مرتضی حیدری مظفر، امین پاک،
دوره ۲۰، شماره ۲ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: ارائه خدمات درمانی و توزیع داروهای آگونیستی در مراکز درمان سوءمصرف مواد باعث کمتوجهی به برنامه درمان بیماران و تمرکز بیشتر به توزیع دارو گردیده است. بهمنظور تفکیک ارائه خدمات درمانی و دارویی به مددجویان ترک اعتیاد در این مراکز، پژوهشی با هدف مکانگزینی داروخانه منتخب جهت توزیع داروهای آگونیستی در منطقه ۲۱ شهرداری تهران با رویکرد مکانی طرحریزیشده است.
مواد و روشها: این پژوهش از نوع کاربردی و به لحاظ روش از نوع توصیفی - تحلیلی میباشد. دادههای مکانی و توصیفی موردنیاز از طریق شهرداری تهران و معاونتهای درمان و غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران اخذ و با استفاده از نرمافزار ArcGIS و توابع تخمین تراکم کرنل، تحلیل سلسله مراتبی و مدل مکان – تخصیص در دو حالت منطقهای و ناحیهای با پوشش حداکثری مراکز سوءمصرف مواد موردبررسی و با استفاده از نرمافزار آماری SPSS و آزمون T نتایج مقایسه شدهاند.
نتایج: نتایج مکانیابی به روش تحلیل سلسله مراتبی و منطق فازی، نشان میدهد که کلیه داروخانههای موجود در منطقه مطالعاتی در محدودههای حائز شرایط انتخاب داروخانه توزیعکننده داروهای آگونیستی واقع شدهاند. همچنین نتایج مدل مکان – تخصیص نشان میدهد متوسط زمان و مسافت اقلیدسی دسترسی به داروخانه منتخب منطقهای به ترتیب ۱۷ دقیقه و ۹/۵ کیلومتر و ناحیهای به ترتیب ۲ دقیقه و ۷/۰ کیلومتر میباشد.
نتیجهگیری: تفکیک خدمات درمانی و توزیع داروهای آگونیستی امری ضروری است. همچنین توزیع داروهای آگونیستی از طریق داروخانههای منتخب ناحیهای باعث افزایش دسترسی به دارو و رضایتمندی مددجویان میگردد.
افشین مؤیدی نیا، کریم کیاکجوری،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
مقدمه: در عصر حاضر، پیادهسازی فرآیند نوآوری باز برای هر سازمانی لازم و ضروری میباشد و بیمارستانها به عنوان اصلیترین مراکز درمانی از این امر مستثنی نیستند. در واقع، بیمارستانها به عنوان واحدهای عملیاتی سلامت، همواره در معرض مستقیم تغییرات در حوزه خدمات درمانی هستند. از اینرو پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر نوآوری باز در بیمارستانهای دولتی استان گیلان پرداخته است.
مواد و روشها: این پژوهش بر حسب هدف یک مطالعه کاربردی و بر حسب نحوه گردآوری دادهها در دسته تحقیقات توصیفی قرار دارد که به صورت مقطعی در سال ۱۴۰۰ انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، مدیران ارشد و کارکنان بیمارستانهای دولتی استان گیلان به تعداد ۱۶۰۰ نفر بودند. به منظور نمونهگیری از روش نمونهگیری غیرتصادفی قضاوتی به منظور دسترسی به اعضای جامعه (مدیران ارشد و کارکنان با حداقل مدرک کارشناسی) استفاده شد. ۲۵۰ پرسشنامه جهت انجام آزمون مورد استفاده قرار گرفت. ابزار گرداوری دادهها پرسشنامههای استاندارد است. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ و روایی پرسشنامهها از طریق روایی صوری و محتوایی، روایی همگرا و واگرا مورد تائید قرار گرفت. جهت آزمون فرضیههای تحقیق از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نرمافزارهای مورد استفاده در این پژوهش، نرمافزار SPSS ۲۶ و نرمافزار Smart PLS۳ میباشد.
نتایج: نتایج حاصل از آزمون مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که از بین عوامل برونسازمانی همکاری با شرکا و کاربر، از بین عوامل سازمانی درونسازمانی، ساختار سازمان، یادگیری اکتشافی و فرهنگ سازمان و در نهایت از بین عوامل فردی درونسازمانی، انگیزه بر نوآوری باز بیمارستانهای دولتی استان گیلان تأثیرگذار هستند. تأثیر اعتماد بین شرکا، تکنولوژی، ویژگیهای شخصیتی و دانش بر نوآوری باز بیمارستانها رد شد.
نتیجهگیری: بیمارستانها باید به طور مشترک با سایر واحدهای خدمات بهداشتی، دانشگاهها و کاربران برای گذر از سیستم نوآوری بسته به سمت نوآوری باز، سیاستهای مناسبی تدوین کرده و اقدامات مؤثر در این راستا را مورد حمایت قرار دهند.
سجاد قربانی زاده، فاطمه تجر، زهرا اسدی پیری، ستار رضایی، یاسر مخیری، ثریا نورائی مطلق،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
مقدمه: نابرابریهای اجتماعی- اقتصادی در استفاده از خدمات دندانپزشکی یک چالش عمده سیاستهای سلامت در بسیاری از کشورها است. این مطالعه مقطعی با هدف بررسی نابرابری اجتماعی اقتصادی در بهرهمندی از خدمات دندانپزشکی در لرستان و مقایسه با استانهای همجوار انجام شده است.
روش: دادههای مورد نیاز از پیمایش هزینه و درآمد خانوار جمعآوری گردید. حجم نمونه شامل ۵۵۴۷ خانوار استانهای غرب کشور بود. جهت تعیین مهمترین عوامل مؤثر بر بهرهمندی از خدمات دندانپزشکی از روش رگرسیونی لاجستیک و جهت سنجش نابرابری بین گروههای درآمدی از شاخص تمرکز و منحنی تمرکز استفاده گردید. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار استاتا نسخه ۱۴ انجام شد.
نتایج: بیشترین و کمترین درصد بهرهمندی از خدمات دندانپزشکی در میان خانوارها به ترتیب مربوط به استانهای همدان (۰۲/۷ درصد) و لرستان (۱۹/۳ درصد) میباشد. نتایج شاخص تمرکز نشان داد بهرهمندی و هزینههای خدمات دندانپزشکی در میان خانوارهای با وضعیت اقتصادی- اجتماعی بالاتر متمرکز است؛ به عبارت دیگر نابرابری به نفع ثروتمندان است. زن بودن سرپرست خانوار و افزایش بعد خانوار منجر به کاهش بهرهمندی از این خدمات میگردد. سطح تحصیلات بالاتر سرپرست خانوار و افزایش تعداد افراد شاغل و افراد باسواد خانوار ارتباط مثبتی با بهرهمندی از خدمات دندانپزشکی نشان داد.
نتیجهگیری: بهرهمندی از خدمات دندانپزشکی در بین گروههای اقتصادی- اجتماعی بالاتر به طور معناداری بیشتر بود. این نابرابریها با معرفی و اجرای سیاستهای هدفمند، قابل اجتناب هستند. خانوارهای با درآمد پایین، سطح تحصیلات کمتر و بیکاران باید در تمرکز سیاستگذاری برای مقابله با نیازهای برآورده نشده مراقبتهای دندانپزشکی قرار گیرند.
ابراهیم جعفری پویان، بتول احمدی، بهشته ابراهیمی،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: هزینه کرد در بخش سلامت نیازمند مدیریت هوشمند منابع است. این مطالعه با هدف تعیین میزان مخاطرات اخلاقی مرتبط با رفتار ارائهکنندگان خدمات در نسخ دارویی پرداختی سازمان بیمه انجام شد.
مواد و روشها: جامعه آماری اسناد دارویی پرداختی استان تهران در سال ۱۳۹۸ بود. ۲۰۰۰ نسخه مربوط به ۵۰۰ بیمهشده به روش تصادفی از بانک اطلاعاتی سازمان جمعآوری شد. دو نشانگر "ناهمخوانی یک دارو با سابقه بیماری یا طیف دارویی یک بیمهشده" و "تعداد نسخههای دارای بار مالی بیشتر از میانگین بار مالی معمولِ بیماری یک بیمار"، با داده نسخ تطبیق و با نرمافزار SPSS نسخه ۲۴ تجزیهوتحلیل شد. از یک داروساز با تجربه برای بررسی طیف دارویی تمامی نسخ کمک گرفته شد.
نتایج: ۴/۵ درصد از کل نسخ دارای داروهای ناهمخوان و ۴/۶ درصد دارای بار مالی مازاد بود. بیشترین مخاطرات به تفکیک تخصص مربوط به پزشکان عمومی بود (۱۶% با بار مالی مازاد ۰۰۰/۵۰۰/۸۷ ریال). بیشترین تعداد و مبلغ ریالی مخاطرات به تفکیک گروه بیمهشدگان مربوط به سرپرستان (۶۳/۰ درصد با بار مالی مازاد ۰۰۰/۰۰۰/۲۶ ریال) بود. مخاطرات در نسخ مراکز نظامی نسبت به مراکز خصوصی و دولتی بیشتر و در مراکز طرف قرارداد (۴۸%) و غیر طرف قرارداد (۵۲%) نسبتاً مساوی بود.
نتیجهگیری: سوءاستفاده در ارائه خدمات سلامت ریسکی عمده برای مدیران مراقبتهای بهداشتی در کشورهایی است که برنامه بیمه درمانی دارند که ردیابی هوشمندانه آن بسیاری از هزینههای شرکتهای بیمه را کاهش و از کمبود داروهای حیاتی جلوگیری مینماید.
پگاه سلیمی پرمهر، مانی یوسف وند، مهناز میرصانع، ناصر یوسف زاده کندوانی،
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تدوین پرسشنامهی رضایت شغلی و بررسی روایی و پایایی آن در راستای ایجاد ابزاری مناسب برای اندازهگیری رضایت شغلی در میان کارکنان مجتمع بیمارستانی یاس انجام شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی، از روایی صوری، نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی برای بررسی روایی و جهت بررسی پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و روش دو نیمه کردن در بین ۱۵۰ نفر از پرسنل درمانی استفاده شد. در پرسشنامه نهایی چهار حیطه: سبک رهبری، ماهیت شغل، نظام پاداش، ارزیابی عملکرد و جو سازمانی به عنوان حیطههای اصلی مورد بررسی قرار گرفت. برای گزارش میانگین متغیرهای کمی در سطوح مختلف متغیرهای کیفی به وسیله آزمون آنالیز واریانس (آنوا) آزمون و بررسی شد.
نتایج: از تعداد ۱۵۰ نفر شرکتکننده در مطالعه تعداد ۱۱۱ زن و ۳۹ مرد بودند. نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی دارای مقادیر قابل قبول بوده است. پایایی پرسشنامه نیز از روش آلفای کرونباخ برابر با ۰,۹۲ گزارش شد که نشان از قابل قبول بودن همسانی درونی پرسشنامه دارد. حیطه سبک رهبری با میانگین (۴.۹۱ ± ۱۰,۵۳) کمترین میزان رضایت و حیطه ماهیت شغل با میانگین (۷.۰۵ ± ۲۱,۲۴) بیشترین میزان رضایت را به همراه داشت.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که پرسشنامه رضایت شغلی یاس از اعتبار و قابلیت اطمینان کافی برای ارزیابی میزان رضایت شغلی در میان کارکنان مراکز درمانی برخوردار است. همچنین میزان رضایت شغلی در اکثر حیطههای بررسی شده متوسط بوده است.
راحله پنجه کوبی، فرزاد فیروزی جهانتیغ،
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: با بالا رفتن دشواریها، سطح عدم اطمینان و خطر موجود در زنجیرهتأمین افزایش مییابد. دارو یک محصول راهبردی است و به صورت مستقیم با سلامتی جامعه ارتباط دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی عوامل خطرزنجیرهتامین دارویی با روشهای هوش مصنوعی انجام شده است.
مواد و روشها: با مرور متون و مصاحبه با ۶ نفر از کارشناسان خبره که دارای مدرک تحصیلی کارشناسیارشد و دکتری تخصصی بودند و تجربهای بین ۷ تا ۱۵ سال در زمینه خطر و زنجیرهتامین دارو داشتند، عوامل خطر شناسایی شدند. در نهایت با استفاده از شبکههای عصبی پرسپترون چندلایه و ماشینهای بردار پشتیبان با توابع کرنلخطی، چندجملهای و پایهشعاعی در دو کلاس کمخطر و پرخطر در نرمافزار پایتون طبقهبندی گردیدند.
نتایج: ۲۲عامل در ۵ دسته دارایی، شبکه حمل و نقل، دولت و بازار، راهبردی و تهیه و تامینکننده شناسایی و با استفاده از شبکههای عصبی طبقهبندی شدند. تغییرات بهره و تورم، تغییرات نرخارز، عدم انعطافپذیری در تولید و اختلال در خدمات مشتری به ترتیب بیشترین اهمیت را در خطرهای زنجیره تامین دارو دارند. نتایج معیارهای ارزیابی نشان داد، مدل پرسپترون چندلایه عملکرد بهتری نسبت به ماشینهای بردار پشتیبان با توابع کرنلخطی، چندجملهای و پایهشعاعی داشته است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که شبکههای عصبی مصنوعی قادر به طبقهبندی عوامل خطر زنجیرهتامین دارو با دقت قابل قبولی هستند. در نتیجه طبقهبندی عوامل خطر با دقت ۰۷/۹۷% نشاندهنده توانایی بالای شبکه پرسپترون چندلایه در ارزیابی خطر زنجیره تامین دارو است.
یحیی سلیمی، علی کاظمی کریانی، شاهین سلطانی، فرید نجفی، ژیلا عظیمی، بهمن روشنی، سینا احمدی، ستار رضایی،
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر ارزیابی تأثیر طرح تحول نظام سلامت بر شیوع سزارین و زایمان طبیعی در بیمارستانهای دولتی استان کرمانشاه میباشد.
مواد و روشها: در مطالعه حاضر دادههای سزارین و زایمان طبیعی در ۱۷ بیمارستان دولتی در دورهی زمانی ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۸ جمعآوری و مورد ارزیابی قرار گرفت. متغیرهای اصلی این مطالعه شامل شیوع سزارین و شیوع زایمان طبیعی برای یک دورهی ۱۲۱ ماه بود که هر دو متغیر از تقسیم تعداد زایمانهای به صورت سزارین و طبیعی بر کل تعداد زایمانها به دست آمد. برای ارزیابی تأثیر طرح تحول نظام سلامت بر روی شیوع سزارین و زایمان طبیعی از رویکرد سری زمانی منقطع و رگرسیون قطعهای استفاده شد.
نتایج: میانگین شیوع سزارین در دورهی زمانی قبل و بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت به ترتیب برابر با ۵/۴۲ و ۲/۴۳ درصد بود. در ماههای قبل از شروع مداخله میزان سزارین ۱۳/۰ درصد در حال افزایش بود که از نظر آماری معنیدار بود. در اولین ماه بعد از اجرای مداخله، شیوع سزارین ۶/۳ درصد کاهش معنیدار یافت. سهم سزارین در ماههای بعد از اجرا طرح تحول نظام سلامت در مقایسه با قبل از مداخله به صورت ماهیانه ۱۲/۰ درصد افزایش را نشان داد که از لحاظ آماری هم معنیدار بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که در کوتاهمدت طرح تحول نظام سلامت منجر به کاهش معنیدار سزارین شده است اما در ماههای بعد از اجرای طرح شیوع سزارین دوباره افزایش یافته است.
حمید محمدی، شهرام توفیقی، مصطفی رجبی، حمیدرضا ایزدبخش، بهار حافظی،
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از مدلهای شبیهسازی میتوانند به روشن کردن رفتار غیرشهودی مشکلات پیچیده مراقبتهای سلامت کمک کنند. امروزه پیچیدگی مسائل بسیار فراتر از ظرفیت ما برای حل دستی آنها است. شبیهسازی سیستم به عنوان یک گزینه عاقلانه در نظر گرفته میشود که با رویکرد به مسائل ساختاری و درک تعاملات پیچیده درون مسائل و تغییرات آنها است. هدف از این مقاله بررسی پیشرفتهترین کاربردهای دینامیک سیستم در مراقبتهای سلامت است.
مواد و روشها: این مطالعه برگزیدهای سیستماتیک از مقالاتی است که کاربردهای پویایی سیستم در مراقبتهای سلامت را در ۱۱ پایگاه اطلاعاتی بین سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۹ جستجو کرد. تمرکز این تحقیق بر مقالاتی با کلیدواژههای پویایی سیستم در مراقبتهای سلامت، تحلیل دینامیک مراقبتهای سلامت، شبیهسازی مراقبتهای سلامت مداوم یا شبیهسازی پویا مراقبتهای سلامت بود.
نتایج: ۷۹ مقاله مرتبط با کاربردهای پویایی سیستم در مراقبتهای سلامت در پایگاههای اطلاعاتی شناسایی شد. ۸۵ درصد از مقالات تمرکز خود را بر امور مالی، سیاست، حکومت، مقررات، بهداشت عمومی و برنامهریزی در مراقبتهای سلامت قرار دادند. در میان مقالات مسیر درمانی بیمار، چاقی و تقاضای نیروی کار درمان از موضوعات بررسی شده بود.
نتیجهگیری: تمایل به استفاده از شبیهسازی مداوم در مراقبتهای سلامت افزایش یافته است. با این حال، قدرت شبیهسازی ترکیبی میتواند از قدرت ذاتی دیدگاه کلنگر پویایی سیستم بهرهبرداری کند و در یک مدل ترکیبی از دیدگاه جامع برای مدیریت سیستمهای مراقبتهای سلامت بهرهبرداری کند. از زمینههای بالقوه با کاربرد پویایی سیستمها در تحقیقات آینده میتوان به برنامهریزی و سیاست گزاری در تصمیمات بهداشت عمومی، خرید راهبردی مدیریت کیفیت، کارکنان و ریسک، اشاره کرد.
هما آزادی، احمد غضنفری، مریم چرامی، طیبه شریفی،
دوره ۲۱، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه و هدف: با توجه به مشکلات شغل پرستاری یافتن بهترین روش جهت بهبود تابآوری پرستاران اهمیت زیادی دارد. هدف از انجام تحقیق حاضر مقایسه اثربخشی و ماندگاری درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و برنامه زمانی پارادوکسی بر تابآوری پرستاران بخش اورژانس بود.
مواد و روشها: برای انجام تحقیق شبه تجربی حاضر که با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل و مرحلهی پیگیری انجام شد از بین پرستاران شاغل در بخشهای اورژانس ۵ بیمارستان شهر اصفهان در ششماهه دوم سال ۱۳۹۹ تعداد ۴۵ نفر به صورت در دسترس انتخاب و بطور تصادفی به سه گروه ۱۵ نفری درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمان برنامه زمانی پارادوکسی و کنترل تقسیم شدند. افراد گروه آزمایش درمان پذیرش و تعهد در ۸ جلسه و گروه درمان برنامه زمانی پارادوکسی در ۶ جلسه ۹۰ دقیقهای شرکت کردند؛ اما برای گروه کنترل، مداخلهای صورت نگرفت. شرکتکنندگان در سه مرحله مقیاس تابآوری توسط کانر و دیودیسون (۲۰۰۳) را تکمیل کردند. دادههای پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر در نرمافزار SPSS-۲۶ تحلیل شد.
نتایج: نتایج نشان داد بین نمره تابآوری در سه مرحله اندازهگیری پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری تفاوت معنیداری وجود دارد. همچنین مشخص شد بین نمرات دو گروه آزمایش با گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد اما بین نمرات دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود ندارد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج توصیه میشود مسئولین جهت بهبود تابآوری پرستاران از این دو نوع برنامه درمانی زیر نظر متخصص استفاده کنند.
علیرضا براتی، مجید میرمحمدخانی، سمانه قدس، اسماعیل مشیری،
دوره ۲۱، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر به بررسی مولفه های اصلی که باید برای پیاده سازی نظام ارجاع در شهرستان بجنورد مد نظر قرار بگیرد، پرداخته است.
روش ها: در این مطالعه ترکیبی (کمی-کیفی) روش جمع آوری مولفه های اصلی به صورت مصاحبه با خبرگان بود که در نهایت اهمیت تمام مولفه های استخراج شده به صورت یک پرسشنامه محقق ساخته مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین برای بررسی دسته بندی مولفه ها در مجموعه های اصلی، از روش تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد.
نتایج: مولفه های پرکاربرد توسط خبرگان شامل "توانمندسازی (دانشی، مهارتی، روانشناختی) منابع انسانی دخیل در نظام ارجاع "، " توجه به انگیزش منابع انسانی دخیل در نظام ارجاع" و "تدوین فرایندهای مناسب نظام ارجاع و بازمهندسی فرایندها به فراخور شرایط" بودند. همچنین در نهایت تمام مولفه ها در سه گروه از الزامات اصلی در نظام ارجاع شهرستان بجنورد به سه دسته تقسیم بندی شدند که شامل الزامات سازمانی و مدیریتی، نیروی انسانی و فناوری اطلاعات بودند.
نتیجه گیری: به طور خلاصه مولفه های فراوانی می توانند در ارتقا نظام ارجاع کمک کنند که این مولفه ها می توانند در مجموعه الزامات سازمانی و مدیریتی، نیروی انسانی و فناوری دسته بندی شوند. برنامه ریزی دقیق جهت دستیابی به مولفه های تعریف شده در نظام ارجاع می تواند به بهبود نظام سلامت منتهی شود.
ابراهیم جعفری پویان، مریم بابایی آقبلاغ، فرنوش عزیزی، آیدا اصغری،
دوره ۲۱، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده
مدیریت یکی از ارکان مهم در جهت دستیابی به اهداف نظام سلامت است که همانند سایر حوزهها نیازمند افرادی متخصص است. ایجاد یک ساختار کارآمد برای شناسایی، بهکارگیری، آموزش، ارتقا، نظارت و ارزشیابی عملکرد مدیران میتواند به تخصصی شدن مدیریت در این حوزه کمک نماید و تا حدود زیادی از روندهای انتخاب غیرتخصصی و اعمال سلیقه شخصی جلوگیری کند. مدیران حوزه سلامت به فراخور سطح مدیریتی که در آن ایفای نقش میکنند باید شایستگیها و ویژگیهای مناسب آن سطح را داشته باشند و این مهم از طریق نظاممند شدن فرایندها حاصل میشود. کشورهای پیشرو در حوزه سلامت دارای ساختارهای میباشند که افرادی متخصص در حوزه مدیریت به صورت سیستمی در جایگاه مدیریت قرار گرفته و به سطوح بالاتر ارتقا مییابند. هر جامعهای میتواند از تجارب کشورهای پیشرو استفاده کرده و متناسب با بستر اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود، ساختار مناسب نظام سلامت خود را طراحی نماید تا به اهداف نظام سلامت دست یابد.
مهناز مایل افشار، مریم گودرزی،
دوره ۲۲، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۲ )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع جهانی ویروس کرونا، به شدت بر زندگی انسانها تأثیر گذاشته است. محدودیتهای اتخاذ شده برای کاهش سرعت انتشار ویروس بر فعالیتهای اقتصادی-اجتماعی و محیطزیست تأثیر میگذارد. این امر، پدیدهای چندبعدی است که آثار و پیامدهای آن در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، محیطزیست و سیاسی قابل رصد و رهگیری است. هدف از این مقاله بررسی پیامدهای بحران کرونا بر محیطزیست میباشد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع مقاله مروری حیطهای میباشد که بر اساس جمعآوری اطلاعات مقالههای منتشر شده در پایگاههای دادهای ،Science Direct, Web of Science، Google Scholar،PubMed در بازه زمانی سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ با هدف بررسی پیامدهای بحران کرونا بر محیطزیست انجام گرفت.
نتایج: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که بحران ویروس کرونا و شرایط قرنطینه، پیامدهای متعددی برای محیط زیست به همراه داشته است. این مطالعه نشان میدهد که از یکسو، در اثر توقف بسیاری از فعالیتهای بشری شاهد کاهش چشمگیر انتشار آلایندهها به شمول گازهای گلخانهای هستیم و از سوی دیگر، زبالهها و بخصوص زبالههای طبی و پلاستیکی، به طور نگرانکنندهای افزایش یافته است.
نتیجهگیری: با وجود آثار مثبت کووید-۱۹ بر عوامل محیطزیست، جنبههای منفی کوتاهمدت و بلندمدت آن شهود است. ضمن اینکه به نظر میرسد فعالیت اقتصادی کشور بعد از کرونا شدت یابد و لذا با تجزیهوتحلیل جامع اثرات کووید-۱۹ بر چندین بخش، میبایست اقدامات جدی در این زمینه صورت گیرد.
عاطفه تشت زر، ملیکه بهشتی فر، رضا زارع، امین نیک پور،
دوره ۲۲، شماره ۲ - ( ۶-۱۴۰۲ )
چکیده
زمینه و هدف: هدف این پژوهش، اعتبارسنجی مدل تکاملگرایی سازمانی در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بوشهر است.
مواد و روشها: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کمی با رویکرد مدلسازی ساختاری بود. جامعۀ آماری در این بخش از پژوهش، شامل کلیه مدیران، معاونان و کارشناسان موضوعی مورد مطالعه در بیمارستانهای بوشهر میباشد که تعداد آنها ۱۳۰ نفر بود. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان ۱۰۰ نفر تعیین و با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای ساده، انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود. سؤالات و گویههای پرسشنامه با استفاده از ادبیات پژوهش، مبانی نظری و نتایج حاصل از مطالعه کیفی تدوین گردید که روایی صوری و محتوایی آن با نظر متخصصان تائید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ ۹۷۶/۰ بهدست آمد. دادهها با روش مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار SMART PLS تحلیل شدند.
نتایج: یافته های این پژوهش نشان داد مدل ساختاری تکاملگرایی سازمانی دارای ۴۳ زیر مؤلفه در شش مؤلفه شرایط علی، زمینهای، واسطهای، پدیده محوری، راهبردها و پیامدها از برازش مناسبی برخوردار است و تمامی متغیرهای بهدست آمده میتوانند در طراحی مدل نهایی مورد توجه باشند. نتایج حاکی از آن بود که شرایط علّی، شرایط زمینهای، عوامل مداخلهگر و پیامدها در مدل تکاملگرایی سازمانی در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بوشهر معنادار شدند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد مدل تکاملگرایی سازمانی در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بوشهر دارای اعتبار است.
ابراهیم حسن زاده، حسن ابوالقاسم گرجی، عزیز رضاپور، مانی یوسف وند،
دوره ۲۲، شماره ۲ - ( ۶-۱۴۰۲ )
چکیده
زمینه و هدف: بیمه تکمیلی درمان نقش کلیدی در اقتصاد سلامت و پرداخت افراد داشته که موجب افزایش سطح دسترسی به خدمات سلامت و کیفیت زندگی فرد خواهد شد. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف بررسی چالشها و راهکارهای توسعه بیمههای تکمیلی درمان انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر بهصورت مرور نظاممند بود که به بررسی پژوهشهای مرتبط با چالشها و راهکارهای توسعه بیمه تکمیلی درمان در کشورهای مختلف و با محدودیت زمانی مقالات چاپشده در ۵ سال اخیر در پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی پرداخته است. برای هر مقاله فرم استخراج داده تکمیل و در نهایت دادهها طبقهبندی، خلاصهسازی و تحلیل گردید.
نتایج: با توجه به معیارهای ورود و خروج مطالعه تعداد ۱۷ مقاله وارد تحلیل شدند. عمده چالشها و راهکارهای توسعه بیمههای تکمیلی درمان در ۷ تم اصلی که شامل؛ حق بیمه و تأمین مالی، زیرساختها و بستری الکترونیک، بهبود بسته و ارتقا کیفیت، مخاطرات اخلاقی و انتخاب معکوس، هزینه اثربخشی و کارایی، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و آگاهی و تبلیغات مؤثر بودند، استخراج و بررسی شدند.
نتیجهگیری: با عنایت به وجود چالشها و موانع متعدد شناساییشده در توسعه بیمههای تکمیلی درمان، پیشنهاد میگردد بهمنظور رفع چالشها و موانع شناساییشده، به ایجاد زیرساختهای الکترونیکی و بسترسازی لازم جهت ارتقاء و توسعه سیاستهای بیمه تکمیلی درمان در ابعاد بسته خدمات، هزینه اثربخشی و کارایی پرداخت شود.
فاطمه داعی بیدگلی، لیلا نظری منش، کامران حاجی نبی،
دوره ۲۲، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۲ )
چکیده
زمینه و هدف: بازاریابی تجربی نوعی استراتژی بازاریابی است که در آن با ایجاد تجربیات واقعی زندگی، مشتریان را جذب و علاقهمند میکند تا از تجربه خود خاطره خوش و ماندگاری را ثبت کنند. ایجاد یک تجربه عالی برای مشتری، در خدمات مراقبتی در بخش سلامت دشوار است. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر بازاریابی تجربی بر قصد ویزیت مجدد در درمانگاههای تأمین اجتماعی استان قم میباشد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر ازلحاظ رویکرد، از نوع کمی و از نوع هدف کاربردی و ازنظر جمعآوری دادهها از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری شامل مراجعین به درمانگاههای تأمین اجتماعی استان قم بودند که بهصورت تصادفی طبقهای به تعداد ۵۲۲ نفر به مطالعه دعوت شدند. تحلیل دادهها با روش مدلسازی معادلات ساختاری کوواریانس محور با کمک نرمافزار ایموس نسخه ۲۴ انجام شد.
نتایج: تأثیر بازاریابی تجربی (با ابعاد تجربه حسی، تجربه فیزیکی، تجربه عاطفی، تجربه شناختی، تجربه رابطهای) بر قصد مراجعه مجدد به درمانگاه با مقدار ضریب مسیر (۰/۵۴۰+) مورد تأیید قرار گرفت. همچنین بررسی شاخصهای ساختاری مدل و روایی سازه، گواه برازش خوب مدل بودند.
نتیجهگیری: بازاریابی تجربی و به دنبال آن ارتقای روابط بیمار و پزشک ازجمله عواملی است که توجه به آنها میتواند بااهمیت باشد. مراکز بیمار محور میتوانند با تمرکز بر بازاریابی تجربی و فراهم کردن امکانات رفاهی و استفاده از فناوریها برای افزایش سهولت خدمترسانی، باعث افزایش احتمال بازگشت به درمانگاهها شوند.
محمدرضا شهرکی، حمیدرضا اسماعیلی،
دوره ۲۲، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از کاربردهای اصلی هوش مصنوعی در حوزه مدیریت بهینه پسماندهای بیمارستانی است که به پیشبینی حجم و نوع پسماندها میپردازد. هدف این مطالعه، شناسایی و رتبهبندی ریسکهای استفاده از سیستمهای هوش مصنوعی در مدیریت پسماندهای بیمارستانی با استفاده از رویکرد تصمیمگیری چند شاخصه میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع توصیفی و مقطعی است که در سال ۱۴۰۲ در دو بیمارستان علی ابن ابیطالب و خاتمالانبیاء شهرستان زاهدان صورت گرفته است. تعداد ۱۰ نفر از پرسنل این دو بیمارستان به عنوان اعضای خبره پنل دلفی انتخاب گردیدند که به منظور وزندهی ریسکها از روش آنتروپی شانون و جهت رتبهبندی ریسکها از روش تاپسیس استفاده گردید.
نتایج: در این مطالعه بهمنظور تعیین میزان اتفاقنظر میان اعضای پنل دلفی، از ضریب هماهنگی کندال استفاده شد. نتیجه ضریب کندال برای مرحله اول، دوم و سوم دلفی به ترتیب برابر با ۳/۶، ۱/۷ و ۳/۷ بود. وزندهی شاخصها با استفاده از مراحل روش آنتروپی شانون و بر اساس سه شاخص شدت تأثیر (۳/۰)، احتمال وقوع (۴/۰) و احتمال کشف (۳۲/۰) انجام پذیرفت. سپس جهت رتبهبندی ریسکهای شناساییشده بر اساس روش تاپسیس مهمترین ریسکها به ترتیب زیرساختهای لازم (۸۴۷/۰)، نیاز به دادههای دقیق و کامل (۷۵۱/۰) و بودجه (۷۴۹/۰) بودند.
نتیجهگیری: مدیران مراکز بهداشتی و درمانی با استفاده از روشهای تصمیمگیری چند شاخصه قادر خواهند بود تا به شناسایی و رتبهبندی ریسکهای استفاده از سیستمهای هوش مصنوعی در مدیریت پسماندهای بیمارستانی بپردازند و با توجه به اولویتها، جهت تقویت مدیریت پسماندها بپردازند.
رحیم صفوی میرمحله، محمدرحیم رمضانیان، محمود مرادی، مصطفی ابراهیم پور ازبری،
دوره ۲۲، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده
زمینه و هدف: بیتردید وضعیت سلامت یکی از مهمترین شاخصهای توسعه و پیشرفت اجتماعی میباشد. ارائه مراقبتهای بهداشتی نیز یک چالش عمده برای زندگی بشر است و مدیریت زنجیره تأمین در حوزه سلامت، از اهمیت استراتژیک برخوردار است. هدف این تحقیق، تحلیل و مقایسه نتایج فراترکیب با تحلیل مضمون در شناسایی مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی میباشد.
مواد و روشها: رویکرد این تحقیق، بهصورت کیفی (فراترکیب و تحلیل مضمون) و مقایسه نتایج آنها در شناسایی مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی میباشد. در گام اول؛ با رویکرد فراترکیب و مرور نظاممند مطالعات مرتبط در بیستوسه سال اخیر، مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی شناسایی شدند. بدین منظور، ابتدا تعداد ۱۰۰ مقاله شناسایی و پس از چند مرحله بررسی و پالایش، تعداد ۲۶ مقاله مبنای انجام تحقیق قرار گرفت. در گام بعدی، مخاطرات زنجیره تأمین داروسازی ایران با روش تحلیل مضمون و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و نمونهگیری هدفمند به دست آمدند و در نهایت نتایج این دو رویکرد با هم مقایسه و تحلیل شدند.
نتایج: در رویکرد فراترکیب، ۱۰ مخاطره به عنوان مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی جهان به صورت عام به دست آمد و همچنین با رویکرد تحلیل مضمون، ۱۰ مخاطره به عنوان مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی ایران بهصورت خاص به دست آمد. بر اساس نتایج، شش مخاطره کیفیت پایین مواد اولیه، پیچیدگی و ناسازگاری سیستمهای اطلاعاتی، تأمین ارز و پرداختهای مالی خارجی، حملونقل و بیمهها، افزایش قیمت مواد اولیه، در دسترس نبودن دارو در هر دو رویکرد فراترکیب و تحلیل مضمون مشترک بودند و به عنوان مخاطرات زنجیرههای تأمین صنعت داروسازی جهان به صورت عام و همچنین مخاطرات زنجیره تأمین صنعت داروسازی ایران به صورت خاص مطرح میباشند.
نتیجهگیری: ذینفعان زنجیره تأمین داروسازی ایران (از جمله بیمارستانها)، در اولویت نخست، باید برای بهبود عملکرد زنجیره تأمین بر روی این ۶ مخاطره مشترک تمرکز نموده و برای مدیریت آنها برنامهریزی نمایند. در اولویت دوم، بر روی ۴ مخاطره غیرمشترک که از طریق تحلیل مضمون بهعنوان مخاطرات مختص زنجیره تأمین صنعت داروسازی ایران به دست آمد، متمرکز و اقدامات و فعالیتهای کنترلی را اعمال نمایند.
لیلا والی، حجت فرهمندنیا، احمدرضا محمدپور،
دوره ۲۳، شماره ۲ - ( ۶-۱۴۰۳ )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش سن، اختلال عملکرد جسمانی بیشتر شده که این امر خود منجر به بروز مشکلات مختلف در سالمندان و افزایش نیاز به خدمات فوری پزشکی میشود. سالمندان عموماً از استفادهکنندگان مهم خدمات مراقبتهای بهداشتی و خدمات فوریتهای پیش بیمارستانی هستند. تجارب ذهنی افراد از اورژانس تحت تأثیر نیاز آنها به اطلاعات مرتبط و به موقع در رابطه با روشهای اورژانس و وضعیت بالینی آنها است. این نیازهای اطلاعاتی نیز توسط مراقبین افراد مسن در موقعیت اورژانس مورد نیاز است. این پژوهش با هدف تبیین تجربیات سالمندان از خدمات اورژانس پیش بیمارستانی در شهر شیراز انجام شده است.
مواد و روشها: این پژوهش در ۲ فاز انجام شد. فاز ۱ مربوط به سالمندان بود که این قسمت از مطالعه به صورت کیفی انجام و جهت گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. روش نمونهگیری از میان سالمندان و تکنسینها به صورت هدفمند و گلوله برفی بود و تا حد اشباع ادامه یافت و دادهها به روش کلایزی تحلیل شد. در فاز ۲ مطالعه نیز جهت بررسی تجربیات مشارکتکنندگان و ارائه پیشنهاد، پنل خبرگان تشکیل شد.
نتایج: فاز اول مطالعه حاضر، بیان تجربیات ۲۱ نفر از سالمندانی بود که از خدمات اورژانس پیش بیمارستانی استفاده کردند. متن مصاحبهها مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت و مضمونهایی از آن استخراج گردید. سپس مضمونها به زیر مضمونهای مربوطه دستهبندی شدند: " وضعیت آمبولانس، عملکرد تکنسینها، عملکرد زمانی اورژانس و قوانین و مقررات اورژانس "؛ و در فاز دوم نیز ارائه راهکار توسط پنل خبرگان ارائه شده است.
نتیجهگیری: تجربیات سالمندان نشاندهنده مشکلاتی است که هنگام دریافت خدمات اورژانس پیش بیمارستانی آنها را با مشکل مواجه میکند از جمله: وضعیت نامناسب آمبولانسها، مشکلات مربوط به عملکرد تکنسینها، عملکرد زمانی اورژانس و قوانین و مقرراتی که باعث نارضایتی آنها شده است. پیشنهادهایی برای حل این مشکلات توسط پنل خبرگان ارائه شد که امید است بتواند در سیاستگذاری برای ارائه خدمات بهتر به سالمندان در اورژانس پیش بیمارستانی مورد استفاده قرار گیرد.
حسن جعفری، محمدکاظم رحیمی، فرنوش قمی، عطیه دهقان نیری،
دوره ۲۳، شماره ۲ - ( ۶-۱۴۰۳ )
چکیده
زمینه و هدف: هوش سیاسی بالا نزد مدیران، میتواند موجب افزایش بهرهوری و عملکرد سازمانی و مهارتهای مدیریتی از جمله مهارتهای ارتباطی مدیران گردد. با توجه به اهمیت هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی مدیران، مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط هوش سیاسی با مهارتهای ارتباطی در مدیران و مسئولان واحدهای بیمارستانهای آموزشی شهر یزد انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش به صورت توصیفی-مقطعی و از نوع کاربردی و بر روی ۶۵ نفر از مدیران بیمارستانها و به صورت سرشماری انجام شد. از دو پرسشنامه استاندارد استفاده و تحلیل دادهها با استفاده از آمارههای توصیفی و آزمونهای آماری تحلیلی در نرم افزار SPSS ۲۶ انجام شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار هوش سیاسی برابر با (۱۱,۹۶±۱۰۷,۱۵) و مهارتهای ارتباطی برابر با (۷,۴۶±۵۹,۴۶) و بالاتر از متوسط بود. بین میانگین نمره کلی هوش سیاسی با هیچکدام از متغیرهای دموگرافیک ارتباط معنیداری وجود نداشت. بین میانگین نمره کلی مهارتهای ارتباطی با متغیرهای دموگرافیک نیز فقط در متغیر جنسیت ارتباط معنیداری مشاهده شد (P-value=۰,۰۲۹). از بین ابعاد هوش سیاسی بیشترین میانگین مربوط به بعد صداقت آشکار (۳,۲۱±۳۱.۸۷) و کمترین بازیهای اجتماعی (۳.۵۹±۲۰.۴۷) و از بین ابعاد مهارتهای ارتباطی بیشترین مربوط به مهارت کلامی (۲.۵۳±۱۸,۷۶) و کمترین مهارت بازخورد (۲.۹۶±۱۹,۸۴) بود. آزمون همبستگی اسپیرمن نیز نشان داد بین هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی همبستگی مثبتی وجود دارد (۵۲۷/۰= r).
نتیجهگیری: تأکید بر ابعاد هوش سیاسی و مهارتهای ارتباطی مدیران و شناسایی وضعیت و بهکارگیری اقدامات اصلاحی در راستای ارتقای عملکرد آنها، حائز اهمیت میباشد. همچنین با توجه به پایینتر بودن میانگین ابعاد بازیهای اجتماعی از هوش سیاسی و مهارت بازخورد از مهارتهای ارتباطی در این مطالعه، برنامهریزی و اجرای برنامههای مناسب جهت ارتقا آنها ضروری به نظر میرسد.
رضا رضایتمند، علی اکبر فضائلی، مریم رمضانیان،
دوره ۲۳، شماره ۲ - ( ۶-۱۴۰۳ )
چکیده