف :کمردرد از مشکلات شایع در پرستاران است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر برنامه آموزش مرتبط با سلامت فیزیکی بر کیفیت زندگی کارکنان پرستاری مبتلا به کمردرد مزمن بود.
مواد و روشها :دراین پژوهش نیمه تجربی 119 نفر از کارکنان پرستاری مبتلا به کمردرد مزمن شاغل در بیمارستانهای منتخب یزد در دو گروه مداخله (60 نفر ) و شاهد (59 نفر ) شرکت نمودند . گروه مداخله در یک برنامه آموزشی شامل یک جلسه با میانگین مدت زمان 180 دقیقه در گروه های 8-7 نفره شرکت کردند. کیفیت زندگی کلیه آزمودنی ها ، قبل و 3 ماه بعد از مداخله آموزشی بوسیله پرسشنامه 36 سئوالی کیفیت زندگی ارزیابی شد و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی در سطح معناداری05/0 تجزیه و تحلیل شد.
نتایج : علیرغم همسان بودن دو گروه در بدو مطالعه میانگین ابعاد عملکرد جسمانی 32/72 ، محدودیت نقش بعلت مشکلات جسمانی 18/58 ، درد جسمانی 96/59 و سلامت عمومی 1/69 در گروه مداخله در مقایسه با میانگین های همین ابعاد در 3 ماه بعد از مداخله با میزانهای 50/60 ، 88/47 ، 05/38 ، 27/51 در گروه شاهد دارای تفاوت چشمگیر بود ( 0001/0 >PV ) . ابعاد روانی کیفیت زندگی در گروه مداخله تغییر فاحشی نسبت به قبل از مداخله نداشت ( 855/0=PV ).
نتیجه گیری :برنامه آموزشی مبتنی بر سلامت فیزیکی توانست بر ابعاد عملکرد جسمانی ، محدودیت نقش بدنبال مشکلات جسمانی ، درد جسمانی و سلامت عمومی موثر باشد.
زهرا وظیفه، فرشاد توکلی،
دوره 14، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت دانش نقش مهمی در موفقیت سازمانها ایفا میکند. عوامل زیادی ازجمله فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش تأثیرگذار است. لذا هدف پژوهش تعیین رابطه بین فرهنگ سازمانی و ابعاد آن با مدیریت دانش است.
مواد و روشها: مطالعه مقطعی توصیفی-تحلیلی حاضر در سال 1392 انجام شد. جهت انجام پژوهش 322 نفر از کارکنان 3 بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی زاهدان به روش نمونهگیری تصادفی-طبقه ای انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی و محقق ساخته مدیریت دانش استفاده شد. دادههای بهدستآمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی بهوسیله نرمافزار SPSS ویرایش 18 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
نتایج: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. همچنین نتایج آزمون سایر اهداف نشان داد که بین مؤلفههای فرهنگ سازمانی (قبیله، بازار، ادهوکراسی) و مدیریت دانش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین فرهنگ سازمانی بوروکراتیک و مدیریت دانش رابطه منفی و معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: فرهنگ سازمانی یکی از مهمترین ابزارهای استقرار و اجرای موفقیتآمیز مدیریت دانش در سازمانها محسوب میشود. تغییر در فرهنگ سازمانی بهمنظور استقرار مدیریت دانش در سازمانهای آموزشی - درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی و بهداشتی زاهدان باید به نحوی باشد که فرهنگ سازمانی قبیله و فرهنگ سازمانی ادهوکراسی نسبت به سایر فرهنگها بیشتر موردتوجه قرار گیرد.
علی محمد مصدق راد، محمد عرب، آرزو موجبافان،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: تعارض غیر قابل اجتناب بوده و در هر سازمانی وجود دارد. بیمارستانها به خاطر نوع ساختار و فرهنگ سازمانی و ماهیت خدمات آنها همواره مستعد بروز تعارض منفی هستند. این پژوهش با هدف تعیین میزان تعارض در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران و بررسی علل آن انجام شد.
مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1394 انجام شد. نمونه پژوهش شامل 563 نفر از مدیران ارشد، میانی و عملیاتی بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه خود ساخته روا و پایا جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS نسخه 19 در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام شد.
نتایج : میزان تعارض در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در حد متوسط بود (73/2 از 5 امتیاز). عوامل سازمانی بیشتر از عوامل فردی در ایجاد تعارض تأثیر داشت. از بعد عوامل سازمانی کار زیاد، محدودیت منابع و بروکراسی و قوانین و مقررات نامناسب و از نظر عوامل فردی خصوصیات رفتاری متفاوت، تفاوت دانش و تخصص و تفاوت تواناییها و مهارتهای کارکنان بیشترین تعارض را ایجاد کردند. میزان تعارض در بیمارستانهای تخصصی بیشتر از بیمارستانهای عمومی بود. میزان تعارض در مدیران ارشد بیش از مدیران میانی و عملیاتی گزارش شد. در واحدهای درمانی و تشخیصی تعارض فردی بیشتری مشاهده شد. بین گذراندن دوره آموزشی مدیریت تعارض با میزان تعارض ناشی از عوامل فردی رابطه آماری منفی مشاهده شد. بین میزان تعارض و سطوح مدیریت، میزان تحصیلات، تعداد تخت بیمارستان، تعداد کارکنان تحت سرپرستی و تمایل به ترک سازمان رابطه آماری مثبت مشاهده شد.
نتیجهگیری : وجود تعارض در بیمارستانها امری بدیهی و غیر قابل اجتناب است. مدیران با کسب آموزشهای لازم و بکارگیری سبک مناسب، باید میزان تعارض را در حد سازنده نگاه دارند تا منجر به توسعه سازمانی بیمارستانها شود.
دکتر رقیه بایرامی، علیرضا رضازاده، دکتر حسین ابراهیمی پور،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
مقدمه و هدف: بخش اورژانس به عنوان قلب بیمارستان و یکی از نخستین نقاط تماس بیماران با سیستم ارائه خدمات درمانی، با مسائل و مشکلات گوناگونی روبرو است. این مطالعه با هدف تبیین چالشهای موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات کیفی بود که به شیوه فنومنولوژی در سال 1393 در مشهد انجام گرفت. بیست پرستار و دو متخصص طب اورژانس که با نمونه گیری هدفمند از چهار بیمارستان آموزشی شهر مشهد انتخاب شدند؛ با حضور در مصاحبههای نیمهساختار یافته، درک و تجارب خود را پیرامون چالشهای بخشهای اورژانس بیان کردند. بعد از پیاده سازی مصاحبه ها، دادهها از طریق روش کولیزی با نرم افزار MAXQDA 3 مورد تحلیل قرارگرفت.
یافته ها: از تحلیل دادهها سه درون مایه مشتمل بر "چالشهای مربوط به منابع انسانی"(ویژگیهای فردی، ویژگیهای حرفه ای،کمبود نیروی انسانی)، " نارضایتی پرستاران" (حداقل هتلینگ و خدمات رفاهی در بیمارستان برای پرسنل، عدم تناسب حقوق و مزایا با حجم کاری ، عدم حمایت از پرستاران) و "چالشهای مدیریتی اورژانس" (چالشهای ساختاری، چالشهای عملکردی ، چالشهای مدیریتی نیروی انسانی) استخراج شد.
نتیجه گیری: کمبود نیروی انسانی، نارضایتی پرستاران و ضعف مدیریت از مهمترین چالشهای بخشهای اورژانس بودند. تامین نیروی انسانی کافی، ایجاد حمایت از پرستاران، تعیین دستورالعمل و فرایند برای مراقبتهای پرستاری میتواند در کاهش چالشهای موجود در بخشهای اورژانس بیمارستانی موثر باشد.
سعید محمودی، زینب غلام پور نقندر، فرهاد حبیبی نوده، حسین صفری، پروین عباسی بروجنی،
دوره 16، شماره 4 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: طول مدت اقامت یکی از مهمترین و کاربردی ترین شاخصهای بیمارستانی است که امروزه به طور گستردهای در تحلیل عملکرد بیمارستانها بکار گرفته می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر طول مدت اقامت بیمار انجام گرفت.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی بود که در سال 1393 انجام شد. جامعهی پژوهش شامل 40 نفر از مدیران پرستاری و سوپروایزرهای 13 بیمارستان منتخب آموزشی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامهی مقایسات زوجی بود که روایی آن با نظر کارشناسان و اساتید و با استفاده از تکنیک لاوشه و پایایی آن بر اساس نرخ ناسازگاری 01/0 مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها نیز به کمک نرم افزار Expert Choice11 انجام گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد به طور کلی در بیمارستانهای مورد مطالعه، عامل «روش های تشخیص، معالجه و مراقبت (کارایی درمان)» با میانگین 214/0 بالاترین اولویت و «پذیرش و ترخیص در روزهای پایانی هفته و ایام تعطیل» با میانگین 036/0 پایین ترین اولویت را نسبت به سایر عوامل اثرگذار بر طول مدت اقامت بیمار کسب کرده اند.
نتیجه گیری: کارایی درمانهای ارائه شده و استفاده از امکانات و روشهای مناسب تشخیصی و درمانی و همچنین عوامل مرتبط با نیروی انسانی بیمارستانها، هم از نظر کمی و هم از بعد کیفی بر طول اقامت بیماران تاثیرگذار بودند و نیازمند برنامه ریزی و توجه بیشتر توسط مسؤولین بیمارستانها میباشند.
پرنیان نیک منش، دکتر زهرا کاوسی، دکتر احمد صادقی، علی رضا یوسفی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ارتباطات یکی از مفاهیم مرکزی در پرستاری و بخش مهم اقدام این حرفه محسوب میشود. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش مهارتهای ارتباطی پرستاران بر رضایتمندی مراجعهکنندگان از خدمات پرستاری در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقایسه ای بود که بهصورت کاربردی در سال 1396 انجام شد. جامعه پژوهش شامل پرستاران بیمارستان های آموزشی و بیماران مراجعهکننده به این بیمارستان ها بود. 400 بیمار به روش نمونهگیری در دسترس،100 پرستار آموزشدیده در زمینه مهارت های ارتباطی و 100 پرستار آموزش ندیده بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامههای استاندارد تعامل پرستار-بیمار و رضایتمندی بیمار بود. دادهها در نرمافزار SPSS23 با استفاده از آزمونهایT-Test ، ANOVA ،Tukey و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنیداری 5%=α تحلیل گردید.
نتایج: میانگین نمره تعامل پرستار- بیمار و رضایتمندی از خدمات پرستاری در میان بیماران تحت نظر پرستاران آموزش دیده به ترتیب 08/21± 51/93 و 14/22 ± 24/176 و در بیماران تحت نظر پرستاران آموزش ندیده به ترتیب 83/18 ± 76/81 و 10/41 ± 36/166 بود. بین شاخص تعامل پرستار-بیمار و رضایتمندی مراجعهکنندگان از خدمات پرستاری ارتباط معناداری مشاهده شد(681/0r=،023/0P=). رضایت بیماران تحت مراقبت پرستاران آموزشدیده بیشتر از بیمارانی بود که تحت نظر پرستاران آموزش ندیده بودند(012/0P=). بین رضایتمندی بیماران با متغیرهای سن (001/0>P) و وضعیت تاهل (031/0P=) رابطه معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای ارتباطی به پرستاران سبب افزایش رضایتمندی مراجعهکنندگان میشود. پیشنهاد میگردد مدیران و مسئولین بیمارستانها ارتقاء مهارتهای ارتباطی پرستاران را موردتوجه قرار دهند
فریبا اسدی، سیده سارا افرازنده، مریم ابراهیمی،
دوره 17، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اهداف بیمارستان ها تامین سلامتی افراد جامعه با حداکثر کیفیت مطلوب می باشد و رضایت بیمار به عنوان یکی ازشاخصهای کیفیت مراقبتهای سلامتی در مراکز درمانی تمامی کشورها به حساب می آید.پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رضایتمندی بیماران از طرح تحول نظام سلامت و عوامل مرتبط با آن در بیمارستانهای آموزشی درمانی استان خراسان جنوبی در سال 1395صورت گرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی مقطعی بود که طی آن 410 بیمار بستری در 7 بیمارستان آموزشی درمانی ستان خراسان جنوبی به روش در دسترس طی یک دوره یک ماهه توسط پرسشنامه استاندارد سنجش رضایتمندی بیماران مورد بررسی قرار گرفتند.داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 22 با استفاده از آمارتوصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج : میزان رضایت 5/51 درصد بیماران در سطح عالی،1/37 درصد از بیماران در سطح خوب و9/9 درصد در سطح متوسط و6/1 در سطح کم ارزیابی شد. نتایج آنالیز رگرسیون نشان داد میانگین نمره رضایتمندی با یک واحد تغییر در سطح تحصیلی و وضعیت اقتصادی به ترتیب 63/0 و82/0 واحد کاهش پیدا می کند (05/0>p). بین سایر متغیرهای دموگرافیک با سطح رضایت ارتباط معنی داری در سطح 5 درصد دیده نشد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان گفت که طرح تحول نظام سلامت بنا به دیدگاه بیماران تا حد بالایی توانسته است به اهداف خود دست یابد و موفق به کسب رضایتمندی بیماران و کاهش هزینه های پرداختی بیماران شود. پیشنهاد می شود جهت افزایش رضایتمندی بیماران، توجه بیشتری در حیطه امکانات رفاهی و تغذیه صورت گیرد و میزان رضایتمندی در سایر گروهها( پرستاران، پزشکان و پرسنل) نیز مورد بررسی قرار گیرد.
رضا جهانبازی، دکتر مسعود لطفی زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاری یکی از ارکان نظام سلامت است و خدمات پرستاری بر شاخص های سلامت و بیماری مؤثر می باشد. هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه رفتار حرفه ای و بهزیستی شغلی پرستاران شاغل در دو بیمارستان آموزشی شهرکرد در سال 1396 بود.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی (مقطعی) در بین پرستاران دو بیمارستان آموزشی شهرکرد انجام گرفت. 269 پرستار مرد و زن به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی وارد مطالعه شدند. از دو پرسشنامه استاندارد حرفه ای پرستاران گُز و بهزیستی شغلی دمو و پاسکال استفاده شد و دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 22 با استفاده از آزمونهای T-Test، ANOVA، کولموگروف اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده و در سطح معنیداری 05/0 تحلیل گردید.
نتایج: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 2/33 سال بود که 48 درصد بین 31 تا 40 سال (بیشترین فراوانی) و 3 درصد بیش از 50 سال (کمترین فراوانی) سن داشتند، 58 درصد زن و 42 درصد مرد بودند. میانگین نمره رفتار حرفه ای 8/17±5/104(متوسط به بالا) و بهزیستی شغلی 9/12±3/89 (متوسط) بود، نتایج نشان داد که با یک واحد افزایش در رفتار حرفهای پرستاران، 661/0 واحد به بهزیستی شغلی افزوده می شود، همچنین بین "رفتار حرفه ای" با "بهزیستی شغلی" همبستگی وجود داشت (328/0=2R).
نتیجه گیری: برنامه جامع ملی باید به نحوی تدوین گردد که ضمن توجه بیشتر به ایجاد زیرساخت های لازم جهت ارتقاء رفتار حرفه ای که در درازمدت پیامدهای بهبود بهزیستی شغلی را بهمراه دارد، ارتقاء مولفه های بهزیستی شغلی نیز مدنظر قرار دهد.
سراج الدین گری، سعید بینات،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
سردبیر محترم
ارائه خـدمات تمام سازمانهای حوزه سلامت نیازمند یک سیسـتم هدفمند و ناظر بر کیفیت خدمات است. در صنایع مختلف، اعتباربخشی به عنوان نماد کیفیت شناخته میشود که از طریق آن، سازمان به استانداردهای عملکردی مشخصی دست مییابد و فرصتی برای سازمان مهیا میشود که عملیات خود را در برابر استانداردهای ملی یا بین المللی ارتقا دهد.
با عنایت به تأثیر مدیران اجرایی هر سازمان در اداره و اخذ تصمیمگیریهای سازمانی، مدیران و دیدگاه اجرایی آنان به استانداردها، نقش بهسزایی در روند اجرایی این فرآیند خواهد داشت. لذا در بخشی از مطالعهای که با هدف «تدوین چارچوب اعتباربخش برای درمانگاههای مستقل نظامی» انجام شد، پس از انتخاب اولیه 95 استاندارد از طریق مرور نظامند، لازم بود تا نظرات مدیران باسابقه کاری مرتبط (میانگین سابقه کار 14.5 سال) در خصوص ضرورت هر یک از استانداردها اخذ گردد. همه افراد مشارکت کننده در این قسمت، مدیران ستادی یا مدیران ارشد درمانگاههای مستقل نظامی بودند.
از میان 95 گویه 57 گویه مورد توافق متخصصین قرار گرفت. تیم پژوهشگر گویههای «تایید نشده» را نیز مورد بررسی قرار دادند. با وجود اینکه هدف از مطالعه و فلسفه اعتباربخشی به صراحت برای افراد مشارکت کننده شرح داده شده بود ولی با این حال استانداردهایی در نظرخواهی رد شده بودند که به مقولات مهم و ارزشمندی مانند آموزش و بررسی وضعیت سلامت افراد تحت پوشش درمانگاهها اشاره داشتند. از گویههای حذف شده میتوان به این موارد اشاره کرد. «در درمانگاه در بازههای زمانی مختلف کلاسهای آموزشی متناسب با بیماریهای شایع منطقه برای بیماران مزمن و دائمیبرگزار میگردد.»؛ «درمانگاه گزارش بیماریهای واگیر و غیر واگیر مشخصشده توسط سازمانهای بالادست را بهموقع گزارش میکند.»؛ «در درمانگاه بستههای آموزشی عمومیمتناسب با تخصصهای موجود و بیماریهای شایع منطقه تهیهشده است (تصاویر، پمفلت،....).» و «شواهد نشان میدهد که اطلاعات مربوط به کیفیت و ایمنی بیمار در این درمانگاه ثبت، تحلیل و در اختیار مسئولین مربوطه قرار گرفته و برای بهبود مستمر استفاده میشود.»
به طور کلی، تئوریهای مربوط به عملکرد سازمانها که مبتنی بر «رویکرد سازمان محور» هستند تأیید میکنند که ویژگیها و نگاه افراد در خطوط تولید مختلف و یا سازمانهای مختلف میتواند بر میزان و کیفیت تولید سازمان اثرگذار باشد[3]. به عبارت دیگر این گروه از مطالعات بیان میکنند که سازمانهای مشابه با مدیران متفاوت میتوانند نتایج متفاوت به دست آورند که ناشی از ویژگیهای فکری و شخصی مدیران است.
نتایج مطالعه ما نشان داد که توافق افراد در مورد استانداردهایی که برای ارتقا و سلامتمحوری جامعه تحت پوشش مهم هستند پایین است و این یعنی از نظر این افراد این استانداردها اهمیت کم تری دارند. در حالی که مجموعه اقدامات این مدیران در مراکز خود، سمت و سوی خدمات مراکز درمانی تحت مدیریت آنها را مشخص میکند 4 و ترکیب این دو در بلند مدت میتواند سلامت افراد تحت پوشش مراکز را تحت تأثیر قرار دهد.
تأمین منابع کشور در حال و آینده منوط به پیاده سازی طرحها و برنامههای دقیق راهبردی بر اساس یک دوراندیشی، آیندهنگری و روشنبینی عمیق است. به طور خلاصه اگر استراتژی کلان یک سازمان سلامت محور شدن اقدامات مراکز وابسته باشد، لازم است تا دیدگاه مدیران میانی به واسطه آموزشهای لازم تصحیح گردد و بدین وسیله سلامت افراد تحت پوشش ارتقا یابد.
Safdari, R. and Z. Meidani (2007). "Health Services Accreditation Standards for information management in Canada, New Zealand and USA: a comparative study." Qazvin Uni Med Sci 11(1): 73-78.
Gray, S. and S. Bayyenat (2021). "Accreditation framework for military independent clinical centers in Iran." Hospital 19(4): 65-76.
Bloom, N., & Van Reenen, J. (2007). Measuring and explaining management practices across firms and countries. The quarterly journal of Economics, 122(4), 1351-1408.
مهدیان و ترکاشوند. (1399). تبیینِ نظاممندِ اندیشهی دفاعی مقام معظم فرماندهی کل قوا (حفظالله تعالی). فصلنامه مدیریت نظامی, 20(80), 1-30
سید مسعود موسوی، سجاد بهاری نیا، آیسا مردانی، نجمه باقیان،
دوره 22، شماره 4 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تعهد سازمانی پرستاران به عنوان یکی از مهمترین جنبههای کارکنان بیمارستان تحت تأثیر عوامل زیادی از جمله دلبستگی شغلی است که باعث ایجاد احساس انگیزه و تعهد در آنها و افزایش کیفیت خدمات میشود. در این پژوهش به بررسی ارتباط بین تعهد سازمانی و دلبستگی شغلی در پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1401 پرداخته شده است.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی و تحلیلی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه پرستاران بیمارستان شهید صدوقی یزد بود که بر اساس فرمول کوکران 298 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. گردآوری دادهها با پرسشنامههای شغلی ادواردز و کیلپاتریک (1984) و تعهد سازمانی آلن و مییر (1990) انجام شد. دادهها با استفاده از آزمون مجذور کای و با نرم افزار SPSS نسخه 21 و همچنین نرم افزار معادلات ساختاری لیزرل تجزیهوتحلیل شدند.
نتایج: %17/43 پرستاران از شغل خود راضی بودند و %17/40 دارای تعهد سازمانی بودند. یافتهها نشان داد بین دلبستگی شغلی و تعهد سازمانی ارتباط معنیداری وجود داشت (P<0.001). میانگین نمره بعد عاطفی (76/0 ± 75/3)، بعد مستمر (26/0 ±97/3)، بعد تکلیفی (36/0 ± 65/3) و دلبستگی شغلی (93/0 ± 74/3) به دست آمده است.
نتیجهگیری: با در نظر گرفتن رابطه معنیداری مستقیم رضایت شغلی پرستاران با فعالیت سازمانی و ارتباط مستقیم بین آنها، مدیران باید به عوامل مؤثر بر رضایت شغلی توجه داشته باشند زیرا رضایت شغلی مسئولیتپذیری کارکنان را افزایش میدهد.
روحاله عسکری، حسن جعفری، عارفه دهقانی تفتی، ندا فتوحی تفتی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران به عنوان نزدیکترین افراد در حوزه سلامت نزد بیماران دارای محبوبیت زیادی هستند؛ لذا تقویت مهارت شایستگی مراقبت معنوی در این گروه از کارکنان بیمارستان حائز اهمیت میباشد. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت شایستگی مراقبت معنوی پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1402 انجام گردید.
مواد و روشها: پژوهش حاضر کاربردی-مقطعی بود که بر روی 262 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی منتخب (بیمارستانهای شهید صدوقی، شهید رهنمون، افشار) انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد شایستگی مراقبت معنوی (SCCS) جمعآوری و با استفاده از آزمونهای ANOVA، Mann-whitney Test، Wallis Test Kruskal و ضریب همبستگی اسپیرمن و از طریق نرمافزار SPSS ورژن 21 تحلیل شد.
نتایج: بر اساس نتایج مطالعه میانگین و انحراف معیار نمره کلی شایستگی مراقبت معنوی پرستاران (2/18±9/83) بود که در سطح مطلوب ارزیابی شد. همچنین در بین ابعاد شایستگی مراقبت معنوی بعد حمایت شخصی و مشاوره با بیمار بالاترین نمره (2/5±8/18) و بعد ارتباطات پایینترین نمره (6/1±3/7) را داشتند و بیشترین نمره شایستگی مراقبت معنوی نیز مربوط به بیمارستان شهید رهنمون (7/17±5/88) بود.
نتیجهگیری: هرچند میانگین نمره کلی شایستگی مراقبت معنوی پرستاران مورد مطالعه مطلوب ارزیابی شد اما پایین بودن نمره شایستگی پرستاران در بعد ارتباطات؛ لزوم برگزاری کارگاههای نحوه برقراری ارتباط مؤثر پرستار با بیمار را نشان میدهد. به نظر میرسد پرستاران با برخورداری از این مهارتها نقش مهمی در ارتقای سلامت بیماران ایفا خواهند کرد.