23 نتیجه برای تهران
علیرضا گلابدوست، عباس منوریان، عباس نرگسیان،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: رسانههای اجتماعی یکی از ابزارهای کمهزینه است که توسط بسیاری از سازمانها مورداستفاده قرار میگیرد. هدف از این تحقیق کیفی ارائه مدل پاسخگویی عمومی مبتنی بر بهکارگیری رسانههای اجتماعی در دانشگاههای دولتی علوم پزشکی شهر تهران است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر با استفاده از روش داده بنیاد تحلیل موقعیت کلارک صورت پذیرفت. برای استخراج مؤلفههای اصلی این مدل با 21 نفر از خبرگان در سال 1400 مصاحبههای عمیقی انجام شده است. افراد مورد مطالعه این تحقیق را مدیران و کارشناسان دانشگاههای پزشکی شهر تهران (تهران، شهید بهشتی، ایران) تشکیل دادند که مشارکتکنندگان با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند از نوع نمونهگیری نظری انتخاب شدند.
نتایج: تحلیل موقعیت پاسخگویی در دانشگاههای علوم پزشکی نشان داد عرصه اصلی و تعیینکننده «دولت» است. این عرصه در دل خود «وزارت بهداشت» را دارد. عرصه سوم، خود «دانشگاههای علوم پزشکی» و جهانهای اجتماعی فعال در آن است. عرصه چهارم، «واحدهای روابط عمومی» است، اما در گوشه این عرصههای متداخل، عرصه «جامعه مخاطب» قرار دارد.
نتیجهگیری: اساس و پایه پاسخگویی بر دادن گزارش و اطلاعات است. دانشگاهها بایستی آزادی عمل لازم را به کارکنان خود در ارائه گزارش مستقیم بدهند. با توجه به یافتههای پژوهش پیشنهاد میشود که با شکلدهی یک دپارتمان تخصصی روابط عمومی در رابطه با پاسخگویی عمومی علاوه بر شناسایی ظرفیتها، نسبت به رفع موانع موجود اقدام نمایند.
عباسعلی رستگار، مهدیه ویشلقی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: قلدری سازمانی منجر به ایجاد شرایط استرسزای غیرقابل کنترلی میشود که افراد نمیتوانند با ذهنی آسوده وظایف خود را انجام دهند و دچار پریشانی و خستگی عاطفی و تحلیلرفتگی میشوند. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر قلدری سازمانی بر خستگی عاطفی با میانجیگری پریشانی روانشناختی پرستاران میباشد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمعآوری اطلاعات، توصیفی از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش، پرستاران بیمارستان شریعتی تهران میباشند. بر مبنای نمونه گیری تصادفی ساده، 148 پرسشنامه صحیح عودت داده شد و با استفاده از نرمافزارهای SPSS و AMOS دادههای پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه قلدری سازمانی اینرسن و همکاران (2009)، پریشانی روانشناختی کسلر و همکاران (2003) و خستگی عاطفی مسلج و جکسون (1981) استفاده شده است.
نتایج: قلدری سازمانی بر خستگی عاطفی پرستاران تأثیر مستقیم و معناداری دارد و به طور غیرمستقیم از طریق میانجیگری پریشانی روانشناختی بر خستگی عاطفی پرستاران تأثیر معناداری دارد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر در زمینه قلدری سازمانی و پریشانی روانشناختی پرستاران نوآوریهایی به همراه داشته است و به مدیران و سرپرستان بیمارستانها در درک تأثیرگذاری قلدری سازمانی بر خستگی عاطفی پرستاران کمک میکند تا با فراهم نمودن شرایط مساعد کاری مانع از بروز خستگی عاطفی در کارکنان شوند همچنین با توجه به تأثیر قلدری سازمانی بر پریشانی روانشناختی، مدیران با ایجاد جوی دوستانه باعث شوند تا چنین حالات روانشناختی در پرستاران رخ نداده و با روحیه و انگیزه بالایی بتوانند در راه خدمت به مردم گام بردارند.
سپیده مسعود سینکی، اکبر حسن پور، وجه اله قربانی زاده،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه اعتبارسنجی مدل مدیریت منابع انسانی همکاریمحور در حوزه سلامت است تا نشان دهد که این رویکرد میتواند همکاری بین کارکنان را نهادینه سازد و بر بهبود کارایی تیمی، کیفیت خدمات بهداشتی و رضایت تیمها اثرگذار باشد.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع کمی(ماهیتداده) و کاربردی(هدف) در ابتدای 1404 انجام شد. جامعه آماری کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی تهران بهتعداد 550 نفر تشکیل میدهد که با استفاده از جدول مورگان-کرجسی، حجم نمونه بهتعداد 225 نفر مشخص گردید. بهمنظور گردآوری دادهها از پرسشنامه محققساخته برگرفته از مدل مدیریت منابعانسانی همکاریمحور که در 6 بعد اصلی (ابعاد و مولفههای مدیریت منابعانسانی همکاریمحور، عوامل علی، عوامل زمینهای موثر، پیامد، شرایط تسهیلگر، راهبردها) و 16 مقوله فرعی دستهبندی شده بودند، استفاده گردید. بررسی مقادیر آلفای کرونباخ بیشتر از 78/0 بود که نشان داد پرسشنامهها از پایایی لازم برخوردار هستند. برای تخمین و اعتباریابی متغیرهای پژوهش، از تحلیل عاملی اکتشافی تحت نرمافزار SPSS و همچنین برای بررسی اعتباریابی سؤالها از تحلیل عاملی تأییدی و تأثیر متغیرها بر متغیرهای دیگر از نرمافزار Smart PLS استفاده شده است.
نتایج: شاخصهای مدل در شش بخش با استفاده از روشهای آماری مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. باتوجه به یافتهها، مقدار شاخص نیکویی برازش GOF برابر با 506/0 بهدست آمده و نشان از برازش مطلوب و قوی مدل دارد. همچنین تمامی عوامل (علی، مداخلهای، زمینهای، پدیده محوری، راهبردها و پیامدها) با یکدیگر همبستگی داشتهاند.
نتیجه گیری: نتایج بیانگر شاخصهای اعتبار مطلوب مدل مدیریت منابع انسانی همکاریمحور بوده است و بهکارگیری الگوی تدوین شده میتواند باعث افزایش کارایی و اثربخشی در دانشگاه شود.